شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > حكايات و داستان ها


حكايات و داستان ها در اين قسمت حكايات و داستان هايي كه مرتبط با اهل بيت (عليهم السلام) نيستند قرار گرفته مي شود.

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 17-01-2014, 11:00   #1
کاربر کهنه کار
 
گلنرگس آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2011
محل سکونت: تهران بود . دي
نوشته ها: 9,155
Thanks: 9,139
Thanked 17,193 Times in 6,313 Posts
پیش فرض قصه هاى اسلامى و تكه هاى تاريخى

مقدمه



الحمدلله رب العالمين و صلى الله على خير خلقه محمد و اهل بيته الطيبين الطاهرين و لعنه الله على ائهم اجمعين
يكى از انواع كلام قصه و داستان است كه در مقام بيان مطالب و تفهيم مقاصد از آن استفاده ميشود.
قصه ها و داستانها فكر انسانرا بحركت آورده باعث تفكر - كه از بهترين عبادتها است ميشود، فاقصص القصص لعلهم يتفكرون : قصه ها را بيان كن شايد آنها تفكر كنند. [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
قصه ها انسان را از وضع گذشتگان مطلع ساخته باعث عبرت گرفتن از حال و سرگذشت آنها ميشود، لقد كان فى قصصهم عبره لاولى الالباب : در قصه هاى آنها عبرتى بود براى صاحبان عقل . [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
داستانها تاريخ گذشتگان را به انسان بازگو نموده و بر معلومات او افزوده و آئينه دل او را روشن ميسازد، قصه و داستان موجب ثبات قلب و پايدارى انسان در راه هدف ميشود، و وسيله پند گرفتن و يادآورى است ، و كلا نقص عليك من انباء الرذسل ما نثبت به فوادك و جائك فى هذه الحق و موعظه و ذكرى للمومنين : بطور كلى از خبرهاى پيامبران براى تو نقل ميكنم آنچه را كه دل تو را با آن ثابت ميداريم ، و براى تو در اين قصه ها حق بيان شده و براى مومنان موعظه و تذكر هست . [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
جنيد بغدادى گويد: گوش دادن به قصه ها و حكايات از لشگريان خداى متعال است كه بوسيله آن دلهاى مريدان را ثابت و محكم ميكند، پرسيدند: شاهدى بر اين ادعا دارى ؟ اين آيه را خواند: كلا نقص عليك من انباء الرسل ... [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
كتابهاى گذشتگان پر است از قصه هاى تاريخى ، اخلاقى فضائلى ، اعتقادى و... موقع مطالعه كتب مختلف داستانهائى را كه برايم دلچسب واقع شده بود يادداشت كرده بودم متاءسفانه مقدارى از آنها در اثر غفلت و نقل و انتقال از بين رفت ، بقيه را كه براى برادران و خواهران مفيد ميدانستم حيفم آمد كه از بين برود، لذا آنها را جمع نموده و در اختيار عزيزان قرار دادم كه شايد براى عده اى مفيد افتد و يا لااقل باعث تذكر و تغيير ذائقه فكرى شود.
براى حصول اطمينان و تسهيل كار كسانى كه ميخواهند به منابع اصلى مراجعه كنند مدارك قصه ها و مطالب نشان داده ميشود و تا آنجا كه برايم ممكن بود سعى شده كه مطالب درست و صحيح نقل شود، از برادران دينى انتظارم آنستكه اگر از اين خدمت ناچيز بهره اى بردند مرا با دعاى خير ياد كنند، و اگر قصورى ديدند تذكرم دهند، و ما توفيقى الا بالله عليه توكلت و اليه انيب .
تبريز: عمران عليزاده

امضای گلنرگس
گلنرگس آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17-01-2014, 11:00   #2
کاربر کهنه کار
 
گلنرگس آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2011
محل سکونت: تهران بود . دي
نوشته ها: 9,155
Thanks: 9,139
Thanked 17,193 Times in 6,313 Posts
پیش فرض

- عبادت سه نفرى

عنيف كندى گويد: در زمان جاهليت بقصد خريد لباس و عطريات براى خانواده ام به مكه رفته به عباس بن عبدالمطلب كه مرد تاجر بود وارد شدم ، روزى در مسجدالحرام نشسته بود و به كعبه نگاه ميكرديم ، آفتاب در وسط آسمان نمود روى به كعبه ايستاد، پسرى آمد و در طرف راست جوان ايستاد بعد بانوئى آمد و در پشت سر آنها ايستاد جوان به ركوع رفت آن دو نيز به ركوع رفتند، جوان سر از ركوع برداشت آن دو نيز سر برداشتند، جوان به سجده رفت آن دو نيز به سجده رفتند.
به عباس گفتم : اين كار بزرگى است ، عباس گفت : بلى كار بزرگى است ، ميدانى اين جوان كيست ؟ او محمد بن عبدالله پسر برادرم است ، و آن پسر على فرزند برادرم ابوطالب است ، و آن بانو خديجه دختر خويلد همسر محمد است ، برادرزاده ام ميگويد: پروردگار آسمانها و زمين است كه او را به اين دين ماءمور نموده است ، بخدا سوگند در روى زمين اين دين بجز از اين سه نفر پيرو ندارند.
مدرك :
1 - اسد الغابه تاءليف عزالدين على بن ابى الكرم شيبانى معروف به ابن اثير متوفاى سال 630 ج 3 ص 414.
2 - استيعاب تاءليف ابو عمر يوسف بن عبدالله بن عبدالبر متوفاى سال 462 هجرى در شاطبه اندلس ج 3 ص 163.
عنيف كندب برادر اشعث بن قيس بود از وى انحرافى ديده نشد بلكه بر حسب روايتى برادرش اشعق را بخاطر شركت در قتل على عليه السلام توبيخ ميكرد.
عباس بن عبدالمطلب عموى رسول اكرم دو سال و يا سه سال از آن حضرت بزرگ بود، پيش از هجرت نبوى به آن حضرت ايمان آورده بود در مكه اقامت نموده اخبار مكه را به آن بزرگوار مى نوشت قبل از فتح مكه به آن حضرت پيوست ، پس از پيامبر اكرم زنده بود، در آخر عمر نابينا شد، بالاخره بسال 32 هجرى در مدينه از دنيا رفت و در بقيع بخاك سپرده شد.
خديجه دختر خويلد بانوى معظمه مكه همسر رسول اكرم ، حضرت در بيست و پنج سالگى با او كه چهل ساله بود ازدواج نمود، تمامى فرزندان آن حضرت جز ابراهيم از آن بانو بود، وى اولين بانوئى بود كه به آن بزروگوار ايمان آورد، طبق روايات متعدد از بهترين بانوان بهشت است ، پس از 65 سال عمر بنابر مشهور در ماه رمضان سه سال پيش از هجرت از دنيا رفت و در حجون دفن شد.

امضای گلنرگس
گلنرگس آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17-01-2014, 11:00   #3
کاربر کهنه کار
 
گلنرگس آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2011
محل سکونت: تهران بود . دي
نوشته ها: 9,155
Thanks: 9,139
Thanked 17,193 Times in 6,313 Posts
پیش فرض

2- اولين مؤمن

از على عليه السلام نقل شده كه مى فرمود: من بنده خدا و برادر رسول خدايم من صديق اكبرم ، به غير از من هر كس اين دعا را بكند دروغگو و افتراگر است ، هفت سال پيش از مردم با رسول خدا نماز خواندم .
ابن عباس ميگفت : اولين كسى كه با پيغمبر نماز خواند على بود، جابر بن عبدالله مى گفت : رسول خدا روز دوشنبه مبعوث شد و على روز سه شنبه با او نماز خواند، زيدبن ارقم ميگفت : على اولين مسلمان است . مدرك كتاب الكامل ج 2 ص 37.
((على عليه السلام شش ساله بود كه رسول خدا او را بخانه خود برد و مانند يگانه پسر خانواده زير تربيت خود قرار داده تمام اخلاق و روحيات خود را در مدت چهار و پنج سال به او منتقل ساخت ، خود آن حضرت در خطبه قاصعه ميفرمايد: وضعنى فى حجره و انا ولد يضمنى الى صدره و يكنفنى فى فراشه و يمسنى جسده : مرا در آغوش خود قرار مى داد در حالى كه من پسر بچه بودم بسينه خود مى چسباند، در بستر خود مرا جا ميداد بدن شريف خود را در تماس من قرار ميداد.))
((با اين وضع نارسا است اگر بگوييم : على ايمان آورد چون كافر نبود كه ايمان بياورد، بلكه از اول مؤمن بود، خود حضرت در خطبه چهارم نهج البلاغه ميفرمايد: ما شككت فى الحق مذاريته در حق شك نكردم از روى كه آنرا بمن نشان دادند - ع ))
عبداله بن عباس كه بخاطر وسعت علم و اطلاعاتش به ((حبر الامه ))معروف و از شاگردان و ارادتمندان امير المومنين عليه السلام ، مادرش ‍ لبابه كبرى بود، موقعى كه رسول خدا و بنى هاشم در شعب ابوطالب محصور بودند بدنيا آمد، موقع وفات رسول خدا سيزده سال داشت و بقولى پانزده سال ، در سال 68 هجرى در طائف از دنيا رفت .
جابر بن عبداله انصارى از طائفه خزرج و يكى از بزرگان اصحاب رسول خدا و از دوستداران خاندان عصمت و طهارت بود، خدمت على عليه السلام و امام حسن و امام حسين و امام زين العابدين و امام باقر عليهم السلام را درك نمود، 94 سال در دنيا عمر كرد، بسال 74 يا 77 وفات يافت . زيد بن ارقم از طائفه خزرج و از سابقين در اسلام است ، در اكثر غزوات رسول اكرم شركت داشت ، وى از علاقمندان على عليه السلام بود و در جنگ صفين شركت كرد، بعدا ساكن كوفه شد و در آنجا خانه بنا نمود تا در سال 68 در زمان مختار از دنيا رفت .

امضای گلنرگس
گلنرگس آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17-01-2014, 11:01   #4
کاربر کهنه کار
 
گلنرگس آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2011
محل سکونت: تهران بود . دي
نوشته ها: 9,155
Thanks: 9,139
Thanked 17,193 Times in 6,313 Posts
پیش فرض

3 - منصور را موعظه كرد

منصور دوانيقى به عمروبن عبيد گفت : مرا موعظه كن ، عمرو گفت : با چيزهائى كه شنيده ام يا با چيزهائى كه ديده ام ؟ منصور گفت : با چيزهائى كه ديده اى ، عمرو گفت : عمر بن عبدالعزيز را ديدم كه موقع مرگ يازده پسر داشت ، و تركه اش هفده دينارش را خرج كفن او كردند، و با دو دينار محل قبرش را خريدند، به هر يك از پسرانش كمتر از يك دينار ارث رسيد.
هشام بن عبدالملك را نيز ديدم كه موقع مرگ ده پسر داشت ، از تركه اش به هر يكى از پسرانش هزار دينار (يك ميليون مثقال طلا) ارث رسيد، پس را مدتى يكى از پسران عمر بن عبدالعزيز را ديدم كه در يك روز يكصد اسب در راه خدا به مجاهدان داد، و يكى از پسران هشام را نيز ديدم كه دست گشوده گدائى ميكرد.
مدرك :
شرح نهج البلاغه ج 2 ص 101 تاءليف ابو حامد عزالدين عبدالحميد بن هبة الله معروف به ابن ابى الحديد معتزلى متولد روز شنبه اول ذى الحجه سال 586 در مدائن ، ساكن بغداد متوفاى سال 655 هجرى .
ابو جعفر منصور بن محمد معروف به دوانيقى دومين خليفه عباسى ، شخص سفاك و ستمگر بود، اكثر فرزندان امام حسن عليه السلام و علويان را در زندانهاو لاى ديوارها گذاشت ، بسال 158 هجرى در راه مكه در محلى بنام بئرميمون از دنيا رفت ، خلافتش 32 سال و چند روز كم و سنش 63 سال بود.
ابو عثمان عمروبن عبيد بصيرى در زمان خود از بزرگان معتزله و از زهاد مشهور بود، نزد منصور دوانيقى احترام زياد داشت ، بسال 80 هجرى متولد شد و بسال 144 هجرى وفات يافت .
عمربن عبدالعزيز ششمين خليفه اموى ، مادرش ام عاصم دختر عاصم بن عمر بن خطاب بود، بسال 61 هجرى در مصر بدنيا آمد، پس از وفات سليمان بن عبدالملك بسال 98و يا 99به خلافت رسيد كارهاى خير بسيار انجام داد، از جمله سب على عليه السلام را كه سنت بنى اميه بود برداشت ، در ماه رجب سال 101 هجرى در سن سى و نه سالگى از دنيا رفت .
هشام بن عبدالملك ، هشتمين خليفه اموى شخص ظالم و متكبر و معروف به بخل بود، در ماه ربيع الاخر سال 125 هجرى در رصافه از دنيا رفت .

امضای گلنرگس
گلنرگس آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17-01-2014, 11:01   #5
کاربر کهنه کار
 
گلنرگس آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2011
محل سکونت: تهران بود . دي
نوشته ها: 9,155
Thanks: 9,139
Thanked 17,193 Times in 6,313 Posts
پیش فرض

4 - شبيه عيسى بن مريم

علماء حديث نقل ميكنند كه رسول اكرم به على عليه السلام فرمود: در تو شباهتى هست به عيسى بن مريم : يهود او را دشمن داشتند. و به مادرش ‍ تهمت زدند، نصارى او را دوست داشتند از حدش بالا بردند.
مدرك :
تاريخ الخلفاء ص 174 تاءليف جلال الدين عبدالرحمن بن ابى بكر سيوطى امام حافظ، مورخ اديب داراى در حدود ششصد جلد كتاب ميباشد، بسال 849 هجرى متولد شد، و بسال 911هجرى وفات يافت .
((على عليه السلام را جمعى دشمن داشته باو تهمتها زدند و قومى او را دوست داشتند و در حقش ادعاى الوهيت كردند حضرت خودش ‍ ميفرمايد:
(( سيهلك فى صنفان محب مفرط يذهب به الحب الى غير الحق و مبغض مفرط يذهب به البغض الى غير الحث الناس فى حالاالنمط الاوسط فالزموه )) : بزودى دو صنف در حق من هلاك و تباه ميشوند: دوستانى كه محبت زياد آنها را براه ناصواب ميكشاند، و دشمنانى كه كينه زياد آنها را براه ناحق سوق ميدهد، بهترين مردم درباره من اشخاص ميانه مى باشند، ملازم اين راه باشيد -(ع ) ))مدرك نهج البلاغه خطبه 127.

امضای گلنرگس
گلنرگس آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17-01-2014, 11:01   #6
کاربر کهنه کار
 
گلنرگس آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2011
محل سکونت: تهران بود . دي
نوشته ها: 9,155
Thanks: 9,139
Thanked 17,193 Times in 6,313 Posts
پیش فرض

5 - نويسندگان رسول خدا

اهل تحقيق از سيره نويسان نقل ميكنند كه على عليه السلام ، زيد بن ارقم وحى را مى نوشتند، حنظلة بن ربيع تميمى و معاوية بن ابى سفيان به پادشاهان و روساء قبائل نامه مى نوشند، و همچنين صورت حساب جمع و تقسيم صدقات را مى نوشتند.
مدرك :
شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 1 ص 338.
على عليه السلام كوچكترين پسر جناب ابوطالب بود، پس از سى سال از ولادت رسول اكرم در ميان كعبه معظمه بدنيا آمد، مادرش فاطمه دختر اسد از زنان مومنه و عفيفه بود، على عليه السلام از شش سالگى تحت تربيت روسل اكرم قرار گرفت و تا آخر عمر از آنحضرت جدا نشد و در همه غزوات غير از تبوك حضور داشت ، پس از رسول خدا سالها محروم و خانه نشين شد، پس از كشته شدن عثمان بسال 36 هجرى به خلافت رسيد، مدت خلافتش چهار سال و نه ماه بود، بسال چهل هجرى شب نوزدهم ماه رمضان بدست ابن ملجم لعنه الله ضربت خورد و شب 21 چشم از جهان فرو بست ، فضائل و مناقب آن حضرت به حد حصر نيايد.
زيد بن ثابت : از دانشمندان صحابه و از نويسندگان رسول خدا بود، گويند كه زبان سريانى و عبرانى و ايرانى را بدستور رسول اكرم ياد گرفت ، در خلافت ابوبكر بدستور او و عمر قرانى نوشت ، وى عثمانى بود و از على عليه السلام انحراف داشت لذا در جنگهاى آنحضرت شركت نكرد، وفاتش ‍ را بين سالهاى 45 تا 55 نوشته اند.
معاويه : پسر ابوسفيان و هند از دشمنان سرسخت اسلام و رسول اكرم بود كه موقع فتح مكه اظهار اسلام نمود، در سال 20 هجرى از طرف عمر والى شام شد، عثمان هم او را تثبيت نمود، و درخلافت على عليه السلام با آنحضرت مخالفت نمود و در صفين به جنگ با آن بزرگوار برخاست ، پس از شهادت على عليه السلام و صلح امام حسن عليه السلام با زور و بزوير به خلافت اسلامى تسلط يافت ، از صلحاى زياد را از امت اسلامى بقتل رسانيد، تا آنكه پس از چهل سال امارت و خلافت در نيمه ماه رجب سال 60 هجرى در شام از دنيا رفت .

امضای گلنرگس
گلنرگس آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17-01-2014, 11:01   #7
کاربر کهنه کار
 
گلنرگس آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2011
محل سکونت: تهران بود . دي
نوشته ها: 9,155
Thanks: 9,139
Thanked 17,193 Times in 6,313 Posts
پیش فرض

6 - تفصيل نويسندگان نبوى

على بن ابيطالب با آن شرافت و بزرگوارى و عثمان ابن عفان وحى را مينوشتند، اگر اين دو غائب بودند ابى بن كعب و زيد بن ثابت وحى را مى نوشتند و اگر ايندو هم نبودند ديگران مى نوشتند، خالدبن سعيد بن عاص و معاويه در احتياجات معمولى آنحضرت مى نوشتند، مغيرة بن شعبه و حصين بن نميرگاهى از خالد و معاويه نيابت ميكردند، حذيقه بن يمان تخمين ميوه هاى حجاز را مى نوشت عبدالله بن ارقم و زيدبن ثابت از طرف حضرت به پادشاهان نامه مى نوشتند، معيقب بن فاطمه غنائم نبودى را مى نوشت ، حنظلة بن ربيع از همه اينها در صورت نبودشان نيابت مى كرد.
مدرك :
العقد الفريد چاپ مكتبة المثنى بغداد تاءليف : ابو عمراحمد بن محمد بن عبدربه اندلسى مروانى مالكى متوفاى 328 هجرى .
عثمان بن عفان از بزرگان بنى اميه بود، بوسيله تبليغ ابوبكر اسلام آورد، رسول خدا دخترش رقيه را به نكاح او در آورد، عثمان با رقيه به حبشه مهاجرت كرد سپس به مكه مراجعت نمود، پس از وفات رقيه با ام كلثوم دختر ديگر پيامبر ازدواج نمود، پس از قتل عمر بسال 23 هجرى در اثر شورائى كه على عليه السلام از آن شكايت دارد به خلافت رسيد، در اثر كارهاى ناروائى كه از او و اطرافيانش سر زد جمعى از مسلمانان به او شوريده در ماه ذى الحجه سال 35 هجرى او را كشتند.
ابى بن كعب : از فضلاء و فقهاء اصحاب رسول اكرم و كاتب وحى بود، وى ياز جمله دوازده نفر است كه در عقبه با پيامبر بيعت كردند به خاندان نبوت علاقه داشت ، از حمله دوازده نفر بود كه پاى منبر ابوبكر بپا خاسته با ايراد خطبه به او اعتراض كردند، تاريخ وفات او مورد اختلاف است .
خالد بن سعيد: از نيكان بنى اميه و از پيشقدمان در اسلام بود، با مهاجران به حبشه رفت ، پس از مراجعت به مدينه كارهاى مهم از طرف پيامبر انجام ميداد، پس از وفات حضرت با خلفاء همكارى نكرد، در سال سيزدهم هجرى در جنگ اجنادين شام شهيد شد.
حذيفة بن يمان : از بزرگان اصحاب رسول خدا بود، مقامى بس ارجمند داشت ، و تنها كسى بود كه منافقان را مى شناخت ، مدتى از طرف عمر حاكم مدائن بود، حذيفه در دوستى امير المومنين عليه السلام ثابت قدم بود، همواره به دوستى او سفارش ميكرد، در سال 36 هجرى چهل روز پس از قتل عثمان در مدائن از دنيا رفت .

امضای گلنرگس
گلنرگس آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17-01-2014, 11:02   #8
کاربر کهنه کار
 
گلنرگس آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2011
محل سکونت: تهران بود . دي
نوشته ها: 9,155
Thanks: 9,139
Thanked 17,193 Times in 6,313 Posts
پیش فرض

7 - او كاتب وحى نبود

رسول اكرم مدت 22 سال سرگرم دعوت مردم بود، وحى نازل ميشد و حضرت آنرا به اصحاب ميخواند و آنها مى نوشتند و جمع ميكردند، و كلمه كلمه حفظ مى نمودند، معاويه آنجا بود كه خدا ميداند، در ماههاى آخر عمر رسول خدا بظاهر مسلمان شد و چند ماه براى آن حضرت نويسندگى كرد، طرفداران معاويه آوازه او را بلند نموده و مقام او را بالا برده و كاتب وحى معرفى كردند، و اين عنوان را مخصوص او نموده و از ديگران سلب كردند ((چنانكه او را بخاطر خواهرش ام حبيبه خال المؤمنين ناميدند، ولى محمد بن ابوبكر را كه پسر خليفه اول و برادر عايشه همسر محترمه نبوى بود خال المؤمنين نگفتند - ع ))
مدرك :
كتاب مروج الذهب ج 3 ص 53 دار الاندلس تاءليف شيخ المورخين ابوالحسن على بن حسين بن على مسعودى ، در بغداد رشد و نمو يافت ، در شهرهاى هند و ايران و عراق و مصر و شام سياحت نمود، بسال 333 هجرى و بقولى 345 هجرى از دنيا رفت .

امضای گلنرگس
گلنرگس آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17-01-2014, 11:02   #9
کاربر کهنه کار
 
گلنرگس آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2011
محل سکونت: تهران بود . دي
نوشته ها: 9,155
Thanks: 9,139
Thanked 17,193 Times in 6,313 Posts
پیش فرض

8 - يادى از پدر كرد

در حديث آمده كه فاطمه زهراء عليهما السلام مقدارى نان خدمت پدرش ‍ تقديم نمود، حضرت پرسيد: اين چيست ؟ گفت : نان پخته بودم ، دلم آرام نگرفت و اجازه نداد كه بى تو بخورم لذا اين مقدار نان را هم براى تو آوردم ، حضرت نان را گرفت و ميل نمود و بعد فرمود: در مدت سه روز اين اولين طعامى است كه پدرت بدهان ميگذارد.
مدرك :
شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 1 ص 129
فاطمه زهراء دختر رسول خدا افضل زنان عالم ، همسر على مرتضى ، مادر حسن و حسين ، بقول اكثر علماء شيعه در بيستم جمادى الاخرى سال پنجم بعثت از مادر معظمه خديجه كبرى متولد شد، و بقول اكثر علماء اهل سنت پنج سال قبل از بعثت ، در سال دوم هجرت با على عليه السلام ازوداج نمود، در سال جمادى الاخرى و بقولى در سيزدهم جمادى الاول سال 11 هجرى از دنيا رفت .

امضای گلنرگس
گلنرگس آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17-01-2014, 11:02   #10
کاربر کهنه کار
 
گلنرگس آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2011
محل سکونت: تهران بود . دي
نوشته ها: 9,155
Thanks: 9,139
Thanked 17,193 Times in 6,313 Posts
پیش فرض

9 - از على عليه السلام دفاع كرد

روزى ابو امامه باهلى بر معاويه وارد شد، معاويه او را در پهلوى خود نشاند، دستور داد غذا آوردند، با دست خود بدهان ابوامامه لقمه گذاشت ، پس از صرف غذا با دست خود سر و محاسن او را معطر نمود، سپس يك كيسه طلا پيش ابوامامه گذاشت ، پس از انجام همه اين كارها معاويه گفت :
ترا بخدا من افضل و بهترم يا على بن ابيطالب ؟ ابو امامه گفت : دروغ نخواهم گفت ، اگر قسم هم نميدادى راستش را ميگفتم ، بخدا قسم على از تو افضل و كريمتر است ، اسلامش با سابقه تر و خويشاونديش با رسول خدا نزديكتر است ، و نسبت به مشركين سختگيرتر، و زحمات و خدماتش در نظر امت اسلامى از تو بيشتر است .
معاويه ميدانى على كيست ؟ او پسر عم رسول خدا و شوهر سيدة النساء و پدر حسن و حسين سيد جوانان اهل بهشت ، و برادر زاده حمزه سيد الشهداء و برادر جعفر ذوالجناحين است ، تو چگونه خود را با همچو شخصيتى برابر ميكنى ؟!
معاويه خيال ميكنى به جهت محبت و طعام و احسان تو، ترابر على ترجيح خواهم داد كه پيش تو با ايمان آمده و بى ايمان بروم ؟! بد فكر كرده اى ، سپس برخاست و از نزد معاويه بيرون رفت ، معاويه كيسه طلا را از پى او فرستاد ولى او نپذيرفت و گفت : بخدا قسم يك دينار هم از او قبول نميكنم .
مدرك :
سفينة البحار ج 1 ص 669 تاءليف محدث جليل القدر حاج شيخ عباس ‍ قمى متولد حدود 1290 قمرى صاحب تاءليفات سودمند بسيار، متوفاى شب سه شنبه 23 ذى الحجه سال 1359 قمرى در نجف اشرف و مدفون در صحن شريف علوى .
((پس از شهادت على عليه السلام معاويه تلاش ميكرد كه مقام و موقعيت و محبت آن حضرت را نيز از دلها بيرون ببرد، لذا به هر وسيله متوسل ميشد، بعضى را پول ميداد و احترام مصنوعى ميكرد، عده اى را ميكشت ، و از نقل فضائل آن حضرت قدغن ميكرد، ولى موفق نشد و فضائل على عليه السلام شرق و غرب را فرا گرفت - ع ))
ابو امامه باهلى : نامش صدى بن عجلان است از اصحاب رسول خدا بود، در شام سكونت داشت ، معاويه برايش نگهبان گذاشته بود كه نزد على عليه السالم بسال 86 هجرى در شام از دنيا رفت .

امضای گلنرگس
گلنرگس آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
بازتاب ها و دست آوردهاى انقلاب اسلامى ايران:تحولات اساسی در داخل کشور Redemption مقالات 0 26-10-2013 21:47
تعبیر ناجوانمردانه برائت از فتنه به کاسب کاری! Hamid رهبری 1 17-08-2013 20:22
وسوسه و وسوسه‏ گران‏ محبّ الزهراء اخلاق 0 22-06-2013 19:59
غلام غير خدا نباش!|سلسله سخنرانی ها امام خامنه ای پیرامون آزادی mahdishata رهبری 1 23-02-2013 17:05
لایحه حذف ۴ صفر از پول ملی نهایی شد يادشهيد خبر گوناگون 0 06-02-2012 09:08

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 04:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1