شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > اميرالمومنين (ع)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 24-08-2014, 22:38   #1
حرفه ای
 
محامین آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Dec 2012
نوشته ها: 719
Thanks: 1,924
Thanked 1,737 Times in 561 Posts
پیش فرض افراطی گری ها با علی(ع) چه کرد؟

سلام.
چند وقت پیش مقاله ای از آقای محمد سروش محلاتی خوندم، به نظرم جالب و در عین حال مهم هست.
چون دوستان در این سایت، دغدغه ولایت مداری دارند، شاید این مقاله نکات مهم و آموزنده ای براشون داشته باشه.

همه ما میدونیم تاریخ همیشه تکرار میشه. تاریخ برای عبرت گرفتن هست.

مخصوصاً مطالعه حکومت 5-4 سالۀ حضرت علی(علیه السلام)، که برای ما بسیار بسیار مهم هست.

در این مقاله میخونیم که چگونه برخی اصحاب خاص و وفادار حضرت، گاهی اوقات ناخواسته، به حکومت حضرت علی(علیه السلام) ضربه وارد میکردند. (درواقع، افراط در دوست داشتن و تعصب بیش از حد نسبت به حضرت علی(ع)، باعث میشد که این افراد، گاهی اوقات نتونند سود و زیان اقداماتشون رو تجزیه و تحلیل کنند، و ناخواسته کارهایی میکردند که بعضاً ناراحتی امام(ع) رو در پی داشت)

ما در این زمان هم با چنین چالشهایی مواجه هستیم. بعضی افراد ولایت مدار، که اتفاقاً دلسوز نظام و انقلاب هم هستند، گاهی اوقات ناخواسته کارهایی میکنند، حرفهایی میزنند که شاید به صلاح کشور نباشه، و هزینه بی موردی به نظام وارد میکنه.

تأکید رهبر انقلاب، مبنی بر جذب حداکثری. موضوعی که در زمان حضرت علی(ع) هم، یکی از خواسته های حضرت بود. ولی گاهاً برخی اصحاب حضرت، ناخواسته باعث دفع مردم می شدند، و در نتیجه هزینه های اضافی بر حکومت حضرت علی(ع) تحمیل می کردند. موضوعی که هم اکنون هم در انقلابمون شاهد هستیم.

و سایر نکات...

(دلیل تأکید من بر کلمه ناخواسته، این هست که این افراد، کاملاً وفادار، متعهد و دلسوز بودند. و ابداً قصد خیانت نداشتند)
محامین آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 9 Users Say Thank You to محامین For This Useful Post:
قدیمی 24-08-2014, 22:39   #2
حرفه ای
 
محامین آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Dec 2012
نوشته ها: 719
Thanks: 1,924
Thanked 1,737 Times in 561 Posts
پیش فرض

نام حضرت علی(ع) با عدالت، گره خورده و ایشان به عنوان سمبل عدالت برای بشریت شناخته می‌شود، ولی این عدالت چیست؟ و چرا آن حضرت به این عنوان شناخته شده است؟ و چرا این هدف مقدّس، در هنگام عینیّت یافتن، با سختی و موانع روبرو می‌شود؟ و چگونه عدالت قربانی می‌شود و عدالت مجسّم مدفون می‌گردد؟

برای عدالت، تعریف و تفسیر‌های متعددی ارائه شده است، در فلسفه و اخلاق اسلامی، عدالت به نقطه اعتدال که در برابر افراط و تفریط قرار دارد و حدّ وسط شناخته می‌شود، تفسیر شده است.(الاسفار الاربعه، ج۹، ص۹۰) در فقه هم همین تلقّی و تفسیر مورد تأیید قرار گرفته و گفته شده است که: «العداله هی التوسّط بین الافراط و التفریط»(ر.ک کشف الاثام، ج۴، ص۲۱۷) امام خمینی که در آثار مختلف خود این موضوع را دنبال کرده اند، به این نتیجه رسیده‌اند که «عدالت عبارت است از حد وسط بین افراط و تفریط»(شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۴۷)

و البته تشخیص “حد وسط” و “نقطه اعتدال” کار ساده و آسانی نیست و چه بسا افراط‌گرایان، تندترین رفتار‌های خود را، مصداق عدالت بدانند و یا در داوری نسبت به رفتار‌های عادلانه دیگران، به ایشان نسبت “کندروی” و تفریط و یا سازشکاری دهند.

باور شیعیان به امامت امیرالمؤمنین (ع) و پیوند ناگسستنی وی با عدالت، شاخصی در اختیار آنان قرار می‌دهد که بر مبنای آن، تشخیص «افراط» و «تفریط» دشوار نخواهد بود و با توجه به سیره آن حضرت می‌توان تحلیل کرد که:

الف) در جامعه علوی، چه زمینه‌هایی برای افراط گرایی وجود داشت؟
ب) افراط گرایان در میان اصحاب حضرت، چگونه عمل می‌کردند؟
ج) افراط گرایان برای اقدامات تند و افراطی چه توجیهی داشتند؟
د) افراط گرایان چه فرجامی برای دولت علوی رقم زدند؟
هـ) امیرالمؤمنین دربرابر افراط‌گرایان چه موضعی داشتند؟

انقلاب، زمینه ساز افراط گری

فرهنگ جاهلیت، فرهنگ افراط‌گری بوده، اعراب که به عصّبیت شُهره بودند، هرگز با رسیدن به قدرت، حاضر به رعایت اعتدال نبودند و لذا اگر یک کشته می‌دادند، به قصاص قاتل بسنده نمی‌کردند و در جنایت بر عضو هم به مقابله به مثل حاضر نمی‌شدند و به کمتر از قتل رضایت نمی‌دادند و قرآن، آنان را از زیاده روی و اعتداء، بر حذر می‌داشت و حتی در جهاد هم بر ایشان هشدار می‌داد که زیاده روی نکنید: «و لاتعتدوا»(سوره بقره، آیه۱۹۰)

این فرهنگ اعتداء و تجاوز که با بعثت نبوی، کنترل گردید، پس از وفات حضرت بار دیگر سربرآورد و عناصر افراطی میدان‌دار شدند. ولی در پایان دوره عثمان و فراگیر شدن روحیه عصیان و اعتراض در میان مسلمانان، زمینه‌های جدیدی برای افراط‌گری فراهم آمد و این بار "شورش و انقلاب" بهانه تازه‌ای به دست انقلابیون داد تا به این عنوان دست به رفتار‌های خلاف قاعده زده و از مسیر اعتدال خارج شوند.

وقتی که انقلاب فراگیر شد، جبهه وسیع و گسترده‌ای را در بر گرفت، جبهه‌ای که یک سوی آن طلحه و زبیر و عایشه، و سوی دیگر آن کمیل بن زیاد، مالک اشتر و عماریاسر و محمد بن ابی بکر بودند.

امیرالمؤمنین هرچند به شدت به اعمال خلیفه اعتراض داشت و او را شایسته این منصب نمیدانست، ولی شیوه‌های تند انقلابیون را تأیید نمی‌کرد. او نه تنها رهبری انقلاب را برعهده نگرفت، بلکه بارها برای مهار و کنترل انقلابیون اقدام کرد، ولی آن‌ها به کمتر از "حذف" رضایت نمی‌دادند.

وقتی که ششصد نفر از مصریان برای اعتراض به مدینه آمدند و با عثمان ملاقات کردند، خلیفه از حضرت خواست که وساطت کند تا آنان بازگردند، حضرت پذیرفت و از آن‌ها خواست که آرام باشند. استدلال امام در این مرحله آن نبود که خلیفه بی‌گناه است و اعتراض انقلابیون بی‌مورد است، بلکه امام می‌ فرمود: این اعتراضات تند، شما را در مسیری قرار می‌دهد که آینده آن روشن نیست! در حالی که آن‌ها گمان می‌کردند که با کنار گذاشتن خلیفه، همه چیز اصلاح خواهد شد، امام هشدار می‌داد که عاقبت این کار معلوم نیست! یعنی امید‌ها و آرزو‌های شما بیش از آن که بر شناخت واقعی اوضاع مبتنی باشد، از شور و احساسات ناشی می‌شود: «یا هؤلاء تلبثوا و لاتسرعوا الی شیء لا تعرفون عاقبته، ولی آن جماعت انقلابی، همان شعار را تکرار می‌کردند که به غیر از کناره‌گیری خلیفه، رضایت نمی‌دهیم: فقالوا هیهات، لا نقنع منه الّا بالاعتزال عن هذا الامر.»(مفید، الجمل، ص۱۳۷)

شیخ مفید در ادامه می‌گوید: وقتی در اثر فشار انقلابیون خلیفه به مسجد آمد و بر فراز منبر، اظهار ندامت و پشیمانی کرد، و قبول کرد به اصلاحات تن دهد امام علیه‌السلام از آنان خواست که این عذرخواهی را بپذیرند و از شعار اسقاط خلیفه صرف نظر کنند: «اتقوا الله! مالکم و للرجل؟! اما رجع عمّا انکرتموه؟ اما تاب علی المنبر توبة جهر بها؟» ولی خلیفه با ادامه دادن روش خود، این حمایت حضرت را از دست داد.

البته انقلابیون، حتی آن‌ها که از ارادتمندان امیرالمؤمنین بودند و برای به قدرت رسیدن حضرت تلاش داشتند، بلافاصله با قتل خلیفه و پدید آمدن ابر‌های تیره اختلاف و درگیری‌های داخلی، به خطا‌های محاسباتی خود پی بردند و پذیرفتند که هرچند خلیفه، لیاقت و شایستگی این مقام را نداشته، ولی با اقدام آن‌ها، دشمنان فرصت‌های جدیدی برای ترک تازی پیدا کرده‌اند. از این رو بعد‌ها که عمروعاص از عمار یاسر ـ که از سران انقلابیون بود ـ پرسید که درباره قتل عثمان چه نظری دارد؟ عماردر پاسخ گفت: این کار راه‌های هر فساد و تباهی را به روی شما گشود: «فتح لکم باب کل سوءِ»(نصر بن مزاحم، وقعه صفین،۳۳۸)

جالب آن است که امیر المؤمنین در اوج انقلاب، علاوه بر آن که مخاطرات انقلاب را به انقلابیون گوشزد می‌کرد، به شخص خلیفه نیز هشدار می‌داد که اگر به تغییر روش خود تن ندهد و کار به قتل خلیفه بیانجامد، مشکلات جدیدی بروز خواهد کرد و قتل و درگیری در میان مسلمانان پیوسته ادامه خواهد داشت، لذا خلیفه را به خدا قسم می‌داد که نگذارد کار به انجا بیانجامد. امام(ع) به جای آن که در ضمیر خود از حذف خلیفه شاد باشد چرا که امکان به قدرت رسیدن او را فراهم می‌کند، از چنین حادثه‌ای بیمناک بود و عواقب آن را ناگوار می‌دانست. خطبه۱۶۴نهج البلاغه، که گزارشی از وساطت حضرت بین انقلابیون و عثمان است به این جملات می‌رسد که «و انی أنشدک‌الله ان لاتکون امام هده الامه المقتول، فانه کان یقال یقتل فی هذه الامه امام یفتح علیها القتل و القتال الی یوم القیامه.»

علاوه بر این امیرالمؤمنین که بر مبنای عدالت، شیوه ناعادلانه خلیفه را تخطئه می‌کرد، بر اساس همین مبنا نیز شیوه افراط گرایانه انقلابیون را هم تخطئه می‌کرد، امام نه‌ تنها کار آن‌ها را از نظر "منطق عقل" و تدبیر و آینده نگری قابل نقد می‌دانست، بلکه اقدامات آن‌ها را از نظر "منطق عدل" و دوری از تند روی و افراط گری نبز قابل قبول نمی‌دانست. لذا وقتی درباره قتل عثمان نظر می‌داد، هم عثمان را محکوم می‌کرد و هم شیوه انقلابیون را: «استأره فأساء الاثره و جزعتم فأسأتم الجزع». یعنی عثمان شیوه بدی در خود کامگی در پیش گرفت و شما هم شیوه بدی در اعتراض داشتید. (نهج البلاغه، خطبه۳۰)

این نقد حضرت اشاره به همان تندروی‌هایی است که انقلابیون آن روز‌ها داشتند و شرح آن به تفضیل در تاریخ آمده است، از آن جمله:

۱ـ انقلابیون ـ و از آن جمله مالک اشتر که با هزار نفر از کوفه آمده بود ـ خانه عثمان را در محاصره خود درآوردند و اجازه ورود آب هم به خانه او نمی‌دادند. (الامامه والسیاسه، ج۱، ص۳۸)

و در همین شرایط بود که امیرالمؤمنین برای رساندن آب به خلیفه اقدام کرد. (امالی شیخ طوسی، ج۲، ص۳۲۵)

۲ـ انقلابیون به جای قتل بدون زجر، او را زیر لگد‌های خود قرار داده و با ضربه به سر و فرو بردن نیزه بر بدن او، او را به قتل رساندند. در العقد الفرید، همسر خلیفه به نام نائله، گزارشی از مشاهدات خود از این وضع فجیع ارائه کرده است. (ج۵، ص۵۰) محمدبن ابی بکر و عمروبن حمق، از عناصر فعال در این ماجرا بودند. به نقل مسعودی، امیرالمؤمنین در این شرایط برخی از نزدیکان خود را برای جلوگیری از این اقدامات به خانه عثمان فرستاد. (مروج الذهب، ج۲، ص۳۵۳)

۳ـ پس از قتل خلیفه، انقلابیون اجازه تشییع جنازه او را ندادند، سه روز بدن او رها شده بود، و حتی دخترش حق نداشت که برای پدر گریه کند، از غسل و نماز بر بدن او نیز ممانعت کردند، و اجازه دفن او را در بقیع ندادند، و در خرابه مجاور آن که یهودیان دفن می‌شدند او را دفن کردند، این محل بعدا به بقیع متصل گردید. (تاریخ طبری، ج۴، ص۴۱۲) و البته امیرالمؤمنین در همه این مراحل، انقلابیون را از این اقدامات منع می‌کرد. (همان)


نمودهای افراط گرایی

پس از قتل خلیفه و بعد از آن که مسلمانان با امیرالمؤمنین بیعت کردند، جبهه انقلابیون دچار تشتت گردید. عده‌ای بر پیمان خود با حضرت استوار ماندند، و عده‌ای دیگر از حضرت فاصله گرفتند و یا به مقابله برخاستند. افراطی‌گری در میان گروه دوم و از آن جمله ناکثین و مارقین، ماجرا‌های مفصلی دارد که فراوان بازگو شده است و لذا بازخوانی پرونده تکفیریانی مانند خوارج که روزگاری "با" امیرالمؤمنین بودند، و روزگار دیگر "بر" حضرت خروج کردند، در این جا ضرورتی ندارد، ولی نباید فراموش کرد که آثار افراطی‌گری در میان اصحاب و یاران حضرت نیز، تا پایان دوره خلافت امام، حضور داشت، اعضای این جریان چون به پیشوای خود باور قلبی و اعتقاد راسخ داشتند، لذا تندروی‌هایشان به جدا شدن از حضرت، نیانجامید، ولی پیوسته در سخنان و رفتارهایشان، تندروی ظهور می‌کرد و امیرالمؤمنین در برابر خواسته‌هایشان مقاومت می‌کرد. هرچند گاه فضاسازی‌هایشان، ابتکار عمل را از حضرت می‌گرفت، و امام را به اقدامات ناخواسته، وادار می‌کرد.

از این رو ما در دوره حکومت امیرالمؤمنین، با دو جریان افراطی مواجه‌ایم، جریانی که در برابر امام قرار دارد مانند خوارج، و جریانی که در کنار امام قرار دارد و نمی‌خواهد از دستور حضرت تخطّی کند. برای درک درست از افراطی‌گری در میان پیروان حضرت، باید عملکرد این گروه دوم، مورد تأمل قرار گیرد. نمونه‌ای از این مواضع در اینجا ذکر می‌گردد:
محامین آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to محامین For This Useful Post:
قدیمی 24-08-2014, 22:39   #3
حرفه ای
 
محامین آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Dec 2012
نوشته ها: 719
Thanks: 1,924
Thanked 1,737 Times in 561 Posts
پیش فرض

۱ـ بیعت تحمیلی

بیعت با امیرالمؤمنین، در فضایی کاملا آزاد انجام گرفت و هیچ تهدیدی وجود نداشت. از این رو برخی از مسلمانان به بهانه‌های واهی، از بیعت کردن امتناع کردند. در این شرایط، برخی از یاران حضرت، شیوه بیعت تحمیلی و رأی زوری را پیشنهاد می‌کردند. البته نیت و قصد آنان خیر بود و گمان می‌کردند که با زور و فشار می‌توان جلوی مخالفت‌ها را گرفته و جامعه‌ای یکدست پدید آورد. از این رو مالک اشتر به این باور بود که با زور باید افرادی مانند عبدالله بن عمر را وادار به بیعت کرد و اگر تسلیم نشوند، باید گردن‌شان را زد! لذا درباره او به امام گفت: عبدالله احساس امنیت و آزادی می‌کند که حاضر به بیعت نیست و خود را از تازیانه و شمشیر شما در امان می‌بیند، اجازه دهید تا گردن او را بزنم! امام فرمود: من بیعت از روی اکراه نمی‌خواهم، او را آزاد بگذارید: «فقال الاشتر: إن هذا أمن من سوطک و سیفک فدعنی اضرب عنقه، فقال(ع): لست ارید ذلک منه علی کره، خلّو سبیله».

مالک اشتر علاوه بر این که برای گردن زدن امثال عبدالله بن عمر، توجیه سیاسی داشت، می‌توانست توجیه فقهی نیز ارائه کند، همان توجیه که می‌گوید: بیعت با امام مسلمین و یا رأی دادن به او یک "تکلیف" است، و هرکس که از وظیفه خود امتناع می‌کند، می‌توان او را با اعمال قدرت و فشار، به آن وادار کرد.(ر.ک: دراسات فی ولایة الفقیه، ج۱، ص۵۷۱)


۲ـ حبس متّهمان

برخورد با کسانی که مورد سوءظن قرار می‌گیرند و اقدام به دستگیری و حبس آنان، در جهت جلوگیری از اقدامات تخریبی‌شان، یکی از خواسته‌های عناصر افراطی است و گاه افرادی که به عقل و تدبیر هم شناخته می‌شوند این گونه شیوه‌ها را تجویز و توصیه می‌کنند. مثلا ابن عباس به امیرالمؤمنین پیشنهاد کرد که چون طلحه و زبیر در صددند که به مکه بروند و در آن جا زمینه شورش و عصیان را فراهم آوردند، آن‌ها را زندانی کند و بدین وسیله جلوی فتنه آن‌ها را بگیرد. ولی امیرالمؤمنین به چنین پیشنهاد‌هایی تن نمی‌داد و آن را ظلم می‌شمرد و مجازات قبل از جرم را ناعادلانه می‌دانست: یابن عباس أتأمرونی بالظلم بدأ و بالسیئه قبل الحسنه و اعاقب علی الظنه و التهمه، کلا! (الجمل، مفید، ص۱۶۷)


۳ـ برخورد با معتزلان و کناره گیران

در حکومت علوی، کسانی که با حضرت بیعت نکرده بودند، از امنیت و آزادی برخوردار بودند و تا وقتی در برابر حکومت دست به قیام نمی‌زدند، کسی متعرض آن‌ها نمی‌شد، ولی افراد تندرو اینگونه مماشات و سماحت را نمی‌پذیرفتند و خواهان برخورد انقلابی با این گروه بودند. مثلا محمدبن ابی بکر وقتی به عنوان استاندار مصر به آن جا رفت، در فاصله کم‌تر از یک ماه، متعزلین (کسانی که از بیعت کناره‌گیری کرده بودند) را احضار کرده و اخطار نمود که یا تسلیم می‌شوید و ما را می‌پذیرید، و یا باید مصر را ترک کرده و از شهرهای ما بیرون روید: «اما ان تدخلوا فی طاعتنا اما ان تخرجوا من بلادنا.» و چون آنان مقاومت کردند، محمد بن ابی بکر، با آن‌ها درگیری خونین پیدا کرد. این درحالی بود که استاندار قبل ـ قیس بن سعد ـ به آن‌ها امنیت داده بود(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۶، ص۷۳)


۴ـ حذف عاقلان

افراطی‌ها برای آن که همه امور را به قبضه خود درآورند، چاره‌ای جز "حذف" عناصر معتدل و با تدبیر ندارند، و برای این که در حذف موفق شوند بناچار ابتداء باید با القاء سوءظن و طرح تحلیل‌های غیر واقعی آنان را در معرض اتهام قرار داده و جوّ روانی برعلیه آنان بوجود آورند. به نظر می‌رسد که یکی از عاقل‌ترین و با تدبیر‌ترین اصحاب امیرالمؤمنین ـ بلکه عاقل‌ترین آن‌ها ـ قیس بن سعد بن عباده است که همگان او را به این صفت معرفی کرده‌اند. او در ابتداء از طرف حضرت استاندار مصر شد، پس از چندی معاویه باب مکاتبه با او را گشود، و قیس در مرحله اوّلیه، با ادبیات سیاسی مبهم و تعبیرات دو پهلو، پاسخ معاویه را داد تا اهداف واقعی او آشکار شود، معاویه که از وی بسیار نگران بود به جنگ روانی روی آورد و اعلام کرد که قیس با من سازش کرده است و در این باره سند مجعولی را منتشر کرد.
با این شیطنت معاویه، بخشی از عناصر ساده لوح یا تند رو در میان اصحاب امیرالمؤمنین تحت تأثیر قرار گرفته، و با دامن زدن به شایعات از حضرت خواستند که او را عزل کند، امام(ع) آن نسبت‌ها به قیس را نمی‌پذیرفت و می‌فرمود “انی والله ما اصدّق بهذا علی قیس”.
ولی عبدالله بن جعفر اصرار داشت که باید او را عزل کرد زیرا نباید روزه شک‌دار بگیریم: "دع مایریبک الی مالا یریبک" و البته عبدالله سعی می‌کرد که با عزل قیس، زمینه استاندار شدن برادرش محمدبن ابی بکر ـ که از مادر با یکدیگر مشترک بودندـ را فراهم کند. (الغارات، ج۱، ص۱۳۷)

بهرحال به تعبیر آیه‌الله احمدی میانجی، اطرافیان ناآگاه و تند رو امام، امام را مجبور کردند که قیس را عزل کند: "الجئوه(ع) الی عزل قیس" (مکاتیب الائمه، ج۱، ص۵۱۲) و به تعبیر علامه مجلسی، این فشار‌ها نمونه‌ای از همان فشار‌های خوارج بود که در صفین به قبول حکمیت انجامید و در حالی که حضرت نظر دیگری داشت، در شرایط اضطراری به خواسته ایشان تن داد. (بحارالانوار، ج۳۳، ص۵۴۰)

و وقتی آثار منفی این تندروی‌ها آشکار گردید، که محمدبن ابی بکر به مصر رفت، و در اثر عدم تدبیر کافی و بالاخره با شهادت او، بحران مصر بالا گرفت و در نهایت مصر سقوط کرد، در حالی که با مدیریت و تدبیر و سیاست شخصیتی مانند قیس جلوی این فاجعه را می‌توانستند بگیرند.
چه این که حضرت، پس از وی، نظر به استانداری هاشم بن عتبه داشت که مانع شدند و پس از شهادت محمد بن ابی بکر، امام تصریح کرد که اگر هاشم اعزام شده بود، عرصه به دست دشمنان نمی‌افتاد و فرصت سوزی نمی‌شد: «و قد اردت تولیه مصر هاشم بن عتبه و لو ولیته ایاها لما خلّی مهم العَرصه و لا انهزَهُمُ الفرصه». (نهج البلاغه، خطبه۶۶)


۵ـ تندروی در برخورد با دشمنان

در میان اصحاب امیرالمؤمنین بزرگانی بودند که از سرِ عشق به حضرت و به دلیل شدت عداوت نسبت به دشمنان وی، تقاضای برخورد‌های تند با دشمنان را داشتند و چه بسا توصیه‌های حضرت به رفق و مدارا، برایشان غیر قابل تحمل بود. مثلا امیرالمؤمنین با پایان یافتن جنگ جمل، اعلام عفو عمومی کرد و از تعقیب سپاهیان دشمن تعرض به مجروحان آنها را منع نمود، ولی این شیوه برای عماریاسر، سنگین بود، و به فرموده امام سجاد، او مردی تند و تیز بود، و لذا توقعات دیگری داشت: «ان ابا الیقظان کان رجلا حادا«ً.
ولی امیرالمؤمنین فرمود: آن گونه که پیامبر بعد از فتح مکه با مشرکان رفتار کرد، با سپاه بصره برخورد می‌کنم. (شیخ طوسی، تهذیب، ج۶، ص۱۵۵)

همین خصلت روحی و سیاسی سبب آن می‌شد که گاه این گونه افراد به رفتارهایی دست بزنند که خواسته یا ناخواسته با شیوه و سبک امیرالمؤمنین ناسازگار باشد، چه این که در جریان جنگ جمل، چنین اتفاقی به دور از چشم حضرت توسط مالک اشتر افتاد.
ماجرا این است که یک بار ابوحمزه ثمالی به امام سجاد گفت چرا امیرالمؤمنین در جنگ جمل و در برخورد با مسلمانان طاغی، رفتاری برخلاف رفتار بزرگوارانه پیامبر با مشرکان داشت؟
امام سجاد بسیار ناراحت شد و فرمود: حضرت علی(ع) همان سیره پیامبر را داشت، ولی جریان این است که وقتی مالک اشتر فرماندهی خط مقدم را برعهده داشت امام به او کتبا دستور داد که فراریان را تعقیب نکند و مجروحان را آزار ندهد، نامه به مالک رسید و او آن را جلوی زین اسب خود قرار داد و به جنگ ادامه داد و اصحاب جمل را از دم درو کرد و تا خانه هایشان تعقیب کرد، و پس از آن نامه را برداشت و خواند و مضمون آن را به سپاهیان خود اعلام نمود! (کافی، ج۵، ص۳۳)



6ـ حبس و قتل دگراندیشان

نیروهای تندرو، از حساسیت متعادل نسبت به گروه های مختلف برخوردار نیستند، آن ها به جای آن که بر مقابله با "دشمنان" درجه اول متمرکز شوند، به مقابله با "مخالفان" درجه دوم و سوم می پردازند و در اثر همین حساسیت نا به جا چه بسا با نیروهای ساکت و مردد در میدان نبرد درگیر شده و مقابله با آنان را در اولویت قرار می دهند! و در نتیجه از دشمنان اصلی غافل گردیده و جبهه مخالفان را گسترده تر می کنند!

مثلا وقتی به امیرالمؤمنین(ع) در مدینه خبر رسید که طلحه و زبیر در بصره دست به شورش زده اند، حضرت خطبه خوانده و مردم را به شرکت در جهاد با آنان تحریص کردند، سپس برخی از اصحاب سخن گفتند از جمله قیس بن سعد، به زیبایی از دعوت حضرت استقبال کرد و امام (ع) او را تشویق فرمود: «احسنت و الله یا قیس و اجملت»، ولی برخی از اصحاب هم بهانه جویی کردند. در این شرایط مالک اشتر برخاست و از حضرت خواست که با این گروه بهانه جو که از جنگ کناره گیری می کنند برخورد کند، حضرت از سخن او ناراحت شد و گلایه کرد. نظر حضرت این بود که اعتنائی به آنها نشود.(قام الاشتر الی علی ع فکلّمه بکلام یحضّه علی اهل الوقوف فکره ذلک علی حتی شکاه و کان من رأی علی ع الا یذکر هم بشیء)

ولی مالک اشتر، آرام نگرفت و ادامه داد که با کسانی که در تعهد و بیعت خود «سستی» دارند، مثل «شورشیان» باید برخورد کرد، امروز با زبان و فردا با شمشیر. حضرت از پافشاری او ناراحت شدند و فرمودند: مالک مرا رها کن. (یا مالک، دعنی) سپس امام شروع کرد به احتجاج با مخالفان جنگ که مالک برای بار سوم به حضرت گفت: با آن ها برخورد کنید. و امام فرمود: مالک دست بردار و بالاخره مالک با عصبانیت مجلس را رها کرد… (امالی طوسی، ص۷۱۷)

به تصور مالک، همه مشکلات سیاسی، راه حل نظامی دارد و اگر گروهی از حضور در جنگ تخلف می کنند و یا به شیوه امیرالمؤمنین تن نمی دهند، با "سلاح و زور" باید اصلاح شوند! ولی امیرالمؤمنین به این پیشنهادات، که گاه جنبه «فشار» و تحمیل هم به خود می گرفت، بی اعتنا بود و حتی به قیمت ناراحتی یارانی چون مالک اشتر هم حاضر به قبول آن نمی شد.
نقل دیگری از همین ماجرا وجود دارد که مالک از امام خواست مخالفان جنگ جمل را که حاضر به حضور در سپاه حضرت نیستند را "زندانی" کند، ولی امام فرمود: من آن ها را با همین افکارشان آزاد می گذارم:
«فحضّ هؤلاء الذین یریدون التخلّف عنک باللسان فان أبوا فادّبهم بالحبس فقال علی: بل ادعهم و رأیهم الذی هم علیه.»(الاخبار الطوال، ص۱۴۳)


۷ـ غوغا سازی
روحیه تندروی، زمینه غوغاسازی است و وقتی با یک جمله بی جا و یک کلام تند، فضای جامعه ملتهب گردید، آن گاه در یک هوای طوفانی که گرد و غبار همه جارا فراگرفته است هرگونه ظلم و تعدی می تواند رخ دهد. افراطیون از این گونه شرایط بیش ترین سود را می برند و آن را فرصت مناسبی برای "تصفیه حساب" با مخالفان می دانند، تصفیه حساب هایی که در شرایط عادی امکان نداشت.

مثلا امیرالمؤمنین در حال سخنرانی بود و مردم را برای جنگ صفین ودر برابر سپاه شام تحریص می کرد، یک باره یک نفر از قبیله بنی فزاره برخاست و فریاد زد: «آیا می خواهی ما را به جنگ با برادرانمان در شام ببری همان گونه که به قتال با برادرانمان در بصره بردی؟ هرگز، بخدا قسم این کار نمی کنیم.»

امیرالمؤمنین نسبت به او عکس العملی نشان نداد ولی مالک بلند شد و گفت: «چه کسی جوابش را می دهد و حقش را کف دستش می گذارد؟» شخص معترض، از ترس و وحشت، از میان جمعیت گریخت و عده از مردم هم او را تعقیب کردند و بالاخره او را درگوشه بازار گرفتند و آن قدر با لگد، مشت و دسته شمشیر او را زدند که او را همان جا به قتل رساندند.(وقعه صفین، ص۹۴)

البته مالک به مردم نگفت که او را بزنید یا بکشید، ولی همان یک جمله کوتاه وی که مردم را به حرکت در آورد: «من لهذا ایها الناس» به ظاهر دعوت مردم برای مقابله با او و «حضور در صحنه» بود، ولی چون کنترل و مدیریتی بر نحوه حضور و شیوه مقابله وجود نداشت، ان هیاهو و اعتراض مردمی به جنایت و «قتل» انجامید!.

سؤال اساسی در این موارد این است که: کسی مثل مالک اشتر که می داند روحیه هرج و مرج طلبی در میان یارانش زیاد است و با کوچک ترین اشاره او، ممکن است بزرگ ترین جنایت ها اتفاق بیفتد، آیا او حق دارد زبان به این اشاره بگشاید و عناصر افراطی را به میدان آورده و بسیج کند؟ مگر حکومت قدرت نداشت این فرد معترض را شناسایی کرده و به دور از هیاهو، مورد توبیخ یا تنبیه قرار دهد؟ اساسا مگر مالک اشتر مسئولیتی در این زمینه داشت؟ و اگر مسئول بود، آیا فقط وظیفه اش این بود که کسی اعتراض به علی (ع) نکند و یا وظیفه حفظ امنیت شهروندان را هم داشت؟ و اگر رسالت او فقط بریدن زبان هاست پس چه کسی باید جلوی غوغا سالاران را بگیرد؟

البته مالک اشتر در دوره عثمان و اعتراض به او هم گاه از همین شیوه استفاده می کرد. مثلا یک شب با جمع دوستانش در نزد سعید بن عاص والی کوفه بود که انتقادی به والی کرد و متقابلا رئیس شرطه هم به او اعتراض کرد که چرا با حاکم درشت صحبت می کند؟ در آن جا هم با یک اشاره مالک که «رئیس شرطه را دریابید» [من ها هنا! لایفوتنکم الرجل] دوستان مالک به جان او افتادند و او را زیر لگد های خود قرار داده و به قدری زدند که بیهوش شد.(تاریخ طبری، ج۴، ص۳۲۳)
ولی اگر مالک خود را در آن دوره پیش از انقلاب برای چنین اقدامات خلاف قاعده و تندی مجاز می دانست، آیا در دوره پس از انقلاب هم باحضور حضرت علی (ع) مجاز به این تحریک ها بود؟ ما که مقلّد مالک نیستیم ولی ای کاش مقلّدان و پیروان او توضیح می دادند که این بگیر و ببندها و این زجر و شکنجه ها و فتنه گری ها چه معیار شرعی دارد؟



۸ـ بدبینی و سوء ظن

عناصر افراطی به دلیل آن که عملکرد خود را "شاخص" انقلابی گری و حق طلبی می دانند، لذا دیگران را افرادی سازش کار و بی اراده در برابر دشمن می دانند، و با سوء نیت درباره آن ها قضاوت می کنند و از اتهام درباره ایشان ابائی ندارند.

مثلا امیرالمؤمنین قبل از فرمان جهاد علیه معاویه، به جریر بن عبدالله بجلی مأموریت دادند به شام برود و با معاویه مذاکره کند. امام (ع) چارچوب مذاکره را هم برای او تعیین کرده بودند. ولی مالک اشتر، به جریر بد گمان بود و به انتخاب و اعزام او اعتراض داشت و می گفت که جریر قلبا به معاویه گرایش دارد: (فقال له اشتر: لا بعثته ودعه و لا تصدقه فوالله انی لأظن هواه هواهم و نیته نیتهم) ولی امیرالمؤمنین به این تندروی ها اعتنا نمی کرد و به عکس در هنگام اعزام جریر به او گفت: «با این که در میان یاران من از اصحاب اهل دین و مورد نظر پیامبر (ص) حضور دارد، ولی تو را بر آن ها امتیاز دادم زیرا پیامبر درباره تو فرمود که از بهترین اهل یمن هستی» (وقعه صفین، ص۲۸)

طولانی شدن توقف جریر در شام و ناموفق بودن وی در این مأموریت، سوء ظن به او را در میان اصحاب حضرت، افزون ساخت و مالک را بر مواضع گذشته اش درباره او محکم تر نمود. پس از بازگشت جریر، مالک در حضور او به امام گفت: ای امیرالمؤمنین، اگر به جای جریرـ که دچار خناق شده و دم نزده است- مرا به شام فرستاده بودی، برایت بهتر بود او از هر دری که امید داشت وارد شد و کاری نکرد. جریر پاسخ داد: بخدا قسم اگر رفته بودی، آن ها تو را به قتل می رساندند چون تو را قاتل عثمان می دانند، اشتر گفت: اگر من بودم کسی از عهده من بر نمی آمد و معاویه را مبهوت می کردم. جریر پاسخ داد: دیر نشده حالا برو و اشتر گفت: حالا! دیگر تو کار را خراب کرده ای.

به نقل دیگری مالک به امام گفت: مگر من نگفته بودم که جریر را نفرست، و مگر از دشمنی او خبر نداده بودم؟! و در این حال شروع به دشنام دادن به جریر کرد و به او گفت که عثمان با دادن امارت همدان به تو دینت را خریده بود، تو لیاقت این که روی زمین راه بروی را نداری و باید دفن شوی، تو رفته بودی که آن جا زمینه ای برای آینده خودت فراهم کنی، تو وابسته به آن ها هستی و برای انها دست و پا می زنی، اگر امیرالمؤمنین بپذیرد تو و امثال تو را زندانی می کنم و تا این امور روشن نشود، آزادت نمی کنم. (احمدی میانجی، مکاتیب الائمه، ج۱، ص۳۴۲)
تندروی مالک در این گفتگو ها آن هم در حضور حضرت علی(ع) نیاز به توضیح ندارد. از تهمت و برچسب زدن به کسی که امام او را برای مأموریت انتخاب کرده، تا دشنام گویی به او و تا وابسته دانستن به دشمن و تا تهدید به زندان و قتل، …

ولی این گونه برخورد ها چه تأثیری می تواند داشته باشد؟ جز آن که جریر را از سپاه امیرالمؤمنین جدا کند و او از همراهی با حضرت در صفین کناره گیری نماید؟ (فلما سمع جریر مثل ذلک من قوله فارق علیا (ع) فلحق بقرقیسا) (شرح ابن ابی الحدید، ج۳، ص۱۱۶)
اینگونه برخوردهای تند مالک، نه تنها برای سیاست علوی، کمک و حمایت به حساب نمی آمد و به جذب بیشتر افراد کمک نمی کرد، بلکه به عکس به تار و مار شدن افراد علاقه مند و حذف آن ها می انجامید.

نمی توان انکار کرد که در امثال جریر، نوعی ضعف بنیه اعتقادی و یا بینش سیاسی از قبل وجود داشته که در نهایت به کناره گیری و اعتراضشان انجامیده است، ولی نمی توان سهم تندروی ها را در سرعت یافتن این فاصله ها نادیده گرفت، سیاست متعادل امیر المؤمنین این گونه افراد را نزدیک تر می کرد و به عکس برخورد های مالک آن ها را دور تر می نمود!
محامین آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to محامین For This Useful Post:
قدیمی 25-08-2014, 00:24   #4
حق آب و گل داره
 
خادم اهلبیت آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: خوزستان آوردگاه سرخ دلیران
نوشته ها: 1,795
Thanks: 5,983
Thanked 4,241 Times in 1,531 Posts
پیش فرض

سلام
من نمی توانم این حرفها را در باره ی مالک اشتر بپذیرم .
این حکایات معتبر تر از انجام مأموریت مالک در جنگ با معاویه نیست .
در آن جنگ معروف که کوفیان به حیله ی عمروعاص قرآن بر نیزه کردند تا چند قدمی لشکر رفتند و بنا به امر حضرت علی (ع) باز ایستادند و مالک هیچ اقدامی جز غصه خوردن و باز ایستادن نکرد - این حکایت واقعی توجیه عمیق تری نسبت به اطاعت محض مالک از فرمانده و مولایش میباشد در مقایسه با داستانهایی که اشاره کردید . این اقدام تاریخی مالک آنقدر برجسته هست که همه ی آن قصه های نه چندان معتبر را پوشش دهد .
در عین حال به نظرم بایستی صحت و صقم و میزان اعتبار این حکایات بیشتر بررسی شوند .

امضای خادم اهلبیت
حسین جان :
انّی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم الی یوم القیامه .

****************
مهدیا
آنچنان در انتظارت لحظه ها را میشمارم
در شمار روز و شب با قلب خونین در حسابم

وبلاگ من :

www.khadem43.blogfa.com
بفرمایید
خادم اهلبیت آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to خادم اهلبیت For This Useful Post:
قدیمی 25-08-2014, 05:04   #5
کاربر فعال بخش اسلام
 
حبیب الله* آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2009
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 4,437
Thanks: 6,853
Thanked 6,612 Times in 2,743 Posts
پیش فرض

سلام علیکم ، شما با این مطلبتان اینطور می خواهید بگویید که همه دوستان حاضر در گروه افراطی و تندرو هستند ؟ و دوستیشان دوستی خاله خرسه است ؟ بفرمایید کدام حرف منطقی با چماق جواب داده شده ؟ ، فکر نمی کنید بعضی ها ظاهراً سخن حقی بر زبان دارند اما از آن اراده باطلی می کنند ؟، خداوند همه ما رو از تندروی کورکورانه حفظ بفرماید

امضای حبیب الله*
بسیج شجره طیبه است

حبیب الله* آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 6 Users Say Thank You to حبیب الله* For This Useful Post:
قدیمی 25-08-2014, 10:39   #6
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,016
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

سلام
کاش بجای هضم فوری این مطالب اول درباره نویسنده یک تفحصی کنیم:

نام محمد سروش محلاتی برای کسانی که در سالهای گذشته فتنه گران را رصد می کنند ناشناخته نیست.محمد سروش محلاتی و ضیاء مرتضوی از تئوریسین های جریان فتنه هستند که هر روز در قالبی نو کینه هایشان را علیه نظام اسلامی و انقلاب اسلامی آشکار می کنند.نام این دو تن در تمام بیانیه های دفاع از موسوی و سران فتنه می درخشد و بعد از فتنه نیز هر جا لازم شد در بیانیه های علیه نظام و انقلاب این دو تن پای ثابت امضاها بودند.


{محتواي مخفي}
قسمتی از بیانیه سروش محلاتی و دوستانشان در حمایت از سرکرده فتنه
پيشينه درخشان جناب آقاي موسوي در هشت سال نخست وزيري در دوران دشوار دفاع مقدس حمايت مستمر حضرت امام خميني از ايشان ثبات قدم در دفاع از انقلاب و اهداف و منافع جمهوري اسلامي پيوند عميق و تعامل سازنده ايشان با مرجعيت و روحانيت معظم و تاكيد بر استقلال حوزه هاي علميه ارتباط نزديك و راهگشا با دانشگاهيان محترم و بهره مندي از طيف گسترده نخبگان و متخصصان ارائه برنامه هاي جامع و راهگشا در فعاليتهاي انتخاباتي و پايبندي كامل ايشان به موازين شرعي و اخلاقي و حمايت شخصيتها و گرايشهاي مختلف فكري فرهنگي و سياسي از ايشان همه گواه توانمندي درايت تعهد و سلامت نفس و در يك كلمه مديريت اسلامي ايشان مي باشد. اميدواريم با راي بالا و سرنوشت ساز ملت بزرگ ايران به اين شخصيت فرهيخته انقلابي و آزموده لطف خداوند و خشنودي حضرت ولي عصر(عج ) بيش از پيش نصيب مردم ايران گردد.

1 ـ محمد جعفري گيلاني 2 ـ محمدرضا نوراللهيان 3 ـ محمد سروش محلاتي 4 ـ علي رضا اميني 5 ـ رضا مختاري 6 ـ مهدي مهريزي 7 ـ سيدمحمد موسوي 8 ـ سيدجواد ورعي 9 ـ سيدضيا مرتضوي 10 ـ كاظم قاضي زاده 11 ـ محمد ذبيحي 12 ـ محمدعلي مهدوي راد 13 ـ محمدجواد صاحبي 14 ـ سيدمحمود مدني بجستاني 15 ـ حميد شهرياري 16 ـ داوود فيرحي 17 ـ سيف الله صرامي 18 ـ سيدمحمدتقي آل غفور 19 ـ حميدرضا شريعتمداري 20 ـ محمد عبداللهيان 21 ـ محسن آخوندي 22 ـ احمد ديلمي 23 ـ محمدرحمان ستايش 24 ـ غلامحسين اعرابي 25 ـ سعيد بهمن پور 26 ـ سيدمحمدباقر حسيني مهري 27 ـ محمدرضا غفوريان 28 ـ سيدمحمود موسوي 29 ـ قاسم جوادي 30 ـ محسن جوادي 31 ـ مصطفي ميراحمدي زاده 32 ـ محمدعلي سلطاني 33 ـ سيدحبيب موسوي 34 ـ مهدي منتظرقائم 35 ـ سيدمحمد انتظام 36 ـ محمود شفيعي 37 ـ محمدتقي دياري 38 ـ سيداسماعيل مهري 39 ـ احمد حيدري اليگودرزي 40 ـ محمدرضا مصطفي پور 41 ـ حسن پويا 42 ـ محمدحسين شريفي نيا 43 ـ سيدحبيب حسيني مهري 44 ـ عبدالرحيم سليماني 45 ـ مسعود اديب 46 ـ جلال الدين قياسي 47 ـ محمد صالحي مازندراني 48 ـ حسين مرادي نسب 49 ـ علي اقدامي 50 ـ حسين شهامت 51 ـ محمدرضا بيات 52 ـ علي اكبر عطاران 53 ـ محمدرضا سالاري فر 54 ـ حميدرضا سلكي 55 ـ محمدعلي ايزدي 56 ـ جواد ابوالقاسمي 57 ـ محمد سيف اللهي 58 ـ مهراب صادق نيا 59 ـ هادي سروش 60 ـ علي حسين پور


به نظر شما یک عنصر فعال فتنه که نشسته قلم دست گرفته تا حکومت اسلامی ایران را نقد کند و گاها انگار با حکومت یزید مقایسه کرده و انگار همه ی ناراحتی اش واژه ی فتنه است ؛ در نوشتن این مقاله و افراطی دانستن مالک اشتر ، غرض ورزی و خیانتی هم مد نظر دارد؟
از ایشان به تئورسین حوزوی فتنه هم یاد میکنند!

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 25-08-2014, 11:06   #7
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,016
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

خواستم جمله به جمله نقد کنم دیدم کلی بگم بهتره
در تمام طول این مقاله در ذهنم این بود که در برابر این همه گستاخی مد نظر نویسنده از طرف مالک امام زمانش علی علیه السلام چه کرده؟ چه مسئولیتی دربرابر افراط مالک و ضربه زدن مالک به حکومتش(به نظر نویسنده) داشته؟
بعد چرا درباره ی این مالک افراطی و تندرو امام اینگونه میگوید؟
امام على (علیه السلام) پس از مرگ وى فرمود: «رحم الله مالكاً، فلقد كان لى كما كنت لرسول الله (صلى الله علیه وآله); خداوند مالك را رحمت كند، او براى من همان گونه بود كه من براى رسول خدا (صلى الله علیه وآله)بودم.»
« اي كاش در بين شما دو نفر مانند او بودند بلكه اي كاش تنها يك نفر مثل او بود و فكر و رأيش در مورد دشمنانم همچون نظر او بود.»

چطور امیرالمومنین یک تندرو افراطی را با خود مقایسه میکند؟
چرا امام زمانش حتی یک افراطی دیگر مثل مالک را آرزو میکند؟
بعد اینطور به ذهن می آید نکند امیرالمومنین هم از نظر این نویسنده افراطی بودند و تندرو زبانم لال؟


به طور کلی علی علیه السلام مالک را اینگونه معرفی میکند:
به صورت فهرست وار برخي از اوصاف را که علي (ع) درباره مالک اشتر فرموده اند ، بيان مي کنيم :
1- در روزهاي ترسناک و ايام خطر به خواب نمي رود و هوشيار است.
2- از دشمنان به هنگام بيم و هراس ، نمي ترسد و فرار نمي کند.
3- او شمشيري از شمشيرهاي خداست که تيزي و برندگي آن کند نمي شود.
4- بر بدکاران و ستم پيشگان از آتش سخت تر است.
5- قدرت مهار کردن دشمن را به طور کامل دارد.
6- از کساني نيست که بيم سستي و لغزيدن در او باشد.
7- از کساني نيست در جايي که بايد شتاب و سرعت داشته باشد ، کندي کند يا در حالي که بايد کندي و تامل کند ، سرعت به خرج دهد.
8- مالک از براي من چنان بود که من براي رسول خدا(ص) بودم.

امیدوارم برای امیرالمومنین علیه السلام قدرت تشخیص افراطی را قائل باشیم.

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 25-08-2014, 11:21   #8
مدیر بازنشسته
 
Hamid آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Dec 2010
محل سکونت: تهران. پلاک 5
نوشته ها: 2,070
Thanks: 7,844
Thanked 7,701 Times in 1,908 Posts
پیش فرض

سلام.

در کلام حضرت امیر(ع) بیش از آنکه گلایه و ناراحتی پیرامون افراط گرایی وجود داشته باشه (که البته به برخی از پاراگرافهای موجود نقد جدی دارم و تحریف تاریخ میدونم) بسیار بیشتر از اون گلایه از سستی و ضعف ایمان و اراده ی برخی عافیت طلب و دنیاپرست وجود داره. اونجایی که حضرت بارها مردم رو به مقابله با معاویه فراخوندند و مردم سست عنصر بهانه تراشی میکردند. کار به جایی رسید که حضرت صراحتا در خطبه ی خودشان خطاب به مردم فرمودند (نقل به مضمون): «هرگاه که من شما را به جهاد در تابستان دعوت کردم گفتید الان هوا گرم است و وقتی که در زمستان دعوت کردم، گفتید الان هوا سرد است و در باقی زمانها عذر و بهانه ی خانه و کاشانه آوردید. چقدر شما مردمی زشت هستید. اف برشما!»

یا در سیره ی پیامبر اکرم(ص) هم چنین چیزی مشاهده میشه. آن هنگام که برای فتح مکه در سال 8 هجری فرمان جهاد صادر میشه و عده ای منافق صفت و سست عنصر، مثل همیشه بهانه آوردند. پس از فتح مکه که بدون درگیری هم اتفاق افتاد، این افراد متوجه عقب ماندن از قافله ی غنیمت ها میشن و بلافاصله خودشونو به سپاه حضرت میرسونن اما آیه نازل میشه که ای پیامبر به این افراد بگو برگردن به مدینه و بشینن تو خونه هاشون همونطور که قبلا نشسته بودن و این افراد هیچ حق و منفعتی ندارند.

آیا این سیره و روشها طبق مقاله ی جناب سروش محلاتی، اسمش افراط نیست؟ نعوذ بالله یه دفعه بگین که امیرالمومنین(ع) و پیامبر(ص) و حتی خود خدا هم افراطی بودن و برخی رو از قطار اسلام پیاده کردند!!

در ابتدای مقاله هم تعریف اشتباهی از عدالت و اعتدال ارائه شده متاسفانه. عدالت در لغت به معنای قرار دادن هر چیزی در ظرف و مکان شایسته ی آن هستش نه راه رفتن در حد وسط افراط و تفریط. با این تعریفی که این دوستان و برخی نظریه پردازان دولت فعلی از اعتدال درآوردند، هر کسی و هر گروهی دیگران رو به راحتی هرچه تمامتر به افراط متهم میکنه و خودش رو مصداق عدالت میبینه. چون بالاخره رفتارهای اشتباه از هر گروه و افرادی سر میزنه. مهم اینه که چطوری این رفتارهای اشتباه رو جار زد و مصداق افراط گرایی تبلیغ کرد و چگونه رفتارهای غلط خودمون رو کوچک و بی اهمیت جلوه بدیم یا مخفی کنیم تا کسی اونها رو نبینه.

الان و در شرایط امروزی افرادی که در جامعه مدعی ادعتدال هستند، اعمال و رفتارهایی از جنس اونچه که خودشون به عنوان شاخصه های افراط یاد میکنن، انجام دادن و یا دارن انجام میدن:

- به مخالف و منتقد خودشون توهین میکنن
- صدای نشریات منتقد رو با توقیف اونها قطع میکنن
- مدام به هر گروه و جریانی که احساس کنند مزاحم اونها هستند، «افراطی» میگن و نسبت میدن
- در همه ی ارگانها و ادارات، مخالفان فکری خودشون رو پاکسازی کردند و اتوبوسی دست به تغییر میزنن (حذف عاقلان)
- سخنرانی ها و یا همایش هایی که برای بحث و تبادل نظر در بین مخالفان فکری خودشون هست رو با فرستادن عناصری از خودشون بر هم میزنن (دانشگاه امیرکبیر)
- به هر کسی که به دولت اینها رای نداده انگ زده میشه و اونها رو در مقابل کشور و نظام قلمداد میکنن و مدعی هستن که پیام انتخابات 24 خرداد رو عده ای درک نکردن! (در حقیقت همون تلاش برای بیعت اجباری هست)
- سوء ظن نسبت به همه ی مخالفین خود هم دارند.


اما از همه ی اینها هم که بگذریم و من اصلا قصد بحث کردن و ثابت کردن یا رد کردن این مصادیق افراط گرایی رو در مدعیان اعتدال ندارم، فقط دلم میخواد یه مقایسه ی مفهومی انجام بدم:

جماعتی رو در نظر بگیرید که برای ماموریتی وسط صحرا و کویر رفتن. در حین ماموریت و برای رسیدن به مقصد، با مشکلات و کمبودها و فشارهایی روبرو میشن. آذوقه ی اونها در حال تموم شدنه. حیوانات بیابان دنبال اونها هستند. خطر در همه جا هست. گروه تصمیم میگیره که سرعت حرکت رو اضافه کنه تا هر چه زودتر از این مرحله گذر کنند. شروع میکنن به دویدن. در حین دویدن بین افراد مختلف بر حسب توانایی های اونها و استقامت و قوای بدنیشون فاصله میفته. عده ای جلو میفتن و عده عقب تر میمونن. قرار میشه که انسجام گروه کماکان حفظ بشه. برای همین قرار میشه که فردی رو انتخاب کنن که همه با سرعت دویدن او هماهنگ باشن. بین خودشون اختلاف میفته که چه کسی لیدر و شاخص سرعت حرکت باشه؟ در ابتدا اتفاق نظر میشه که کندترین و ضعیف ترین دونده پیشگام باشه تا کسی عقب نیفته. اما متاسفانه دیده میشه که اون فرد پیشگام فعلا همه رو دعوت به چند ساعت استراحت میکنه! و اصلا متوجه نیست که هر آن خطری در کمین هست و دشمنانی وجود دارند. بنابراین از او عبور میکنن و توافق میشه کسی باشه که خودش مشکل خسته شدن از دویدن نداشته باشه. گروه به حرکت میفته اما بعد از مدتی باز هم عده ای ضعیف بنیان، مثل همیشه سست میشن و عقب میمونن. کم کم کار به جایی میرسه که در هر نوبت که گروه شروع به دویدن میخواد بکنه، از قبل معلومه که چه کسانی در ابتدا یا میانه راه قراره ببُرن و سست بشن و مابقی دیگه به نق زدن های این عده ی خسته و ضعیف عادت کردن. چون هربار هم همینها ترمز پیشرفت گروه بودند. اما عجیب تر و جالب تر از همه اون زمانیه که همین عده ای که خودشون هم پذیرفتن که ترمز هستند و نمیتونن پابه پای گروه پیش بیان، مجددا ادعای لیدر شدن و تعیین کردن ضرب آهنگ حرکت گروه رو میکنن و مدعی میشن که بقیه خیلی افراطی هستند و میخوان ما رو از قطار این گروه پیاده کنن و دفع حداکثری داشته باشن و ...

چرا باید هربار که این کشور میخواد یه پیشرفتی داشته باشه یا به مقابله با تهدیدات دشمنانش بره، یک عده افراد معلوم الحالی که جز اونها هم انتظار آیه یاس خوندن و ترسو بودن و عافیت طلبی از کس دیگه ای نمیره، باید ترمز بشن و با انفعال و عدم تحرک خودشون، یک کشوری رو معطل خودشون کنن؟؟ تا چند سال دیگه باید به اسم جذب حداکثری، معطل یک عده موند؟ آیا این افراد و این تفکرها نبودند که در مبارزات انقلابی با رژیم ستم شاهی هم مشابه همین آیه یاسها رو میخوندند که نمیشه! آیا مشابه همین افراد و تفکرها نبودند که در جریان مبارزات به خارج از کشور رفتن تا گزندی از آسیبهای اون دوران نبینن و بعد برگشتند و داعیه ی سکان گیری در تعیین ضرب آهنگ حرکت کشور رو دارن؟

داستان حضرت طالوت و جنگ ایشون با جالوت رو در سوره بقره بخونین. سپاه عظیمی در ابتدا با حضرت طالوت به راه افتادند اما وقتی حسابی تشنه شدند و به نهر آبی رسیدند و وحی اومد که از این آب نخورید و رهبر اونها بهشون این وحی رو ابلاغ کرد و گفت که عبور کنید و از این آب نخورید که باید در جنگ شتاب کرد، قریب به تمام سپاه از روی عافیت طلبی گوش نکردند و به بهانه ی تجدید قوا و خرید زمان برای مقابله ی هرچه بهتر با دشمنان، مشغول نوشیدن آب و نوشاندن به اسبهای خود شدند. حضرت طالوت با معدود یاران واقعی خودش که پای حرف رهبرشون ایستادند، به جنگ با جالوت رفتند و او رو شکست دادند درحالیکه قسمت عمده ی سپاه طالوت هنوز مشغول استراحت بودند.

امیدوارم نویسنده واقعا از روی احساس تکلیف اقدام به تخریب چهره ی برخی یاران امیرالمومنین(ع) کرده باشه و برای فردای قیامت خودش از الان جوابی اماده داشته باشه. اما گفتن این نکته خالی از لطف نیست که در هر دوره ای در این کشور، هستند افرادی به اصطلاح تئوریسین که تا هنگامی که تفکر مطبوعشان در کانون قدرت هست، با جستجو کردن در منابع اسلامی سعی میکنن که توجیهاتی برای موجه و اسلامی جلوه دادن خط مشی خودشون ارائه کنن تا مثلا دهان ها بسته بشه. اما بعد از اینکه دوره ی قدرت این تفکر تموم میشه این افراد و نظریات به ظاهر انسان سازشون هم برای همیشه ساکت میشن و در حقیقت خودشون رو گم و گور میکنن تا کسی هم پیدا نشه و از اونها بابت نظریاتشون نقدی بکنه. در دوران احمدی نژاد هم برخی فعالان جریان انحرافی در اون زمان سخنرانی های فلسفی و منطقی آتشینی داشتند که سعی میکرد با استناد به آیات قرآن و احادیث، مشروعیتی برای بقای تفکر خودشون ایجاد کنه. مثلا سلسله جلسات بحث های مفصل با هزینه های گزاف برای اینکه ثابت کنن «مکتب ایرانی» در قران و روایات تایید شده و وجود داره. یا مثلا بحثهایی که فرد شاخص جریان انحرافی میکرد و یک عده به ظاهر ملبس به لباس روحانیت از فردای اون روز شروع میکردن به نوشتن مقاله ها و ایراد سخنرانی ها برای اینکه صحت و سقم اون افاضات شاذّ رو به هر ضرب و زوری هست از منابع دینی در بیارن و توجیه کنن و او رو فردی با مطالعه و حکمتی متعالی از اسلام و دارای قرائتی نوین و ناب از دین معرفی کنن! الان هم طبق اونچیزی که انتظارش رو هم از قبل داشتیم، هیچ اثری از نظرات به اصطلاح انسان ساز و حکمتهای متعالیه و ... اینها نیست و در سوراخ های موش به سر میبرن. در هر دوره ای از این دست افراد هستند که سفارشی مقاله بنویسن. در دوران خاتمی هم این وظیفه رو عبدالکریم سروش به خوبی به عهده میگرفت و با قلم قوی خودش خیلی ها رو مجاب کرده بود که بهترین قرائت از دین و انقلاب، همون نظراتی هست که میگه میشه علیه خدا هم تظاهرات کرد و یا اندیشه ی امام خمینی(ره) رو به موزه تاریخ فرستاد و ... و امروز هم جایگاه سروش در جامعه ی ما برای همگان روشنه.








عذرخواهی میکنم که طولانی نوشتم و سر دوستان رو به درد آوردم. امیدارم فرصت گذاشته باشید و همه ی نوشته های منو خونده باشین.
موفق باشین.
93/6/3
Hamid آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 8 Users Say Thank You to Hamid For This Useful Post:
قدیمی 26-08-2014, 01:56   #9
حرفه ای
 
محامین آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Dec 2012
نوشته ها: 719
Thanks: 1,924
Thanked 1,737 Times in 561 Posts
پیش فرض

سلام.
من نظرم رو در پست اول گفتم.
در این مقاله سعی نشده (یا حداقل، هدف شخص من نبوده) که چهره های بسیار موجه، وفادار و برجسته ای مثل عمار و مالک اشتر رو منفی جلوه بده.
اتفاقاً در پست اول تأکید کردم که این افراد کاملاً وفادار بودند و تا آخرین قطره خونشون هم پای امامشون وایسادند، و ابداً منحرف نشدند.
حتی دادنِ لقب "افراطی" به این افراد هم به نظر من درست و منصفانه نیست. من اسمشو "اشتباه" میذارم. به هرحال اصحاب، معصوم نبودند.
هدف من از قرار دادن مقاله، شناخت و بررسی هزینه های ناخواسته برخی اقدامات این اصحاب دلسوز بود.
دلیل اینکه شما رو تگ کردم (و اتفاقاً میخواستم تو بخش بحث و گفتگو بذارم، تا در این مورد مباحثه کنیم) این بود که زیان های برخی رفتارهای دلسوزانه رو بررسی و آسیب شناسی کنیم. تا از بروز چنین هزینه هایی در زمان حال جلوگیری کنیم.

******************************
درمورد صحبتهای جناب خادم اهلبیت:

منابعی که در این مقاله استفاده شده، مثل نهج البلاغه، اصول کافی، امالی شیخ طوسی، بحارالانوار، مروج الذهب و... کتب بسیار معتبری هستند.

میتونیم به این منابع مراجعه کنیم تا اطلاعات دقیق تری به دست بیاریم.

البته مقاله به هیچ عنوان منکر دلاوری ها و زحمات مالک اشتر برای حضرت علی(علیه السلام) نیست.

*************************

نقل قول:
نوشته اصلی توسط محبّ الزهراء نمایش پست ها
سلام
کاش بجای هضم فوری این مطالب اول درباره نویسنده یک تفحصی کنیم:

به نظر شما یک عنصر فعال فتنه که نشسته قلم دست گرفته، در نوشتن این مقاله و افراطی دانستن مالک اشتر ، غرض ورزی و خیانتی هم مد نظر دارد؟
سلام.
باز همون تئوری "مَن قال و ما قال" مطرح میشه!
به نظر من به جای تحلیل شخصیت و سابقه سیاسی سروش محلاتی، بهتره خود مقاله رو تحلیل کنیم.
به قول آقای قرائتی، گاهی اوقات یک دیوانه هم ممکنه چیزی به آدم یاد بده!
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) هم فرموده: اطلب العلم ولو من المجوس

اینکه یک نفر قبلاً سابقه سیاسی منفی داشته، دلیل نمیشه که تمام صحبتهاشو رد کنیم.

**********************

نکته بعدی، تآکید مجدد من بر این مسئله هست که اسم این اقدامات، "اشتباه" هست.

در اینکه مالک اشتر و عماریاسر، از ابتدا تا انتها، در مدار ولایت بودند، هیچ شکی نیست. ولی از اونجایی که اینها معصوم نبودند، ممکنه گاهی اوقات اشتباهی مرتکب شده باشند. که ممکن هست این اشتباهات، مبتلا به جامعه کنونی ما هم باشه.

ما باید این اشتباهات رو شناسایی و آسیب شناسی کنیم.

اینکه حضرت علی(ع) گفته، هیچکس برای من مالک نمیشه، بیانگر معصوم بودن و بی اشتباه بودن مالک نیست. بلکه بین اصحاب امام، مالک اشتر به لحاظ شجاعت، رزمندگی، تعصب، قاطعیت و... از بقیه اصحاب بالاتر بود.

وقتی میفرماید: مالک اشتر برای من همانگونه بود که من برای پیامبر(ص) بودم، دلیلش همین شجاعت و قدرت فرماندهی مالک بود. مالک اشتر، بازوی نظامی قدرتمند حضرت بود.

حضرت علی(ع) در بین یاران خودش، به لحاظ شجاعت و رزمندگی، بهتر از مالک نداشت. قطعاً شهادت مالک اشتر، ضربه مهلکی به سپاه امام وارد کرد.

و همینطور درمورد عمار یاسر. وقتی حضرت علی(علیه السلام) مظلومانه ندای "أین عمار" سر میده، به این دلیل هست که در منطق، بصیرت، قدرت بیان و سخنوری، بهتر از عمار نداشت.

ولی این به معنی نیست که عمار هیچگاه هیچ اشتباهی نکرده.

منظور مقاله، شناخت اشتباهات احتمالی (احتمالی که میگم، به این دلیل که شاید روایاتی که محلاتی در مقاله آورده، درست نباشه، و بهتره در این مورد تحقیق کنم) این افراد هست.

******************************

نقل قول:
نوشته اصلی توسط hamid نمایش پست ها
سلام.

در کلام حضرت امیر(ع) بیش از آنکه گلایه و ناراحتی پیرامون افراط گرایی وجود داشته باشه، بسیار بیشتر از اون گلایه از سستی و ضعف ایمان و اراده ی برخی عافیت طلب و دنیاپرست وجود داره. اونجایی که حضرت بارها مردم رو به مقابله با معاویه فراخوندند و مردم سست عنصر بهانه تراشی میکردند.

آیا این سیره و روشها طبق مقاله ی جناب سروش محلاتی، اسمش افراط نیست؟
سلام.
بله دقیقاً حرف شما درست هست.
ولی این مسئله ای که فرمودید، افراط نیست. تفریط هست. که ربطی به موضوع مقاله نداره. یه بحث دیگه ای میطلبه.

تفریط هم، به اندازه افراط (حتی شاید هم بالاتر) مذموم، خطرناک و کمرشکن هست.

**************************

نقل قول:
البته به برخی از پاراگرافهای موجود نقد جدی دارم و تحریف تاریخ میدونم
آقا حمید لطفاً میشه این مصادیق تحریف رو بیان کنید. به لحاظ تاریخی، و با ذکر سند و منبع، بیان کنید کدوم قسمتهای مقاله، تحریف تاریخ بود. چون دونستنش واقعاً برام مهم هست.

نقل قول:
سلام علیکم ، شما با این مطلبتان اینطور می خواهید بگویید که همه دوستان حاضر در گروه افراطی و تندرو هستند ؟ و دوستیشان دوستی خاله خرسه است ؟
سلام.

دقیقاً از کجای تاپیک چنین استنباطی کردید؟
محامین آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to محامین For This Useful Post:
قدیمی 26-08-2014, 13:06   #10
حق آب و گل داره
 
خادم اهلبیت آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: خوزستان آوردگاه سرخ دلیران
نوشته ها: 1,795
Thanks: 5,983
Thanked 4,241 Times in 1,531 Posts
پیش فرض

نقل قول:
حتی دادنِ لقب "افراطی" به این افراد هم به نظر من درست و منصفانه نیست. من اسمشو "اشتباه" میذارم. به هرحال اصحاب، معصوم نبودند.
هدف من از قرار دادن مقاله، شناخت و بررسی هزینه های ناخواسته برخی اقدامات این اصحاب دلسوز بود.
سلام
اگر رفتار یاران حضرت فقط یک اشتباه بوده و با فرض اینکه درصدی کمتر از افراطی گری ، پس چه لزومی دارد که در بوق و کرنا گذاشته شود و بر آن نقد های اینچنینی زده شود ؟
همه اشتباه می کنند و نزدیک ترین یاران هم شاید برخی رفتار ها را نپسندد و اصولاً رفتار یاران منضبط و وفادار اینگونه است که با پیشه ساختن اطاعت محض از فرمانده و یا رهبر خود اشتباهات را ناشی از کمبود آگاهی و سطح نگرش از موضوع قلمداد می کنند و صبر می کنند . تازه این اقدامی است که انتظار می رود عوام به آن تمسّک جویند چه برسد به خواصی چون مالک و عمار ؟
حالا اگر بین اشتباه ( با توصیف فوق ) و افراطی گری که در احوال اشخاصی مانند طلحه و زبیر سراغ داریم ، تفاوت قائل باشیم ( که اگر مغرضانه صحبت نکنیم باید قائل باشیم ) پس چه هراسی است که « هزینه های ناخواسته » از اصحاب تحمیل گردد ؟
نقل قول:
منابعی که در این مقاله استفاده شده، مثل نهج البلاغه، اصول کافی، امالی شیخ طوسی، بحارالانوار، مروج الذهب و... کتب بسیار معتبری هستند.
اعتبار کتبی که نام بردی را می دانم اما آیا در آن کتابها با مضمون « افراطی گری » و « ایستادگی در مقابل امام و مقتدای خویش » اشاره رفته است ؟

نقل قول:
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) هم فرموده: اطلب العلم ولو من المجوس
اگر پیامبر این را فرمود منظورش این بود که اهمیت آموختن علم بیش از آن است که بدانیم عالم از کدام آئین پیروی می کند مانند آنچه در مورد آموختن در چین به سبب دوری مسافت و غیر مذهبی بودن آن بلاد هم گفتند .
اما نفرمودند اگر گوینده دارای غرض و عناد و بُغض سیاسی هستند نیز به او اطمینان کنید . تازه فرمودند « عالم » و نفرمودند « گوینده و نقل کننده » .
نقل قول:
به قول آقای قرائتی، گاهی اوقات یک دیوانه هم ممکنه چیزی به آدم یاد بده!
و اگر قرائتی می گوید از دیوانه هم ممکن است چیزی یاد بگیری ... اولاً منظور آموختنی است که ممکن است با برخی رفتارها متوجه رفتاری عکس شوی . حکایت سخن لقمان است که « ادب را از بی ادبان آموخت » . دوم اینکه گیریم از دیوانه چیزی بیاموزیم باز هم این واقعیت حاکم است که از دیوانه عناد و بُغضی جاری نباشد .
زمانی ایده ی امام (ره) را در خصوص نشر موارد از سیمای بیگانه جویا شدند و فرمود از آن دستگاهها که زیر نظر دشمنان انتشار می یابد اگر صوت قرآن هم بشنوید اعتماد نکنید .

امضای خادم اهلبیت
حسین جان :
انّی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم الی یوم القیامه .

****************
مهدیا
آنچنان در انتظارت لحظه ها را میشمارم
در شمار روز و شب با قلب خونین در حسابم

وبلاگ من :

www.khadem43.blogfa.com
بفرمایید
خادم اهلبیت آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 2 Users Say Thank You to خادم اهلبیت For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده
AABBCCDD, abbas_bf, Ahm@dRezA, amicable, bacheseyyed, bob moran, ehsan8720, ehsastalaie, Eliyas, golenarges, Hamid, hanna0, helma, hisss, kowsar, Languish, mahdimoqanni, mhjnooreaseman, MiladYLH, moeincatala, Mosafer Ghafel, Nasrin Atri, nonegar, Rabie, reza12001, sadatezahra, salar8080, sallam, samen.z, Sa_Soroush, skyzare, tanian, TROYVVF, فطرس, لیلاسهرابی, م ن ت, میلاد14, ماه رضوی, مجنون العباس, محب علی (ع)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
پیشنهاد روحانی در مورد"جهان ضدخشونت و افراطی گری" قطعنامه سازمان ملل شد محامین اخبار سیاست داخلی 11 24-12-2013 01:26
آیا امام علی(ع) درباره فضائل خود سخنی گفته است خادم الزینب اميرالمومنين (ع) 0 04-12-2013 23:19
صورت و سیرت حضرت عباس(ع)|جستاری در زندگی حضرت ابوالفضل العباس(علیه‎السلام) mahdishata حضرت ابوالفضل العباس (ع) 1 12-11-2013 15:58
19 رمضان: سال 40 هجری قمری golenarges اميرالمومنين (ع) 10 28-07-2013 09:44
امام علی(ع) چند بار رجعت می‌کند؟ محبّ الزهراء اميرالمومنين (ع) 0 26-04-2013 20:07

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 09:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1