شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > علمی و ادبی > ادبیات و علوم انسانی > شعر > نیما یوشیج


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 26-06-2011, 13:06   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,178
Thanks: 7,155
Thanked 25,863 Times in 6,966 Posts
Wink ققنوس (شعر نیما)

ققنوس



ققنوس، مرغ خوش خوان، آوازه ی جهان

آواره مانده از وزش بادهای سرد

بر شاخ خیزران

بنشسته است فرد

بر گرد او به هر سر شاخی پرندگان.



او ناله های گمشده ترکیب می کند

از رشته های پاره ی صدها صدای دور

در ابرهای مثل خطی تیره روی کوه

دیوار یک بنای خیالی

می سازد

از آن زمان که زردی خورشید روی موج

کمرنگ مانده است و به ساحل گرفته اوج

بانگ شغال و مرد دهاتی

کرده ست روشن آتش پنهان خانه را

قرمز به چشم، شعله ی خردی

خط می کشد به زیر دو چشم درشت شب

وندر نقاط دور

خلق اند در عبور.




او، آن نوای نادره، پنهان چنان که هست

از آن مکان که جای گزیده است می پرد

در بین چیزها که گره خورده می شود

با روشنی و تیرگی این شب دراز

می گذرد

یک شعله را به پیش

می نگرد.



جایی که نه گیاه در آن جاست نه دمی

ترکیده آفتاب سمج روی سنگهاش

نه این زمین و زندگی اش چیز دلکش است

حس می کند که آرزوی مرغها چو او

تیره ست همچو دود، اگر چند امیدشان

چون خرمنی ز آتش

در چشم می نماید و صبح سفیدشان

حس می کند که زندگی او چنان

مرغان دیگر ار به سر آید

در خواب و خورد

رنجی بود کز آن نتوان نام برد.



آن مرغ نغزخوان

در آن مکان ز آتش تجلیل یافته

اکنون به یک جهنم تبدیل یافته

بسته ست دم به دم نظر و می دهد تکان

چشمان تیزبین

وز روی تپه

ناگاه چون به جای پر و بال می زند

بانگی برآرد از ته دل سوزناک و تلخ

که معنی اش نداند هر مرغ رهگذر

آنگه ز رنجهای درونیش مست

خود را به روی هیبت آتش می افکند

باد شدید می دمد و سوخته ست مرغ

خاکستر تنش را اندوخته ست مرغ

پس جوجه هاش از دل خاکسترش به در.

امضای خادم الزینب


خدایـــــــــــــا؛
بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم؛
بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم؛
بابت لحظات شادی که به یادت نبودم؛
بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم؛
بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم؛
مرا ببخش ...
چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
ققنوس, نیما, یوشیج, شعر


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
داروگ (شعر نیما) خادم الزینب نیما یوشیج 0 24-06-2011 15:53
هست شب (شعر نیما ) خادم الزینب نیما یوشیج 0 24-06-2011 15:49
نیما یوشیج به روایت تصویر خادم الزینب گالری عکس موضوعی 0 24-06-2011 15:41
شعری زیبا از نیما یوشیج saaghar شعر 0 31-03-2011 11:34
زندگی نیما، مختصر و مفید dendelak شخصیت های ادبی ، علمی و تاریخی 1 18-01-2011 09:40

TwitterFacebookGoogle Plushttp://www.nooreaseman.ir/p/blog-page_6643.htmlRSS Feedتبادل لينك

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 14:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1