شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > خاندان عصمت و طهارت > حضرت عبدالعظیم حسنی ( ع )


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 07-02-2012, 00:39   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,468
Thanks: 7,301
Thanked 27,121 Times in 7,240 Posts
پیش فرض زن در روایات حضرت عبدالعظیم حسنى(علیه السلام)

زن در روایات حضرت عبدالعظیم حسنى(علیه السلام)


مهدى مهریزى


در روایتهاى منقول از حضرت عبدالعظیم(ع) دو روایت مربوط به زنان به چشم مى ‏خورد، این نوشتار بر آن است تا تحلیلى سندى و متنى از این دو حدیث به‏دست دهد:

روایت یكم؛ حدیث معراج
حدّثنا علی بن عبداللّه الورّاق قال: حدّثنا محمّد بن أبی عبداللّه الكوفی،عن سهل بن زیاد ال‏آدمی،عن عبدالعظیم ابن عبداللّه الحسنی، عن محمّد بن علی الرضا،عن أبیه الرضا، عن أبیه موسى بن جعفر، عن أبیه جعفر بن محمّد، عن أبیه محمّد بن علی، عن أبیه علی بن الحسین، عن أبیه الحسین بن علی، عن أبیه أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب(ع) قال: دخلت أنا وفاطمة على رسول اللّه(ص)، فوجدته یبكی بكاءاً شدیداً، فقلت: فداك أبی واُمّی یا رسول اللّه ! ما الذی أبكاك؟ فقال: یا علی، لیلة اُسری بی إلى السماء رأیت نساء من اُمّتی فی عذاب شدید، فأنكرت شأنهنّ فبكیت لما رأیت من شدّة عذابهنّ.
ورأیت امرأة معلّقة بشعرها، یغلی دماغ رأسها.
ورأیت امرأة معلّقة بلسانها، والحمیم یُصَبُّ فی حلقها.
ورأیت امرأة معلّقة بثدییها.
ورأیت امرأة تأكل لحم جسدها، والنّار توقد من تحتها.
ورأیت امرأة قد شُدَّ رجلاها إلى یدیها، وقد سُلَّّطَ علیها الحیّات والعقارب.
ورأیت امرأة صمّاء عمیاء خرساء فی تابوت من نار، یخرج دماغ رأسها من منخرها، وبدنها متقطّع من الجذام والبرص.
ورأیت امرأة معلّقة برجلیها، تنور من نار.
ورأیت امرأة تقطّع لحم جسدها من مقدّمها ومؤخّرها بمقاریض من نار.
ورأیت امرأة تحرق وجهها ویداها، وهی تأكل أمعائها.
ورأیت امرأة رأسها رأس الخنزیر وبدنها بدن الحمار وعلیها ألف ألف لون من العذاب.
ورأیت امرأة على صورة الكلب، والنّار تدخل فی دبرها وتخرج من فیها والملائكة یضربون رأسها وبدنها بمقامع من نار.
فقالت فاطمة(س): حبیبی وقرّة عینی، أخبرنی ما كان عملهنّ وسیرتهنّ حتّى وضع اللّه علیهنّ هذا العذاب؟
فقال: یا بنیّتی،أمّا المعلّقة بشعرها، فإنّها كانت لا تغطّی شعرها من الرجال.
وأمّا المعلّقة بلسانها، فإنّها كانت تؤذی زوجها.
وأمّا المعلّقة بثدییها، فإنّها تمتنع من فراش زوجها.
وأمّا المعلّقة برجلیها، فإنّها كانت تخرج من بیتها بغیر إذن زوجها.
وأمّا التی تأكل لحم جسدها، فإنّها تزیّن بدنها للنّاس.
وأمّا التی شُدَّ یداها إلى رجلیها وسُلِّط علیها الحیّات والعقارب، فإنّها كانت قذرة الوضوء قذرة الثیاب، وكانت لا تغتسل من الجنابة والحیض ولا تنتظف وكانت تستهین بالصلاة.
وأمّا الصمّاء العمیاء الخرساء، فإنّها كانت تلد من الزنا فتعلّقه فی عنق زوجها.
وأمّا التی تقرض لحمها بالمقاریض، فإنّها كانت تعرض نفسها على الرجال.
وأمّا التی كانت تحرق وجهها وبدنها وتأكل أمعائها، فإنّها كانت قوّادة.
وأمّا التی كان رأسها رأس الخنزیر وبدنها بدن الحمار، فإنّها كانت نمّامة كذّابة.
وأمّا التی كانت على صورة الكلب والنّار تدخل فی دبرها وتخرج من فیها، فإنّها كانت قینة نوّاحة حاسدة.
ثمّ قال (ع): ویل لامرأة أغضبت زوجها وطوبى لامرأة رضی عنها زوجها(1)؛
عبدالعظیم حسنى از حضرت رضا و او از پدران گرامى‏اش از امیرالمؤمنین(ع) نقل مى‏كند كه فرمود: من و فاطمه بر حضرت رسول (ص) داخل شدیم، و او را، در حالى كه سخت مى‏گریست، مشاهده كردیم، گفتم: پدر و مادرم فداى تو باد! علت گریه شما چیست ؟
فرمود: یا على ، شبى كه مرا به آسمان بردند، عده‏اى از زنان امّت خود را دیدم، در حالى كه به عذاب سختى گرفتار بودند. از این گرفتارى -كه از براى آنها بود بسیار ناراحت شدم و لذا از دیدن این منظره و شدّت عذابشان به گریه افتادم.
حضرت فرمود: زنى را دیدم كه از موهاى خود آویزان بود و مغز سرش مى‏جوشید.
دیگرى را دیدم كه از زبان معلّق شده و آب داغ بر حلق او مى‏ریختند.
یكى را دیدم كه از پستان آویزان گردیده است.
زنى را دیدم كه از گوشت بدن خود مى‏خورد، در حالى كه آتش در زیر او شعله مى‏كشید.
زنى را دیدم كه پاهاى خود را بر دست خویش محكم فشرده و مار و عقرب بر او مسلّط شده بودند.
دیگرى را مشاهده كردم، در حالى كه گنگ و كر و لال بود و در میان تابوتى از آتش قرار داشت و مغز سرش از دو سوراخ بینى او بیرون مى‏ریخت و بدن او از جذام و برص از هم پاشیده بود.
فرمود: زنى را دیدم كه از پا به تنورى از آتش معلّق شده بود.
دیگرى را مشاهده كردم كه گوشت بدنش را از جلو و عقب با مقراضها مى‏بریدند.
زنى را دیدم كه صورت و دستهاى او مى‏سوخت و وى امعاى خود را مى‏خورد.
دیگرى را دیدم كه سرش مانند سر خوك و بدنش مانند بدن الاغ و او را هزاران نوع عذاب فرا گرفته بود.
زنى را به هیئت سگ دیدم، در حالى كه آتش در اسافل اعضاى وى مى‏رفت و از دهان او بیرون مى‏شد و فرشتگان با عمود به سر و بدن او مى‏زدند.
حضرت زهرا(س) عرض كرد: اى پدر بزرگوار، بفرمایید كارهاى آنان در دنیا چه بوده كه خداوند این عذابها را بر آنها مقرّر ساخته است ؟
حضرت فرمود: اى دختر من، آن زنى كه از موها آویزان بود، براى این بود كه وى سر خود را از نامحرمان نمى‏پوشید و موهاى خود را پنهان نمى‏ساخت.
زنى كه از زبان معلّق بود، به خاطر این بود كه وى از تمكین و فراش شوهرش خوددارى مى‏كرد.
زنى كه از پا آویزان گردیده، براى این بود كه بدون اذن شوهرش از خانه خارج مى‏شد.
اما زنى كه از گوشت بدن خود مى‏خورد، او از این جهت معذّب بود كه خود را آرایش مى‏داد و در انظار مردم جلوه مى‏كرد.
زنى كه پاهاى او را به دستش چسبانیده و مار و عقرب بر او مسلّط كرده بودند، بود به خاطر این بود كه از كثافت و آلودگیها خود را تمیز نمى‏كرد و لباسهاى خویش را چركین نگاه مى‏داشت، و از جنابت و حیض غسل نمى‏كرد و به نظافت و پاكیزگى اهمیت نمى‏داد و نماز را سبك مى‏داشت.
زنى كه گنگ و كر و كور بود، از این جهت بود كه فرزندانى را از زنا مى‏زایید و به شوهرش نسبت مى‏داد.
زنى كه گوشتهاى بدنش با قیچى بریده مى‏شد، از این جهت بود كه او خود را در معرض خواهشهاى مردان مى‏گذاشت.
اما زنى كه صورت و بدنش مى‏سوخت و روده‏هاى خود را مى‏خورد، براى این بود كه وى زنها و مردها را هم مربوط مى‏ساخت تا كارهاى زشت و فحشا انجام دهند.
زنى كه سرش مانند سر خوك و بدنش مانند بدن الاغ بود، علتش این بود كه سخن چینى و نمّامى مى‏كرد.
زنى كه صورتش مانند سگ بود و آتش در اسافل او داخل مى‏شد و از دهانش بیرون مى‏رفت، از این جهت بود كه وى زنى آوازه‏خوان و حسود بود.
پس از آن حضرت فرمود: واى بر زنى كه شوهرش را به خشم آورد، و خوشبخت آن زنى كه زوج او از وى خوشنود باشد!
در بررسى این روایت، به طرح دو پرسش اساسى مى‏پردازیم كه یكى به صحت انتساب و صدور برمى‏گردد و دیگرى به محتوا و متن، و البته نمى‏توان توقع داشت پاسخ كنونى، جواب نهایى تلقى گردد، بلكه هدفْ طرح مسأله و زمینه‏سازى جهت پژوهشهاى عمیق‏ترى است.

پرسش نخست
آیا بر پایه قواعد ارزیابى سند بر مشربها و مسلكهاى مختلف، راهى براى تصحیح این خبر وجود دارد؟
ذكر چند نكته مى‏تواند در پاسخ مفید افتد:
1. این روایت در كتب قدما تنها در عیون اخبار الرضا(ع)، اثر شیخ صدوق (305- 381ق) نقل شده است. پس از آن تا قرن یازدهم در دیگر آثار حدیثى ذكرى از آن در میان نیست و در این قرن در كتب وسائل الشیعة(2) شیخ حر عاملى(1033 - 1104ق) و بحارالأنوار(3) علامه مجلسى(1037- 1110ق) و نورالثقلین‏(4) حویزى (م‏1112ق) از عیون اخبار الرضا نقل شده است؛ چنان‏كه در آثار حدیثى اهل سنت نیز نقل نشده است.
قابل ذكر است كه فرازهاى دیگر حدیث معراج در كتب قدما چون المحاسن‏(5) برقى(م‏274ق)، قرب الإسناد(6) حمیرى(م‏4ق)، الكافى‏(7) كلینى(م‏329ق)، دعائم الاسلام‏(8) قاضى نعمان (م 363ق) و آثار متعدد شیخ صدوق چون من لایحضره الفقیه،(9) علل الشرائع،(10) الامالى،(11) التوحید،(12) كمال الدین و تمام النعمة(13) و معانى الاخبار(14) نقل شده است.
بر این اساس، این حدیثْ قرینه كثرت نقل را در كتب قدما با خود ندارد، با اینكه فرازهاى دیگر به كثرت نقل شده است.
2. از جهت سندى در سلسله راویان آن سهل بن زیاد آدمى قرار دارد كه نه تنها توثیق نشده، بلكه برخى او را تضعیف كرده‏اند.
نجاشى درباره او گفته است:
سهل بن زیاد، ابو سعید ال‏آدمى الرازى كان ضعیفاً فى الحدیث، غیر معتمد فیه، و كان أحمد بن محمّد بن عیسى یشهد علیه بالغلو و الكذب و أخرجه من قم إلى الری.(15)
شیخ طوسى گوید:
سهل بن زیاد ال‏آدمى الرازى، یكنى أبا سعید، ضعیف.(16)
و نیز در استبصار در ذیل روایتى نوشته است:
و اما الخبر الاول، فراویه أبو سعید الأدمى و هو ضعیف جداً عند نقّاد الاخبار.(17)
و ابن غضایرى درباره‏اش گفته است:
سهل بن زیاد ابو سعید ال‏آدمى الرازى، كان ضعیفاً جداً فاسد الروایة و المذهب.(18)
و چنان‏كه محققان دانش رجال گفته‏اند، توثیق شیخ طوسى در یك مورد از كتاب رجال سهوالقلمى از سوى او و یا ازدیادى از سوى نسخه‏پردازان است.(19)
و همینان گفته‏اند كه تلاشهاى وحید بهبهانى در توثیق سهل ره به جایى نمى‏برد و این شواهد و قراین بسیار سُست است.(20)
همچنین محمّد بن ابى عبداللّه الكوفى در كتب رجال توثیق نشده است، گرچه تضعیفى نیز برایش مكتوب نیست.(21)
3. از سوى دیگر در حوزه مسائل معرفتى و اخبار از حقایق، خبر واحد صحیح‏السند نیز اعتبارى ندارد؛ چرا كه این حوزه از مسائل تعبد بردار نیست.(22)
خلاصه آنكه راهى براى پى‏بردن به صدور و انتساب این حدیث در دست نیست.

پرسش دوم
در این حدیث، یازده نكته درباره رفتار زنان ذكر شده است. پنج مطلب به زنان اختصاص دارد: 1. حجاب، 2. بیرون رفتن از منزل، 3. امتناع از بستر همسر، 4. آرایش و خودآرایى، 5. عرضه خویش بر مردان.
و شش مطلب دیگر از رفتارهاى مشترك است؛ یعنى در رفتار مردان و زنان، یكسان دیده مى‏شود. آنها عبارت‏اند از: 1. زنا، 2. همسرآزارى، 3. پلیدى و پلشتى، 4. قوّادى، 5. سخن‏چینى و دروغگویى، 6. آواز خوانى و حسادت.
سؤال این است كه چرا در این رفتارهاى مشترك، فقط زنان گنهكار منظور شده‏اند، با آنكه رسول خدا این سخنان را در برابر حضرت على(ع) و فاطمه(س) بیان مى‏كرد، آیا این رفتارها از مردان سر نمى‏زند، آیا مى‏توان گفت این رفتارها در زنان بیشتر است؟ به سخن دیگر، چرا رسول خدا از مردانى كه به چنین گناهانى آلوده شده و كیفر مى‏دیدند، خبر نداد؟
گذشته از آنكه حرمت برخى از آن موارد پنجگانه به صورت مطلق در بحثهاى فقهى مورد تردید است.
خروج زنان از منزل ،بدون اذن شوهران در صورتى حرام است كه با حقوق خاص شوهر مغایرت داشته باشد. از این‏رو، برخى از فقیهان، چون آیةاللّه خویى، خروج زن را در صورت عدم تنافى با حقوق خاص شوهر جایز مى‏شمرد، ایشان در این زمینه مى‏گوید:
زن نمى‏تواند بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود، در صورتى كه بیرون رفتن با حق استمتاع منافى باشد؛ البته احتیاط مستحب آن است كه مطلقاً بدون اجازه خارج نشود.(23)

روایت دوم
عن أحمد بن أبی عبداللّه البرقی، عن عبدالعظیم بن عبداللّه الحسنی، عن محمّد بن عمر بن یزید، عن حمّاد بن عثمان، عن عمر بن یزید قال: قال أبوعبداللّه(ع) جاءت امرأة من أهل البادیة إلى النبی(ص) ومعها صبیان حاملة واحداً وآخر یمشی، فأعطاها النبی(ص) قرصاً، ففلقته بینهما، فقال رسول اللّه(ص): الحاملات الرحیمات لولا كثرة لعبهنّ، لدخلت مصلّیّاتهنّ الجنّة؛(24)
عمر بن یزید گوید: حضرت صادق (ع) فرمود: زنى از بادیه نشینان خدمت حضرت رسول (ص) رسید، در حالى كه دو كودك همراه داشت ؛ یكى از آن دو را بغل گرفته و دیگرى با او راه مى‏رفت. حضرت به آن زن قرص نانى مرحمت فرمود، زن قرص نان را بین آن دو كودك تقسیم كرد. پیغمبر فرمود: زنانى كه كودكان خود را در بغل مى‏گیرند و به آنان مهر و محبّت مى‏ورزند، اگر كثرت لعب و لهو آنان نبود، اكثر نمازگزارانشان داخل بهشت مى‏شدند.
در منابع دیگر این حدیث با تغییراتى در مضمون نقل شده است.
محمّد بن یعقوب، عن محمّد بن یحیى، عن أحمد بن محمّد، عن علی بن الحكم، عن على بن أبی حمزة، عن أبی بصیر قال: سمت أبا عبداللّه (ع) یقول: خطب رسول اللّه(ص) النساء فقال: یا معشر النساء، تصدقن و لو من حلیكن و لو بشق تمرة، فإنّ أكثركنّ حطب جهنم، إنّكنّ تكثرن اللعن و تكفرن العشرة، فقالت إمرأة: یا رسول اللّه، الیس نحن الأمهات الحاملات المرضعات، ألیس منّا البنات المقیمات و الإخوات المشفقات؟ فقال: حاملات والدات مرضعات رحیمات، لولا مایأتین إلى بعولتهن، ما دخلت مصلیة منهن النار؛(25)
ابو بصیر گوید: از امام صادق(ع) شنیدم كه رسول خدا(ص) زنان را مخاطب قرار داده و فرمود: اى گروه زنان، صدقه دهید گرچه از زیور خود یانیم خرمایى باشد؛ زیرا بیشتر شما هیزم دوزخ‏اید. شما بسیار لعن و نفرین بر زبان دارید و معاشرت را نادیده مى‏انگارید. زنى فرمود: اى رسول خدا، آیا ما مادران و شیردهنده كودكان نیستیم؟ آیا دختران همراه و خواهران مهربان از ما نیست؟ آن‏گاه فرمود: شما باردار، زاینده، شیردهنده و مهربانید؛ اگر رفتار(بد)تان با شوهران نبود، هیچ نمازگزارى از شما به آتش نمى‏افتاد.
در منابع اهل سنت این حدیث با تعبیراتى دیگر منقول است:
حدثنا عبداللّه، حدثنى ابى، حدثنا محمّد بن جعفر، حدثنا شعبه و حجاج، قال حدثنی شعبه عن منصور؛ قال سمعت سالماً، قال حجاج عن سالم بن ابى الجعد، قال ابن جعفر سمعت سالم بن ابى المجد، قال ذكرنى عن ابن امامة:
إنّ إمرأة أتت النبى(ص) تسأله و معهاصبیان لها، فأعطاها ثلاث تمرات، فاعطت كل واحد منهما تمرة، قال ثمّ إنّ أحد الصبیین بكى، قال فشقتها فاعطت كل واحد نصفاً .فقال رسول اللّه(ص): حاملات والدات رحیمات بأولادهن لولا ما یصنعن بأزواجهن لدخل مصلیاتهن الجنة؛(26)
زنى نزد پیامبر آمد تا از ایشان سؤال كند و همراه او دو كودك بود. پیامبر به وى سه خرما داد. زن هم به هر یك خرمایى داد. آنگاه یكى از دو كودك گریه كرد. مادر خرماى سوم را دو نیمه كرد و به هر یك داد. آن‏گاه رسول خدا فرمود: مادرانى كه كودكان را حمل مى‏كنند و به آنان مهر مى‏ورزند، اگر نبود آنچه كه با شوهران رفتار مى‏كنند، نمازگزاران آنها وارد بهشت مى‏شدند.
با تفاوتى اندك در سند و متن در جاى دیگر مسند احمد نیز نقل شده است.(27)
همین مضمون با سندى متفاوت در سنن ابن ماجه نیز منقول است؛(28) چنان‏كه پاره‏اى از كتابهاى دیگر حدیثى اهل سنت نیز آن را درج كرده‏اند.(29)
درباره این حدیث نیز مانند حدیث سابق دو بحث مطرح است:

یك. ارزیابى صدور
حدیث علل الشرائع به جهت عدم توثیق محمّد بن عمر بن یزید(30) اعتبار رجالى به معناى مشهور را ندارد و حدیث كافى به جهت وجود على بن ابى حمزه ضعیف است.(31) علامه مجلسى نیز بدان تصریح دارد و فرموده است:
ضعیف على المشهور.(32)
روایت ابن ماجه را شارحان این كتاب، ضعیف توصیف كرده‏اند.(33)
همچنین این روایت نیز مانند حدیث گذشته قرینه كثرت نقل در كتب متقدم را با خود به همراه ندارد، گرچه قدرى از آن بلند پایه‏تر است. از آنجا كه این حدیث نیز مربوط به مضامین غیر فقهى است، همان قاعده اینجا نیز سریان دارد.

دو. ارزیابى محتوایى
در روایت حضرت عبدالعظیم، كثرت لعب و لهو به عنوان مانع بهشت یاد شده و در دو نقل دیگر، رفتار زنان با شوهرانْ مانع شمرده شده است. مفهوم حدیث، چنان است كه به جهت كثرت لهو یا رفتار نامناسب با شوهران، اكثر نماز گزاران زنان از بهشت محروم‏اند و یا اینكه اهل آتش‏اند. البته بدین مضمون روایتهایى دیگر نیز نقل شده است؛(34) ولى این مضمون با دسته‏هاى دیگر از روایات ناسازگارى دارد كه به اجمال بدان اشاره مى‏شود:
الف. روایاتى كه اكثر بهشتیان را زنان معرفى مى‏كند، یا اكثر بهشتیان را از مستضعفان زنان مى‏داند. البته معارضه قسم دوم، چندان چشمگیر نیست.
1. و روى الفضیل عن أبی عبداللّه(ع) قال: قلت: له شى‏ء یقوله الناس إنّ أكثر أهل النار یوم القیامة النساء قال: و أنّى ذلك، و قد یتزوج الرجل فی الاخرة ألفاً من نساء الدنیا فی قصر من درة واحدة؛(35)
فضیل گوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: مردم مى‏گویند بیشتر دوزخیان در قیامت زنان‏اند؟ فرمود: چگونه، با اینكه در آخرت یك مرد با هزار زن دنیایى ازدواج مى‏كند و در كاخى كه از دُرّه بنا شده زندگى مى‏كنند.
2.و باسناده (الصدوق) عن عمار الساباطى، عن ابى عبداللّه(ع) قال: أكثر أهل الجنة من المستضعفین النساء، علم اللّه ضعفهن فرحمهن؛(36)
امام صادق(ع) فرمود: بیشتر بهشتیان از مستضعفان زنان‏اند. خداوند ضعف و ناتوانى‏شان را دید و آنان را مورد رحمت قرار داد.
ب. احادیثى كه دلالت دارد بهشت زیر پاى زنان یا مادران است، یا بوسیدن میان چشمان مادر، آدمى را بهشتى مى‏كند:
1. حدثنا أبو یوسف محمّد بن احمد الرقى، حدثنا محمّد بن سلمة الحرانى، عن محمّد بن اسحاق، عن محمّد بن طلحة بن عبدالرحمن بن ابى بكر الصدیق، عن معاویة بن جاهمة السلمى قال أتیت رسول اللّه(ص) فقلت: یا رسول اللّه، إنّى كنت أردت الجهاد معك ابتغى بذلك وجه اللّه والدار الاخرة قال: ویحك أحیة أمك؟ قلت نعم یا رسول اللّه. قال فارجع إلیها فبرها. ثم أتیته من أمامه فقلت: یا رسول‏اللّه، إنّى كنت أردت الجهاد معك ابتغى بذلك وجه اللّه و الدار الاخرة. قال: ویحك أحیة أمّك؟ قلت: نعم یا رسول اللّه، قال: ویحك ألزم رجلها فثم الجنة؛(37)
معاویة بن جاهمة گوید: خدمت پیامبر(ص) رسیدم و گفتم: مى‏خواهم با شما در راه خدا و زندگى آخرت جهاد كنم. فرمود: آیا مادرت زنده است؟ گفتم: بلى. فرمود: برگرد و به او نیكى كن. از مقابل حضرت آمدم و گفتم: اى رسول خدا، مى‏خواهم با شما در راه خدا و براى زندگى آخرت در جهاد شركت كنم. فرمود: آیا مادرت زنده است؟ گفتم: بلى. فرمود: پاهاى مادرت را بچسب كه بهشت همان جاست.
2. إنّ الجنة تحت رجل المرأة؛(38)
بهشت زیر پاى زن است.
3.عن انس عن النبى(ص): الجنة تحت أقدام الأمهات؛(39)
پیامبر(ص) فرمود: بهشت زیر پاهاى مادران است.
4. عن فاطمة عن النبى(ص): ألزم رجلها فإنّ الجنة تحت أقدامها؛(40)
پیامبر(ص) فرمود: ملازم مادر باش، كه بهشت زیر پاهاى اوست.
5. عن سعید بن المسیب قال: قال عمر: كنّا مع رسول اللّه(ص) على جبل فأشرفنا على واد، فرایت شاباً یرعى غنماً له اعجبنى شبابه. فقلت: یا رسول اللّه(ص)، و أى شباب لو كان شبابه فى سبیل اللّه! فقال النبى(ص): یا عمر، فلعله فى بعض سبیل اللّه و انت لا تعلم. ثم دعاه النبى(ص) فقال: یا شاب، هل لك من تعول؟ قال: نعم. قال: من؟ قال: أمى. فقال النبى(ص): ألزمها، فإنّ عند رجلیها الجنة؛(41)
عمر گوید: یا پیامبر بر بلنداى كوهى بودیم كه مشرف بر سرزمینى بود. جوانى را دیدم كه چوپانى مى‏كند. از جوانى‏اش خوشم آمد. گفتم: اى رسول خدا، چه جوانى! كاش جوانى‏اش در راه خدا بود. پیامبر فرمود: شاید در راه خداست و تو نمى‏دانى. پیامبر جوان را فراخواند و فرمود: اى جوان، آیا عایله دارى؟ گفت: بلى. فرمود: چه كسى؟ گفت: مادرم. فرمود: ملازم او باش، كه بهشت پیش پاهاى اوست.
6. حدثنا بكر بن محمّد الصیرفى بمرو، حدثنا ابو قلایة و حدثنا على بن حمشاذ العدل، حدثنا الحسن بن سهل المجوز، حدثنا ابو عاصم عن أبن جریح، حدثنى محمّد بن طلحة بن عبدالرحمن، عن أبیه، عن معاویة بن جاهمه، أن جاهمة أتى النبى(ص) فقال: یا رسول اللّه، إنّى أردت أن أغزو و جئت استشیرك. فقال: أك والدة؟ قال: نعم. قال: اذهب فالزمها، فإنّ الجنة عند رجلیها؛(42)
جاهمة نزد رسول خدا آمد و گفت: مى‏خواهم همراه شما در جنگ شركت كنم و براى مشورت نزد شما آمدم. پیامبر(ص) فرمود: آیا مادر دارى؟ گفت: بلى. فرمود: برو و ملازم او باش، كه بهشت پیش پاهاى اوست.
7. الجنة بناؤها اقدام الامهات؛(43)
زیر بناى بهشت، گامهاى مادران است.
8.عن ابن عباس، عن النبى(ص): من قبل بین عینى أمّه كان له ستراً من النار؛(44)

پیامبر فرمود: هر كه میان چشمان مادرش را ببوسد، این بوسه پرده‏اى در برابر آتش خواهد بود.
ج. روایاتى كه محبت و علاقه‏مندى به زنان را نشانه دیندارى مى‏داند:
1. محمّد بن یعقوب، عن محمّد بن یحیى العطار، عن عبداللّه بن محمّد، عن على بن الحكم، عن ابان بن عثمان، عن عمر، عن یزید، عن أبى عبداللّه(ص) قال: ما أظن رجلاً یزداد فى الایمان خیراً إلاّ ازداد حباً للنساء؛(45)

امام صادق(ع) فرمود: گمان نمى‏كنم مردى ایمانش افزایش یابد و علاقه‏اش به زنان افزون نشود.
2) عن على بن ابراهیم، عن ابیه عن صالح بن السندى، عن جعفر بن بشیر، عن أبان، عن عمر بن یزید، عن أبى عبداللّه(ع) قال: ما أظن رجلاً یزداد فى الایمان خیراً إلاّ أزداد حباً للنساء؛(46)
امام صادق(ص) فرمود: گمان نمى‏كنم افزایشى در ولایت مردى حاصل شود و علاقه‏اش به زنان افزایش نیابد.
3. عن على بن ابراهیم بن هاشم، عن أبیه، عن ابن أبى عمیر، عن اسحاق بن عمار، عن أبى عبداللّه(ع) قال: من أخلاق الأنبیاء حب النساء؛(47)
امام صادق(ع) فرمود: خلق و خوى پیامبران، علاقه به زنان است.
چگونه علاقه به جهنمیان نشانه ایمان و ولایت است؟ چگونه خوى پیامبران، محبت ورزیدن به اهل جهنم است؟
د. روایاتى كه دلالت دارد نیكى به دختر و خواهر، سبب رفتن به بهشت است.
1. عن على بن ابراهیم، عن ابیه، عن ابن أبى عمیر، عن هشام بن الحكم، عن عمر بن یزید، عن أبى عبداللّه(ع) قال: قال رسول اللّه(ص): من عال ثلاث بنات أو ثلاث بنات أو ثلاث اخوات، وجبت له الجنة، فقیل: یا رسول اللّه(ص)، واثنتین؟ فقال: و اثنتین. فقیل: یا رسول اللّه(ص)، و واحدة فقال: و واحدة؛(48)
رسول خدا فرمود: هر كس، سه دختر یا سه خواهر را اداره كند، بهشت برایش واجب است. گفته شد: اى رسول خدا، دو تا چطور؟ فرمود: و دو تا. گفته شد: اى رسول خدا، یكى چطور؟ فرمود: و یكى.
2. حدّثنا أحمد بن محمّد، حدثنا عبداللّه بن المبارك، حدثنا ابن عیینه، عن سهیل بن ابى صالح، عن أیوب بن بشیر، عن سعید الأعشى، عن أبى سعید الخدرى قال: قال رسول اللّه(ص): من كانت له ثلاث إخوات أو ابنتان أو اختان، فاحسن صحبتهن و اتقى اللّه فیهن فله الجنة؛(49)
رسول خدا فرمود: هركه سه خواهر یا دو دختر یا دو خواهر داشته باشد و با آنان نیك رفتار كند و با خداترسى با آنان معاشرت كند، بهشت ارزانى اوست.
چگونه خدمت به جنسى كه اكثر آنان جهنمى‏اند، بهشت را واجب مى‏سازد؟
ه. روایاتى كه دلالت دارد زنان با حمل و وضع حمل و شیردادن ثوابِ غیر قابل شمارش كسب مى‏كنند:
1. محمّد بن على بن الحسین فى الأمالى، عن محمّد بن الحسن، عن الصفار، عن محمّد بن الحسین بن أبى الخطاب، عن الحكم بن سكین، عن أبى خالد الكعبى، عن أبى عبداللّه(ع) إنّ رسول اللّه(ص) قال: أیّما امرأة دفعت من بیت زوجها شیئاً من موضوع إلى موضوع ترید به صلاحاً نظر اللّه إلیها و من نظر اللّه إلیها لم یعذبه. فقالت أم سلمة یا رسول اللّه(ص): ذهب الرجال بكل خیر فأى شى‏ء للنساء المساكین؟ فقال(ع): بلى، إذا حملت المرأة، كانت بمنزلة الصائم القائم المجاهد بنفسه و ماله فى سبیل‏اللّه، فاذا وضعت، كان لها من الأجر ما لایدرى أحد ما هو لعظمه. فإذا ارضعت، كان لها بكل مصة كعدل عتق محرر من ولد اسماعیل. فإذا افرغت من رضاعه، ضرب ملك كریم على جنبها و قال: استأنفى العمل فقد غفرلك؛(50)
رسول خدا(ص) فرمود: هر زنى كه در خانه شوهر وسیله‏اى را از جایى به جایى بگذارد و قصد خیر داشته باشد، خدا به او توجه كند و هركه مورد نظر خداوند باشد، او را عذاب نمى‏كند. ام سلمه گفت: اى رسول خدا، مردان همه خوبیها را از آن خود ساختند. زنان بیچاره چه دارند؟ فرمود: وقتى زنى باردار شد، مانند روزه‏دارى است كه به شب زنده‏دارى مشغول است و در راه خدا با جان و مال جهاد مى‏كند. هنگامى كه وضع حمل كرد، چنان پاداشى دارد كه هیچ كس نداند. هنگامى كه بچه شیر مى‏دهد، در برابر هر مك زدن، ثواب آزاد كرده برده‏اى از فرزندان اسماعیل را دارد و وقتى شیر دادن تمام شد، فرشته گوید: گذشته‏ات بخشوده شد؛ از نو شروع كن.
2. فى حدیث الحولاء العطارة بالسند المتقدم فى أبواب المقدمات قال: قال رسول اللّه(ص):... یا حولاء، والذى بعثنى بالحق نبیاً و رسولاً و مبشراً و نذیراً ما من امرأة تحمل من زوجها ولداً إلاّ كانت فى ظلّاللّه -عزوجل حتى یصیبها طلق، یكون لها بكل طلقة عتق رقبة مؤمنة، فإذا وضعت حملها و أخذت فى رضاعه، فما یمصّ الولد مصة من لبن أمّه، إلاّ كان بین یدیها نوراً ساطعاً یوم القیامة،یعجب من رآها من الأولین و ال‏آخرین، و كتبت صائمة قائمة و إنْ كانت غیر مفطرة، كتب لها صیام الدهر كله و قیامه. فإذا فطمت ولدها، قال الحق -جل ذكره: یا ایتها المرأة، قد غفرت لك ما تقدم من الذنوب فاستأ نفى العمل؛(51)

رسول خدا فرمود:
اى حولاء، سوگند به آنكه مرا به پیامبرى برانگیخت، هر زنى كه از شوهرش باردار شود، در سایه خدا زندگى مى‏كند، تا هنگام درد زایمان، هر دردى ثواب آزاد كردن یك بنده مؤمن را دارد. وقتى فارغ شد و شیر دادن را شروع كرد، هرگاه كودك مك زند، روز قیامت پیش روى آن زن، نورى درخشد كه هر بیننده‏اى را به عجب وادارد. و او روزه‏دارِ شب زنده‏دار محسوب شود. اگر در این حال روزه بدارد، ثواب روزه و عبادت تمام روزگار برایش ثبت شود. وقتى كودك را از شیر گرفت خداوند فرماید: اى زن، گناه گذشته‏ات را بخشیدم؛ از نو آغاز كن.
3. و عن سعید بن جبیر عن ابن عمر احسبه رفعه، عن النبى(ص): المرأة فى حملها إلى وضعها إلى فصالها كالمرابط فى سبیل اللّه و إن ماتت فیما بین ذلك، فإنّها اجر شهید؛(52)
رسول خدا فرمود: زن از هنگام باردارى تا هنگام از شیر گرفتن كودك، مانند رزمنده در راه خداست و اگر در این مدت جان دهد، پاداش شهید دارد.
4. المرأة إذا حملت كان لها أجر الصائم القائم المخبت المجاهد فى سبیل اللّه، و إذا ضربها الطلق فلاتدرى الخلائق ما لها من الأجر فاذا وضعت كان لها بكل مصة أو رضعة أجر نفس تحییها، فاذا فطمت، ضرب الملك على منكبیها و قال استأنفى العمل؛(53)

زن وقتى حامله شد، ثواب روزه‏دار عابد -كه در راه خدا جهاد مى‏كند خواهد داشت. و هنگامى كه درد زایمان گرفت، موجودات نمى‏دانند او چه پاداشى دارد. وقتى فارغ شد، هر شیر دادن یا مك زدن به سان زنده كردن یك جان ارزش دارد. وقتى كودك را از شیر گرفت، فرشته‏اى به كتفش زند و گوید: عمل را از سرگیر.
غالب زنان، این مراحل را احراز مى‏كنند و بدین جهت، بهشتى خواهند بود. بسیار مستبعداست كه گفته شود پس از كسب این مقام، چنان بدى بر آنان غلبه دارد كه مجدداً خود را جهنمى مى‏سازند. بر این اساس، این دسته از احادیث نیز با روایات ذكر شده، معارضه خواهد داشت.

پی نوشت:

1. عیون أخبار الرضا (ع) ، ج‏1، ص‏13 ؛ بحارالأنوار، ج 8، ص‏309.
2. ج 20، ص 213، ح 25457(چاپ آل‏الیت).
3. ج 8، ص 309، ح 75 و ج 18، ص 351، ح 62و ج 75، ص ت‏264، ح 7 و ج 79، ص 114، ح 3 و ج 81، ص 90، ح 11 و ج 82، ص 76، ح 9 و ج 103، ص 245، ح 24.
4. ج 3، ص 120، ح 27.
5. ج 1، ص 56.
6. ص 101.
7. ج 1، ص 98 و ج 2، ص 46 و ج 3، ص 302 و ج 8، ص 279.
8. ج 1، ص 100.
9. ج 1، ص 309 و ج 2، ص 199 و ج 3، ص 463.
10. ج 1، ص 131 و ج 2، ص 433 و 572 و 601.
11. ص 213 و 249 و 435 و 566 و 496.
12. ص 108.
13. ص 252.
14. ص 42.
15. الفهرست، ص 142.
16. حاشیه خلاصة الأقوال، ص 357.
17. خلاصة الأقوال، ص 357.
18. رجال النجاشى، ص 185.
19. معجم الرجال الحدیث، ج 8، ص ت‏340
20. همان، ص 339 - 340.
21. همان، ج 14، ص 267 - 273.
22. پیش از این در مقاله‏اى دیگر در همین فصلنامه، ش 4، ص 83 - 87 به این موضوع پرداخته شده است.
23. منهاج الصالحین، ج 2، ص 289 ؛ مستند عروة الوثقى، كتاب النكاح، ج 2، ص 362.
24. علل الشرائع، ج 2، ص 598 ؛ بحارالأنوار، ج 103، ص 227، ح 18.
25. الكافى، ج 5، ص 514، ح‏3؛ وسائل الشیعة(آل‏البیت)، ج‏20، ص‏175.
26. مسند احمد، ج 5، ص 252 - 253.
27. ج 5، ص 257.
28. ج 1، ص 468، ح 2013.
29. المستدرك، ج 4، ص 173 - 174 ؛ المصنف عبدالرزاق، ج 11، ص 303، ح 20602 ؛ المعجم الصغیر، ج 2، ص 47، ح 899 ؛ المعجم الاوسط، ج 7، ص 179 ؛ المعجم الكبیر، ج 8، ص 252 ؛ الجامع الصغیر، ج 1، ص 566 ؛ الدرالمنثور، ج 2، ص 566، ح 3661 ؛ كنزالعمال، ج 16، ص 407، ح 45133.
30. معجم الرجال الحدیث، ج 17، ص 69.
31. همان، ج 11، ص 225.
32. مرآت العقول، ج 20، ص 328.
33. ضعیف سنن ابن‏ماجه، ص 154، ش 438 ؛ اهداء الدیباج، ج 2، ص 661.
34. ر.ك: شخصیت و حقوق زن در اسلام، ص 146 -152.
35. من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 468، ح 4627.
36. وسائل الشیعة، ج 14، ص ت‏119، ح 4 ؛ من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 468 ؛ مكارم الاخلاق، ص 235.
37. سنن ابن ماجه، ج 2، ص 929 - 930 ؛ ب 12، ح 2781؛ كنز العمال، ج 16، ص 462، ش 45444 ؛ میزان الحكمة، ج 10، ص 713.
38. الطبقات الكبرى، ج 4، ص 274.
39. كنز العمال، ج 16، ص 461، ش 45439.
40. همان، ص 462، ش 45443.
41. همان، ج 4، ص 6 - 7، ش 11760.
42. میزان الحكمة، ج 10، ص 713، ش 22398 ؛ المستدرك، ج 4، ص 151 ؛ مسند احمد، ج 3، ص 429.
43. موسوعة اطراف الحدیث النبوى، ج 4، ص ت‏513.
44. همان، ج 8، ص 452 ؛ كنز العمال، ج 16، ص 462، ش 45442.
45. وسائل الشیعة، ج 14، ص 11.
46. همان، ج 14، ص 9، ح 1.
47. الكافى، ج 5، ص 2 ؛ وسائل الشیعة، ج 14، ص 9، ح 2 ؛ بحارالأنوار، ج 100، ص 218 و 228.
48. وسائل الشیعة، ج 15، ص 100، ح 3 و نیز احادیث 5، 6، 7 بر همین مطلب دلالت دارد.
49. سنن الترمذى، ج 3، ص 213، ح 1977 ؛ كنز العمال، ج 16، ص 448، ش 45369.
50. وسائل الشیعة، ج 15، ص 172، ح 1.
51. همان، ص 155، ح 1.
52. كنز العمال، ج 16، ص 411، ش 45159 ؛ مجمع الزوائد، ج 4، ص 35.
53. همان، ش 45160.
منبع: فصلنامه علوم حدیث

zaher2006.mihanblog.com

امضای خادم الزینب
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری...


چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 29-02-2012, 08:22   #2
کاربر جدید
 
alinsrt آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 7
Thanks: 0
Thanked 4 Times in 3 Posts
پیش فرض

[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
alinsrt آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
عبدالعظیم حسنى


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
فاطمه زهرا علیهاالسلام الگوی مبارزه سیاسی زن امروز خادم الزینب فاطمة الزهراء (س) 0 03-02-2012 13:12
ره يافتگان ـ سخنراني دكتر عصام العماد (برنامه ماه عسل ـ شبكه 3)متن+صوت monji_2008 ره یافتگان 0 07-07-2011 11:32
پاسخ به شبهات: شهادت حضرت زهراء (سلام الله عليها) monji_2008 پاسخ به شبهات دیگر ادیان و مذاهب 0 04-05-2011 11:52
اصحاب و ياران مهدي( عج) چه كساني هستند و چگونه به امام ملحق مي شوند؟ monji_2008 امام زمان عجل الله تعالی فرجه 2 11-02-2011 14:07
فضیلت سوره های قرآن همراه با توضیح ali20 مباحث قرآنی 3 07-09-2009 08:20

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 15:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1