شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > خبر > خبر گوناگون


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 13-01-2011, 15:36   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,016
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض اظهارات کامل عامل ترور شهيد عليمحمدي درباره ارتباطش با موساد

اظهارات عامل ترور شهيد عليمحمدي درباره ارتباطش با موساد


عامل اصلي ترور شهيد دكتر مسعود عليمحمدي و از اعضاي يكي از شبكه هاي تروريستي موساد بخشي از چگونگي آموزش ترور را در پادگاني در نزديكي تل آويو ، ارتباط با عوامل موساد ، چگونگي ترور اين استاد دانشگاه و ... تشريح كرد.

به گزارش جهان به نقل از فارس، متن كامل اظهارات مجيد جمالي فش عامل اصلي ترور شهيد دكتر مسعود عليمحمدي كه از طريق تلويزيون پخش شد، به شرح زير است:

*** من مجيد جمالي فشي هستم و اولين آشنايي من با سرويس اطلاعاتي اسرائيل در حدود ۳ سال پيش بود كه براي دومين بار به استانبول سفر كرده بودم و در آنجا با فردي به نام رادپور آشنا شدم كه ايشان پيشنهاد رفتن به كنسولگري را به من داده بودند و من هم به علت اينكه مشتاق بودم با هم به كنسولگري رفتيم و آنجا طبق يكسري تشريفاتي كه انجام شد وارد اتاقي شدم ولي از هم جدا بوديم يكسري سوالات زياد از من كردند طبق آن سوالات يكسري فرم ها به من دادند فرمهاي مشخصات بود و چگونگي همكاري با آنها.

البته كسي را نمي ديدم و از پشت ميكروفون با هم صحبت مي كرديم همانجا بود كه به من گفتند فردا تنها بيايم بدون رادپور.

*** البته در همان سفر حتماً تاكيد داشتند كه با رادپور و دوستان ايراني ام تماس نداشته باشم يعني در آن خانه اي كه در آن زندگي مي كردم به من گفتند كه بايد به هتل بروي و تمام هزينه هايش را هم دادند. من هم طبق دستورالعملي كه به من داده بودند به هتل رفتم در حدود يك هفته طول كشيد كه كار آنها تمام شد يك ماموريت جمع آوري اطلاعات در ايران به من دادند و من به ايران برگشتم.

*** من به ايران برگشتم و همان ماموريتي كه به من داده بودند جمع آوري اطلاعات بود در مورد يك محل مشخصي انجام دادم به طور كامل و در زمان معيني حدود ۳ ماه بعد بود دوباره به تركيه بازگشتم بعد طبق همان سيري كه داشتم تماس گرفتم وارد كنسولگري شدم البته مدارك و اطلاعات را روي كاغذ نوشته بودم و در كاغذ حمل مي كردم در حدود ۳۰ صفحه بردم آنجا تحويل دادم و خيلي هم خوششان آمد البته يكسري ايرادها را برطرف كردند نواقصش را گرفتند توضيحاتي دادند و تقريباً در حدود ۱۰ روز طول كشيد كه از پشت ميكروفون اطلاعات جديد و آموزشهاي جديد به من مي دادند و در آن موقع در سفر دومي كه به كنسولگري رفته بودم با فردي به نام بهرام كه رابط من و سرويس اطلاعاتي اسرائيل شد.

*** در حدود سومين سفر بود كه انجام شد وقتي برگشتم يك تست پلي گراف يا همان دروغ سنج از من گرفتند كه ۲ روز طول كشيد يك روز تستش را انجام دادند و روز بعد تست اصلي انجام دادند كه يك دكتر اسرائيلي بود به همراه يك فرد ايراني كه كار مترجمي را انجام مي داد البته بهرام هم از پشت ميكروفون صحبت مي كرد.

*** آموزشها شروع شد ،آموزشهاي جمع آوري اطلاعات در مورد مكانها مثل پارك ها ، جاده ها ،‌پادگان ها تقريباً مكانهايي كه بيشتر عمومي بودند مثل پارك هاي تهران ،‌جاده ها كه چه چيزهاي امنيتي دارد چه دوربين هايي دارد چه اشخاصي در آنجا تردد مي كنند چه ارگان هاي دولتي در آنجا هست سير اطلاعاتشان در همين حد بود كه چه چيزهايي براي انجا عمليات مضر بود.

در اين سفر بود كه يك پله جلوتر رفتم و گفتند كه براي ارائه اطلاعات نمي خواهد بر روي كاغذ بياوري يك دوربين ديجيتال به همراه كمربند حمل مموري دوربين ديجيتال كه يك دوربين معمولي بود كه مموري مي خورد ولي كمربند چرم قهوه اي – مشكي بود كه سگگ آن باز مي شد توسط يك آچار آلن و مموري در آن جاسازي مي شد اين تكنولوژي جديد را در آن سفر به من دادند و گفتند از اين به بعد مي تواني اطلاعات را از اين طريق براي ما بياوريد.

*** بعد از اين دوره من برگشتم ايران. يك ماموريت جمع آوري اطلاعات بود در مورد يك مكان خاص در تهران به من دادند جمع آوري اطلاعات را طبق آن چيزي كه گفته بودند بر روي كاغذ مي نوشتم و از آن عكس مي گرفتم و عكس را داخل كمربند مي گذاشتم و از ايران كمربند را خارج مي كردم

*** بعد از آن سفر كه برگشتم يك ميل به من دادند و گفتند از اين به بعد تاريخ هاي سفر را ما تعيين نمي كنيم كه در اين ساعت بيا از قبل تعيين نمي كنيم طبق اين ميل ما با شما در ارتباط هستيم البته به صورت كد گذاري شده يكسري كشورها را براي من كد گذاري كردند كه مثلاً كشور تايلند جنوب ، كشور تركيه شمال كه از طريق آن بتوانم يكسري تاريخ ها و محل ها را براي ملاقات تعيين كنيم. اولين سفرمان قرار شد آسياي جنوب شرقي باشد و طبق همان چيزي كه گفته بودند يك تاريخي را به من گفتند و من به آنجا رفتم بعد از اينكه به آن كشور رفتم قرار شده بود شماره تلفن و آدرسم را در ميل بگذارم كه در حدود ۳ يا ۴ ساعت بعد با من تماس گرفتند و يك محلي را براي ملاقات بهرام به من داد يك محلي را براي ملاقات آدرس داد يك هتلي بود و من تاكسي گرفتم و به آنجا رفتم ، آنجا اولين ديدار حضوري من و بهرام در خارج از كنسولگري بود در حدود ۴ – ۵ ساعت با من صحبت كرد كه چه طوري است و از اين به بعد كارهايمان عملي مي شود و به صورت عملي شما را آموزش مي دهيم يكسري معلم ها هستند كه بهترين هاي اسرائيل هستند و ما انتخاب كرديم كه تو را آموزش دهند و همين طور يك سيم كارت و گوشي به من دادند كه از اين به بعد با آن در تماس هستيم. فرداي آن روز رسيد و ۲ نفر افراد جديد بودند كه من با آنها آشنا شدم ۲ افسر اسرائيلي بودند و عبري صحبت مي كردند و بهرام مترجم ما بود يعني رابط بين ما بود شخص هايي به نام اومر و جوني بودند كه جوني متخصص فني و كامپيوتر بود و اومر مخصوص كارهاي عملياتي بود و آموزش عملياتي مي داد.

در آن سفر يكسري آموزشهايي به من دادند مثل تعقيب و گريز ،‌ضد تعقيب ، تعقيب ماشين ، جمع آوري اطلاعات از يك محل خاص ، چسباندن بمب به زير ماشين در همين حد البته آموزشهاي عملي به صورت عملي و خودشان نظارت داشتند روي اين كار و چيز مهمي كه در آن سفر آموزش دادند ارتباط sayf(رودررو) از طريق لپ تاپ بود. يك لپ تاپ را به من آموزش دادند كه از طريق آن مي تواني به صورت رودرو و راحت هر چيزي را كه مي خواهي بتواني صحبت كني اما به دليل اينكه من لپ تاپ شخصي داشتم گفتند كه نمي توانيم در اين سفر به شما لپ تاپ بدهيم چون از لحاظ پوششي مشكل دارد نمي تواني همزمان ۲ تا لپ تاپ را به ايران ببري به خاطر همين موكول كردند به سفر بعد. دوباره يك ماموريت جمع آوري اطلاعات يك نقطه خاص تهران را به من دادند و من را راهي تهران كردند يعني عين سفرهاي قبلي.

*** اين لپ تاپ در ظاهر يك لپ تاپ معمولي بود كه همه داشتند و اگر كسي هم مي ديد چيزي را متوجه نمي شد در اصل ۲ ويندوز xp داشت كه يكي از ويندوزها ۲ ويندوز بود يك ويندوز sayf داشت كه بايد يكسري مراحل را طي مي كردي تا برسيم به آن ويندوز اصلي كه به آن ويندوز قرمز مي گفتند. ۲ ويندوز آشكار و يك ويندوز پنهان در اصل ۳ ويندوز داشت. زمانيكه لپ تاپ را روشن مي كرديد اگر دست به چيزي نمي زديد وارد يك ويندوز معمولي و عادي مي شد و كسي متوجه نمي شد وقتي مي خواستيم وارد ويندوز sayf بشويم وقتي لپ تاپ را روشن مي كرديم بعد از چند ثانيه از گزينه كامپكت ۲ گزينه مي آمد وقتي دكمه اسكيس (ESC) را چند بار مي زديم وارد منوي اصلي لپ تاپ مي شد منوي اصلي شامل ۳ گزينه بود يك برنامه ريكاوري برنامه اي بود كه خودشان تنظيم كرده بودند در صورت بروز هرگونه مشكلي براي كامپيوتر طبق آن ريكاوري مي توانستيم برگرديم به همان حالت اول برنامه ريزي خودشان يعني به حالتي كه روز اول لپ تاپ را به من داده بودند نه حالت كارخانه. گزينه دوم ويندوز ۲ بود ويندوزي كه از طريق آن مي توانستي وارد ويندوز قرمز شوي از آنجا روي كيبورد آن گزينه را انتخاب مي كرديم وارد ويندوزي كه شبيه ويندوز معمولي بود از گزينه استارت ۳ گزينه را بايد فعال مي كرديم اولين گزينه در پنجره اول گزينه دوم در پنجره دوم و گزينه سوم در پنجره سوم HP سه مرحله بود كه ۳ پنجره فعال مي شد وقتي سومين پنجره را فعال مي كرديم يك دفعه پنجره ها محو مي شد و يك پنجره جديد باز مي شد كه روي آن پسورد را مي نوشتيم يك پسورد داده بودند كه البته آن SONY ۷۷۷ بود آن را تايپ مي كرديم اينتر (ENTER) را مي زديم در آن زمان كليد فلش مموري را مي خواست يك فلش مموري كه مخصوص وارد شدن به قسمت قرمز بود آن زمان كليد كامپيوتر را وارد مي كرديم اينتر مي كرديم در عرض يك ثانيه ويندوز تغيير مي كرد و رنگ صفحه قرمز مي شد و عملاً وارد قسمت قرمز شده بوديم.

*** در مورد گوشي هم يك چيزي شبيه همين بود. ۲ عدد ويندوز داشت گوشي موبايل ، يك گوشي سامسونگ بود كه ۲ عدد ويندوز داشت كه از ويندوز اصلي يك سري مراحل را طي مي كرديم بعد مي رسيديم به جائيكه رمز مي داديم وقتي رمز را وارد مي كرديم بعد از ۵ ثانيه يك نوار پر مي شد و خودبخود وارد قست قرمز مي شد و آن هم همينطور بود با اين تفاوت كه در گوشي مي توانستي در قسمت قرمز چيزي را ذخيره كني همانطور كه گفته بودم نمي شد در قسمت قرمز چيزي را ذخيره كرد و فقط زماني كه وارد قسمت قرمز مي شدي مي توانستي آن چيزها را ببيني كه اين گوشي بيشتر براي فيلمبرداري و عكسبرداري هاي مخفي بود چون حالتي داشت كه وقتي وارد قسمت قرمز مي شديد اگر دكمه قرمز را ۲ بار فشار مي دادي و يكبار دكمه بغل را صفحه نمايش سياه مي شد و تا دوباره اين دكمه ها را فشار نمي دادي طبق مراحل خودش روشن نمي شد اگر كسي هم به آن دست مي زد خودبه‌خود خاموش و روشن مي شد برمي گشت به ويندوز اصلي ، اين دو دستگاه را در سفر دومي كه به آسياي جنوب شرقي رفته بودم به من دادند البته طرز كار آن را در آن دو سفر به من ياد داده بودند.

*** با من تماس گرفتند و گفتند كه بليط بگير و بيا و برو به فلان هتل . اسمت را بگو پاسپورت را نشان بده و ما براي تو اتاق رزرو كرده ايم من اين كار را كردم بعد رفتم همان هتل درست بود براي من اتاق رزرو كرده بودند بعد با من تماس گرفتند طبق همان شرايط قبلي يك تلفن دادند و يك تلفن براي خودشان براي ارتباط بود دوباره ترجمه شروع شد با اين تفاوت كه در اين سفر به جاي جوني كه مسول كامپيوتر و فني بود نيامده بود يك خانمي آمده بود به نام ( اِما) كه حامله بود يعني خانم اما با بهرام و اومر آمده بودند ۳ نفر. آن ۲ نفر سرجايشان بودند و يك نفر جديد آمده بود دوباره آموزش ها شروع شد از فرداي آن روز ولي يك تفاوت داشت با دوچرخه شروع كردند يك دوچرخه آورده بودند كه سواري دوچرخه را ياد دادند كه ببينند چطور است مهارت سوار شدن . بعد يكسري راهها مي دادند و مي نشستند در يك رستوران و مي گفتند از روي نقشه از اين راه بروي تا به اين جا برسي بعد از اينكه رسيدي يك زنگ مي زني تا ما بگوييم بيايي كجا پيدا كردن مسير بود با دوچرخه بعد از آن يك سبد پلاستيكي گذاشتند پشت آن كه خالي بود.

*** در آن سفر قبلي باز هم يك كيف جاساز پول به من دادند كه البته ۲ عدد بود در حدود ۳۰ هزار دلار بعد من برگشتم كه در آن سفر خانم من هم آمده بود و بعد با هم برگشتيم.

بعد از اينكه برگشتيم ايران يكسري ماموريت ها به من داده بودند جمع آوري اطلاعات از يك مكان هاي خاصي بود تا اينكه برنامه ريزي كردند تا من به يك كشور اروپايي بروم يك كمپي بود در آنجا براي شخصي بود به نام استپان كيرالي كه البته ميلش را به ايميل من فرستاد قرار بود من بروم آنجا براي آموزش بوكس كه طبق چيزهايي كه گفته بودند آنجا كنسل شد و سفرم موكول كردند به كشور ديگري.من زميني به آنجا رفتم طبق همان شرايط قبلي يك قرار ملاقات اوليه گذاشتم با بهرام و گوشي موبايل به من داد و از فرداي آن روز رفتيم براي خريد كردن يكسري لوازم براي من خريد كردند كل لباسها از كفش گرفته تا لباس زير ، شلوار ، پيراهن و ... همه چيز را گرفتند و گفتند هيچ كداميك از لباس ها را كه از ايران آورده اي نمي تواني همراه خود بياوري يك ساك چمدان هم براي من گرفتند.

*** در حدود ۳ روز بعد قرار گذاشتند كه صبح زود ساعت ۷ صبح جلوي يك هتل با من قرار گذاشتند و من با آنها رفتم البته تمام لباس هاي خود را از من گرفتند و من با لباسهايي كه آنها به من داده بودند ساعت ، همه را از من گرفتند فقط حلقه ام را به من دادند.

با بهرام به فرودگاه رفتيم در فرودگاه آن آقاي مسئول پشتيباني بود آنجا ديدم آمد دوباره در رستوران فرودگاه يكسري توضيحات را از اول به من دادند و پاسپورت را به من تحويل دادند در سفر گفتند كه من را نمي شناسيد برنگرد به من نگاه كن ، خيره نشو ، حرف نزن تنها كسي كه همسفر توست بهرام است. از فرودگاه پرواز كرديم به تل آويو وقتي رسيديم به تل آويو طبق مهري كه در پاسپورت خورده بود من يك اسرائيلي بودم . وارد فرودگاه تل آويو شديم كه البته آنجا مسئول مهر كردن پاسپورت ها به من گير داد چون يك سوالي از من پرسيد و من كه عبري بلد نبودم مشكوك شد كه همان آقاي مسئول پشتيبان وارد عمل شد و كارتي را نشان داد پاسپورت من و بهرام را گرفت و از يك راه ديگري بود يعني مسافرهاي عادي از يك خرطوم رد مي شدند ما را از خرطوم ديگري رد كردند وقتي آخر خرطوم رسيديم اومر آنجا بود. بعد از سلام ما را سوار كرد البته آن فرد از ما جدا شد و من و بهرام و اومر سوار ماشين اومر كه يك تويوتا دوكابين بود شديم از فرودگاه خارج شديم و رفتيم به سمت تل آويو . از تل آويو رد شديم و رفتيم به شهر هرتزليا كه در آنجا يك هتلي بود كه كنار ساحل بود آنجا يك اتاق به من نشان دادند كه اتاق سوئيت مانند بود كه گفتند اينجا محل اقامت توست در حدود ۱۰۰۰ شگل بود و پول اسرائيلي هم به من دادند و گفتند اگر اتفاقي افتاد پول پيش شما باشد يك گوشي موتورولا با سيم كارت اسرائيلي به من دادند و گفتند كه البته تماس نمي گيري و رفتند و گفتند بعداً برمي گرديم استراحت كن. بهرام و جوني آمد اولين كسي كه در اسرائيل آمدند براي آموزش و در همان سوئيت هتل آموزش را شروع كردند يكسري برنامه ريزي ها بود كه مي خواستند به من نشان دهند مثل راهها را چطور بروم آموزش هايي كه چه كارهايي را بايد انجام بدهم به صورت تئوري جوني به من ياد داد.

فرداي آن روز گفتند كه آموزش عملي شروع مي شود فرداي صبح آن روز بهرام آمد و ماشين كرايه بود از اين دو كابينه ها ، ماشين كرايه اي تل آويو. رفتيم فروشگاه يكسري چيزها خريد آب و ... از تل آويو خارج شديم حدود نيم ساعت گذشت وارد يك پادگان شديم. از تل آويو خارج شديم اتوبان تل آويو – اورشليم در حدود نيم ساعت طول كشيد تا رسيديم به درب پادگان فكر كنم دقيقاً مجاورت اتوبان تل آ‌ويو – اورشليم بود وارد پادگان شديم و از يك پل روگذر وارد خود پادگان مي شديم حدود ۳ -۴ كيلومتر از كنار فنس ها مي رفتيم دور تا دور پادگان را فنس كشيده بودند.

خلاصه آموزشهاي حرفه اي موتور شروع شد طي ۲ روز آموزش حرفه اي موتور گذاشتند يكسري موانع كه آنها را چطوري رد كنم روز اول يك موتور نيمه سنگين در حدود ۲۰۰ بود ولي موتوري كه در شهر اسرائيل – تل آويو مي ديديم. فرداي آن روز وارد آن جا شديم ۲ تا هوندا ۱۲۵ نو ايران آنجا گذاشته بودند صفر صفر بود تعجب كردم كه چطور اينها را آورده اند دقيقاً مارك آنها ايراني بود كه كارخانه ايران درست كرده بود صفر بود از فردا شروع كردم روي آن تمرين كردم فقط روي هوندا ۱۲۵ انجام مي داديم.

من خيلي تعجب كردم پرسيدم گفتند دقيقاً‌ساخت ايران است همان موتوري است كه در ايران دارند سوار مي شوند ديگر آموزش ها روي اين موتور است چون سخت تر است لاستيك آن كوچكتر و باريكتر و قدرتش هم كمتر است و اين موتوري است كه كار اصلي را بايد با آن انجام بدهي بعد يك جعبه بزرگ روي موتور نصب كردند يعني پيچ كردند دو پيچ روي آن بستند روي آن يك جعبه در حدود ۲۰-۳۰ كيلو بود موتور سواري را با آن شروع كردم تئوري آن را گفتند كه اگر يك جعبه سنگين روي موتور باشد بايد كجاي موتور بنشيني تئوري را به من گفتند اول خودش نشست تمام مراحل را رفت و بعد گفت به من نگاه كن تا من شروع كنم باز هم كارهاي مهارتي را با آن انجام دادم .

*** آموزشها ادامه داشت با جعبه سنگين پشت موتور. جعبه هميشه پشت موتور بود تا روزي كه باعث تعجب من شد با آن موتور توي شهر من را آموزش مي دادند در شهر تل آويو. چند روز آينده را فقط روي موتور تاكيد مي كردند كه البته بعداً بهرام حذف شده بود چون ارتباط من با ميكي انگليسي بود بقيه با تمام كسياني كه با آنها ارتباط داشتم عبري صحبت مي كردند بهرام حتماً حضور داشت براي مترجمي. ولي چون ميكي انگليسي اش خوب بود البته با بقيه عبري صحبت مي كرد ولي با من انگليسي صحبت مي كرد

*** ميكي چند روز با من تمرين موتور سواري مي كرد روز آخر آموزش يك برنامه ريزي كردند توي شهر تل آويو يعني با موتور ۱۲۵ ايراني كه يك بسته پشتش بود از يك نقطه بايد مي رفتم يك نقطه ديگر.

*** براي تيراندازي آنجا ۲ روز اومر آموزش كلت به من داد و گفتند كه اين كلت ساخت اسرائيل هست تقريباً كلت كوچكي بود بزرگ نبود يكي كمي بزرگتر از شاه كش كه گفتند ساخت خود اسرائيل هست و ۱۳ تا تير مي خورد در آن ۲ روز آموزش تيراندازي را به من ياد دادند اول ايستادن ، سراپا ، نشسته ، خوابيده ، موانع مختلف ، تيراندازي هاي عملياتي و خيلي چيزها را به من آموزش دادند و ازتمام مراحل آموزشها فيلمبرداري مي كردند يادم رفت حتي البته از آموزشهاي موتورسواري هم فيلمبرداري مي كردند جز به جز جزئيات آنها را فيلمبرداري مي كردند. آموزش تيراندازي ۲ روز طول كشيد.

*** نحوه ترور كردن شخصي كه در مراحل مختلف متحرك ، ثابت ، بزن دررو و خيلي چيزهاي ديگر كه ۲ روز طول كشيد و آموزشها را اومر به من مي داد بعد كه آموزشها را مي دادند لباسهاي من را در مي آوردند يعني يك لباس مخصوص تيراندازي بود يعني لباسي كه بيرون مي رفتم نمي گذاشتند تيراندازي كنم كه بعد

علتش را پرسيدم كه چرا لباسهايم را عوض مي كنيد گفتند كه باروت روي پيراهن نماند كه بقيه پيراهن هايت را آلوده مي كند.

*** ۲ روز جمع بندي كل چيزهايي را كه يادگرفتي انجام دهي و عملياتي را كه مي خواهي براي ما در ايران انجام بدهي و خيالت راحت باشد كه اين مأموريت يك سري اجزا دارد يكسري كارهاست كه از قبل آموزش ديدي خيالت راحت باشد همه چيز آموزش ديده چيز جديدي نيست من را بردند به همان پادگان ، پادگاني كه آموزش موتور سواري مي ديديم آنجا بود كه يكسري آموزشها روز اول به من دادند يعني آموزش نبود جمع بندي كلي بود.

*** در اين روز يك شخص جديدي آمد به اسم جان كه مخصوص كارهاي فني بود يعني مخصوص آموزش دادن كارهايي كه اون جعبه را روي موتور يعني سير اون جعبه اي كه من چطور آن را روي موتور ببندم آموزش مي داد آقاي جان كه مسئول آموزش دادن كل چگونگي حمل و كاركردن با جعبه بمب كه البته قبل به من گفته بودند يك جعبه است واطلاعي نداشتم بعد از اين مرحله آمد و توضيحاتي داد كه چگونه خشاب ها را چطور بيرون بكشم سوزن ها را وكلاً آن جعبه چيست و چگونه بايد آن را سوار كنم روي موتور. اول به صورت تئوري يكسري آموزشهايي داد كه چه كارهايي بايد انجام بدم و ساكت باشم، سروصدا كم باشد ،در تايم خيلي كمي بايد اين كار را انجام دهم بعد وارد مرحله اي شد كه خودش يكبار اين كار را انجام داد همينطور ۲ تا پايه هايي بود كه بايد وصل مي كرديم بخاطر اينكه نيافتد موتور، ما دو پايه اضافه به موتور وصل مي كنيم كه احياتاً كسي به موتور دست زد يا بادي خورد نيافتد ، موتور جابجا نشود تمام اين مراحل را خودش يكبار انجام داد و من فقط نگاه مي كردم مرحله بعد توضيح مي داد و من انجام مي دادم تا اينكه رسيد يه موقعي كه خودم بايد انجام مي دادم يكبار كلي خودم انجام دادم خيلي خوب بود گفت سروصدا نمي كني و خيلي سريع انجام مي دهي و كلاً يك جمع بندي كردند و گفتند كه اين دقيقاً چيزي است كه تو بايد در ايران انجام بدهي يعني حتي پيج ها، آچارها همان هاست يعني دقيقاً رنگشان هم ، سعي مي كنيم كه چيز جديدي براي تو نباشد دقيقاً همان را براي تو مي گذاريم آن را با آنها انجام بدهي و مراحل هم بايد دقيقاً‌ همينطور باشد.

***در‌ آن روز در هتل ۲ خانم آمدند كه آموزش حرفه اي گريم را به من ياد دادند البته عكس هم گرفتند و گفتند كه چه چيزهايي جلب توجه مي كند كلاً آموزش تئوري و عملي گريم را در حدود ۳ ، ۴ ساعت در هتل و همان سوئيت ياد دادند كه در تل آويو بود .

*** اين مسير را تقريباً‌ ۳ بار انجام داديم آن روز يكسري بحت ها مي شد يكدفعه انجام مي دادم جلسه مي گذاشتند آن ۷، ۸ نفر يكسري صحبتها و بحثها مي كردند بعد تجزيه و تحليل مي كردند يك جاهايي را عوض مي كردند دوباره از اول تمرين مي كرديم اين روز كلا‌ً كار ما اين بود يعني تمرين آخر بود تمرين نهايي و چسپاندن پازل ها به هم بود تا اينكه شب به هتل رفتيم بهرام به من گفت فردا روزي هست كه تو همين كاري كه امروز كردي بايد انجام بدهي با اين تفاوت كه يكسري آدمها مي خواهند تمام آدمهايي كه در اين كار دست داشتند مي خواهند بيايند و تماشا كنند و تاok ندهند اين كار انجام نمي شود يعني معلوم بود كه يك حالت مثلاً مي گفتند كه آن آدمها بايد بيايند و حتماً‌ ببينند يك حالت ترس از دستگاه امنيتي ايران داشتند كه حتماً بايد كار خوب پيش برود چون خيلي به جزئيات توجه مي كردند خيلي خيلي تاكيد مي كردند كه چون خيلي ترس از ايران داشتند مي گفتند يعني بايد همان چيزي پيش برود كه ما مي گوئيم وحشت آنها واضح بود. فردا صبح كه رفتيم ديدم چيزها را تغيير داده اند دوربين گذاشته بودند.

*** يك ساعت بعد شخصي آمد كه چهره اي خيلي شبيه ايراني ها داشت من حدس مي زنم كه يك شخص ايراني بود و ايراني يك كلمه هم با من صحبت نكرد من را كشيد كنار به محض اينكه وارد شد و بهرام هم آمد كه كار ترجمه را انجام مي داد عبري صحبت كرد حول وهوش يك ربع با من صحبت كرد خيالت راحت باشد هيچ مشكلي براي تو بوجود نمي آيد سعي كن باتمام وجود كارهايي كه طبق همان جزئيات است انجام بدهي يعني ترس هنوز در وجود آن بود يعني خيلي تاكيد داشت كه يك ذره جزئيات را جا نيندازيم بعد از اينكه با من صحبت كرد.

*** قبول كردند همه چيز خوب است انجام شد رفتيم هتل بعد شب يك مهماني ترتيب دادند يك مهماني خداحافظي كه اومر ، جوني ، بهرام و من بوديم كه فرداي آن روز پرواز داشتيم من و بهرام و اون آقاي مسئول پشتيباني كه پرواز كنيم به يك كشور همسايه ايران از طريق همان پرواز برگشتيم به اين كشور . يك هتل براي من در نظر گرفته بودند گفتند خودت را معرفي كن رفتم اونجا فرداي آن روز لباسهايم را به من برگردانند لباسهايي كه مال خود من بود يكبار ديگر آنكسي كه مسئول پشتيباني بود در رستوراني با من جلسه گذاشت ۳ نفر بوديم آن عبري صحبت مي كرد و بهرام مترجم بود كل كار را دوباره به من توضيح داد از نظر تئوري .

*** در جاي خودكار جامدادي بود كه از زير پيچ مي خورد و در آنجا جاسازي مي شد شناسنامه بود ، كارت ملي ، كارت پايان خدمت و گواهينامه موتور به نام مهدي ولي عكس خودم روي آن بود عكس هايي كه قبلاً از من گرفته بودند .

*** يك مشكلي به وجود آمد و آن در برنامه نبود من زماني كه در اسرائيل بودم خانه ما را دزد زده بود به خاطر اينكه نمي توانستند اطمينان كنند كه امكان داردلب تاپ تو را برده باشند يك لب تاپ ديگر به من دادند گفتند اين براي اطمينان گفتند اگر لب تاپ بود اين را بگذار براي پشتيباني ، قايم كن و با همان لب تاپ كار كن يا اگر دزديده بودند و يا خراب شده بود به هر علتي يك لب تاپ جديد داري يعني نمي شد كه ارتباط قطع شود به خاطر همين اين برنامه سوپرايزي بود كه اين لب تاپ را به من دادند من به ايران آمدم زميني و در مرز هيچ مشكلي بوجود نيامد تقريباً ۲، ۳ روز بعد به من اطلاع دادند اولين ماموريتي كه در ايران داشتم اين بود كه بايد موتوري مي خريدم كنسل كردند موتور را و گفتند ما موتور را خودمان تهيه كرديم ديگر احتياجي به خريد موتور نيست و بايد بروي وآن را تحويل بگيري اين اولين خبري بود كه به من درباره ماموريت دادند ولي گفتند كه به تو خبر مي دهيم فقط بدان كه احتياجي نيست كه موتور بخري.

*** بعد گفتند كه بايد موتور ها را تحويل بگيري و مراحل آن را كه يك وانت بگيرم ، تغيير چهره دهم ، يك موبايل بي نام هم بخرم و آنها را بياورم به نقطه اي و از آن نقطه ببرم به محلي كه در نظر گرفته بودند كه موتورها را آنجا پارك كنم تماس گرفتم و گفتم شخصي مي آيد و موتورها را و پاكت مدارك را به آن بده و درب پاكت را چسپ بزن و فاكتور را هم بده بياورد، وانت گرفتم و شماره آن را در موبايل زدم بعد تماس گرفتم با موتور سازي بعد از ۲ ساعت از قرار با موتور و ۲ زنجير همراهش برگشت حساب كردم و موتورها را انتقال دادم به محل مورد نظر. موتورها موتورهاي معمولي ۱۲۵ ساخت خود ايران بود ولي نو نبود ، كار كرده بود ولي معلوم بود اجزاي آن را تعويض كرده بود لاستيك هايش و قطعاتش را عوض كرده بودند.

*** يك روز قبل از بستن جعبه آدرس منزل آقاي علي محمدي كه قبلاً ماكت آن را ديده بودم به من دادند و دليلش هم واضح بود كه هر زمان برنامه لو رفت بقيه آدرس ها لو نرفته باشد آن روز رفتم براي جمع آوري اطلاعات اين آدرس هست و خانه اش هم كه قبل ديدي آنطور ا ست و گفته بودند كه جلب توجه نكن واينستا به خانه كه رسيدي حتي به خانه نگاه نكن يعني از دور رسيدي به در خانه رد شو و برو و مسيررا پيدا كن اين كار را كردم تا فرداي آن روز كه گفتند ظهر بود بايد مي رفتم و جعبه را نصب مي كردم تا رسيد به روزي كه جعبه را نصب كردم البته در اين ۲ هفته وقفه ۲ بار به انبار رفتم به خاطر اينكه اطمينان حاصل كنند كه موتورها سالم است و روشن مي شود.

*** از درب اصلي بروم وقتي وارد انبار شدم ۲ كارتن آنجا بود به هيچ چيزي دست نزده بودند ۲ كارتن آنجا بود گفته بودند كه در آن ۲ هفته كلاه كاسكت ، دستكش ، لباس بگيرم و من گرفتم و به انبار برده بودم ۲ كارتن كنار موتور گذاشته بودند يك كارتن بزرگ مربع بود با يك كارتن باريك و دراز مستطيل. كارتن مستطيل را باز كردم در آن دقيقاً وسايلي كه در اسرائيل بود حتي رنگ آنها هم همانطوري بود جعبه ابزار بود ليدرمن بود از اين همه كاره ها ، ۲ قفل كوچك با كليدها ، دستكش كار ، يك زنجير.

*** يكي تلفن ديجيتال همان تلفني كه در اسرائيل جوني طرز كار آن را به من آموزش داده بود در قسمت تئوري با دو باطري اضافه و شارژر آنها با دو پايه موتور زير جك براي زاپاس و كارتن اصلي كه همان كارتن جعبه بمب بود جعبه را كارتنش را باز كردم ۲ پوشش داشت به جز پوشش اصلي كه پلاستيكي بود يك كارتن بود صاف و دست نخورده يك جعبه آلومينيومي بود كه با چسب دورش را بسته بودند از داخل فويل هاي خيلي محكمي خورده بود كه قرار بود فويل ها را از بين ببرم ولي جعبه را همان جا بگذارم اين كار را كردم طبق آ‌موزش جعبه را گذاشتم استپر آن را عوض كردم سيني را گذاشتم جعبه را گذاشتم.

*** تلفن آخر بود كه گفتند فرد صبح ساعت ۵ بايد برگردي موتور را بياوري و بگذاري جلوي در خانه . تلفن ها را خاموش كردم و رفتم خانه از طريق لب تاپ تماس گرفتم جزئيات را گفتم و گفتم كارهايي را كه انجام داده بودم. آشغال ها را از بين بردم و در ضمن در آن انبار با دستكش بايد كار مي كردم كه هنگام كار با دستكش هاي پزشكي بايد كار مي كردم كه اثر انگشت من نماند و همه چيز آماده است و گفتند كه ساعت ۵ صبح بايد از خانه بروي بيرون من حدود ۴ صبح از خواب بيدار شدم يكبار ديگر لب تاپ را چك كردم كه در صورت كنسل شدن به من اطلاع دهند چك كردم هيچ پيامي نبود گفتند اگر پيامي نبود طبق برنامه پيش بروم لباس راحت پوشيدم اما گرم كه بتوانم راحت رانندگي كنم طبق شرايط امنيتي تلفن را در خانه گذاشتم از تاكسي استفاده كردم به پارك وي رسيدم از آنجا پياده رفتم تا محموديه انبار مورد نظر رفتم داخل انبار موتور را برداشتم كلاه كاسكت ، دستكش پوشيدم يكسري كارها بايد داخل جعبه انجام مي دادم انجام دادم مثلاً ۲ تا سوزن بايد درمي آوردم سوزن ها را پرت مي كردم ۲ تا خشاب بود كه بايد درمي آوردم و نگه مي داشتم خشاب ها را تازمانيكه به من گفته بودند بايد نگه مي داشتم و آن دستكشي كه با آن كار مي كردم را گفتند كه آن را پرت كنم سوزن ها را با دقت دربياورم كه نشكند و حتماً بايد سالم دربيايد انجام دادم از خانه آمدم بيرون موتور را خاموش از پاركينگ درآوردم ۵۰ متر خاموش رفتم بعد موتور را روشن كردم حركت كردم طبق مسير تا خيابان شريعتي انتهاي خيابان صبا روبروي شركت برق آن نقطه كه رمز آن قهوه خانه بود اولين تماس را مي گرفتم و مي گفتم كه آماده ام به آنجا رسيدم و تماس گرفتم تلفن ماهواره اي امن نيست و نبايد پشت آن راحت صحبت كنم كدهايي را براي تلفن ماهواره اي گذاشته بودند.

*** اين تلفن يك آنتن بلند آلومينيومي داشت دقيقاً فتوكپي همان بود ولي پشت آن راحت مي توانستم صحبت كنم و جزئيات را بگويم آنجا بود كه آن تلفن sayf خراب شد يعني آنتن داشت ولي ارتباط برقرار نمي شد چون طرز كار آن را گفته بودند كه دكمه سبز را ۳ ثانيه نگه مي د اشتم و رها مي كردم كال اين مي آمد تمام اين مراحل را مي رفت بوق مي خورد ولي وصل نمي شد از آن لحظه به بعد ارتباط ما با تلفن ماهواره اي شد و با كد و راحت نمي توانستيم صحبت كنيم به نقطه قهوه خانه رسيدم.

*** طبق برنامه موتور را روشن كردم و رفتم خيابان مهر ۳ از آنجا رفتم بالا موتور رو كنار درخت پارك كردم ، تراكت ها را درآوردم ، تراكت ها را پخش كردم و رفتم به سمت بالاي خيابان مهر ۳ ، به سمت چپ رفتم به جايي كه كد آن كتابخانه بود ، يعني جايي كه بايد اطلاع مي دادم كه موتور را گذاشتم اطلاع دادم و گفتم و به سمت محلي كه كد آن امام زاده بود يعني نقطه انتظار رفتم ، از لحظه اي كه آنجا رسيدم تا حدود ۳ بعدازظهر طول كشيد تا آنها با من تماس بگيرند و من منتظر ماندم و حدود ساعت ۳ تماس گرفتند و گفتند طبق برنامه ۲ بايد پيش بري و برنامه عوض شده و بايد برگردي و كد آن داروها بود يعني بايد مي رفتم داروها رو برمي داشتم و داروها را به داروخانه مي بردم من هم طبق برنامه موتور را برداشتم و به سمت انبار رفتم و موتور را به انبار برگرداندم و به من گفته بودند وقتي رسيدي انبار بايد ۲ خشاب رو به محل قبلي برگرداني و سوزن ها را كه دور انداخته بودم. به خانه رفتم و ا طلاع دادم كه موتور درانبار است و خشاب ها هم سرجايش است و فرداي آن روز اعلام كردند دوباره بايد برنامه را تكرار كني ، ۴ صبح بيدار شدم تماس گرفتم برنامه تغيير نكرده بود طبق قرار به نقطه انتظار كه همان ميدان تجريش بود رفتم مثل روز قبل ، حدود ۳ الي ۴ ساعت بعد پيش رفتم و طبق برنامه يك عمل بايد مي كردم چون گفتند همه چيز خوب پيش رفته و بايد طبق برنامه يك عمل مي كردم و يك سري وسايل را از بين مي بردم طبق برنامه پيش رفتم با كلاه كاسكت و دستكش ، كليد ها و تلفن ديجيتال و خشاب ها را بايد از بين مي بردم و در فواصل مختلف آنها را از بين بردم به رودخانه و سلطل آشغال انداختم تلفن ماهواره اي و مدارك را گفته بودند از بين نبرم اين كارها را انجام دادم و به منزل رفتم وقتي همان روز رفتم خانه پدرخانمم از تلويزيون تازه متوجه شدم كه اصلاً جريان چه چيزي بوده و چه كسي بوده و آنجا تازه فهميدم چون اخبار ۲۴ ساعت داشت درباره آن صحبت مي كرد و آنجا تازه فهميدم كه آن شخص مورد نظر چه كسي بوده .

*** به من پيام دادند صحبت نكن اگر اخبار مي بيني واكنش و عكس العمل نشان نده عادي باش رابطه ما طولاني مي شود هفته يا دو هفته اي يكبار با تو تماس مي گيريم به زندگي عادي ات ادامه بده تا به تو بگوئيم كه قرار بود حدود يك ماه بعد برنامه ريزي ملاقات را كردند در تعطيلات عيد بود كه كنسل شد و افتاد به يك ماه بعد كه قرار بود اين ملاقات را در(كشور همسايه) باشد طبق همان شرايط به صورت زميني رفتم ارمنستان در اين سفر يك تفاوت داشت تا كه من را ديد بهرام ۲ تا نكته را خيلي تاكيد كرد گفت ما در اين سفر با تو كاري نداريم و تنها آمده اي اينجا كه ما با تو صحبت كنيم. خيلي زود بايد برگردي و در اين سفر فقط جوني و بهرام آمده بودن و ۲ روز ملاقات بود روز اول جوني يك مكاني شبيه آمفي تئاتر بود در يك هتل آنجا جزئيات تمام كار را شفاهي از من پرسيدند و تايپ كرد.

*** ما به تو خبر مي دهيم يك شغل براي خودت در نظر بگير و مشغول به كار شو در حدود ۳۵هزار دلار كه در ۲ تا كيف بود به من داد و گفت ۵۰هزار دلار بابت اين عمليات در نظر گرفتيم. گفتند كه يك ۵۰ هزار دلار بابت عمليات به تو مي دهيم و از آن ۳۵ هزار دلار گفتند كه ۲۰ هزار دلار بخشي از آن ۵۰ هزار دلار است و ما نمي توانيم همه اش را به تو يكجا بدهيم و خرد خرد به تو مي دهيم.

پاداشي كه ۵۰ هزار دلار براي من در نظر گرفته بودند نصف آن را به من ندادند اصلاً نمي دانم چه شد خودشان برداشتند براي خودشان بهرام برد ، جوني برد نمي دانم.

جهان نیوز

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 6 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 13-01-2011, 17:40   #2
مدیر بازنشسته
 
mahdy2021 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
نوشته ها: 1,418
Thanks: 1,158
Thanked 3,352 Times in 1,140 Posts
پیش فرض

البته هنوز یک سوال اساسی و عجیب وجود داره که از همه این اظهارات مهمتره و نمی دونم چرا مسئولین چیزی در موردش نمیگن!!!

اسرائیل می خواد برنامه هسته ای ایران متوقف بشه.اصلا به دلیلش کاری نداریم ولی اینو دوست و دشمن روش توافق دارن
ترور دانشمندان هسته ای جمهوری اسلامی هم از شیاطینی چون صهیونیستها بعید نیست و کمتر کسی هست که دنبال رد ماجرا باشه


اما نکته و سوال اصلی اینجاست!!!

ترور یک [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و صرفا استاد تمام فیزیک چه سودی داشت؟
چیزیکه در این مملکت زیاده استاد فیزیک درجه یک و انقلابی.اگر بگم 1000 تا داریم خیلی اغراق نیست

پس یا ایشون یک مسئولیت و ویژگی خاصی داشته که به ما گفته نمیشه؟!
یا اینکه باید بگیم صهیونیستها انقدر احمق هستند که یک شخصیت به نسبت عادی رو ترور کردن؟!
mahdy2021 آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to mahdy2021 For This Useful Post:
قدیمی 13-01-2011, 17:53   #3
مدیربازنشسته
 
paradise آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 3,035
Thanks: 11,530
Thanked 9,195 Times in 2,641 Posts
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط mahdy2021 نمایش پست ها
اما نکته و سوال اصلی اینجاست!!!

ترور یک [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ] و صرفا استاد تمام فیزیک چه سودی داشت؟
چیزیکه در این مملکت زیاده استاد فیزیک درجه یک و انقلابی.اگر بگم 1000 تا داریم خیلی اغراق نیست

پس یا ایشون یک مسئولیت و ویژگی خاصی داشته که به ما گفته نمیشه؟!
یا اینکه باید بگیم صهیونیستها انقدر احمق هستند که یک شخصیت به نسبت عادی رو ترور کردن؟!
نه مطمئنا احمق که نیستن.
وقتی عامل ترور می گه که حتی ماکت خونه ی ایشون رو کپی برابر اصل ساختن و تو اسراییل گذاشتن جلوشون دیگه بقیشو بخونید.
فکر می کنم رشته ی فیزیک یکی از اصلی ترین دروس تو زمینه ی هسته ای هست.
البته شایدم ایشون جزو اساتیدی بودن که تو کتاباو کارش غرق نشده بودنو هنوز روحیه انقلابیشونو حفظ کرده بودن.
در هر صورت امشب هم شب جمعه اس.انشالله خدا بیامرزدشون.

امضای paradise
مادرم حضرت زهرا،پدرم شاهِ نجف/ خوش به حالم که چه مادر پدری دارم من


اعلم یا یهود؛نحن الغالبون

آتش فتنۀ اموی را حسین با خونش خاموش کرد!

ما را از فتنه هراسی نیست!خون در رگهایمان بی قراری می کند.

لااله الا انت،سبحانک،انی کنت من الظالمین
paradise آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to paradise For This Useful Post:
قدیمی 13-01-2011, 18:32   #4
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,016
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

نقل قول:
ترور یک دانشمند غیر هسته ای و صرفا استاد تمام فیزیک چه سودی داشت؟
چیزیکه در این مملکت زیاده استاد فیزیک درجه یک و انقلابی.اگر بگم 1000 تا داریم خیلی اغراق نیست

پس یا ایشون یک مسئولیت و ویژگی خاصی داشته که به ما گفته نمیشه؟!
یا اینکه باید بگیم صهیونیستها انقدر احمق هستند که یک شخصیت به نسبت عادی رو ترور کردن؟!
"دکتر علی محمدی در مباحث فیزیک هسته ای و کوانتوم تخصص ویژه داشت وبا رتبه عالی استاد تمامی، مدتی هم رئیس دانشکده فیزیک دانشگاه تهران بود.دکتر علی محمدی همچنین در طول دوران دفاع مقدس با سپاه پاسداران همکاریهایی هم داشت "



همسر شهيد علي‌محمدي گفت: ۱۰روز قبل از شهادت دكتر، منافقين برخي اسناد مهم مربوط به مباحث هسته‌اي كشورمان را از طريق اينترنت برايش ارسال كرده بودند تا وي درباره صحت يا عدم صحت اسناد نظر بدهد، اما دكتر هيچ پاسخي به آنها نداد.
جهان نیوز

یادتون نره ایشون و دکتر شهریاری هردو عضو پروژه بزرگ سزامی بودند

بد نیست این متن رو هم مطالعه بفرمایید
تعقيب شهيد عليمحمدي در خاك عربستان و گروگانگيري دوست وي در انگليس - خبرنامه دانشجویان ایران

و دیگه نمیدونم چطور ایشون رو یک استاد عادی فیزیک خطاب میکنند

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 13-01-2011, 19:12   #5
کاربر فعال و قدیمی
 
dampayi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
نوشته ها: 1,578
Thanks: 9,876
Thanked 5,458 Times in 1,437 Posts
پیش فرض

نمی دونم چرا از این قبیل موضوعات برا من قابل هضم نیست ...
اول اینکه این یارو رو چی کار می کنند؟ اعدام می کنند؟
بعد مثلا این همه اعتراف اون به چه دردی می خوره؟ صرفا جهت ذهنیت سازیه؟ اینکه ما بگیم وای چقدر اونا بدن؟ یا اینکه الان مثلا می تونیم با موساد یه وری بریم؟ مثلا یه جایی یه شکایتی کنیم؟ اگه هیچ جوره فرقی نداره الان چرا موساد شکست خورده؟ اونا که کاری رو که می خواستن بکنن کردن .... حالا لو رفتن این یارو هم براشون مهم نبوده دیگه وگرنه بعد از این همه مدت چرا خود موساد این یارو رو نکشته؟

-----------------------------------------
یه سری سوال دیگه هم به خاطر اینکه کلا از دنیای خبر به دورم برام پیش اومده ...اینکه داستان ریگی چی شد؟ اعدامش کردند؟ کجا؟ تلویزیون ملویزیون چیزی نشون داد؟
یا اون یارو کی کی بود که با وبکم فیلم فرستاده بود که منو دزدیدند و از این حرفها ...آخر اون چی شد؟ اصلا کی بود ؟ اونم به فیزیک میزیک ربط داشت دیگه ....


ممنون

امضای dampayi

کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن

ای کاش در رکاب امامم شوم شهید ...

معلوم شد دستی شراب انداخته ست از من
در خمره ای انگار با انگور خوابیدم ...
dampayi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to dampayi For This Useful Post:
قدیمی 13-01-2011, 19:16   #6
مدیر بازنشسته
 
mahdy2021 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
نوشته ها: 1,418
Thanks: 1,158
Thanked 3,352 Times in 1,140 Posts
پیش فرض

علوم هسته ای جزو فیزیک است و بسیاری از فیزیکدانها اطلاعات زیادی در این مورد دارند.در کشور ما ده ها هزار فارغ التحصیل فیزیک است که اساتید زیادی هم در رشته های مختلف داریم

اما رشته دقیق شهید علیمحمدی فیزیک هسته ای نبوده بلکه
نقل قول:
او مدرک کارشناسی را از دانشگاه شیراز (۱۳۶۴) و کارشناسی ارشد (۱۳۶۷) و دکترای فیزیک با گرایش ذرات بنیادی را از دانشگاه صنعتی شریف در سال ۱۳۷۱ کسب کرد.
پروژه سزامی هم اصلا ربطی به مسائل هسته ای نداره و آزمایشاتی در مورد ذرات بنیادی است که اصل ماجرا در یک سینکترون است همین!

نه به نیروگاه هسته ای ربطی داره نه به غنی سازی نه به کیک زرد و ...

رسما هم اعلام شد ایشون هیچ سمتی در سازمان انرژی اتمی نداشته: [فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
که درست هم هست.چون تحصیلات ایشون مرتبط با بحثهای هسته ای نیست و البته صدها استاد و پژهشگر هسته ای در کشور داریم که شاید تعداد کمی از آنها شناخته شده باشند.
mahdy2021 آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to mahdy2021 For This Useful Post:
قدیمی 13-01-2011, 19:23   #7
مدیر بازنشسته
 
mahdy2021 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
نوشته ها: 1,418
Thanks: 1,158
Thanked 3,352 Times in 1,140 Posts
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط dampayi نمایش پست ها
نمی دونم چرا از این قبیل موضوعات برا من قابل هضم نیست ...
اول اینکه این یارو رو چی کار می کنند؟ اعدام می کنند؟
بعد مثلا این همه اعتراف اون به چه دردی می خوره؟ صرفا جهت ذهنیت سازیه؟ اینکه ما بگیم وای چقدر اونا بدن؟ یا اینکه الان مثلا می تونیم با موساد یه وری بریم؟ مثلا یه جایی یه شکایتی کنیم؟ اگه هیچ جوره فرقی نداره الان چرا موساد شکست خورده؟ اونا که کاری رو که می خواستن بکنن کردن .... حالا لو رفتن این یارو هم براشون مهم نبوده دیگه وگرنه بعد از این همه مدت چرا خود موساد این یارو رو نکشته؟
اعدام
به این درد که هنوز برخی باور نمیکنن که ایران دشمن داره.از این آدما ندیدید؟

موساد چرا شکست خورد؟
1-چون به هدفش که توقف برنامه ی هسته ای ایران بود ، نرسید! شکست سیاسی
2-چون ترفندهای جدید و پیچیدش کشف شد! شکست اطلاعاتی

چرا نکشتن؟ چون کارش عالی بوده.یه نیروی آموزش دیده رو که به این راحتی حذف نمیکنن.مگه فیلم هالیوودیه.داشتن 100 تا مثل این در ایران در زمان جنگ یا آشوب خیلی مفیده

نقل قول:
نوشته اصلی توسط dampayi نمایش پست ها
-----------------------------------------
یه سری سوال دیگه هم به خاطر اینکه کلا از دنیای خبر به دورم برام پیش اومده ...اینکه داستان ریگی چی شد؟ اعدامش کردند؟ کجا؟ تلویزیون ملویزیون چیزی نشون داد؟
اعدام کردن با حضور صدها نفر از خانواده قربانیان! مگه تلویزیون باید نشون بده؟

نقل قول:
نوشته اصلی توسط dampayi نمایش پست ها
یا اون یارو کی کی بود که با وبکم فیلم فرستاده بود که منو دزدیدند و از این حرفها ...آخر اون چی شد؟ اصلا کی بود ؟ اونم به فیزیک میزیک ربط داشت دیگه ....


ممنون
شما کجایی مگه؟ تو پناهگاه؟ تلویزیون هم ندارید؟
بعد از افشا شدن فیلمها ، طرف رو تو آمریکا ولش کردن.یا یه تاکسی رفت سفارت پاکستان (حافظ منافع ایران در آمریکا) بعد هم چون ویزا و پاسپورت نداشت براش برگه ویژه خروج صادر شد و ترکیه و ایران
mahdy2021 آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to mahdy2021 For This Useful Post:
قدیمی 13-01-2011, 20:02   #8
کاربر فعال و قدیمی
 
dampayi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
نوشته ها: 1,578
Thanks: 9,876
Thanked 5,458 Times in 1,437 Posts
پیش فرض

نقل قول:
به این درد که هنوز برخی باور نمیکنن که ایران دشمن داره.از این آدما ندیدید؟
پس می شه گفت چندان هم به درد نمی خوره

نقل قول:
موساد چرا شکست خورد؟
1-چون به هدفش که توقف برنامه ی هسته ای ایران بود ، نرسید! شکست سیاسی
2-چون ترفندهای جدید و پیچیدش کشف شد! شکست اطلاعاتی
خب صبر کنیــــد شاید یه چیزایی شد ... منظورم اینه که خب اونا مسلما فکر نمی کردن که با کشتم این استاد همه چی اوکی می شه و دیگه برنامه هسته ای متوقف می شه ...
یکی از اقداماتشون بود که توش موفق بودن ... بازم خواستن ترور کنن که تونستن .... خب کارای دیگه ای هم دارن می کنن دیگه ... از کجا معلوم که الان با برنامشون پیش نمی رن؟
دلیل دوم رو موافقم ولی مگه تا چه اندازه ای ترفندشون لو رفت ؟ ...این حرفایی که این یارو برا ما زد که بدیهی بود ...حالا بگیم کلی چیزه دیگه هم به دوستان گمنام گفته که به درد می خوره ...ولی چقدر ؟ وقتی خودش داره می گه که ساختار لایه ایه شبکه باعث می شد که عناصر هر لایه با بالایی ها نمی دونم چی چی یعنی اینکه من زیاد از اون گنده ها نمی دونم
ولی در کل با دلیل دوم یه جورایی موافقم .... ولی بازم نمی تونم بهش بگم شکست ... چون به نظرم بدیهیه که تو یه عملیات یه سری چیزا فدای کار بشه ...این که ترفندشون لو بره ولی بتونن طرف رو ترور کنند به نظرم بازم یه موفقیت برا اوناست


نقل قول:
چرا نکشتن؟ چون کارش عالی بوده.یه نیروی آموزش دیده رو که به این راحتی حذف نمیکنن.مگه فیلم هالیوودیه.داشتن 100 تا مثل این در ایران در زمان جنگ یا آشوب خیلی مفیده
قبول .... ولی حتما به اینم فکر کردن که ممکنه لو بره ... و به این نتیجه رسیدن که می ارزه ...
منظورم اینه که بازم اینکه اون لو بره براشون زیاد اهمیت نداشته ...می صرفیده به اینکه یه نیروی خوب رو نگه دارن ...



------------------------------------------------------
نقل قول:
اعدام کردن با حضور صدها نفر از خانواده قربانیان! مگه تلویزیون باید نشون بده؟
عجب :دی
آره به نظر من تلویزون باید نشون بده ... یا نه ...حداقل به همون اندازه که سر گرفتنش مانور دادن سر مجازاتشم بدن ...
من فهمیدم گرفتنش ...تو خاطرمم ثبت شد که گرفتنش ..ولی هر چی فکر می کنم یادم نمی یاد که مجازات شد ... چرا؟
حالا شما ها اهل این کارایید و می یان تو اینترنت می چرخید و می فهمید عاقبتش چی شده ...
این سوال رو پرسیدم چون دیشب دقیقا بابای من که نمی دونه اینترنت چیه به من گفت" اینا همش الیکه ...اخرش آزادش می کنن بره مگه با ریگی چی کار کردن؟ "
خب این یعنی چی؟ بابام یادش بود که گرفتنش ولی اصلا خبر مجازاتش یا به گوشش نخورده یا اونقدر مهم جلوه نکرده که تو خاطرش بمونه ....

به نظر من اگه مسئله گرفتنشو انقدر مهم جلوه می دن باید مجازاتشم مهم جلوه بدن

نقل قول:
شما کجایی مگه؟ تو پناهگاه؟ تلویزیون هم ندارید؟
بعد از افشا شدن فیلمها ، طرف رو تو آمریکا ولش کردن.یا یه تاکسی رفت سفارت پاکستان (حافظ منافع ایران در آمریکا) بعد هم چون ویزا و پاسپورت نداشت براش برگه ویژه خروج صادر شد و ترکیه و ایران
از دنیا پرتم
ممنون

امضای dampayi

کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن

ای کاش در رکاب امامم شوم شهید ...

معلوم شد دستی شراب انداخته ست از من
در خمره ای انگار با انگور خوابیدم ...
dampayi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to dampayi For This Useful Post:
قدیمی 13-01-2011, 20:55   #9
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,016
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

نقل قول:
پروژه سزامی هم اصلا ربطی به مسائل هسته ای نداره و آزمایشاتی در مورد ذرات بنیادی است که اصل ماجرا در یک سینکترون است همین!

نه به نیروگاه هسته ای ربطی داره نه به غنی سازی نه به کیک زرد و ...
معذرت میخوام یه جوری میگین همین! که انگار ذرات بنیادی و سنیکروتون نور از ادبیات فارسی صحبت میکنه و انرزی هسته ای از....
والا علم در حد ابتدایی من میگه بهم مربوط هستن
پیشرفت در این حوزه فقط در کیک زرد پختن نیست!!!

متن زیر رو بخونید تا بیشتر این پروژه رو بشناسید البته نه از نظر علمی:

جلسه فوق العاده ای با حضور مقاماتی از آمریكا،اسرائیل و ایران در كشور اردن و در محلی در نزدیكی بحر المیت برگزار شد. این جلسه در مورد راه اندازی مركز تحقیقات هسته ای در مورد شتاب دهنده های ذرات بود. این پروژه Sesame نام گذاری شده است و در 30 كیلومتری عمان پایتخت اردن برپا می شود.
به گزارش سرویس بین الملل آینده به نقل از پایگاه اطلاع رسانی nanojv ، همچنین در این جلسه نمایندگانی از تركیه، اردن، مصر، بحرین، پاكستان و حكومت خودگردان فلسطین حضور داشتند.
به گزارش روزنامه اسرائیلی هاآرتص، ترك ها، اسرائیلی ها، اردنی ها و مصری ها، هر كدام متعهد به پرداخت 5 میلیون دلار شدند. طرف ایرانی هم برای تعهد به برنامه قول كمك مالی داد و نماینده دولت خودگردان فلسطین نیز 2 میلیون دلار برای انجام پروژه فرستاد.
اروپا و آمریكا با پرداخت 15 میلیون دلار می توانند به كامل شدن پروژه كمك كنند. بنا به اطلاعات جمع آوری شده توسط روزنامه هاآرتص از انگلستان، Llewelly-Smith به عنوان رئیس این پروژه فعالیت می كند و این برنامه توسط جامعه علمی اسرائیل حمایت می شود.
پروژه Sesame به وسیله یونسكو در سال 2002 راه اندازی شده و در سال 2008 به طور رسمی افتتاح شد و تحت عنوان «علم برای صلح» فعالیت می كند. Sesame مخفف سینكروتون نور برای آزمایش در علوم و كاربردهای آن در خاور میانه است.
كشورها و نهادهای عضو Sesame شامل بحرین ، قبرس ، مصر ، ایران ، اردن ، پاكستان ، تشكیلات خودگردان فلسطین، تركیه و رژیم اسرائیل هستند.

كشورهای ناظر فرانسه، آلمان، یونان، ایتالیا ، ژاپن ، كویت ، پرتغال ، روسیه ، سوئد ، انگلستان ، ایالات متحده آمریكا و عراق هم در لیست انتظار هستند.

بنا براین گزارش، فرانسه نیز با ارسال تجهیزات آزمایشگاهی با دقت بالا و البته رایگان به اردن با این پروژه همكاری می كند. قابل ذكر است كه كمیساریای عالی انرژی اتمی به طور مستقیم بر این پروژه نظارت می كند.
آینده نیوز


حالا میگیم حرفهای شما قبول اما سایت وزارت امور خارجه اسراییل باافتخاراعلام میکند که تروراستادان علیمحمدی و شهریاری کار انها بوده و تاسال 2015تمامی دانشمندان هسته ای را ترور خواهند کرد! اون موقع میگید چرااستخدام رسمی نبوده!مگه قراره تمام دانشمندان ونیروهای اطلاعاتی وامنیتی به ظاهراستخدام رسمی باشند

هرچند خواندن این مطلب هم خالی از لطف نیست
افکارنيوز - پروژه 'سزامی' اسم رمزی برای شناسایی متخصصان هسته‌ای ایران + سند

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 13-01-2011, 21:29   #10
مدیر بازنشسته
 
Hamid آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Dec 2010
محل سکونت: تهران. پلاک 5
نوشته ها: 2,070
Thanks: 7,844
Thanked 7,701 Times in 1,908 Posts
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی توسط dampayi نمایش پست ها
خب صبر کنیــــد شاید یه چیزایی شد ... منظورم اینه که خب اونا مسلما فکر نمی کردن که با کشتم این استاد همه چی اوکی می شه و دیگه برنامه هسته ای متوقف می شه ...
یکی از اقداماتشون بود که توش موفق بودن ... بازم خواستن ترور کنن که تونستن .... خب کارای دیگه ای هم دارن می کنن دیگه ... از کجا معلوم که الان با برنامشون پیش نمی رن؟
دلیل دوم رو موافقم ولی مگه تا چه اندازه ای ترفندشون لو رفت ؟ ...این حرفایی که این یارو برا ما زد که بدیهی بود ...حالا بگیم کلی چیزه دیگه هم به دوستان گمنام گفته که به درد می خوره ...ولی چقدر ؟ وقتی خودش داره می گه که ساختار لایه ایه شبکه باعث می شد که عناصر هر لایه با بالایی ها نمی دونم چی چی یعنی اینکه من زیاد از اون گنده ها نمی دونم
ولی در کل با دلیل دوم یه جورایی موافقم .... ولی بازم نمی تونم بهش بگم شکست ... چون به نظرم بدیهیه که تو یه عملیات یه سری چیزا فدای کار بشه ...این که ترفندشون لو بره ولی بتونن طرف رو ترور کنند به نظرم بازم یه موفقیت برا اوناست
سینا جان، ایده های اطلاعاتیت به دلم نشست. ترشی نخوری یه چیزی میشی.
حداقل مزیت این عملیات اطلاعاتی برایما این بود که اسم برخی رابطهای نفوذی موساد تو ایران شناسایی شد. همچنین فهمیده شد که بر و بچ گمرک باید چش و چارشون بیشتر باز کنن و وقتی میبینن کسی مثلا داره ترکبند موتور سیکلت وارد میکنه در حالیکه این قطعه اصلا چیز کمیاب و عجیب و غریبی نیست که تو ایران نباشه، باید یکمی به قضیه شک کنن.
نکته ی مثبت بعدیش این بود که فهمیدیم چیزی به نام ویندوز قرمز (یا همون سیستم عامل مخفی و محافظت شده) وجود داره. بچه های مخابرات از الان احتمالا دارن روی چنین سیستمی کار میکنن. همچنین دیگه احتمالا به این شیوه موساد نمیتونه کسی رو ترور کنه.

یکی از آشناهای ما که تو وزارت دفاع هستش، میگفت قبلنا هر چی به معاونتهای وزارتخونه و اساتید مدعو دانشکده های وزارت دفاع گفته میشد که تو کنفرانسهای خارجی شرکت نکنین و مقاله ندین (چون ممکنه برای خودتون خطرساز بشه) کسی قضیه رو جدی نمیگرفت. از بعد این دو تا ترور دیگه همه ماست ها رو کیسه کردن به حدی که این آشنای ما تعریف میکرد که برای دهه ی فجر امسال که قراره یه چند تا خبر از نسل جدید ماهواره هایی که قراره بفرستیم فضا، برای عموم پخش بشه، هیچ کسی از همون اساتید پر مدعای قبلی حتی حاضر نیست که به عنوان کارشناس بیاد و تو صدا و سیما برای مردم توضیح بده که چی ساختن و قراره چی کار بکنه این چیزایی که ساختن. چون میترسه که مردم بفهمن که با وزارت دفاع همکاری میکنه و براش خطرساز بشه
Hamid آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 2 Users Say Thank You to Hamid For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
موساد, کامل, ارتباطش, اظهارات, با, ترور, درباره, شهيد, عليمحمدي, عامل


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
همسر شهيد علي‌محمدي: خبر دستگيري عاملان ترور شهيد عليمحمدي بزرگترين هديه براي من بود م علی کوچولو خبر گوناگون 0 11-01-2011 10:53
تروريست :نحوه ترور شهيد علي‌محمدي را در پادگان اسرائيلي تمرين كرده بودم م علی کوچولو خبر گوناگون 0 11-01-2011 10:21
نگاهی سریع به سیستم عامل کروم گوگل mahdishata متفرقه از دنیای کامپیوتر 1 10-12-2010 11:15
افشای جزئیاتی از "كیدون" جوخه مخفی موساد در ترور شهید شهریاری پولدار صهیونیسم 0 10-12-2010 00:06
بررسي منابع روايات علائم ظهور hossein moradi امام زمان عجل الله تعالی فرجه 0 27-09-2010 23:20

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 12:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1