شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > حكايات و داستان ها


حكايات و داستان ها در اين قسمت حكايات و داستان هايي كه مرتبط با اهل بيت (عليهم السلام) نيستند قرار گرفته مي شود.

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 06-01-2012, 11:33   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض ((زن پارســـــــــــــا))

زن پارســـــــــــــا



بسم الله الرّحمن الرّحیم

حضرت صادق(ع)در حدیثی طولانی می فرماید:
در میان بنی اسرائیل قاضی عادلی زندگی می کرداو برادر درستکاری داشت که با زنی پارسا ازدواج نموده بود،روزی پادشاه در پی اجرای ماموریتی مهم به دنبال شخص مورداعتماد می گشت، قاضی بهترین کس را برای آن کار برادر خود را تشخیص داده واو را به پادشاه معرفی نمود چیزی نگذشت که مقدمات سفراو فراهم آمد از آنجا که آن شخص علاقه وافری به همسر خویش داشت وبا اینکه همسرش مخالف بود ولی به ماموریت رفت، واو را به قاضی سپرد.
روزها گذشت تا آنکه محبت آن زن در دل قاضی افتاد وتصمیم گرفت با او در آمیزد اما زن به هیچ وجه به این کار تن درنداد تا آنکه قاضی او را تهدید نمود در صورت ممانعت ،او را فاسق معرفی می نماید وبه اطلاع پادشاه خواهد رسانید.
متعاقب آن سنگسار خواهد گردید زن نیز اجرای حد بر خود را به رسوایی ابدی ترجیح داد چیزی نگذشت که زن را داخل حفره ای نمود وسنگسارش کردند آنها به گمان اینکه او مرده است در همان جا رهایش ساختند اما در تاریکی شب آن زن فدا کار که هنوز رمقی داشت خود را از میان خاک ها بیرون کشیده وسوی دیر راهبی رفت تا شب را درآنجا به استراحت بپردازد درصومعه راهب، پیشکاری به خدمت اشتغال داشت او شیفته جمال آن زن گردید وچون تمایل او را به خود مشاهده نکرد حیله ای اندیشید او با شکستن گردن تنها کودک راهب تقصیر را بر گردن آن زن با حیا انداخت وراهب نیز با پرداخت بیست درهم مخارج راه ، وی را از صومعه بیرون انداخت .
آن زن در دل شب به سوی مقصدی نا معلوم می رفت تا آنکه صبحگاهان به قریه ای رسید .
در آنجا او مردی را بر داردید وهنگامی که متوجه شد جرم او تنها عدم پرداخت بیست درهم به عنوان دِین است پرداخت قرض او را به عهده گرفت وباعث آزادیش گشت.آن مرد نیز تعهد نمود به پاس این خدمت بزرگ درهمه مشکلات همراه او باشد چیزی نگذشت که آن دو به کنار ساحلی رسیدند جماعتی درآن نزدیکی داخل کشتی بودند آن مرد از بند رهیده به زن گفت:
اینجا بنشین تا من طعامی از کشتی نشینان طلب نمایم سپس نزد آن ها رفته وگفت من گوهری زیبا دارم که به مانند آن را هرگز ندیده اید گروهی را مامور سازید دراو بنگرند وچنانچه ادعای مرا تائید نمودید آن را به شما خواهم فروخت.
کشتی نشینان که از زیبایی منحصر به فرد آن زن حیرت زده گشته بودند ،ده هزار درهم به آن مرد از بند رهیده بخشیدندوهنگامی که او از ساحل دور شد نزد زن آواره آمده واز وی خواستند همراهشان داخل کشتی شود او ابتدا از همراهی آنان خود داری ورزید تا آنکه با تهدید واصرار مجبور شد به همراه آن ها برود آن گروه خود در کشتی جداگانه ای نشستند وقایق دیگری را که پر از جواهرات وکالای تجارتی بود به آن زن اختصاص دادند زیرا دوست نداشتند کسی در غیاب آن ها به او دست اندازد، در میان راه طوفان شدیدی وزیدن گرفت وتمام آن جماعت به هلاکت رسیدند وتنها آن زن پارسا با قایقش به جزیره ای در دریا ی سرخ رسید او در آن جزیره به عبادت خداوند مشغول بود تا آن که خداوند به یکی از پیامبران بنی اسرائل که «عُزیر»نام داشت وحی فرستاد تا از همان پادشاهی که شوهر این زن را به ماموریت مهمی فرستاده بود بخواهد به همراه قوم خویش اعتراف نمایند تا او بر ایشان طلب مغفرت نماید وبدان که آمرزش او آمرزش من است! روز بعد پادشاه نزد زن پارسا حاضر گشته وگفت:قاضی دربار من در مورد زن برادش حکم رجم صادر نموده ومن نیز آن را تنفیذ کردم اینک نمی دانم به وجود عدم بینه رایم درست بوده است یا نه، اینک از خداوند بخواه که گناه مرا بیامرزد زن پارسا گفت: بنشین خداوند گناهت را آمرزید.
آنگاه شوهر زن پارسا بدون آنکه همسر خودیش را بشناسد در برابرش حاضر گشته وگفت :من زنی فاضل وپارسا داشتم،با اینکه با خروج من برای ماموریت مخالفت می ورزید اقدام به چنین کاری نمودم وبرادرم را متکلف امور او نمودم اما آنگاه که از سفر برگشتم متوجه شدم که او مرتکب فسق شده وسنگسارگردیده است اینک می ترسم در حقش کوتاهی کرده باشم از خداوند بخواه که گناهم را بیامرزد .
زن پارسا گفت : بنشین خداوند ازگناهت درگذشت.
لحظه ای بعد قاضی در برابر او حاضر گشته ،گفت: برادرم زنی داشت بسیار زیبا او مرا شیفته خود ساخته بود روزی از وی خواستم تا تن به آمیزش دهد اما او نپذیرفت وبا آنکه او را تهدید به سنگسار کردن نموده بودم باز هم برعفت وپاکدامنی اش تاکید ورزید اینک از تو می خواهم برایم از خداوند تقاضای آمرزش نمایی زن پارسا در پاسخ گفت: «ان شاء الله » خداوند تو را خواهد آمرزید.
تا اینکه نوبت آن دیر نشین رسید او در برابر زن پارسا حاضر شد وگفت :من شبانه زنی را از کلیسا بیرون راندم می ترسم در میان راه گرفتار درندگان شده باشد زن پارسا به او گفت:خداوند تو را خواهد بخشید.
لحظه ای بعد پیشکار دیر نشین در برابر زن پارسا حاضر گشته وداستان خود را باز گفت،زن نیز برایش طلب آمرزش نمود.
آخرین نفر آن به دار رفته آزادگشته بودکه از زن پارسا طلب توبه نموداما او خواسته اش را نپذیرفت وگفت:خداوند از گناهت در نگذرد.
سپس زن پارسا نزد شوهرش آمده وگفت:من همسرت می باشم ،آنچه شنیدی درباره من بود ازخداوند می خواهم جایگاهی به دور از انسان ها نصیبم سازد تا به عبادتش پردازم چرا که از مردان جهان خیری ندیدم ومرا دیگر به آن ها احتیاجی نیست.



/ کافی :ج5 /ص556 تا559 /وعده الداعی ص307/قصص الانبیاءص664

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 3 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 04:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1