شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 05-09-2013, 23:00   #1
مدیر بازنشسته
 
Hamid آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Dec 2010
محل سکونت: تهران. پلاک 5
نوشته ها: 2,070
Thanks: 7,844
Thanked 7,701 Times in 1,908 Posts
پیش فرض فیلم: مولوی وهابیِ شیعه شده که مانند مولا علی بر فرق سرش کوبیدند و ... (حتما ببینید!)

ماجراهاي عجيب يك مولوي وهابي كه 45 روز در جمكران كارتن خواب شد
ما شیعه ی واقعی هستیم یا او؟


سلام بر دوستان و کاربران عزیز!
خوندن سرنوشت این شیعه ی مرتضی علی(ع) جناب سلمان حدادی چنان منو تکون داد که از شیعه بودنم شرمنده شدم. حتما توصیه میکنم بخونین و خصوصا فیلمهاش رو هم ببینین.
آیا اگه ما بودیم، حاضر بودیم چنین سختی هایی رو در راه تشیّعمون بکشیم؟ آیا روی مذهبمون پافشاری میکردیم؟


1- دانلود فیلم توضیحات مختصر در مورد زندگی این تازه شیعه شده:

[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]

2- دانلود توضیحات مفصل در مورد زندگی این شخص از زبان خودش (واقعا تاثیرگذاره ... حتما ببینین):

[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]

نقل قول:



اين روزها كه خبرهاي متفاوتي از جنايت وهابي‌ها در كشورهاي مختلف به گوش مي‌رسد، آشنا شدن با برخي ويژگي‌هاي اين قوم خالي از لطف نيست. مخصوصاً اگر اين آشنايي در قالب خواندن برشي از زندگي يك مولوي وهابي باشد كه البته حالا يك شيعه تمام عيار است.
به گزارش رجانيوز، «سلمان حدادي» يك مولوي وهابي بود؛ كسي كه خودش مي‌گويد بين 500 تا 1000 فرد سني مذهب را وهابي كرده است. اما يك بار نشستن در مجلس عزاي سيدالشهدا(ع) كار را بجايي مي‌رساند كه همان مبلغ وهابي شيعه شود و در اين مسير سختي‌هايي ببيند كه تحمل يكي از آنها براي ما قابل تصور نيست. خواندن زندگينامه سلمان حدادي را از دست ندهيد.


آموزش تبليغ وهابيت در 5 دقيقه
سلمان سال 61 در سنندج بدنيا آمد. مادرش اهل سوريه و شيعه بود اما پدرش نه. اسمش را به اصرار مادرش كه سيراب از محبت اميرالمومنين بود سلمان گذاشتند. خودش مي‌گويد هميشه از اينكه اسمم سلمان و مادرم شيعه بود شرمنده بودم.
«با تشویق پدرم در دوران راهنمایی، در كنار درس های مدرسه، تحصیل دروس حوزوی را هم شروع كردم و ادامه دادم. بعد از اتمام دبیرستان، 3 سال دوره ی تكمیلی حوزه را به زاهدان و مسجد مكی رفتم و پس از مولوی شدن، 4 ماه هم به رایوند پاكستان، برای آموزش یك دوره كامل نحوه ی تبلیغ و جذب رفتم. پس از برگشت از پاكستان، امتحان كنكور دادم و در دانشگاه كرمانشاه در رشته استخراج معدن قبول شدم. در پاکستان به طور تخصصی در 20 جلسه یاد می دادند که چگونه فردی را در عرض 5 دقیقه به وهابیت جذب کنیم این آموزش را نزد آقایی به نام ابراهیم نژاد می دیدیم.»

گفت يكبار هيئت!
در همانجا دوستي پيدا مي‌كند به نام مهدي. مهدي شيعه بود و سلمان در عين رفاقت تلاش مي‌كرد او را وهابي كند. كلي كتاب به او مي‌دهد و در عوضش مهدي هم يكبار او را به مجلس عزاي سيدالشهدا(ع) دعوت مي‌كند. سلمان با همان لباس و ظاهر مولوي‌هاي وهابي و بعد از كلي اين پا و آن پا كردن مي‌رود به هيئت.
«یك گوشه ای با خشم مجبور شدم که بنشینم. دیدم سید بزرگواری منبر رفت (نماینده ولی فقیه در کرمانشاه بود) و در حین صحبت هایش گفت: كدام یك از شما حاضرید به خاطر خدا و اسلام جانتان را بدهید و بعدش هم مطمئن باشید زن و بچه تان به اسارت می روند؟ در آن زمان سیدالشهدا(علیه السلام) چه دید كه حاضر شد، جانش گرفته شود و اهل و اولادش به اسارت روند؟ چرا امام حسین(علیه السلام) دست به چنین كار بزرگ زد؟

هر چی فكر كردم دیدم كه در شخصیت های محبوب من، شخصیتی مثل امام حسین(علیه السلام) پیدا نمی شود كه حاضر باشد به خاطر اسلام، دست به چنین كار بزرگ و خطرناكی بزند! این سوال مهمی بود كه برایم ایجاد شد.»

چراغ‌ها را كه خاموش كردند و مشغول سينه زدن شدند، او شروع كرد به گريه كردن. آنقدر كه لباسهايش خيس شد. براي غربت و مظلومين غريب كربلا گريه مي‌كرد. از اينكه در وهابيتشان نگذاشتند امام حسين(ع) را بشناسد افسرده شده بود.

تحقيق و پژوهش حتي در شيطان پرستي
از هيئت كه بيرون مي‌آيد چهار سال جديدي در زندگي‌اش شروع مي‌شود. چهار سالي كه به مطالعه و پژوهش درباره تمام مذاهب اهل سنت، مسيحيت، زرتش و حتي شيطان پرستي مي‌انجامد. اما تعارضات موجود در اين مكاتب و فرقه‌ها او را راضي نمي‌كند.

«گذشت و خیلی با احتیاط فرقه‌های شیعه را بررسی كردم تا اینكه برای شناخت بهتر شیعه دوازده امامی، رهسپار قم شدم. به دفتر آیت الله بهجت رفتم و سوالات و شبهاتی كه داشتم از آنجا پرسیدم و آنها هم با صبر و حوصله و محبت بسیار به من پاسخ دادند.

بعد از آنان خواستم كتابی به من معرفی كنند تا درباره‌ی شیعه بیشتر تحقیق كنم. آنها كتاب المراجعات و شبهای پیشاور را به من معرفی كردند. آن كتاب ها را تهیه كردم و شروع كردم به خواندنشان.

مطالب آن دو كتاب را كه می خواندم برای اینكه ببینم مطالبی كه از كتاب های اهل سنت نقل می كنند صحیح است یا نه، فورا مراجعه می كردم به كتاب‌ های اهل سنت یا به نرم افزار المكتبه الشامله و با كمال تعجب می‌دیدم مثل اینكه این روایات، واقعیت دارد. برای من سوال پیش آمده بود كه چرا بعد از این همه سال، این روایات دور از چشم ما بوده و ما ندیدیم؟‌»

در مباحثه كه كم اوردند پاي ماكسيما را وسط كشيدند!
خواندن اين كتاب‌ها شش ماه طول مي‌كشد. كم‌كم حقانيت شيعه با استناد به خود كتابهاي اهل سنت برايش مسجل مي‌شود. اما هنوز شيعه نشده است. ترديد دارد. خودش ميگويد تعصبات اجازه نمي‌داد. به سختي‌هايي كه پيش رويش بود فكر مي‌كند.

«بالاخره شیعه شدم و بعد از شیعه شدنم یك دفترچه هایی را چاپ كردم كه تحت این عنوان كه "آیا شیعه حق است؟" و در آن دلائلی از كتاب‌های اهل سنت كه ثابت می كرد مذهب شیعه، مذهب صحیح است آوردم و پخش كردم. یك نفر این دفترچه را برد و به پدرم داده بود. و گفته بود: این را پسر شما چاپ كرده است.

پدرم به من گفت: سلمان شیعه شده ای؟ من هم جرات نكردم بگویم: آره. تقیه كردن را هم بلد نبودم.
گفتم: اگر خدا قبول كند .
گفت: نه گولت زدند .
گفتم. من یك عمری به مردم می گفتم شما گول شیعه را نخورید حالا شما به من می گویید گول خورده‌ای؟‌»

بحث كردن با پدر و خيلي از اهل سنت شش ماه طول مي‌كشد. همه را در مناظره‌ها شكست مي‌دهد. حتي چند نفري هم شيعه مي‌شوند. پدر وقتي در بحث نمي‌تواند مقاومت كند به تطميع رو مي‌آورد. مي‌گويد زانتياي زيرپايت را ماكسيما مي‌كنم اما حرف از شيعه نزن. حتي ميگويد شيعه بمان اما شيعه را تبليغ نكن. وقتي سلمان قبول نمي‌كند، راه ديگري در پيش مي‌گيرند. راهي كه به آوارگي سلمان و همسرش ختم مي‌شود.

چيزي شبيه ماجراي كوچه بني‌هاشم
شش ماه آزار و اذيتها را تحمل كرد. مي‌خواست راهي تهران شود تا كاري گير بياورد و خانه‌اي اجاره كند و بعد بيايد دنبال همسرش. همسري كه شيعه شده بود و باردار بود. از خانه كه بيرون مي‌رود ميبيند پدرش با چند نفر سر كوچه ايستاده‌اند. مثل اينكه خبر داشتند مرغ دارد از قفس مي‌پرد.

همسرم گفت من تا سر كوچه با تو می آیم .
گفتم: نه، همین جا بمان. ولی اصرار كرد و با من آمد .

به سمتشان رفتم .مانع عبور من شدند. آنها 5 ، 6 نفری بر سرم ریختند و یكی شان با چوب دستی كه در دست داشت محكم بر سرم كوبید و من بر اثر آن ضربه آنجا افتادم و دیگر چیزی نفهمیدم و بواسطه آن ضربه لکنت زبان گرفتم.

خانمم كه قصد داشت از من دفاع كند، جلو آمده بود تا مانع آنها شود، كه یكی از آنها با لگد به او زد ، و بر اثر آن ضربه، بچه اش را که 4 ماهه بود سقط كرد ولی خدا رو شكر، من آن صحنه را ندیدم.»

ياد مظلوميت امام علي مي‌افتد و به ياد ماجراهاي كوچه بني‌هاشم مي‌سوزد.

جرم شيعه بودن بالاتر از هزاران قتل است!
سه روز بعد وقتي در بيمارستان بهوش مي‌آيد دست زنش را مي‌گيرد و با همان حال و روز فرار مي‌كنند. مي‌روند اروميه پيش يكي از دوستان سلمان تا شايد كمكش كند. او وقتي مي‌فهمد سلمان شيعه شده است ميگويد اگر هزار قتل انجام داده بودي كمكت مي‌كردم اما حالا كه شيعه هستي، نه!

جالب بود كه اين رفيق سني متعصب اصلاً از دين و مذهب چيز درست و حسابي نمي‌دانست. عمر و ابوبكر را نمي‌شناخت اما بخاطر تبليغات مسموم وهابيت چنين تفكري پيدا كرده بود.

«آنجا بود كه از خانه اش بیرون رفتم و برای اولین بار در طول عمرم، با همسر مریضم كه بچه اش را سقط كرده بود در خیابان خوابیدیم .

با مقدار پولی كه داشتیم، خودمان را به قم رساندیم و چون هیچ كس را در قم نمی شناختیم و جایی برای ماندن نداشتیم، مدت 45 روز در جمكران ماندیم. گرسنگی می كشیدیم ولی وقتی یاد گرسنگی و آوارگی و پای برهنه ی اهل بیت امام حسین (علیه السلام) می افتادم تحملش برایمان آسان می شد.»

ما شیعه ها اینقدر بی غیرت نیستیم كه ناموسمان توی خیابان بخوابد
سال 85 بود. 45 روز در جمكران، بدون پول و جا و غذا. تكه كاغذي پيدا مي‌كند و نامه‌اي به امام زمان(عج) مي‌نويسد. مي‌گويد آقاجان ما بخاطر شما همه چيز را رها كرديم و آمديم اينجا. مي‌گويد هرجوري بود روزي يك وعده غذا برايمان جور مي‌شد. يا هيئتي مي‌آمد يا نذري مي‌دادند. تا اينكه...

«شبها روی كارتون می خوابیدم مدت ها كه گذشت یكی از انتظامات جمكران كه ما را چند روزی زیر نظر داشت، آمد و گفت: كارت شناسائی تان را ببینم! شما كی هستید؟

كارت شناسایی را نشانش دادیم . وقتی اسم سنندج را دید گفت: شما اینجا چه كار می كنید؟‌

با لكنت زبان شدیدی كه در اثر ضربه به سرم وارد شده بود، بهش گفتیم: ما شیعه شده ایم.
گفت: كار بدی نكرده اید آیا قم جایی را دارید؟
خجالت كشیدم بگویم نه، گفتیم یك جایی داریم . رفت و 20 دقیقه بعد برگشت و گفت: 30 هزار تومان شما را بس است تا به شهر خودتان برگردید؟
گفتم: من پول نمی خواهم!
گفت: ما شیعه ها اینقدر بی غیرت نیستیم كه ناموسمان توی خیابان بخوابد و بی تفاوت باشیم .
پول را به من داد و بعد از دو ماه و خورده ای توانستم با آن پول به حمام بروم و موهای سرم را كوتاه كنم.»

وقتي امام رضا بطلبد
مي‌روند حرم كريمه اهل بيت(س). متوسل مي‌شوند به بي‌بي معصومه. يكي از خادم‌ها راهنمايي مي‌كند كه بروند دفتر مراجع و كمك بخواهند.

«اول دفتر آقای مکارم شیرازی رفتم . بعد دفتر مقام معظم رهبری رفتم. آقایی آنجا نشسته بود. تا آمدم جریان را تعریف کنم خانمم شروع به گریه کرد و من داستان را تعریف کردم.

او وقتی وضعیت ما را دید خیلی به ما محبت كرد و گفت: اگر می خواهید قم بمانید جایی برای شما بگیرم .
گفتم: نه می خواهیم برگردیم ارومیه و در مدارس آنجا ، كار پیدا كنم .
گفت: باشه و یك مقداری پول به ما داد و ما از آنجا خارج شدیم.»

بيرون كه مي‌آيند هواي زيارت برادر حضرت معصومه به سرشان مي‌افتد. بجاي اروميه مي‌روند مشهد، پابوس امام رضا(ع). زيارت دو سه روزه تبديل مي‌شود به مجاورت سه چهار ساله.

فرزند خواستم و كربلا، هر دو جور شد
همسرش بر اثر سختي‌ها نحيف شده و افسردگي گرفته بود. به صورت غير رسمي طلبه حوزه علميه مشهد مي‌شود. بعد از آن برمي‌گردند قم و به كمك يكي از دوستان خانه‌اي مي‌گيرند. ماجراي كربلا رفتنشان هم خواندن دارد.

«در سال 89 در مراسم عید حضرت زهرا (س)، دو چیز خواستم یكی ، یك بچه و دیگری زیارت كربلا. هفته‏ی بعدش یك نفر هیئتی، مرا دید و گفت: دیشب خواب دیدم كه شما و خانمت در حسینیه برای عزاداران امام حسین(علیه السلام) چایی می ریزید. خوابش را اینگونه تعبیر كرد باید شما و خانمت را به كربلا بفرستم. او یك بانی پیدا كرد و ما را به كربلا فرستاد. چند وقت بعد از سفر كربلا، متوجه شدیم كه بچه ی تو راهی داریم. اولش باورمان نمی شد، سالها از اون ضربه ای كه به پهلوی خانمم وارد شده بود می گذشت و احتمال نمی دادیم كه او دوباره حامله شود.»

سفينه النجاه بودن سيد الشهدا به دادم رسيد
بغير از سلمان يكي از خواهرها و يكي از برادرهايش هم شيعه شده‌اند و همگي از خانواده طرد. خودش مي‌گويد گريه آن شبش در هيئت رنگ و بوي عجيبي داشت.

«آن گریه واقعا یک گریه ی خاصی بود یک لطف بود آن شب به قدری گریه کردم که تمام لباسم خیس شد. همان سفینة النجاة بودن حضرت سیدالشهدا آن شب تأثیر خودشان را روی من گذاشت.

به نظرم آن 4 سالی هم که خواندم و مطالعه کردم و طول کشید برای این بود که پایه های من قوی شود که در هر مناظره ای همه را شکست دهم که وقتی یک مسیحی می آید و به من چیزی می گوید من به او نخندم و هیچ شبهه ای برای من هیچ گاه بوجود نیاید.»

سلمان حدادي حالا همه وقتش را گذاشته است براي تلاش در مسير خدمت به مذهب تشيع و معارف اهل بيت. راه سختي بود اما حتما ارزشش را داشت. ارزشي كه شايد ماهايي كه از ابتدا شيعه بوده‌اين هيچ وقت آن را درك نكنيم.


موفق باشین.
92/6/15
Hamid آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-09-2013, 23:02   #2
مدیر بازنشسته
 
Hamid آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Dec 2010
محل سکونت: تهران. پلاک 5
نوشته ها: 2,070
Thanks: 7,844
Thanked 7,701 Times in 1,908 Posts
پیش فرض

سلام.

آدرس وبلاگ این فرد (سلمان حدادی) که در فیلم به آن اشاره میکند و امروزه تبدیل شده است به پایگاه پاسخ به شبهاتی که اهل تسنن و وهابیت علیه تشیع منتشر میکنند. دوستان توصیه میکنم مطالب وبلاگ ایشون رو از دست ندید:

[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]


موفق باشین.
92/6/15
Hamid آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-09-2013, 23:32   #3
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

سلام
اجرتون با اباعبدالله
حالمان دگرگون شد و اشکمان جاری...........از شرم اینچنین شیعه بودن اگر بمیرم هم کم است

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 05-09-2013, 23:49   #4
کاربر جدید
 
abolfazl1993 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Sep 2013
نوشته ها: 12
Thanks: 71
Thanked 31 Times in 8 Posts
پیش فرض

سلام
دست درد نکنه داداش من خودمم بچه قمم تعریف این برنامه رو زیاد شنیده بود ولی تا حالا ندیده بودمش
تنها حرفی که میتونم بزنم
abolfazl1993 آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-09-2013, 00:14   #5
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,468
Thanks: 7,301
Thanked 27,121 Times in 7,240 Posts
پیش فرض

ممنون
جالب بود .
کلیپ و قبلا دیده بودم
ولی توصیه میکنم اونایی که ندیدن ، ببینن ..

امضای خادم الزینب
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری...


چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 10 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 06-09-2013, 00:18   #6
حق آب و گل داره
 
خادم اهلبیت آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: خوزستان آوردگاه سرخ دلیران
نوشته ها: 1,795
Thanks: 5,983
Thanked 4,241 Times in 1,531 Posts
پیش فرض

احسنت بزرگوار
خداوند در انتشار معارف حقه ی اهل بیت موفقشون بداره .

امضای خادم اهلبیت
حسین جان :
انّی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم الی یوم القیامه .

****************
مهدیا
آنچنان در انتظارت لحظه ها را میشمارم
در شمار روز و شب با قلب خونین در حسابم

وبلاگ من :

www.khadem43.blogfa.com
بفرمایید
خادم اهلبیت آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 9 Users Say Thank You to خادم اهلبیت For This Useful Post:
قدیمی 06-09-2013, 12:00   #7
کاربر فعال و قدیمی
 
dampayi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
نوشته ها: 1,578
Thanks: 9,876
Thanked 5,457 Times in 1,437 Posts
پیش فرض

سلام
خدا خیرت بده داش حمید ...

حرفی نمی مونه فقط همین که داش ابولفضل گذاشتند:



{محتواي مخفي}

مجریه خیلی رو اعصابم بود ... ایکاش اصلا مجری نداشت ...!

امضای dampayi

کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن

ای کاش در رکاب امامم شوم شهید ...

معلوم شد دستی شراب انداخته ست از من
در خمره ای انگار با انگور خوابیدم ...
dampayi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 11 Users Say Thank You to dampayi For This Useful Post:
قدیمی 06-09-2013, 21:45   #8
کاربر جدید
 
mehdinoor آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2013
نوشته ها: 1
Thanks: 1
Thanked 10 Times in 1 Post
پیش فرض

اشکم دراومد، بخاطر مظلومیت شیعه و تاسفی که به حال خودم خوردم.خدا خانوادش رو برای خودش و برای اسلام حفظ کنه
mehdinoor آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 10 Users Say Thank You to mehdinoor For This Useful Post:
قدیمی 07-09-2013, 15:11   #9
حق آب و گل داره
 
ام الحُسنَی آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2012
محل سکونت: ایران عزیز ـ تهران پر گناه
نوشته ها: 1,156
Thanks: 3,098
Thanked 3,617 Times in 1,106 Posts
پیش فرض

سلام و عرض ادب و احترام
اجرتان با حضرت سیدالشهداء (علیه السلام)
عالی بود و بسیار تأثیر گذار

امضای ام الحُسنَی
من حسینی زِ دولت حسنم




وبگاه ثَناءُالحُسنَی .... بفرمایید

ام الحُسنَی آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 8 Users Say Thank You to ام الحُسنَی For This Useful Post:
قدیمی 07-09-2013, 20:17   #10
مدیربازنشسته
 
صبح موعود آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 2,466
Thanks: 16,842
Thanked 6,340 Times in 2,158 Posts
پیش فرض

سلام علیکم و رحمة الله

خدا حفظتون کنه برادر.
خیلی عالی بود.
محبت مادر سلمان به حضرت علی (ع) هم بی تاثیر نبوده.
خدا خواست سلمان، سلمان بماند.
خوشا به سعادتش.
ولی ببینید وهابیت داره چیکار می کنه و چقدر سرعت جذبشون بالاست.

امضای صبح موعود
هر کس مرا طلب کند، مرا می یابد هر کس مرا یافت، مرا می شناسد
هرکس مرا شناخت، مرا دوست می دارد و هر کس مرا دوست داشت، عاشق من می شود
و هر کس عاشق من شد، من عاشق او می شوم و هر کس من عاشقش بشوم، او را می کشم
و کسی که او را بکشم، بر من دیه اش واجب است و کسی که دیه اش بر من واجب شد،
پس خودم خون بهای او می شوم
یا ثارالله

صبح موعود آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 8 Users Say Thank You to صبح موعود For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
مولوی وهابی, مذهب حق تشیع, وهابیت, کوچه های بنی هاشم, اباعبدالله(ع), خانم فاطمه ی زهرا(س), روضه ی امام حسین(ع), سلمان حدادی, شیعه, شیعه شدن یک مولوی وهابی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده
.::SMS::., 5227053076, abolfazl1993, Ali.R, amin_k700, architect, Avin, Aybeniz, clc, dampayi, dehtoday, Eliyas, farzad-a, ghanbar, golenarges, Hadi99g, hejran8, Irany, javadkhan, kazhal, kh.mohandes, M.javaheri, mahdishata, mahdy2021, mojtabam67, monji_2008, paradise, psp2004, Redemption, safaeei, sarvenaz, skyzare, smahdi, soori, فطرس, لیلا53, منتقمُ الزهراء, مکلف, مجید, محامین

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
گفتگو با مسعود فراستی دربارۀ شهید سید مرتضی آوینی Eliyas محتوای صدا سیما 0 03-07-2013 10:16
شیعه و دفاع از حریم آن در خطبه های حضرت زهرا علیهاالسلام golenarges فاطمة الزهراء (س) 0 13-04-2013 18:49
فیلم موفق جشنواره «فجر» دزدی از آب درآمد!! + عکس golenarges محتوای صدا سیما 0 10-04-2013 10:28
نقد فیلم پست چی سه بار در نمیزند. matine313 متفرقه از دنیای صوت و تصویر 0 26-03-2013 09:53
دعا در تعجیل فرج امام عصر علیه السلام hossein moradi امام زمان عجل الله تعالی فرجه 1 17-10-2010 08:01

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 22:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1