شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 12-02-2012, 12:45   #1
کاربر کوشا
 
mahdi1994 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2011
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 327
Thanks: 672
Thanked 981 Times in 277 Posts
پیش فرض نامه زیبای آيت‌الله محمدحسين بهجتي به فرزندش

دريا باش، نه حباب
نامه آيت‌الله محمدحسين بهجتي به فرزندش

اشاره
متني كه در زير از نظر می گذرانيد ، نامه ای اخلاقی از مرحوم آيت الله محمدحسين بهجتي(شفق) امام جمعه فقيد اردكان است که خطاب به فرزندش نوشته است.

فرزند دلبندم،
سلامي دلپذيرتر از نسيم بهاري و خوشبوتر از گل‌هاي کوهساري و گرمتر از چشمه خورشيد و روشنتر از سپيده‌دمان به تو تقديم مي‌دارم؛ سلامي برخاسته از پرده جان، سلامي پرورده شور و اشتياق.

گرامي فرزندم،
اي شکوفه آرزو و بهار اميدم، اميد آن دارم که چون باد هميشه تکاپوگر و چون برق، همواره ظلمت‌شکاف و چون مهر، هميشه پرتو‌افشان و چون بدر، هماره شب‌زنده‌دار و چون شباهنگ همه شب سحرخيز باشي.

اي دل‌پسند دلخواه،
دلم مي‌خواهد چون ستاره بر لب بام هستي بدرخشي و چون کهکشان از افق‌هاي بلند بتابي؛ چون قلّه هيماليا، بر آسمان سرکشي و چون شفق، نور آفتاب را در سينه خود نگهداري؛ چون ارواح پاک از فرط صفا به عرش پر گيري و چون مسيح بر آسمان عروج کني؛ چون امواج يک لحظه از حرکت باز‌نايستي؛ چون دريا عميق و بي‌کران باشي. دلم مي‌خواهد چون صدف، پر گوهر اما خاموش باشي؛ چون براق، مرکب جان خويش گردي و آسمان‌ها را درنوردي تا پيمبر جانت را به معراج قُرب جانان برساني. دلم مي‌خواهد در اخلاص، سلمان و در زهد اباذر و در اسرار، کميل و در شوق و استقامت حجر بن عدي، در بيان حجّت، هشام بن حکم و در علم و حکمت، مؤمن الطّاق و در عرفان و عمل اويس قَرن و در صبر و ثبات، زينب زمان باشي.

نور چشمم،
چشم دارم که کم از ذره نباشي که با همه خردي، همتي بلند دارد و تا به آفتاب نرسد، پاي از سير و دست از طلب نکشد.
ذرۀ خرد به خورشيد رسيد از سبـکي ماند سرگشـته به راه آن که سبـک‌بار نشد
آشنا باش کزين پـرده خبرها شنـوي گوش بيـگانه ز اسرار، خبـر‌دار نشد
مي‌خواهم کم از نحل نباشي، نمي‌بيني که با همه ضعف و ناتواني چه شيرين‌کار و سازمان‌ديده و پرتلاش، دوست‌نواز و دشمن‌گداز است. جز از گل‌هاي پاک ننوشد؛ از گل‌هاي هرزه و بدبو بپرهيزد و جز بر گياهان پاک ننشيند و برنخيزد.
مي‌خواهم دريا باشي نه حباب، دريا باشي که قطرات سرگردان باران و رودهاي بي‌قرار و جوي‌ها و نهرهاي بي‌پناه را در سينه خود جاي دهي و از الطاف بي‌دريغ خويش همه را بهره‌مند سازي، حباب نباشي که سبک‌مايه و تنگ‌حوصله بوده، از پروا آکنده باشي که فرجام هوا زوال و فناست.
حباب آسا هواي خودنمائي کرد دلتنگم شدم هم صحبت دريا چو ترک اين هوا کردم
چو دريا باش که ظاهرش از باطنش بهتر است؛ نه چون حباب که ظاهري آراسته دارد و باطني خراب، بر باطن تهي خويش پرده از ريا و تزوير کشيده و سر به کبريائي برافراخته است و بدين جهت است که بد‌عاقبت است؛ نسيمي پرده‌اش بدرد و بادي آبرويش ببرد.
مي‌خواهم چون شميم گل‌هاي کوهستاني باشي که از خود به‌درمي‌رود و به نقطه‌هاي دور پراکنده مي‌گردد تا از عطر خويش دل‌هاي پريشان را جمع و جان‌هاي محزون را شاد و شکفته سازد و مبادا هرگز چون شعله به گِرد خويش پيچي و چون گردباد خودمحور باشي، نبيني که شعله از خودخواهي، دور و نزديک را بسوزد تا خود برافروزد و گردباد از خودمحوري، غبار برانگيزد و فضا را تيره سازد؟!

فرزند دلبندم،
نصيحتي خواسته بودي، چند جمله مي‌نويسم شايد از آن ميانه يکي کارگر افتد و تو را مي‌سزد که اندرز پدر به جان بپذيري که هم تو شايسته و عاشقي و هم من، دلسوز و مشفق.

فرزندم،
بزرگترين مانع رسيدن به کمال آلوده بودن به گناه است که گناه سمّ قتّال است و اسباب وبال. هر اندازه از گناه فاصله گيري، به خدا نزديک شوي و هر چه بيشتر گناه را ترک کني، رضاي حق را بهتر جذب کني. حافظ مي‌گويد:
در ره منزل ليـلي که خطرهاست در آن شرط اول قـدم آنست که مجنـــون باشي
غوطه در اشک بزن، کاهل طريقت گويند پاک شو اول و پس ديده بر آن پاک انداز!

عزيزم،
اول‌گام راهيان طريق حق، اطاعت فرمان و ترک عصيان است. جائي که صفي‌الله را با ترک اولائي ز بهشت مي‌رانند؛ چگونه آلودگان را با آن همه گناه به بهشت فراخوانند؟! اگر مي‌خواهي به قرب خدا رسي؛ بايد ترک هوا کني که صاحبان گناه، آبروئي ندارند و آنان را به کعبه رضاي حق راهي نيست. بيچارگي و واماندگي و بدبختي بشر، همه از معصيت است که گناه، عامل ذلت و باعث نکبت و وسيله سلب توفيق و سبب لغزش از طريق است.
دعاي کميل را با تفکر در واژه واژه آن بخوان تا از عواقب شوم گناه آگاه گردي. خوب بينديش که علي(عليه‌السلام) چه مي‌گويد و آثار شوم گناه را چگونه بيان مي‌فرمايد. گاهي گناه، بلا نازل مي‌سازد و گاه برکت مي‌برد و گاه مانع رفع دعا و اجابت التماس بنده مي‌گردد؛ گاهي حلاوت عبادت را از آدمي مي‌گيرد که دل از گناه تيره مي‌شود و توفيق از انسان دور مي‌گردد. آن گاه در پايان دعا، بي‌تابي علي را با همه عصمت و طهارتش بنگر؛ درست چون مجروحي خون از بدن رفته و چون زمين‌خورده‌اي دست و پا شکسته و چون مصدومي در تصادف متلاشي گشته، دست استغاثه برمي‌آورد و فرياد برمي‌دارد و پريشان و بي‌طاقت مي‌نالد که خدايا زود باش، شتاب کن، همين شب، همين ساعت، همين لحظه دستم را بگير که مي‌افتم، توفيقم بخش که اين زهر هلاکم مي‌کند، درمانم کن که اين درد هم اکنون مرا مي‌کشد. از درد به خود مي‌پيچد که هر نفس، خطر مرگ تهديدش مي‌کند، ناله مي‌زند و خدا را قسم مي‌دهد که: «...ان تهب لي في هذه اللّيله و في هذه الساع کلّ جرم اجرمته و کلّ ذنب اذنبته...»
راستي چه بي‌انصافي و بزرگ‌ستمي است که انسان با مولاي مهربان خويش درافتد و با آن همه عنايت و نوازش و مرحمت که از او مي‌بيند، باز جرئت ورزد و فرمان او را مخالفت نمايد. آه، چه بي‌شرمي از اين بالاتر و چه وقاحتي از اين زشت‌تر؟ و چه گستاخي از اين رسواتر؟ آه، چه خجلت‌آور است که او با بي‌نيازي، ناز تو کشد و تو با آن همه نياز، به او پشت کني!! او تو را فراخواند و تو فاصله گيري و به عقب برگردي؛ او در حق تو، وفا کند در پي وفا، کرم کند بر سر کرم و نعمت دهد پياپي و نوايت رساند دمادم و تو در حق او، جفا کني بر سر جفا و جرئت‌ ورزي در پي جرئت!! دعوتش را نپذيري و محبتش را ناسپاسي کني. کفران ورزي و سرپيچي کني. واي و صد واي از اين جسارت که او تو را جويد و خواند و تو از او در غفلت به سر بري. او به تو رو مي‌آرد و تو از او بگريزي. او به گرمي پاسخت گويد و تو دعوتش را اجابت نکني.

عزيز من،
هر گناهي جسارت به خداست. اين همه جسارت را چگونه تحمل مي‌کني؟! آيا روزي مي‌تواني آن را تلافي کني. دعاي توبه زين العابدين را بخوان؛ ببين و بينديش، بخوان و بازخوان. بنگر که چگونه گناه در نظر وي عظيم و غير‌قابل‌جبران است. مي‌فرمايد: «اگر آن قدر دستم را به درگاه تو بلند سازم تا بازوانم از پيکر فروافتد و اگر در برابرت به معذرت رکوع روم و آن‌قدر رکوعم را طولاني کنم تا پشتم بشکند و اگر در برابر تو آن‌قدر به خاک افتم تا مهره‌هاي گردنم از کار افتد و اگر تلافي گناه را همه عمر به جاي نان و آب، خاک و خاکستر خورم با اين همه شايسته بخشش يک گناه نگردم.»

فرزندم،
خوب در گناهان گذشته و حال خويش بينديش و همواره آن را به ياد داشته باش و همواره هراسان و بيمناک باش که کار گناه وخيم است و عاقبتش نامعلوم. اگر تو آن را فراموش کني، خدا فراموش نخواهد کرد. هر زمان که حالي داري، استغفار کن و از خد آمرزش خواه که پيامبر گرامي با عصمت عظيمش هر روز هفتاد بار استغفار مي‌کرد. خوف از گناه علامت ايمان است که پيامبر(ص) به اباذر فرمود: «نشان مؤمن آن ست که اگر گناهي کند چنان هراسان باشد که گوئي در کنار صخره‌اي لرزان قرار گرفته که هر لحظه بيم آن مي‌رود که آن صخره عظيم فروغلتد و بر او فروافتد.»

فرزندم،
به خود اجازه هيچ گناهي مده اگرچه خرد و حقير باشد؛ که هر گناهي مخالفت خداست و مخالفت خدا در هر امر عظيم است و علي(عليه السلام) فرمود: «اشدّ الذنوب ما استخفّ به صاحبه؛ سخت‌ترين گناه گناهي‌ست که گنه‌کار آن را کوچک شمارد.» مگر نه اين است که کوه‌هاي بزرگ از سنگ‌ريزه‌هاي خرد و درياي بي‌کران از قطرات باران فراهم مي‌آيد؟ شاعر عرب مي‌گويد:
خلِّ الذنوب صغيرها و کبيرها فَهُوَ التُّقي لا تُحقِرنَّ صغيرهً ان الجِبال مِن الحِصي
و امام بزرگوار موسي بن جعفر(عليه‌السلام) فرمود: «خشم خدا در ميان گناهان پنهان است، پس هيچ گناه را مرتکب مشو چه داني شايد همان گناه کمين‌گاه خشم خداست و تو با ارتکاب آن به خشم خدا دچار خواهي شد.»

عزيزم،
گاه يک شعله موجب حريقي بزرگ مي‌گردد و کبريتي خرمني را آتش مي‌زند و موئي ديده را کور مي‌سازد؛ پس مبادا هيچ گناهي را کوچک شماري که در ديد بزرگان معرفت هر گناهي کبيره است.
هر چند که پند در جهان بسيار است پندي دهمت که گوهري شهوار است
مشمار گنه خرد و گر چند کم است يک شعله کم آفت صد نيـــزار است
اگرچه سخن به درازا کشيد، بگذار سخني ديگر از زين‌العابدين(عليه‌السلام) که دردشناس و درمان‌دان است، در خطر گناه، براي تو بخوانم که تو فروغ چشم و آرام دل مني و دريغم آيد که تو را از خطرات گناه در حدّ توان خويش آگاه نسازم. دوست دارم که تو را پيش از سقوط در چاه، بيدار سازم تا به چاه نيفتي و اگر خداي ناکرده افتادي، رهائي خويش را به سرعت چاره‌ جوئي و در چاه نماني که ماندن همان است و هلاکت همان. در مناجات نخستين از مناجات پانزده‌گانه زين‌العابدين(عليه‌السلام) چنين مي‌خواني: «الهي البستني الخطايا ثوب مذلّتي وَ جَلّلني التباعد منک لباس مسکنتي و امات قلبي عظيم جنايتي؛ يعني، خدايا گناهان لباس ذلّت و خواري بر تنم پوشانده و دوري از تو جامه بدبختي و بيچارگي در برم کرده و جنايت بزرگ من، دلم را نه افسرده که مرده ساخته است.»
در هر حال مردانه کوشش کن و به هر طريق که مي‌تواني از راه مراقبه يا محاکمه يا ندامت و توبه و يا استغفار و التماس، گرد معصيت و غفلت را از آينه دل بزداي و مراقب باش تا دگر باره غبار بر آن ننشيند.

فرزند محبوبم،
از تو که کم گناه کرده‌اي و دلي پاک و باصفا داري، فراوان التماس دعا دارم. مبادا پدر گنه‌کارت را فراموش کني، تو را به خدا مي‌سپارم.
خدا‌حافظ
پدرت محمد‌حسين بهجتي

امضای mahdi1994
از ماموریت که برگشت خوشحال بود:
پرسید: راستی فرمانده ! گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟
ابلیس جواب داد : امام اینها که بیاید ، روزگار ما سیاه خواهد شد ، اینها که گناه می کنند امامشان دیرتر می آید....



************



مثل هر جمعه با یک بغل پرونده از اتاق زد بیرون
هنوز قدم از قدم برنداشته با کنجکاوی پرسیدم : این هفته پرونده ها چطور بود؟
یک نگاه عاقل اندر سفیه بهم انداخت و در حال که با سر به اتاق اشاره می کرد ، آرام گفت:
صدای گریه آقا را نمی شنوی؟
mahdi1994 آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to mahdi1994 For This Useful Post:
قدیمی 12-02-2012, 12:45   #2
کاربر کوشا
 
mahdi1994 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2011
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 327
Thanks: 672
Thanked 981 Times in 277 Posts
پیش فرض




ایشان از شاگردان حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) و اولین شاعر شعر انقلاب اسلامی (متخلص به شفق) بودند که پس از سالها تلاش علمی در حوزه علمیه قم و امامت جماعت مسجد الرسول در تهران، پس از تصدی مسئولیت نمایندگی امام و امامت جمعه یزد به امامت جمعه اردکان منصوب شدند.


متولد 1314 بودند و از 7 سالگی فراگیری علم و دانش را در مکتب های آن زمان شروع کردند.

در عرض یک سال و نیم دروس پنج ساله دبستان را آموختند.

در 12 سالی وارد حوزه علمیه اردکان شده و زیر نظر آیات عظام خاتمی و ملا محمد حائری شروع به فراگیری علم فقه نمودند.

در 16 سالگی به مدرسه مصال یزد رفتند و زیر نظر آیات عظام شیخ محمد علومی و سید علی محمد کازرونی به ادامه فراگیری دانش پرداختند و در همان زمان با آیت الله مصباح یزدی آشنا شدند.

در سال 1331 هجری شمسی به تشویق ملامحمد حائری به قم رفته و در مدرسه خان (آیت الله بروجردی) و فیضیه و حجتیه سکنی گزیدند.

...

امضای mahdi1994
از ماموریت که برگشت خوشحال بود:
پرسید: راستی فرمانده ! گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟
ابلیس جواب داد : امام اینها که بیاید ، روزگار ما سیاه خواهد شد ، اینها که گناه می کنند امامشان دیرتر می آید....



************



مثل هر جمعه با یک بغل پرونده از اتاق زد بیرون
هنوز قدم از قدم برنداشته با کنجکاوی پرسیدم : این هفته پرونده ها چطور بود؟
یک نگاه عاقل اندر سفیه بهم انداخت و در حال که با سر به اتاق اشاره می کرد ، آرام گفت:
صدای گریه آقا را نمی شنوی؟
mahdi1994 آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to mahdi1994 For This Useful Post:
قدیمی 12-02-2012, 13:01   #3
کاربر کوشا
 
mahdi1994 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2011
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 327
Thanks: 672
Thanked 981 Times in 277 Posts
پیش فرض نامه یک جوان گناهکار به حضرت آیت الله العظمی دوزدوزانی مدظله

سلام علیکم
التماس دعا دارم در این ایام عزاداری سالار شهیدان
من قبل از اینکه به بلوغ برسم یعنی از 12 سالگی شروع کردم به گناه زشت استمناء بعد 13 سالگی به بلوغ رسیدم تا حالا هم به این گناه شدیداً عادت کردم تا حالا 100 بار ترک کردم 2 ماه سه ماه ولی باز اومد سراغم می خوام ترکش کنم نمی تونم میخوام خدا منو ببخشه نمیدونم می بخشه یا نه می خوام سالم باشم بتونم درسامو خوب بخونم فرد مفیدی باشم بین شیعیان علی ابن ابیطالب ولی نمی تونم می خوام قرآن بخونم نمی تونم می خوام مثل بچگیم نماز شب بخون نمی تونم می خوام برم مسجد نمی تونم می خوام درس بخونم نمی تونتم می خوام از گناه دور باشم ولی نمی تونم همه میگن تو نمی خواهی که نمی تونی ولی به خدا قسم می خواهم ولی نمی تونم به هر بهونه ای می خوام ترکش کنم ولی مثل اینکه خدا سرنوشت ما رو تو جهنم رقم زده نمیشه که بیرون نرفت نیمشه که اینترنت نرفت نمیشه که صله رحم نکرد نمیشه که چیزی نخرید واسه همه اینها کارهای شهوانی توشون خوابیده میگن قطع صله ارحام حرامه ولی من میرم و یا میان خونمون به گناه می افتم میگن دور از اجتماع بودن حرامه ولی من با این هم به گناه می افتم میگن اگر میتونی و امر به معروف و نهی منکر نمی کنی و یا تبلیغ اسلام نمیکنی این هم حرامه پس چی حلاله توی این دنیا؟ می خوام صیغه کنم خانواده با چشم زنا کار نگام میکنن می خوام استمناء رو ترک کنم نمی تونم پس شما بگین من چه کار بکنم؟ می خوام خودکشی کنم اینم میگن حرامه میخوام امام زمان رو ببینم میگن تو گناه کاری نمیشه دیدش پس مگه امام ماها نیست فقط امام شما علماست می خوام برم مقلد یکی بشم که همه چیز رو آسون گرفته می گن تقلیدت باطله این جوری پس چی؟ من باید چه کار کنم؟ هیشکی بهم کمک نمیکنه به دوستم میگم چیکار کنم میگه به من چه هر غلطی که دوست داری بکن بعد میگه پیامبر گفته الناکح بالید ملعون و باید از تو کناره گیری کرد! پس کی به فکر ترک این گناه منه؟ کی به من کمک میکنه که من بچه خوبی بشم؟ امام زمان ازم راضی بشه؟ خدا مبدونه شما که الکی اسمتون رو گذاشتن نماینده امام زمان و خدا اصلا به فکر من آدم گناه کار که نیستی به فکر ریش و خمس و زکات و درس خارج و از این حور چرت و پرت ها بعدشم توی یک دژی زندگی میکنید که کسی به شما دسترسی نداشته باشد و همتون هم توی قم جمع شدین انگار اگر بیایید بیرون از اونجا بیایین تبلیغ توی شهرستانها جونتون درمیاد!حالا دیدی این هم از بی ادبیمه آخه دیگه حوصله هیشکی رو ندارم نه خدا نه بابام نه مامانم نه دوستم نه نه اسلام و نه احکامی که از هر 100 تاش 99 تاش حرومه خوب خود دانید اگر صلاح میدونید نمی خواید من و به حال خودم رها کنید جواب سوالمو بدین و من بیچاره رو بد بخت نکنید.

یا علی

امضای mahdi1994
از ماموریت که برگشت خوشحال بود:
پرسید: راستی فرمانده ! گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟
ابلیس جواب داد : امام اینها که بیاید ، روزگار ما سیاه خواهد شد ، اینها که گناه می کنند امامشان دیرتر می آید....



************



مثل هر جمعه با یک بغل پرونده از اتاق زد بیرون
هنوز قدم از قدم برنداشته با کنجکاوی پرسیدم : این هفته پرونده ها چطور بود؟
یک نگاه عاقل اندر سفیه بهم انداخت و در حال که با سر به اتاق اشاره می کرد ، آرام گفت:
صدای گریه آقا را نمی شنوی؟
mahdi1994 آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to mahdi1994 For This Useful Post:
قدیمی 12-02-2012, 13:01   #4
کاربر کوشا
 
mahdi1994 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2011
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 327
Thanks: 672
Thanked 981 Times in 277 Posts
پیش فرض

باسمه تعالی

سلام علیکم؛
چون بی ­مقدمه پرسش خود را مطرح کرده بودی من هم بی­ مقدمه سر اصل مطلب می­روم، عزیزم باید توجه داشته باشی احکام الهی – مخصوصاً محرمات – بیشتر برای سلامت انسان­هاست – سلامت بدنی یا روانی و یا روحی و یا اجتماعی – امروزه همه می­دانند که روزه بدن انسان را پالایش می­دهد و چربی اضافی را می­گیرد، حضرت فرموده: «صوموا تصحوا = روزه بگیرید سالم باشید.» همچنین است حرمت استمناء، چرا که استمناء ضعف اعصاب می­آورد و موجب اختلال روان می­باشد و لذا باید توجه کنید فایده اول ترک حرام کلاً به خود انسان برمی­گردد. فرزندم خداوند انسان را مختار خلق کرده که می­تواند با اختیار خود خیلی از حرام­ها را ترک نماید. تصمیم انسان می­تواند او را از افراد صالح قرار دهد. باز معصوم می­فرماید: همت­های مردان کوه­ها را از بُن و ریشه می­کند. شما از رحمت الهی مأیوس نباش، خداوند تمام گناهان را می­ بخشد، امروز البته دیر شده و این تصمیم را به فردا موکول نکن، در یک آن با تصمیم خود می­توانی در جرگه انسان­های خدایی قرار بگیری. از همت امام حسین علیه­ السلام و یارانش بالخصوص حضرت قاسم که با گریه اجازه میدان گرفت یاری بجوی و ناامید نشو، خداوند اگر حرام­هایی را بیان کرده راه­های حلالی را که غرایز انسان­ها را کنترل کند را هم بیان فرموده است. شما از خدا کمک بخواه تا خداوند راه را به شما نشان دهد. شما هم ناامید نشو، به یاد داشته باش که خداوند فرموده: «لیس للانسان الا ما سعی = انسان چیزی جز تلاش خویش ندارد.» ما در زندگی در برابر احکام الهی دو نوع تلاش را باید همیشه مد نظر داشته باشیم. اول باید تلاش کنیم مبتلا به گناه نشویم و واجبات خود را انجام دهیم، همانطور که شما انشاءالله حرام­ های زیادی را ترک می­کنید و به واجبات بسیاری عمل می­ کنید و در درجه بعد اگر خدای ناکرده دچار گناهی شدیم – یعنی مرتکب حرامی شدیم و یا واجبی را ترک کردیم - وظیفه ما تلاش برای ترک آن گناه است و این سعی و تلاش ماست که ما را مستحق ثواب و پاداش الهی می­نماید، هر چه این تلاش بیشتر باشد ثوابش بیشتر است و به این دو تلاش جهاد اکبر گفته می­شود، یعنی جنگ با آنچه نفس انسان برخلاف دستورات الهی امر می­کند. انسان باید همیشه در چنین حالتی باشد و از خداوند متعال در این راه کمک بخواهد و اگر در این حالت دنیا را وداع بگوید به صورت مجاهد فی سبیل الله مرده است و امید است که خداوند گناهان او را ببخشاید. پس از خدا کمک بخواه و تلاش خود را برای شناسایی گناهان و ترک آن­ها قطع نکن و از رحمت بیکران الهی ناامید نباشد، من هم شما را دعا می­کنم که مثل حر که آلوده مقام و مرتبه دنیایی بنی امیه شده بود و در برابر امام زمان خود ایستاد و شاید او موجب واقعه عاشورا شد اما با یک تصمیم سرنوشت ساز از لبه ی پرتگاه برگشت و خود را در جرگه شهدای در راه خدا قرار داد، بتوانی تصمیمی سرنوشت ساز برای خود بگیری.

امضای mahdi1994
از ماموریت که برگشت خوشحال بود:
پرسید: راستی فرمانده ! گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟
ابلیس جواب داد : امام اینها که بیاید ، روزگار ما سیاه خواهد شد ، اینها که گناه می کنند امامشان دیرتر می آید....



************



مثل هر جمعه با یک بغل پرونده از اتاق زد بیرون
هنوز قدم از قدم برنداشته با کنجکاوی پرسیدم : این هفته پرونده ها چطور بود؟
یک نگاه عاقل اندر سفیه بهم انداخت و در حال که با سر به اتاق اشاره می کرد ، آرام گفت:
صدای گریه آقا را نمی شنوی؟
mahdi1994 آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to mahdi1994 For This Useful Post:
قدیمی 12-02-2012, 13:02   #5
کاربر کوشا
 
mahdi1994 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2011
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 327
Thanks: 672
Thanked 981 Times in 277 Posts
پیش فرض

اما در مورد دیدن امام زمان عجل الله فرجه نوشته بودی، همیشه یادت باشد که دیدن آقا مهم نیست، ابوسفیان و ابولهب و... حضرت رسول صلی الله علیه و آله را می­دیدند و ایمان نیاوردند و این دیدن اتفاقاً به ضرر آن­ها تمام شد، مهم این هست که ارتباط معنوی و قلبی خودت را با آقا قطع نکنی برای آقا و ظهور حضرت دعا کن مطمئن باش که ایشان هم برای شما دعا می­کند، در مورد گناهان خودت هم با کسی غیر خدا صحبت نکن، چرا کاری را که خدا پرده ستاری بر روی آن کشیده برملا می­کنی، خداوند متعال در قرآن کریم فرموده: «قو انفسکم و اهلیکم ناراً = خودتان و خانواده خودتان را از آتش حفظ کنید.» هر کس باید برای رهایی خودش از شر شیطان و اسارت نفس تلاش کند و از دیگران کاری جز دعا بر نمی­آید، باز خداوند به رسول خودش که می­خواست همه را خوب کند می­ فرماید: «لست علیهم بمسیطر = تو بر ایشان تسلط نداری» اگر قرار بود کسی در جهان باشد که با نگاه او انسان­ها خوب بشوند و یا با تأثیر نفس او در انسان­ها تغییری ایجاد شود حضرات معصومین علیهم­السلام بودند که می­بینیم برخی افرادی که حتی با آن حضرات در تماس بودند دشمن ایشان شدند و نمونه بارز ایشان لشکری بود که با وجود سخنرانی­های مکرر حضرت سید الشهدا علیه­السلام با آن حضرت جنگیدند و آن حضرت وخانواده­اش را به شهادت رساندند، معلوم می­شود همه چیز به خود انسان و تلاش او بستگی دارد. وظیفه علما و مراجع هم بیان قوانین و احکام دینی برای مردمی هست که تصمیم دارند به دستورات الهی عمل کنند.
راستی این را هم به شما و همه جوانان عزیز یادآوری می­کنم که درب منزل ما همیشه به روی شما عزیزان باز است و در این جا هیچ دژی در کار نیست، خوشحال می­شوم که پس از زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها به ما سری بزنید.
سخن بسیار است که شاید در حوصله شما نباشد و در زمانی دیگر اگر موقعیتی پیش آمد بیان خواهد شد.
و السلام علیکم و رحمه الله
محرم الحرام 1431 قمری
برابر با آذرماه 1388 شمسی
دوزدوزانی

امضای mahdi1994
از ماموریت که برگشت خوشحال بود:
پرسید: راستی فرمانده ! گمراه کردن اینها چه فایده ای دارد؟
ابلیس جواب داد : امام اینها که بیاید ، روزگار ما سیاه خواهد شد ، اینها که گناه می کنند امامشان دیرتر می آید....



************



مثل هر جمعه با یک بغل پرونده از اتاق زد بیرون
هنوز قدم از قدم برنداشته با کنجکاوی پرسیدم : این هفته پرونده ها چطور بود؟
یک نگاه عاقل اندر سفیه بهم انداخت و در حال که با سر به اتاق اشاره می کرد ، آرام گفت:
صدای گریه آقا را نمی شنوی؟
mahdi1994 آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 3 Users Say Thank You to mahdi1994 For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
نامه هاي پيامبراعظم (ص) يادشهيد پیامبر اکرم(ص) 0 08-02-2012 10:42
نامه های سرگشاده با چه هدفی نوشته می شوند عباس محمدی اخبار سیاست داخلی 0 26-12-2011 15:55
روضة الشهداء يادشهيد داستان های مرتبط با امام حسین(ع) 9 22-12-2011 01:07
دوره كامل قصه هاى قرآن golenarges مباحث قرآنی 96 09-10-2011 14:44
بررسی و مقایسه ی سه نامه ی تاریخی آیت الله هاشمی رفسنجانی s0r0ush مباحث سیاست داخلی 20 06-02-2011 22:20

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 07:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1