شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 06-04-2010, 19:22   #1
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض محمد بن مکی

نام هاي ديگر: شهید اول،شیخ شهید ،
موطن: جبل عامل
نام پدر : ابومحمد مکی
تاريخ وفات: 786قمری


سرزمین دانش و عمل
جبل عامل ، منطقه ای استکوهستانی در جنوب لبنان که جباع ، نطبیه ، جزین و دیگر شهرک های لبنانی در آن واقعشده است . بزرگترین شهرهای آن صور و صیدا است.
جنوب لبنان و منطقه جبل عاملنامی است آشنا که در تاریخ شیعه سوابق درخشانی دارد. شیعیان این خطه در جهاد ومبارزه ، استواری و ثبات قدم در برابر دشمنان اسلام و بشریت و عشق و اخلاص نسبت بهامیرالمومنین علیه السلام و فرزندان معصوم آن حضرت مشهورند.
تشیع مردم این منطقهرا باید از وجود مقدس ابوذر غفاری ، صحابی با شهامت و عالی قدر پیامبر صلی اللهعلیه و آله اسلام دانست که بذر تشیع را در دلهای پاک و با استعداد آنان افشاند وبرای اولین بار مهر علی علیه السلام را در قلوب آنها جایگزین کرد. او مسجدی بنا کردکه هنوز به نام((ابوذر غفاری))در جبل عامل در دهی به نام((میس الجبل))مشهور است . مساجددیگری نیز در این منطقه ، منسوب به ابوذر وجود دارد.
از قرنهای پیش تاکنون ،دانشمندان و فرزانگان زیادی از سرزمین مقدس ‍ جبل عامل برخاسته اند که هر یکافتخاری پس بزرگ برای اسلام و مسلمین اند. فقهای نامدار و سرشناسی همچون محقق ثانی، شیخ لطف الله میسی ، شیخ بهایی ، شهید اول ، شهید ثانی ، علامه سید محسن امین وسید عبدالحسین شرف الدین عاملی - رضوان الله علیهم اجمعین - از آن دیارند.
شیخحر عاملی که خود از مفاخر بنام جبل عامل است ، می نویسد:
از بعضی استادان بزرگشنیدم که در یکی از روستاهای جبل عامل در زمان شهید اول هفتاد مجتهد در تشیع جنازهای شرکت داشتند. شمار دانشمندان و نویسندگان این منطقه نسبت به دیگر دانشمندان ونویسندگان حدود یک پنجم است ، در صورتی که این منطقه از نظر وسعت یک صدم دیگرکشورها را تشکیل داده است.([1])
شیهد اول که بهدیدارش می رویم و خوشه چین زندگی پر بارش خواهیم بود، از این خطه مقدس و فقیه پروراست.
طلوع خورشید
سال 734 قمری است . جبل عامل ،این سرزمین مبارک و مرتبط با فلسطین و قدس به خود می بالد. گویا حادثه ای اتفاقافتاده است ، حادثه ای بس ‍ بزرگ و شادی بخش . خورشیدی از افق شهرک جزین درخشید کههمه جا را نورانی کرد.
اینک به دور از پیرآیه و وصفی به روایت تاریخ گوش دل میسپاریم:
نام آسمانی اش : محمد.
لقب : شهید اول.
پدر: ابومحمد مکی ، ملقببه((جمال الدین))یا((شرف الدین)).
مادر:بانویی از آل معیه ، زنی از خاندان علوی در عراق.
جد: شیخ محمد، ملقب به((شمس الدین)).
زمان ولادت: 734سال پس از هجرت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به مدینه.
مکان ولادت:شهرک جزین در جبل عامل.
تبارنامه
شهید اول از فقهایناموری است که پدر و اجدادش همه از دانشمندان بنام بودند. وی در خاندانی زندگی کردو تربیت شد که همه اهل دین و دانش و فضیلت و تقوا بودند و همت بلند در نشر معارفاسلامی داشتند و از مدافعان واقعی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به شمار میآمدند.
تبارنامه شهید به چهار قبیله همدان ، اوس ، خزرج و مطلب متصل است کهبزرگترین و مقدس ترین قبایل عرب درصدر اسلام بودند و به هر کدام از جهتی منتسب است.
انتساب وی به قبیله همدان و حارث همدانی ، از ناحیه جده مادری است . به قبیله((خزرج))از طرف جده پدریمنسوب است و ممکن است از طریق سعد بن عباده باشد. از سوی پدر به قبیله((بنی المطلب))منسوب است . ازاین رو به لقبهای شریف ، مطلبی و هاشمی مشهور گشت . و از جهت مادر نیز از تبار سعدبن معاذ است ، چنانکه در نوشته دختر شهید است که : آقای ما، خورشید دین و آیین ، ازجهت مادر به سعد بن معاذ رئیس قبیله((اوس))منتسب است.([2])
آغاز تحصیل
((شهید اول))دوران کودکی را درزادگاهش((جزین))سپرینمود و در محیطی آکنده از معنویت و روحانیت ، در موقعیتی استثنایی رشد کرد. وی ازآغاز کودکی از هوش و استعداد سرشاری بر خوردار بود و بیش از اندازه به فراگیری دانشو رسیدن به فضایل اخلاقی و معنوی علاقه داشت . او تا 16 سالگی در وطنش بزیست و ازمحضر پدر بزرگوارش که استادی فاضل و از بزرگان اساتید اجازه به شمار می رفت ،مقدمات علوم دینی و فقه را آموخت . در این مدت نیز از محضر عموی پدرش((شیخ اسد الدین صائغ جزینی))بهره کافی برد و مقدمات علوم ریاضی را فرا گرفت.
علامه سید محسن امین مینویسد:
شیخ اسد الدین صائغ ، دانشمندی بزرگ بود و در سیزده رشته از علوم ریاضیتخصص و مهارت داشت.([3])
ازدواج و فرزندان
محمد بن مکی عاملی با کنیه((ابوعبدالله))و لقب((شمس الدین))که پس از شهادت به شهید اول معروف گشته ، با دختر استاد وعموی پدرش ، شیخ اسدالدین صائغ جزینی ، ازدواج کرد.([4])
همسر وی علاوه بر اینکه دختر دانشمندی چوناسدالدین صائغ جزینی است ، بانویی فقیه و دانشمند بوده است که به((ام علی))مشهور و پیوسته موردتعریف و تمجید شهید اول بود و شهید به دیگر زنها دستور می داد که در مسائل شرعی ومشکلات مذهبی به او مراجعه نمایند.([5])
ثمره این پیوندمبارک ، سه پسر و یک دختر گردید که همه آنان از ابرار و فرزانگان بنام شیعی بودند واز نسل آنها دانشوران و چهره های علمی برازنده ای برخاستند که در علم و تقوا وفضیلت و بزگواریهای اخلاق و انسانی شهرت فراوان داشتند.
رضی الدین ابو طالبمحمد، بزرگ ترین فرزند شهید، دانشمندی فاضل و والامقام بود که از پدرش و ابن معیه ودیگر محدثان حدیث نقل می کند.([6])
ضیاالدینابوالقاسم علی ، فرزند دیگر شهید، شخصیتی بزرگوار و مورد اعتماد بود و در شمارپرهیزکاران و صالحان جای داشت که از پدر و دیگر استادان حدیث ، روایت نقل می کند ومحمد بن داوود موذن عاملی ، از او حدیث نقل می کند.([7])
فرزند دیگر شهید اول ، جمال الدین ابو منصورحسن است که از محققان و فقهای برجسته بود و از دست پدر به دریافت اجازه نقل حدیثمفتخر گردید.([8])
دختر شهید، ام الحسن فاطمه است که به((استاد حدیث))معروف است وبانویی پاکدامن و عفیف و در شمار بانوان فقیه و دانشمند یاد شده است . علما واساتید بزرگ از او به نیکی یاد کرده اند و نیز شهید اولپیوسته از دختر دانشمندش ،ستایش می کرد و به زنان دستور می داد که او را الگو و اسوه خویش قرار دهند و درمسائل شرعی و عبادی به وی مراجعه کنند.([9])
شهید ثانی میگوید: من نوشته سید بزرگوار تاج الدین ابن معیه را دیدم که به استاد ما شمس الدینمحمد بن مکی (شهید اول ) و دو فرزندش محمد و علی و نیز خواهرشان ام الحسن فاطمه ،اجازه نقل روایت داده بود.([10])
هجرت
مدرسه و حوزه علمیه حله در قرنهشتم هجری از رونق بسزایی برخوردار بود و اندیشمندان بزرگ شیعه در آنجا حضورداشتند، به طوری که تشنگاه دانش و فقاهت از هر سو به آن سر چشمه دانش و فضیلت رویمی آوردند. در این زمان حوزه درس فخر المحققین ، فرزند نابغه علامه حلی ، اهمیت فوقالعاده ای داشت . از این رو شهید، آهنگ این شهر شیعه نشین و فقیه پرور را کرد و درسال 750 ق در حالی که شانزده بهار از زندگی اش گذشته بود برای تکمیل معلومات خویش ورشد فکری و علمی بیشتر و استفاده از گنجینه دانش دانشمندان بزرگ و فقهای نامی ، بهعراق هجرت کرد و وارد شهر تاریخی حله شد. نقل شده است که شهید، اولین شخصی بود کهاز جبل عامل برای تحصیل علم به عراق مهاجرت کرد.([11])
شهید پنج سال درحله ماند و در آنجا از محضر فقهای شیعی نظیر فخر المحققین ، سید فخار موسوی ، سیدعمیدالدین حسینی و برادرش سید ضیاالدین حسینی (خواهر زادگان علامه حلی )، تاج الدینابن معیه حسنی ، نجم الدین جعفر بن نما و دیگران که همه از دانشوران و ففهای سترگاین دیار بودند، استفاده کرد و به زینت دانش ، تهذیب اخلاق و تزکیه نفس ، بیش ازپیش آراسته گردید.
وی با نبوغ و پشتکار در تحصیل علوم ، در سال 751 ق . در هفدهسالگی ، از دست فخر المحققین به دریافت گواهی اجتهاد و نقل حدیث موفق شد و نیزدومین و سومین اجازه را در سال 756 ق . از او دریافت کرد و نیز از دست تاج الدینابن معیه حسنی ، به اخذ گواهی اجتهاد و نقل حدیث مفتخر گشت.([12])
شهید در زمان اقامتش در شهر حله ، به بغداد،کربلا، نجف و دیگر شهرهای عراق سفر کرد و در جوار بارگاه ملکوتی ابی عبدالله الحسینعلیه السلام و امیر المومنین علیه السلام ، با استمداد از معنویت و روح بلند ائمهاطهار علیهم السلام از علمای آنجا نیز بهره ها برد.
بازگشت به وطن
شهید پس از رسیدن به مدارج عالی علمی و مسلح شدن به سلاح علم و عملدر سال 755 ق به وطنش((جزین))بازگشت . چرا که وی فقیهی برازنده ، متکلم و محدثی آگاه وادیبی گرانمایه گشته بود همچون شجره طیبه ساز بود تا از میوه و عارف بلندش ،شیفتگان و علاقه مندان زادگاهش ‍ بهره ببرند.
از نخستین خدمات فرهنگی او پس ازبازگشت از هجرت علمی این بود که در جزین مدرسه ای تاسیس کرد که از بقیه مدارس جبلعمل ، پیشرفته تر و در تدریس فقه و اصول پیشگام بود. در حقیقت شهید فکر و اندیشهفقهی ، اصولی و کلامی علامه و فرزند فخر المحققین را به جبل عامل منتقل و شاگردانزیدای را تربیت کرد و به جهان اسلام تقدیم داشت که همگی از ابرار و مجتهدان بنامبودند.
از دست پروردگار مکتب فقهی او، فرزندانش به نامهای رضی الدین ابوطالبمحمد، ضیاالدین ابوالقاسم علی ، جمال الدین ابو منصور حسن و دختر دانشمندش فاطمه امالحسن ملقب به((سنت المشایخ))و نیز همسرش ام علی ، بودند که شیخ حر عاملی درباره وی مینویسد:
شهید پیوسته از همسرش ستایش می کرد و به زنها دستور می داد در مسائل ومشکلات مذهبی به وی مراجعه کنند.([13])
شرف الدین مقدادبن عبدالله ، مشهور به((فاضل مقداد))(متوفای 628. ق ) نویسنده کتاب((کنز العرفان فی فقه القرآن))و((فصل القواعد))، سیدبدرالدین حسن بن ایوب مشهور به ابن نجم الدین اعرجی حسینی ، شمس ‍ الدین محمد بنعبدالعالی کرکی عاملی ، زین الدین ابوالحسن علی بن حسن ، مشهور به((ابن خازن))و شمس الدن محمد بننجده معروف به((ابن نجده ، از شاگردان و تربیت یافتگانمکتب پر بار فقهی شهید اول به شمار می آیند.([14])
شهید اول علاوهبر تدریس و تربیت شاگردان و تالیف کتاب در علوم مختلف ، پاسخگوی مشکلات مذهبی ،اعتقادی ، اجتماعی و سیاسی مردم بود. به طوری که خانه مقدس و نورانی وی پناهی برایعموم مردم بویژه شیعیان بود که در مشکلات و سختیها بدانجا می شتافت و احساس امنیت وآرامش می کردند. بدین سبب به لقب((ملجا شیعه))مشهور گشت.
سیر در آفاق

بیشتر سفر باید



تا پخته شودخامی

شهید به منظور دیدار و ملاقات علمای بزرگاسلام و کسب تجارب و بهره مندی از اندوخته های آنان به سیر آفاق پرداخت و به مراکزعلمی دمشق ، مصر، مفلسطین ، مکه و مدینه و دیگر شهرها مسافرت کرد.
در سال 768 ق.در دمشق به محضر فیلسوف بزرگ شیعی و حکیم فرزانه ، قطب الدین رازی ، مشرف شد و ازخرمن دانش او خوشه ها چید و به گواهی نقل روایت از دست مبارکش مفتخر گشت.([15])
وی با اطلاع و آگاهی کامل از فقه غنی شیعه ،با دانشمندان بزرگ اهل سنت نیز در ارتباط بود و در حوزه های درس آنها شرکت می کرد.چنان بر نظریات فقهی آنان آگاهی و تسلط داشت که اهل سنت در اعمال عبادی و مسائلمذهبی به وی مراجعه می کردند و بر مذهب آنان فتوا می داد. خودش ‍ می نویسد:
منمصنفات و مرویات حدود چهل تن از علمای مکه ، مدینه ، بغداد، دمشق ، بیت المقدس ومقام خلیل (در فلسطین ) را از آنان روایت می کنم . من صحیح بخاری نیز صحیح مسلم ،مسند ابی داوود، جامع ترمذی ، مسند احمد و دیگر کتابهای آنان را روایت می کنم.([16])
میراث ماندگار
شهید در مدت عمر کوتاه و با برکت خودش بیش از سی اثر در علوم و فنونمختلف مانند فقه ، اصول فقه ، کلام ، حدیث ، ادبیات و شعر از خویش به جای گذاشت.او گرچه با بصیرت و دید عمیقی که داشت در هر علمی که وارد می شد به طور بایسته ازعهده آن بر می آمد، در فقه بیشترین شهرت را پیدا کرد به طوری که تا نام فقه جعفریشنیده می شود شخصیت فقهی شهید اول به ذهن خطور می کند. چرا که فقه شیعه را با قلمیمحکم ، روان ، بسیار ماهرانه و ادیبانه نوشت و به ارمغان گذارد و نام مقدسش با فقهجعفری در آمیخت.
مشهورترین اثرش کتاب گران سنگ((اللمعه الدمشقیه))است کهعالیترین منبع و متن متقن فقه شیعه ، مشتمل بر تمام ابواب فقه از بحث طهارت تااحکام دیه است . تاکنون شرحهای زیادی بر آن نوشته اند که مشهورترین آنها شرحهای استکه شهید ثانی به((الروضه البهیه))نوشته است.
این کتاب با شرح شهید ثانی ، محور و متندرسی فقه حوزه های علمیه است و چندین قرن است که در حوزه های علمیه است و چندین قرناست که در حوزه های علوم اسلامی تدریس می شود و دانش پژوهان علاقه مند به معارف اهلبیت علهیم السلام از آن بهره مند و سیراب می شوند.
غیر از این اثر معروف وماندنی ، بسیاری از کتابها و آثار شهید اول ، در دسترسی است که بیشتر آنها به وسیلهشاگردانش و نیز علما و فقهای بعدی شرح داده شده است که اساتید، محققان طلاب حوزههای علوم اسلام از این میراث ماندگار بهره کافی می برند. در اینجا تنها به ذکر نامآنان بسنده می کنیم.
1 -المقاله الکتلیفه.
2 -المسائل الاربعنیه.
3 -العقیده.
4 -اربعون حدیثا در دو جلد.
5 -اختصار الجعفریات.
6 -مزارالشهید یا منتخب الزیارات.
7 -الدر الباهره من الاصداف الطاهره.
8 -مجموعه الاجازات.
9 -مجموعه الشهید در سه جلد.
10 -جامع البین من فوائدالشرحین.
11 -الفیه.
12 -النفلیه.
13 -القواعد الکلیه الاصولیه والفرعیه.
14 -ذکری الشیعه فی احکام الشریعه.
15 -الدروس الشرعیه فی فقهالامامیه.
16 -غایه المراد فی شرح نکه الارشاد.
17 -البیان.
18 -خلاصه الاعتبار فی الحج و الاعتمار.
19 -الباقیات الصاحات.
20 -حاشیه علیالذکری.
21 -احکام الاموات.
22 -جواز ابداع السفر فی شهر رمضان.
23 -مسائل ابن مکی.
24 -جوابا الفاضل المقداد.
25 -جوابات مسائل الاطراوی.
26 -شرح قصیده شفهینی.
27 -شعر الشهید الاول.
سیمای شهید
شهید اول روحی بزرگ و اندیشه هایبلند داشت ولی این قله فرازمند ایمان و جهاد، شهادت و فقاهت ، لاغر اندام و از نظرجسمی ضعیف بود. او بحق از پارسایان و شب زنده داران بود که به قدرت و نیروی خداییکه سرچشمه همه کرامتها و قدرتهاست ، پیوستگی داشت . در سختیها و مشکلات و حوادثروزگار، لطف و رحمت خدا شامل حالش می شد و مصایب و ناراحتی روزگار را به سادگی پشتسر می گذاشت . از او نقل شده که گفته است:
مجلس من در دمشق از دانشمندان اهلسنت به موجب نزدیکی و رابطه ای که با آنها داشتم خالی نبود ولی وقتی آغاز به نوشتنکتاب لمعه کردم بیم آن داشتم که فردی از متعصبان وارد شود و ببیند، اما از لحظهشروع تا پایان کتاب هیچ یک از آنان بر من وارد نشدند و این از الطاف غیبی الهیبود.([17])
او با تقیه شروع به نوشتن فقه شیعه کرد و باتوکل به خداوند متعال و پشتکار و اطمینان به نفس در مدت هفت روز، بدون اینکهبیگانگان متوجه شوند، کتاب را به پایان رساند. با این ویژگیها و حالتهای معنوی استکه محققان و اندیشمندان بر ستایش از او برآمده و به صفات پسندیده وی را ستوده اندبه گواهی استادش فخرالمحققین:
من از شاگردم محمد بن مکی بیش از آنچه او از مناستفاده نموده است بهره بردم.([18])
محقق خوانساریمی نویسد:
شهید اول بعد از محقق حلی بزرگترین فقهای آفاق است تمام دانشمندان بهبصیرت و استادی او معترف اند. برازندگی و درخشش وی در فقه و قواعد احکام همچونبرازندگی شیخ صدوق ، در نقل احادیث اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام است.
چونان شیخ مفید و سید مرتضی است ، در اصول عقاید و کلام و در بحث و مناظره وکنار زدن اندیشه های انحرافی همچون شیخ طوسی است . در گستردگی دانش و فنون مختلف وزیادی استاد و شاگردانش برجسته ، چونان ابن ادریس حلی است . در تبیین و شکافتنمباحث فقهی ، چونان نصیرالدین طوسی است . در همدردی با امت و برطرف نمودن مشکلاتعلمی و اجتماعی ، نجم الائمه رضی است . در تنقیح علم نحو و صرف ، علامه مجلسی است.در جایگزینی فرهنگ و آداب شرع در بین دانشمندان و انسانها، امام مروج بهبهانی است.در اثبات و جایگزینی حق و عدالت و نابودی باطل و زدودن اندیشه ها از اوهام و خرافات.([19])
دردمشق
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-04-2010, 19:23   #2
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض RE: محمد بن مکی

بخش دوم



شهید مدتی را دردمشق اقامت گزید و بیشترین زمان تحصیل ، تدریس ، تالیف آثار و اجازاتی که بهشاگردانش داده است در آنجا بود. شاید بیشترین اقامت وی نسبت به مناطق دیگر شهر دمشقباشد که شهید ثانی در این باره می نویسد:
چهار فرزند شهید اول ، در شام متولدشدند. ولادت فرزندانش در شام ، دلیلی است که مدت زیادی در آنجا اقامت داشته ، درعین اینکه به زادگاهش ، شهرها و کشورهای اسلامی نیز مسافرت کرده است.([20])
آوازه دانش ، فضل و تقوای شهید، از دمشق بهسراسر جهان اسلام رسید و به مثابه یگانه مرجع دین و بزرگترین فقیه شیعی مشهور گشت وپیوسته دانشمندان ، شیعیان و حاکمان گشت و پیوسته دانشمندان ، شیعیان و حاکمان شیعهبا او در ارتباط بودند و ابراز علاقه و محبت می کردند. سلطان علی بن موید، آخرینزمامدار سربداران که در سال 766 ق . حکومت سربداران در خراسان را به عهده گرفت ازجمله زمامداران شیعه است که با فرستادن . نامه و هدایایی نظیر نسخه ای از قرآن مجیدو کتاب صحیفه سجادیه ، دوستی و اخلاص خویش را نسبت به این مرجع و عالم دین اظهار میکرد. تا اینکه به طور رسمی از شهید دعوت کرد با تشریف فرمایی خویش به خراسان (مرکزحکومت سربداران ) در دیار بارگاه ملکوتی امام هشتم علی بن موسی الرضا علیه السلاممنصب((مرجعیت و زعامت))را عهده دار شود تا مردم و شیعیان این منطقه که تشنه حق و عدالت اند از وجود پرفیضفقیه و دانشمندان عصرشان استفاده کنند.
قسمتهایی از نامه حاکم سربداران به شهیدچنین است:
سلامی چون عطرفشانی عنبری عطرفشان که به هر جا گذرد بوی خوشش ‍ به جاگذارد.
سلامی که با ماه شب چهارده در هر حال و هر منزل همچشمی نماید.
سلامیکه با خورشید در هر بامداد برابری نماید، بر خورشید دین راستین باد.
محضر مبارکمولای ما، آن پیشوای بلند همت با اراده ، دانشمندان وظیفه گزار، رهرو پارسا، علامهروزگار، رهبر ملتها، سرمشق دانشمندان ژرف بین ، دارنده انواع فضایل و دانشها وهنرها، احیا کننده رسم امامان ، پیشوای ما خورشید راستی و دین که خدا سایه اش را بردولتی خوش بنیان و نعمتی بیکران بگسترداند.
به عرض آن جناب می رسانم که شیعیانخراسان تشنه دیدار شمایند و فیض بردن از دریای فضایل و دانشتان . ما در میان خویشکسی را که به فتوایش به لحاظ علمی بتوان اعتماد کرد یا مردم بتوانند عقاید درست رااز وی فرا گیرند نمی یابیم . و از خدای متعال مسالت داریم که حضرتت به ما افتخارحضور و افشاندن نور بخشد، تا از علمش پیروی کنیم و از راه و رسمش رفتار آموزیم.
ما از این نگرانیم که سرزمین ما به خاطر رهبر نداشتن و راهنمایی نشدن ، دستخوشخشم الهی گردد. هرگاه لطف فرمایید و با توکل به خدا و پرهیز از عذر آوردن به اینجاتشریف بیاورید، مزید احسان خواهد بود الحمد لله قدرتان را می دانیم و ان شااللهحقتان را می شناسیم و بزرگتان می داریم.
سلام بر ملت اسلام باد!
دوستدارشیفته ات : علی بن موید.([21])
شهید این دعوترا بدون پاسخ نگذاشت . گرچه نامه ای که در خصوص ‍ جواب نامه حاکم سربداران داده استبه موجب حوادث و اتفاقات تاریخی از بین رفته است ولی دعوت حاکم سربداران باعث شد کهشهید کتاب ارزشمند((اللمعه الدمشقیه))را که یک دوره فقه در احکام عملی اسلام است برای هدایت وراهنمایی شیعیان خراسانی در قلمرو حکومت سربداران بنویسد. شهید ثانی در این باره مینویسد:
سلطان علی بن موید در آخرین نامه شریفش که در آن شهید را با محبت و تعظیمو ترغیب بسیار مخاطب قرار داده بود از وی درخواست نمود که به خراسان رود ولی شهیداز رفتن امتناع ورزید و عذر خواست و کتاب لمعه را در دمشق ، در مدت هفت روز، بنابرنقل فرزند بزرگوارش ابوطالب محمد، برای او نوشت.([22])
فتنه یالوشی
در زمان شهید وضع سیاسی واجتماعی کشورها و شهرهای اسلامی نابسامان بود و هر لحظه ممکن بود افرادی از این وضعآشفته سو استفاده کنند و در نهایت فکر انحرافی را در بین مسلمانان منتشر نمایند.اما در عین حال چون شهید اول ، از مقام بلند و نفوذ کلام عجیبی برخوردار بود و حتیحاکمان و زمامداران برای سخنان و دستورهای وی اهمیت بسزایی قائل بودند، نمی گذاشتافرادی در جامعه اسلامی با افکار انحرافی ، بدعت در دین جامعه اسلامی با افکارانحرافی ، بدعت در دین اسلامی به وجود بیاورند و از قدرت حاکمان برای جلوگیری ازبدعتها و انحرافات استفاده می کرد.
در عصر او شخصی به نام محمد یالوشی عاملی ،پرچم مخالفت برداشت و به دنبال فتنه و آشوب در بین امت اسلامی برآمد. وی گر چه درآغاز شاگردان شهید اول بود و در سخنوری برازنده و بیانی شیرین و جذاب داشت ولی ازراه شعبده و تردستی ، مسیر سحر و کهانت را پیمود و کم کم به جایی رسید که ادعاینبوت کرد و از راه نیرنگ ، مردم را به مذهب جدیدی فراخواند.
شهید اول ، سحر اورا از طریق سحر باطل نمود و در برابر این شخص و دعوتش ایستاد و فتوای قتل او راصادر کرد و برای جلوگیری از نشر این بدعت مجدد و در نطفه خفه کردن این فتنه حکومتدمشق را وادار کرد که لشکری را آماده کند. آنگاه که لشکر آماده شد، به فرمان شهیدبه مقر محمد یالوشی و پیروانش به نبطیه در جبل علمی حرکت کرد. بین آنها در آن نقطهجنگ و درگیری شروع شد و سرانجام محمد یالوشی کشته شد و بسیاری از نیروهایش از بینرفتند.
در زندان
خانه محقر فقه نگار نهضتسربداران ، کعبه مقصود دانش پژوهان و عموم مردم بود. عاشقانش از راههای دور و نزدیکبدانجا می شتافتند و پروانه وار به گرد شمع فروزان و مشعل هدایت می چرخیدند و خدارا پیوسته شاکر بودند که چنین شخصیتی را با آنان ارزانی داشته است.
مدتی اینگونه گشت ولی این بهار پربار چندان طولانی نبود، تا اینکه سال 784 ق . فرا رسید.حکومت دمشق در اختیار فردی به نام((بیدمر))بود که از طرف برقوق ، اولین سلسله پادشاهان جراکسه ، بهحکومت شامات منصوب گردیده است.
آری ! چهره زمان عوض شد و شهید این تجسم دانش ،تقوا و عدالت در این سال به زندان افتاد و خورشید در این مدت یک سال در زیر ابرهایمخوف تعصب و حسد قرار گرفت و از دید شاگردان و علاقه مندانش پنهان شد.
جای مردانخدا در زندان ...؟! آری ! آنگاه که ظلم و ناجوانمردی حکمفرماست و نیرنگ و فریب وجهالت و نادانی حاکم است باید فقه و دانش ، زهد و تقوا، عدالت و فضیلت در بند باشد.در موقعیتی که رو به صفتان مکاران و حسودان به صحنه آمده اند بایستی بزرگواری وآزادمنشی در گوشه زندان به سر برد. چه آنکه امام کاظم علیه السلام برگزیده معصومپروردگار نیز سالهایی را در زندان هارون الرشید سپری کرد.
مگر فقیه ترین و اعلمعلمای شیعه چه جرمی را مرتکب شده است که در گوشه زندان جای گیرد؟ طومار و شکایتی کهپیروان محمد یالوشی ، با امضا و تایید دانشمندان و قضات درباری ، به حاکم دمشق علیهشهید داده بودند و مدعی بودند که او از اسلام برگشته و نستبهای زشت دیگر و اتهام بهارتباط داشتن و کار کردن برای نهضت سربداران در ایران و از همه مهمتر حسادتی که دردل بعضی از دانشمندان و قاضیان وابسته به حکومت بویژه در((ابن جماعه ، قاضی القضاه دمشق))بود، شهید را به زندان انداخت و حوادث تلخ بعدی را به وجودآورد.
دفاعیه
تمامی دنیا را اگر با یک متنهمراه باشد نمی خواهم و نعمتهای گران را با ذلت نمی خرم . به دلبری که سیه چشم بهدنیا آمده باشد عشق می ورزم ، از ترس آنکه در چشم نگارم متن سورمه نبینم.([23])
اولین فقیه
مرد تقوا و دانش در گوشه زندان از خویش دفاع کرد و در ضمن اشعاری کهبرای شاه فرستاد چنین نوشت:
به جانم قسم ! هیچ گاه جنایتی را مرتکب نشده ام وکسی که ظلم و جنایتی را مرتکب نشده است ، چرا عذر خواهی کند. شما نباید به گفتارسخن چینان که از دروغ و دشمنی گفته شده است ، گوش دهید.
خدا را، خدا را گواه میگیرم که من از این اتهامات به دور هستم . عقیده خالص من دوستی و محبت پیامبر صلیالله علیه و آله و عشق ورزیدن به کسانی است که پیامبر را دوست دارند و دوستدارصحابه همراهان پیامبر می باشیم . فقه ، نحو، تفسیر، اصول فقه ، اصول دین ، قرآن وحدیث مرا می شناسد.
او سپس آزادی خویش را در خواست می کند که مورد موافقت قرارنمی گیرید.([24])
...عاقبت مجلس محاکمه ایمان ، تقوا و فقاهتشیعی با حضور شاه و ابن جماعه ، قاضی القضاه دمشق و دیگر قضات درباری آراسته گردیدو سخنان شهید در جلسه محاکمه هم اثری نبخشید و حکم از پیش تعیین شده قاضی چنیناعلام شد:
من ریختن خون او را واجب می دانم!!!([25])
شهادت
پس از محاکمه و فتوای قتل اعلمفقهای شیعی ، حکم اجرا شد!
چه زمانی ؟
روز پنجشنبه 9 جمادی الاول 786 ق . (در 52سالگی ).
در کجا؟
در قلعه دمشق ، شهر شام ، مرکز طرفداران بنی امیه.
شهری که در طول تاریخ برای خاندان رسالت و نبوت و پیروان دلباخته آنان خاطراتتلخ داشته است . جایی که معاویه و سایر خلفای بنی امیه و بنی عباس ، با اسلام و اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام به گونه ای رفتار نمودند که چهره تاریخ را سیاه کردهاست . شهری که به علمای شیعه ، حاملان رسالت نبوی و پاسداران اسلام ناب ، ستم شد وبه جرم تشیع به شهادت رسیدند. آری پیشتر از شهید، شیخ بزرگوار، حسن همدانی دمشقیسکاکینی ، از مردان سرشناس شیعی را در سال 744 ق . در بازار اسب فروشان دمشق گردنزدند. دمشقی که در آن علی بن ابی الفضل حلبی را به شهادت رسانده و پس از شهادت جسدشرا آتش زده اند و سر بریده اش را در شهر گرداندند.
در همین دیار شوم شیخ والامقام ابن محمد شیرازی را به اتهام شیعه بودن در سال 766 ق . به شهادت رساند.
آری!در شهری که به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام بی احترامی و به دانشمندان معاصرشهید ستم گردد، باید با فقیه نامی شیعه و مدافع واقعی اهل بیت علیهم السلام اینگونه برخورد شود.
حقیقت این است که شهر شام ، پایتخت معاویه و یزید و پیروانآنها، تحمل زنده ماندن اعلم فقهای شیعه را ندارد.
لباس او را از بدن مقدسش درآوردند و بر او لباس شهادت پوشاندند و پرشقاوت ترین شخص او را به شهادترساند!
بعد از شهادت بدن مقدسش را به دار زدند! سپس سنگسار کردند! و آنگاه جسمبی جانش را سوزاندند! که آثاری از او باقی نماند. ولی بسی کوراندیشی ! گر چه از بدنمقدس شهید اول اثری نیست و آرامگاهی ندارد که از تربت پاکش تبرک جویند، روحش و فقهدانشش در قلب شیعیان و شاگردانش در طول تاریخ جای دارد و نام مبارکش بر منابر وکرسیهای درس ‍ در حوزه های علوم اسلامی پیوسته یاد می شود و هر مسجد و مدرسیآرامگاه و مزار اوست.
سلام بر او که مظلوم زیست و مظلومانه به شهادترسید.
سلام بر فقه نگار نهضت سربداران ، که به جرم همدردی با سربداران ، بدن بیجانش بر دار رفت.
سلام بر خورشید فقاهت گلگون که با خون مطهرش افق فقاهت را سرخفام کرد.
سلام بر شهید اول ، که با شهادتش به فقه و دانش حیات مجددبخشید.
سلام بر او روزی که در آستان قدس ربوبی بر انگیخته می شود.


[1]امل الامل ، شیخ حر عاملی ، ج 1، ص 15، چاپ ایران ، 1362 ق.

[2]حیاه الامام الشهید الاول ، محمد رضا شمس الدین ، ص 9 و 27.

[3]اعیان الشیعه ، علامه سید محسن امین ، ج 3، ص 281، تحقیق سید حسنامین ، 1403 ق.

[4]اعیان الشیعه ، ج 3، ص 281.

[5]امل الامل ، ج 1، ص 193.

[6]همان مدرک ، ص 179.

[7]امل الامل ، ج 1، ص 134.

[8]همان مدرک ، ص 67.

[9]همان مدرک ، ص 193.

[10]همان مدرک ، ص 179.

[11]حیاه الامام الشهید الاول ، ص 57.

[12]همان ، ص 41.

[13]امل الامل ، ج 1، ص 193.

[14]روضات الجنات ، محمد باقر خوانساری ، ج 7، ص 7؛ بحار الانوار، ج 107، ص 194؛ حیاه الامام الشهید الاول ، ص 56.

[15]مق((اللمعه الدمشقیه))، محمد مهدی آصفی ، چاپ ده جلدی ، ج 1، ص 94دمه.

[16]مستدرک الوسائل ، محدث نوری ، ج 3، ص 437.

[17]مقدمه لمعه ، ص 24.

[18]حیاه الامام الشهید الاول ، ص 38.

[19]روضات الجنات ، ج 7، ص 4.

[20]حیاه الامام الشهید الاول ، ص 72.

[21]شهیدان راه فضیلت ، علامه امینی ، جلال الدین فارسی ، ص 168، چاپچهارم ، 1363 ش ، روزبه.

[22]مقدمهاللعمه الدمشقیه ، ص 24.

[23]شهیدان راه فضیلت ، ص 168.

[24]روضات الجنات ، ج 7، ص 19.

[25]شهیدان راه فضیلت ، ص 139.

آثار:

1. الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه
2. غایه المراد فی شرح نکه الارشاد
3. المقاله الکتلیفه
4. المسائل الاربعنیه
5. العقیده
6. اربعون حدیثا
7. اختصار الجعفریات
8. مزار الشهید یا منتخب الزیارات
9. الدر الباهره من الاصداف الطاهره
10. مجموعه الاجازات
11. مجموعه الشهید
12. جامع البین من فوائد الشرحین
13. الفیه
14. النفلیه
15. القواعد الکلیه الاصولیه و الفرعیه
16. ذکری الشیعه فی احکام الشریعه
17. البیان
18. خلاصه الاعتبار فی الحج و الاعتمار
19. الباقیات الصاحات
20. حاشیه علی الذکری
21. احکام الاموات
22. جواز ابداع السفر فی شهر رمضان
23. مسائل ابن مکی
24. جوابا الفاضل المقداد
25. جوابات مسائل الاطراوی
26. شرح قصیده شفهینی
27. شعر الشهید الاول
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
مکی, محمد, بن


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 01:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1