شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > خدا شناسی


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 03-09-2010, 15:43   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 15,897
Thanks: 30,498
Thanked 47,906 Times in 13,803 Posts
پیش فرض چگونه بدانیم خدا از ما راضی است

درسی از دفتر معنوی ضیافت الهی؛
چگونه بدانیم خدا از ما راضی است

آیت‌الله مجتهدی تهرانی، استاد فقید اخلاق در شرح فراز های دعای روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان ، راهکارهای دستیابی به رضایت الهی را بیان نموده اند.





اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِی فِیهِ إِلَى مَرْضَاتِکَ دَلِیلاً وَ لاَ تَجْعَلْ لِلشَّیْطَانِ فِیهِ عَلَیَّ سَبِیلاً وَ اجْعَلِ الْجَنَّةَ لِی مَنْزِلاً وَ مَقِیلاًیَا قَاضِیَ حَوَائِج الطالبین. ‏[1]

ترجمه:
اى خدا در این روز مرا بسوى رضا و خشنودى خود راهنمایى کن و شیطان را بر من مسلط مگردان و بهشت را منزل و مقامم قرار ده، اى برآرنده حاجات طالبان.
اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِی فِیهِ إِلَى مَرْضَاتِکَ دَلِیلاً
خدایا یک راهی برای من پیدا بشود که تو از من راضی بشوی ، در حدیث آمده است که اگر می خواهید بدانید که آیا خدا از شما راضی هست یا نه ؟ به خودت نگاه کن ببین که آیا از خدا راضی هستی یا نه ؟ اگر تو از خدا راضی هستی، خدا هم از تو راضی هست و اگر راضی نیستی و ته دلت اعتراض داری که چرا فلانی دارد و من ندارم، بدان که خدا هم از تو راضی نیست . غالب ما در زندگی این طور هستیم که می گوئیم چرا خدا به من مال و اموال و.. نداده و به فلانی داده است !؟
ریشه غیبت حسادت است
در روایت آمده است که «اَنتُم کَالمَرضَی وَ رَبُّ العَالَمِین کالطَبیب» [2] شما مثل مریض هستید و خدا هم مثل طبیب است . الان در بیمارستان ها در یک اتاق ده نفر یا بیشتر بستری هستند و طبیب به هر یک دستور العمل خاص او را می دهد و هر مریضی برنامه غذایی خاصی دارد ، بعضی از مریض ها هم برنامه پرهیز از غذاهای خاص را از طرف دکتر دریافت می کنند ، اگر طبیب گفت : به آقای فلانی فلان غذای خاص را ندهید ، آیا مریض با دکتر گلاویز می شود و شکایت می کند که چرا من نباید غذای مورد علاقه ام را بخورم ؟ یا اطاعت می‌کند و تشکر ؟ اگر عاقل باشد از دکتر تشکر می کند و هیچ چون و چرایی نمی کند، نسبت ما هم بخدا مثل همان طبیب و مریض هست و ما هم باید از خدا تشکر کنیم بخاطر خیلی از ندادها، اگر می بینم که با جناق و فامیلم مال و اموال فراوان دارند و من ندارم خداوند مصلحت من را می‌خواسته است، اگر از خدا راضی شدی خدا هم از تو راضی می شود و اگر راضی نشدی شروع به غیبت از فامیل و آشنا می کنی که اگر فلانی مال و اموال دارد از راه حرام بدست آورده است و بدانیم که منشاء غیبت حسادت است و تا ریشه حسادت به واسطه راضی بودن از خدا قطع نشود این حال وجود خواهد داشت .
روزه اسب آسیابی
باید سعی کنیم حسادت را از دل بیرون کنیم و روزه ما روزه خواص باشد که چشم و مو و پوست وهمه اعضاء و جوارح در حال روزه باشند [3] ، کسانی که روزه می گیرند و فقط به نخوردن و نیاشامیدن اکتفاء می کنند، مثل اسب آسیاب هستند که هر چه راه می روند با زهم سر جای اولشان هستند.
*فقط دور خود نگردیم
آقایی نقل می کرد ؛ سال ها قبل در مشهد کاروان سرایی بود و آسیابانی ، آسیابان بر گردن اسب خود زنگوله ای آویزان کرده و بود خیلی سر و صدا هم داشت. به او گفتم چرا این را بسته ای و اعصاب مردم را به هم می ریزد.ایشان گفت : این را بسته ام که اگر حیوان ایستاد متوجه بشوم گفتم : اگر ایستاد بود و گردنش را تکان داد و تو از کجا متوجه می شوی که او دارد کار می کند یا گردنش را تکان می دهد؟گفت : تو را به خدا این پدر سوختگی ها را به این حیوان یاد ندهید .
اسب عصاری و آسیاب از صبح تا غروب حرکت می کند و آخر شب که نگاه می کند می بیند که سر جای اولش هست و فقط دور خود گشته است . روزه ای که فقط صرف نخوردن و نیاشامیدن است و چشم و گوش روزه دار نیستند ، مثل حرکت همین اسب آسیاب هست و از روزه هیچ بهره ای جز گرسنگی و تشنگی نمی برد و در جا می زند و اول ماه و آخر ماه رمضان هیچ تفاوتی نکرده است
در حدیث آمده است ؛ کسانی که جاهل هستند ، و روزه حقیقی نمی گیرند و عبادت خالص انجام نمی دهند مثل «حمار الطاحونه» یعنی «الاغ آسیاب» هستند . [4]
*وفاداری را یاد بگیریم
در حدیث آمده است که سگ ده خصلت خوب دارد ، یک صفت او این است که از صاحبش راضی است ، هر چه به او بدهند گله نمی کند و راضی است ؛ وفا دارد و صاحب خودش را رها نمی کند [5] . ولی ما اگر دو مرتبه دعا بکنیم و مستجاب نشود در خانه خدا را رها می کنیم ؛ این صفات خوب را یاد بگیریم
حکایت :
شیخ عباس قمی ( ره ) در کتاب سیر المنازل ، مقامات العلیه داستانی نقل می کند:[6]، عابدی بود که در کوه های لبنان عبادت می‌کرد و هر شب از عالم غیب برای او افطاری آماد می‌شد، تا این که شبی برای او افطاری نیامد و این شخص عابد از کوه پایین آمد و در خانه گبری رفت و در آن جا هم سگی زندگی می‌کرد ؛ عابد از گبر تقاضای نان نمود و آن گبر کافر سه قرص نان به او داد ، سگ به دنبال عابد آمد و عابد یکی از سه قرص نان را به او داد، ولی باز هم سگ به دنبال عابد می‌آمد و ناچار قرص دوم نان را هم به سگ داد، ولی باز هم سگ به دنبال عابد می‌آمد و بالاخره عابد عصبانی شد و گفت: تو چقدر بی حیا هستی ؟! من از صاحب تو سه قرص نان گرفته‌ام و دو تای آن را به تو داده‌ام ولی باز هم تو مرا رها نمی‌کنی ؟!سگ بصدا درآمد و گفت: تو بی حیا هستی، من سالها بر در خانه این گبر بوده ام و خیلی وقت ها به من غذا نداد ،ولی با وجود این او را رها نکردم ولی تو یک شب بی غذا ماندی از پای کوه آمدی در خانه گبر ، صفت خوب دیگر سگ این است که در شب کم می خوابد « لایَنامُ بِاللیل اِلَّا قلیل »
وَ لاَ تَجْعَلْ لِلشَّیْطَانِ فِیهِ عَلَیَّ سَبِیلاً
خدایا کاری کن که شیطان در ماه رمضان و بعد از آن به من راه پیدا نکند حالا اگر بخواهیم شیطان به ما راه پیدا نکند چه باید کرد
* راههای دفع شیطان
در حدیث آمده است، سه طایفه اند که شیطان با ایشان کار ندارد « ثلاثه معصومون من ابلیس و جنوده » یکی« الذاکرون لله» کسی که یاد خدا باشد و دیگری « المستغفرین بالاسحار » کسانی که در سحرها استغفار می کنند و سوم « الباکون لله » کسی که از خوف خدا گریه می کند. شیطان با او کاری ندارد . [7]
وَ اجْعَلِ الْجَنَّةَ لِی مَنْزِلاً وَ مَقِیلاً
خدایا بهشت را منزل من قرار بده و آسایشگاه ما را بهشت قرار بده ؛ اگر با ایمان از دنیا بروید شفاعت شامل حالتان می شود و اهل بهشت می شوید
یَا قَاضِیَ حَوَائِجِ الطَّالِبِین
ای خدایی که حوایج طالبین را برآورده می کنی

[1]- بحارالأنوار ج : 95 ص : 159
ُ اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِی فِیهِ إِلَى مَرْضَاتِکَ دَلِیلًا وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّیْطَانِ فِیهِ عَلَیَّ سَبِیلًا وَ اجْعَلِ الْجَنَّةَ مَنْزِلًا لِی وَ مَقِیلًا یَا قَاضِیَ حَوَائِجِ الطَّالِبِینَ

[2]- مستدرک‏الوسائل ج : 3 ص : 177
َّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَا عِبَادَ اللَّهِ أَنْتُمْ کَالْمَرْضَى وَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ کَالطَّبِیبِ فَصَلَاحُ الْمَرْضَى فِیمَا یَعْلَمُهُ الطَّبِیبُ وَ یُدَبِّرُهُ بِهِ لَا فِیمَا یَشْتَهِیهِ الْمَرِیضُ وَ یَقْتَرِحُهُ أَلَا فَسَلِّمُوا لِلَّهِ أَمْرَهُ تَکُونُوا مِنَ الْفَائِزِینَ

[3]- رک: کافی ج : 4 ص : 87
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا صُمْتَ فَلْیَصُمْ سَمْعُکَ وَ بَصَرُکَ وَ شَعْرُکَ وَ جِلْدُکَ وَ عَدَّدَ أَشْیَاءَ غَیْرَ هَذَا وَ قَالَ لَا یَکُونُ یَوْمُ صَوْمِکَ کَیَوْمِ فِطْرِکَ

[4]- شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غرر الحکم ج‏2 ص 126
المتعبّد بغیر علم کحمار الطّاحونة یدور و لا یبرح من مکانه.
عبادت کننده بى علم و دانش مثل الاغ آسیاست که مى‏گردد و بیرون نمى‏رود از جاى خود یعنى او را بسبب عبادت ترّقى حاصل نشود و مرتبه او بلند نگردد بخلاف کسى که با علم و دانش عبادت کند زیرا که بسبب عبادت از جاى خود بیرون رود و مرتبه او بلند گردد.

[5]- یافت نشد

[6]- کشکول شیخ بهایی ج‏1 ص 219
عابدی در کوه لبنان بد مقیم ****در بن غارى چو اصحاب رقیم‏
روى دل از غیر حق برتافته **** گنج عزت را ز عزلت یافته‏
روزها میبود مشغول صیام **** یک ته نان میرسیدش وقت شام‏
نصف آن شامش بدو نصفى سحور**** وز قناعت داشت در دل صد سرور
بر همین منوال حالش میگذشت **** نآمدى از کوه هرگز سوى دشت‏
از قضا یکشب نیامد آنرغیف **** شد ز جوع آن پارسا زار و نحیف‏
کرد مغرب را ادا وانگه عشا**** دل پر از وسواس و در فکر عشا
بسکه بود از بهر قوتش اضطراب****نه عبادت کرد عابد شب نه خواب‏
صبح چون شد زان مقام دلپذیر**** بهر قوتی آمد آن عابد بزیر
بود یک قریه بقرب آنجبل****اهل آن قریه همه کبر و دغل‏
عابد آمد بر در گبری ستاد****گبر او را یک دو نان جو بداد
عابد آن نان بستد و شکرش بگفت****وز وصول طعمه‏اش خاطر شگفت‏
کرد آهنک مقام خود دلیر****تا کند افطار برخبز شعیر
در سرای گبر بد گرگین سگى****مانده از جوع استخوانی و رگى‏
پیش او گر خط پرگاری کشى****شکل نان بیند بمیرد از خوشى‏
بر زبان گر بگذرد لفظ خبر ****خبز پندارد رود هوشش ز سر
کلب در دنبال عابد پو گرفت**** از پی او رفت و رخت او گرفت‏
زاندو نان عابد یکى پیشش فکند**** پس روان شد تا نیابد زو گزند
سگ بخورد آن نان و از پی آمدش**** تا مگر بار دیگر آزاردش‏
عابد آن نان دگر دادش روان****تا که باشد از عذابش در امان‏
کلب آن نان دگر را نیز خورد**** پس روان گردید از دنبال مرد
همچو سایه از پی او میدوید**** عف و عف میکرد و رختش میدرید
گفت عابد چون بدید این ماجرا****من سگى چون تو ندیدم بیحیا!
صاحبت غیر دو نان جو نداد****وان دو را خود بستدی ایکج نهاد
دیگرم از پی دویدن بهر چیست****وین همه رختم دریدن بهر چیست؟
سگ بنطق آمد که ای صاحب کمال****بیحیا من نیستم چشمت بمال‏
هست از وقتی که من بودم صغیر**** مسکنم ویرانه این گبر پیر
گوسفندش را شبانی میکنم****خانه‏اش را پاسبانی میکنم‏
که بمن از لطف نانی میدهد****گاه مشت استخوانی میدهد
گاه از یادش رود اطعام من ****در مجاعت تلخ گردد کام من‏
روزگاری بگذرد کاین ناتوان****نه زنان یا بدنشان نه ز استخوان‏
گاه هم باشد که این گبر کهن ****نان نیابد بهر خود نه بهر من‏
چونکه بر درگاه او پرورده‏ام ****رو بدرگاه دیگر ناورده‏ام‏
هست کارم بر در این پیر گبر****گاه شکر نعمت او گاه صبر
تو که نامد یکشبی نانت بدست **** در بنای صبر تو آمد شکست‏
از در رزاق رو برتافتى **** بر در گبری روان بشتافتى‏
بهر نانی دوست را بگذاشتى **** کرده با دشمن او آشتى‏
خود بده انصاف ایمرد گزین **** بیحیا ترکیست من یا تو ببین؟
مرد عابد زین سخن مدهوش شد **** دست خود بر سر زد و بی‏هوش شد
ایسگ نفس بهائی یاد گیر **** این قناعت از سگ ان گبر پیر
بر تو گر از صبر نگشاید دری **** از سگ گرگین گبران کمتری

[7]- مستدرک‏الوسائل ج : 12 ص : 147
الدَّیْلَمِیُّ فِی الْإِرْشَادِ، عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ ثَلَاثَةٌ مَعْصُومُونَ مِنْ إِبْلِیسَ وَ جُنُودِهِ الذَّاکِرُونَ لِلَّهِ وَ الْبَاکُونَ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَغْفِرُونَ بِالْأَسْحَارِ

امضای محبّ الزهراء

"خدایا اگر مرا به جرمم مؤاخذه کنی تو را به عفوت مؤاخذه می کنم.
و اگر مرا به گناهم بازخواست کنی تو را به مغفرتت بازخواست می کنم.
و اگر مرا داخل جهنّم کنی به اهل جهنّم اعلام می کنم که
من خدا را دوست داشتم."

(فرازی از مناجات شعبانیه،مفاتیح الجنان، ص259)



بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 4 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 29-01-2011, 14:03   #2
همکار انجمن ادبیات فارسی
 
darvish-morad آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Dec 2009
محل سکونت: اهواز
نوشته ها: 328
Thanks: 2,820
Thanked 886 Times in 241 Posts
پیش فرض

یاعزیزالقلوب


ای عزیز...آنچه که هستی .هدیه خداوندست به تو...وآنچه که میشوی هدیه ی توست به خداوند .پس بی نظیرباش تا ازتوراضی گردد .

امضای darvish-morad یاانیس القلوب اللهم...ابیض وجهی وزدنی علما بحق الحسن ابن علی ایهالمجتبی ع
برگ سبزیست تحفه ی درویش چه کند بینوا ندارد بیش...یاعلی مدد.
از فقیرحقیر : درویش مراد...فدای علی وفاطمه سلام الله علیهم اجمین
darvish-morad آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 4 Users Say Thank You to darvish-morad For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
ما, چگونه, از, است, بدانیم, خدا, راضی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttp://www.nooreaseman.ir/p/blog-page_6643.htmlRSS Feedتبادل لينك

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 15:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1