شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > حكايات و داستان ها


حكايات و داستان ها در اين قسمت حكايات و داستان هايي كه مرتبط با اهل بيت (عليهم السلام) نيستند قرار گرفته مي شود.

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 19-08-2013, 15:03   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض روزی که حال یک آمر به معروف رو گرفتم

روزی که حال یک آمر به معروف رو گرفتم


امروز می خوام یکی از خاطره های تلخ زندگی مو تعریف کنم که باعث خجالته (الانم که دارم می نویسم صورتم سرخ شده از خجالت) اما به نظرم برای جبران مافات هم شده باید بنویسم.نمی دونم رو چه حسابی از بچگی خیلی خیلی کتاب می خوندم خصوصا کتابهای مذهبی و این باعث شده بود خیلی اطلاعاتم نسبت به هم سن و سالهایم بلکه گاهی بزرگترهایم زیاد باشه. برای همین خیلی ها سوالاتشونو از من می پرسیدند و خلاصه برو بیایی بود و این حرفا
برام عادی شده بود که در و همسایه و دوست و آشنا حتی سوالهای مذهبی شونو هم از من می پرسیدند حتی بعضی احکام رو منم اونایی که بلد بودم رو جواب می دادم اونایی که نمی دونستم رو هم می گفتم از مرجع تقلیدتون پرسید ازون طرف از بچگی هم همیشه جلوی هر نامحرمی روسری ام سرم بود خلاصه یعنی من خیلی مذهبی کاردرستی بودم همه هم می دونستند حتی خودم
یک روز تو دوران نوجوونی و غرور مشهور اون دوران که با غرورهای دیگرم به توان هزار رسیده بود، با یکی از همسایه هامون رفته بودم خیابان . گویا بدون اینکه متوجه باشم روسری ام کمی عقب رفته بود. یک نفر در حالیکه سریع از جلوی من رد می شد خیلی آهسته طوریکه فقط خودم شنیدم گفت خانم حجابتونو رعایت کنید یا موهاتون مشخصه یا چنین چیزی( جمله ش یادم نیست )
حالا به کی گفته بود؟ به من! به شخص شخیص من! کی جز من حجابشو اینقدر محکم و عالی رعایت می کنه که این به من اینطوری میگه! اونم جلوی کی؟ این همسایه مون که چقدر من تو چشمش بزرگ بودم! وای زده بود به خود بت اعظم.
تو همون چند ثانیه همه ی این چیزها از ذهنم گذشت و خونم به جوش آمد و داد زدم : به شما چه مربوطه؟ اصلا شما نگاه نکن...
اون بنده خدا که اصلا نایستاده بود و داشت سریع راهشو می رفت (چه کار حکیمانه ای) اما من اونقدر با صدای بلند گفتم که مطمئن باشم صدام بهش رسیده باشه!
همسایه مون ازم پرسید مگه چی شد؟ مگه چی گفت؟ که متوجه شدم حتی همسایه هم که کنار من بود صدای او رو نشنیده بود!
با این حال تا چند وقت حسابی از دست اون بنده خدا عصبانی بودم! آدم فلان فلان شده ی پررو...
اما بعدش...
پیش خودم فکر کردم بین اون همه آدم چرا فقط به من گفت؟ حتما فکر کرده من اونقدر آدم درستی هستم که حرف حساب رو قبول می کنم یا حتی به من ندیده که عمدا چنین کاری کرده باشم و شاید فکر کرده من ازش تشکر هم می کنم. یعنی خب درستش هم همین بود . چقدر منو آدم حساب کرده بود که نخواسته بود من بدون اینکه حواسم باشه گناه کنم.
چه عذاب وجدانی! به خودم می گفتم خیلی بهت برخورد نه؟ ناراحت شدی آمد یک حرف درست که حرف خودش هم نبود - حرف خدا بود - رو بهت گفت! اصلا تو که می دونی او به وظیفه اش عمل کرد امر به معروف و نهی از منکر واجبه مثل نماز، مثل حجاب، تو از اینکه او به یک واجب عمل کرد عصبانی شدی؟ از اینکه دلش نیامد تو گناه کنی ناراحت شدی؟ از اینکه او تو رو آدم حساب کرد و فکر کرد بنده ی خدایی ناراحت شدی؟ دیدی بنده نشدی؟ دیدی یه پا فرعونی برای خودت ... دیدی...
سالها گذشته هنوز این عذاب وجدان با منه. که البته باعث شد خیلی از کارهام اصلاح بشه مثلا همین چند روز پیش تو نماز جماعت یه خانمی از نمازم ایراد گرفت من که تمام احکامش رو فوت آب بودم و می دونستم داره اشتباه می کنه گفتم یه جوری حالشو بگیرم تا دیگه چیزی رو که بلد نیست الکی از مردم ایراد نگیره همینا هستند با این ایراد گیری های الکی جوونا رو از مسجد گریزان می کنند! اما یکهو یاد اون خاطره افتادم و گفتم درسته اشتباه کرد اما نهی از منکرش که کار درستی بود من اشتباهش رو فقط بهش گوشزد می کنم.
اون روز فکر کردم که خیلی خوب زدم حال طرفو گرفتم اما از اون موقع تا حالا حال خودم گرفته ست که چرا در برابر حرف حق موضع گرفتم! چرا قبول نکردم؟ چرا تشکر نکردم؟
خیلی دلم میخواد اون آدم رو پیدا کنم و ازش حلالیت بخوام و همه ی اون آدمایی که اونجا بودند تا بهشون بگم من اون روز اشتباه کردم. اما می دونم شدنی نیست من حتی چهره ی او را هم واضح ندیدم. تنها کاری که از دستم برمیاد اینه که براشون دعا کنم و از خدا بخوام اشتباه من رو جبران کنه و سعی کنم دیگه هیچ وقت این اشتباه رو تکرار نکنم
این مطلب رو نوشتم برای آدم هایی مثل خودم، با غرورهایی مثل غرور اون موقع من که حواسمون باشه وقتی یکی حرف خدا رو برای ما هدیه میاره باهاش بد برخورد نکنیم و در برابر اون حرف که حرف خداست و فقط از دهان بنده اش خطاب به ما خارج شده خاضع باشیم و احترام بزاریم.توی تجربه ی من با من برخورد بدی نشد روششون اشتباه نبود اما به نظرم حتی اگر یک نفر با برخورد نادرستی هم ما رو متوجه یکی از اشتباهاتمون می کنه اصل قضیه رو زیر سوال نبریم. اشتباه خودمون رو قبول کنیم و اشتباه او را هم در برخورد نادرستش بهش گوشزد کنیم. یعنی میشه یک روز اینقدر خوب باشیم؟
و ای کاش او و آدمهایی مثل او بدونند کار خوبشون که به خاطر خداست حتما یک روزی یک جایی جواب می ده حتی اگر همون موقع یک برخورد بد ببینند


تامل برانگیز نوشت: گاهی فکر می کنم وقتی امام حسین امر به معروف و نهی از منکر کرد عده ای خیلی بد برخورد کردند . تو دنیایی که معتقدیم هر روز عاشورا و همه جاش کربلاست حواسمون باشه واکنشمون در برابر حرف حق ما رو در کدام گروه قرار می ده.


دو حدیث مرتبط:
1) روزی حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم در جمع اصحاب فرمود: هرکس ذره ای کبر و بزرگنمایی در دلش باشد, به بهشت نخواهد رفت.
بعضی از یاران آن حضرت عرض کردند: یا رسول الله, هلاک و نابودی و بدبختی ما را تهدید می کند, چون برخی از ما مردم به کفش خوب و جامه فاخر احساس دلبستگی می نمایند.

پیامبر(ص) فرمود: این کبر نیست, بلکه کبر عبارت است از: (بطر الحق و غمط الناس) حق ناپذیری و حقیر شمردن مردمان. (کنزل العمال, ج3/527, حدیث 7747.)
2) حضرت علی علیه السلام فرموده اند:
وَماأعمالُ البِرِّ كُلُّها وَالجِهادُ فى سَبيلِ اللّه‏ِ عِندَ المرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنكَرِ إِلاّ كَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجِّىٍّ؛
همه كارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون قطره ‏اى است در درياى عميق. (نهج البلاغه، حكمت 374)



بانک تجربه ها

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 4 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
" امر به معروف ممنوع! خطر مرگ" golenarges مباحث ديگر بخش اسلامی 13 09-07-2014 09:33
فریضه امر به معروف زند‌ه شود golenarges اخبار سیاست داخلی 1 16-12-2013 10:46
کاش روزی بنویسند به بقیــــــع... سید سید حاجی شعر 0 15-07-2013 12:32
چگونه امر به معروف و نهی از منکر موثر باشد؟ خادم الزینب مباحث ديگر بخش اسلامی 0 07-03-2013 11:12
امر به معروف وظیفة حاکمان یا همگان؟ safaeei مباحث ديگر بخش اسلامی 0 16-02-2013 20:24

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 15:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1