شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > حكايات و داستان ها


حكايات و داستان ها در اين قسمت حكايات و داستان هايي كه مرتبط با اهل بيت (عليهم السلام) نيستند قرار گرفته مي شود.

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 23-03-2013, 16:43   #1
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض یک سوال شرعی عجیب و تکان دهنده

یک سوال شرعی عجیب و تکان دهنده
یکى از علماى جامع و کامل و عارف و فیلسوف که همه شما او را مى‏ شناسید، ایشان مى‏ فرمودند: براى دیدن یکى از اقوام به شهرمان در یک منطقه سردسیر کشاورزى رفتم.
وقتى وارد خانه ‏اش شدم، گفت: آقا! اول یک مسأله شرعى دارم، این را جواب بدهید. گفتم: بفرمایید. گفت: امسال تا زانوى ما در این منطقه برف آمده است.
پنج و نیم، شش صبح تازه هوا روشن شده بود، من آمدم بیل و پارو برداشتم که به باغ بیایم داخل آلاچیق دیدم یک گرگ قوى آمده و زیر آلاچیق خوابیده، من و بیل و پاروى من را که دید، اصلاً عکس العمل نشان نداد، نترسید، ولى من ترسیدم جلو بروم، خیلى گرگ قویى بود. فکر کردم بیابان پر برف است، چیزى گیرش نیامده است، به اینجا پناه آورده. برگشتم و مقدارى نان و گوشت شب مانده بود، مقدارى شیر، این‏ها را داخل سینى گذاشتم و راه افتادم، گفتم: نزدیکش که شدم، اگر قیافه عصبى گرفت، سینى را مى‏اندازم و فرار مى‏ کنم. اگر عکس العملى نشان نداد، جلو مى‏ روم.
کنار باغ هم آغل گوسفندهایم بود، جلو آمدم، دیدم نه، عکس العملى نشان نمى‏دهد، زنده هم هست، نمرده، نزدیک او رسیدم، دیدم مقدارى شکمش را بلند کرد و زیر شکمش چهار پنج تا بچه گرگ است که تازه آنها را زاییده بود.
هیچ چیزى گیرش نیامده بود، گرسنه، بچه‏ ها یک مرتبه شروع به ناله کردن کردند، و حالت چشم این گرگ برگشت، مثل این که مى‏ خواست با چشمش به من بگوید: دستت درد نکند، ما بیچاره بودیم، من تازه زاییدم، بچه‏ هایم گرسنه هستند. سینى را گذاشتم. گرگ لقمه لقمه برداشت و اول در دهان بچه‏ هایش گذاشت، مادر است.
خدا فرمود: محبت کل مادرهاى عالم را از انسان و جن و حیوان را جمع کنند، یک ذره محبت من را نشان نمى‏دهد. من محبتم به بندگانم اگر صد باشد، یکى‏اش را در کل عالم پخش کردم، نود و نه تاى آن را گذاشتم که قیامت خرج آنها کنم.
گرگ هم غذا را خورد و بهار شد، گرگ همانجا ماند و نرفت. کجا برود؟ نمک خورده اینجا بود، محبت و احسان دیده، کجا برود؟
حمیدى در جمع بین صحیحین گفته است: " اسیرانى را نزد پیامبر آوردند ناگاه زنى از میان ایشان دوان دوان در پى کودکى برآمد. طفل خویش را در میان اسیران یافت، به سینه گرفت و شیر داد. پیامبر فرمود: آیا گمان دارید این زن فرزند خود را در آتش بیفکند؟ یاران پیامبر پاسخ گفتند: نه به خدا سوگند. پیامبر فرمود: خداوند نسبت به بندگانش مهربان تر از این زن به فرزندش است."
در همان کتاب از رسول خدا روایت شده که خداوند صد رحمت دارد که یکى از آنها را نازل فرموده و به آن رحمت میان جن و انسان و درندگان و حشرات، دوستى و مهر افکند که به واسطه آن با هم انس مى‏ گیرند و ددان توله‏ هاى خود را پاس مى‏ دارند. نود و نه رحمت باقیمانده ذخیره‏اى است که پروردگار به وسیله آن در قیامت بندگان خود را با آن مورد ترحم قرار مى‏ دهد.
درخت‏ ها شکوفه کردند و بچه گرگ ها هم بزرگ شدند و روزها با همدیگر بازى مى‏ کردند، کم کم دیدم مادرشان دیگر غذا قبول نمى‏ کند، پشت یک درخت مخفى شدم، دیدم از دیوار کوتاه آخر باغ بیرون مى‏ رود و عصر برمى‏ گردد و غذا مى ‏آورد.
یک روز صبح گرگ رفت، این سه چهار تا بچه گرگ با همدیگر رفتند داخل آغل و یک بره را خفه کردند و داخل آلاچیق کشیدند و شروع به خوردن کردند.
گفتم: عیبى ندارد، عصر بود، دیدم سر و صدا بلند شد، از اتاقم بیرون آمدم، دیدم گرگ برگشته بود، چشمش به این بره من افتاده که بچه‏هاى او کشته بودند، دیدم این بچه‏ ها را مى‏ گرفت و چهار پنج بار به زمین مى‏ کوبید؛ که بى‏ مروت ‏ها! آخر چهار ماه است به ما محبت کرده، بره او را چرا پاره کردید؟
ما که پنجاه سال است نان خدا را مى‏ خوریم و کفران مى‏ کنیم.
گرگ، بچه ‏ها را زد و بعد هم هر چهار پنج تا را غروب جلو انداخت و برد، پشت دیوار انداخت و خودش روى دیوار نشست و به من نگاه کرد و چشمش پر از اشک شد که من شرمنده و خجالت زده هستم.
حالا سؤال شرعى من این است که گرگ رفت و دیگر نیامد، چهار پنج روز بعد آمد، دیدم یک بره کوچک آورده است، از آن طرف دیوار به این طرف دیوار انداخت و خودش هم روى دیوار نشست که من به جاى آن بره‏اى که بچه ‏هایم خوردند، این را براى تو آوردم. نمى‏ دانم هم از چه گله ‏اى گرفته و آورده، آیا این بره حلال است یا نه؟
انسان عاقل و فهمیده! کسى که خدا براى تو پیغمبر و على و حسین علیهم‏ا السلام را فرستاده است! خانم‏ هایى که برایتان فاطمه علیها السلام را فرستاد! چه چیزى بیاوریم که تلافى گناهان گذشته خودمان را بکنیم؟
باز معرفت گرگ که رفت و یک بره پیدا کرد و آورد، ما برایت چه بیاوریم؟ ما همان حرف امام على علیه‏ السلام را مى‏ زنیم:
" ارحم من رأسُ ماله الرجاء و سلاحهُ البکاء " ما غیر از گریه سرمایه‏ اى نداریم.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 8 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
قدیمی 23-03-2013, 18:12   #2
حرفه ای
 
بیتاب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2011
نوشته ها: 720
Thanks: 148
Thanked 978 Times in 439 Posts
پیش فرض

اگر کشاورز بتواند صاحب بره را پیدا کند چه بهتر به صاحبش برگردد
اگر صاحبش پیدا نشد ............بره را بزرگ کند وفی سبیل الله هرچه از حیوان به دست آید وقف فقراء کند البته به نیت صاحب اصلی بره می باشد

امضای بیتاب - نکند اشخاص...... جانشین ارزشها شوند
- آنکه نتواند در پای حرف دین خود بمیرد
درحقـیقـت ؛ بی دیــــن اســـت
بیتاب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to بیتاب For This Useful Post:
قدیمی 23-03-2013, 18:34   #3
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط بیتاب نمایش پست ها
اگر کشاورز بتواند صاحب بره را پیدا کند چه بهتر به صاحبش برگردد
اگر صاحبش پیدا نشد ............بره را بزرگ کند وفی سبیل الله هرچه از حیوان به دست آید وقف فقراء کند البته به نیت صاحب اصلی بره می باشد
نكته اخلاقي مطلب، تكاندهنده تراز خود سوال است
golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
قدیمی 24-03-2013, 11:48   #4
کاربر کوشا
 
فدایی آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2012
محل سکونت: شوش دانیال(ع)
نوشته ها: 287
Thanks: 4,417
Thanked 673 Times in 241 Posts
پیش فرض

واقعا هم ما جز گریه سرمایه ای نداریم .
خدا به دادمون برسه .

امضای فدایی بعد از تو سالار نیزه نشینم یا حسین

*********************************

توبه بر لب / سبحه بر کف / دل پر از شوق گناه / معصیت را خنده می آید ز استغفار ما
فدایی آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to فدایی For This Useful Post:
قدیمی 26-03-2013, 20:00   #5
حق آب و گل داره
 
خادم اهلبیت آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: خوزستان آوردگاه سرخ دلیران
نوشته ها: 1,795
Thanks: 5,983
Thanked 4,241 Times in 1,531 Posts
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط rosiah نمایش پست ها
انسان عاقل و فهمیده! کسى که خدا براى تو پیغمبر و على و حسین علیهم‏ا السلام را فرستاده است! خانم‏ هایى که برایتان فاطمه علیها السلام را فرستاد! چه چیزى بیاوریم که تلافى گناهان گذشته خودمان را بکنیم؟
باز معرفت گرگ که رفت و یک بره پیدا کرد و آورد، ما برایت چه بیاوریم؟ ما همان حرف امام على علیه‏ السلام را مى‏ زنیم:
" ارحم من رأسُ ماله الرجاء و سلاحهُ البکاء " ما غیر از گریه سرمایه‏ اى نداریم.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
من که هر چه میخوام این داستان را با این عبارات شما تطبیق بدم عقلم به جایی بند نمی دهد . چون گرگ در قبال اجحافی که در حق شخص کرده بود بره ای (هر چند حلال و حرمش معلوم نیست ) آورد . اجحاف گرگ (یا بچه های او ) این بود که در حق شخص خیانت کرده بودند و به جای پاس داشتن خدمت شخص به آنها ، بقول معروف نمکدان شکستند . تا اینجا میشود گفت بنده گاهی در حق ولی نعمتش حق نشناسی می کند . اما اون تیکه آخرش قابل تطبیق نیست . آنجا که فرمودید خداوند پیامبر و علی و فاطمه را فرستاده . اینها را در قبال حق نشناسی ما که نفرستاده . اینها رحمت برای عالمند . اینها مصداق لولاک ما خلقت الافلاکند .
معذرت میخوام ولی بنده این مثل را نوعی توهین به ساحت این خاندان میدانم . البته نمیگم شما یا آن خطیب توهین فرمودند ولی ناخواسته این قیاس اشکال دارد (البته به نظر این حقیر ) .
باز هم معذرت میخوام . موفق باشید .

امضای خادم اهلبیت
حسین جان :
انّی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم الی یوم القیامه .

****************
مهدیا
آنچنان در انتظارت لحظه ها را میشمارم
در شمار روز و شب با قلب خونین در حسابم

وبلاگ من :

www.khadem43.blogfa.com
بفرمایید
خادم اهلبیت آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 2 Users Say Thank You to خادم اهلبیت For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
وزیر کار استیضاح و برکنار شد! + تصاویر Hamid اخبار سیاست داخلی 19 08-02-2013 15:13
سفارت انگلیس و باغ قلهک تسخیر شد/دانشجویان مانع خروج شش انگلیسی از باغ قلهک شدند محبّ الزهراء اخبار سیاست داخلی 1 29-11-2011 18:34
دانشجویان تعلیقی دانشگاه مفید + عكس javadkhan اخبار سیاست داخلی 0 16-10-2011 13:35
164 تشکل دانشجویی خواستار اخراج موسوی از تربیت مدرس شدند Redemption اخبار سیاست داخلی 0 20-02-2011 11:24

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 04:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1