شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > حكايات و داستان ها


حكايات و داستان ها در اين قسمت حكايات و داستان هايي كه مرتبط با اهل بيت (عليهم السلام) نيستند قرار گرفته مي شود.

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 25-07-2012, 16:44   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,016
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض حکایت همسايه‏ ابوبصير

حکایت همسايه‏ ابوبصير



همسايه بايد از هر جهت همسايه‏ى خود را رعايت كند، همچون برادرى مهربان با همسايه معامله نمايد، به درد همسايه برسد، مشكلاتش را حل كند، در امور زندگى به او كمك دهد، در حوادث روزگار به يارى او برخيزد، ولى همسايه‏ ى ابوبصير اين گونه نبود، در دولت ستمكار بنى عباس شغل پردرآمدى داشت، با تكيه بر آن دولت ثروت زيادى به چنگ آورده بود. ابوبصير مى‏ گويد:
همسايه ‏ام چند كنيز آوازه‏خوان و گروهى مطرب داشت، به طور دايم مجلس لهو و لعب و مشروبخوارى او و دوستانش برپا بود. من كه تربيت شده‏ ى فرهنگ اهل بيت عليهم السلام بودم از اين وضع نگرانى سختى داشتم، روحيه‏ام آزرده بود، در رنج فراوانى بسر مى ‏بردم، بارها با زبانى نرم با همسايه سخن گفتم، گوش نداد، به اصرار زيادى برخاستم توجه نكرد، ولى از امر به معروف و نهى از منكر غفلت نكردم تا روزى به من گفت: من مردى مبتلا به هوا و شيطانم، تو اگر وضع مرا براى امام بزرگوارت حضرت صادق عليه السلام تعريف كنى شايد با توجه حضرت صادق عليه السلام و دم عيسوى آن امام بزرگوار، از اين آلودگى فساد و از اين شرّ و بدبختى نجات پيدا كنم.
ابوبصير مى‏ گويد: سخنش را پذيرفتم، حرفش را قبول كردم، پس از مدتى در مدينه خدمت حضرت صادق عليه السلام رسيدم و اوضاع همسايه‏ام را براى حضرت‏ توضيح دادم و نگرانى سخت خود را به امام باكرامتم اظهار نمودم.


امام فرمودند: چون به كوفه برگردى به ملاقاتت مى ‏آيد، از قول من به او بگو اگر كارهاى زشت خود را ترك كنى، از لهو و لعب دست بردارى و با تمام گناهانت قطع رابطه نمايى، بهشت را براى تو ضامن مى‏شوم. چون به كوفه برگشتم دوستان به ديدنم آمدند، او هم آمد، وقتى خواست برود به او گفتم: نرو زيرا با تو سخنى دارم، چون اطاق خلوت شد و جز من و او كسى نماند، پيام حضرت صادق را به او رساندم و اضافه كردم امام صادق عليه السلام به تو سلام رسانده!
همسايه‏ام با تعجّب گفت: تو را به خدا سوگند مى‏دهم، امام صادق به من سلام رسانده و به شرط توبه از گناه، بهشت را براى من ضامن شده؟! قسم خوردم كه متن اين پيام همراه با سلام از جانب حضرت صادق براى توست.
گفت: ابوبصير، مرا بس است. پس از چند روز پيام داد مى‏خواهم تو را ببينم، به در خانه‏اش رفتم در زدم، آمد پشت در، در حالى كه لباسى به تن نداشت، گفت: ابوبصير، آنچه در اختيارم بود به محلّ معيّنش رساندم، از تمام اموال حرام سبك شدم، از تمام گناهانم قطع رابطه كردم.


براى او لباس آماده نمودم و گاهى به ديدنش مى‏رفتم و اگر مشكلى داشت رسيدگى مى‏نمودم. يك روز برايم پيام فرستاد كه در بستر بيمارى گرفتارم، به عيادتش رفتم، عيادت از او و رعايت حالش ادامه يافت، تا روزى به حال احتضار افتاد، در آن حال براى چند لحظه بيهوش شد، چون به هوش آمد، در حالى كه لبخند به لب داشت به من گفت: ابوبصير، امام صادق عليه السلام به وعده‏اش وفا كرد، سپس از دنيا رفت!


در آن سال به حج رفتم، پس از حج براى زيارت قبر پيامبر و ملاقات با امام صادق عليه السلام به مدينه مشرّف شدم، چون به ديدن امام رفتم يك پايم در اطاق و پاى ديگرم بيرون بود كه حضرت صادق عليه السلام به من فرمودند: ابوبصير، من نسبت به‏ همسايه‏ات به وعده‏اى كه داده بودم وفا كردم‏ !



پایگاه عرفان

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 25-07-2012, 17:32   #2
همكار بازنشسته
 
olive آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Sep 2010
محل سکونت: آسمان
نوشته ها: 521
Thanks: 99
Thanked 1,143 Times in 362 Posts
پیش فرض

خدا کنه این خاندان کرم
دست ما ها رو هم بگیرن.

امضای olive
رهبرم فرمودند:

«اقتصاد مسأله‌ی اصلی كشور است. اگر ملت بتواند اقتصاد خود را روبه‌راه كند، دشمن در مقابله‌ى با ملت ايران بى‌دفاع خواهد ماند»
olive آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
همسايه‏, حضرت صادق عليه السلام


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
حکایت امر به معروف و نهی از منکر خادم الزینب مباحث ديگر بخش اسلامی 1 28-09-2012 10:36
حکایت دیدار عبدالکریم پینه‌دوز با امام زمان(عج) sorkh91 داستان های مرتبط با امام زمان عجل الله تعالی فرجه 0 17-07-2012 16:42
حکایت دخترانی که منتظرشوهر دکتر،مهندس هستند! محبّ الزهراء مباحث مرتبط با حجاب ، عفاف و امور بانوان 28 17-01-2012 19:00
حکایت جایزه خریدن یک بابای اصفهانی ( اخر خند ه ) ARAMESH طنز 5 07-11-2011 09:54
بشنو از نی چون حکایت ها کند vorojax عاشورا خون خدا جاری در رگهای تنزیل[ویژه نامه محرم] 0 11-12-2010 10:42

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 08:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1