شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > سیاست اسلامی > مباحث سیاست بین الملل > مقالات


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 26-06-2016, 07:45   #1
مدیر ارشد انجمنهای نورآسمان
 
محب المهدي (عج) آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2009
نوشته ها: 21,032
Thanks: 20,262
Thanked 50,744 Times in 20,893 Posts
Post با خروج بریتانیا ار اتحادیه اروپا؛ آیا جنگ جهانی سوم در راه است؟

این سوالی است که پس از هر تحول عمده ای در جهان به میان می آید و ذهن ها را به زوایای تاریک تحولات سوق می دهد.
به گزارش گروه بین الملل فرهنگ نیوز، اگر بدانیم دو جنگ جهانی اول و دوم که میلیون ها انسان را در سرتاسر جهان قربانی کرد، از اروپا آغاز شد؛ تحولات جدی در این قاره، این نگرانی را به وجود می آورد که آیا جنگ جهانی سوم نیز از قاره سبز شروع خواهد شد و عصر توحش بشر بار دیگر بر عصرخردورزی و تسامح پیروز خواهد شد؟
نگاهی به همه پرسی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا که یک رویداد پرچالش و قهری در روند اتحاد اروپا و جهانی شدن است، این احساس را به وجود می آورد که شاید تغییرات عمده تری در اروپا در راه باشد که می تواند به یک رقابت و حتی جنگ میان کشورها ختم شود. شروع جنگ جهانی سوم، سوال جسورانه ای است که در کنار بسیاری از تحلیل های موجود، سخن و رویکرد دیگری را عرضه می دارد که کاملا بدبینانه و در شرایط فعلی حاکم بر اروپا، می تواند ساده انگارانه باشد.
باید بدانیم که تمامی مباحث مربوط به اروپای واحد و همگرایی میان کشورهای موجود دراین قاره در قرن 19 مطرح بود و در میانه قرن بیستم اجرایی شد. به طور کلی اروپا در قرن های اخیر محل اصلی تحولات جهانی بوده و از ابتدای قرن 17 با پیمان معروف وستفالیا در سال 1648، نظام های حاکم بر کشورهای اروپا، تعریف جدیدی تحت عنوان دولت – ملت پیدا کردند و ناسیونالیسم اروپایی، از این تاریخ بار دیگر نزج گرفت. این تحول، یک دگردیسی واقعی در تاریخ روابط بین الملل بود که بعدها به سایر نقاط جهان گسترش پیدا کرد. امپراطوری های بزرگ اروپایی، نظیر پروس و اتریش- مجارستان به دلیل شکل گیری دولت – ملت ها، پس از چند قرن، متلاشی شدند و در قرن 19 نظام اتحادها و ائتلاف ها میان برخی از کشورهای اروپایی، رقابت جدیدی را در این قاره رقم زد. جنگ های اصلی در قرن 18 و 19، بیشتر جنبه درون قاره ای داشت و کشورهای استعمارگر اروپایی مانند فرانسه، انگلیس، پرتغال و اسپانیا، سعی می کردند مستعمراتشان کمتر تحت تاثیر جنگ های اروپایی قرار گیرند.
در آغاز قرن بیستم و افزایش تمایلات ملی گرایانه و با قدرتمند شدن کشورهای مرکز اروپا مانند پروس که آلمان امروزی باقی مانده بخش های اصلی امپراطوری بود، کشمکش های باقی مانده از قرن گذشته وارد فضای جدید رقابتی آلمان متحد و بزرگ شدند. آلمانی که توانسته بود در زمان صدراعظمی بیسمارک، یک ابرقدرت تمام عیار در اروپا شود و با جنگ ها و اتحادهای تاکتیکی خود، یک سیاستمدار و بازیگر سیاسی بین المللی و زیرک باشد. با شرایطی که اروپا در اوایل قرن بیستم داشت، تمامی کشورها از جمله انگلیس، فرانسه، امپراطوری اتریش – مجارستان، روسیه تزاری و عثمانی ها، در حالت کاملا مسلحانه و دست به اسلحه قرار داشتند.
علل جنگ جهانی اول عبارت بود از: رقابت اتریش و روسیه در بالکان، اختلاف بین فرانسه و آلمان از سال ۱۸۷۰ دربارهٔ آلزاس ولرن و رقابت اقتصادی و دریایی بین آلمان و انگلیس؛ اما بهانهٔ شروع جنگ این بود که آرشیدوک فرانتس فردیناند ولیعهد امپراتوری اتریش - مجارستان به دست یک ناسیونالیست صرب به نام پرنزیب در ۲۸ ژوئن ۱۹۱۴ در سارایوو بوسنی به قتل رسید و اتریش ادعا کرد صربستان در این کار دخالت داشته و تقاضا نمود تحقیقاتی با شرکت نمایندگان اتریش صورت پذیرد که دولت صربستان تحقیقات را قبول نمود ولی با حضور نمایندگان خارجی مخالفت کرد. دولت اتریش به صربستان اعلان جنگ داد و روسیه بسیج عمومی اعلام کرد و آلمان هم به حمایت از اتریش به روسیه و فرانسه اعلان جنگ داد. قوای آلمان به بلژیک حمله کرد و این اقدام یعنی حمله به یک کشور بی‌طرف موجب دخالت انگلیس در جنگ شد. این جنگ تا سال 1918 ادامه داشت و نتیجه آن نیز متلاشی شدن امپراطوری های عمده اروپایی بود که نسخه آنها توسط دول پیروز جنگ در معاهده ورسای درهم پیچیده شد.
اما این پایان کار نبود و معاهده ورسای زمینه ساز شکل گیری آتشی زیرخاکستر شد. جامعه ملل نیز که ابتکار وودور ویلسون، رئیس جمهور وقت آمریکا، از سال 1920 با شرکت 50 کشور شکل گرفت نیز نتوانست منادی صلح و آرامش در جهان باشد. در سال های دهه بیست و سی میلادی، ناسیونالیسم اروپایی با فاشیسم و نازیسم همراه شد و این بار جنگی به مراتب خونبارتر و دهشتناکتر در جهان به راه افتاد. جنگ جهانی دوم با ظهور هیتلر در آلمان و موسیلینی در ایتالیا، نژادپرستی افراطی را نیز غالب گرداند و بیش از 100 میلیون نفر از دهها کشور در سرتاسر دنیا را وارد جنگ کرد. تلفات 70 میلیون نفری نظامیان و غیرنظامیان در جنگ جهانی دوم، نشانگر یک جنگ وحشتناک دارد.
جنگ جهانی دوم نیز از اروپا و با حمله آلمان نازی به لهستان در سال 1939 شروع شد و برای دومین بار آمریکا نیز در نهایت در آن دخالت کرد که حمله اتمی به هیروشیما و نازاکاکی، زوایای تیره و ننگین، این جنگ است. به دنبال جنگ جهانی دوم، اروپای جدید متولد شد و حتی در گیرو دار رقابت های دوقطبی شوروی و آمریکا در اروپا، این قاره سعی کرد دیگر طعم جنگ دیگری را به جهان تحمیل نکند. اروپا پس از جنگ جهانی دوم، دیگر مانند گذشته، مرکز تحولات عمده جهانی نبود و خرابی ها و تلفات باقیمانده از جنگ، کشورهای اروپایی را تا سال ها اسیر بازسازی کرد. مسیری که اروپا برای جلوگیری از وقوع جنگ میان خود طی کرد توسعه پیمان هایی برای اتحاد بیشتر میان کشورهای موجود در این قاره بود. پیمان زغال و فولاد، در اوایل دهه 1950 میان چند کشور اروپایی به امضا رسید. طرح اولیه آن بر اساس یک رویکردی شکل گرفت بود که صنایع فولاد و زغال‌سنگ کشورهای اروپای غربی می‌باید با هماهنگی و نزدیکی بیشتری به فعالیت بپردازند و در این مورد، علاوه‌ بر مدیریت و هدایت از سوی کشورهای اروپایی می‌باید یک سازمان فراملی جدید نیز به‌وجود آید تا به تدریج مبادرت به حذف تمامی تعرفه‌ها در سطح این نوع صنایع سنگین نماید. این پیشنهاد از دو انگیزه سرچشمه می‌گرفت:‌ نخست‌ همان‌گونه که توضیح داده شد، برداشتن نخستین گام در راه یکپارچگی سیاسی موثر در مورد اروپا و در ثانی، اثبات این موضوع که مابین ثبات و اتحاد کشورهای اروپای غربی با یکدیگر و نیز نزدیکی و هماهنگی بیشتر مابین کشورهای فرانسه و آلمان، همبستگی زیادی وجود دارد. رابرت شومان، وزیر خارجه وقت فرانسه، در سخنرانی خود در 9 مه 1950 در دفاع از طرح مذکور بیان داشت که منظور دستیابی به وضعیتی است که نه تنها مانع از اندیشیدن به جنگ شود، بلکه وقوع آن را نیز عملا غیرممکن سازد. در سال 1957 نیز بازار مشترک اروپا میان بلژیک، فرانسه، ایتالیا، لوکزامبورگ، هلند و آلمان غربی، شکل گرفت. جامعه اقتصادی اروپا، زمینه ساز اصلی اتحادیه بزرگتری به نام اتحادیه اروپا که اتحادیه ای اقتصادی و سیاسی است، شد.
جامعه اقتصادی اروپا بعدها به جامعه اروپا تغییر نام دارد که طبق معاهده ماستریخت نخستین ستون اتحادیه اروپا محسوب می‌شود. اتحادیه اروپا متحول شد و از یک سازمان تجاری به مشارکتی سیاسی و اقتصادی مبدل گشت. رئیس جمهور سابق فرانسه و لری جیسکار و استانیک درمقام رئیس کنوانسیون آینده اروپا پیشنهاد داد که نام اتحادیه اروپا را به اروپای متحد تغییر دهند که البته تصویب نشد. بخشی از فرایند ایجاد هویتی ملی برای اتحادیه اروپا می‌تواند تاریخی از اروپا به دست دهد که وجود اتحادیه اروپا را توجیه می‌سازد. بعضاً به دلیل فقدان این بخش از تاریخ است که در میان برخی از شهروندان کشورهای عضو اتحادیه احساسات ضد اروپایی وجود دارد. در هر حال، ارزش واقعی اتحادیه اروپا در گرو این است که چگونه اتحادیه اروپا بتواند آینده اتحادیه را ارتقاء بخشد نه اینکه چگونه گذشته آن را توجیه نماید. حامیان اتحادیه اروپا چنین استدلال می‌کنند که رشد اتحادیه اروپا می‌تواند قدرتی برای برقراری صلح و دموکراسی باشد. آن‌ها معتقدند که جنگ‌هایی که در تاریخ اروپا به صورت دوره‌ای تکرار می‌شد و مشخصه اروپا محسوب می‌گردید با تشکیل "جامعه اقتصادی اروپا (که بعداً اتحادیه اروپا نام گرفت) در دهه ۱۹۵۰ متوقف گردید. آن‌ها همچنین بر این باورند که در اوایل دهه ۱۹۷۰، کشورهای یونان، اسپانیا و پرتغال کشورهای دیکتاتوری بودند، اما علاقه جوامع تجاری این سه کشور به عضویت در اتحادیه اروپا انگیزه‌ای قوی برای برقراری دموکراسی در این کشورها شد. دیگران معتقدند که برقراری صلح در اروپا پس از جنگ جهانی دوم بیشتر بنا به دلایل دیگری می‌باشد مانند تعدیل تأثیرگذاری آمریکا و ناتو، نیاز به نشان دادن عکس العملی یکپارچه به تهدیدات شوروی، نیاز به بازسازی پس از جنگ جهانی دوم، خستگی عموم از جنگ و اینکه کشورهای دیکتاتوری ذکر شده بنا به دلایلی کاملاً متفاوت منحط شدند.
آنچه اتحادیه اروپا پایه گذاری کرده تلاش برای شکل بخشیدن به یک اروپای واحد با منافع مشترک است تا منافع متضاد میان کشورها را به حداقل برساند و با وضع قوانین مشترک، حداقل برخوردها را به وجود بیاورد. خروج بریتانیا از این اتحادیه اولین زنگ خطر جدی برای لرزش پایه های استوار اتحادیه اروپا در دهه های اخیر بود. این خروج را می توان به میزان یک جنگ میان دو عضو اتحادیه ارزیابی کرد که می تواند آرمان ها و ارزش های واقعی اتحادیه اروپا را نابود سازد. مردم بریتانیا با رای 52 درصدی، شروع خروج از اتحادیه اروپا را رقم زدند. خروجی که در خود بریتانیا نیز زمینه ساز شکل گیری موجی از استقلال ها در اسکاتلند و ایرلند خواهد شد.
اما یک جنبه کاملا بدبینانه در خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، رشد مجدد احساسات ملی گرایانه و محافظه کارانی عمدتا دست راستی در این کشور است. در تحقیقاتی که از آرای ریخته شده در صندوق و موافق خروج از اتحادیه به دست آمده، کسانی حضور دارند که یا تجربه جنگ جهانی دوم را داشتند یا در فاصله کوتاهی پس از جنگ جهانی دوم به دنیا آمده اند. رشد ملی گرایی در اتحادیه اروپا و مقابله با جهانی شدن و اروپایی واحد، زنگ خطری را به صدا درآورده که شامل کشورهای دیگر و احزاب راستگرا و ملی گرا نیز خواهد شد. در فرانسه احزاب دست راستی، خواهان برگزاری رفراندوم مشابهی همچون بریتانیا هستند. در آلمان و ایتالیا نیز زمزمه های همه پرسی بالا گرفته و با افزایش چنین شوک های به اتحادیه اروپا، رمق آن در سال های آینده گرفته خواهد شد.
همزمان سازی میان افزایش ملی گرای افراطی در قاره اروپا و رشد قدرت نظامی آنها د سال های نه چندان دور، آغازگر رقابت هایی می شود که درگیری میان کشورها را بالا خواهد برد. اتحادیه اروپا با همگرایی میان اعضاء توانسته، کشمکش ها را با وضع قوانین قاره ای کنترل کند، اما تضعیف این اتحادیه توسط اعضای قدرتمند آن، به معنای فروپاشی و از بین رفتن تمامی آرزوها و آمال خوشبینانه به اتحاد میان دولت – ملت ها در جهان خواهد بود. تجربه موفق اتحادیه اروپا در دهه های اخیر، کشورهای دیگر در مناطق عمده جهان را ترغیب به ایجاد سازو کار آنچنانی کرده بود ولی مردم بریتانیا، نشان دادند، آنچنان نیز وضع خوب نیست.
هرچند شروع جنگ های بزرگ، نیازمند زمینه سازی های بزرگ و عمده در پازل سیاست های بین المللی وجهانی است و چیدمان تک تک قطعات در شرایط خاص و رقابت ها میان قدرت های بزرگ در زمان شکست دیپلماسی، جنگ را سبب خواهد شد. وقوع جنگ جهانی سوم، در شرایط کنونی جهانی، بسیار دور از ذهن است ولی گذر زمان نشان می دهد، کشورها در موج معکوسی برای افزایش قدرت درونی و کاهش همگرایی قرار دارند و بریتانیا در اتحادیه اروپا، اولین ضربه را به شکل گیری دنیای آرمانی وارد ساخت.

امضای محب المهدي (عج)

מוות
לישראל

محب المهدي (عج) آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to محب المهدي (عج) For This Useful Post:
قدیمی 02-07-2016, 09:23   #2
مدیر ارشد انجمنهای نورآسمان
 
محب المهدي (عج) آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2009
نوشته ها: 21,032
Thanks: 20,262
Thanked 50,744 Times in 20,893 Posts
Post جدایی انگلیس از اتحادیه اروپا؛ گرانترین طلاق دنیا!


عواقب خروج انگلیس از اتحادیه اروپا به اندازه‌ای وخیم و فاجعه با ر پیش بینی می‌شود که می‌توان جدایی لندن-بروکسل را گرانترین طلاق دنیا ارزیابی کرد.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، پنجشنبه گذشته (3 تیرماه) انگلیسی ها در یک همه پرسی به خروج از اتحادیه اروپا رای مثبت داده و شوک بزرگی را به این اتحادیه وارد کردند.
بسیاری کارشناسان بر این باورند که گویا اتحادیه اروپا انتظار چنین اقدام تحقیر آمیزی را از طرف انگلیس نداشته و غافلگیر شد.
پروفسور "کریستین هاک" از دانشمندان علوم سیاسی آلمانی بر این باور است که اتحادیه اروپا گزینه خروج انگلیس را از زمان اعلان نخست وزیر این کشور برای برگزاری همه پرسی هرگز جدی نگرفته است. نخبگان اتحادیه اروپا و از همه جلوتر یونکر و شولتز بیشتر اطمینان داشتند که اتحادیه اروپا همچنان جذابیت زیادی برای انگلیسی ها دارد که هرگز آن را ترک نخواهند کرد.
در هر حال حالا سران اتحادیه اروپا یکی از کم سابقه ترین رویدادها در طول تاریخ تاسیس این اتحادیه که برخی کارشناسان آن را بزرگترین چالش این اتحادیه از زمان تاسیس می دانند را تجربه می کنند.
انگلیس بعد از همه پرسی خروج از اتحادیه اروپا به اندازه ای تحقیر شد که حتی نخست وزیر ترکیه هم که سال هاست کشورش برای عضویت در این اتحادیه تلاش می کند به خود این اجازه را داد که در اظهار نظری از برگزاری همه پرسی در کشورش برای ادامه روند مذاکرات عضویت با این اتحادیه خبر دهد.
حالا این پرسش مطرح است که با خروج انگلیس از این اتحادیه چه خواهد شد و عواقب وقوع چنین سناریویی چیست؟ آیا می توان خروج انگلیس را یک فرصت یا یک بحرانی جدید برای اروپا دانست.
آنچه مسلم است خروج انگلیس عواقب و تاثیرات بسیاری برای اتحادیه اروپا خواهد داشت و فرآیند خروج این کشور این اتحادیه را با چالش های بی شماری مواجه خواهد کرد، به گونه ای که بسیاری کارشناسان از زلزله سیاسی دراتحادیه اروپا و فاجعه ای بزرگ سخن گفته اند.
سران اتحادیه اروپا بعد از رای انگلیسی ها به خروج چندین نشست را برگزار کرده و تقریبا بالاتفاق انگلیس را تحت فشار قرار دادند تا هر چه سریع تر درخواست خود برای خروج از این اتحادیه را ارائه داده و مذاکرات در این باره آغاز شود.
گویا آن ها می خواهند هر چه سریع تر این قائله را ختم به خیر کرده و جلوی زیان و ضررهای بیشتری که می تواند به این اتحادیه وارد کند را بگیرند.
عواقب اقتصادی خروج انگلیس از اروپا؛ گران ترین طلاق دنیا
خروج انگلیس از اتحادیه اروپا مسلما عواقب اقتصادی بی شماری برای هر دو طرف خواهد داشت به گونه ای که بنا به تحلیل روزنامه آلمانی "راینیشن پست" می توان از آن به عنوان گرانترین طلاق دنیا نام برد.
انگلیس یک کشور عضو جی هفت ( مهم ترین کشورهای صنعتی دنیا) و دومین اقتصاد ملی در بازار داخلی اروپاست.

"مارتین شولتز"، رئیس پارلمان اروپا چندی پیش در آستانه برگزاری همه پرسی خروج انگلیس اعلام کرده بود که اگر اگر انگلیس این دسترسی را قطع کرده یا آن را دشوار کند در دراز مدت دیگر دومین اقتصاد بزرگ ملی در اتحادیه اروپا و همچنین دیگر یک کشور عضو جی هفت نخواهد بود.این یک حماقت و بی عقلی است اگر انگلیسی ها به خروج کشورشان از این انحادیه رای دهند.
رئیس بانک مرکزی اروپا نیز اخیرا درباره عواقب فاجعه بار اقتصادی خروج انگلیس از اتحادیه اروپا هشدار داده است.
از طرف دیگر ارزش پوند انگلیس به شدت کاهش پیدا کرده و چندین موسسه اعتبار سنجی مهم دنیا درجه اعتبار اقتصادی انگلیس را بعد از همه پرسی پایین آوردند.
با توجه به مناسبات اقتصادی تنگاتنگی که بین آلمان و انگلیس وجود داشت مطمئنا خروج انگلیس از این اتحادیه ضربه اقتصادی سختی به آلمان هم وارد خواهد کرد.
نشریه بیلد آلمان هم در گزارش جالب توجه و متفاوتی درباره عواقب خروج انگلیس نوشت: سوپر ثروتمندان دنیا با خروج انگلیس از این اتحادیه و در فاصله پنج روز حدود 200 میلیارد یورو فقیر تر شدند.
با این اوصاف می توان خروج انگلیس را یک شوک اقتصادی بزرگ برای اروپا دانست.
عواقب سیاسی خروج انگلیس از اتحادیه اروپا
مسلما خروج انگلیس را می توان اقدامی تحقیر آمیز علیه اتحادیه اروپا دانست که جان تازه ای به جنبش های مشکوک و مخالف با اتحادیه اروپا داده و اعتبار پروژه اروپایی را به خطر می اندازد.
از طرف دیگر اتحادیه اروپا با خروج انگلیس یک عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد را از دست می دهد و اعتبار خود در این ارگان مهم بین المللی را به شدت از دست می دهد.
اشتاین مایر برای کاهش این تاثیر فاجعه بار اخیرا از تلاش کشورش برای تصاحب کرسی غیر دائم شورای امنیت در سال 20-2019 خبر داده است.
بعد از نتایج همه پرسی خروج و رای آری انگلیسی ها به خروج از اتحادیه اروپا بسیاری از جنبش های راست افراطی مخالف اروپا در واکنش های مختلف ابراز خوشحالی و شادمانی کرده و از برگزاری همه پرسی های دیگر در این اتحادیه خبر دادند.
نتایج یک نظر سنجی در آلمان نیز از کاهش اعتبار احزاب دولت ائتلافی و حزب مرکل بعد از اعلام نتایج همه پرسی خروج انگلیس خبر داد. با توجه به اینکه بسیاری مرکل را رهبر و مادری دلسوز برای اروپا می دانند این کاهش محبوبیت را می توان نوعی کاهش اعتبار برای اروپا ارزیابی کرد.
البته از طرف دیگر از آنجایی که انگلیس در دوران عضویت خود دراتحادیه اروپا همواره با بسیاری سیاست های این اتحادیه و روند ادغام ویکپارچگی آن مخالف بود برخی تحلیلگران خروج آن را فرصتی برای انسجام و اتحاد بیشتر اروپا می دانند.
پروفسور "ماکس اوته"، از کارشناسان برجسته اقتصادی آلمان بر این عقیده است که انگلستان هرگز خود را به عنوان بخشی از قاره اروپا احساس نکرده است و بر خلاف مسیر کنونی سیاست اتحادیه اروپا بوده است.
وی درباره خروج این کشور ابراز شادمانی کرده و انگلیس را همواره دارای حقوق خاص تر در اتحادیه اروپا دانسته که روند تصمیم گیری ها را به تاخیر انداخته و اغلب به عنوان یک ترمز گیرنده برای این اتحادیه عمل می کرده است.
حالا باید منتظر ماند و دید آیا اتحادیه اروپا خواهد توانست از این سراشیبی کاهش اعتباری که با خروج انگلیس از اتحادیه اروپا در آن وارد شده است خود را نجات دهد و با آن کنار بیاید.
عواقب امنیتی خروج انگلیس از اتحادیه اروپا
برخی کارشناسان خروج انگلیس از اتحادیه اروپا را زلزله ای بر ارکان امنیت این اتحادیه دانسته اند.
خروج انگلیس از اتحادیه اروپا بی شک عواقب زیادی برای قاره سبز از جمله در زمینه امنیتی دارد که بلافاصله بعد از نتایج همه پرسی انگلیس، مسئولان اروپایی را برای مقابله با این عواقب به تکاپو انداخته است.

یکی از موضوعاتی که مورد توجه بسیاری از سیاستمداران و کارشناسان غربی است تاثیرات خروج انگلیس بر امنیت اروپاست که البته هشدارهای زیادی هم در این باره وجود داشته است.
این هشدارها حاکی از نگرانی اتحادیه اروپا درباره امنیت اروپا بعد از خروج انگلیس از این اتحادیه است.
روزنامه واشنگتن پست چندی پیش درباره پیامدهای وخیم امنیتی خروج انگلیس از اتحادیه اروپا هشدار داده و نوشت: اتحادیه اروپا هیچ ارتش، نیروی دریایی یا هوایی را فرماندهی نمی کند. این اتحادیه حتی سرویس جاسوسی ندارد و حتی مقامات اداری بروکسل نمی توانند درباره جنگ و صلح تصمیم بگیرند.

بنابراین زمانی که انگلیسی ها در 23 ژوئن درباره خارج شدن از بزرگ ترین بلوک اقتصادی و سیاسی دنیا رای می دهند، ارکان امنیت غربی ها به شدت در معرض خطر قرار می گیرد.
البته باید به این مسئله هم اشاره کرد که بریتانیا یکی از سرسخت ترین مخالفان سیاست های دفاعی مشترک اروپا به طور عام و طرح عقیم مانده تشکیل یک " ارتش مشترک اروپایی" به طور خاص است و حالا با خروج این کشور از اتحادیه اروپا این طرح می تواند بار دیگر به صورت جدی مطرح شود.
از نظر بریتانیا هر گونه تلاش برای تشکیل یک ارتش مستقل و مشترک اروپایی ، نوعی موازی کاری با " ناتو " محسوب می شود. انگلیسی ها معتقدند ناتو برای تامین امنیت اروپا (در برابر روسیه) کافی است و نیازی به تشکیل یک ارتش هزینه بر نیست.
شاید بتوان گفت به همین دلیل است که "المار بروک"، رئیس کمیسیون سیاست خارجی پارلمان اروپا بلافاصله بعد از تصمیم انگلیس برای خروج، تبلیغات خود برای تشکیل یک ستاد مشترک نظامی در اروپا و تشکیل یک ارتش واحد اروپایی در دراز مدت را آغاز کرده است.
"فدریکا موگرینی"، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم بعد از همه پرسی خروج انگلیس اعلام کرد می خواهد یک استراتژی جهانی جدید برای سیاست امنیتی و خارجی اروپایی را ارائه دهد که این طرح جدید باید جایگزین استراتژی امنیت اروپا که از سال 2003 شکل گرفته است شود.
وزیر خارجه اتریش نیز بعد از همه پرسی خروج انگلیس درباره سلب اعتماد از اروپا و وقوع آتش سوزی مهیب در این اتحادیه به عنوان عواقب خروج انگلیس هشدار داده و خروج این کشور را عامل تضعیف این اتحادیه از نظر اقتصادی، سیاست خارجی و امنیت دانست.
به‌هر حال مرور زمان مشخص خواهد کرد که امنیت اروپا به عنوان یک مسئله مهم در این اتحادیه با خروج انگلیس دست خوش چه تغییراتی قرار خواهد گرفت و مقامات اروپایی چه تمهیداتی را برای جلوگیری از تاثیر پس لرزه های خروج انگلیس بر امنیت اروپا انجام خواهند داد.
می توان گفت این روزها اتحادیه اروپا یکی از تحقیر آمیزترین دوران خود از زمان تاسیس را تجربه کرده و خروج انگلیس نیز بار سنگینی است که همراه با بحران های دیگر باید به دوش بکشد.

امضای محب المهدي (عج)

מוות
לישראל

محب المهدي (عج) آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to محب المهدي (عج) For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
جنگ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
رئیس جمهور با کدام آمار از رکود عبور کرد؟؟؟؟ گلنرگس اقتصاد،مدیریت،مهندسی صنایع 1 22-09-2014 12:27
مرگ 8 میلیون ایرانی توسط انگلیس ها! hossein1 اخبار سیاست داخلی 10 19-02-2014 23:48
رحیم‌ پور ازغدی:اگر کوتاه بیائیم بابت انقلاب باید غرامت پرداخت کنیم محبّ الزهراء مباحث سیاست داخلی 0 09-02-2014 12:20
۱۵ اجلاس غيرمتعهدها در يك نگاه/تهران ميزبان شانزدهمين نشست سران «نم» محبّ الزهراء مباحث سیاست داخلی 6 23-08-2012 11:17

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 01:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1