شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 06-04-2010, 19:29   #1
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض ملا صدرا ی شیرازی

نام هاي ديگر: ملاصدرا،صدر المتالهین،ملا صدرا،ملا صدرا ی شیرازی،
موطن: شیراز
نام پدر : ابراهیم
تاريخ وفات: 1050قمری


سخن از پر فروغ ترین خورشید معرفت و حکمت است که عقلها را به شگفت آورد و اندیشه تحقیق را در شکوه تفکر متحیر ساخت و بلندای همتش سروهای سرفراز را سر آمد و چینش زیبای کلامش عقده ها از عقاید برداشت . صراحت در بیان و مرامش دلق رنگ و ریا از چهره ها بر گرفت و چماقهای توهم و تهمت با سندان پولادین اراده و استقامتش در هم شکست .
بزرگمرد حکمت برین و تک سوار افقهای بیکران یقین ، صدرنشین مسند عرفان و آموزگار نخستین حکمت متعالیه که نامش فروغ بخش حلقه حکیمان است و یادش چشم اندازی از خاک تا خدا و همراهی با مرامش ‍ زورقی از نبوغ می خواهد تا با قطب نمای وحی و بادبان اراده و ناخدایی قلبی پر از عشق در یم هستی گام نهد و سفرهای چهارگانه از مبدا تا معاد را یکی پس از دیگری در نوردد و کلیدهای زمردین غیب و شهود را در فرازین قله حکمت به چنگ آرد.
طلوع خورشید
بنا به نقلی در ظهر روز نهم جمادی الاولی سال 980 ق(559)مژده تولد فرزندی را به میرزا ابراهیم بن یحیی قوامی شیرازی دادند و او که سالهای دراز انتظار چنین روزی را داشت و بارها نذر و نیاز کرده بود از فرط خوشحالی سراسیمه خود را به منزل رسانید و بر طبق عهدی که نموده بود نام مبارک ((محمد)) را برای فرزندش برگزید و تا زمانی که خود زنده بود روزانه یک سکه به شکرانه این لطف الهی در راه خدا انفاق می نمود.
میرزا ابراهیم از کارگزاران ولایت فارس یا بازرگانی سرشناس و امین در بازار بود. وی با انتخاب معلمان و اساتید خوب و مجرب در تربیت یگانه فرزندش کوشید و در آموزش علوم متعارف زمان کوتاهی نکرد تا آنکه در 16 سالگی او را به کار تجارت به بصره فرستاد و محمد در مدت سه ماهی که آنجا بود به زیارت عتبات نیز مشرف شد و با شنیدن خبر مرگ پدر به شیراز برگشت و مدتی مشغول رسیدگی به امور داراییهای پدر شد اما در همه این مدت دل در گرو تحصیل داشت تا سرانجام با سپردن مغازه و املاک پدر به دایی خود که مردی درستکار بود برای ادامه تحصیل راهی اصفهان شد.(560)
همان گونه که روال عادی حوزه های علمیه آن زمان بوده است به احتمال قوی صدرا علاوه بر فقه و اصول و دیگر علوم اسلامی متعارف ، علوم دیگری چون ریاضیات و نجوم و طب و هیئت و... بخصوص منطق و فلسفه را در شیراز آغاز نموده و به مرحله ای رسانده که مجبور شده است برای تکمیل رشته های مورد علاقه خود به مسافرت و حضور در محضر اساتید مشهور نواحی دیگر اقدام نماید.
آغاز سفر
کسانی که به زندگی صدر المتالهین پرداخته اند مقصد او را از شیراز به اصفهان نوشته اند اما به احتمال زیاد باید با ورود شاه عباس به شیراز در سال 998 که قاعدتا شیخ بهایی نیز همراه او بوده است صدر المتالهین جوان با شیخ بهایی آشنا شده و بهمراه آنان یا مدتی پس از آنان به پایتخت که در آن تاریخ قزوین بوده ، آمده باشد. در این مورد نسخه اصلی کتاب حدیقه هلالیه شیخ بهایی که شرح دعای چهل و سوم صحیفه سجادیه است راهگشاست . زیرا در پایان نسخه و پس از اتمام کتاب نوشته است : ((عبده الراجی صدر الدین محمد شیرازی محروسه قزوین شهر ذی الحجه سنه الف و خمس من الهجره النبوه .)) معلوم می شود که ملاصدرا در تاریخ 1005 و شاید قبل از آن در قزوین مشغول تحصیل بوده و تا حدی با استادش آشنایی داشته که از روی کتابهای او نسخه برداری می نموده است . بنابراین می توان گفت یک سال پس از این تاریخ و با انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان صدر المتالهین نیز راهی اصفهان شده باشد.
اساتید ملاصدرا
در عصر صدر المتالهین اصفهان - و پس از آن قزوین - پایتخت و مرکز علمی ایران بود و اکثر اساتید بزرگ در این شهرها اقامت داشتند و جاذبه ویژه ای برای دانش دوستان داشت .
صدر المتالهین ابتدا در محضر درس شیخ الاسلام شهر بهاء الحق و الدین محمد بن عبد الصمد عاملی - معروف به شیخ بهایی - که در علوم نقلی مورد اعتماد و دانشمند زمان و برنای عصر خویش بود حاضر شد و سنگ بنای شخصیت علمی و اخلاقی ملاصدرا توسط این دانشمند جهاندیده کم نظیر و علامه رهرو ذیفنون عصر بنا نهاده شد و تکمیل این بنای معنوی را استاد دیگرش دانشمند سترگ و استاد علوم دینی و الهی و معارف حقیقی و اصول یقینی سید بزرگوار و پاک نهاد حکیم الهی و فقیه ربانی امیر محمد باقر بن شمس الدین مشهور به - میرداماد - عهده دار گشت . این نوجوان خوش استعداد و پر شور حدیث و درایه و رجال و فقه و اصول را از شیخ بهایی و فلسفه و کلام و عرفان و دیگر علوم ذوقی را از محضر میرداماد آموخت و علوم طبیعی و ریاضی و نجوم و هیئت را نیز از محضر این دو استاد و احتمالا نزد حکیم ابوالقاسم میر فندرسکی عارف زاهد و ریاضی دان بنام عصر فرا گرفت .
مراحل سیر و سلوک
صدر الدین محمد بتدریج در علوم متعارف زمان و بویژه در فلسفه اشراق و مکتب مشاء و کلام و عرفان و تفسیر قرآن مهارت یافت . روشهای گذشتگان را دقیقا بررسی نمود و موارد ضعف آنها را باز شناخت و مسائل مبهم مکاتب اشراق بهره ها برد ولی هرگز تسلیم عقاید آنان نشد و گر چه شاگرد مکتب مشاء گردید لیکن هرگز مقید به این روش نشد.
علامه محمد رضا مظفر این بخش از زندگی صدر المتالهین را اولین دوره زندگانی فکری و سلوک روحانی او می شمرد که در درس و بحث و تتبع آثار فلاسفه و سیر در افکار فلسفی و کلامی سپری نموده و نشانی از ذوق عرفانی و ابتکارات فلسفی در او مشهود نبوده است . صدر المتالهین خود در مقدمه اسفار می گوید: ((من تمام نیرو و توان خود را در گذشته و از آغاز دوره جوانی صرف در فلسفه الهی نمودم تا حدی که به قدر امکان به آن دسترسی یافتم و در اثر سعی زیاد بخش شایان توجهی از آن نصیبم شد و در آن زیاد مراجعه کردم و از نتایج اندیشه های آنان بهره ها بردم و از ابتکارات فکری و اسرار نهفته آنان سود فراوان یافتم و چکیده کتب و رسائل فلسفی یونان و دیگر معلمان بزرگ را به خاطر سپرده ، از هر بابی چکیده آن را اختیار نمودم ... و در این مدت صدفهای پر از مروارید گرانبهای حکمت و معرفت را از دریای حکمت به چنگ آوردم .)) (561)
البته در آخر همین مقدمه و در مقدمه تفسیر سوره واقعه این دوره یا حداقل بخشی از آن را برای خود نوعی وقفه می شمرد، نه سیر، و غفلت محسوب می نماید نه ذکر و فکر. و آن را از باب حسنات الابرار سیئات المقربین جزء ضایعات عمر خود می داند و می گوید: ((من به دلیل اینکه مقداری از عمر خود را در بررسی آثار فیلسوف نمایان و جدل و مناظره اهل کلام و دقتهای علمی و تواناییهای منطقی و شیوه های بیانی آنان ضایع نموده و بر باد دادم همواره به درگاه خدا استغفار می نمایم . زیرا که در آخر کار و در اثر تابش نور ایمان و تایید و دستگیری خدای منان بر من روشن شد که پای استدلالیان چوبین و قیاسهای منطقی آنان عقیم و راه آنان در معرفت حق غیر مستقیم است .(562)آنگاه چشم باز نمودم و به حال خود گریستم و دیدم گر چه در شناخت ذات باری تعالی و تنزیه او از صفات ضعف و نقص و حدوث و نیز در معرفت به معاد و حشر روح انسانی به اندوخته هایی دست یافتم اما از معرفت حقیقی و شهود حق که جز با ذوق الهی و دریافت قلبی حاصل نمی شود دستم خالی است .))(563)
فرزانه اندیشمند حضرت آیه الله جوادی آملی پس از این دوره چهار دوره دیگر را در زندگی موسس حکمت متعالیه تصویر می نماید و این مجموعه را مراحل تحول روحی و جوهری او می شمارد(564)که اگر آن دوره اول را مقدمه سفر اول سالکان عارف حکیم شیراز با مراحل چهارگانه سلوک و اسفار اربعه عارفان منطبق خواهد بود.
آواره کوی دوست
ملاصدرا از دانشمندان کم نظیری بود که از همراهی با صاحبان قدرت و زندگی با اهل دنیا و دنیا پرستان و تعریف و تمجید شاهان صفوی بیزار بود و عظمت روحی که در او وجود داشت به او اجازه سر فروآوردن در برابر مقامات پست دنیایی را نمی داد. و البته دنیا طلبان نیز چنین مزاحمی را نمی توانستند تحمل کنند و او را از حسادت و توهین و تهمت خود در امان نمی گذاشتند. صدر المتالهین پس از طی مراحل علمی در اصفهان و احتمالا آغاز حسادتها و مخالفتها به زادگاه خود باز می گردد تا شاید در حمایت خانواده و خویشان خود بتواند در امان باشد.
تاریخ بازگشت صدر المتالهین به شیراز همچون کوچ قبلی و بعدی او از این شهر معلوم نیست . همچنانکه از مدت اقامت و فعالیتهای علمی و اجتماعی او در این مرحله اطاعی نداریم و احتمالا در همین سالها که باید بین سالهای 1010 تا 1020 باشد الله وردی خان فرمانروای شجاع و آگاه و دلسوز فارس تصمیم می گیرد تا مدرسه ای مخصوص به نام ملاصدرا بنا کند و آن مدرسه را پایگاه علوم عقلی در منطقه قرار دهد. اما اجل او را مهلت نمی دهد و در سال 1021 قبل از اتمام مدرسه به قتل می رسد و مقارن همین احوال ملاصدرا نیز در اثر ناسازگاری علمای شیراز و شروع آزار و اذیت و اهانت او ناگزیر به ترک شیراز و بازگشت به اصفهان می شود و یا به گفته آیه الله سید ابوالحسن قزوینی از همان جا به نواحی قم عزیمت می نماید. ایشان در شرح حال ملاصدرا می نویسد:
((... پس از مراجعت به شیراز چنانچه عادت دیرینه ابنای عصر قدیم و حدیث همین است محسود بعضی از مدعیان علم قرار گرفت و به قدری مورد تعدی و ایذاء و اهانت آنان قرار گرفت که در نتیجه از شیراز خارج و در نواحی قم در یکی از قرا منزل گزید و به ریاضات شرعیه از ادای نوافل و مستحبات اعمال و صیام روز و قیام در شب ، اوقات خود را صرف می نمود.))(565)
صدر المتالهین حکیم خانه به دوشی بود که به جرم آزادگی روح و فکر مجبور شد تا از پایتخت و پایتخت نشینان روی گرداند و به زندگی در روستایی دورافتاده و خالی از امکانات رفاهی - که در آن روز و در بارگاه صفویان برای دانشمندان منظور شده بود - بسنده نماید و خود را برای ((انقطاع الی الله )) آماده سازد. او خود در توجیه انتخاب این راه می گوید: ((من وقتی دیدم زمانه با من سر دشمنی دارد و به پرورش اراذل و جهال مشغول است و روز به روز شعله های آتش جهالت و گمراهی برافروخته تر و بد حالی و نامردمی فراگیرتر می شود ناچار روی از فرزندان دنیا برتافتم و دامن از معرکه بیرون کشیدم و از دنیای خمودی و جمود و ناسپاسی به گوشه ای پناه بردم و در انزوای گمنامی و شکسته حالی پنهان شدم دل از آرزوها بریدم و همراه شکسته دلان بر ادای واجبات کمر بستم .))(566)
این مرحله از زندگی رادمرد حکمت و شهود سرآغاز چشم پوشی از مظاهر دنیوی و جاه و جلال مجازی و دل بریدن از دنیا و دنیا پرستان و رو به سوی جمال و جلال حق نمودن است که همواره با مشقتهای فراوان و نیروی عزم و اراده ای آهنین تنها برای افرادی انگشت شمار حاصل می گردد؛ که در اصطلاح سالکان سیر از خلق به سوی حق نام دارد.
در کنج غربت
دوره سوم زندگی صدر المتالهین مرحله دوم انقلاب روحی او و حرکت از وحدت به وحدت و سفر حق به سوی حق با یاری حق است . این مرحله طولانی ترین منازل در سفرهای چهارگانه سیر و سلوک است و صدر الدین شیرازی برای این مرحله که دوران سخت ریاضتهای جسمانی و مجاهدتهای نفسانی و عبادت و طی مقامات کشف و شهود است محلی به نام کهک (در سی کیلومتری جنوب شرقی شهر مقدس قم ) را بر می گزیند و یا در اثر توفیق جبری و به عنوان تبعید از مرکز علمی و فرهنگی رسمی (اصفهان ) بر او تحمیل می شود و در هر صورت فارغ از قیل و قال و جاه و رفاه شهر و شهرنشینی در جوار لطف و کریمه اهل بیت علیه السلام و حرم آنان پناه می گیرد تا ضمن بهره گیری از دریای علوم آل محمد صل الله علیه و آله از گزند فتنه ها در امان باشد. چرا که از امام صادق علیه السلام نقل شده است : ((به هنگام فراگیر شدن فتنه ها به قم و اطراف آن پناه ببرید.)) (567)
سال ورود و مدت اقامت ملاصدرا در کهک همانند ورود و اقامتش در اصفهان بخوبی روشن نیست . از تطبیق و انطباق بعضی یادداشتها می توان نتیجه گرفت که بین سالهای 1025 تا 1039 در کهک بوده است و البته از شیوه زندگی او در آن قریه اطلاعی نداریم جز مطالبی که از نوشته های خود او می توان استفاده نمود. در مقدمه اسفار رنجنامه خود را چنین ادامه می دهد:
((با گمنامی و شکسته حالی به گوشه ای خزیدم . دل از آرزوها بریدم و با خاطری شکسته با ادای واجبات کمر بستم و کوتاهیهای گذشته را در برابر خدای بزرگ به تلافی برخاستم . نه درسی گفتم و نه کتابی تالیف نمودم . زیرا اظهارنظر و تصرف در علوم و فنون و القای درس و رفع اشکالات و شبهات و... نیازمند تصفیه روح و اندیشه و تهذیب خیال از نابسامانی و اختلال ، پایداری اوضاع و احوال و آسایش خاطر از کدورت و ملال است و با این همه رنج و ملالی که گوش می شنود و چشم می بیند چگونه چنین فراغتی ممکن است ... ناچار از آمیزش و همراهی با مردم دل کندم و از انس با آنان مایوس گشتم تا آنجا که دشمنی روزگار و فرزندان زمانه بر من سهل شد و نسبت به انکار و اقرارشان وعزت و اهانتشان بی اعتنا شدم . آنگاه روی فطرت به سوی سبب ساز حقیقی نموده ، با تمام وجودم در بارگاه قدسش ‍ به تضرع و زاری برخاستم و مدتی طولانی بر این حال گذراندم .))(568)
صدر المتالهین در طی نامه ای از کهک نیز به استادش میرداماد وضع روحی خود را چنین ترسیم می کند:
((و اما احوال فقیر بر حسب معیشت روزگار و اوضاع دنیا به موجبی است که اگر خالی از صعوبتی و شدتی نیست ... اما بحمدالله که ایمان به سلامت است و در اشراقات علمیه و افاضات قدسیه و واردات الهیه ... خللی واقع نگشته ... از حرمان ملازمت کثیر السعاده بی نهایت متحسر و محزون است . روی طالع سیاه که قریب هفت هشت سال است که از ملازمت استاد الاماجد و رئیس الاعاظم محروم مانده ام و به هیچ روی ملازمت آن مفتخر اهل دانش و بینش میسر نمی شود... به واسطه کثرت وحشت از صحبت مردم وقت و ملازمت خلوات و مداومت بر افکار و اذکار بسی از معانی لطیفه و مسائل شریفه مکشوف خاطر علیل و ذهن کلیل گشته ...))(569)

سفر عرشی
مرحله سوم سلوک روحانی صدر المتالهین شیرازی سفر از حق به سوی خلق است برای مشاهده آثار خدای سبحان در مظاهر جمال و جلال و مطالعه آیات الهی در طبیعت و انسان و آفاق و انفس که در اثر طی مراحل گذشته نصیب سالک می شود. انسان در پایان این سیر به مقام خلافت الهی نایل می شود و در اصطلاح فلاسفه جهانی می شود بنشسته در گوشه ای .
شور و ابتهاج ملاصدرا در این مرحله مانند همه آنها که به این مقام رسیده اند در خور وصف نیست . او پس از سالها خون دل خوردن توانسته است دریچه ای به عالم قدس بگشاید و حقایق علمی را که از راه تفکر واستدلال به دست آورده بود از راه مکاشفات نوری مشاهده نماید. در مقدمه اسفار پس از یادآوری دوران زحمت و رنج و مصیبتهای جانکاه ، این مرحله را دوران آرامش و استراحت خود می شمرد و می گوید:
((سر انجام در اثر طول مجاهدت و کثرت ریاضت نور الهی در درون جانم تابیدن گرفت و دلم از شعله شهود مشتعل گشت . انوار ملکوتی بر آن افاضه شد و اسرار نهانی جبروت بر وی گشود و در پی آن به اسراری دست یافتم که در گذشته نمی دانستم و رمزهایی برایم کشف شد که به آن گونه از طریق برهان نیافته بودم و هر چه از اسرار الهی و حقایق ربوبی و ودیعه های عرشی و رمز و راز صمدی را با کمک عقل و برهان می دانستم با شهود و عیان روشنتر یافتم . در اینجا بود که عقلم آرام گرفت و استراحت یافت و نسیم انوار حق صبح و عصر و شب و روز بر آن ورزید و آنچنان به حق نزدیک شد که همواره با او به مناجات نشست .)) (570)
معرفت عارفان
یکی از خاطرات بسیار آموزنده و شیرین و در خور تامل از ایام اقامت ملاصدرا در کهک نکته ای است که مرحوم شیخ عباس قمی (571) ذکر کرده و حضرت استاد حسن زاده آملی آن را این گونه مستند نموده است که : ((در یک نسخه خطی اسفار که به خط حاج ملامحمد طهرانی و محشی به تعلیقات ملا علی نوری و ذوالعینین و بسیاری از حواشی خود ملاصدرا است و در اختیار راقم است و در حاشیه این افاضه - در بحث اتحاد عاقل به معقول - نوشته است :
((تاریخ هذه الافاضه کان ضحوه یوم الجمعه سابع جمادی الاول سبع و ثلاثین و الف من الهجره و قد مضی من عمر المولف ثمان و خمسون سنه قمریه .))
(تاریخ این افاضه ، صبح روز جمعه هفتم جمادی الاول 1037 بود و 58 سال قمری از عمر مولف سپری گشته بود) و در ذیل همین حاشیه ، حاشیه دیگری مرحوم میرزا علی اکبر حکمی یزدی در حاشیه اسفارش از جناب صدر المتالهین به عنوان ((منه )) دارد که :
((کنت حین تسویدی هذا المقام بکهک من قری قم ...))
این قسمت کتاب را در هنگام اقامتم در کهک قم نوشتم و روز جمعه برای زیارت قبر دختر موسی بن جعفر (س ) به قم آمدم و از او مدد و کمک خواستم . سپس این مطلب به یاری خدا برایم کشف شد. (572)
خورشید جهان افروز
دوره پایانی سفرهای چهارگانه ، سفر از خلق به سوی خلق به همراهی حق و برای رساندن پیام الهی از طریق تدریس و تالیف و تهذیب نفوس است تا با هدایت و ارشاد خود تشنگان هدایت را با آب گوارای حیات الهی سیراب نماید.
این دوره از زندگی صدر المتالهین همان بازگشت مجدد ایشان از روستای کهک به شیراز و حوزه بحث و تدریس و تصنیف و تالیف است .
شهرت صدرای شیرازی عالمگیر شده بود و طالبان حکمت از نواحی و اطراف برای درک فیض به حضورش می شتافتند. او خود در مقدمه اسفار می گوید: ((... بتدریج آنچه در خود اندوخته بودم همچون آبشاری خروشان فرود آمد و چون دریایی پر موج در منظر جویندگان و پویندگان قرار گرفت . از آب خوشگوار آن وادی ، فهم و ادراک سر سبز شد و از جریان زلال آن نهرهای اندیشه جاری گشت ... پس رحمت الهی اقتضا نمود که معانی منکشف از عالم اسرار و انوار و فائض از مقام نور الانوار بیش از این در پرده استتار نماند. و از سوی خدا ملهم شدم تا جرعه ای از افاضات ربانی را به تشنگان وادی طلب بچشانم و دل جویندگان انوار حقیقت را منور سازم تا جرعه نوشان را حیات ابدی و طالبان هدایت را روشنی قلب گردد.))(573)
بعضی از تراجم نویسان علت بازگشت به شیراز را به امر شاه صفوی دانسته اند ولی اکثر آنان نوشته اند که امامقلی خان حاکم شیراز صدر المتالهین دعوت نمود تا به وطن خود برگردد و در مدرسه ای که پدرش به خاطر ملاصدرا بنا کرده به تعلیم و تدریس و تربیت طلاب بپردازد.
در شان و مقام این مرکز مهم علمی و سطح فرهنگی حوزه شیراز و همت پایه گذاران مدرسه همین بس که تدریس علوم عقلی یکی از مقررات الزامی آن مدرسه بوده است .
در هر صورت از نامه ای که حکیم الهی در سالهای اول بازگشت به شیراز برای استادش میرداماد نوشته پیدا است که از این هجرت راضی نبوده و به یاد دوران خوش تنهایی و عزلت حسرت می خورد و برای از دست دادنش ‍ متاسف بوده است . در بخشی از نامه چنین آورده است :
((قبل از ایام جدایی هرگز این شداید دست نداده بود و به صحبت جاهلان و ناقصان این بلاد گرفتار نشده بود. از طول مکث در اینجا ملول گشته ام و از صحبت معلولان این شهر معلول گشته و از کثرت عیال و پیوستگان و نامرادیهای دور و زمان و عدم مساعدت چرخ و دوران و بی توجهی ارکان دولت این جهان و بی التفاتی اعیان این عهد و قران بغایت محزون و پریشان گشته ... در مقام توحد و تفرد می بودم و پای در دامن غنای از خلق و تعزر کشیده داشتم و در خلوت تحصیل ملکات می کردم و از مشاهده مکروهات از روی حزم و دور اندیشی هراسان و گریزان بودم .)) (574)
آفتاب آمد دلیل آفتاب
استعداد فوق العاده و روح حساس و زهد و عبادت و انس به خدا صدر المتالهین را زبانزد خاص و عام کرد و توجه همگان را به او جلب نمود. او از آغاز جوانی بی اعتنا به دنیا و مقامات دنیوی و شوون مادی بود و به قدر ذره ای هم به فکر جلب رضایت خاطر مردم نبود. او دارای معنویتی عمیق و روحی بلند بود که از نزدیکی به پادشاهان و امرا و ریاست بر عوام ننگ داشت و در آن عصر که نوع مصنفان و مولفان ، کتاب و رساله خود را به اسم پادشاه وقت یا حتی یکی از وزرا و رجال نامی می نوشتند و گاهی کتاب را به آنان هدیه می کردند، در نوشته های ملاصدرا نشانی از این گونه امور نیست و با تعداد فراوان کتابهایی که دارد در هیچ یک از آنان اسمی از کسی نبرده است . او به واقع علم را با عمل توام نمود و حکمت را در رفتار و کردار خود متجلی ساخت . محمد بن ابراهیم شیرازی در همان ایام جوانی از سوی استاد خود میرداماد به صدر الدین و صدرا ملقب شد و شاید اولین ستایش ‍ را نیز از همین استاد خود در قالب شعر شنید که :
صدرا جاهت گرفته باج از گردون
اقرار به بندگیت کرد افلاطون
بر مسند تحقیق نیامد چون تو
یکسر ز گریبان طبیعت بیرون
از فرزانگان معاصر، فیلسوف عظیم الشان حضرت آیه الله سید ابوالحسن قزوینی نیز می گوید: ((در فن فلسفه الهی و تحقق مسائل غامضه علم مافوق الطبیه و استقامت فهم و حسن سلیقه ، عدیل است و به اعتقاد حقیر در الهیات و فن معرفه النفس بر شیخ الرئیس راجح و مقدم است و در حسن تعبیر و سلاست کلام و جزالت منطق و تقریر کسی به پایه او نرسیده ، در علم فقه صاحب نظر و تحقیق است و در علم رجال وحید و فرید عصر بوده و در فن ریاضی از هندسه و هئیت ماهر بوده و بزرگترین فضیلت او تطبیق قواعد حکمت الهی با قواعد عرفان و طریقه عرفاست .)) (575)
علامه طباطبایی مفسر و فیلسوف بزرگ معاصر نیز در مورد مجدد فلسفه اسلامی در قرن 11 می گوید: ((صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی ... پس ‍ از فراغت از تحصیل ... سالها در کنج عزلت سرگرم مجاهدات و ریاضات و تصفیه نفس شده توانست پس از سالها خون دل خوردن دریچه ای به عالم قدس باز کرده ، حقایق علمی را که از راه مکاشفات نوری مشاهده نماید.(576) وی اولین فیلسوفی است که مسائل فلسفه را - پس از آنکه قرنها در اسلام سیر کرده بود - از حالت پراکندگی در آورده ، مانند مسائل ریاضی روی هم چید. و از این روی اولا امکان تازه ای به فلسفه داده شد تا صدها مساله فلسفی که در فلسفه قابل طرح نبود مطرح و حل شود و ثانیا یک سلسله از مسائل عرفانی - که تا آن زمان طوری وراء طور عقل و معلوماتی بالاتر از درک تفکری شمرده می شدند - به آسانی مورد بحث و نظر قرار گیرند و ثالثا ذخایر زیادی از ظواهر دینی و بیانات عمیق فلسفی پیشوایان اهل بیت علیه السلام که قرنها صفت معمای لاینحل را داشتند و غالبا از متشابهات شمرده می شدند حل و روشن شود و به این ترتیب ظواهر دین و عرفان و فلسفه آشتی کامل پذیرفته و در یک مسیر افتادند.))(577)
مرحوم مطهری ، شهید حکمت و جهاد می گوید: ((صدرا در آنچه علم اعلی ... یا حکمت الهی خوانده می شود... تمام فلاسفه پیشین را تحت الشعاع قرار دارد و آن را بر اصولی خلل ناپذیر استوار کرد. حکیم الهی و فیلسوف ربانی بی نظیر که حکمت الهی را وارد مرحله جدیدی کرد.))(578)
و امام حکیمان و عارفان بنیانگذار انقلاب اسلامی از موسس حکمت متعالیه چنین یاد می کند: ((محمد بن ابراهیم شیرازی ... اول کسی است که مبدا و معاد را بر یک اصل بزرگ خلل ناپذیر بنا نهاد و اثبات معاد جسمانی با برهان عقلی کرد و خلله ای شیخ الرئیس را در علم الهی روشن کرد و شریعت مطهره و حکمت الهی را با هم ائتلاف داد با بررسی کامل دیدیم هر کس درباره او چیزی گفته از قصور خود و نرسیدن به مطالب بلند پایه اوست ... این فیلسوف بزرگ اسلامی و حکیم عظیم الهی ... افق شرق را به نور حکمت قرآن روشن کرد...)) (579) و در کتاب چهل حدیث از ملاصدرا با صفاتی چون : محقق فلاسفه فیلسوف محققین ، فخر طایفه حقه اعظم الفلاسفه علی الاطلاق نام می برد.
فروغ حکمت متعالیه
روزی که سفینه النجاه اسلام ناب محمدی صل الله علیه و آله در ساحل خشک و سوزان جاهلیت متعصب قرشی و سلطنت ظلمانی اموی به گل نشست فلسفه از پای افتاده و شرک آمیز یونانی و حکمت کلیسایی اسکندرانی در شام و مصر و بغداد شکفتن آغاز کرد و دستمایه تعزیه گردانان میدان مبارزه با ((ثقلین )) شد. اما در مدتی اندک دانشمندان وارسته اسلامی و خصوصا تربیت شدگان مکتب تشیع با تکیه بر فرهنگ عمیق و اصیل ((قرآن و عترت )) و بی اعتنا به اغراض سیاسی نهضت ترجمه ، با اصطلاحات فلسفی آشنا شده و از ((شیوه منطقی )) ارسطو و ((مکاشفه )) نو افلاطونی در مناشقات علمی - سیاسی و فهم معارف قرآن بهره ها گرفته ، حتی خود در این مکاتب استاد شده و به نوآوری پرداختند و نقادی عمیق مباحث را با معیار معارف قرآن به عهده گرفتند. فارابی و بوعلی سینا متد ارسطویی را در قالب جدید آن - حکمت مشاء - پی ریختند و شهاب الدین سهروردی نیز عنصر سلوک و اشراق را اساس فلسفه خود قرار داد و با ادغام بدیع عناصر گوناگون فلسفی از برآیند آنها فلسفه ((اشراق )) را بنا نهاد و مقارن این دو مکتب فلسفی پیش رفت . این دو جریان همان ((علم کلام )) بود که همواره زمینه مناسبی برای طرح مسائل جدید در فلسفه و رشد و نقد آن ایجاد نمود. عرفان نیز به عنوان راهی برای دریافت حقیقت دین و شیوه خاصی از معرفت الهی و وصول به کمال معنوی در پی آن بود که جنبه اصیل و پر مغز و نغز شریعت اسلامی را به دست آرد اما با تمام تلاشی که دانشمندان و حکیمان داشتند نتوانسته بودند این چهار رود خروشان را به هم پیوند دهند و به یک سو هدایت کنند.
در چنین زمینه فرهنگی که از سویی بسیار غنی و پر مایه بود و از سوی دیگر به رکود و کسادی و نازائی گرفتار شده بود، زیرا غلبه نهضت ضد عقلی که همزمان با غرب و شاید در اثر ارتباط دولت صفوی با اروپا بر حوزه های علوم اسلامی سایه افکنده بود و نهایتا منجر به ظهور ((فلسفه تجربی )) و حس گرایی ((ظاهریه )) و پیدایش ((اخباریگری )) و جمود بر ظواهر شرعی در شرق و به ویژه در نبض پر تپش آن ((تشییع )) شده بود هر یک از رودهای خروشان و پربرکت حکمت و معرفت را از تکاپو و حرکت آفرینی باز داشته و یا بکلی خشکانیده بود، آری در چنین فضای گرفته ای خورشید جهان افروز ((حکمت متعالیه )) در آسمان فکر اسلامی ایران طلوع کرد و افق شرق را به نور حکمت روشن کرد.
حکمت متعالیه از یک نظر به منزله چهارراهی است که چهار مکتب مهم یعنی حکمت مشائی ارسطویی و سینایی و حکمت اشراقی سهروردی و عرفان نظری محیی الدینی و معانی و مفاهیم کلامی (اسلامی ) با هم تلاقی کرده و مانند چهار نهر سر به هم آورده رودخانه ای خروشان به وجود آورده اند و از نظر دیگر به منزله یک ساختمان عظیمی است که چهار عنصر مختلف را پس از یک سلسله فعل و انفعالات به هم ربط داده و به آنها شکل و هیئت و واقعیت نوینی بخشیده که با ماهیت قبلی هر یک از عناصر متغایر است . (580)
((اختلاف سابقه دار مشاء و اشراق ... و همچنین بسیاری از موارد اختلاف نظر فلسفه و عرفان به وسیله صدر المتالهین حل شد و چهره بسیاری از حقایق اسلامی روشن گشت ...))(581)
گر چه جهل ظاهربینان و غرور علمی اروپای پس از رنسانس و خود باختگی مسلمین در قرون اخیر در حدی بوده و هست که اجازه نمی دهد آهنگ حیاتش حکمت متعالیه و صدای گوشخراش شکستن استخوانهای پوسیده فلسفه ارسطویی و نو افلاطونی ((اسکولاستیک )) در زیر چرخ عظیم و تندر حکمت متعالیه صدرایی به گوش غریبان و غربزدگان قدیم و جدید برسد و تحول بزرگ فلسفی را که آن حکیم الهی و فیلسوف ربانی ایجاد نمود دریابند. اما بدون شک با ظهور صدر المتالهین فعالیت فکری در ایران عصر صفوی به اوج خود رسید و اندیشه های او تمامی حیات فکری و عقلی چهار قرن گذشته را در انحصار درآورد و امروز نیز مکتب او به همان سر زندگی دوران تقریر و تحریر است .
آثار ماندگار
صدر المتالهین از نویسندگان خوش قلم و پر کار در فلسفه اسلامی است و آثار قلمی او لطیف و در کمال فصاحت و بلاغت است و به تعبیر یکی از اساتید صاحبنظر، در گذشته تاریخ فرهنگی شیعه دو نفر در حسن تعبیر و شیوایی قلم بی نظیر بوده اند و شاید در آینده هم نظیری نداشته باشند، شهید ثانی زین الدین جبل عاملی که در فقه قلم شیرین و جذاب و روانی دارد و صدر المتالهین شیرازی که فلسفه را با بیانی روان و قلمی شیوا تقریر نموده است .
تالیفات حکیم شیراز بیش از چهل عنوان کتاب و هر یک در نوع خود شاهکاری بی نظیر می باشد به جز رساله سه اصل در علم اخلاق و چند نامه جملگی به زبان عربی (زبان رسمی مراکز علمی آن عصر) نوشته شده و دارای نثری روشن و فصیح و مسجع و برای آموزش فلسفه و عرفان بسیار آسان و سهل است . در میان آثار فلسفی او بخشی خصلت عرفانی بارزتری دارند و بعضی دارای لحن برهانی و استدلالی تر هستند، هر چند که از تمامی آنها بوی عرفان به مشام می رسد.
از ویژگیهای بسیار مهم نوشته های ملاصدرا که از دستاوردهای انحصاری خود او است تطبیق بین مفاهیم و بیانات شرع و براهین فلسفی است و به نحوی که در هیچ مساله فلسفی تا استشهاد بر آیات قرآن و آثار معصومین ننماید نظر قاطع خود را ابراز نمی دارد. او همواره در کتابهایش افتخار می کند که هیچ کس را ندیده که همچون خود او اسرار قرآن کریم و سنت معصومین را فهمیده باشد. تمام نوشته های فلسفی او پر از آیات قرآن و روایات است و تمام تفاسیرش سرشار از برداشتهای عرفانی و عقلی است و او در این روش نظیری ندارد. البته پس از او شاگرد بی نظیرش فیض ‍ کاشانی این شیوه را از استاد آموخته و آن را گسترده و زیبا به کار برده است .
نوشته های صدر المتالهین در مجموع از ویژگیهایی چون جامعیت ، داوری مصلحانه بین آراء مختلف ، استفاده از عقل و ذوق و وحی در حل مبهمات ، احاطه بر آراء گذشتگان ، و در آخر سهل و ممتنع نویسی برخوردار است .
به تعبیر علامه حسن زاده آملی کتاب اسفار اربعه ام الکتاب مولفات ملاصدراست که در اواخر دوره اقامتش در کهک شروع به تالیف آن نموده و از دامنه و گسترش مطالب بی گمان بر شفای بوعلی سینا و فتوحات مکیه ابن عربی مقدم است . ((این کتاب به یک معنا نقطه اتصال و حلقه جامع دایره المعارف مشائی ابن سینا و اقیانوس اسرار باطنی ابن عربی است و به تعبیر دیگر، هم اوج هزار سال تفکر و تامل دانشمندان و حکمای اسلامی است و هم شالوده بنای عقلانی تازه و اصیلی است که از متن معارف اسلامی سرچشمه گرفته است .))(582)
صدر المتالهین در این کتاب بزرگ با صراحت تمام رابطه حکمت و دین و عقل و وحی را بیان می دارد که : ((حاشا الشریعه الحقه الالهیه البیضاء ان تکون احکامها مصادمه للمعارف الیقینیه الضروریه و تبا لفلسفله تکون قوانینها غیر مطابقه للکتاب و السنه ))(583) حاشا که احکام و مقررات بر حق و تابناک شرعی با معارف بدیهی و یقینی عقلانی ، ناهماهنگ باشد و نابود باد فلسفه و حکمتی که قواعد و یافته هایش مطابق با کتاب الهی و سنت نبوی نباشد.
صدر المتالهین در درک ظاهر و فهم اسرار قرآن و حدیث تبحری ویژه داشت و گر چه در اکثر کتب فلسفی خود به قرآن و حدیث تمسک نموده و گاهی نیز به شرح آیات و احادیث پرداخته اما کتابهایی نیز به تفسیر آیات و احادیث اختصاص داده و سوره های سجده ، یس ، واقعه ، حدید، جمعه ، طارق ، اعلی ، زلزال و سوره بقره تا آیه 65 و آیه الکرسی و آیه نور و... را تفسیر نموده که از تفاسیر ارزشمند فلسفی به شمار می آیند و تاکنون چندین بار چاپ شده است .
شرح اصول کافی مرحوم آخوند نیز اولین شرحی است که بر کتاب بی نظیر اصول کافی پس از حدود شش قرن نوشته شده و سنت شرح نویسی بر روایات عمیق اعتقادی را باب نموده و بدون شک یکی از مهمترین متون اعتقادی شیعی دوره صفوی است که در هماهنگی بین حکمت و عرفان و وحی یکی از بهترین و بلکه اولین کلید است و مولف کتاب روضه الجنات در مورد این کتاب می گوید:
((و عندی انه ارفع شرح کتب علی احادیث اهل البیت علیه السلام و ارجحها فائده و اجلها قدرا.))(584)
صدر المتالهین در سیر نوشتاری خود ابتدا حکیمی عقلانی است که شرح هدایه را می نویسد و شفای بوعلی را حاشیه می زند و پس از طی مراحل سلوک و معرفت عارفی متکی بر وحی است که با قدرت الهی و هدایت نبوی و بیان علوی و با قدم قلم سفرهای چهارگانه را طی می کند و اسفار اربعه می نویسد و در آخر کار تمام هم خود را بر فهم و درک و تبیین قرآن و روایات اهل بیت علیه السلام متمرکز می نماید و آخر کار نیز در یک دستش ‍ قلم تفسیر سوره بقره و در دست دیگرش برگه های شرح کتاب الحجه اصول کافی است که به دیدار محبوب می شتابد.
خانه آفتاب
صدر المتالهین داماد میرزا ضیاء الدین محمد بن محمود الرازی مشهور به ضیاءالعرفاء پدر زن شاه مرتضی والد فیض کاشانی است . و بدین ترتیب باید گفت فیض پیش از آشنایی علمی با صدر المتالهین با او ارتباط خویشاوندی داشته و دختر ملاصدرا، دختر خاله فیض بوده است .
فرزندان صدر المتالهین که هر یک از علوم اسلامی بهره ای وافی برده و از نامداران جهان محسوب می شوند جلوه دیگری از روح الهی آن فیلسوف وارسته می باشد که در نظام خانواده تجلی یافته است .
1. اولین فرزند این خانواده ام کلثوم در سال 1019 به دنیا آمد و دانش و بینش و علم و فلسفه را از پدر آموخت و در سال 1034 به عقد ملا عبدالرزاق لاهیجی (فیاض ) در آمد. او همچنان در محضر همسرش به تحصیل ادامه داد تا در اکثر علوم متعارف سرآمد همگنان شد به نحوی که در مجالس دانشمندان شرکت می نمود و با آنان به مباحثه می پرداخت . (585)
2. محمد ابراهیم ، ابوعلی حکیمی اندیشمند و عارفی سالک و محدثی والا مقام است که در سال 1021 به دنیا آمد و در محضر پدر به تحصیل پرداخت . کتابهای متعدد نگاشت و کتابی نیز به نام عروه الوثقی در تفسیر آیه الکرسی به زبان فارسی نوشت ولی آنچنانکه از بعضی نوشته هایش ‍ پیداست و عده ای از تراجم نویسان تصریح نموده اند در اواخر عمر بشدت از فلسفه رویگردان شد و بر فلسفه تاخت . (586)
3. زبیده خاتون متولد 1024 سومین فرزند صدر المتالهین ، عالمی ادیب و فاضل و حافظ قرآن ، همسر دانشمند بزرگ میرزا معین الدین فسائی و مادر علامه ادیب میرزا کمال الدین فسائی (میرزا کمالا) داماد مجلسی اول است . او حدیث و تفسیر قرآن را از پدر و خواهر بزرگ خود آموخت و در ادبیات استاد فرزند خود بود. (587)
4. زینب سومین دختر صدر المتالهین است که عالمی فاضل و متکلمی اندیشمند و فیلسوفی عارف و عابد و زاهد و از ستارگان درخشان فصاحت و بلاغت و ادب بود. در محضر پدر و برادرش بهره ها برد و پس ازدواج با جناب فیض کاشانی تحصیل خود را در محضر همسرش به کمال رساند. در سال تولد زینب در کتب تراجم نیامده ولی تاریخ وفاتش را 1097 نوشته اند.(588)
5. دومین پسر صدر المتالهین نظام الدین احمد دانشمندی ادیب و حکیمی متاله و شاعری عارف است است که در سال 1031 در شهر کاشان به دنیا آمد و در رجب 1074 وفات یافت . وی کتابی به نام مضمار دانش به زبان فارسی دارد.(589)
6. آخرین فرزند صدر المتالهین معصومه خاتون همسر علامه بزرگ میرزا قوام الدین تبریزی از شاگردان به نام صدر المتالهین و حاشیه نویس کتاب اسفار است . او در تاریخ 1033 به دنیا آمد و 1093 وفات یافت . بانویی دانشمند و ادب دوست ، حدیث شناس و عابد و زاهد و حافظ قرآن کریم بود که در محضر پدر و سپس خواهرانش زبیده و ام کلثوم علوم و معارف روز را فراگرفت . (590)
غروب خورشید
حکیم وارسته در طول عمر 71 ساله اش هفت بار با پای پیاده به حج مشرف شد و گل تن را با طواف کعبه دل صفا بخشید و در آخر نیز سر بر این راه نهاد و به هنگام آغاز سفر هفتم یا در بازگشت از آن سفر به سال 1050 ه‍ق در شهر بصره تن رنجور را وداع نمود و در جوار حق قرار گرفت ، و در همانجا به خاک سپرده شد و اگر چه امروز اثری از قبر او نیست اما عطر دلنشین حکمت متعالیه از مرکب نوشته هایش همواره مشام جان را می نوازد.



آثار:

1. اسفار اربعه
2. شرح هدایه
3. حاشیه بر شفای بوعلی
4. شرح کتاب الحجه اصول کافی
5. تفسیر قرآن کریم
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
ملا, شیرازی, صدرا


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 01:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1