شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > اميرالمومنين (ع)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 09-08-2012, 20:55   #1
همکار انجمن
 
safaeei آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2009
محل سکونت: پيش خدا
نوشته ها: 3,354
Thanks: 1,819
Thanked 5,121 Times in 2,001 Posts
پیش فرض آن كه به راههاى آسمان آشناتر بود

آن كه به راههاى آسمان آشناتر بود
آيت الله العظمي جوادى آملى



بعد از رسالت، هيچ نعمتى به اهميت نعمت ولايت نيست. آن نعمت سنگين غيرقابل تحمل را منت مى‏نامند. منت يعنى: «النعمة العظمى». اگر خداى سبحان آسمانها و زمين را آفريده، نفرمود آسمانها و زمين مهم هستند، و اگر بهشت و قيامت را خلق كرد، از بهشت‏ به‏عنوان منت ياد نكرد؛ زيرا آسمانها عظيم هستند، اما نه چندان؛ چه، اينكه بهشت نيز بزرگ است، اما نه چندان، ولى نعمت «امامت و ولايت» آنچنان مهم است كه خداوند سبحان درباره نعمت «نبوت» مى‏فرمايد: «لقد منْ الله على المؤمنين اذبعث منهم رسولا» (آل‏عمران، 461)

خداى سبحان نعمت‏هاى معنوى نظير ايمان، هدايت، امامت و مانند آن را «منت» مى‏داند: «و نريد ان نمنْ على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمه».(قصص، 5) منت، آن نعمت توانفرساست، نه امتنان لسانى. اينكه فرمود: خدا منت نهاد، بدان معنا نيست كه مردم را ممنون كرد، بلكه به‏معناى آن است كه مردم را به عظمت نعمت هشدار داد. غير از نبوت، نعمتى به‏عظمت امامت و ولايت نيست.


سيل علوم از قله علوى


در اسلام، فاتح ولايت، وجود مبارك اميرمؤمنان على بن ابيطالب(ع) است. وجود مباركش را كسى نمى‏تواند بشناسد تا به ديگران بشناساند. آن حضرت در وصف خود فرمود: «من آن كوه بلندى هستم كه از دامن، سيل مى‏ريزد.»


حضرت اميرالمؤمنين سلام‌الله عليه فرمود: سيل علم از قله ولايت مى‏ريزد: «ينحدر عنى السيل» و اگر كسى خواست از ولايت من طرفى ببندد، بايد كنار بايستد و مقدارى از دامن علمم بهره بگيرد. اگر كسى بخواهد در مسير اين سيل بايستد، به كام مرگ فرو مى‏رود.


همام از شاگردان بنام وجود مبارك اميرالمؤمنين عليه‏السلام؛ است. او به حضرت عرض‏كرد: «متقين را براى من، توصيف كن.» حضرت امتناع كرد؛ اما با اصرار او حضرت آن سخنان سيل‏آسا را گفت. در اين حال، سيل علم على عليه‏السلام همام را برد؛ چنان‏كه صيحه‏اى زد و بدنش سرد شد، آنگاه حضرت فرمود: «اگر كسى در برابر سيل موعظه بايستد، غرق مى‏شود.»


در آن ميان كسى كه به مقام شامخ امامت آگاه نبود، به حضرت عرض كرد: «پس چرا اين موعظه در شما اثر نكرد؟» حضرت جوابى به اندازه فهم او داد، لكن جواب اصلى‏اش آن است كه: هركسى نمى‏تواند سيل را تحمل كند؛ اما آن كوهى كه در دامن خود سيل مى‏پروراند، توان تحمل آن را دارد.هركسى نمى‏تواند ولاى على(ع) را در جان خود جاى دهد. اگر كسى مدعى مهر آن حضرت بود، بايد در اين راه سر بدهد. حضرت فرمود: من يك انسان عادى نيستم كه كسى خود را به من مرتبط كند و توان تحمل داشته باشد.


وقتى سهل بن حنيف انصارى در كوفه رحلت كرد، خبر ارتحال اين شاگرد به عرض مولى رسيد. امير بيان عليه‏السلام همان بيانى را كه خداوند سبحان درباره قرآن كريم دارد، درباره خود فرمود كه: «اگر كوه بخواهد محبت مرا در دل خود جاى دهد، ريزريز مى‏شود.» اين معنا همسنگ و همشأن آيه كريمه سوره حشر است.


بنابراين سيل علوم از دامنه اين بزرگمرد الهى مى‏خروشد و اگر متفكرى بخواهد به اوج مقام آن حضرت باريابد، بال و پرش مى‏سوزد. كوه اگر خيلى مرتفع باشد، پرنده را خسته مى‏كند؛حضرت فرمود: فكر هيچ كسى به مقام والاى من نمى‏رسد بنابراين حضرت خود را اين‏چنين معرفى مى‏كند؛ اما اين بدان معنا نيست كه ما از شناختن آن حضرت سر باز زنيم و او را نشناسيم.


مقام شامخ علوى در بيان بلند نبوى


ما بايد در شناخت آن حضرت تعبد كنيم و راه شناخت را از خود آن حضرت بشناسيم و با زبان او، على را بشناسيم و بشناسانيم. وجود مبارك رسول گرامى صلى الله عليه و آله و سلم مى‏فرمايد كه: «به من و به على آن كلمات و اصول جامع اعطا شده است» و معلم هر دوى ما ديگرى است. تنها من نگارى نيستم كه به مكتب نرفته‏ام، بلكه او نيز نگارى است كه به مكتب نرفت. معلم من و او خداست؛ بنابراين هيچ علمى نيست كه زير پوشش علوم حضرت على عليه‏السلام نباشد، و گرنه او «جوامع» نخواهد بود. اگر علمى فراگير نبود، علمى مقطعى است و جامع نخواهد بود. غير از حضرت على(ع)، احدى از نزول وحى بر پيامبر گرامى(ص) مطلع نبود.


آن حضرت در خطبه قاصعه مى‏فرمايد: «رسول خدا صلى‏الله عليه وآله و سلم هر ساله در غار حرا مجاور مى‏شد و فقط من از اين جريان باخبر بودم و بس! مردم نمى‏دانستند كه پيامبر براى چه به حرا مى‏رود و درآنجا چه مى‏كند. تنها من باخبر بودم كه پيامبر به حرا مى‏رود، نه ديگران. من نور وحى را مى‏ديدم و نور رسالت را مشاهده و بوى نبوت را استشمام مى‏كردم. وقتى وحى بر پيامبر نازل شد، من صداى شيطان و ناله او را شنيدم.»


على عليه‏السلام شيطان و ناله او را و فرشته و‌ هاتف بودن او را مى‏شناسد. فرمود: «من اين صدا را شناختم. آنگاه كه وحى بر پيامبر نازل شد، من ناله شيطان را شنيدم. به پيامبر عرض كردم: اين ناله كيست و چه ناله است؟ فرمود: اين ناله يأس شيطان است. با آمدن وحى، شيطان نااميد شد: «زيرا در اين سرزمين ديگر جاى شيطنت نيست. آنگاه رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود: «اى على! هرچه را مى‏شنوم، تو نيز مى‏شنوى و هرچه را كه من مى‏بينم، تو نيز مى‏بينى؛ فرق من و تو اين است كه تو پيامبر نيستى، بلكه وزير پيامبر هستى.» اين بيانات نورانى و سخنان بلند، در اواخر خطبه قاصعه كه مفصل‏ترين خطبه نهج‏البلاغه است، قراردارد.


همچنين حضرت در هنگام شستشوى بدن مطهر رسول خدا عليه آلاف التحيه و الثناء فرمود: «در حين غسل دادن، گوش من مرتب صداى رفت وآمد ملائكه را مى‏شنيد.»


مرحوم شيخ مفيد رضوان الله تعالى عليه در كتاب امالى خود نقل مى‏كند كه حضرت اميرالمؤمنين سلام الله عليه فرمود: «صدقْته وآدم بين الروح و الجسد.» يعنى درآن عالم كه هنوز آدم ابوالبشر بين دو نشئه ملك و ملكوت بود، من به پيامبر گرامى ايمان آوردم. قبل از اينكه نصاب هستى آدم كامل شود، من تصديق‌كننده پيامبر گرامى بودم.


مقام شامخ امامت مقامى نيست كه كسى به بلنداى آن بار يابد. همه اين خاندان اين‏چنين هستند؛ ولى حضرت على عليه‏السلام حساب ديگرى دارد. حضرتش فرمود: چون در آن عالم اولين كسى بودم كه به پيامبر اكرم ايمان آوردم، در اين عالم نيز اولين كسى كه به پيامبر ايمان آورد، من بودم.


در بخشى از نهج‏البلاغه مى‏فرمايد: «غير از پيامبر، احدى قبل از من نماز نخواند. گرچه به حسب تاريخ، مسأله ايمان خديجه مطرح است؛ اما چو نيكو بنگرى، على عليه‏السلام قبل از خديجه اسلام آورد. اين مقام رفيع على عليه‏السلام است كه درآن نشئه، اولين مؤمن و در اين نشئه، اولين مسلمان است.


باز حضرت مى‏فرمايد من ربانى شما هستم: «فاستعموا ربانيكم و احضروه قلوبكم.» من عالم ربانى اين امت مى‏باشم. به عالمى «ربانى» مى‏گويند كه هم پيوند او با رب العالمين قوى و مستحكم باشد، و هم تدبير و تربيت او نسبت به امت قوى و دلسوخته مردم باشد. هر عالمى را ربانى نمى‏گويند. حضرت فرمود من ربانى شما هستم، دلهاى خود را به حرف ربانى‏تان بسپاريد. من، هم ارتباطم با پروردگارم قوى است، هم مى‏دانم كه شما را چگونه اداره كنم.


دروازه شهر دانش


اينكه وجود مبارك رسول خدا(ص) فرمود: «انا مدينة العلم و انت يا على بابها»، يعنى من‏شهر علمم و تو «در» آنى، نه «دربان». در آن است كه شهر به روى او باز باشد، تو درى و به‏درون راه دارى، تو دربان نيستى كه آنجا بايستى، تو محجوب نيستى، تو درى. «در» همچنان‏يك چهره‏اش به سراسر شهر است، يك چهره ديگر آن حجاب. فرمود: تو محجوب نيستى، حاجبى؛ اما دربان هم حاجب است، هم محجوب. دربان حق ورود به حرم را ندارد و حق‏ندارد ديگرى را راه بدهد؛ لذا هم نسبت به ديگران حاجب است، هم خود محجوب خواهدبود. او نه مى‏گذارد كسى بيايد، نه خود مى‏تواند برود؛ اما «در» دو رو دارد: يك چهره آن‏به بيرون است، چهره ديگرش به درون. رسول گرامى فرمود: على! تو در هستى. مدينه براى تو بسته نيست. اگر كسى خواست به درون شهر بيايد، تو بايد او را راه بدهى. و اگر تو كسى‏را راه ندادى و او با تو ارتباط پيدا نكرد، به درون شهر راه نخواهد داشت، ولى مدينه به روى تو باز است.


وجود مبارك علوى(ع) صاحب بهشت است. بهشت با ولايت اداره مى‏شود. مرحوم ‏شيخ ‏صدوق رضوان‌الله تعالى عليه در كتاب شريف امالى خود نقل مى‏كند كه: بهشت درى از طلا و حلقه‏اى از ياقوت دارد، صفحه درش از طلا و حلقه آن از ياقوت است. اگر كسى خواست وارد خانه شود، اين حلقه و كوبه در را به سينه درمى‏زند. در اين حديث شريف، بيان بلند امام معصوم اين است كه: وقتى حلقه در به سينه در كوبيده شد، طنين و صداى اين كوبه در «ياعلى» است: «طنْت و قالت: يا على.»


مرحوم استاد علامه طباطبايى رضوان الله تعالى عليه اين حديث شريف را در مجلس درس چنين شرح دادند: سرْ اينكه صداى كوبه در بهشت، «ياعلى» است، آن است كه هركس وقتى خواست وارد خانه‏اى شود، دق‏الباب مى‏كند و صاحب خانه را صدا مى‏زند. اگر خانه، خانه حسين است، انسان مى‏گويد: يا حسين؛ زيرا آنكه داخل خانه است و بايد در را باز كند، حسين است؛ لذا انسان مى‏گويد: ياحسين. چون صاحب بهشت، حضرت على عليه‏السلام است، صداى طنين در بهشت «ياعلى» مى‏باشد. انسان صاحبخانه را مى‏خواند تا به اذن او وارد شود. اين مقام رفيع، از آن حضرت و اهل بيت عليهم‏السلام است.


سه مسئله در جهان از همه مسائل سنگين‏تر و جزء اصول است و بقيه مسائل جزء فروع. آن سه مسئله عبارتند از: اول، شناخت خداوند؛ دوم، شناخت نبوت و رسالت؛ سوم، شناخت قيامت. بقيه مسائل جزء فروع خواهد بود؛ چنان‏كه اگر «امامت» است، به جانشينى «نبوت» برمى‏گردد و اگر «عدل» است، به وصفى از اوصاف حق برمى‏گردد. در حقيقت، اصول دين همان سه اصل است، آنچنان‏كه آن كه پنج اصل را ندارد، درحقيقت اين سه اصل را ندارد؛ چه، اينكه آن‏كه اين پنج اصل را دارد، در واقع اين سه اصل را دارد. پس هيچ مسئله‏اى در جهان به اهميت اين سه مسئله يعنى مبدأ، معاد و رسالت نيست. حضرت دراين سه مسئله داعيه‏اى دارد، آنگاه كه مى‏فرمايد: «هرچه مى‏خواهيد از من بپرسيد.» سپس مسائل جزئى زهد و شجاعت و شهامت و مانند آن را طرح مى‏كنند.


توحيد مسبوق به شهود


اما درباره توحيد مى‏فرمايد: «من كسى نيستم كه تا نبينم، عبادت كنم!» يعنى مسئله خداشناسى و مبدأشناسى من نظير مبدأشناسى و حكما و امثال ذلك نيست كه با دليل خدا را ثابت كنند و بفهمند. من مى‏بينم و مى‏پرستم. وقتى به حضرت عرض كردند: «آيا خدا را ديده‏اى يا نه؟» فرمود: «من كسى نيستم كه نبينم و بپرستم.» آنگاه فرمود: «خداى سبحان را با اين چشم نمى‏توان ديد، بلكه با حقيقت ايمان و قلب مى‏توان مشاهده كرد.» پس شهود خدا كه عاليترين درجه شناخت است، نصيب اميرالمومنين سلام‌الله عليه شد.


حضرت در مورد معاد و قيامت نيز مى‏فرمايد: «اگر پرده‏ها كنار رود، به يقين من افزوده نمى‏شود.» اين ارشاد به نفى موضوع است؛ يعنى براى من پرده‏اى وجود ندارد. نه اينكه براى من پرده هست و اگر پرده كنار رفت، بى‏تفاوت است. اينكه فرمود: «اگر پرده كنار رفت، به يقينم افزوده نمى‏شود»، يعنى اگر پرده از روى چشم مردم برداشته شود. زيرا روى اسرار عالم كه پرده نيست. اگر اسرار عالم زير پوشش باشد كه «آيت» نيست! آيت يعنى علامت. اگر چيزى پوشيده باشد كه «علامت» نيست! اگر اين چراغ خطر زير پوشش باشد كه نشانه نيست! اگر اين‏پرچم جشن، پوشيده باشد كه علامت سرور نيست! علامت و آيت، آن است كه پوشيده نباشد. خداوند سبحان سراسر عالم را آيت مى‏داند؛ يعنى هيچ چيزى پوشيده نيست. اگر پوشيده‏بود كه آيت نبود؛ لذا وقتى قيامت فرامى‏رسد، پرده از روى اسرار عالم برنمى‏دارند، عالم بى‏پرده است. اگر پرده‏اى هست، جلو چشم تبهكار ماست؛ لذا در قرآن كريم آمده است: آنگاه كه‏قيامت فرامى‏رسد، ما به تبهكاران مى‏گوييم: ما امروز آن پرده‏اى كه با گناه آويخته‏ايد، از جلوى چشمتان كنار زديم، نه اينكه از روى اسرار جهان پرده برداشتيم، نفرمود: «لقد كشفنا عن‏العالم غطائه»، بلكه فرمود: «لقد كشفنا عنك غطائك فبصرك اليوم حديد». اى تبهكار امروز چشم تو تيزبين است.


عالم بى‏پرده است. پرده فقط گناه است و ديگر هيچ. اين گناه است كه نمى‏گذارد انسان ببيند. دركتاب توحيد از اميرالمؤمنين عليه‏آلاف التحيه و الثناء نقل مى‏شود كه به حضرت عرض كردند: «چرا توفيق نماز شب نصيب ما نمى‏شود؟» حضرت فرمود: «گناه روز، پابند شماست.» اين گناه حجاب است.


وقتى آن مرد زنديق به امام هشتم سلام الله عليه عرض كرد: «چرا مرا به خداى غائب حواله مى‏دهى؟» حضرت فرمود: «خدا حاضر و ظاهر است، تو غائبى.» تو گناه نكن تا ببينى، وگرنه جمال و جلال الهى بى‏پرده است. اين گناه تو حجاب توست، وگرنه من تو را به خدايى راهنمايى كردم كه ظاهر است و پرده ندارد. بنابراين اميرالمؤمنين سلام الله عليه مى‏فرمايد: اسرار عالم بى‏پرده است و براى من نيز پوشش نيست. روى چشم ديگران پرده است. و روزى كه پرده را از چشم ديگران بردارند، براى من كه بى‏پرده مى‏ديدم، بى‏تفاوت است: «لو كشف الغطاء ما ازددت يقيناً.»


در مورد اصل نبوت نيز وجود مبارك علوى(ع) نور وحى و رسالت را مشاهده و رايحه نبوت را استشمام مى‏كرد.


كوتاه سخن آنكه وجود مبارك علوى اصول سه گانه جهان را مى‏بيند و هيچ ابهامى براى آن حضرت نيست؛ لذا فرمود: من داراى بينه و برهان هستم. هم حق براى من روشن است، هم حق مى‏گويم.

اطلاعات
safaeei آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to safaeei For This Useful Post:
قدیمی 09-08-2012, 23:15   #2
اگه نباشه جاش خالی می مونه
 
yasahebalzaman آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Apr 2011
محل سکونت: دنیا
نوشته ها: 380
Thanks: 898
Thanked 802 Times in 290 Posts
پیش فرض

نقل قول:
خدا حاضر و ظاهر است، تو غائبى
خداوند فقط حاضر است اما ظهور ندارد؛ این مطلب کمی بد تصور می شود اما امام زمان نیز همین گونه است حضور دارند ولیکن ظهورش هنوز نرسیده در بحث ظهور به خداوند چون جنبه مادی و ماده میگیرد پس شرک گفته ایم و خداوند الله و نور السموات والارض است با عرض معذرت در نوشته هایتان کمی دقت بفرمایید . به حتم یقین نوشته خداوند حاضر وناظر است.
با تشکر ومعذرت فراوان از شما بزرگوار

امضای yasahebalzaman
اینكه انسان دو سه خواب ببیند،
و یا وقت ذكر نورى مشاهده كند،
به هیچ وجه مورد نظر حقیر نیست .
عمده نظر در دو مطلب است :
یكى غذاى حلال ،
دوم توجه در نماز و اصلاح آن .
♥•٠•
عارف بالله مرحوم شیخ حسنعلى نخودكى اصفهانى
yasahebalzaman آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
بررسی پیش بینی قوم مایا درباره سال ۲۰۱۲ پایان زمین sooza معادشناسی 0 10-02-2012 19:05
آسمان و زمین چهل روز بر مصیبت حسین (ع)گریست؟ محبّ الزهراء امام حسین‌ (ع) 0 12-01-2012 18:46
تناقضات علمي در قرآن یا تنگناهای بیرونی؟ mahdishata سوالات قرآنی 1 25-11-2011 02:11
جنیان و دزدی از آسمان vorojax مباحث قرآنی 0 31-07-2011 18:19
آفرینش آسمان و زمین در قرآن mahdishata پاسخ به شبهات دیگر ادیان و مذاهب 0 28-04-2011 08:43

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 19:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1