شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > مباحث ديگر بخش اسلامی


مباحث ديگر بخش اسلامی در صورتی که برای موضوع مرتبط با اسلام خود بخش مناسبی پیدا نکردید آن را در این بخش قرار دهید.

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 14-02-2011, 11:10   #1
مدیربازنشسته
 
paradise آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 3,038
Thanks: 11,530
Thanked 9,195 Times in 2,641 Posts
پیش فرض راهها و ابزار نفوذ استعمار در جهان اسلام از دیدگاه استاد مطهری

استاد مطهرى درجاى جاى آثار خود نسل معاصر را نسبت به هدفهاى جهان خوارانه و راههاى نفوذ استعمار درممالك اسلامى هشدار داده است و اكنون نیز این راهها بى كم وكاست از سوى استعمارگران دنبال مى شود. از جمله:

1
. تفرقه افكنى:

رو در رو قرار دادن مسلمانان با یكدیگر از حربه هاى كارامد دشمنان اسلام بوده است. كه در هر زمان با شیوه اى جدید آن را به كار گرفته اند. آنان با بهره گیرى از ناآگاهى و با استفاده از ناسانیهاى مذهبى گروه ها و فرقه هاى اسلامى را به هم بد بین كرده و ایشان را از یارى همدیگر باز مى دارند.اقبال لاهورى از شخصیتهاى بزرگ جهان اسلام بود كه مبارزه هاى سیاسى و آگاهى بخشیهاى او ضربه هاى بزرگى به حیثیت اروپا و بریتانیا وارد آورد. در سالهاى اوج مبارزه ملّت هند علیه انگلستان درایران شایع مى شود كه اقبال لاهورى ناصبى و به امام جعفر صادق(ع) توهین كرده است. با این اتهام تلاش مى گردد شیعیان ساده ایران و جهان را به این مرد بزرگ بدبین سازند.استاد مطهرى در بررسى این دستاویز دشمنان یادآور مى شود: جعفر و صادق مورد نكوهش اقبال امام جعفر صادق(ع) نیست بلكه یكى جعفر بنگالى و دیگرى صادق دكنى است. این دو نفر در جریان جنگ مسلمانان با انگلیس با دشمنان اسلام همكارى مى كردند و به نهضت اسلامى از پشت خنجر زدند و به رهبران اسلامى و ملى خیانت كردند و در نتیجه استعمار غرب به مدت سیصدسال بر هند چیره شد. دست نشاندگان استعمار براى ترور شخصیت اقبال و بدبین كردن شیعیان و سنّیان به یكدیگر سخنان اقبال را این چنین وارونه جلوه دادند(مجموعه آثار شهید مطهرى ج610/16).

در هنگام جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1347هـ.ش. عالمان شیعه مردم را نسبت به خطر یهود هوشیار ساختند و مردم را تشویق كردند به برادران فلسطینى و لبنانى خود كمك كنند. شهید مطهرى دراین راستا با سخنرانیهاى روشن گر مردم را به خطر استعمار و اشغال سرزمینهاى اسلامى هشدار داد و اعلام كرد: جنایتهاى اروپائیان در منطقه بى سابقه است و دست نشاندگان امریكا به زمینهاى اشغالى بسنده نكرده و چشم طمع به دیگر سرزمینها دارد. ما وظیفه داریم به برادران مظلوم خود كمك كنیم.این حركت فداكارانه احساس همدلى را در میان شیعیان ایران پدید آورد و مردم براى كمك مادى و مبارزاتى به برادران فلسطینى و لبنانى خود اعلان آمادگى كردند.عوامل استعمار براى خنثى كردن این حركت اسلامى دست به كار شدند و با پخش شایعه هاى ویرانگر و متهم كردن شهید مطهرى به سنّى گرى سعى كردند از تأثیر سخنان استاد در میان مردم بكاهند و این همبستگى اسلامى را به تفرقه تبدیل سازند. استاد وحدت و همدلى مسلمانان را از بایسته هاى حفظ امت اسلامى شمرده و بر این عقیده است كه عالمان و روشنفكران مسلمان باید گرد هم آیند و با وحدت و همدلى و همفكرى راهكارهاى پیوند اسلامى و مبارزه با نقشه هاى استعمار را بررسى كنند: مصلحان و دانشمندان روشنفكر اسلامى عصر ما اتحاد و همبستگى ملل و فرق اسلامى را خصوصا در اوضاع و احوال كنونى كه دشمن از همه جوانب بدانها هجوم آورده و پیوسته با وسائل مختلف در پى توسعه خلافات كهن و اختراع خلافات نوین است. از ضرورى ترین نیازهاى اسلامى مى دانند….( یادنامه علامه امینى مجموعه مقالات234/ مقاله: الغدیر و وحدت اسلامى شهید).

2
. برانگیختن تفاوتهاى قومى:

ناسیونالیسم در شكل فعلى در جهان در اوائل قرن نوزدهم میلادى در آلمان پیدا شد و واكنشى بود در برابر انقلاب كبیر فرانسه.این اصطلاح در اندیشه بنیانگذاران غربى; یعنى مردمى كه در قالب مرزهاى جغرافیایى معین و نژاد و سابقه تاریخى و زبان و فرهنگ ویژه گردآمده اند به عنوان یك واحد تفكیك ناپذیر مشمول منافع و مصالح ویژه اى قرار گیرند و كسانى كه این شاخصه را نداشته باشند بیگانه و دشمن باشند(خدمات متقابل ایران و اسلام شهید مطهرى ج1 مجموعه آثار ج26/14).این شعار در غرب طرفداران جدى پیدا كرد و درجهان سوم نیز در برهه اى از زمان از آن به عنوان ابزارى براى همبستگى ملّى درمبارزه با بیگانگان استفاده شد.استعمار با سوار شدن بر این موج فرهنگى و اجتماعیِ سركش آن را از مسیر خود منحرف ساخت و از آن ابزارى كارآمد در راه پراكندگى ملّتها و نژادها بویژه ملّتهاى مسلمان سامان داد و با بزرگ نمایى گذشته ملّتها و مهم شمردن قهرمانان كهن باورها و آیینها و مذهبهاى حاكم بر این سرزمینها را تحت الشعاع قرارداد. روشنفكران غرب زده از نخستین مروجان این كالاى تحریف شده بودند. در این بازى جدید ایرانیان به تجدید خاطره دوران حكومتهاى هخامنشى و ساسانى و عراقیها به تمدّن بابل و مصریها به عصر فینقیها و فراعنه سرگرم شدند و از هر سوژه ملى وسیله اى براى جدائى ملّتها و گسست پیوستگیها فراهم آمد. آن چنان كه سید جمال كه خود نماد و فریادگر وحدت دینى بود و همه عمرش در این راه سپرى شد پس از مرگش مسلمانان در این كه او زاده كدام سرزمین است با یكدیگر به جدال برخاستند; غافل از آن كه سیّد براى این كه هیچ كس او را ویژه خود نكند و سخنانش به هر سو راه یابد خود را فرزند اسلام خواند.

شهید مطهرى درباره این ترفند استعمار نوشته است: استعمار براى این كه اصل (تفرقه بینداز و حكومت كن) را اجرا كند راهى از این بهتر ندید كه اقوام و ملل اسلامى را متوجه قومیّت و ملیّت و نژادشان بكند و آنها را سرگرم افتخارات موهوم نماید. به هندى بگوید تو سابقه ات چنین است و چنان. به ترك بگوید نهضت جوانان ترك را ایجاد كن….( همان 55).پیشقراولان استعمار غرب براى جدا كردن ایرانیان از اسلام برنامه هاى گوناگونى را براى بزرگ نمایاندن آثار به جاى مانده از پادشاهان و حكومتهاى پیش از اسلام سامان دادند و سعى كردند عظمت اسلام و تمدّن اسلامى را در برابر تمدّن گذشته ایران كم رنگ جلوه دهند. رژیم شاه در این راستا جشنهاى پرهزینه اى را در سال 1350 به نام جشنهاى 2500 ساله شاهنشاهى ترتیب داد و در سال 1355 در حركتى شتابزده تاریخ اسلام را به تاریخ واهى شاهنشاهى تغییر داد تا ذهنها و فكرها را از تاریخ هجرى دور سازد و به نظامهاى شاهنشاهى ارتجاعى پیش از اسلام نزدیك كند.قلم بمزدها نویسندگان دربارى و آلوده هنرمندان بى تعهد روزنامه هاى وابسته با مقاله ها فیلم نامه ها و نمایشنامه هاى خود زمینه پذیرش این حركت ارتجاعى را آماده مى ساختند(نهضت امام خمینى سید حمید روحانى ج522/3).شهید مطهرى براى بى اثر كردن این موج تبلیغات و حركت همه جانبه رژیم وابسته پهلوى به روشن گرى پرداخت و با نوشته ها و سخنرانیهاى خود در زمینه ماهیت این موج جدید و روابط متقابل اسلام و ایران در بى اثر كردن شگردهاى ویران گرانه دشمنان نقش موثرى ایفا كرد. استاد انگیزه اصلى استعمار در این حركت فرهنگى را جدا كردن مسلمانان از یكدیگر براى چیرگى بى دردسر بر آنان یاد كرده و اتحاد و همبستگى ملّتها و مذاهب اسلامى را مهم ترین راه براى مبارزه با استعمار دانسته است:رواج اندیشه قومیّت پرستى و ملیّت پرستى و به اصطلاح ناسیونالیسم كه به صورتهاى: پان عربیسم پان ایرانیسم پان تركیسم پان هندوئیسم و غیره در كشورهاى اسلامى با وسوسه استعمار تبلیغ شد و هم چنین سیاست تشدید نزاعهاى مذهبى شیعه و سنّى و هم چنین قطعه قطعه كردن سرزمین اسلامى به صورت كشورهاى كوچك و قهرا رقیب همه براى مبارزه با آن اندیشه ریشه كن كننده استعمار; یعنى ـ اتحاد اسلام ـ بوده و هست(نهضتهاى صدساله اخیر، ص31).

3. بیگانه كردن مسلمانان با فرهنگ و تمدّن اسلامى:

از شگردهاى شوم استعمار براى چیرگى بر ملّتها بیگانه كردن آنان با فرهنگ و میراثهاى ارزشمند گذشته شان بوده و هست. استعمارگران با به كار گرفتن تاریخ نگاران جامعه شناسان جغرافى دانان خاورشناسان هنرمندان و… تلاش ورزیدند این ذهنیت را در جامعه هاى تحت نفوذ خود به وجود بیاورند كه تاریخ و فرهنگ كنونى آنان كه بازمانده نیاكانشان است چیزى جز توحّش و عقب ماندگى به بار نیاورده و چیزى كه بتوان بدان افتخار كنند در دست شان نیست. اگر ملّتها بخواهند به مدنیّت و پیشرفت برسند بایستى به فرهنگ غربى دست یابند پذیراى فرهنگ و زبان آن دیار باشند. هر كس كه فراورده هاى مادى و صنعتى آنان را بیش تر مصرف كند متمدّن تر است(مجموعه آثار دكتر شریعتى ج16/4). زیرا تا ملّتى نخست از خود بیگانه نگردد و فریفته فرهنگ و صنعت غربیان نگردد و نسبت به دین و مذهب خود احساس حقارت نكند دشمن نمى تواند در او طمع ورزد و او را بشكند.… بى شك در میان انواع گوناگون استعمار خطرناك تر از همه استعمار فرهنگى است مگر ممكن است ملّتى را از نظر سیاسى و اقتصادى استعمار بكنند بدون آن كه قبلا او را استعمار فكرى نكرده باشند.

براى بهره كشى فرد باید شخصیت او را سلب كنند. او را به آنچه كه مال خودش است بدبین كنند و در عوض او را شیفته هر آنچه از ناحیه استعمار عرضه مى شود بسازند….( پیرامون جمهورى اسلامى160). استعمار به هر كجا پا گذاشت پوچ شمارى و هیچ انگارى فرهنگ آن ملّت در صدر كارهایش بود. كارگزاران بریتانیا براى توجیه اشغال هندوستان كتابهاى تاریخى هند را تحریف كرده و از دوران حكومتهاى هندو مسلمان پیشین با تحقیر و اهانت یاد مى كردند(كشف هند جواهر لعل نهرو ترجمه جهانگیر تفضلى ج173/1 ). از آن جا كه مسلمانان با استعمارگران غرب بیش از دیگران به مقابله ومبارزه برمى خاستند هجوم استعمار به فرهنگ اسلامى بیش از دیگر فرهنگها بود. یكى از نایب السلطنه هاى هند در دوران حكومت بریتانیا بر هند پیش از آغاز مبارزات ضدّ استعمارى مسلمانان علیه انگلیس گفته بود: اولین هدف ما در این جا باید سركوب مسلمانان باشد چون مسلمانها به طبیعت حال با ما دشمن هستند; اما هندوها این جور نیستند(. فرهنگ و تهاجم فرهنگى برگرفته از سخنان مقام معظم رهبرى41).در سده اخیر عوامل مزدور و یا رعب زده غرب با زبان و قلم و هنر در صدد پدیدآورى حالتى در مردم بودند تا به آنان بباورانند كه بایستى رو به غرب داشته باشند و از آداب و رسوم خود دست بردارند و آنچه مورد پسند غربیان است بپسندند و آنچه را كه آنان نمى پسندند نپسندند. كسانى را كه آنان دوست مى دارند دوست بدارند و آثارى را كه آنان با علاقه مى خوانند بخوانند. آنچه را آنان در كانون توجه قرار مى دهند در كانون توجه قرار دهند. كه اینها نشانه زندگى نو و به در آمدن از ارتجاع و تاریكى و گام نهادن در دنیاى جدید و روشنایى است!شگفت این كه بى شرمانه این قلم بمزدهاى آلوده چنین وانمود مى كردند كه سیاه بختى مسلمانان و مشرق زمین به خاطر پاى بندى آنها به آداب مسلمانى است.

براى این كه كسى به گذشته برنگردد و از عزت و شوكتى كه مسلمانان به بركت و یمن همین فرهنگ داشتند سخنى نگوید به سیاه آلود جلوه دادن گذشته پرداختند و در آثار قلمى خود از روى كینه و حقد فرهنگ و تمدّن اسلامى را زیر پتك هجو قرار دادند و نوشتند: فرهنگ اسلامى و آنچه از آن به تمدّن اسلامى یاد مى شود براى مردم جز شوربختى و ركود چیزى به ارمغان نیاورده است.ییا براى این كه گذشته ننگین و پر از خباثت و جنایت خود را از ذهنها بزدایند تلاش ورزیده اند با تبلیغات خود را صلح طلب و اهل مدارا و تسامح معرفى كنند و اسلام را با گذشته درخشان و تسامح و مداراى بسیار باشكوه خشونت طلب! از این روى نوشتند: در اسلام مسأله اى به نام مدارا و تسامح وجود ندارد و مسلمانان مظهر خشونت و ویرانگرى هستند و دین اسلام با شمشیر و خون پیش برده شده است و مسلمانان به هر جا پا نهاده اند آثار با ارزش فرهنگى ملّتها را نابود كرده اند.

از جمله این شایعه در مطبوعات و كتابها راه یافت كه در حمله عرب به ایران و مصر كتابخانه هاى بزرگ و نفیس این سرزمینها به آتش كشیده شد. استاد شهید مطهرى همه این حركتهاى به هم پیوسته را از كارهاى شیطانى استعمار شمرد و با دلیلهاى استوار تاریخى بى پایه بودن ماجراى كتابسوزى ایران و مصر را بر همگان آشكار ساخت و ثابت كرد این تهاجم فرهنگى از برنامه هاى استعمار غرب براى بد جلوه دادن تمدّن اسلامى ریشه مى گیرد. زیرا استعمار براى این كه در كارهاى سیاسى و اقتصادى موفق شود مى بایست نخست به فرهنگ مردم یورش برد و مغزها را مجذوب خود كند تا جایى كه آنان را به فرهنگ و مذهب خودى بدبین سازد. و این شایعه نیز ادامه همان برنامه است. نمونه آن این است كه شایعه كتابسوزى را انگلیسیها در روزگار اشغال هند در كتابهاى درسى گنجانیدند و ایادى انگلیس در ایران همان گفته هاى واهى بى دلیل و ناروا را براى بدبین كردن نوجوانان به اسلام در كتابهاى درسى آوردند:استعمار دقیقاً تشخیص داده و تجربه كرده است كه فرهنگى كه مردم مسلمان به آن تكیه مى كنند و ایدئولوژى كه به آن مى نازند فرهنگ و ایدئولوژى اسلامى است… پس مردم از آن اعتقاد… و حسن ظن باید تخلیه شوند تا آماده ساخته شدن طبق الگوهاى غربى گردند. براى بدبین كردن مردم به آن فرهنگ و آن ایدئولوژى و پیام آوران آنها چه از این بهتر كه به نسل جدید چنین وانمود شود كه مردمى كه شما مى پندارید رسالت نجات و رهایى و رهبرى بشریت به سعادت را داشتند و به این نام به كشورهاى دیگر حمله مى بردند… خود به وحشى ترین كارها دست زده اند و این هم نمونه اش(شش مقاله شهید مطهرى267).

استاد مطهرى با بررسى پیشینه روانى و تاریخى این ترفند استعمار غرب این مطلب را به دست داده كه مسیحیان كه از سویى از برترى و اقتدار تمدّن اسلامى آگاه شدند و از دیگر سو از شكست نهایى دنیاى مسیحیت از مسلمانان در جنگهاى صلیبى كینه به دل داشتند علیه اسلام و مسلمانان جنگ روانى به راه انداختند و آن قدر علیه اسلام و مسلمانان شایعه سازى كردند كه گروهى از هوشمندان مسیحى در قرون جدید از این حركت پلید شرمسار شده اند. كسانى چون جان دیون پورت براى جبران اندكى از این زیان بزرگ كتاب (عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن) را نوشت. شایعه كتاب سوزى نیز توسط ایادى استعمار پخش شده و در داخل كشور ما به قلم كسانى چون پور داود كه وابستگى او به استعمار روشن است به صورت یك حادثه تاریخى در آمده است.از آن جا كه شایعه كتاب سوزى ساخته و پرداخته استعمار بود نقد آن را بر نمى تابید و نمى گذاشت مردم از چند وچون قضیّه آگاه شوند و به ایادى خود در كشورهاى زیرسلطه دستور مى داد كه از هرگونه روشن گرى در این باره جلوگیرى كنند. از جمله دستگاه امنیتى ایران دستور داشتند كه از حركت روشن گرانه استاد مطهرى درباره كتاب سوزى جلوگیرى كنند. استاد دراین باره مى گوید:معمولاً عنوان موضوعاتى كه در حسینیه ارشاد بحث مى شد روزنامه ها اطلاعیه آن را چاپ مى كردند. ولى در بحث كتابسوزى ایران و مصر با آن كه اعلان آن به جراید داده شد آن را منتشر نكردند. پس از پرس وجو روشن شد عوامل شاه و ساواك مانع نشر آن شده اند(. پیرامون انقلاب اسلامى12).

4. تز جدایى دین از سیاست:

مسأله مهم دیگرى كه استعمار در انجام آن از دیرباز سرمایه گذارى كرده است دور كردن دین و دینداران از عرصه هاى سیاسى و اجتماعى است.نظریه پردازان وابسته به قدرتهاى بزرگ به سفارش آنان نوشته و گفتند: دین اگر نیك و به صلاح نیز باشد تنها رابطه فردى انسان و خدا را شكل مى دهد و نباید كارى به روابط اجتماعى داشته باشد. مردم بایستى براى برآوردن نیازهاى اساسى و كلان زندگى از كارشناسان جدید بهره گیرند و آنان اینان را به دیارى رهنمون خواهند شد كه براى زندگى امروز بشر برنامه هاى دقیق و راهگشا دارد و آن غرب است.استاد مطهرى درسرگذشت سید جمال الدین اسدآبادى یادآور شده: مهم ترین كار سیّد در مبارزه با استعمار تبلیغ همبستگى دین و سیاست بود; چه كه سید بر این باوربود: تنها با پیاده كردن پیامهاى سیاسى ـ اجتماعى دین مى توان با بیگانگان مبارزه كرد و برنامه هاى آنان را نقش بر آب ساخت: او… مردى بود كه همبستگى دین و سیاست را تبلیغ كرد و این را… به جامعه اسلامى تفهیم كرد كه مسأله جدایى دین از سیاست نیرنگى است كه سیاست بازان عالم ساخته اند. در دین بالخصوص دین اسلام سیاست یكى از عزیزترین اجزاء است. و جدا كردن سیاست از اسلام به معناى جدا كردن یكى از عزیزترین اعضاء از پیكر اسلام است(پیرامون جمهورى اسلامى شهید مطهرى57).

استاد در تأیید تیزبینى و كاركرد سید افزوده كوششهایى كه پس از او از سوى استعمار در ترویج سكولاریزم به عمل آمد بیش از پیش درستى اندیشه هاى وى را ثابت كرد. غرب با قطع پیوند دین با اجتماع مهم ترین رسالت دین را از او گرفت و دركشورهاى زیر سلطه استعمار كسانى بر سر كار آمدند كه مبارزه با نمادهاى مذهب و اسلام اجتماعى را در صدر كارهایشان قرار دادند و در نتیجه به جاى كسانى مانند: سید جمال ومدرس آتاتورك و رضاخان و داود خان بر مسند قدرت تكیه زدند.استاد مطهرى بر این عقیده است كه دشمن براى منزوى كردن دین و زمینه سازى براى جدا كردن آن از سیاست به تجددگرایى افراطى دامن مى زند; چه كه جامعه بشرى همواره با مشكلات ثابت و نوینى روبه روست و هر دسته از گرفتاریها چاره جوییهاى سازوار با خود را مى طلبد و اسلام براى هر دو نیاز داراى برنامه هاى غنى و همه جانبه است و این اسلام شناسان و مجتهدان جامع شرایط هستند كه با بررسى مسائل و حوادث واقعه باید به پرسشهاى نوپیدا پاسخ دهند. ولى بدخواهان بدون توجّه به پاسخهاى اساسى و پاسخ گویان و مفسران دین از یك سو با تمام توان از پرورش تفكر سالم و آزادى اندیشه در میان مسلمانان جلوگیرى مى كنند و تلاش مى ورزند ملّتها را عقب نگهدارند و برترویج اسلام پویا و اصیل و همراه با زمان راه مى بندند; و از دیگر سوى با تبلیغات گسترده وانمود مى كنند اسلام پاسخ گوى نیازهاى روز نیست و یا مى باید در اندیشه هاى گذشته تجدیدنظر كرد و یا این مطلب كه احكام اسلام مربوط به دوران ظهور و گذشته است و بر آوردن نیازهاى انسان معاصر قوانین دیگر مى طلبد. روى همین برنامه درباره حجاب زن ارث قصاص ربا و… شبهه افكنى مى شود.

به نظر استاد فقه شیعه فقهى غنى و كامل است و براى همه پرسشها پاسخى درخور دارد و جامعه اسلامى نیازمند به راه حلهایى از نوع راه حلهاى پیشنهادى نوگرایان حتى كسانى مانند محمد عبده در فقه نیست، چرا كه آن پاسخها بیش تر بدون توجه به فقه اهل بیت تدوین شده است و فقه علوى كه از زبان امام صادق(ع) براى ما به یادگار مانده ما را بى پاسخ رها نكرده است.امروزه براى رویارویى با اسلام اصیل و پویا و به حاشیه راندن آن هر مسأله نوپیدایى زیر عنوان مقتضیات زمان و پسند رایج روز موجّه شمرده مى شود:مقتضیات زمان مانند آزادى از كلماتى است كه مخصوصا در مشرق زمین سرنوشت شومى داشته است و اكنون به شكل یك ابزار استعمارى كامل براى درهم كوبیدن فرهنگ اصیل شرق و تحمیل روح غربى درآمده است. چه سفسطه ها كه به این نام صورت مى گیرد و چه بدبختیها كه با این تابلوى قشنگ صورت مى گیرد(مجموعه آثار شهید مطهرى ج187/3).

5.
گستراندن فساد و فحشاء:
سلامت خانواده و عفت و عصمت زنان و مردان بزرگ ترین سرمایه مسلمانان و مهم ترین مانع بر راه نفوذ استعمار در سرزمینهاى اسلامى است. استعمار غرب براى ورود به سرزمینهاى اسلامى بسترسازى مى كند و به فساد و فحشا دامن مى زند.طرح مسائلى چون فمنیسم و آزادى زنان در كشورهاى اسلامى براى دفاع از حقوق زنان انجام نمى گیرد بلكه براى استفاده ابزارى از زن و دامن زدن به هواهاى نفسانى جوانان پى گیرى مى شود. چرا كه نسلى كه دغدغه آزادى و مسائل اجتماعى دارد و براى استعمار خطرناك است نسل جوان است. رواج سرگرمیهاى گوناگون و آزادیهاى جنسى سكس ایجاد بلوغ زود رس در این نسل بهترین وسیله اى است براى كشاندن جوانان به وادى بحران جوانى و به فراموشى سپردن نیازهاى اساسى آنان. افزون بر آن استفاده ابزارى از زنان در جامعه و دامن زدن به میلها و هوسها بازار مصرف را پررونق مى سازد; زیرا زنان در رواج مصرف و پررونق نگهداشتن بازار سرمایه دارى و دگرگون كردن روابط اجتماعى نقشى افزون تر از مردان دارند.

استاد شهید از مهم ترین عوامل فروپاشى تمدّن اسلامى اندلس را رواج فرهنگ فساد و بى بندوبارى مى شمرد. اروپاییان مسیحى با پاشیدن بذر گناه در سرزمین مسلمانان و گسترش وسائل عشرت جوئى و شادخوارى ایمان و مردانگى و غیرت دینى مردم مسلمان این سرزمین را سترون كردند و با استفاده از غفلت و بى تفاوتى جوانان یكباره بر آنان هجوم بردند و با نسل كشى و قتل عام گسترده و به راه انداختن جویهاى خون مسلمانان را نابود كردند و به حضور آنان در قاره اروپا پایان دادند:… نقشه اى كه مسیحیان براى تصرف اندلس (اسپانیاى فعلى) و بیرون كشیدن آن از دست مسلمین كشیدند این بود: به صورت دوستى و خدمت وسائل عیاشى براى آنها فراهم كردند. باغها و بوستانها وقف ساختن شراب و نوشاندن مسلمین شد. دختران زیبا و طناز در خیابانها به دلربائى و عاشق سازى پرداخته سرگرمیهاى شهوانى از هر جهت فراهم شد و روح ایمان و جوانمردى مرد. پس از این جریان بود كه توانستند مسلمانان را بى درنگ از دم تیغ بگذرانند. استعمار غرب نیز این برنامه را در قرون اخیر به صورت وقیحى در كشورهاى اسلامى اجرا كرد(امدادهاى غیبى در زندگى بشر45).استاد در افشاى برنامه هاى استعمار درجامعه هاى اسلامى و ایران پیش از انقلاب اسلامى ابراز مى دارد: در پى گسترش كاباره ها رواج فیلمهاى مبتذل و تصویرهاى هیجان انگیز قهرمان سازیهاى ستاره هاى سینما رواج دادن رمانهاى عشقى و جنسى هدفهاى استعمارى وجود دارد.

این لشكر مفسده جو و فسادپراكن زمینه را براى حضور قدرت مندان غربى در كشورهاى اسلامى فراهم مى كنند; چرا كه هیچ چیز براى نابودى غیرت دینى و ملّى و روحیه فتوت و جوانمردى به اندازه فحشاء كاربرد ندارد. كارگزاران غرب براى اغفال ذهن جوانان از غارت منابع مادى و انسانى و بیگانه كردن آنان به عدالت اجتماعى و بى تفاوت كردن آنان نسبت به هجوم اسرائیل به سرزمینهاى اسلامى به این مسائل دامن مى زنند تا با تخدیر اندیشه نسل نوخاسته و سرگرمیهاى رنگارنگ فارغ از هر دردسر به هدفهاى شوم و ضد انسانى خود برسند كه وقتى خلق و خوى آدمى فاسد شد نه تنها اطلاعات اجتماعى و سیاسى و مجهز شدن به ابزارها و فنون جدید به سود خود و جامعه اش نیست كه همان آگاهى و تكنیك به زیان او تمام مى شود كه; چو دزدى با چراغ آید گزیده تر برد كالا(پیرامون جمهورى اسلامى55). غالبا در عصر ما این اغراض استعمارى است. مى خواهند فحشا در میان مردم زیاد شود; چرا كه هیچ چیزى براى سست كردن مردانگى مردم به اندازه شیوع فحشا اثر ندارد. شما اگر بخواهید فكر جوانان یك مملكت را از مسائل جدى منصرف كنید… مسائل جدى كه منافع استعمار را به خطر مى اندازد راهش این است كه هر چه دلتان مى خواهد مشروب فروشى كنید كاباره زیاد كنید زن هر جائی….( آشنایى با قرآن ج49/4).

استاد شهید در میان استعمارگران غربى امریكا را ام الفساد و خطرناك تر از دیگر رقبایش شمرده است و برنامه هاى فرهنگى و اجتماعى سردمداران آن را عامل مؤثرى براى نابود كردن كرامت و شرافت ملّتها به حساب آورده و با بررسى عملكرد امریكا در جهان وكشورهایى كه پذیراى فرهنگ امریكایى شده اند این نتیجه را به دست داده كه آنان در هر كجا قدم نهادند فساد و تباهى را به ارمغان آوردند و در سایه آن به برنامه هاى اقتصادى و نظامى خود جامه عمل پوشاندند: امریكاییها یك برنامه عمومى براى فاسد كردن همه دنیا دارند. برنامه شان همین است: فحشا را زیاد كنید خیالتان دیگر از ناحیه مردم راحت باشد(همان50). براى ثابت كردن سخنان استاد ضرورت ندارد از منطقه دور شویم. رواج فساد و فحشا و نوارهاى مبتذل وگسترش مراكز دانس و رقص و پارتیهاى شبانه و باشگاههاى فساد و اختلاط دختران و پسران و مراكز قمار و شراب در ایران پیش از انقلاب همه از برنامه هاى امریكاییها براى فاسد كردن نسل جوان بود.

منبع:مجله حوزه (شماره 105-106)، مقاله شهيد مطهرى و رويه ديگر تمدّن غرب، نوشته سيد عباس رضوى

امضای paradise
مادرم حضرت زهرا،پدرم شاهِ نجف/ خوش به حالم که چه مادر پدری دارم من


اعلم یا یهود؛نحن الغالبون

آتش فتنۀ اموی را حسین با خونش خاموش کرد!

ما را از فتنه هراسی نیست!خون در رگهایمان بی قراری می کند.

لااله الا انت،سبحانک،انی کنت من الظالمین
paradise آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 2 Users Say Thank You to paradise For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
مطهری, نفوذ, و, ابزار, از, اسلام, استاد, استعمار, جهان, دیدگاه, در, راهها


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
استاد مطهری و تفسیر قرآن با رویکردی عرفانی ؛ (عرفان در نگاه تفسیری استاد مطهری) محسن رحمتی عرفان 2 04-03-2011 17:56
ادبیات و خاستگاه تاریخی مکتب قباله محسن رحمتی عرفان 3 26-11-2010 23:44
همایش بین المللی اسلام و روابط بین الملل در گیلان برگزار می‏شود hossein moradi اخبار جهان اسلام 0 25-11-2010 02:24
نظر «سید حسین نصر» درباره علم در جهان اسلام و آموزش علوم غربی! mahdishata مباحث ديگر بخش اسلامی 1 23-11-2010 15:08
اسلام و اينترنت (رابطه مذهب اسلام و گسترش اينترنت) mashti معرفی وبلاگ ها و وب سایت های اسلامی 0 02-09-2008 19:08

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 12:37 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1