شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 06-04-2010, 19:27   #1
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض قاضی نور الله شهید ثالث

نام هاي ديگر: نور الله شوشتری،نور الله تستری،قاضی نور الله شوشتری،قاضی نور الله شهید ثالث،
موطن: شوشتر
نام پدر : شریف الدین
تاريخ وفات: 1019قمری


سلسله نور
قاضی نور الله شوشتری که نسبتش به واسطه سلسله نورانی سادات مرعشی به امام زین العابدین علیه السلام می رسد ((فرزند شریف الدین بن ضیاء الدین نور الله بن محمد شاه ، بن مبارز الدین بن الحسین جمال الدین بن نجم الدین ابی علی محمود... است .))(516)
اجداد قاضی نور الله به نجم الدین محمود حسینی مرعشی آملی که از آمل به شوشتر هجرت کرد باز می گردد.
قاضی نورالله در ((مجالس المومنین )) پیرامون زمینه علنی شدن تشیع در این دیار را با حضور این سید جلیل القدر چنین می آورد:
((... تحقیق عقیده اهل خوزستان بر وجهی که از دیگر کتب به نظر قاصر رسیده آن است که در زمان امویه و عباسیه اکثر اهل خوزستان معتزلی بوده اند و در اوائل ماه ثامنه (قرن هشتم ) سید اجل امیر نجم الدین محمود الحسینی المرعشی الاملی از دارالمومنین آمل به شوشتر آمد و دختر سید عزالدوله را که نقیب سادات حسنی آن دیار بود در حباله نکاح خود در آورده و در آنجا اقامت فرمود و مردم آن دیار را هدایت و ارشاد فرمود. جمعی که دلهای ایشان مستعد هدایت بود مستبصر گردیدند و...))(517)
قاضی نورالله همواره به پیوند خود با این سلسله نورانی افتخار می کرد و در لابلای آثارش آن را به ظهور می رساند. او در شعری با افتخار به اسلاف و اجداد پاکش گوید:
شکر خدا که نور الهی است رهبرم
وز نار شوق اوست فروزنده گوهرم
اندر حسب خلاصه معنی و صورتم
و اندر نسب سلاله زهرا و حیدرم
دارای دهر ،سبط رسولم پدر بود
بانوی شهر دختر کسری است مادرم
هان ای فلک چو این پدرانم یکی بیار
یا سر به بندگی نه و یا آزاد زی برم (518)
با مجالس تا شوشتر
((مجالس المومنین )) حاوی موضوعاتی در جغرافیای اماکن شیعی است همان گونه که در تاریخ رادمردان مذهب بر حق امامیه به شمار می رود. قاضی در این کتاب شهرهای آسمانی چون دارالسلام و قطعه هایی از آسمان جدا شده و بر زمین فرو افتاده را چون زادگاهش شوشتر با نثری زیبا به تصویر می کشد. او درباره زادگاهش می نویسد:
((بدان که دارالمومنین شوشتر بلده ای است دلگشا چون نام خود را حسن و خوبی نام خطه ای است منتخب از ریاض دارالسلام از هفت اقلیم ربع مسکون چون فصل بهار به لطف مزاج و اعتدال طبع امتیاز دارد و هوای بهارش پر لطافت باد هر دمی صد جلوه گری و ناز دارد و...))
قاضی نور الله در این شهر که از آن به دارالمومنین یاد می کند و در خاندانی نورانی (519) که از آن به بهترین نسب نام می برد در ((تاریخ 956 هجری قمری از دامان مادری مومنه بنام فاطمه که از همین خاندان جلیل و بزرگ سادات مرعشی به شمار می رفت چشم به جهان گشود.))(520)
پدرش سید شریف الدین از علمای بزرگ و متحبر در علوم نقلی و عقلی عصر خود و از شاگردان شیخ فقیه سید شریف دارای تالیف در زمینه های گوناگونی است که از جمله می توان کتب ذیل را نام برد:
رساله حفظ الصحه فی الطب ، رساله فی اثبات الواجب تعالی ، رساله فی شرح الخطبه الشقشقیه ، رساله فی الانشاءآت و المکاتیب ، رساله فی علم البحث و المناظره و تعلیقه علی شرح التجرید))(521)
قاضی نور الله دروس آغازینی که هر طالب علم برای رسیدن به مراتب عالی (522) بدان نیاز دارد، نزد پدر فرا گرفت و از آنجا که قاضی در آینده نه چندان دور در مباحثه و مناظره و نقد و رد مباحث معاندان و همچنین شوق شهادت گوی را از دیگر هم عصران خود ربود، گویی دو رباعی پدر در خصوص این دو مسیر، سنگ پایه این دو راه را بنا نهاد.
وی کتب اربعه ، کتب ، فقه ، اصول ، کلام و ریاضیات را نزد پدر آموخت سپس در سال 979 ق . راهی مشهد مقدس شد.
به سوی مشهد
قاضی نورالله در مشهد مقدس در درس علامه محقق مولا عبدالواحد شوشتری حاضر شد و بیشترین بهره علمی خویش را در زمینه های فقه ، اصول ، کلام و حدیث و تفسیر از او کسب نمود او از محضر مولا محمد ادیب قاری تستری ، ادبیات عرب و تجوید قرآن کریم را فرا گرفت و در ادامه تحصیل از بزرگانی اجازه روایت کسب کرد. از آن میان می توان به مولا عبدالرشید شوشتری فرزند خواجه نورالدین طبیب (مولف کتاب ((مجالس ‍ الامامیه )) در اعتقادات ) و همچنین مولا عبدالوحید تستری اشاره کرد.(523)
هجرت
قاضی در سال 993 ق . روانه هند گشت و به قصد شهر ((آگره )) از شهرها و روستاهای دیگر گذشت . زمانی که او به دیار هند گام نهاد هندوستان آرام ترین روزگار خود را در تاریخ سپری می کرد و شاید این آرامش به روحیه اکبر شاه باز می گشت که در آن زمان بر آن سرزمین حکمرانی می کرد. ((اکبر شاه نوه بابر از نسل تیمور پسر همایون شاه در چهارده سالگی به سلطنت رسید و لیاقت و درایت بیکرانی از خود نشان داد و ممالک گجرات ، بنگاله و کشمیر و سند را به تصرف خود در آورد و سلطنتی بزرگ تشکیل داد و شهرها و آبادیهای بی شماری را بنیان نهاد(524) اکبر شاه گذشته از اینکه علاقه زیادی به عمران و آبادی داشت و عنایت خاصی به مسائل فلسفی داشت اما عقیده چندان محکمی نسبت به دین خاصی نداشت . (525) همین نگرش اکبر شاه به دین موجب گشته بود که اکبر شاه به فکر ارائه دینی مشترک از کل ادیان افتاده و سپس هندوستان محل زندگی ملحدین گردد. قاضی نور الله شوشتری به هنگام ورود به آگره ، نزد ابوالفتح مسیح الدین گیلانی طبیب حاذق ایرانی و شاعر بزرگ رفت . مسیح الدین گیلانی بعد از فراگیری علوم و فنون در سال 983 وارد هندوستان شد و به خاطر قابلیت و استعداد خویش در زمره مقربان اکبر شاه در آمد.))(526)
تجسم عدالت
بیان روآوری قاضی به پذیرش دستگاه قضا و نحوه عدالت گستری او از زبان یکی از علمای اهل سنت هم عصر وی نمایانگر عظمت او در چشم همگان حتی معاندان است .
عبدالقادر بدوانی در ((منتخب التواریخ )) می نویسد:
((اگر چه شیعی مذهب است ، اما بسیار به صفت نصفت و عدالت و نیک نفسی و حیا و تقوا و عفاف و اوصاف اشراف موصوف است و به علم و حلم و جودت فهم و حدت طبع و صفای قریحه و ذکاء مشهور است . صاحب تصانیف لایقه است . توقیعی بر تفسیر مهمل ؟! شیخ فیضی نوشته که از خیر تعریف و تصنیف بیرون است و طبع نظمی دارد و اشعار دلنشین می گوید.
به وسیله حکیم ابوالفتح به ملازمت پادشاهی پیوست و زمانی که موکب منصور به لاهور رسید و شیخ معین قاضی لاهور را در وقت ملازمت از ضعف پیری و فتور در قوا، سقطه در دربار واقع شد، رحم بر ضعف او آورده ، فرمودند که شیخ از کار مانده ، بنابراین قاضی نورالله به آن عهده منصوب و منسوب گردید و الحق مفتیان ماجن و محتسبان حیال محتال لاهور را که به معلم الملکوت سبق می دهند، خوش به ضبط در آورده و راه رشوت را برایشان بسته و در پوست پسته گنجانیده چنانچه فوق آن متصور نیست و می توان گفت که قائل این بیت او را منظور داشته و گفته که :
تویی آن کس که نکردی به همه عمر قبول
در قضا هیچ ز کس جز که شهادت ز گواه (527)
در سایه سار تقیه
گرچه شهادت در کام مردان خدا شیرین است لیک در سایه سار تقیه ، دفاع از مکتب و مذهب با همه تلخکامی ها، شیرین تر و گواراتر است . محتوای تقیه تنها برای کسانی درخور درک است که بر بلندای قله تعبد رسیده باشند و گرنه در انتخاب بین مرگ و آبرو کمتر آزاده ای است که راه دردناک تر از مرگ را انتخاب کند.
قاضی نورالله در سایه سار تقیه نه تنها به منصب قضا دست یافت بلکه توانست کتب ارزشمندی را به جامعه شیعی تحویل دهد. اما از آنجا که خود در نامه ای می نویسد: ((فقیر نام خود را در تصانیف ننوشته تا قریة الی الله باشد و ایضا هرگز به کسی از مخالفان اظهار نکرده که آن تصانیف از فقیر است )) در شمار کتب ایشان اختلاف نظر است ولی آیت الله مرعشی نجفی (ره ) در مقدمه کتاب ((احقاق الحق )) تصنیفات این بزرگ مرد عرصه سیاست و نگارش را 140 کتاب ذکر می کند که در ذیل به فهرست این گنجینه گرانبها اشاره می شود.
1. احقاق الحق ، این کتاب سه مرتبه به چاپ رسیده است .
2. اجوبه مسائل السید حسن الغزنوی
3. الزام النواصب فی الرد علی میرزا مخدوم الشریفی . ((این کتاب توسط استاد میرزا محمد علی چهاردهی گیلانی ترجمه شده و نوه دانشمند او به نام مرتضی مدرسی آن را چاپ کرده است .))
4. ((القام الحجر)) در رد ابن حجر
5. بحر الغزیر فی تقدیر ماءالکثیر ((قاضی در این کتاب در مورد وزن و حجم آب کر تحقیق کرده است .
6. بحر الغدیر فی اثبات تواتر حدیث الغدیر سندا و مولف و دلالة
7. ((تفسیر القرآن )) در چند جلد که در نوع خود بی نظیر است .
8. کتابی در تفسیر آیه رویا
9. تحفه العقول
10. حل العقول
11. حاشیه بر ((شرح الکافیه )) جامی در علم نحو
12. حاشیه بر ((حاشیه چلپی )) بر شرح التجرید اصفهانی
13. حاشیه بر ((مطول )) تفتازانی
14. حاشیه بر ((رجال ))کشی که مطلب مفیدی در زمینه علم رجال در بردارد.
15. حاشیه بر ((تهذیب الاحکام )) شیخ طوسی (که ناتمام مانده است )
16. حاشیه بر ((کنز العرفان )) فاضل مقداد در آیات الاحکام
17. حاشیه بر حاشیه ((تهذیب المنطق )) دوانی
18. حاشیه بر مبحث ((عذاب القبر)) از شرح ((قواعد العقاید))
19. حاشیه بر ((شرح مواقف )) در علم کلام
20. حاشیه بر ((رساله الاجوبه الفاخره ))
21. حاشیه بر شرح ((تهذیب الاصول ))
22. حاشیه بر ((مبحث الجواهر)) از شرح تجرید علامه
23. حاشیه بر ((تفسیر بیضایی ))
24. حاشیه بر ((الهیات )) شرح تجرید
25. حاشیه بر ((حاشیه القدیمیه ))
26. حاشیه بر ((حاشیه الخطایی )) در علم فصاحت و بلاغت
27. حاشیه دیگری بر ((تفسیر بیضایی ))
28. حاشیه بر ((شرح الشمسیه )) از قطب الدین در منطق
29. حاشیه بر ((قواعد)) علامه در فقه
30. حاشیه بر ((تهذیب )) از شیخ الطائفه شیخ طوسی
31. حاشیه بر ((خطبه الشرایع )) محقق حلی
32. حاشیه بر ((هدایه )) در فقه حنفی
33. حاشیه بر شرح ((رساله آداب المطالعه ))
34. حاشیه بر شرح ((تلخیص المفتاح )) معروف به مختصر تفتازانی
35. حاشیه بر ((شرح چغمینی در هیئت ))
36. حاشیه بر ((مختلف علامه )) در فقه
37. حاشیه بر ((اثبات الواجب الجدید)) از علامه دوانی
40. حاشیه بر ((تحریر اقلیدس )) در هندسه
41. حاشیه بر ((خلاصه علامه )) در علم رجال
42. حاشیه بر ((خلاصه الحساب )) شیخ بهایی
43. حاشیه بر ((مبحث الاعراض )) از شیخ بهایی
44. حاشیه بر ((رساله بدخشی )) در کلام
45. حاشیه بر ((حاشیه شرح تجرید))
46. حاشیه بر ((باب شهادات )) قواعد علامه
47. حاشیه بر ((شرح العضدی )) در اصول
48. حاشیه بر ((شرح الاشارات )) محقق طوسی در حکمت
49. ((دلائل الشیعه فی الامامه )) به فارسی
50. دیوان القصائد
51. دیوان الشعر
52. دافعه الشقاق (دافعه النفاق )
53. الذکر الابقی
54. رساله لطیفه
55. رساله ای در تفسیر آیه ((انما المشرکون نجس ))
56. رساله ای در ((امر العصمه ))
57. رساله ای در ((تجدید وضو))
58. رساله ای در ((رکنیه السجدتین )) (رکن بودن دو سجده )
59. رساله ای در ذکر نام حدیث سازان و احوال آنان
60. رساله ای در ((رد شبهه فی تحقیق العلم الالهی ))
61. رساله ای در رد بعضی عامه که عصمت انبیاء را نفی می کنند
62. رساله ای در ((لبس الحریر)) پوشیدن لباس حریر
63. رساله ای در ((نجاسه الخمر))
64. رساله ای در ((مساله الکفاره ))
65. رساله ای در ((غسل الجمعه ))
66. رساله ای در ((تحقیق فعل ماضی ))
67. رساله ای در ((حقیقه الوجود))
68. ((اللمعه فی الصلاه الجمعه )) قاضی در این کتاب حرمت نماز جمعه را در عصر غیبت را به اثبات رسانده است .
69. ((النور الانور الازهر فی تنویر خفایا رساله الفضا و القدر للعلامه الحلی )) صاحب ریاض می نویسد: کتابی است بسیار خوب که در آن رد کرده است رساله بعضی از علماء هند در عصر خود... قاضی زمان پایان این کتاب را سنه 1018 نوشته است .
70. رساله ای در تفسیر آیه ((فمن یرد الله ان یهدید یشرح صدره للاسلام )) در سوره انعام - قاضی در این رساله به دفع کلام نیشابوری در تفسیرش ‍ پرداخته است .
71. ((الرساله المسیحه )) کتابی است مبسوط و مفصل که در آن ادله طائفه شیعه و اهل سنت را در مسئله شستن پاها و مسح آن ذکر کرده است .
72. رساله ای بر ((حاشیه التشکیک ))
73. رساله ای در رد ((رساله الکاشی ))
74. تعلیقه ای بر نظریه نصیر الدین طوسی در مورد ((تخلف الجوهریه ))
75. رساله ای در جواب از اعتراض بعضی از اعتراضات عامه بر قاضی در ((حاشیه الوقایه ))
76. رساله ای در حل بعضی از مشکلات
77. رساله فی الرد علی رساله الدوانی
78. رساله فی الادعیه
79. رساله ای در ((اسطرلاب )) شامل صد باب است به فارسی
80. رساله در ((ان الوجود لا مسئله له ))
81. رساله ای در رد مقدمات ترجمه ((الصواعق المحرقه ))
82. رساله ای در بیان ((انواع الکم ))
83. رساله ای در رد اشکالات و ایراداتی در مسائل گوناگون وارد شده است
84. رساله ای در جواب شبهات الشیاطین . در کشف الحجب آمده است : قاضی در این کتاب به رد شبهات الشیطان امت رسول صلی الله علیه و آله پرداخته است
85. رساله فی مساله الفاره
86. رساله ای در ((وجوب المسح علی رجلین دون غسلهما)) ظاهرا این کتاب با کتابی که قبلا در همین خصوص آمده است یکی باشد.
87. رساله ای در تنجیس الماء القلیل بالملاقات مع النجاسه
88. رساله ای درباره ((کلیات خمس ))
89. رساله انموذج العلوم . در این رساله قاضی برخی مسائل از علوم مختلف را از باب نمونه آورده است
90. رساله ای در اثبات تشیع سید محمد نوربخش
91. رساله ای در شرح کلام القاضی زاده رومی در هیئت
92. رساله ای در شرح رباعی ابوالسعید ابوالخیر
93. الرساله الجلالیه
94. رساله فی علمه تعالی
95. رساله ای در ((جواز الصلاه فیما لا تتم الصلاه فیه وحده ))
96. رساله ای در حل عبارت قواعد علامه (اذا زاد الشاهد فی شهادته او نقص قبل الحکم )
97. رساله ((انس الوحید)) در تفسیر سوره توحید
98. رساله رفع القدر
99‍ رساله ای در رد بر آنچه که شاگردان ابن همام در خصوص اذان جمعه به شافعی نوشته است .
100. رد نوشته شاگردان ابن همام در خصوص اقتداء و برپایی نماز جمعه به مذهب شافعی - گمان می رود با کتاب فوق یکی باشد
101. رساله فی النحو
102. السبعه السیاراه
103. السحاب المطیر در تفسیر آیه تطهیر
104. شرح بر مبحث التشکیک از شرح تجرید
105. شرح گلشن راز شبستری
106. شرح دعاء الصباح و المساء از علی بن ابی طالب علیه السلام به فارسی
107. شرح مبحث ((حدوث العالم )) از انموذج العلوم دوانی
108. شرح الجواهر
109. شرح خطبه حاشیه القزوینی بر عضدی
110. شرح رساله ((اثبات الواجب القدیمه )) علامه دوانی
111. الصوارم المهرقه در رد بر الصواعق المحرقه
112. کشف الحوار
113. گوهر شاهوار (به فارسی )
114. گل و سنبل (به فارسی )
115. النظر السلیم
116. الخیرات الحسان
117. عده الامراء
118. الاجوبه الفاخره
119. شرح بر تهذیب الحدیث از شیخ الطائفه
120. شرح بر مبحث تشکیک از حاشیه قدیمه (شاید این کتاب با کتابی که گذشت یکی باشد)
121. کتابی در قضاء و شهادات کتابی است مفصل که در آن قاضی شرایط قاضی و محکوم و همچنین احکام قضا را که در این باب از سوی شیعه و اهل سنت وارد شده است بیان نموده است .
122. العشره الکامله
123. کتابی در مناظره با مخالفین
124. کتابی در مناقب ائمه از طریق مخالفین
125. کتابی در نوشته های سجع قاضی به عربی و فارسی
126. کتابی در انساب و خاندان سادات مرعشی
127. مجموعه مثل ها، کشکول
128. مصائب النواصب
129. موائد الانعام
130. مجموعه ای مانند دائره المعارف ، صاحب ریاض آن را به خط خودش ‍ دیده است
131. مجالس المومنین
132. نور العین
133. نهایه الاقدام
134. شرح بر مقامات حریری بر اسلوب و روشی نو بی سابقه
135. شرح بر ((مقامات بدیع الزمان ))
136. شرح بر صحیفه کامله ((ناتمام مانده است ))
137. حاشیه بر شرح اللمعه ((ناتمام ))
138. تعلیقه بر روضه کافی
139. رساله ای در وجوب لطف
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 06-04-2010, 19:28   #2
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض RE: قاضی نور الله شهید ثالث

بخش دوم


از میان کتب قاضی نورالله شوشتری چهار کتاب او از جایگاه ویژه ای برخوردار است که آنها را از زبان بزرگان نقل می کنیم :
1- احقاق الحق : کلماتش حاکی از تبحر علمی اوست و آن را در رد کتاب ((ابطال الباطل )) قاضی فضل بن روزبهان اصفهانی عامی نوشته است . کتاب قاضی فضل در رد کتاب ((نهج الحق و کشف الصدق )) علامه حلی تالیف شده است . قاضی نورالله در این اثر با بیان منطقی و زیبا و رسا کتاب فضل بن روزبهان را پاسخ گفته است و در بطلان دیدگاه وی به کتابهای خود اهل سنت استشهاد نموده است . (528)
2- مجالس المومنین : این اثر احوال جماعتی از علما، حکما، ادبا، عرفا، شعرا و رجال متقدم و راویانی است که به اعتقاد قاضی نورالله همگی شیعه مذهب اند. افزون بر اینها در بر دارنده حکایات و قصه ها و روایات آنها، همچنین گذری به شهرها و احوالات ایشان است . (529)
3- ((الصوارم المهرقه )) در جواب ((الصواعق المحرقه )) و کتاب ((مصائب النواصب )). از آنجا که شیخ حر عاملی (متوفای 1110) در امل الامل خود این دو کتاب اخیر را در کنار احقاق الحق و کتب دیگر نام می برد بیانگر این مطلب است که این کتابهای مهم قاضی (530) در همان عصر صفویه در جهان اسلام شهرت داشته است .
شاعر شهود
شعر، جهان را به چشم دیگر دیدن است و آفرینش را به زبانی دیگر سرودن . قاضی نورالله شاعر است . آن هم شاعری که با چشم شهود لطافتهای خلقت را به تماشا می نشیند.
قاضی نورالله شاعر است چون پدرش و پسرش علاءالملک .
او شاعر است چون عمویش سید میر حبیب الله و چون نوه هایش سید محمد شریف و سید ابوالحسن مرعشی .
او که تخلصش به نوری است ((دیوانی )) دارد که بیانگر قریحه ذاتی اوست . نقد و رد در شعر قاضی نورالله ، از جایگاه ویژه ای برخوردار است . قاضی به هر دو زبان عربی و فارسی شعر می سرود.
این غزل از شعرهای اوست :
عشق تو نهالی است که خواری ثمر اوست
من خاری از آن بادیه ام کاین شجر اوست
بر مانده عشق اگر روزه گشایی
هشدار که صد گونه بلا ماحضر اوست
وه کاین شب هجران تو بر ما چه دراز است
گویی که مگر صبح قیامت سحر اوست
فرهاد صفت این همه جان کندن (نوری )
در کوه ملامت به هوای کمر اوست (531)
بوستان نورالله
پنج گل علم و معرفت که رایحه اجداد خویش را در فضای هندوستان منتشر کردند، ثمره زندگی قاضی نورالله شوشتری است که هر یک از آنان از نویسندگان ، شاعران و علمای عصر خود به شمار می روند و دارای تالیفاتی هستند که در این مقال نمی گنجد. تنها به نام این گلهای بوستان قاضی بسنده می کنیم :
1. علامه سید محمد یوسف
2. علامه شریف الدین (992-1020 ق )
3. علامه علاء الملک
4. سید ابوالمعالی (1004-1046 ق )
5. سید علاء الدوله (1012- ؟ق )
شاگردان نور
کتمان مذهب از یک سو، قدرت و تسلط وی بر مبانی فقهی و کلامی مذاهب از سوی دیگر در کنار آوازه زهد و پارسایی او طلاب و فرق و مذاهب گوناگون را به پای درس وی می کشاند. قاضی فقه را بر مبنای مذاهب پنجگانه ((شیعه ))، ((حنفیه ))(532)، ((مالکیه ))، ((حنبلیه )) و ((شافیعه )) برای طلاب هر مذهب تدریس می نمود و در خاتمه و بیان اقوال ، نظر شیعه را با ظرافتی خاص بر کرسی می نشاند.(533)
جو ضد شیعی و رابطه مخفیانه شاگردان شیعی مذهب و همچنین تقیه قاضی نورالله موجب گشت که غیر از چند تن که آن هم برخی از فرزندان قاضی بوده اند نام شاگردان دیگر وی در تاریخ به ثبت نرسد و تنها نام این بزرگان در دفتر باقی بماند.
- علامه شیخ محمد هروی خراسانی
- علامه مولا محمد علی کشمیری
- سید جمال الدین عبدالله مشهدی
مرد مناظره
او به علم و ادب به چشم نردبانی می نگریست که انسان را به سوی کمال عمل و منزلگه ادای تکلیف می رساند. از این رو بر بحث و مناظره او غبار جدل و مراء نمی نشست و از آنجا که مناظره های او رنگ خدایی داشت همواره از بحث و جدل سربلند بیرون می آمد.
از مناظره های قاضی نورالله می توان به مناظره ایشان با عبدالقادر بن ملکوک شاه بدوانی از عالمان اهل تسنن ، اشاره کرد. وی در کتاب منتخب التواریخ خود از آن یاد می کند.(534) همچنین مناظره ایشان با سید قزوینی که قاضی نورالله خود در کتاب مجالس المومنین (535) به آن اشاره می نماید.
هیمه حسد
قاضی نورالله درباره حسد می نویسد:
((عاده الله جاری شده که هر کس به مرتبه عالی از فضل آراسته گردد به موجب کلام ملک علام که ((ام یحسدون الناس علی ما آتاهم الله من فضله )) یعنی از اهل زمانه که خود ارزنی نمی ارزد به او حسد می ورزد - خصوصا که عداوت دینی علاوه آن باشد و سینه ایشان به ناخن عناد خراشد...))(536)
به همین علت عالمان حسود دربار سلطان اکبر شاه همواره درصدد بودند تا روزی او را از چشم سلطان انداخته ، زمینه بر کناری یا قتل او را فراهم سازند.
قاضی در جای دیگری در خصوص رسم دیرینه علمای اهل سنت در شوراندن حاکمان بر ضد دیگران - خصوصا علمای تشیع - اشاره می کند و می نویسد:
رسم دیرینه برخی از اهل سنت است که چون به مقتضای کلام معجز (فیهت الذی کفر) در اثبات مطالب باطله خود از خصم مبهوت و عاجز گردند و به مقدمات علمی کار نتوانند ساخت به شمشیر و بوکده و قلمتراش ‍ با او مناظره نمایند و اگر از آن نیز عاجز باشند تهمتی بر او اندازند و سلطان وقت را بر او متغیر سازند و اگر بر آن نیز قادر نباشند مرگ او را به دعا آرزو کنند.
حاسدان هر روز در پی فرصتی نشستند تا سخن و حرکتی را از او مشاهده کنند و به سعایت او برخیزد تا اینکه قضاوت و مفتیان شنیدند که روزی قاضی نور الله کلمه ((علیه الصلاه و السلام )) را در حق مولی الموحدین به کار برده است . از این رو آن را بدعت و مختص به نبی برشمردند و فتوا به حلال بودن خون او دادند در این خصوص حکمی را تهیه و امضا کرده ، نزد اکبر شاه فرستادند.
آنان همه امضا کردند مگر یکی از بزرگان ایشان که مخالفت کرد و بیتی را به این مضمون نوشت و به نزد اکبر شاه فرستاد:
گر لحمک لحمی بحدیث نبوی هی
بی صل علی نام علی بی ادبی هی (537)
اکبر شاه از کشتن قاضی نورالله صرف نظر کرد و محبت او بیش از پیش در قلب وی افزون شد.(538)
شور شهادت
خوش پریشان شده ای با تو نگفتم نوری
آفتی این سرو سامان تو دارد در پی (539)
قاضی نورالله ، این مروج و مدافع مذهب تشیع در اواخر عمر پر برکت خود کاسه صبر را لبریز دید. وی در ((مجالس المومنین )) در بیان احوال مومن طاق (از یاران امام صادق علیه السلام ) به این نکته چنین اشاره می کند:
((در مختار کشی از مفضل بن عمر روایت می کند که او گفت : حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مرا گفتند که نزد من مومن طاق رو و او را امر کن که با مخالفان مناظره نکند. پس به در خانه او آمدم و چون از کنار بام سر کشید به او گفتم که حضرت امام تو را امر می فرماید که با اغیار سخن نکنی ! گفت : می ترسم که با صبر نتوانم کرد.
مولف گوید که این بیچاره مسکین نیز مدتی به بلای صبر گرفتار بودم و با اغیار، تقیه و مدارا می نمودم و از بی صبری که از آن می ترسیدم به آن رسیدم و از عین بی صبری این کتاب را در سلک تقریر کشیدم . اکنون از جوشش ‍ بی اختیار به جناب پروردگار پناه می برم و همین کتاب را شفیع خود می آورم .)) (540)
سرانجام مجالس المومنین ، شفیع قاضی نورالله ، او را به سر منزلگه مقصود رساند و علمای دربار که با مرگ اکبر شاه و نشستن جهانگیر شاه بر تخت ، زمینه را مساعد دیدند به میدان آمدند.
محدث قمی نحوه شهادت او را چنین می آورد:
((... قاضی نورالله مشغول به قضاوت و همچنین نویسندگی در خفاء بود تا اینکه سلطان اکبر از دنیا رفت و جهانگیر شاه بر تخت نشست .
علمای دربار و مقرب در صدد فتنه و بر انگیختن شاه بر علیه قاضی برآمدند و نزد او به سعایت پرداختند، که قاضی شیعه است و خود را ملزم به مذاهب امامیه تطبیق می کند.
جهانگیر شاه بیان آنان را برای اثبات تشیع قاضی کامل ندانست و گفت : این دلیل کامل نیست چرا که او از اول قضاوت را به شرط اجتهاد خود پذیرفته است .
آنان به حیله دیگری دست زدند شخصی را وا داشتند تا به عنوان شاگرد نزد قاضی رفت و آمد کند و خود را شیعه معرفی کند.
وی پس از رفت و آمد بسیار و جلب اطمینان قاضی ، به نوشته های وی از جمله ((مجالس المومنین )) پی برد و درخواست آن نمود. وی کتاب را از قاضی گرفت و از آن نسخه ای برداشت و نزد علمای دربار برد. آنان نیز این کتاب را به عنوان سند تشیع قاضی نورالله به جهانگیر شاه عرضه کردند و به سلطان گفتند که او در کتابش چنین و چنان گفته است و استحقاق اجرای حد دارد.
جهانگیر شاه گفت : حدش چیست ؟ آنان گفتند: ضربه زدن با شلاق ... شاه کار را بر آنان واگذار کرد و آنان بلافاصله حد را اجرا کردند.
قاضی نور الله در سال 1019 ه‍ق ، در حالی که حدود هفتاد سال عمر داشت . در زیر شلاق به شهادت رسید.
می گویند بر بدن قاضی نورالله با چوب خاردار آنچنان زدند که بدنش قطعه قطعه شد.)) (541)
امروز مزار او در آگره هندوستان زیارتگاه هزاران هزار مسلمان بیدار دل شبه جزیره است .

آثار:

1. احقاق الحق
2. مجالس المومنین
3. الصوارم المهرقه
4. مصائب النواصب
5. اجوبه مسائل السید حسن الغزنوی
6. الزام النواصب فی الرد علی میرزا مخدوم الشریفی
7. القام الحجر
8. بحر الغزیر فی تقدیر ماءالکثیر
9. بحر الغدیر فی اثبات تواتر حدیث الغدیر سندا و مولف و دلالة
10. تفسیر القرآن
11. کتابی در تفسیر آیه رویا
12. تحفه العقول
13. حل العقول
14. حاشیه بر ((شرح الکافیه )) جامی
15. حاشیه بر ((حاشیه چلپی )) بر شرح التجرید اصفهانی
16. حاشیه بر ((مطول ))
17. حاشیه بر ((رجال ))کشی
18. حاشیه بر ((تهذیب الاحکام )) شیخ طوسی
19. حاشیه بر ((کنز العرفان ))
20. حاشیه بر حاشیه ((تهذیب المنطق )) دوانی
21. حاشیه بر مبحث ((عذاب القبر)) از شرح ((قواعد العقاید))
22. حاشیه بر ((شرح مواقف ))
23. حاشیه بر شرح ((تهذیب الاصول ))
24. حاشیه بر ((مبحث الجواهر)) از شرح تجرید علامه
25. حاشیه بر ((تفسیر بیضایی ))
26. حاشیه بر ((الهیات )) شرح تجرید
27. حاشیه بر ((حاشیه القدیمیه ))
28. حاشیه بر ((حاشیه الخطایی ))
29. حاشیه بر ((شرح الشمسیه ))
30. حاشیه بر ((قواعد))
31. حاشیه بر ((تهذیب )) از شیخ الطائفه شیخ طوسی
32. حاشیه بر ((خطبه الشرایع )) محقق حلی
33. حاشیه بر ((هدایه ))
34. حاشیه بر شرح ((رساله آداب المطالعه ))
35. حاشیه بر شرح ((تلخیص المفتاح ))
36. حاشیه بر ((شرح چغمینی در هیئت ))
37. حاشیه بر ((اثبات الواجب الجدید))
38. حاشیه بر ((تحریر اقلیدس ))
39. حاشیه بر ((خلاصه علامه ))
40. حاشیه بر ((خلاصه الحساب ))
41. حاشیه بر ((مبحث الاعراض ))
42. حاشیه بر ((رساله بدخشی ))
43. حاشیه بر ((حاشیه شرح تجرید))
44. حاشیه بر ((باب شهادات )) قواعد علامه
45. حاشیه بر ((شرح العضدی ))
46. حاشیه بر ((شرح الاشارات ))
47. دلائل الشیعه فی الامامه
48. دیوان القصائد
49. دیوان الشعر
50. دافعه الشقاق
51. الذکر الابقی
52. رساله لطیفه
53. رساله ای در تفسیر آیه ((انما المشرکون نجس ))
54. رساله ای در ((امر العصمه ))
55. رساله ای در ((تجدید وضو))
56. رساله ای در ((رکنیه السجدتین ))
57. رساله ای در ذکر نام حدیث سازان و احوال آنان
58. رساله ای در ((رد شبهه فی تحقیق العلم الالهی ))
59. رساله ای در ((لبس الحریر))
60. رساله ای در ((نجاسه الخمر))
61. رساله ای در ((مساله الکفاره ))
62. رساله ای در ((غسل الجمعه ))
63. رساله ای در ((تحقیق فعل ماضی ))
64. رساله ای در ((حقیقه الوجود))
65. اللمعه فی الصلاه الجمعه
66. النور الانور الازهر فی تنویر خفایا رساله الفضا و القدر للعلامه الحلی
67. رساله ای در تفسیر آیه ((فمن یرد الله ان یهدید یشرح صدره للاسلام ))
68. الرساله المسیحه
69. رساله ای بر ((حاشیه التشکیک ))
70. رساله ای در رد ((رساله الکاشی ))
71. تعلیقه ای بر نظریه نصیر الدین طوسی در مورد ((تخلف الجوهریه ))
72. رساله فی الرد علی رساله الدوانی
73. رساله فی الادعیه
74. رساله ای در ((اسطرلاب ))
75. رساله در ((ان الوجود لا مسئله له
76. رساله ای در رد مقدمات ترجمه ((الصواعق المحرقه ))
77. رساله ای در بیان ((انواع الکم ))
78. رساله ای در جواب شبهات الشیاطین
79. رساله فی مساله الفاره
80. رساله ای در ((وجوب المسح علی رجلین دون غسلهما))
81. رساله ای در تنجیس الماء القلیل بالملاقات مع النجاسه
82. رساله ای درباره ((کلیات خمس ))
83. رساله انموذج العلوم
84. رساله ای در شرح کلام القاضی زاده رومی در هیئت
85. رساله ای در شرح رباعی ابوالسعید ابوالخیر
86. الرساله الجلالیه
87. رساله فی علمه تعالی
88. رساله ای در ((جواز الصلاه فیما لا تتم الصلاه فیه وحده ))
89. رساله ((انس الوحید)) در تفسیر سوره توحید
90. رساله رفع القدر
91. رساله ای در رد بر آنچه که شاگردان ابن همام در خصوص اذان جمعه به شافعی نوشته است .
92. رساله فی النحو
93. السبعه السیاراه
94. السحاب المطیر در تفسیر آیه تطهیر
95. شرح بر مبحث التشکیک از شرح تجرید
96. شرح گلشن راز شبستری
97. شرح دعاء الصباح و المساء از علی بن ابی طالب علیه السلام
98. شرح مبحث ((حدوث العالم )) از انموذج العلوم دوانی
99. شرح الجواهر
100. شرح خطبه حاشیه القزوینی بر عضدی
101. شرح رساله ((اثبات الواجب القدیمه )) علامه دوانی
102. کشف الحوار
103. گوهر شاهوار
104. گل و سنبل
105. النظر السلیم
106. الخیرات الحسان
107. عده الامراء
108. الاجوبه الفاخره
109. شرح بر تهذیب الحدیث از شیخ الطائفه
110. العشره الکامله
111. کتابی در مناظره با مخالفین
112. کتابی در مناقب ائمه از طریق مخالفین
113. کتابی در نوشته های سجع قاضی به عربی و فارسی
114. مجموعه مثل ها، کشکول
115. مصائب النواصب
116. موائد الانعام
117. نور العین
118. نهایه الاقدام
119. شرح بر ((مقامات بدیع الزمان ))
120. شرح بر صحیفه کامله ((ناتمام مانده است ))
121. حاشیه بر شرح اللمعه ((ناتمام ))
122. تعلیقه بر روضه کافی
123. رساله ای در وجوب لطف
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
قاضی, نور, الله, ثالث, شهید


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 23:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1