شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 10-03-2012, 15:29   #1
اخراج شده
 
يادشهيد آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2011
نوشته ها: 3,189
Thanks: 8,807
Thanked 4,774 Times in 2,280 Posts
پیش فرض شهيد مطهرى، پيامهاى عاشورا و خطر تحريف، مرورى دو باره

شهيد مطهرى، پيامهاى عاشورا و خطر تحريف، مرورى دو باره(1)


درك پيام عاشورا و الگوگيرى از آن در گرو درك حقيقت قيام كربلا وارائه تفسير صحيح از آن و شناخت و مبارزه با تحريفاتى است كه ممكن است در اين حادثه رخ دهد.
در طول تاريخ، عالمان روشن‏ضمير شيعه، پيوسته نگهبانى از اين سنگربزرگ را به عهده داشته‏اند و استاد شهيد آيةالله مرتضى مطهرى يكى ازاين عالمان دردآشنايى است كه در زدودن تحريفات از حركت عاشوراو نشان دادن چهره سازنده آن تلاش كرده است. بررسى كامل ديدگاههاى ايشان در باره حركت سيدالشهدا(ع) و پيامها و پيامدهاى آنو آفاتى كه متوجه تحليل ‏ها و تفسيرهاى اين نهضت شده است وكاستى ‏هايى كه از نظر ايشان در اين زمينه وجود دارد ومسؤوليتى كه بر عهده محافل علمى و حوزوى وعالمان اسلامى مى‏باشد، نيازمند چندمقاله مستقل وگستره است كه اينك از محدوده و حوصله اين ويژه ‏نامه بيرون است. اما خالى گذاشتن اين مجموعه از يك مقاله محدود و انعكاس اجمالى ديدگاه هاى ايشان را نيز نپسنديديم. آنچه پيش روى داريد به تناسب دفتر سوم ويژه‏ نامه و به عنوان بازخوانى ومرورى كوتاه بر بخش عمده‏ اى از نظرات آن شهيد عزيز به تناسبمحور اصلى موضوعات اين شماره، نگاشته شده است.
نويسنده با توجه به اسوه بودن حركت سيدالشهدا(ع) براى همه آزادى ‏خواهان و غيرتمندان عالم،ابتدا به تبيين درس‏هاى عاشورا همچون: شخصيت يافتن جامعه اسلامى، و احياى امر به معروفونهى از منكر در نگاه آن دانشمند شهيد پرداخته است، آنگاه از همين منظر خطر تحريف و عواملآن‏را مورد بررسى قرار داده و در ادامه به رسالت علما و مسؤوليت مردم در مبارزه با تحريف اشاره ‏كرده است.
مقاله در بخش پايانى، مسؤوليت عالمان در نظام اسلامى را يادآور شده و آورده است با توجه به ‏حضورعلما در مسؤوليتهاى حكومت، براى مقابله بابدعتها وظيفه مضاعفى بر دوش آنان است چراكه‏ بيش از گذشته بايد از ايمان و اعتقادات صحيح‏ ودست‏ آوردهاى اسلام ناب محمدى(ص)پاسدارى كنند.
دقت و مطالعه عميق و تحليلى در قيام امام‏حسين(ع) نشان مى‏دهد كه اين حادثه اگر چهدر مكان خاصى اتفاق افتاده و محدود به زمان معينى بوده است اما حقيقت آن، مطلق و مجرداز زمان و مكان بوده و خاصيت الگوپذيرى در ذات آن نهفته است. واقعه كربلا الگويى براىرهبرى انقلابها و ايجاد تحولات بنيادين در جامعه بوده، تجربه پر ارزشى در اصلاح جوامع انسانى، راست كردن كجى ‏ها، زدودن فسادها و انحراف‏ها به شمار مى ‏رود.
حماسه نينوا در طول تاريخ اسلام الگوى كامل براى شكل‏گيرى تحولات سياسى درقلمرو جهان اسلام بوده است و در يك كلام، ضامن بقاى اسلام راستين به شمار مى ‏آيد. پرواضح است كه درك پيام عاشورا و الگوگيرى از آن براى ايجاد تحول عميق و سازنده درجامعه و رسيدن به جامعه مطلوب در گرو درك حقيقت قيام كربلا و ارائه تفسير صحيح از آنو شناخت و مبارزه با تحريفاتى است كه خواسته و ناخواسته به دست تحريف‏گران، درتحليل و تفسير اين قيام و بهره جستن از آن رخ مى ‏نمايد.
به موازات استمرار اين نهضت و حركت جوشان آن، عالمان روشن‏ ضمير شيعه نيزپيوسته نگهبانى از اين جبهه بزرگ را به عهده گرفته و از «اسلام مجسم» به خوبى پاسدارى كرده ‏اند. از جمله عالمان دردآشنايى كه در دهه ‏هاى اخير بر اين امر اهتمام ورزيده و درز دودن بر چسب‏هاى ناروا و تحريف از حركت عاشورا و نشان دادن چهره سازنده آن مجاهده كرده است استاد شهيد آيت الله مرتضى مطهرى است.
درس آموزى از عاشورا از يك سو و پاسدارى آن از خطر تحريف از جمله محورهاى مورد توجه ايشان از تفسير و تحليل اين قيام است كه به ترتيب در اين مقاله بازگو شده است.

الف. آموزه ‏هاى قيام حسينى

استعداد شبيه ‏سازى در حادثه عاشورا

از ديدگاه شهيد مطهرى «كسانى كه به خاطر يك سلسله اصول و مبادى قيام مى‏كنندونهضت مى‏نمايند در حقيقت به همه جهانيان بعد از خودشان پيامى دارند و به اصطلاحمعروف وصيتى دارند. آيندگان بايد با پيام آنها آشنا باشند و نداى آنها را بشناسند».
[1]
قيام امام‏حسين(ع) نيز از آن دست قيامهايى است كه بر اساس اصول بنيادين اسلام، باروش شناخته شده اسلام و برگرفته از سيره نبوى و علوى سامان يافته و داراى پيام و وصيتشفّاف براى آيندگان است. اگر چه اين نهضت صرفاً براى شبيه‏سازى و كپى‏گيرى معمارىنشده است اما به گونه‏اى طراحى شده است كه استعداد شبيه‏سازى در آن وجود دارد. شهيدمطهرى معتقد است:
«انسان وقتى تاريخ حادثه عاشورا را مى‏خواند، استعدادى براى شبيه‏سازى در آنمى‏بيند. همان طور كه قرآن براى آهنگ‏پذيرى ساخته نشده ولى اين طور هست و حادثهكربلا هم براى شبيه‏سازى ساخته نشده ولى اين طور هست. من نمى‏دانم و شايد شخصاباعبدالله در اين مورد نظر داشته است...متن تاريخ اين حادثه، گويى اساساً براىيك‏نمايشنامه نوشته شده است. شبيه‏پذير است، گويى دستور داده‏اند كه آن را براى صحنهبودن بسازند.»
[2]
اين خاصيت در حادثه كربلا نه صرفاً يك نمايش توخالى و صورت‏سازى عارى ازحقيقت باشد بلكه به خاطر رازى است كه در آن نهفته است:
«آن راز اين است كه اساساً خود اين حادثه، تمام اين حادثه تجسم اسلام است درهمه‏ابعاد و جنبه‏ها؛ يعنى راز اينكه اين حادثه نمايش‏پذير و شبيه‏پذير است، ايناست‏كه‏تجسم فكر و ايده چندجانبه و چند وجه و چند بعد اسلامى است؛ همه اصولوجنبه‏هاى اسلامى عملاً در اين حادثه تجسم پيدا كرده است؛ اسلام است در جريان و درعمل و در مرحله تحقق.»
[3]
«وقتى بخواهيم به جامعيت اسلام نظر بيفكنيم بايد نگاهى هم به نهضت حسينى بكنيم.مى‏بينيم امام‏حسين(ع) كليات اسلام را در كربلا به مرحله عمل آورده، مجسم كرده است ولى
تجسم زنده و جاندار حقيقى و واقعى، نه تجسم بى‏روح. انسان وقتى در حادثه كربلا تأملمى‏كند، امورى را مى‏بيند كه دچار حيرت مى‏شود و مى‏گويد اينها نمى‏تواند تصادفى باشد.وسرّ اينكه ائمه اطهار اين همه به زنده نگه داشتن و احياى اين خاطره توصيه و تأكيد كردهونگذاشته‏اند حادثه كربلا فراموش شود، اين است كه اين حادثه يك اسلام مجسم است.»
[4]
بدين ترتيب ائمه اطهار خواسته‏اند كه داستان كربلا به صورت يك مكتب تعليمى وتربيتى هميشه زنده بماند.

تفسير الگوساز

گام نخست در الگوپذيرى قيام عاشورا اين است كه راز جامعيت اسلام در كربلا دركشود و بر اساس آن، تفسيرى صحيح از اين حادثه ارائه گردد. در صورتى اين نكته از عاشوراقابل برداشت است كه قرائتى الگوساز از آن صورت گيرد. بى‏ترديد پيشوايان دينى از زمانپيغمبر اكرم(ص) و ائمه طهار(ع) دستور اكيد و بليغ داده‏اند كه بايد نام حسين بن على(ع)زنده بماند و بايد سوگوارى آن حضرت هر سال تجديد بشود. سؤال اساسى اين است كه چراچنين دستورى داده‏اند و چرا اين همه به اين موضوع اهتمام داشته‏اند؟
از اين رو تحليل ما از قيام امام‏حسين(ع) تعيين كننده است. از نگاه شهيد مطهرى حادثهعاشورا و تاريخچه آن، دو صفحه دارد؛ يك صفحه سفيد و نورانى و يك صفحه تاريك، سياهو ظلمانى. در نگاه دوم، قهرمان حادثه يزيد بن‏معاويه، عبيدالله بن زياد، عمر سعد، شمروامثال اينها است. وقتى اين صفحه تاريك مطالعه شود فقط ظلم است، جنايت است و رثاءبشريت، كه هيچ چيز غير از گريه، زارى و مرثيه را نمى‏طلبد اما اگر صفحه مقابل مطالعه شودقهرمان اين صفحه نورانى حسين است و اهل بيت و اصحاب او. اين صفحه ديگر جنايتوتراژدى نيست بلكه حماسه است، افتخار و نورانيت است، تجلى حقيقت، انسانيت و حقپرستى است. البته هر دو صفحه اين واقعه يا بى‏نظير است يا كم‏نظير و بايد به هر دوى آنهاپرداخت و آن را مورد تجزيه و تحليل عبرت‏آموز قرارداد، اما به قول آن استاد فرزانه:
«چرا ما صفحه نورانى اين داستان را كمتر مطالعه مى‏كنيم در حالى كه جنبه حماسىاين‏داستان صد برابر بر جنبه جنايى آن مى ‏چربد و نورانيت اين حادثه بر تاريكى آن خيلى‏ مى ‏چربد»
[5]؛
«اگر ما صفحه نورانى تاريخ حسينى را خوانديم آن وقت از جنبه رثائى ‏اش مى‏توانيم
استفاده كنيم و گرنه بيهوده است»
[6]؛
«پس اول بايد قهرمان بودنش براى شما مشخص بشود و بعد در رثاى قهرمان بگرييدوگرنه رثاى يك آدم نفله شده بيچاره بى‏دست و پاى مظلوم كه ديگر گريه ندارد و گريه ملتىبراى او معنى ندارد. در رثاى قهرمان بگرييد براى اينكه احساسات قهرمانى پيدا كنيد، براىاينكه پرتوى از روح قهرمان در روح شما پيدا شود و شما هم تا اندازه‏اى نسبت به حقوحقيقت غيرت پيدا كنيد، شما هم عدالت‏خواه بشويد. شما هم با ظلم و ظالم نبرد كنيد، شماهم آزادى‏خواه باشيد، براى آزادى احترام قائل باشيد، شما هم سرتان بشود كه عزت نفسيعنى چه، شرف و انسانيت يعنى چه، كرامت يعنى چه؟»
[7]
بنابراين بر اساس يك تفسير كه متاسفانه رواج هم يافته است پاسخ پرسش فوق اينمى‏شود كه ترغيب ائمه(ع) و اهتمام آنان در برپايى عزاى حسينى «براى اين است كه تسلىخاطرى براى حضرت زهرا باشد.» در اين صورت «خيال مى‏كنيم حسين بن على در آن دنيامنتظر است كه مردم برايش دل‏سوزى كنند يا - العياذ بالله - حضرت زهرا(س) بعد از هزاروسيصد سال آن هم در جوار رحمت الهى منتظر است كه چهار تا آدم فكسنى براى او گريهكنند تا تسلى خاطر پيدا كند!»
[8] اين نگاه نه تنها حيات‏بخش، پويا و حركت‏زا نيست بلكه بهتعبير شهيد مطهرى مسخره و نتيجه‏اى جز خرابى دين و ركود در جامعه ندارد.
اما در تفسير ديگر، حركت سيدالشهدا(ع) اسوه است و براى همه آزادى‏خواهانوغيرتمندان عالم طوفنده و جوشان است. در اين تفسير «حسين بن على درس غيرت بهمردم داد، درس تحمل و بردبارى به مردم داد، درس تحمل شدايد و سختيها به مردم داد. اينهابراى ملت درسهاى بسيار بزرگى بود. پس اين‏كه مى‏گويند حسين بن على چه كرد و چطورشد كه دين اسلام زنده شد، جوابش همين است كه حسين بن على روح تازه دميد، خونها را بهجوش آورد، غيرتها را تحريك كرد، عشق و ايده‏آل به مردم داد، حسّ استغنا در مردم بهوجود آورد، درس صبر و تحمل و بردبارى و مقاومت و ايستادگى در مقابل شدايد به مردمداد، ترس را ريخت، همان مردمى كه تا آن مقدار مى‏ترسيدند، تبديل به يك عده مردم شجاعو دلاور شدند.»
[9]
از اين منظر امام‏حسين(ع) پيام‏آور اسلام است، عاشورا نمايشگاهى مى‏شود كه ابعادمختلف اسلام به نمايش گذاشته شده تا انسانهاى ديگر از آن الگو بردارى كنند و در هرجامعه‏اى كه شرائط زمان امام حسين را پيدا كرد قيام حسينى به راه افتد. با اين تفسير امام‏حسين(ع) ديگر مختص به يك زمان و مكان خاص نيست،براى هميشه تاريخ است وچون روحى در كالبد اجتماع حضوردارد. براى همين درسهاى بزرگ است كه استاد مطهرى اصراردارد حادثه كربلا در وجهه حماسى آن مورد تحليل قرار گيرد و بهيك سوژه بزرگ براى مسلمانان تبديل گردد:
«اين‏كه من تأكيد مى‏كنم كه حماسه حسينى و حادثه كربلا وعاشورا بايد بيشتر از اين جنبه مورد استناد ما قرار بگيرد، بهخاطر همين درسهاى بزرگى است كه اين قيام مى‏تواند به مابياموزد. من مخالف رثاء و مرثيه نيستم، ولى مى‏گويم اين رثاءو مرثيه بايد به شكلى باشد كه در عين حال آن حس قهرمانىحسينى را در وجود ما تحريك و احيا كند. حسين بن على يكسوژه بزرگ اجتماعى است. حسين بن على در آن زمان يكسوژه بزرگ بود، هر كسى كه مى‏خواست در مقابل ظلم قيامكند، شعارش «يا لثارات الحسين»
[10] بود. امروز هم حسين بنعلى يك سوژه بزرگ است، سوژه‏اى براى امر به معروف و نهىاز منكر، براى اقامه نماز، براى زنده كردن اسلام، براى اين‏كهاحساسات و عواطف عاليه اسلامى در وجود ما احيا بشود.»
[11]


پي‌نوشت‌ها:

[1]. شهيد مطهرى، مرتضى، حماسه حسينى، مجموعه آثار، ج‏17، ص‏668.
[2]. همان، ص‏368.
[3]. همان، ص‏379.
[4]. همان، ص‏382.
[5]. همان، ص‏31.
[6]. همان، ص‏33.
[7]. همان، ص‏32.
[8]. همان، ص‏33.
[9]. همان، ص‏59.
[10]. مسند الامام الرضا، ج‏1، ص‏148.
[11]. حماسه حسينى، مجموعه آثار، ج‏17، ص‏59.
يادشهيد آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to يادشهيد For This Useful Post:
قدیمی 10-03-2012, 15:30   #2
اخراج شده
 
يادشهيد آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2011
نوشته ها: 3,189
Thanks: 8,807
Thanked 4,774 Times in 2,280 Posts
پیش فرض

شهيد مطهرى، پيامهاى عاشورا و خطر تحريف، مرورى دو باره(2)


درسهاى آموزنده

نگرش الهى، حماسى به نهضت عاشورا دستاوردهاى مهمىبه همراه دارد كه يكى از آنها تسهيل پيام‏گيرى از اين نمايش بى‏ همتاى اسلامى است. شهيد مطهرى با اين نگاه پيام‏هايى را ازاين نهضت برداشت كرده‏اند كه در اينجا به اهم آنها اشاره مى‏ شود:

1. شخصيت يافتن جامعه اسلامى

پديده‏ هاى اجتماعى از جهت تأثيرى كه در خود اجتماع باقى مى‏گذارند مختلف و گاهى متضادند. از اين حيث بعضى ازپديده ‏هاى اجتماعى، روح اجتماع را تاريك و كدر مى ‏كند،ترسو رعب به وجود مى ‏آورد، و به اجتماع حالت بردگى و اسارت مى ‏دهد، ولى يك سلسله پديده‏ هاى اجتماعى است كه به اجتماع صفا و نورانيت مى‏دهد، ترس اجتماع مى ‏ريزد، احساس بردگى و اسارت را از او مى ‏گيرد، به جايش جرأت، جسارات و شهامت به او مى ‏دهد. نوع دوم ازپديده ‏هاى اجتماعى نعمتى است كه نصيب هر ملتى به سادگى نمى ‏شود. به تعبير شهيدمطهرى سرمايه ‏اى است كه بالاتر از آن وجود ندارد:
«مسأله احساس شخصيت، مسأله بسيار مهمى است. از اين سرمايه بالاتر براى اجتماعوجود ندارد كه در خودش احساس شخصيت و منش كند، براى خودش ايده آل داشته باشدونسبت به اجتماعهاى ديگر حس استغنا و بى‏نيازى داشته باشد، يك اجتماع اين طور فكركند كه خودش و براى خودش فلسفه مستقلّى در زندگى دارد و به آن فلسفه مستقل زندگىخودش افتخار و مباهات كند و اساساً حفظ حماسه در اجتماع يعنى همين كه اجتماع ازخودش فلسفه‏اى در زندگى داشته باشد و به آن فلسفه ايمان و اعتقاد داشته باشد و او را برترو بهتر و بالاتر بداند وبه آن ببالد.»
[12]
نگاه حماسى به نهضت عاشورا است كه اين حماسه را در ملت اسلام ايجاد مى‏كند،جامعه حسينى را عزتمند و همراه با غرور مى‏سازد و اين هنر در قيام اباعبدالله(ع) وجوددارد و در جامعه آن عصر هم چنين اثر را به جاى گذاشت:
«بعد از شهادت امام‏حسين(ع) يك چنين حالتى به وجود آمد، يك رونقى در اسلام پيداشد. اين اثر در اجتماع از آن جهت بود كه امام‏حسين(ع) با حركات قهرمانانه خود روح مردممسلمان را زنده كرد، احساسات بردگى و اسارتى را كه از اواخر زمان عثمان و تمام دورهمعاويه بر روح جامعه اسلامى حكمفرما بود، تضعيف كرد و ترس را ريخت، احساسعبوديت را زايل كرد و به عبارت ديگر به اجتماع اسلامى شخصيت داد. او بر روى نقطه‏اىدر اجتماع انگشت گذاشت كه بعداً اجتماع در خودش احساس شخصيت كرد.»
[13]
و اين مهترين درسى است كه تا قيام قيامت مى‏تواند الهام‏بخش ملتهاى آزاده باشد بهشرطى كه ياد حسين(ع) ومجالس حسينى از حد احساس فراتر رفته بر عقلانيت و تدبر دراين قيام افزوده شود. ملتى كه شخصيت دارد همه چيز دارد اما ملتى كه همه چيز دارد ولىشخصيت و هويت ندارد هيچ چيز ندارد؛ هويتى حسينى كه امروزه بيش از هر زمان ديگربراى ملل اسلامى مورد نياز است.
در زمانى كه اموى‏ها سرمست از بازيافتن سلطنت و پادشاهى، بر همه چيز دست انداختهشخصيت اسلامى را در ميان مسلمين ميراندند، شخصيت كوفيان را آن‏چنان لگدمال كردندكه پس از دعوت از فرزند پيامبر و حركت او به سوى شهرى كه روزى مركز خلافت اسلامى
بود و افتخار شيعه على ابن ابى‏طالب بودن را با خود داشت با شنيدن اسم ابن زياد عقبنشسته و حسين(ع) را تنها گذاشتند؛ در اين حال قيام امام‏حسين(ع) آن‏چنان جوششى درآنان ايجاد كرد، آن‏چنان هويتى براى كوفيان به ارمغان آورد كه: «همين كوفه بعداز مدت سهسال انقلاب كرد و پنج هزار نفر توّاب از همين كوفه پيدا شد و سر قبر حسين بن‏على رفتند ودر آنجا عزادارى كردند، گريه كردند و به درگاه الهى از تقصيرى كه كرده بودند توبه كردند وگفتند ما تا انتقام خون حسين بن على را نگيريم از پاى نمى‏نشينيم.»
[14]
امروز نيز كه نظام قلدر پرور موجود در جهان به بهانه‏اى خودساخته بر همه چيز چنگانداخته و در صدد به انفعال كشاندن مسلمانان و هويت‏زدايى از كشورهاى اسلامى است،مسلمانان بايد غيرت و حميت حسينى را سر مشق قرار داده، قهرمانانه در مقابل آنانايستادگى كنند و بدانند كه ملت ايران با الهام از عاشورا و با بانك ابر مردى از تبار حسين دروحشت و ظلمت، نور هدايت را يافته و مقاومت و مبارزه را از حسين بن على(ع) آموختهاست و به خواست خدا در مقابل تمامى دنياى آنانى كه در مقابل دينشان ايستاده‏اند خواهدايستاد چرا كه به قول حضرت امام خمينى «انقلاب اسلامى ايران پرتوى از عاشورا و انقلابعظيم الهى آن است.»
[15]

2. احياى امر به معروف و نهى از منكر

اگر از صفحه تاريك و ظلمانى حادثه عاشورا فراتر رفته و به جنبه نورانى آن نظركنيم‏مى‏بينيم اگر چه قيام كربلا چند وجهى و چند ماهيتى است اما يكى از عمده‏ترينعوامل‏آن مسؤوليت امر به معروف و نهى از منكر است كه در اين تلقى نمود بيشترىپيدامى‏كند. در نگاه مثبت و حماسى به عاشورا يادآورى مكرر حضرت از اين عامل واصراربر برجسته كردن آن جايگاه خود را پيدا مى‏كند. اساساً از نگاه شهيد مطهرى اين عاملارزش بسيار بسيار بيشترى از عوامل ديگر به نهضت حسينى داده و موجب ماندگارى اينقيام شده است:
«به موجب همين عامل است كه اين نهضت شايستگى پيدا كرده است كه براى هميشهزنده بماند، براى هميشه يادآورى شود و آموزنده باشد. البته همه عوامل آموزنده هستند ولىاين عامل آموزندگى بيشترى دارد، زيرا نه متكى به دعوت است و نه متكى به تقاضاى بيعت ؛يعنى اگر دعوتى از امام نمى‏شد، حسين بن على(ع) به موجب قانون امر به معروف و نهى از منكر نهضت مى‏كرد. اگر هم تقاضاى بيعت از او نمى‏كردند، باز ساكت نمى‏نشست، موضوعخيلى فرق مى‏كند و تفاوت پيدا مى‏شود.»
[16]
در نگاه حماسى و سازنده به اين قيام است كه «حسين يك مرد معترض و منتقداست،مردى است انقلابى و قيام كننده، يك مرد مثبت است. ديگر انگيزه ديگرى لازمنيست.همه جا را فساد گرفته، حلال خدا حرام و حرام خدا حلال شده است،بيت‏المال‏مسلمين در اختيار افراد ناشايسته قرار گرفته و در غير راه رضاى خدامصرف‏مى‏شود، پيغمبر اكرم فرمود: هر كس چنين اوضاع و احوالى را ببيند «فلم يُغيّرعليه‏بفعلٍ و لا قولٍ» و در صدد دگرگونى آن نباشد، در مقام اعتراض بر نيايد «كان حقاً علىالله‏ان يُدْخِلَهُ مُدْخَلَه»
[17] شايسته است (ثابت است در قانون الهى) كه خدا چنين كسى را بهآنجا ببرد كه ظالمان، جابران، ستمكاران و تغيير دهندگان دين خدا مى‏روند، و سرنوشتمشترك با آنها دارد.»
[18]
از اين‏جا است كه معلوم مى‏شود وظيفه امر به معروف و نهى از منكر مختص بهامام‏حسين(ع) نبوده هر كسى كه در چنين شرايطى قرار گيرد بايد به آن قيام نمايد و نبايد اينوظيفه را به عهده ديگرى بداند و الّا بايد منتظر عذاب الهى بماند چنان كه امام رضا(ع) ازپيامبر اكرم(ص) نقل كردند:
«اذا تواكلت الناس الامر بالمعروف و النهى عن المنكر فليأذنوا بوقاع من الله؛
[19]
«هرگاه مردم امر به معروف و نهى از منكر را به عهده همديگر بگذارند پس براى عذاب الهىمنتظر و آماده باشند».
اهميت تأسى به حركت امام‏حسين(ع) در اين زمينه از آنجا بيشتر مى‏شود كه ببينيم با همهعنايتى كه اسلام به امر به معروف و نهى از منكر داشته و آيات متعددى از قرآن در اهميت آنوارد شده است و ملت اسلام را به خاطر آن بهترين امت ناميده و حسين(ع) هم براى احياىآن جان خود را فدا كرده است اما اين امر هر روز در جامعه اسلامى كم رنگ‏تر شده و ازاهميت آن كاسته مى‏شود:
«از همين جا به قول منطقيين به عكس نقيض بايد بفهميم: پس ما امت اسلام و بهترينامتها براى بشر نيستيم چون ما آمر به معروف و ناهى از منكر نيستيم. در نتيجهنمى‏توانيم‏ادعاى شرف و بزرگى كنيم، نمى‏توانيم افتخارى داشته باشيم، اسلام ما اسلامواقعى نيست.»
[20]

3. شعارهاى حيات بخش

در عاشورا دو نوع شعار ديده مى‏شود يك نوع شعارهايى است كه فقط معرف شخصاست و بيش از اين چيز ديگرى نيست. ولى شعارهاى ديگرى است كه علاوه بر معرفىشخص، معرف فكر هم هست، معرف احساس است، معرف نظر و ايده است. با يك تلقىدرست از عاشورا مى‏توان اين شعارها را دائمى كرد و در همه اعصار از آن استفاده كرد و ازطريق آن روح در جامعه دميد اما متأسفانه بهاى لازم به شعارها داده نمى‏شد و اينك نيزنيازمند اهتمام است. شهيد مطهرى معتقدند:
«اباعبدالله(ع) در روز عاشورا شعارهاى زيادى داده است كه در آنها روح نهضتخودش را مشخص كرده كه من براى چه مى‏جنگم، چرا تسليم نمى‏شوم، چرا آمده‏ام كه تاآخرين قطره خون خودم را بريزم؟ و متأسفانه اين شعارها در ميان ما شيعيان فراموش شدهوما شعارهاى ديگرى به جاى آنها گذاشته‏ايم كه اين شعارها نمى‏تواند روح نهضتاباعبدالله را منعكس كند.»
[21]
شعارهاى عاشورا آن چنان متنوع و همه‏جانبه است كه مى‏تواند يك ملت را كاملاً غنىوسعادتمند كند. مهمترين شعارهاى عاشورا را با الهام از شهيد مطهرى مى‏توان به ايندسته ‏ها تقسيم كرد:

1. حق گرايى

«الا ترون ان الحق لا يعمل به و ان الباطل لا يتناهى عنه؟ ليرغب المؤمن فى لقاء الله محقّاً؛
[22]
آيا نمى‏بينيد كه به حق عمل نمى‏شود و كسى از باطل روى گردان نيست؛ در چنين شرايطىمؤمن بايد لقاء پروردگارش را بر چنين زندگى‏اى ترجيح بدهد.»

2. آزادى و شرافت

«الموت اولى من ركوب العارِ؛
[23]
نزد من، مرگ از ننگ ذلت و پستى بهتر و عزيزتر است.»
«لا ارى الموت الّا سعادة و الحياة مع الظالمين الّا برماً؛
[24]
مرگ را جز خوشبختى نمى‏بينم و زندگى با ستمكاران را جز ملامت و خستگى.»

3. دورى از ذلت

«هيهات منّا الذله؛
[25]
ذلت و خوارى از ساحت ما به دور است.»

4. اصلاحات اجتماعى

«انى لم اخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و انما خرجتُ لطب الاصلاح فى امّة جدى؛
[26]
بى گمان قيام من براى خوشگذرانى و مفسده‏جويى و ستمگرى نمى‏باشد، بلكه قيام من فقطبراى ايجاد اصلاح امور در امت جدم است.»

5. انزجار از دنيازدگى و تظاهر دينى

«الناس عبيد الدنيا و الدين لعق على السنتهم؛
[27]
مردم برده دنيا و دين لقلقه زبانشان مى‏باشد.»

پي‌نوشت‌ها:

[12]. همان، ص‏53.
[13]. همان، ص‏52.
[14]. همان، ص‏57.
[15]. صحيفه نور، ج‏18، ص‏12.
[16]. مجموعه آثار، همان، ص‏214.
[17]. تاريخ طبرى، ج‏4، ص‏304.
[18]. مجموعه آثار، همان، ص‏215.
[19]. فروع كافى، ج‏5، ص‏59.
[20]. مجموعه آثار، همان، ص‏219.
[21]. همان، ص‏184.
[22]. بحارالانوار، ج‏44، ص‏381.
[23]. مقتل الحسين مقرم، ص‏345.
[24]. بحار، همان.
[25]. اللهوف، ص‏41.
[26]. مقتل الحسين، ص‏156.
[27]. موسوعة كلمات الامام الحسين،ص‏425.
يادشهيد آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to يادشهيد For This Useful Post:
قدیمی 10-03-2012, 15:31   #3
اخراج شده
 
يادشهيد آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2011
نوشته ها: 3,189
Thanks: 8,807
Thanked 4,774 Times in 2,280 Posts
پیش فرض

شهيد مطهرى، پيامهاى عاشورا و خطر تحريف، مرورى دو باره(3)



ب. خطر تحريف

به همان مقدار كه تفسير صحيح از عاشورا سازنده، حيات‏بخش و حركت‏آفرين است،برداشت نادرست و منحرف كردن آن از مسير واقعى مى‏تواند مخرب و مخدر باشد و حداقلجامعه را بر خلاف هدف امام‏حسين(ع) دچار ركود و رخوت نمايد.
شهيد مطهرى به اين بخش اهتمام ويژه ورزيده و در خرافه‏زدايى از نهضت پاك حسينىحساسيت فوق‏العاده نشان داده است. ايشان معتقد است در پاس‏داشت قيام كربلا بايدكليدشخصيت امام‏حسين(ع) را پيدا كرد و آن را اسوه جاويد قرار داد و «كليد شخصيتحسين حماسه است، شور است، عظمت است، صلابت است، شدت است، ايستادگى است،حق‏پرستى است.»
[28]
و هر امرى كه اين نهضت اصيل را از مسير تعيين شده جدا كند انحراف و گمراهى استكه يكى از نشانه‏هاى عقب ماندگى و عدم رشد اجتماع است. ايشان با نگاه به روزگارى كه درآن به سر مى‏برد چنين آفتى را در تفسير و رويكرد به قيام امام‏حسين(ع) مشاهده مى‏كردوروشن است اين خطرى نيست كه اينك از آن، كاملاً در امان باشيم:
«واقعه تاريخ كربلا از آن نوع حوادث است كه درا ثر عدم رشد اجتماع، مسخ و معكوسشده است، تمام عظمتها و زيباييهايش فراموش شده، حماسه و شور و افتخاراتش محو شدهو به جاى آنها زبونى و ضعف و جهالت و نادانى آمده است. اين نشانه عدم رشد اين ملتاست براى حفظ و نگهدارى تاريخ با عظمت و پر افتخار خويش.»
[29]
تحريف و عوامل آن

تحريف يعنى« متمايل كردن يك چيز از آن مسير اصلى و وضع اصلى كه داشته است يا
بايد داشته باشد.» تحريف يا لفظى است يا معنوى. تحريف لفظى آن است كه ظاهر يك چيز يالفظ آن را عوض كنند و تحريف معنوى يعنى «منحرف كردن روح و معنى يك جمله يا يكحادثه». پس تحريف يك حادثه يعنى علل و انگيزه‏ها و همچنين هدف و منظورهاى آنحادثه چيزى غير از آنچه هست معرفى شود. عامل تحريف به طور كلّى سه قسم است:
1. عامل عداوت وغرض كه از سوى دشمنان صورت مى‏گيرد؛
2. عامل اسطوره‏سازى كه يك حس اصيل در بشر است؛ 3. عامل دوستى و تمايل كه ازسوى نزديكان و دوستان صورت مى‏پذيرد.
ريشه تحريف از روى دوستى در نهضت عاشورا اين است كه عده‏اى خيال كرده‏اند چونهدف گريه كردن براى امام‏حسين(ع) و زنده كردن ياد او است و اين هدف مقدس است، ازوسيله نامقدس هم مى‏توان استفاده كرد:
«عده‏اى آمدند گفتند گريه بر امام حسين ثوابش آنقدر زياد است كه از هر وسيله‏اى براى اينكار مى‏شود استفاده كرد...دستگاه امام‏حسين(ع) از دستگاه ديگران جداست. اگر اينجا دروغگفتى بخشيده است، جعل كردى، بخشيده است، تحريف كردى بخشيده است...در نتيجه يكافرادى در اين قضيه دست به جعل و تحريف زده‏اند كه انسان تعجب مى‏كند.»
[30]
از ديدگاه شهيد مطهرى در حادثه عاشورا، هم تحريف لفظى رخ داده است و هم تحريفمعنوى. طبعاً برخى يا بسيارى از مواردى كه آن عالم فرزانه به عنوان مصاديق تحريف و جعلبر شمرده‏اند، در نگاه برخى ديگر، چنين نيست و آن را نمى‏پذيرند و اساساً از منظرى ديگر بهاين‏گونه قضايا مى‏نگرند ولى نگاه پر دقت و اصولى اين عالم وارسته و جامع‏نگر را بايد بهديده عنايت و اهتمام نگريست: «تحريف‏هاى لفظى از قبيل: داستان ليلى و على اكبر، داستانعروسى قاسم، داستان آب آوردن حضرت ابى‏الفضل در كودكى براى امام حسين، آمدنزينب در حين احتضار به بالين اباعبدالله(ع)، عبور اسرا در اربعين از كربلا، عدد مقتولين،هاشم بن عتبه با نيزه هجده ذرعى، روز عاشورا 72 ساعت بود، امام حسين با زىّ شاهان ازمكه خارج شد، بى‏خبر بودن امام سجاد(ع) از وقايع، افسانه اسب آوردن زينب براىاباعبدالله و بوسيدن گلوگاه آن حضرت، بيهوش شدن امام سجاد(ع) و امام صادق.»
[31]
تحريف معنوى

چنانكه گفته شد حادثه كربلا هم دچار تحريف لفظى شده است و هم تحريف معنوى امااز آنجايى كه تحريف معنوى محتوا را تغيير داده قضيه را مسخ و به كلى واژگون
مى‏كندخطرناك است و خطرناكتر اين‏كه تحريف در اهداف امام‏حسين(ع) صورت گيرد.ايشان معتقدند دو تحريف معنوى بسيار عجيب و ماهرانه در هدف نهضت حسينىايجادشده است:
1. يكى از تحريفاتى كه در هدف قيام صورت گرفته و به بيان استاد مطهرى تهمت بهاباعبدالله حسين(ع) و برگرفته از معتقدات مسيحيت است اين است كه «حسين بن على قيامكرد كه كشته بشود براى اين‏كه كفاره گناهان امت باشد، كشته شد براى اين‏كه گناهان ماآمرزيده شود. حالا اگر بپرسند آخر اين در كجاست؟ خود حسين چنين چيزى گفت؟ پيغمبرگفت؟ امام گفت؟ چنين حرفى را چه كسى گفت؟ مى‏گوييم ما به اين حرفها چه كار داريم؟امام حسين كشته شد براى اين‏كه گناهان ما بخشيده شود. نمى‏دانيم كه اين فكر را ما از دنياىمسيحيت گرفته‏ايم. ملت مسلمان خيلى چيزها را ندانسته از دنياى مسيحيت بر ضد اسلامگرفت؛ يكى همين است.»
[32]
اين انحراف و تحريف مى‏تواند هر گناهى را توجيه كند. يعنى شما براى امام حسين گريهكن هر كسى مى‏خواهى باش، شمر باش، يزيد باش، اما گريه كن!
2. «تحريف معنوى دومى كه از نظر تفسير و توجيه حادثه كربلا رخ داد اين بود كه گفتندمى‏دانيد چرا امام حسين رفت و كشته شد؟ يك دستور خصوصى فقط براى او بود و به اوگفتند تو برو و خودت را به كشتن بده. معلوم است، اگر يك چيزى دستور خصوصى باشد، بهما و شما ديگر ارتباط پيدا نمى‏كند، يعنى قابل پيروى نيست. اگر بگويند حسين چنين كرد وتو چنين بكن مى‏گويد حسين از يك دستور خصوصى پيروى كرد، به ما مربوط نيست. بهدستورات اسلام كه دستورات كلى و عمومى است مربوط نيست! آن يك دستور خصوصىمخصوص خودش بود.»
[33]
اين در حالى است كه امام‏حسين(ع) يك مكتب عملى براى كسانى كه در اين شرايط واقعبشوند بوجود آورد. اين كلام امام(ع) است كه فرياد مى‏زند «و على الإسلام السلام اذ قد بليتالامّةُ براعٍ مثل يزيد».
[34] يعنى كسى كه مثل يزيد باشد، نه فقط يزيد، بلكه هر كسى كه مثل يزيدحاكم اسلامى شود اسلام را محو خواهد كرد. يا آنجايى كه مى‏فرمايد «الا ترون انّ الحق لايعمل به و انّ الباطل لا يتناهى عنه ليرغب المؤمن فى لقاء الله محقاً». وقتى حق عمل نمى‏شودو كسى از باطل روى‏گردان نيست، در اين شرايط هر مؤمنى، نه فقط امام‏حسين(ع) بلكه هرمؤمنى بايد مرگ را بر زندگى ترجيح دهد.
بنابراين اين تحريفات كه در هدف صورت پذيرفت اولاًنهضت كربلا را از مكتب بودن و قابل اسوه بودن خارج كرده آن رابه يك امر خصوصى كه به دستور خصوصى بوده است تبديلكرد. ثانياً به جاى آنكه با برجسته كردن عنصر امر به معروف و نهىاز منكر، گناه زدايى كند آن را زمينه‏اى براى گنه‏كار سازى درآورده كه هر گناهى را توجيه مى‏كند.
در نگاه شهيد مطهرى اين دو تحريف كه در هدف صورتگرفت طبعاً به فلسفه عزادارى سرايت كرده و آن را نيز منحرفكرده است. عزادارى و نوحه سرايى كه سفارش شد تا هر زمينى راكربلا و هر روز را عاشورا سازد به ضد آن بدل شده، نقش سازندهخود را از دست داده و به عادت تبديل شده است:
«تحريف ديگر، در موضوع دستورها در باره فلسفه عزادارىاست. در اينجا گاهى گفتيم براى تسلى خاطر حضرت زهراستچون ايشان در بهشت هميشه بى‏تابى مى‏كنند و هزار و چهار صدسال است آرام ندارند با گريه‏هاى ما ايشان آرامش پيدا مى‏كنند!پس آن را يك خدمت خصوصى به حضرت زهرا تلقى كرديم.دوم اينكه به چشم يك آدم نفله شده كه حداكثر مقامش اين استكه بى‏تقصير به دست يك ظالم كشته شد پس بايد برايش متأثر بودبه امام نگاه كرديم، فكر نكرديم كه تنها كسى كه نفله نشده و براىهر قطره خون خود ارزش بى‏نهايت قرار داد او بود. كسى كهموجى ايجاد كرد كه قرنها كاخهاى ستمگران را لرزاند و مى‏لرزاندو نامش با آزادى و برابرى و عدالت و توحيد و خداپرستى وتركخودپرستى يكى شده چگونه هدر رفته است؟! ما هدر رفته‏ايم كهعمرى را جز در پستى و نكبت زندگى نكرده و نمى‏كنيم.»
[35]
ج. رسالت علما مسئوليت مردم

در طول زمان و به خاطر عوامل گوناگون در حادثه عاشورا،
چه در ناحيه اهداف و انگيزه‏هاى آن و چه در بخش دستاوردها و حتى عزاداريها، تحريفاتىرخ داده است. طبعاً بايد با اين تحريف‏ها مبارزه كرد و خرافات را از ساحت اين قيام مقدسزدود و معلوم است در اين امر هم خواص و علما مسئولند و هم توده مردم؛
1. مسئوليت مردم

از ديد شهيد مطهرى همه مردم در مقابل تحريفات عاشورا مسئوليت دارند براى اينكه«يك سلسله مسائل است كه احتياج به‏درس خواندن ندارد...منطق و فلسفه نمى‏خواهد،فطرت سليم‏مى‏خواهد و فطرت سليم را هم همه دارند، فطرتشان درك‏مى‏كند.»
[36]
بنابراين مردم نبايد خيال كنند كه فقط گويندگان مسئول هستند و آنها هيچ مسئوليتىندارند، همه مسئولند براى اينكه اولاً «چيزى كه گفتنش حرام است و عموماً يا غالباً استماع وشنيدنش نيز حرام است، مثل غيبت، تهمت، سبّ و دشنام به مؤمن يا اولياء حق، آواز خوانىبه باطل و استهزاء پس اگر دروغ گفتن در روضه و ذكر مصيبت حرام است، شنيدن و استماعآن هم حرام است. ثانياً خداوند در قرآن مى‏فرمايد: واجتنبوا قول الزور
[37]...به طور كلّى عامهمصرف كننده اين كالا هستند. اينها اگر اين كالا را كه غالباً خودشان مى‏دانند كالاى تقلبى استمصرف نكنند، عرضه كننده، آن را عرضه نمى‏كند. عيب قضيه اين است كه عامه حتى مشوّقهم هستند.
[38]»
از اين رو اين تحريفات منكراتى است كه در بازگويى قيام امام‏حسين(ع) و عزاداريهارسوخ كرده و نهى از منكر واجب است و همه مردم وظيفه دارند با آن مبارزه كنند.
وظيفه ديگرى كه به عهده مردم است اين‏كه در انتظارات خود از مجالس عزا تجديدنظركنند؛
«ديگر اين تمايلى است كه صاحب مجلس‏ها و مستمعين به گيراندن مجلس دارند،مجلس بايد بگيرد و بايد كربلا بشود. روضه‏خوان بيچاره مى‏بيند كه اگر بنا بشود هر چهمى‏گويد از آن راستها باشد مجلسش نمى‏گيرد، بعد همين مردم هم دعوتش نمى‏كنند، ناچاريك چيزى هم اضافه مى‏كند، اين انتظار را مردم بايد از سر خودشان بيرون كنند.»
[39]
2. رسالت علما

به بيان استاد شهيد مطهرى در مجالس عزادارى دو نقطه ضعف وجود دارد؛ يكى اين‏كهمردم مى‏خواهند جمعيت هر چه بيشتر باشد و اگر جمعيت ازدحام نكند راضى نيستند؛ دوم بايد مجلس از جا كنده شده و شور و واويلا بشود. در اين موقعيت علما بر سر دو راهى قرارمى‏گيرند كه با آن مبارزه كنند يا نه؟
شهيد مطهرى با اشاره به دو نكته ياد شده، و در تأكيد بر مسؤوليت عالمان دينى مى‏گويد:
«حال، اين نقطه ضعف مردم عوام است. با اين نقطه ضعف چه بايد كرد؟...بزرگترين رسالت ووظيفه علما مبارزه با نقاط ضعف اجتماع است. اين است كه پيغمبر اكرم فرمود: «اذا ظهرتالبدع فى امتى فليظهر العالم علمه و الّا فعليه لعنة الله».
[40] آنجاكه بدعتها و دروغها ظاهرمى‏شود، آنجا كه چيزهايى ظاهر مى‏شود كه در دين نيست، مسائلى پيدا مى‏شود كه مننگفته‏ام، بر عهده دانايان است كه حقايق را بگويند و لو مردم خوششان نمى‏آيد. آن كسى كهكتمان مى‏كند، لعنت خدا بر او باد...وظيفه علما در دوره ختم نبوت مبارزه با تحريف است وخوشبختانه ابزار اين كار هم در دست است.»
[41]
نكته حائز اهميت در اينجا اين است كه فهم منطق حسينى داراى مراتب مختلف است.اولين مرتبه آن تعلق احساسى و عاطفى است كه براى عامه مردم بسيار مفيد است و بايد همدر بين مردم وجود داشته باشد و اصل طراحى اين مرحله در پاسداشت نهضت حسينى بسيارماهرانه و از روى حكمت بوده است اما قطعاً زمانى اين عواطف و احساسات، مفيد فائدهخواهد بود كه در طريقِ عقلانيتِ نهفته در نهضت عاشورا قرار گيرد و به پل ترقى براىدست‏يابى به فهم مراتب بالاتر اين واقعه تبديل شود و الّا اگر در همين سطح باقى بماندمخرب خواهد بود. بر علما است كه اين معارف را از سطح عوامانه فراتر برده و با موانعاحتمالى مبارزه كنند. عالمان برجسته‏اى نيز بوده‏اند كه حقاً در تحريف‏زدايى از ساحتعاشورا تلاش كرده‏اند. در دهه‏هاى اخير مبارزه و مجاهده عملى حضرت امام‏خمينى مثالزدنى است. ايشان با تأسى از سرور و سالار كربلا عملاً ثابت كرد كه مى‏توان در تمامى گسترهتاريخ نداى «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» را بلند كرد و به رهبر آزادگان جهان اقتدا كرد.شهيد بزرگوار مطهرى نيز در مواجهه فكرى با پديده تحريف عالمانه و دلسوزانه بهوظيفه‏خود عمل كرده است. حال وظيفه ديگر عالمان است كه در مقابل بدعت‏ها قدعلم‏كنند و با آن به قدر مقدور مبارزه نمايند اگر مردم و علما وظيفه فردى دارند كهدراين‏زمينه نهى از منكر كنند، مسئوليت نظام اسلامى به عنوان پاسدار ايمان واعتقادات‏صحيح و دست‏آوردهاى اسلام ناب محمدى، بيشتر است چرا كه امكاناتتبليغى‏نظام اسلامى در اين زمينه گسترده است، رسانه‏هاى نظام در اين زمينه مسئوليت
مضاعفى دارند و بايد در اين مسير به كار گرفته شوند. با اين حال اگر به هر دليل امكانات نظاماسلامى در بدعت‏زدايى از تفسير و تبيين قيام پاك عاشورا به‏كار گرفته نشود لااقل نبايد اجازهداد ابزار دامن زدن به اين امور شود.
و اين مسؤوليتى نيست كه ساده بتوان از آن گذشت و با «اما» و «اگر» ناديده گرفت.
پي‌نوشت‌ها:

[28]. مجموعه آثار، همان، ص‏45.
[29]. همان، ص‏616.
[30]. همان، ص‏90.
[31]. همان، 606.
[32]. همان، ص‏108.
[33]. همان، ص‏109.
[34]. مقتل مقرم، ص‏146.
[35]. مجموعه آثار، همان، ص‏608.
[36]. همان، ص‏121.
[37]. سوره حج، آيه 30.
[38]. مجموعه آثار، همان، ص‏614.
[39]. همان، ص‏72.
[40]. اصول كافى، ج‏1، ص‏54.
[41]. مجموعه آثار، همان، ص‏131.
يادشهيد آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
شهيد آیت الله صدوقي و سازندگي (2) يادشهيد شخصيت های مرتبط با جهان اسلام 0 25-12-2011 15:16
شهيد آیت الله صدوقي و مبارزين (2) يادشهيد شخصيت های مرتبط با جهان اسلام 0 25-12-2011 15:05
سلوك معنوي شهيد آیت الله صدوقي يادشهيد شخصيت های مرتبط با جهان اسلام 0 25-12-2011 15:01
نجوا با عاشورا و ... محبّ الزهراء عاشورا خون خدا جاری در رگهای تنزیل[ویژه نامه محرم] 0 15-12-2010 23:35
معرفى شهداى نهضت حسينی محبّ الزهراء عاشورا خون خدا جاری در رگهای تنزیل[ویژه نامه محرم] 0 12-12-2010 00:25

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 11:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1