شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > حكايات و داستان ها


حكايات و داستان ها در اين قسمت حكايات و داستان هايي كه مرتبط با اهل بيت (عليهم السلام) نيستند قرار گرفته مي شود.

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 17-01-2010, 19:25   #1
کاربر فعال
 
vatan آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: قم
نوشته ها: 282
Thanks: 192
Thanked 233 Times in 121 Posts
پیش فرض نواب صفوی در ملاقات با شاه

مرحوم نواب صفوی شخصا برای بنده نقل كردند كه قضیه ملاقات با شاه می باشد.

طبق قرار قبلی برای مرحوم نواب وقت گرفته بودند و به گفته خود محمود جم ، مرحوم نواب هنگام داخل شدن كه

سربازها به احترام نظامی تفنگ ها را بالا برده بودند مثل همیشه دستش را از داخل عبا درآورده و عبا را از دست

راستش گرفته بدست چپ به گونه ای كه عبا باز نباشد و گفته بود «آها آها» و خیلی متین سلام با دست داده بود و

آمده بود بالا. محمود جم جلو می آید آن طور كه خودش برای امام جمعه نقل كرده بود نواب خیلی محكم دست می

دهد و گفتم: «آقای نواب اینجا مراسم...» گفت: چی؟ گفتم: اولا كه در باز می‌شود شما ابتدا باید سلام كنید.

گفت: لازم نیست شما بگویید خودم می دانم.

گفتم: ضمنا ربع ساعت هم بیشتر برای شما وقت نگرفتیم. گفت: خب

گفتم: بعد آرام آرام با اعلیحضرت صحبت بكنید و سر ساعت هم وقت تمام است. دوباره گفت: خب

هنگام ملاقات شاه دیده بود كه این شخص كسروی را كشته و...

دست داده بود و نشسته بود و مرحوم نواب خودش می گفت یك میزگردی را جلوی ما گذاشته بودند (آن روزها

محمد مسعود در روزنامه مرد امروز نوشته بود كه اشهدان لااله الا الله اشهدان محمد رسول ا... من مسلمانم فلان

و فلانم ولی به آقای بروجردی می‌گویم كه حجاب در اسلام نیست و عقیده به حجاب ندارم و متأسفانه این نامرد

(محمد مسعود) قمی هم بوده.)

مرحوم نواب آمده بود كه شكایتی بكند كه چرا اجازه چنین حرف هایی را می‌دهید و شهید نواب می‌گفت با دستم

همین طور می كوبیدم روی میز تق،تق، چرا در این مملكت كسانی باشند كه اعتنا به تعالیم اسلامی نكنند؟ و

محمدرضا پهلوی هم هاج و واج مانده بود.

محمود جم بعدها می گفت كه من از اتاق بغلی تق و تق دست نواب را كه بر میز می زد می شنیدم و شاه گفته بود

بسیار خوب.

فردای آن روز محمود جم به امام جمعه گفته بود: آقا می‌خواهم مطلب بامزه‌ای بگویم این شخصی كه شما برای

دیدار با شاه معرفی كرده بودید عادی آمد و رفت. آقای نواب هم كه از قبل وقت گرفته بود چنین برخورد كرد. به

طوری كه شاه بعد از رفتن نواب مرا خواست و گفت: نه به آخوند دیروزی و نه به سید امروزی. این آخوند كه

مال عهد دقیانوس بود و این سید هم مثل یك افسر كه با یك سرباز دارد صحبت می‌كند با من صحبت كرد و اصلا

انگار نه انگار شاهی وجود دارد. این چه كسی بود فرستاده بودی اینجا؟

راوی:سید محمد واحدی

منبع:تبیان
vatan آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
ملاقات, نواب, با, در, شاه, صفوی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 12:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1