شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 28-02-2011, 15:47   #1
کاربر فعال
 
حسین تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 269
Thanks: 47
Thanked 755 Times in 234 Posts
پیش فرض جانشین پیامبر چند نفر ند؟

جانشین پیامبر چند نفر ند؟
با سلام به دوستان اهل بیت رسول الله (صلی الله علیهم)
در این تاپیک بیاری خدا یکی از مناظراتیکه درسایت اهل سنت و وهابیها درباره خُلَفای پیامبر داشتیم را مُتَناوباً میگذاریم ...تاروشن شود که :
1- خلفای پیامبر چند نفرند؟
2- اسامی خلفای پیامبرکدامند؟
3- تناقضات در اسامی خُلَفا درنزد اهل سنت چقدر زیاداست؟
4- چه افرادی عقلا و شرعا شایسته خلافت پیامبرند؟
و...
اُسناد را هم عموما از اهل سنت میآوریم تا در محاجه با سنی ها بهانه ای نداشته باشند.


اول: جانشین پیامبر چند نفرند؟
1- در منابع اهل سنتبارها نقل شده‌است، که پيامبرفرمودند:
... جَابِرَ بْنَ سَمُرَةَ يَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- يَقُولُ « لاَ يَزَالُ الإِسْلاَمُ عَزِيزًا إِلَى اثْنَىْ عَشَرَ خَلِيفَةً ». ثُمَّ قَالَ كَلِمَةً لَمْ أَفْهَمْهَا فَقُلْتُ لأَبِى مَا قَالَ فَقَالَ « كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ (1)

2- .. جَابِرَ بْنَ سَمُرَةَ قَالَ سَمِعْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ يَكُونُ اثْنَا عَشَرَ أَمِيرًافَقَالَ كَلِمَةً لَمْ أَسْمَعْهَا فَقَالَ أَبِي إِنَّهُ قَالَ كُلُّهُمْ مِنْ قُرَيْشٍ.(2)
ترجمه :
جابر از سمره نقل میکندکه؛ پيامبر خدا فرمود : اسلام با 12 امیر به عزت مي‌رسد. سپس کلمه‌اي گفت، که منآن را نفهميدم، پس به پدرم گفتم، پيامبر چه فرمود كه من نفهميدم؟ گفت پيامبر فرمود: همه آنها از قريش مي‌باشد.
این روایت درصحاح سته اهل سنت آمده بخصوص دردو کتاب صددرصد معتبر درنزد اهل سنت(صحیح بخاری ومسلم)
پی نوشت:
1- صحيح مسلم ج 6ص3(معتبرترین کتاب اهل سنت)
و- سنن ابی داود ج 2 ص 508
و- ترمزی ج 8 ص 163
و- مسند احمد بن حنبل ج 5 ص90
و- الاحاد والمثانی ج2 ص 620
2- صحیح بخاری ج 18 ص 177(معتبرترین کتاب اهل سنت)
اسناد همگی از بزرگان اهل سنت هستند
ادامه دارد...

ویرایش توسط حسین تبار : 28-02-2011 در ساعت 15:55
حسین تبار آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 6 Users Say Thank You to حسین تبار For This Useful Post:
قدیمی 01-03-2011, 14:45   #2
کاربر فعال
 
حسین تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 269
Thanks: 47
Thanked 755 Times in 234 Posts
پیش فرض

آنچه بین شیعه و سنی از مسلمات اعتقادی است اینکه جانشین بعد از پیامبر اکرم اسلام (صلی الله علیه وآله )12 نفرند که همگی از قریش اند و در برخی روایات از بنی هاشم...

اما آنچه مهم است این که این تعداد 12 نفر چه کسانی اند؟
در یکی از مناظراتی که درسایت وهابیت با برخی پاسخگویان اهل سنت داشتیم .. برخی از آنها میگفتند جانشین بعد از پیامبر خدا 12 نفر ند واسامی انها عبارت است از :
نقل قول:
از سایت ww.mosalman.net نوشته اصلي توسطعربی
ای بابا هزار بار تو سایت پاسخ داده شده باز هم می پرسن
دوازده خلیفه بعد از پیامبر اینها بودند
1- أبي بكر رضي الله عنه
2- عمر رضي الله عنه
3- عثمان رضي الله عنه
4- علي رضي الله عنه
5- معاوية رضي الله عنه
6- يزيد بن معاوية
7- عبدالملك بن مروان
8- الوليد بن عبد الملك
9- سليمان بن عبد الملك
10- عمر بن عبد العزيز
11- هشام بن عبد الملك
12- الوليد بن يزيد بن عبد الملك

حال ببینیم
اولا : آیا این 12 نفر منصوب پیامبر بودند؟
ثانیا: آیا اینها از بنی هاشم بودند؟
ثالثا: آیا واقعا این افراد بعنوان جانشین پیامبر خدا در انجام دستورات دین وقرآن دربین مردم بودند؟
و...
درپست بعد به بررسی این سوالات از ادعای این پاسخگوی اهل سنت میپردازیم..

ویرایش توسط حسین تبار : 01-03-2011 در ساعت 15:08
حسین تبار آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to حسین تبار For This Useful Post:
قدیمی 02-03-2011, 14:11   #3
کاربر فعال
 
حسین تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 269
Thanks: 47
Thanked 755 Times in 234 Posts
پیش فرض

آنچه که از مسلمات در نزد اهل سنت است اینکه :
اهل سنت میگویند : پیامبر برای بعد از خودش هیچ کس را بعنوان خلیفه و جانشین معرفی نکرده .... لذا تعیین خلیفه بر عهده خود مردم است.
دراین صورت سوال مهم این است :
پس چرا دربین این 12 خلیفه ای که جناب عربی وهابی مدهی شدند...
ابابکر چرا تنها با رای چند نفر در سقیفه بنی ساعده (سقیفه جایی بود که سقف داشته و معلوم است که جای سقف دار چند نفر میتوانند جمع شوند!)
واما عمر تنها با رای ابابکر به خلافت رسید ..
واما عثمان تنها با رای دونفر که از قبل عمرآنها را تعیین نمود ( طلحه و عبد الرحمن بن عوف) به خلافت رسید....
بنابراین ابابکر وعمر وعثمان حتی بر اساس نظر اهل سنت( تعیین خلیفه با رای اکثریت) هم خلیفه نشدند!!!
این اشکالی است که درپاسخش درمانده شدند..
ادامه دارد...
حسین تبار آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to حسین تبار For This Useful Post:
قدیمی 03-03-2011, 17:17   #4
کاربر فعال
 
حسین تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 269
Thanks: 47
Thanked 755 Times in 234 Posts
پیش فرض سقیفه به نقل از عُمَر بن خطاب

سقیفه به نقل از عُمَر ، در روایت از صحیح بخاری
دوستان عزیز دراینجا به گوشه ای از جریان شکل گیری سقیفه بنی ساعده که منجر به خلافت ابابکر شد از کتاب معتبر صحیح بخاری درنزد اهل سنت میپردازیم:
محمد بن اسماعیل بخاری در صحیح خود داستان سقیفه را از قول عمربن خطابچنین تعریف می كند :
وقتی كه پیامبر ازدنیا رفت ، از خبرهایی كه به ما رسید ، یكی این بود كه انصار در سقیفه بنی ساعده اجتماع كرده اند . من هم به ابوبكر پیشنهاد كردم كه بیا تا ما هم به برادران انصار خود بپیوندیم . ابوبكر موافقت كرد و ما ، همراه یكدیگر ، خود را به سقیفه رساندیم . علی و زبیر و همراهان ایشان با ما نبودند . هنگامیكه به سقیفه رسیدیم متوجه شدیم كه طایفه انصار مردی را كه در گلیمی پیچیده بودند و می گفتند سعد بن عباده است و تب دارد ، با خود به آنجا آورده بودند . ما در كنار ایشان نشستیم و سخنران آنها برخاست و پس از حمد و سپاس خدا ، گفت : ما یاران خداییم و نیروی رزمنده و به هم فشرده اسلام ، اما شما گروه مهاجرین ، مردمی به شماره اندك هستید و.... .
من (عمر) خواستم در پاسخ او چیزی بگویم كه ابوبكر آستینم را كشید و گفت :خونسرد باش . پس خودش از جای برخاست و به سخن پرداخت : به خداقسم كه او در سخن خویش هیچ نكته ای را كه من می خواستم بر زبان بیاورم فروگذار نكرد . یا همان را گفت یا بهتر از آن را بر زبان آورد .
او گفت :ای گروه انصار ! آنچه را از خوبی و امتیازات خود برشمردید ، بی گمان ، اهل و برازنده آن هستید . اما خلافت و فرمانروایی ، تنها در خور قبیله قریش است ، زیرا كه آنها از لحاظ شرافت و حسب و نسب مشهورند و در میان قبایل عرب ممتاز . این است كه من به خیرخواهی شما ، یكی از این دوتن را پیشنهاد می كنم تا هریك را كه بخواهید به خلافت انتخاب و با او بیعت كنید . این بگفت و دست من و ابوعبیده را گرفت و به آنان معرفی كرد . تنها این سخن آخر بود كه از آن خوشم نیامد . در این هنگام ، یكی از انصار برخاست و گفت :انا جذیلها المحكك و عذیقها المرجب.
یعنی من در میان شما گروه انصار به منزله آن چوبی هستم كه پشت شتران را با آن می خارانند و درختی كه به زیر سایه اش پناه می برند . حال كه چنین است شما مهاجرین برای خود فرمانروایی برگزینید و ما هم برای خود زمامداری انتخاب می كنیم.
در پی این سخن ، بگومگو و سر و صدا از هر طرف برخاست و چند دستگی و اختلاف به شدت ظاهر گردید . من از این موقعیت استفاده كردم و به ابوبكر گفتم دستت را دراز كن تا با تو بیعت كنم . او هم دستش را پیش آورد و من با او بیعت كردم . پس از اینكه از كار بیعت با ابوبكر فراغت یافتم ، به سوی سعد ابن عباده هجوم بردیم ....... .
بعد از همه این حرفها ، اگر كسی بدون كسب نظر و مشورت با مسلمانان ، با مردی به خلافت بیعت كند ، نه از او پیروی كنید و نه از بیعت گیرنده ، كه هر دو مستحق كشته شدن هستند .(1-5 )
..حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ حَدَّثَنِى إِبْرَاهِيمُ بْنُ سَعْدٍ عَنْ صَالِحٍ عَنِ ابْنِ شِهَابٍ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُتْبَةَ بْنِ مَسْعُودٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ كُنْتُ أُقْرِئُ رِجَالاً مِنَ الْمُهَاجِرِينَ مِنْهُمْ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ عَوْفٍ ، فَبَيْنَمَا أَنَا فِى مَنْزِلِهِ بِمِنًى ، وَهْوَ عِنْدَ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ فِى آخِرِ حَجَّةٍ حَجَّهَا ، إِذْ رَجَعَ إِلَىَّ عَبْدُ الرَّحْمَنِ فَقَالَ لَوْ رَأَيْتَ رَجُلاً أَتَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ الْيَوْمَ فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ هَلْ لَكَ فِى فُلاَنٍ يَقُولُ لَوْ قَدْ مَاتَ عُمَرُ لَقَدْ بَايَعْتُ فُلاَنًا ، فَوَاللَّهِ مَا كَانَتْ بَيْعَةُ أَبِى بَكْرٍ إِلاَّ فَلْتَةً ، فَتَمَّتْ .(6)
ترجمه: ...
عمر بن خطاب گفت: بخدا قسم بیعت با ابابکر فلته (ناگهانی) بود و تمام شد..
....)فلتة ) فجأةمن غيرتدبرووقعت من غيرمشورةمن جميع من كان ينبغي أن يشاور ..(7)
فلته یعنی ناگهانی و بدون تدبر وتفکر و بدون مشورت از جمیع کسانیکه قابل مشاوره باشند!
دوستان عزیز دراین روایت از صحیح بخاری که صد درصد نزد اهل سنت معتبر است ..بوضوع دارد که:
1- در یک درگیری بین اصحاب بعد از رحلت پیامبر ، برای تعیین خلیفه ، ابابکر بصورت ناگهانی به خلافت رسید.
2- اول کسی که با او بیعت نمود عمر بن خطاب بود .
3- این بیعت با مشورت همه بزرگان حاضر درجلسه سقیفه هم نبود !
4- حضرت علی و یاران او بنی الهاشم حضور نداشتند!
5- خود عمر صریحا گفت .. – اینگونه تعیین خلیفه - تمام شد .. و درحقیقت دیگر خلیفه اینگونه انتخاب نمیشود !!! (والبته به قولش هم عمل نکرد ! زیرا برای بعد از خود شورای 6 نفره تعیین نمود..)!!!!!!!!!!!
در حقیقت دراین جلسه عمر بود که ابابکر را با بیعت خلیفه نمود!!!
حال چگونه برادران اهل سنت از چنین خلیفه پیروی میکنند؟ که حتی با نظر اعتقادی انتخاب خود اهل سنت (رای اکثریت ) هم مخالف است.؟
پی نوشت:
1- صحیح بخاری،كتاب الحدود،باب رجم الحبلی،جزء22 ص 374
2- صحیح بخاری جز 6 ص 2503
3- صحیح بخاریجز 21 ص 106
4- سیره ابن هشام ج 4/336/338
5- كنز العمال ج 3/139
6- صحیح بخاریج22 ص 374
7- صحیح بخاریجز6 ص 2503
اسناد همگی از بزرگان اهل سنت اند.
ادامه دارد...........

ویرایش توسط حسین تبار : 03-03-2011 در ساعت 17:20
حسین تبار آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to حسین تبار For This Useful Post:
قدیمی 06-04-2011, 08:23   #5
کاربر فعال
 
حسین تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 269
Thanks: 47
Thanked 755 Times in 234 Posts
پیش فرض

با توجه به روایت فوق که همگی از اهل سنت است ... کاملا مشخص میشود که خلافت ابابکر و عمر و عثمان هیچگونه وجه شرعی و عقلی و مردمی ندارد واز اساس نادرست بود که خود ابابکر و عمر نیز بدان اعتراف نمودند...!!!
حسین تبار آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to حسین تبار For This Useful Post:
قدیمی 06-04-2011, 08:26   #6
کاربر فعال
 
حسین تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2010
نوشته ها: 269
Thanks: 47
Thanked 755 Times in 234 Posts
پیش فرض خلافت علی بن ابی طالب

اینک به بررسی روایات درزمینه خلافت حضرت علی بن ابی طالب از کتب مهم خود اهل سنت می پردازیم.

1- عن علي ان النبي صلى الله عليه و سلم قال خلفتك ان تكون خليفتي في اهلي قال اتخلف بعدك يا نبي الله قال الا ترضى ان تكون مني بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبي بعدي .(1)
2- عنْ عَبَّادِ بْنِ عَبْدِ اللهِ الأَسَدِيِّ ، عَنْ عَلِيٍّ ، قَالَ :لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الآيَةُ : وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ قَالَ : جَمَعَ النَّبِيُّ ( مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ ، فَاجْتَمَعَ ثَلاَثُونَ ، فَأَكَلُوا وَشَرِبُوا ، قَالَ : فَقَالَ لَهُمْ : مَنْ يَضْمَنُ عَنِّي دَيْنِي وَمَوَاعِيدِي ، وَيَكُونُ مَعِي فِي الْجَنَّةِ ، وَيَكُونُ خَلِيفَتِي فِي أَهْلِي ؟ فَقَالَ رَجُلٌ - لَمْ يُسَمِّهِ شَرِيكٌ - : يَا رَسُولَ اللهِ ، أَنْتَ كُنْتَ بَحْرًا ، مَنْ يَقُومُ بِهَذَا ؟ قَالَ : ثُمَّ قَالَ لآخَرَ ، قَالَ : فَعَرَضَ ذَلِكَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ ، فَقَالَ عَلِيٌّ : أَنَا..(2)
3- خرج بالناس في غزاة تبوك فقال له علي : أخرج معك ؟ فقال له النبي صلى الله عليه و سلم : ( لا ) فبكى علي فقال له نبي الله صلى الله عليه و سلم : ( أما ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنك لست بنبي إنه لا ينبغي أن أذهب إلا وأنت خليفتي قال : وقال له : ( أنت ولي كلمؤمن بعدي )(3)
4- حدثنا أحمد بن منصور ، قال : حدثنا الأسود بن عامر ، قال : حدثنا شريك ، عن الأعمش عن المنهال بن عمرو عن عباد بن عبد الله الأسدي عن علي ، قال : لما نزلت هذه الآية : « وأنذر عشيرتك الأقربين » (4) قال : جمع رسول الله صلى الله عليه وسلم عليه أهل بيته ، فاجتمعوا ثلاثين رجلا ، فأكلوا وشربوا ، وقال لهم : « من يضمن عني ذمتي ومواعيدي ، وهو معي في الجنة ، ويكون خليفتي في أهلي » ؟ قال : فعرض ذاك عليهم ، فقال رجل : أنت يا رسول الله كنت بحرا ، من يطيق هذا ؟ حتى عرض على واحد واحد ، فقال علي : « أنا »(5)
5- أما ترضى يا على أن تكون منى بمنزلة هارون من موسى إلا أنك لست بنبى إنه لا ينبغى لى أن أذهب إلا وأنت خليفتى (أحمد عن ابن عباس بإسناد حسن)(6)
6-أما ترضى يا على أن تكون منى بمنزلة هارون من موسى إلا أنك لست بنبى إنه لا ينبغى لى أن أذهب إلا وأنت خليفتى (أحمد عن ابن عباس بإسناد حسن) (7)
ترجمه کلی این روایات:
در جنگ تبوک پیامبر حضرت علی را درمدینه بجای خود گذاشت .حضرت علی فرمود آیا مرا با زنان و کودکان میگذارید؟ پیامبر فرمود آیا راضی نیستی برای من همچون هارون به موسی باشی مگر اینکه بعد از من پیامبر نخواهد آمد؟
و نیز در داستان ابلاغ عمومی رسالت پیامبر بستگان خود را جمع نمود بعد از صرف غذا فرمود: چه کسی ذمه مرا بعهده میگیرد تا جانشین من دربین اهل بیتم باشد؟هیچ کس پاسخ نداد جز علی که فرمود: من آماده ام.
پی نوشت:
1- المعجم الوسط للطبرانی ج 4 ص 296
2- المسنى الجامع ج13 ص 206
3- المعجم الکبیر ج12 ص 97
4- سورة : الشعراء آية رقم : 214
5- تذهیب الاثار للطبری ج 4 ص 56
6- جامع الاحادیث ج6 ص 331
7- جوامع الجامع ج1 ص 5591
و أخرجه أحمد ج1ص330 ، رقم 3062
وأخرجه الطبرانى ج12ص97 ، رقم 12593
والحاكم ج3ص143 ، رقم 4652
و قال الهيثمى ج9ص120 : رواه أحمد ، والطبرانى فى الكبير ، والأوسط باختصار ، ورجال أحمد رجال الصحيح غير أبى بلج الفزارى ، وهو ثقة ، وفيه لين
اسناد همگی از بزرگان اهل سنت اند.
دراین روایات چند نکته صراحت دارد.
اول: کلمه -خلیفه- یعنی جانشین ...
دوم: کلمه – خلیفتی - یعنی جانشین من (پیامبر)
سوم: کلمه - انت ولی کل مومن بعدی- یعنی بعد از پیامبر فقط علی ولابت بر هرمومنی دارد.
چهارم : نسبت علی به پیامبر خدا همچون نسبت هارون به حضرت موسی است. جز درنبوت.
ادامه دارد........
حسین تبار آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to حسین تبار For This Useful Post:
قدیمی 27-04-2011, 07:46   #7
کاربر تازه کار
 
حسين تبار آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Sep 2010
نوشته ها: 89
Thanks: 14
Thanked 173 Times in 66 Posts
پیش فرض

شراب خوری عُمَربن خَطّاب وسبب نزول آیه تحریم شراب!!!

در منزل ابو طلحه انصارى مجلس شرابى ترتيب داده شد كه در آن اين افراد شركت داشتند:
1 - ابو طلحه (صاحب خانه)، 2 - ابو عبيده جراح (گور كن مكه)، 3 - أبي بن كعب، 4 - ابو دجانه (سماك بن خرشه)، 5 - سهيل بن بيضاء، 6 - معاذ بن جبل، 7 - ابو ايوب و مردانى از اصحاب رسول خدا (صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله) و گروهى از انصار و نيز انس بن مالك كه جوانترين آنها و ساقى قوم بود. (2)
در همين هنگام خبر رسيد كه شرب خمر حرام شد. (سال هشتم هجرت).

در منابع مهم وزیادی از اهل سنت در باره شارب الخمر بودن جناب عمربن خطاب د در عصر نادانی(جاهلیت) روایت شده از جمله دراین کتابهای ذیل :
ان العرب في الجاهلية يشربون الخمور ويقامرون وجاء الإسلام فبدأ دعوتهم إلى التوحيد والإيمان بالبعث الآخر، إذ هما الباعث القوي على الاستقامة في الحياة، ولما هاجر الرسول صلى الله عليه وسلم والعديد من أصحابه وأصبحت المدينة تمثل مجتمعاً إسلامياً وأخذت الأحكام تنزل شيئاً فشيئاً فحدث يوماً أن صلى أحد الصحابة بجماعة وهو ثملان فخلط في القراءة فنزلت آية النساء: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى} فكانوا لا يشربونها إلا في أوقات معينة، وهنا كثرت التساؤلات حول شرب الخمر فنزلت هذه الآية: {يَسْأَلونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ} فأجابهم الله تعالى بقوله: {قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا} فترك الكثير1 كلاً من شرب الخمر ولعب القمار لهذه الآية. وبقي آخرون فكان عمر يتطلع إلى منعهما منعاً باتاً ويقول: "اللهم بين لنا في الخمر بياناً شافياً" فاستجاب الله تعالى له، ونزلت آية المائدة: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ} إلى قوله: {فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ} فقال عمر: "انتهينا ربنا" وبذلك حرمت الخمر وحرم الميسر تحريماً قطعياً كاملاً، ووضع الرسول صلى الله عليه وسلم حد الخمر وهو الجلد. وحذر من شربها وسماها أم الخبائث وقال: "مدمن الخمر لا يكلمه الله يوم القيامة ولا يزكيه" في ثلاثة نفر وهم: العاق لوالديه، ومسبل إزاره، ومدمن الخمر.
ترجمه:
عرب دردوران جاهلیت (نادانی) همیشه شراب میخوردند بعد از اسلام که آنها را به توحید و ایمان به آخرت دعوت نمود و احکام یکی پس از دیگری نازل شد تا آیه نماز که آمد آنها فقط وقت نماز شراب نمی خوردند بعد بینشان سوال زیاد شد تا آیه ضرر ونفع شراب نازل شد .عده زیادی ترک کردند تا اینکه عمر هم آیه تحریم شراب و قمار را از خدا پرسید و گفت: خدایا برای ما بیان شافی و کامل درباره شراب بگو! خدا درخواست عمر را اجابت نمود وآیه تحریم قطعی وکامل نازل شد عمر گفت دیگر شراب نمیخوریم !!!!

حال سوال اصلی اینجاست:
آیا واقعا یک نفر شارب الخمر ، شایسته خلافت و جاشینی پیامبر خدا را دارد؟!!
کمی بیشتر بیندیشید!
پی نوشت:
1- ایسر تفاسير ج1 ص 201
2- اعراب القرأن وبيانه ج1ص301
3- البحر المدید ج1 ص276
4- التحریر والتنویر ج4 ص 248
5- التسیر الکبیر ج6 ص 35
6- التفسیر المنیر ج2 ص286
7- التفسیر الواضح ج1 ص583
8- التفسیر الوسیط للقرآن الکریم ج1ص480
9- الجامع لاحکام القرآن ج5ص200
10 - الکشاف ج1 ص288
11- الباب فی علوم الکتاب ج4 ص 33
12- النکت والعیون ج1ص378
13- الوسیط لسید طنطاوی ج1ص382
14- بحرالعلوم للسمرقندی ج2 ص1
15- تفسیر ابی السعود ج1 ص 275
16- تفسیر ابن عبد السلام ج1 ص 500
17- تفسیر ابن کثیر ج2 ص 290
18- تفسیر اطفیش ج90 ص 336
19- تفسیر الاعقم زیدی ج2 ص 164
20- تفسیر البحر المحیط ج3 265
21- تفسیر البیضاوی ج1 ص 504
22- تفسیر الخازن ج1 ص210
23- تفسیر الرازی ج6 ص 148
24- تفسیر السراج المنیر ج1 ص314
25-تفسیر السمعانی ج2 ص 63
26- تفسیر الشعراوی ج1 ص 1542
27- تفسیر الشیخ المراغی ج7ص21
28- تفسیر الطبری ج10 ص 566
29- تفسیر القرطبیج5ص200
30- تفسیر الکشاف ج1 ص 288
31- تفسیر القطان ج1 ص 123
32- تفسیر اللباب ج1 ص 701
33- تفسیر الماوردی ج2 ص 64
34- تفسیر المراغی ج1 ص1372
35- تفسیر المنار ج2 ص256
36- تفسسیر النسفی ج1 ص 118
37- تفسیر النیسابوری ج2 ص 31
38- تفسیر حقی ج1 ص 469
39- تفسیر روح البیان ج1 ص 278
40- تفسیر غرائب القرآن ج1 ص 1263
41-جامع لطائف التفسیر ج6 ص 3
42- زاد المسیر ج1 ص 239
43-فتح القدیر ج1 ص 296
44-فی ظلال القرآن ج2 ص 249
45-مختصر ابن کثیر ج1 ص 284
46- مفاتیح الغیب ج1 ص 139
47- اسباب النزول ج1 ص 139
48- غرائب القرآن ج1 ص 76
49- نواسخ القؤآن ج1 ص 205
50- السنن الکبری ج3 ص 202
51- المستدرک علی الصحیحین ج7 ص229
52- المسند الجامع ج13 ص 318
53- حلیه الولیاء ج4 ص144
54- سنن ابی داود ج 3 ص 364
55- سنن نسائی ج3 ص 202
56- کنزل العمال ج5 ص 472
57- مسند الفاروق لبن کثیر ج2 ص 566
58- معرفه آلاثار والسنن للبیهقی ج14 ص 117
59- الدر المنثور ج2 ص8 ترمزی این روایت را صحیح دانست.
60- مسند احمد ج1 ص 443 تعليق شعيب الأرنؤوط : إسناده صحيح یعنی اسناد این روایت صحیح است.

اسناد همگی از بزرگان اهل سنت است.
حسين تبار آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to حسين تبار For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
آفتاب غدیر پشت پرده هاى تعصب monji_2008 اعتقادي 4 07-04-2012 11:05
پیش‌فرض‌های مسأله غیبت hossein moradi امام زمان عجل الله تعالی فرجه 0 29-12-2010 10:51
همه چيز، حتّى انتخاب همسربراى مصلحت دين vorojax پیامبر اکرم(ص) 6 30-06-2009 10:17
چرا پیامبر اسلام (ص) با توجه به اختلاف سنی زیاد، با عایشه کم سن و سال ازدواج نمود؟ vorojax پاسخ به شبهات دیگر ادیان و مذاهب 1 23-03-2009 21:01
خلافت حضرت علی (ع) ali20 پرسش‎ و‎ پاسخ‎ 3 14-03-2009 09:37

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 16:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1