شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

به گروه اسلامی ما در گوگل بپیوندید تا همیشه با هم باشیم


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 06-04-2010, 19:32   #1
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,776 Times in 1,424 Posts
پیش فرض سید علی خان کبیر

نام هاي ديگر: سید علی خان حویزی،مدنی، سید علی خان،صدر الدین علی مدنی شیرلزی،صدر الدین حسنی،علیخان کبیر،
موطن: شیراز
نام پدر : سید نظام الدین
تاريخ وفات: 1120قمری


سید علی خان کبیر درغروب جمعه ، پانزدهم جمادی الاول 1052 ق . در مدینه پای به عرصه گیتی نهاد. ([1])پدرش سید نظام الدین احمد از دانشوران شیرازیتبار حجاز بود و در شمار نوادگان علی بن الحسین علیه السلام جای داشت. ([2])مادر گرانقدرش دخت شیخ محمد بن احمد منوفی ،مرجع وارسته شافعیان شمرده می شد. ([3])
هنوز علی خردسالبود که پدرش دعوت قطب شاه هفتم ، فرمانروای حیدرآباد را اجابت کرد و برای راهنماییمومنان شبه قاره رهسپار هند شد.([4])
رازهای حجاز
کودک شیرازی تبار حجاز زیر نظرمادر ارجمندش بالید. در این سالها دایی دانشورش ، شاعر گرانمایه حضرت قاضیعبدالجواد منوفی ، پیشوای مذهبی و امام جماعت شافعیان در مسجد الحرام از وی حمایتمی کرد. ([5])و نهال نورسته مدینه را از عنایات خویش برخوردارمی ساخت . سید علی در روزگار کودکی بزرگان بسیار دید و یاد و نام و سیمای علمی-اجتماعی آنها را به خاطر سپرد. شیخ عبدالله بن سعید باقشیر، سید نورالدین علی بنحسن حسینی شامی ، سبط الشیخ زین بن شیخ محمد شامی عاملی ، قاضی تاج الدین احمد بنابراهیم مالکی مکی و مولا محمد باقر خراسانی جمعی از دانشورانی بودند که برای تدریسیا نماز به مسجد الحرام می آمدند. ([6])و خاطره سبزشان دراندیشه کوچک نوباوه هوشمند حجاز ثبت شد.
سید علی در چنین قضایی رشد یافت و بهحدود چهارده سالگی رسید. در این سن نامه پدر که وی را به هجرت فرا می خواند، بهدستش رسید. پس بار سفر بست و در ششم شعبان 1066 ق . رهسپار شبه قاره شد.([7])
دنیای جدید
سفر نوجوان حجاز بیست ماه به درازا کشید. سرانجام در روزهای پایانیربیع الاول 1068 ق . به حیدر آباد رسید. ([8])و برای نخستین باریعقوب هند را در آغوش گرفت . او شرح تلاشهای مادر فداکارش را برای پدر باز گفت و ازحوادث حجاز پرده برداشت.
نظام الدین احمد مقدم فرزند را گرامی داشت و درفرصتهای گوناگون داستان شیخ الاسلامی و پذیرش دامادی سلطان را برای پور سپید بختمدینه النبی بیان کرد. ([9])و برنامه درسی وتربیتی ویژه ای برایش در نظر گرفت.
ناگفته پیداست که نظام الدین برای تربیتعلمی فرزند فرصت کافی نداشت . بنابراین جوان برومند حجاز را فرمان داد که تنها بهمحفل علمی پدر بسنده نکند و برای دستیابی به آرمان بلند خویش از محضر دانشمندانبزرگی که به شوق بهره گیری از فضای مناسب حیدرآباد به سمت شبه قاره می شتافتند، سودبرد.
سید علی پند پدر شنید و از پژوهشگران بزرگی چون محمد بن علی شامی عاملی([10])و شیخ جعفر بن کمال الدین بحرانی کامیاب شد.([11])
ناگفته پیداست که آموخته های اختر فروزانحیدرآباد به آموزشهای مدون بزرگان یاد شده محدود نبود. او در نشستهای رسمی و غیررسمی پدر شرکت می جست و از گنجینه اندوخته های دانشگرانی که به دیدار سید نظامالدین می شتافتند. برخوردار می شد. منابع موجود نشان می دهد که محفل پدر جایگاهادیبان ، پزشکان و فقیهان بود. سرور جوانان حجاز در این نشستها با بزرگانی چون ادیبگرانمایه سید حسینعلی بن حسن شدقم حسینی و ادیب و پزشک نامور شیخ حسین بن شهابالدین کرکی شامی([12])آشنا شد و از تجربه های گرانبهایشان بهره برد واندک اندک در شمار درختان پرثمر باغستان دانش حیدرآباد جای گرفت.
فصل دشنه
در این روزگار قطب شاه هفتم(سلطان عبدالله ) در گذشت و یکی از دامادهایش که در سلک صوفیان جای داشت بر تختنشست و خود را سلطان ابوالحسن قطب شاه هشتم نامید. ([13])نخستین هدف او چون همه فرمانروایان ، از میانبردن رقیبان بود. رقیبانی که سید نظام الدین و فرزند دانشورش سید علی خطرناک ترینآنها به شمرده می شدند. در دیدگاه او رهبر بزرگ مذهبی حیدر آباد، که عنوان دامادیقطب شاه هفتم را نیز با خود داشت و از حمایت بی شایبه فقیهان و دانشمندان بهره میبرد آتشفشان خاموشی بود که هر لحظه می توانست فعال شود و دربار را زیر خاک و گدازههای خشم الهی خویش مدفون سازد. بنابراین بر نظام الدین و فرزندش سید علی سخت گرفت.دست آن پاکان آسمان تبار را از مراکز قدرت مادی کوتاه کرد و در تنگ تر ساختن حلقهمحاصره پنهان آنان بسیار کوشید.
این مرحله از زندگی سید دانشوران حجاز ده سال بهدرازا کشید. هر چند صدر الدین در این دوره با دانشمندان محفل پدر پیوند داشت و ازدوستی بزرگانی چون حکیم ابوالحسن بن ابراهیم طبیب شیرازی و ادیب گران پایه شیخ جمالالدین محمد بن عبدالله نجفی مالکی بهره می برد ولی دیگر از آزادیها و کامیابیهایایام سلطان عبدالله خبری نبود. رگبار حوادث بر او و پدر ارجمندش فرو می بارید وزندگی را بر آنها دشوار می ساخت . سید وارستگان حجاز در دیباچه زرین((سلافه العصر))از آن سالها چنینیاد کرده است:
((پس پیوسته ناکامیها بر من فرو میبارید و مرا از نگارش باز می داشت . حوادث ناگواری که طومار شکیبایی را در هم میپیچید، گردش روزگاری که پیامدهای تلخش خردسالان را کهنسال و سپید موی می ساخت . رنجدوری از وطن ، بستگان و آشنایان ، انواع دشواریها و نامرادیها در کنار دشمنی پیوستهدربار چنان آتشی در زندگی ام افکند که اگر بر زبان قلم جاری شود بی تردید آن را میسوزاند. ([14])))
هر چند آنسالها روزگار ناکامیها و نامرادیهای سید علی شمرده شده است ، هرگز تلخ ‌ترین روزهایزندگی اش نبود. در سالهای پایانی این دهه غمبار مرد پولادین عرصه دانش و ادب روی درنقاب خاک کشید. ([15])و صدر الدین را در برابر یورشهای مکرر سلطانابوالحسن تنها نهاد.
اینک قطب شاه هشتم برای همیشه از دغدغه نفوذ سید نظام الدینرهایی یافته بود. پس بی هیچ نگرانی سید علی را در خانه ای کوچک زندانی کرد و هرگونه دیدار با او را ممنوع ساخت . بدین ترتیب ناگوارترین روزهای زندگی سروردانشوران حجاز با مرگ سید نظام الدین آغاز شد و تا سالها ادامه یافت . روزهایی کهخود درباره آن چنین نگاشته است:
((...در اینروزگار از همه آشنایان دورم و جز اندوه همنشینی ندارم ... ناگزیر باید در خانه ایتنگ تر از روزن سوزن زندگی کنم ، خانه ای که هنگام ورود بدان شاهرگ قلب انسان پارهمی شود. در این سرای ، همنشینی جز کتاب و دفتر ندارم...
خداوند از حوادثی که درآینده پدید می آید آگاه تر است . تا کنون بر این بحران گشایشی آشکار نشده است...این گزیده ای از حقایقی است که در این سرزمین بر من می گذرد، شرح روزهای زندگی امکه پیاپی می گذرند و من با حسرتی پایان ناپذیر به تماشایشان نشسته ام. ([16])))
البته او ازروزهای دشوار زندان بهره گرفت و آتش نمرودیان را گلستان ساخت . پژوهشهای ناتمامخویش را به پایان رساند و کتاب نفیس‍((الحدائق الندیهفی شرح الصمدیه))را در جمادی الثانی 1079 ق . به جهاندانش و ادب عرضه کرد. ([17])آن بزرگمرد در سطورپایانی این اثر از دشواریهای زندگی اش پرده برداشته ، می نویسد:
((...این شرح مبارک در روزهای سرشار از اندوه ، اضطراب ونگرانی پایان پذیرفت . من در روزگار و سرزمینی جای گرفته ام که بازار دانش ودانشجویانی در آن بی رونق شده ، نادانان و طرفدارانشان قدرت یافته اند...))([18])
در روزهایپایانی جمادی الثانی 1079 ق . چند روز پس از پایان نگارش ‍ این اثر نفیس حادثه ایدردناک روان آسمانی سید علی را در اندوه فرو برد. شیخ احمد بن محمد علی جوهری مکیگیتی را وداع گفت. ([19])جوهری در روزگار مرگ فضیلتها گوهری گرانبها بود.مرد دانشور و جهاندیده ای که گهگاه با نامه ای ، پیامی یا کتابی تنهایی جانکاهدانشور دربند حیدرآباد را از خاطرش می زدود و اندوه بی پایانش را به شادی و لبخندتبدیل می کرد.
نیلوفر آبی
1082ق . را باید سال رویشنیلوفرهای آبی در مرداب عفن حیدرآباد دانست . در ربیع الثانی این سال کوششهای شبانهروزی ستاره دربند هند به بار نشست و کتاب گران سنگ سلافه العصر فی محاسن الشعراءبکل مصر پای به عرصه ادب و هنر نهاد. ([20])دانشور گران پایهحجازی تبار در زندان هراسناک حیدرآباد به مرور خاطرات سی ساله زندگی اش پرداخته ،آنچه از اندیشمندان و ادیبان عرب در سینه داشت به برگهای زرین این کتاب پر ارج سپردو شاهکاری ماندگار در هنر و ادبیات عرب پدید آورد.
با سواران اورنگ
سرنوشت همچنان با دانشمند وارسته حیدر آباد نامهربان بود. توفان دیرپای شریعت ستیزی که با مرگ قطب شاه هفتم آغاز شده ، با عروج سید نظام الدین احمداوج گرفته بود همچنان ادامه داشت و هستی گرانبهاترین گوهر دریای دانش و هنر راتهدید می کرد. نگاهبانانی که پیرامون خانه کوچک او می گشتند، جاسوسانی که به عنواندانشجو و ادیب به دیدارش ‍ می شتافتند هر یک خبر از آینده ای دشوارتر و تاریک تر میداد.
در چنین موقعیت ادیب برجسته حجازی تبار نقشه ای هوشمندانه طرح کرد، نقشه ایکه در بهترین فرصت به اجرا درآمد. سید علی از زندان گریخت و مقامهای امنیتی قطب شاههشتم را در شگفتی فرو برد. سلطان سواران بی شمار در پی اش روان ساخت . سوارانی کهبسیار تلاش کردند ولی جز نومیدی و شکست بهره ای نبردند.([21])
دانشور گریخته از زندان قطب شاهیان ، خود رابه برهانپور رساند و در نخستین فرصت به دیدار محمد اورنگ زیب ، پادشاه آن سامانشتافت. ([22])اورنگ زیب دشمن دیرپای حیدرآباد نشینان شمرده میشد و پیوسته در اندیشه جذب دانشمندان و سیاستمداران آن دیار بود. بنابراین مقدمسرور ادیبان جزیره العرب را گرامی داشته ، لقب خان به وی بخشید و هزار و سیصد سوارزیر فرمانش قرار داد. ([23])بدین ترتیب فرزنددانشمند سید نظام الدین به صدر الدین سید علی خان شهرت یافت . پیشنهادهای سازنده اودر شیوه کشور داری و لشگر آرایی سلطان اورنگ را بسیار تحت تاثیر قرار داد، به گونهای که وقتی رهسپار اورنگ آباد شد وی را نیز همراه خویش برد و چون از آنجا به سمتاحمد نکر حرکت کرد او را فرمانده نگاهبانان اورنگ آباد ساخت. ([24])
تلاشهای آن دانشمند بزرگ در تامین امنیت شهرو آسایش مردم ، محمد اورنگ زیب را بر آن داشت که وی را به حکومت لاهور و مناطقمجاور منصوب کند. ([25])با این تدبیر سلطان نماینده ای شایسته یافت.لاهور فرمانداری دلسوز به دست آورد و ادیب بزرگ سده یازدهم پای در روزگاری سراسرتلاش نهاد.
هر چند مسئولیت تازه سید دشوار و کمرشکن بود، هرگز او را از پژوهش ونگارش باز نداشت . آن بزرگمرد از فرصتهای اندک پدید آمده در نبردها و آماده باشهابهره برد و به تحقیق و نگارش پرداخت . پژوهشهای سودمندی که سرانجام بخشی از آن درسال 1093 ق . با نام کتاب نفیس انوار الربیع فی انواع البدیع در اختیار ادب دوستانقرار گرفت. ([26])آن ادیب فرزانه در پایان کتاب اوضاع دشوارروزهای نگارش را چنین به خاطر آورده است:
((پروردگار در روزگاری مرا به آغاز و پایان این کتاب موفقداشت که برای هیچ انگشتی همنشینی با قلم قابل تصور نیست و حتی در خیال انسان نیزنمی گنجد که بتواند مساله ای را در دل تصور کند. روزگاری که چشم بر چیزی جز برقشمشیر و نیزه نمی افتد و دستها جز با دسته شمشیر و لگام اسبان با چیزی همنشین نمیشوند و این در زمان مرزداری در نقاط خطر خیز سرزمین هند است که هر بامداد و شامگاهدر برابر دشمنان فرود می آییم و با آنان درگیر می شویم . روزگاری که گوش جز بافریاد((ای سواران خداوند، پای در رکاب نهید.))
آشنا نیست و انسان جز آوای بزرگان گرفتاری که می گویند:((ای غلام ، اسبم را نزدیک آور!))نمی شنود([27])))
اندیشه پرواز
هر چند فرمانبرداریلاهور مقامی پر کشش بود و بسیاری از سیاست پیشگان برای دستیابی بدان خود را در آتشمی افکندند، برای دانشوری که روانش در تابش آفتاب دانش و ایمان بالیده ، کاری توانفرسا و بی ارج می نمود. در دیدگاه او مقامها و موقعیتهای ممتاز اجتماعی و سیاسیتنها هنگامی ارزنده بود که بتوان در سایه آن اشک یتیمی را سترد، درد کهنسالی رازدود با ستمدیده ای را از زنجیر نامردان رهایی بخشید. بنابراین پس از چند سال ، چونمقام فرمانداری لاهور را از ارزشهای راستین تهی یافت ، بی درنگ از آن کناره گرفت ودیگر بار همنشین کتاب و دفتر شد.([28])
بی تردیددانشمندی چون صدر الدین سید علی همنشین با کتاب را از هر کاری زیباتر و دوست داشتنیتر می داشت ولی سیاستمداری چون اورنگ زیب هرگز نمی توانست شخصیت ارجمند دانشوروارسته روزگار خویش را نادیده گرفته ، از او در اداره امور جامعه بهره نبرد.بنابراین ضمن فرمانی وی را به ریاست دیوان((برهانپور))منصوب کرد.([29])
دانشور برجسته جهان اسلام که این مقام رابرای خدمت و انجام دادن وظیفه الهی اش مناسب می دید، راه برهانپور پیش گرفت و در آندیار به نجات ستمدیدگان و کوتاه کردن دست تبهکاران و متجاوزان پرداخت . آن بزرگمرددر این شهر نیز از پژوهش و نگارش باز نایستاد و در سال 1104 ق . اثر پر ارج((نغمه الاغان فی عشره الاخوان))را در 693 بیت به رشته نظم کشید. ([30])
البته این تنهاثمره تلاش علمی آن ادیب وارسته نبود. صدر الدین سید علی در کنار همه مسوولیتهایاجتماعی به پژوهش و نگارش ادامه داد و سرانجام پس از تلاشی دوازده ساله در 1106 قمجموعه نفیس((ریاض ‍ السالکین فی شرح صحیفه سیدالساجدین علیه السلام))را به پایان برد.([31])
آن دانشمند گرانمایه پس از چند سال داوری ،از کار در دیوان برهانپور کناره گرفت و دیگر بار بهارتش پیوست و سالیانی چند درسپاه محمد اورنگ زیب ، که تشنه حضور فقیهی پارسا بود، به خدمت پرداخت. ([32])
نا گفته پیداست که آن دانشور نستوه در اینبرهه نیز پژهش دست نکشید و در روزگاری که به سن شصت نزدیک می شد به نگارش رساله ایدر شرح روایتهای پنجگانه ای که پدرانش سینه به سینه برایش بازگو کرده بودند، پرداختو در ربیع الاول 1109 ق . آن را به پایان برد.([33])
سالها شتابان میگذشتند و ادیب فرزانه هند را به سمت کهنسالی پیش ‍ می بردند. سرور اندیشمندان سدهیازدهم اینک آثار گذر عمر را بر پیکرش ‍ مشاهده می کرد. بنابراین در 1114 ق . نزدمحیی الدین محمد اورنگ زیب شتافت و کناره گیری اش از پستهای دولتی را به آگاهی ویرسانده ، اجازه خواست که راه حجاز پیش گیرد و در پایان عمر به زیارت بیت اللهالحرام ، آرامگاه مقدس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و بستگانش در آن سامانتوفیق یابد.
اندکی بعد بار سفر بست و بی توجه به اندرز آشنایان ، که او را بهماندن و بهره گیری از عنایتهای ملوکانه تشویق می کردند، در مسیر سپیدترین جاده جهانبه حرکت درآمد و پس از 46 سال زندگی پرفراز و فرود در شبه قاره ، سوی وطن روانشد.
دیار نیکان
سرور دانشوران سده یازدهم پس ازبه جای آوردن مناسک حج ، زیارت حرم معصومان حجاز و دیدار بستگان ، راه عراق پیشگرفت و آرامگاه شهیدان معصوم آن دیار را از نزدیک زیارت کرد. ([34])سپس به جانب خراسان روان شد و بر مزار پاکهشتمین امام معصوم علیه السلام بوسه زد و آنگاه به اصفهان شتافت([35])تا با دانشوران آن سامان آشنا شود.
آنبزرگمرد وارسته در سال 1117 ق . به پایتخت پرشکوه صفویان رسید. ([36])چون سلطان حسین از ورود خورشید رخشان آسمان ادبآگاه شد مقدمش را گرامی داشت و در بزرگداشت وی کوشید. ([37])گوهر گرانبهای جزیره العرب به پاس این مهماننوازی شایسته کتاب شریف((ریاض ‍ السالکین فی شرح صحیفهسید الساجدین))را که ثمره دوازده سال تحقیق و نگارشبود، به دربار صفوی هدیه کرد. ([38])
اندیشمند وارستهآیین وحی در واپسین بخش از سفر دراز خویش با کوله باری از خاطره ، تجربه و شهرت بهشیراز، شهر پدران بلند آوازه اش ، گام نهاد و با خاطری آسوده به پژوهش ، نگارش وتدریس پرداخت . با حضور آن ادیب برجسته مدرسه ای که پدربزرگ ارجمندش امیر غیاثالدین منصور بنیاد نهاده بود رونق روزگاران گذشته را بازیافت و نام صدرالدین سیدعلی خان مدنی به عنوان مرجعی گرانبها و دانشوری آسمان تبار زبانزد همگان شد. ([39])
گنجینه خورشید
مسافر کهنسال و خسته هندوستان هدایای بسیار با خود آورده بود.هدایایی که بخشی از آنها را در قالب شعر و سخنان حکمت آمیز در میان شاگردان پراکندو بخشی دیگر را در قالب کتاب به دانش پژوهان و ادب دوستان عرضه کرد. تاریخ نگاراننام کتابهای آن دانشمند نیک نهاد را چنین ثبت کرده اند:
1.سلافه العصر فی محاسنالشعراء بکل مصر
2.الدرجات الرفیعه فی طبقات الامامیه
3.سلوه الغریب و اسوهالادیب
4.انوار الربیع فی انواع البدیع
5.الحدائق الندیه فی شرحالصمدیه
6.الفرائد البهیه فی شرح الفوائد الصمدیه
7.موضح الرشاد فی شرحالارشاد
8.رساله فی اغلاط الفیروز آبادی فی القاموس
9.التذکره فی الفوائدالنادره
10.المخلاه
11.الزهره فی النحو
12.ملحقاه السلافه
13.نفثهالمصدور
14.محک القریض
15.رساله فی المسلسله بالاباء
16.نعمه الاغان فیعشره الاخوان
17.ریاض السالکین فی شرح صحیفه سید الساجدین علیه السلام
18.الکلم الطیب و الغیث الصیب
19.دیوان شعر
اختر خاموش
ادیب بزرگ سده یازدهم علاوه بر شیخ جعفر بن کمال الدین بحرانی ، شیخعلی بن فخر الدین محمد بن شیخ حسن بن شهید ثانی ، پدر گرانقدرش ‍ سید نظام الدیناحمد و دیگر استادان روزگار از پژوهشگر بزرگ دریای دانشهای اهل بیت علیه السلامعلامه محمد باقر مجلسی نیز اجازه روایت داشت.
او در سالهای تدریس شاگردان بسیارپرورید ولی بی دریغ که نام و یاد آن سپید بختان در گذر زمان به تاراج رخدادها رفته، در آور فراموشی مدفون شده است . آنچه می توان در این فرصت باز گفت نام سه تن ازکامروایانی است که اجازه بازگویی شنیده ها و نگاشته های سید ادیبان حجاز را دریافتداشته اند:
1.علامه گرانمایه حضرت شیخ محمد باقر مجلسی گردآورنده مجموعه نفیسبحارالانوار
2.دانشور ارجمند حضرت شیخ باقر بن موسی محمد حسین مکی ،
3.دانشمند وارسته حضرت سید محمد حسین خاتون آبادی اصفهانی.
دریغ
ناگفته پیداست دانشوری که درروزهای سخت حیدر آباد و لاهور از پژوهش باز نایستاد در روزهای آسودگی شیراز نمیتوانست از این کردار پسندیده دست بردارد. او همچنان تحقیق می کرد و می نوشت تاگرانبهاترین مجموعه لغت عرب را پدید آورد و البته در این کار نیز چون همه اقداماتشبه موفقیتی سترگ دست یافت . کتاب پر ارج((الطراز الاولفیما علیه من لغه العرب المعمول))([40])نشانه روش پیروزی بزرگ آفتاب بی غروب شیراز درروزگار کهنسالی و ناتوانی است . ادیب گرانمایه مدرسه منصوریه در این اثر گران پایهاستادی و چیرگی خیره کننده اش را هویدا ساخته ، در ذیل هر لفظ همه مسائل مربوط بهآن ، حتی ترانه ها و داستانها را نیز به زیور نگارش آراسته است. ([41])
بی تردید پایان این اثر شگرف می توانست پایانگسترده ترین پژوهشهای انسان در موضوع لغت عرب به شمار آید ولی دریغ چرخ چنین نمیپسندید. بیماری بر پیکرش پنجه افکند و سرانجام دیدگان پرفروغش ‍ در یکی ازغمبارترین روزهای سال 1120 ق . برای همیشه بسته شد.
استادان ، دانشجویان ومومنان شهر پیکر گرانبهاترین گوهر دریای ادب و هنر را تا حرم حضرت احمد بن موسیعلیه السلام شاهچراغ همراهی کردند و در آن حریم پاک کنار آرامگاه سید ماجد بحرانیبه خاک سپردند. ([42])



[1]فوائد الرضویه ، شیخ عباس قمی ، ص 270.

[2]ریحانه الادب ، محمد علی مدرس ، چاپ سوم ، ج 2، ص 91.

[3]سلافه العصر فی محاسن الشعراء بکل مصر، سید علی خان مدنی ،المکتبه المرتضویه لا حیاه الاثار الجعفریه ، ص 124.

[4]سبحه المرجان فی آثار هندوستان ، چاپ سنگی ، ص 86.

[5]سلافه العصر فی محاسن الشعراء بکل مصر، سید علی خان مدنی ،المکتبه المرتضویه لاحیاه الاثار الجعفریه ، ص 125.

[6]همان کتاب ، ص 133 و 134، 217، 302، 303، 308، 491 و 492.

[7]سبحه المرجان فی آثار هندوستان ، غلامعلی آزاد، چاپ سنگی ، ص46.

[8]همان . پ

[9]همان ، ص 85.

[10]سلافه العصر فی محاسن الشعراء بکل مصر، سید علی خان مدنی ،المکتبه المرتضویه لاحیاه الاثار الجعفریه ، ص 323 و 324.

[11]اعیان الشیعه ، محسن امین ، دارالتعاریف ، بیروت ، 1983 م ، ج 4،ص 136.

[12]سلافه العصر فی محاسن الشعراءبکل مصر، سید علی خان مدنی ، المکتبه المرتضویه لاحیاه الاثار الجعفریه ، ص 253 و254و 359.

[13]اعیان الشیعه ، محسن امین ،دارالتعاریف ، بیروت ، ج 8، ص 71.

[14]همان کتاب ، ص 7.

[15]همان ، ص 554 - 556.

[16]همان ، ص 7.

[17]الحدائق الندیه فی شرح الصمدیه ،سید علی خان مدنی ، چاپ سنگی ، ص 583.

[18]همان

[19]سلافه العصر...، ص 193 و194.

[20]همان ، ص 559.

[21]سبحه المرجان ...، ص 86.

[22]همان

[23]مستدرک الوسائل ، میرزا حسیننوری ، چاپ سنگی ، مکتبه الاسلامیه ، ج 3، ص 386.

[24]الدرجات الرفیعه فی طبقات الشیعه ، سید علی خان مدنی ، مکتبهالحیدریه ، نجف 1381 ق ، مقدمه صادق بحرالعلوم ، ص 4.

[25]همان

[26]سبحه المرجان ...، ص 87.

[27]انوار الربیع ، سید علی خان مدنی ، ص 85.

[28]فوائد الرضویه ، ص 271.

[29]الدرجات الرفیعه ...، مقدمه بحرالعلوم ، ص 4.

[30]ریاض السالکین فی ...، چاپ اول ، نشر جامعه مدرسین قم ، 1409 ق ،مقدمه ناشر، ص 18.

[31]همان ، ج 7، ص 447.

[32]الدرجات الرفیعه ...، مقدمه بحرالعلوم ، ص 4.

[33]ریاض السالکین ...، ج 1، ص 40.

[34]فوائد الرضویه ، ص 270.

[35]سبحه المرجان ...، ص 86.

[36]همان ، ص 86.

[37]اعیان الشیعه ، ص 386.

[38]ریاض السالکین ، مقدمه ، مولف ، ص 46 - 49.

[39]فوائد الرضویه ، ص 270.

[40]الدرجات الرفیعه ...، مقدمه بحرالعلوم ، ص 6.

[41]اعیان الشیعه ، ج 8، ص 152

[42]شیخ عباس قمی ، سفینه البحار و مدینه الحکم و الاثار، ج 2، ص 246،نشر سنایی ، تهران 1363

.



آثار:

1. ریاض السالکین فی شرح صحیفه سید الساجدین علیه السلام
2. انوار الربیع فی انواع البدیع
3. اسلافه العصر فی محاسن الشعراء بکل مصر
4. سلوه الغریب و اسوه الادیب
5. الحدائق الندیه فی شرح الصمدیه
6. الفرائد البهیه فی شرح الفوائد الصمدیه
7. موضح الرشاد فی شرح الارشاد
8. رساله فی اغلاط الفیروز آبادی فی القاموس
9. التذکره فی الفوائد النادره
10. المخلاه
11. الزهره فی النحو
12. ملحقاه السلافه
13. نفثه المصدور
14. محک القریض
15. رساله فی المسلسله بالاباء
16. نعمه الاغان فی عشره الاخوان
17. الکلم الطیب و الغیث الصیب
18. دیوان شعر
19. الطراز الاول فیما علیه من لغه العرب المعمول
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to hossein moradi For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
کبیر, خان, سید, علی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttp://www.nooreaseman.ir/p/blog-page_6643.htmlRSS Feedتبادل لينك

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 12:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1