شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > حكايات و داستان ها


حكايات و داستان ها در اين قسمت حكايات و داستان هايي كه مرتبط با اهل بيت (عليهم السلام) نيستند قرار گرفته مي شود.

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 27-06-2013, 10:40   #1
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض حکايت خوبان

نجات ياران از خطر دشمن ( حکايت خوبان )
«علي بن يقطين» که در دربار هارون عباسي کار مي‌کرد، در نامه‌اي به امام موسي بن جعفر(ع) نوشت که: در مسح پا در وضو بين فقها اختلاف است (که آيا مسح واجب است يا شستن)، دوست دارم نظر شما را بدانم تا مطابق آن عمل کنم. حضرت در پاسخ نوشت: براي وضو، ابتدا سه بار مضمضه مي‌کني، سه بار هم استنشاق، و بعد از آن سه بار صورت خود را مي‌شويي و موي صورت را نيز تخلل مي‌کني، سپس دو دست خود را شست وشو مي‌دهي، بعد ظاهر و باطن گوشها را مسح مي‌کني و در پايان پاهايت را مي‌شويي، مراقب باش! مبادا مخالفت کني! علي‌بن يقطين نيز مدتي به همين روش (که وضوي اهل سنت است) عمل کرد.
روزي رشيد گفت؛ مي‌گويند: علي‌بن يقطين رافضي است، دوست دارم او را آزمايش کنم، براي همين منظور به «علي بن يقطين» ماموريتي داد و او را در جاي مخصوص به کار واداشت، هنگام نماز از روزنه‌اي او را زير نظر گرفت تا کيفيت وضويش را ببيند، مشاهده کرد که مانند اهل سنت وضو مي‌گيرد، خوشحال شد و گفت: دروغ مي‌گويند کساني که تو را رافضي مي‌دانند. بعد از برطرف شدن خطر، از جانب امام موسي کاظم(ع) نامه‌اي به وي رسيد که در آن آمده بود؛ از اين به بعد همان‌طور که خدا و رسول دستور داده‌اند وضو بگير، خطري که از آن بر تو بيمناک بودم برطرف شد.(1)
1- بحارالانوار، ج 48، ص 136
golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 7 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
قدیمی 11-07-2013, 11:56   #2
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض

فرصت توبه (حکایت خوبان)
پیامبر گرامی اسلام(ص) در مورد دو فرشته‌ای که مراقب انسانند، یکی از آنها در ناحیه راست قرار گرفته و نیکی‌ها را می‌نویسد و دیگری در ناحیه چپ قرار گرفته و بدیها را می‌نویسد، فرمود: «فرشته ناحیه راست رئيس فرشته ناحیه چپ است، پس اگر بنده‌ای گناه کرد، فرشته ناحیه راست به فرشته ناحیه چپ گوید: شتاب در نوشتن گناه مکن، این بنده را هفت ساعت مهلت بده، اگر هفت ساعت گذشت و توبه نکرد، آنگاه می‌گوید: «ای فرشته ناحیه چپ بنویس!، چقدر حیا و شرم این بنده کم است!». که آن قدر به او مهلت داده شد ولی از فرصت استفاده نکرد. ماه رمضان فرصت گرانبهایی برای توبه بندگان و سالکان است که امید است خدای متعال توفیق آن را در این ماه به همه ما عنایت کند.(1)
1- وسایل‌الشیعه، ج 11، ص 355
golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
قدیمی 14-07-2013, 08:33   #3
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض

استماع سخن و انتخاب بهترین‌ها

روزی جماعتی از شیعه، خدمت امام محمدباقر(ع) مشرف شدند. امام آنها را موعظه کرد و از عواقب شوم گنهکاری، پرهیزشان داد. آنها در عین آنکه گوش به سخنان امام می‌دادند، فکرشان جای دیگر بود و توجهی به مواعظ امام نداشتند. آن حالت بی‌توجهی امام را به خشم آورد و سکوت کرد و سر به پایین انداخت و پس از مدتی سر بلند کرد و رو به آن جماعت کرد و فرمود: «ان کلامی لو وقع طرف منه فی قلب احدکم لصارمیتا» اگر گوشه‌ای از سخنان من در قلب یکی از شما می‌نشست، او از شدت غصه و غم می‌مرد. آنگاه فرمود: به خود بیایید ای پیکرهای بی‌روح زنده‌نما و ای مگس‌های پراکنده بی‌پایه، شما چوب‌های خشک به دیوار تکیه داده شده‌ای هستید. مگر نه این است که شما طلا را از سنگ بیرون می‌کشید؟ مگر نه این است که شما لؤلؤ و مروارید را از اعماق دریا بیرون می‌آورید؟ (چرا سخنان نیک را از زبان گویندگان نمی‌گیرید؟) سخن پاک را از زبان گوینده‌اش بگیرید (و طبق آن عمل کنید) هرچند خود آن گوینده، عامل به گفتار خودش نباشد، زیرا خدا فرموده است (آن دسته از بندگان من اهل بشارتند که) سخنان را می‌شنوند و از بهترین آن پیروی می‌نمایند. آنها هستند که خدا هدایتشان کرده است... در جمله پایانی حضرت می‌فرمایند: چگونه است که می‌بینم بدن‌هایتان آباد و قلب‌هایتان ویران است. هان به خدا سوگند، اگر می‌دیدید آنچه را که خواهید دید و به سوی او بازخواهید گشت، می‌گفتید، ای کاش به دنیا باز می‌گشتیم و دیگر تکذیب آیات پروردگارمان را نمی‌نمودیم و از مومنان می‌شدیم. (1)

1- بحارالانوار، ج 75، ص 175
golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
قدیمی 21-07-2013, 10:39   #4
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض

راه خدا با کار صادقانه
روزی رسول خدا با اصحاب خود نشسته بود، جوان توانا و نیرومندی را دید که اول صبح به کار و کوشش مشغول شده است. کسانی که در محضر آن حضرت بودند گفتند: این جوان شایسته مدح و تمجید بود اگر جوانی و نیرومندی خود را در راه خدا به کار می‌انداخت. رسول اکرم(ص) فرمود: این سخن را نگویید! اگر این جوان برای معاش خود کار می‌کند که در زندگی محتاج دیگران نباشد و ازمردم مستغنی گردد، او بااین عمل در راه خدا گام برمی‌دارد. همچنین اگر کار می‌کند به نفع والدین ضعیف یا کودکان ناتوان که زندگی آنان را تامین کند، و از مردم بی‌نیازشان سازد. باز هم به راه خدا می‌رود، ولی اگر کارمی‌کند تا با درآمد خود به تهی‌دستان مباهات نماید و بر ثروت و دارایی خود بیفزاید، او به راه شیطان رفته و از صراط حق منحرف شده است.(1)

1- محجه البیضاء، ج 3، ص 140
golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
قدیمی 25-07-2013, 10:41   #5
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض

تحیت اسلامی (حکایت خوبان)
نقل شده است که کنیزی از کنیزان امام‌حسن(ع) دسته گلی خوشبو به آن حضرت هدیه کرد. حضرت در عوض به وی فرمود:
تو در راه خدا آزادی.
شخصی پرسید: آیا برای یک دسته‌گل کنیزی را آزاد می‌کنی؟
امام فرمود: خدای تعالی به ما ادب آموخته و فرموده است: «و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها...» هنگامی که سلام و تحیت به شما دادند. شما بهتر از آن سلام و تحیت بگویید، و تحیت بهتر از یک دسته‌گل برای او همین آزادیش بود.(1)
1‌- مناقب ابن‌شهر آشوب، ج4، ص18
golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
قدیمی 18-08-2013, 09:07   #6
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض

روش کنترل خشم و غضب
امام سجاد(ع) با جمعی از اصحابشان نشسته بودند، یکی از پسرعموها که آدمی جسور و گستاخی بود وارد شد و مقابل امام ایستاد و آنچه می‌توانست از شماتت و دشنام به امام گفت.
اصحاب از این گستاخی شدیدا ناراحت شدند و خواستند تنبیهش کنند. امام فرمودند: او با من طرف صحبت است، شما کارتان نباشد. او هرچه می‌خواست گفت و خسته شد و رفت. امام پس از رفتن او به اصحاب فرمودند: حالا دوست دارید برویم جوابش را بدهیم. آنها با خوشحالی تمام گفتند: بله آقا خدمت شما هستیم! بین راه یکی از همراهان دید امام زیر لب چیزی می‌گوید.نزدیک رفت و دید امام این آیه از قرآن را می‌خواند «والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس والله یحب المحسنین» (آل عمران-134) او برگشت به همراهان گفت: آقا اهل انتقام نیست. او آیه کظم غیظ و عفو مردم را می‌خواند تا رسیدند به منزل آن پسرعمو.
امام ایستادند و در زدند. از درون گفتند: کیست؟ فرمود: علی‌بن‌الحسین هستم.
مرد خیال کرد امام برای انتقام آمده، با خشم تمام در را باز کرد و مقابل امام ایستاد. امام با روی گشاده و لب خندان فرمود: السلام علیکم و رحمت‌الله. همین سلام آتش خشم او را خاموش کرد و فهمید آقا برای انتقام نیامده است. آنگاه امام فرمود: پسرعموی عزیز! آمدی به منزل من و به من دشنام دادی. حال آمده‌ام اینجا یک دعا کنم و برگردم. بعد دست به آسمان برداشت و گفت: خدایا! این نسبت‌ها که پسرعمویم به من داد، اگر در من هست، تو خودت اصلاحم کن و اگر نیست این پسرعمویم را بیامرز و از او راضی باش. من از او راضی هستم. مرد تا این سخنان را شنید، سخت دگرگون شد و با شرم و خجالت تمام خم شد، دست امام را بوسید و عذرخواهی کرد و گفت: من خطا کردم و جاهلانه عمل کردم، مرا ببخشید. 1
________________
1-بنای بندگی صفای زندگی، آیت‌الله سید محمد ضیاءآبادی، ص90
golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
قدیمی 13-10-2013, 09:49   #7
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض

راهکار مقاومت در برابر گناه( حکایت خوبان)
فردی به محضر امام‌حسین(ع) آمد و از عصیان و آلودگی خود به گناه گفت. مدعی بود هرجا پای گناه به میان آید، توان مقاومت ندارد. زندگی او یک زندگی گناه‌‌آلود شده است. شیوه زندگی او غیردینی است. از آن حضرت تقاضا کرد راهکاری را برای رهایی از این وضعیت در اختیار او قرار دهد. امام‌حسین(ع) این شیوه رفتاری و سبک زندگی را محصول و معلول ضعف ایمان او دانست. به همین دلیل او را به مسئله مبدأ و معاد توجه داد و فرمود:
پنج چیز را انجام ده، هرگناهی که می‌خواهی مرتکب شوی: نخست اینکه، رزق خدا را نخور و هر گناهی که می‌خواهی انجام ده. دوم اینکه از ملک خدا خارج شو، و هر گناهی که می‌خواهی انجام ده، سوم اینکه به جایی برو که خداوند تو را نبیند، و هر گناهی که می‌خواهی انجام ده، چهارم اینکه زمانی که سفیر مرگ برای گرفتن جانت آمد، او را از خود دور کن و هر گناهی که می‌خواهی انجام ده، پنجم اینکه زمانی مالک دوزخ تو را در آتش انداخت داخل نشو و هر گناهی که می‌خواهی انجام ده. (1)

1- بحارالانوار، ج 78 ص 126
golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
قدیمی 17-10-2013, 13:40   #8
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض

عمل نکردن به دین (حکایت خوبان)
ابوبصیر که از بزرگان مذهب و از اصحاب خاص امام صادق(ع) است نقل می‌کند که در محضر امام صادق(ع) بود. حضرت به او فرمود: «یا ابامحمد لاتفتش الناس عن ادیانهم فتبقی بلاصدیق. یعنی سراغ این نرو که ببینی دین مردم در چه وضعی است. چون یا در بعد معرفتی‌شان اشکال هست و یا در بعد عملی. لذا اگر از دین مردم تفتیش کنی، یک شخص درست هم پیدا نمی‌کنی! یعنی حتی یک متدین به معنای واقعی پیدا نمی‌کنی! (بحارالانوار، ج75، ص253)
به تعبیر من، حضرت در جامعه آن روز فرمود اگر دین‌دار واقعی دیدی، سلام مرا هم به او برسان!(1)
1- سلوک عاشورایی، آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی، منزل چهارم، ص153
golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
قدیمی 20-10-2013, 09:33   #9
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض

جايگاه و مقام دختر
سکوني نقل کرده است که خدمت امام صادق(ع) رسيدم، در حالي که افسرده و غصه‌دار بودم. حضرت فرمود: چه شده که غمگيني؟ گفتم: زنم دختر آورده است. فرمود: سکوني! عجيب است: «علي الارض ثقلها و علي الله رزقها» (اين دختر) سنگيني‌اش روي زمين است و رزقش هم به دست خداست. سکوني مي‌گويد: اين گفتار امام، بار غصه را از دلم برداشت و آرامم کرد. امام صادق(ع) آنگاه فرمود: اسمش را چه گذاشتي؟ گفتم فاطمه. امام تا اسم فاطمه را شنيد سخت متاثر شد و سه بار فرمود: آه، آه، آه، در حالي که دستش را بر پيشاني خود نهاده بود، فرمود: حال که اسمش را فاطمه گذاشته‌اي، مبادا به او رو ترش کني يا با زبان آزارش دهي و يا کتکش بزني، فاطمه در خاندان رسالت خيلي عزيز است. (1)

1- کافي، ج 6، ص 48
golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
قدیمی 03-11-2013, 10:42   #10
کاربر کهنه کار
 
golenarges آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 13,591
Thanks: 5,631
Thanked 29,124 Times in 8,841 Posts
پیش فرض

حرارتی که سرد نمی‌شود(حکایت خوبان)
مستدرک‌الوسایل به نقل از ابن‌اسنان می‌نویسد: امام صادق(ع) فرمود: «پیامبر گرامی(ص) به حسین‌بن علی(ع) که به خدمت ایشان آمده و ایشان او را بر دامنش نشانده بود، نگاه کرد و فرمود: از کشته شدن حسین، حرارتی در دل‌های مومنان ایجاد می‌شود که هرگز سرد نمی‌‌شود.»
آن گاه فرمود: «پدرم فدای کشته هر اشکی!»
به ایشان گفته شد! کشته هر اشکی، یعنی چه ای پسر پیامبر خدا؟
فرمود: «هیچ مومنی از او یاد نمی‌کند مگر این که می‌گرید.»(1)
کامل‌الزیارات به نقل از ابویحیی حذاء، از یکی از شیعیان، از امام صادق(ع) نقل می‌کند: امیر مومنان علی(ع) به حسین(ع) نگاه کرد و فرمود: «ای اشک هر مومن!»
حسین گفت: منم ای پدر؟ فرمود: «آری پسرم!»2

1-مستدرک الوسایل، ج 10، ص 318
2-کامل‌الزیارات، ص 214
golenarges آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 3 Users Say Thank You to golenarges For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
حکايت بهلول و شيخ جنيد بغداد golenarges حكايات و داستان ها 0 04-07-2013 20:59
پیش‌بینی آیت‌الله بهجت از زیاد شدن فقر در جامعه mahdishata اخلاق 0 26-05-2013 22:23
مجالس عزاداري امام حسين(ع) احيا كننده فرهنگ شهادت است Ahmad Ghasemi اخبار جهان اسلام 0 12-12-2010 11:05

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 15:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1