شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > متفرقه > متفرقه


متفرقه محلي براي بحث هايي كه بخش خاصي برايشان راه اندازي نشده است.

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 22-05-2014, 10:39   #1
حرفه ای
 
ensanzade آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2013
محل سکونت: زیر خاک در قبرم
نوشته ها: 618
Thanks: 745
Thanked 1,148 Times in 438 Posts
پیش فرض عروسی مورچه‌ها

[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] عادت داشتم مار و پله‌ای موزائیک‌های حیاط را لی‌لی کنم. در دنیای کودکی شعر می‌خواندم و لی...لی... بعضی وقت‌ها آن قدر گیج می‌خوردم که با سر می‌خوردم به دیوار سیمانی آن سوی حیاط، اما دست‌بردار نبودم.






نگاه می‌کردم به موزائیک‌های زردرنگی که برخی لب‌پریده بود و شده بود دروازه خانه مورچگان حیاط خانه‌مان. مواظب‌شان بودم که له نشوند. مادرم گفته بود مواظب مورچه‌ها باش. هر وقت دیدی یک جا زیاد جمع شده‌اند مطمئن باش عروسی دارند.
در خیال کودکی‌ام نمی‌خواستم عروسی را به عزا تبدیل کنم. یک بار از مادر پرسیدم: راستی امروز پنج تا سوراخ دیدم که مورچه‌ها دورش جمع شده بودند، پس یعنی امروز پنج تا عروسی داریم تو خونمون. می‌خندید و می‌گفت: «له‌شون نکردی که؟» می‌گفتم نه، حواسم هست و بعد که قربون صدقه‌ام می‌رفت خودمو لوس می‌کردم و می‌گفتم: «مامان یه تومن می‌دی برم آلاسکا بخرم.» به من تشری می‌زد و می‌گفت: «نه، خودم فردا برات درست می‌کنم. چیه اونا، همش رنگ و آبه.»
مادرم هیچ وقت دروغ نمی‌گفت. فرداش نشده از خواب که بیدار می‌شدم، می‌دیدم گوشه‌ای از یخدان یخچال رنگ و رو رفته گوشه خانه‌مان، آلاسکای دست‌ساز مادرم جا خوش کرده است. حتی نمی‌دانستم چه زمانی آن را درست کرده، فقط می‌دانستم اسمش آلاسکای خانگی است.
بستنی یخی که با آبلیموی دست‌افشانی که او چند روز قبل‌تر گرفته بود آماده شده و یک شبانه‌روز در یخدان مانده تا بشود شبیه آلاسکا. کمی تفاوت داشت با آلاسکاهای دورنگ و سه‌رنگ آقارضای بستنی‌فروش. قطرش به اندازه لیوان‌های آهنی آن زمان بود و برای شبیه‌تر شدن یک قاشق هم می‌گذاشت تو لیوانش تا مثلا بشه دسته آلاسکا، اما مصیبتش تازه اونجا شروع می‌شد که می‌خواستی آلاسکای دست‌ساز رو از لیوان آهنی بکشی بیرون. یخ زده بود. یخ! تکه یخ بود اصلا که می‌خواستی صلات ظهر تابستون به دندون بکشی. البته آلاسکای خانگی مزه دیگری داشت. کمی ترش‌تر بود، اما ذوق می‌کردی از خوردنش در حیاط خانه‌ای که تابستان‌هایش پر بود از خاطره.
آن صبح کمی زودتر از خواب بیدار شدم. خورشید هنوز دیوار جلویی خانه را رنگ نپاشیده بود. صدای به‌هم خوردن ظروف آهنی بود که بیدارم کرد. از پنجره آهنی که سرکشیدم توی حیاط، جعبه‌های چوبی گوجه‌فرنگی بود که روی هم قد کشیده بود. عادت آجان (آقاجان) بود که روزهای «رب‌پزان» هیجان بیشتری می‌گرفت. نماز صبح را خوانده شروع می‌کرد به کار. بلند بلند طوری که انگار می‌خواست همه را بیدار کند، داد می‌زد: «حاج‌خانم مواظب باش بچه یه وقت نیاد تو حیاط که امروز سرمون خیلی شلوغه.» ادامه می‌داد: «امسال از این 30 تا جعبه پونزده تا هم دبه رب بده. باید خدا رو شکر کنیم. پارسالی ده تا... » مادر نمی‌گذاشت حرفش تمام شود، در حرفش پرید و گفت: «بسه دیگه مرد... دست بجنبون. تا دستات پاکه اون شیلنگ رو بگیر رو گوجه‌ها. الان ظهر می‌شه نمی‌شه پاگذاشت تو حیاط».اما آجان که انگار کمی از این حرف برآشفته بود به یکباره گفت: «راستی چرا نرفتی این دیگ رو بذاری زیر درخت توت که سایه‌اش بیفته سرمون؟» مادر هم که انگار می‌خواست حرف را عوض کنه، گفت: «حاج‌آقا گوجه‌اش همچین هم که گفتی گوشتی نیستا... آبداره ولی...» آجان حرفشو برید و گفت: «می‌گم چرا دیگ رو نبردی زیر درخت؟ توت الان آفتاب می‌زنه
سر و کله‌مون.»

وقتی مادر نمی‌خواست حرفی بزند سکوت می‌کرد. هیچ کس هم نمی‌توانست کلمه‌ای از او بشنود. سکوت یعنی این که الان دوست ندارم یا نباید درباره موضوع حرفی زده شود.
مدت کوتاهی نگذشت. مادر کماکان شیلنگ را گرفته بود روی گوجه‌ها و حرفی نمی‌زد. آجان دوباره با صدایی بلندتر گفت: «استغفرالله. گناهی نکردم که می‌گم چرا نبردی اجاق رو زیر درخت توت بذاری. سرکار خانم قهر می‌کنه واسه من.»
آجان این جمله را تمام نکرده با عصبانیت به سمت در خونه برگشت تا شاید با قهر از خانه بیرون برود. دیگر چیزی به ذهنم نرسید. سرمو از پنجره بیرون کردم و با بغض گفتم: آجان... آجان تورو خدا نرو.. مامان چراغو نذاشته زیر درخت توت، چون مورچه‌ها اونجا عروسی دارن، نگاه کن به خونشون... ببین، همشون جمع شدند کنار هم. آجان همان طور که نگاهش به درخت توت برمی‌گشت مادر سرش پایین بود که با صدایی کمی بلندتر به من گفت: یه وقت نیایی تو حیاط، برو تو اتاق بازی کن.(ضمیمه چاردیواری/مهدی نورعلیشاهی)

امضای ensanzade
بحث و گفتگو ((چرا تا به حال ازدواج نکرده اید؟))

خداوند در قرآن مى فرماید: «بگو: اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم روا داشتید، از رحمت خداوند مأیوس و نا امید نشوید که خدا همة گناهان را مى آمرزد».
امیرالمؤمنین (ع) مى فرماید: «در تمام قرآن آیه اى امید بخش تر از این در مورد گناه کاران و توبه کنندگان نیست».
رسول خدا(ص) مى فرماید: «اگر مرتکب گناهان بسیارى که زمین و آسمان را فرا گیرد شدید، اگر به راستى پشیمان شوید،‌خداى تعالى توبه شما را مى پذیرد».

پيشنهادهايي براي دوستي هرچه بيشتر با امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف

ensanzade آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to ensanzade For This Useful Post:
قدیمی 22-05-2014, 10:39   #2
حرفه ای
 
ensanzade آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2013
محل سکونت: زیر خاک در قبرم
نوشته ها: 618
Thanks: 745
Thanked 1,148 Times in 438 Posts
پیش فرض


امضای ensanzade
بحث و گفتگو ((چرا تا به حال ازدواج نکرده اید؟))

خداوند در قرآن مى فرماید: «بگو: اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم روا داشتید، از رحمت خداوند مأیوس و نا امید نشوید که خدا همة گناهان را مى آمرزد».
امیرالمؤمنین (ع) مى فرماید: «در تمام قرآن آیه اى امید بخش تر از این در مورد گناه کاران و توبه کنندگان نیست».
رسول خدا(ص) مى فرماید: «اگر مرتکب گناهان بسیارى که زمین و آسمان را فرا گیرد شدید، اگر به راستى پشیمان شوید،‌خداى تعالى توبه شما را مى پذیرد».

پيشنهادهايي براي دوستي هرچه بيشتر با امام زمان-عجل الله تعالي فرجه الشريف

ensanzade آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to ensanzade For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
این کیک عروسی قدیمی ترین کیک در جهان است + تصویر خادم الزینب متفرقه 1 08-03-2014 06:06
در مراسم عروسی پسر عارف چه گذشت؟ vorojax اخبار سیاست داخلی 2 11-10-2013 22:12
کارت دعوت عروسی معاونت اطلاعات عملیات لشکر 25 کربلا ... vorojax جبهه و جنگ 0 06-10-2013 18:43
عجیب ترین مراسم عروسی در دنیا +عکس golenarges متفرقه 0 28-08-2013 20:35
یک مراسم عروسی ۱۰۰ میلیونی گلنرگس ازدواج 4 14-08-2013 13:48

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 03:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1