شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 07-04-2010, 20:17   #1
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض صاحب جواهر

نام هاي ديگر: صاحب جواهر،محمد حسن نجفی،محمد حسن اصفهانی،،
موطن: اصفهان
نام پدر : شیخ محمد باقر
تاريخ وفات: 1266قمری

زندگینامه ها:

منبع :
1

فقیه جاودانه
ابراهیم اسلامی
ولادت
در سال 1200 ق .(1106)فرزندی در خانه شیخ محمد باقر نجفی به دنیا آمد که او را محمد حسن نامیدند.
شرح هجرت نیاکان محمد حسن از اصفهان به نجف اشرف را این گونه یاد کرده اند: زمانی شیخ عبدالرحیم شریف کبیر - جد سوم محمد حسن - از اصفهان راهی نجف اشرف شد و در آن شهر مقدس رحل اقامت افکند تا از محضر عالمان بزرگ کسب فیض کند. وی سرانجام از فقیهان وارسته و فاضل گردید. دو پسر دانشمند به نامهای آقا محمد کبیر و آقا محمد صغیر - جد دوم محمد حسن ، (مولف کتاب الاقتباس و التضمین در عقاید) از او به یادگار ماندند. شیخ عبدالرحیم ، فرزند آقا محمد صغیر و جد محمد حسن فرزانه ای است که به نیکی از او یاد کرده اند.
در حقیقت محمد حسن دوران کودکی و نوجوانی را در دامان خاندان علم و فضیلت سپری کرد.
در حوزه نجف
هنوز کودکی بیش نبود و تازه خواندن و نوشتن را فراگرفته بود که وارد حوزه علمیه نجف اشرف شد. دروس مقدمات و سطح را بسرعت نزد سید حسین شقرایی عاملی (متوفی 1230 ق ) و شیخ قاسم آل محیی الدین (متوفی 1238 ق ) و شیخ حسن (متوفی 1250 ق ) گذراند و در نوجوانی به درس خارج فقه و اصول راه یافت .
محمد حسن سالیان دراز در عالیترین سطح دروس حوزه علمیه ، در درس ‍ آیت الله شیخ جعفر کاشف العظا، آیت الله سید مهدی بحرالعلوم ، آیت الله سید جواد عاملی و آیت الله شیخ موسی کاشف الغطا شرکت کرد. (1107)و با پشتکار و نبوغی که داشت توانست در 25 سالگی به درجه اجتهاد نایل آمد و نگارش کتاب بی همتای ((جواهر الکلام )) را آغاز کند. شیخ سپس به تدریس علوم دینی همت گذارد.
مربی بزرگ
حوزه علمیه نجف به برکت تدریس صاحب جواهر (1108)رونق تازه ای گرفت . شیخ آقا بزرگ تهرانی می نویسد:
((صاحب جواهر این امتیاز را نیز بر دیگر عالمان داشت که عموم شاگردانش از علمای بزرگ و سرشناس بودند و در محضر درس او جمع فراوانی تربیت شده ، در گوشه و کنار جهان پخش گردیدند و بعد از او مقام مرجعیت یافتند و بر کرسی فتوا نشستند که عدد آنان زیاد و شمارش آنان کار مشکلی است .))(1109)
برخی از شاگردان ممتاز او عبارتند از:
1. آیت الله سید حسین کوه کمری : فرزند سید محمد، که با 24 واسطه ، نسبش به امام حسین علیه السلام می رسد. او در روستای ارونق از توابع کوه کمره تبریز به دنیا آمد و پس از فراگیری خواندن و نوشتن به حوزه علمیه تبریز راه یافت . سپس برای ادامه تحصیل عازم کربلا شد و پس از مدتی به حوزه علمیه نجف روی آورد و در درس صاحب جواهر و شیخ انصاری شرکت کرد و به اجتهاد رسید.(1110)ماجرای تواضع و شرکت وی در درس ‍ شیخ انصاری بسیار شنیدنی است .(1111)
آیه الله کوه کمری بعد از وفات شیخ انصاری (متوفی 1281 ق ) به مرجعیت رسید. بسیاری از شیعیان آذربایجان ، تفلیس و ایروان از او تقلید می کردند. سرانجام وی در سال 1299 ق . در نجف درگذشت و در مقبره ای که اکنون به نام او معروف است ، در برابر آرامگاه صاحب جواهر به خاک سپرده شد.(1112)
2. آیه الله شیخ جعفر شوشتری : فرزند حسین و اهل شوشتر است در جوانی همراه پدر به حوزه علمیه نجف راه یافت و در درس صاحب جواهر شرکت کرد. پس از سالها تحصیل و رسیدن به مقامهای والای علمی و اخلاقی به زادگاه خود برگشت و بیش از سی سال در آنجا به تبلیغ اسلام پرداخت . در سال 1291 ق به نجف بازگشت . او در صحن حرم حضرت علی علیه السلام به سخنرانی می پرداخت و گفتارش مشتاقان زیادی داشت .
در سال 1302 ق برای زیارت امام رضا علیه السلام به ایران آمد و علمای بزرگ تهران از او در خواست کردند تا مدتی در تهران بماند. او نخستین امام جماعت مسجد سپهسالار بود.
آیه الله شیخ جعفر شوشتری ، مرجع تقلید(1113)و محدثی بزرگ بود و می بایست بسان اغلب مراجع تقلید به تدریس و فتوا بپردازد اما علاقه وافر او به اهل بیت علیه السلام وی را بر آن داشت تا به منبر برود و به ذکر روضه های جانسوز بر شنوندگان تاثیر بسیار گذارد.
سرانجام در 28 یا 29 صفر 1303 ق ، در راه بازگشت به نجف ، در کرند غرب بدرود حیات گفت و در نجف به خاک سپرده شد.
3. ملا علی کنی : در سال 1220 ق در روستای ((کن )) تهران به دنیا آمد. سالها در حوزه علمیه نجف نزد استادان فرزانه ای چون صاحب جواهر به تحصیل پرداخت . تا اینکه وی به اجتهادش گواهی داد و او به تهران بازگشت و به تالیف و تبلیغ پرداخت . از وی آثاری در زمینه اصول ، فقه ، تفسیر، حدیث و رجال به یادگار مانده است . سرانجام در صبحگاه روز 27 محرم 1306 ق در گذشت و در حرم مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی ، در کنار قبر امامزاده حمزه به خاک سپرده شد.
4. شیخ محمد ایروانی : فرزند محمد باقر ایروانی است که در سال 1232 ق به دنیا آمد. در جوانی از ایروان به کربلا رفت و در درس سید ابراهیم قزوینی شرکت کرد. سپس به نجف رفت و در درس بزرگانی چون صاحب جواهر و شیخ انصاری حضور یافت و پس از رسیدن به اجتهاد به ((فاضل ایروانی )) شهرت یافت . او پس از وفات آیه الله سید حسین کوه کمری (متوفی 1299 ق ) مرجعیت تقلید بسیاری از شیعیان ایران ، هند، ترکیه ، قفقاز، و روسیه را عهده دار گردید و در کرسی تدریس عالیترین سطح دروس حوزوی ، به تربیت شاگردان پرداخت .
از وی کتابهایی در زمینه اصول ، فقه و تفسیر برجای مانده است . سرانجام در سال 1306 ق رخت از جهان بر بست .(1114)
تالیفات
شیخ محمد حسن نجفی در 25 سالگی نگارش کتاب بی همتای ((جواهر الکلام )) در شرح کتاب شرایع الاسلام محقق حلی را آغازید. جواهر الکلام ، این دائره المعارف فقه شیعه ثمره 32 سال تلاش شبانه روزی او اینک معتبرترین متن درسی عالیترین سطح دروس حوزه های علمیه شیعه ، یعنی درس خارج فقه است . علامه سید محسن امین (متوفای 1371 ق ) درباره این کتاب می نویسد: در فقه اسلام کتابی به همتایی جواهر الکلام نیست . شیخ انصاری نیز فرمود: برای مجتهدی که بخواهد احکام الهی را استنباط کند، کافی است کتابهای جواهر و وسائل الشیعه (حدیث ) را در اختیار داشته باشد و کمتر اتفاق می افتد که به کتابی از پیشینیان نیازمند شود.(1115)
او علاوه بر کتاب ((جواهر)) کتابهای دیگری نیز نوشت که عبارتند از:
1. نجاه العباد فی المعاد: درباره احکام طهارت و نماز
2. هدایه الناسکین : درباره احکام حج
3. رساله ای در احکام خمس و زکات
4. رساله ای در احکام روزه که به فارسی ترجمه شد.
5. رساله ای در احکام ارث
6. مقالاتی پیرامون اصول فقه
صاحب جواهر تا آخرین لحظات عمر به تالیف مشغول بود. در اواخر عمر تصمیم به شرح کتاب ((قواعد)) علامه گرفت اما افسوس که پیمانه عمرش ‍ به سر آمد.(1116)
ولایت فقیه
ولایت فقه از دیر باز در حوزه های علمیه شیعه مطرح بوده و اصل ولایت فقیه نزد همه فقها مسلم است ، اما در محدوده اختیارات فقیه اختلاف است . صاحب جواهر درباره ولایت فقیه می نویسد:
اگر ولایت عامه فقیه نباشد، بسیاری از کارهای مربوط به شیعیان معطل می ماند. (1117)
ایشان علمایی را که درباره ولایت فقیه تردید دارند بسختی مورد نکوهش ‍ قرار داده ، می نویسد:
((این افراد طعم فقه را نچشیده و از فرمایش ائمه علیه السلام چیزی نفهمیده اند.))(1118)
سیره سبز
ساختن گلدسته برای مسجد کوفه ، احداث وضوخانه و مکانی برای سکونت خادمان مسجد سهله ، بنای ساختمان حرم حضرت مسلم بن عقیل (س ) و حرم هانی بن عروه (س ) در کوفه از کارهای عمرانی صاحب جواهر است . (1119)
وی لباسهای بسیار تمیز می پوشید. ظاهری بس آراسته داشت . بسیار قانع ، فروتن و شکیبا بود. به شاگردانش احترام خاصی می گذاشت . روزی در وسط درس به امتیاز چهار تن از شاگردانش تصریح کرد. کاری که از استادان و مراجع تقلید کمتر رخ می دهد. آن چهار نفر عبارتند از:
1. حاج ملا علی کنی
2. شیخ عبدالحسین ، معروف به شیخ العراقین
3. شیخ عبدالرحیم بروجردی
4. شیخ عبدالله نعمت عاملی .(1120)
او تلاش دیگران را می ستود و آنان را تشویق می نمود. زمانی ((ازری )) شاعر عرب قصیده بسیار زیبایی در مدح اهل بیت می سراید که به قصیده ((هانیه ))(1121)مشهور است . صاحب جواهر در مقام قدردانی از او می گوید: آرزو دارم قصیده ((هانیه )) ازری در نامه عمل من نوشته شود و کتاب ((جواهر)) من در نامه عمل او.(1122)

انتخاب اصلح
اواخر ماه رجب 1266 ق بود و صاحب جواهر در بستر بیماری دستور داد علمای بزرگ نجف نزد او بیایند. همه با چهره ای غمناک از مریضی مرجع تقلید شیعیان ، حاضر شدند. صاحب جواهر نگاهی به حاضران انداخت و گفت : شیخ مرتضی کجاست ؟
- نیامده است .
- بگویید بیاید.
شیخ انصاری را یافتند و پیغام ایشان را به او رساندند. شیخ انصاری به محضر استاد شرفیاب شد و استاد به او فرمود:
در چنین وقت حساسی ما را رها می کنی ؟
شیخ انصاری گفت : رفته بودم مسجد سهله برای بهبودی حال شما دعا کنم .
صاحب جواهر فرمود:
زمام امور دینی را که به من مربوط می شود، بعد از خود به شما می سپارم و این امانتی الهی است در نزد شما. و پس از من ، شما مرجع تقلید شیعیان خواهید بود. سعی کنید زیاد جانب احتیاط را نگیرید. احتیاط زیاد، زحمت امت اسلامی را فراهم می سازد و دین اسلام ، دین جامع و سهل است . (1123)
روز وصل و هجران
روز اول شعبان 1266 ق فرا رسید. بهشتیان در انتظار به زمین می نگریستند. بهشت را آذین بستند و بساط میهمانی گستراندند. جواهر بی نظیر شیعه ، فقیه بلند آوازه آیت الله شیخ محمد حسن نجفی نفسهای آخر عمر را می کشید. شهادتین را بر زبان جاری می ساخت . او عمری در راه اسلام زحمت کشیده بود و اینک آرام می رفت تا به سوی ملکوت پر بگشاید.
حجاب چهره جان می شود غبار تنم
خوش آن دمی که از این چهره پرده بر فکنم
چنین قفس نه سزای چو من خوش الحال است
روم به روضه رضوان که مرغ آن چمنم
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
هنگامی که آفتاب به وسط آسمان رسید آفتاب عمر صاحب جواهر غروب کرد. شیعیان غرق در عزا شدند. تشییع پیکر جنازه با شکوهی برگزار شد. پیکر پاکش را در مقبره ای که خود جنب مسجدش آماده کرده بود، به خاک سپردند. مجالس یادبود او در بسیاری از شهرها برگزار شد.
از گوهر شناس فقه ، هشت پسر دانشمند به نامهای شیخ محمد، شیخ عبدالعلی ، شیخ عبدالحسین ، شیخ باقر، شیخ موسی ، شیخ حسین ، شیخ حسن ، شیخ ابراهیم و دخترانی چند به یادگار ماند.



ملا هادی سبزواری متوفای 1289 ق
حکیم فرزانه
سید حسین قریشی
طلوع زندگی
در سال 1212 ق در شهر سبزوار و در خانه حاج میرزا مهدی - یکی از انسانهای وارسته و مومن سبزوار - کودکی پا به عرصه وجود گذاشت و هادی نام گرفت .
او هشت سال داشت که به جمع محصلان علوم مقدماتی پیوست و در اوان نوجوانی ادبیات عرب (صرف و نحو) را فرا گرفت و دیری نگذشت که به جلسات درسهای بالاتر راه یافت . وی هر چند در ده سالگی پدرش را از دست داد توانست به کمک یکی از اقوام خویش راههای سخت آینده را هموار سازد. پسر عمه اش حاج ملا حسین سبزواری که خود اهل فضیلت و دانش بود در ادامه تحصیل وی را یاری کرد. (1124) و باکمک او راهی حوزه علمیه مشهد شد و ده سال در کنار بارگاه امام رضا علیه السلام به تحصیل پرداخت .
به دنبال حکمت
اصفهان در داشتن حوزه های علمیه پر رونق ، تاریخ درخشان دارد و گذشته این شهر با خاطرات بزرگان بسیاری نقش بسته است .
حضور ملا هادی در حوزه اصفهان از روزی آغاز شد که وی سفر حج از راه اصفهان گذر می کرد و چون هنوز موسم حج نبود مدتی در این شهر اقامت گزید. در حوزه پر رونق اصفهان آن زمان استادانی چون حاج شیخ محمد تقی مولف کتاب هدایه المسترشدین و حاج محمد ابراهیم کلباسی نگارنده کتاب اشارات الاصول و آیه الله ملا اسماعیل کوشکی در آن ، محفل درس و بحث علمی داشتند.
ملا هادی که هنوز تا موسم حج فرصت داشت لحظاتش را مغتنم شمرده ، در درس بزرگان شرکت جست او چند وقتی به درس آیه الله کوشکی رفت و احساس کرد این درس برایش چون گمشده گرانقیمتی بوده که اکنون بدان دست یافته است . بیان شیوا و عمق معلومات استاد وی را هر روز شیفته تر می نمود. از همین رو تصمیم گرفت سفر حج خود را به سفر در سلوک دانش ‍ و معارف تبدیل کند و در اصفهان ماندگار شود. سفر ملا هادی به هشت سال اقامت در اصفهان انجامید و در این مدت خود را به زیور دانش و معارف آراست و به برکت بزرگان آن سامان در علم حکمت افقهای جدیدی فرا راهش گشوده گردید.
ملا هادی در سال 1242 ق به مشهد بازگشت و پنج سال در مدرسه حاج حسن مشغول تدریس شد.
خاطره ای در حوزه کرمان
در یکی از سالها که ملا هادی به زیارت خانه خدا رفته بود پس از آنکه سفر حج خود را به پایان برد عزم بازگشت به ایران نمود و از راه دریا وارد بندرعباس گردید. چون راهها ناامن بود از رفتن به سبزوار منصرف گردید و چندی در شهر کرمان اقامت گزید. در آنجا مدتها در مدرسه معصومیه کرمان با خادم مدرسه همکاری می کرد خود را به هیچ کس معرفی نکرده بود، طلاب گمان می کردند او از خدمتگزاران مدرسه است . از همین رو روز و شب در کنار او به سر می بردند بدون اینکه بدانند وی چه انسان بزرگ و دانشمند گرانقدری است ! اما این گمنامی چندان طول نکشید و رفته رفته درخشش آن گوهر گران سنگ محصلان تیز بین را متوجه خود ساخت و دیری نپایید که استاد شناخته شد و طلاب که تا چندی او را خادم می پنداشتند وی را استاد بلند مرتبه و متبحر در علوم مختلف یافتند. پس از آن اطراف حکیم فرزانه را مشتاقان دانش و حکمت فرا گرفتند و حکیم سبزواری در مدرسه دینی کرمان جلسات درس و بحث علمی تشکیل داد و مدتی در آنجا ماندگار شد.
اساتید
1. حاج ملا حسین سبزواری : حکیم سبزواری پس از بر شمردن عظمت این استاد می گوید:
((... مرا از سبزوار به مشهد مقدس حرکت داد و آن جناب انزوا و تقلیل غذا و عفاف و اجتناب از محرمات و مکروهات و مواظبت بر فرایض و نوافل را مراقب بود و داعی را هم در اینها چون در یک حجره بودیم سهم و مشارکت داشت و کینونت ما بدین سیاق طولی نکشید و سنواتی ریاضات و تسلیمیتی داشتم و آن مرحوم استاد ما بود در علوم عربیه و فقهیه و اصولیه ولی با آنکه خود کلام حکمت دیده بود و شوق و استعداد هم در ما می دید نمی گفت مگر منطق و قلیلی از ریاضی پس عشره کامله را با آن مرحوم در جوار معصوم به سر بردم ...)) (1125)
2. حاج محمد ابراهیم کرباسی (1180 - 1262 ق ): او از محضر سید مهدی بحرالعلوم و شیخ جعفر کاشف الغطا و سید علی طباطبایی استفاده برده و پس از بازگشت به وطن عمر خویش را با کمال زهد و احتیاط و قناعت سپری نمود.
تالیفات مشهور این عالم باورع عبارت است از: اشارات الاصول ، الایقاظات ، شوارع الهدایه الی شرح الکفایه (در شرح کفایه محقق سبزواری )، منهاج الهدایه الی احکام الشریعه و...(1126)
3. آقا شیخ محمد تقی ، معروف به صاحب هدایه المسترشدین (متوفای 1248 ق ): تبحر او در علم اصول فقه به حدی بوده که وی را به رئیس ‍ الاصولیین خطاب می کردند. او در محضر استادان بزرگی همچون علامه سید مهدی بحرالعلوم و سید علی صاحب ریاض و سید محسن کاظمینی رشد کرده است . تالیفات مشهور او عبارتند است از تقریرات سید بحرالعلوم - حجه المظنه - شرح الاسماء الحسنی و هدایه المسترشدین . (1127)
4. ملا علی مازندرانی نوری اصفهانی (متوفای 1246 ق ): وی از محضر علمای مازندران و قزوین استفاده کرده و کلام و حکمت را نزد آقا محمد بیدآبادی آموخته بود. تفسیر سوره توحید، حاشیه اسفار ملاصدرا و حاشیه مشاعر ملاصدرا از جمله تالیفات مشهور این عالم بزرگوار می باشد.
5. ملا اسماعیل کوشکی : او همیشه پس از فراغت از تدریس با تنی چند از شاگردان خود در حوزه درس ملا علی نوری حاضر می شد. حاشیه اسفار ملاصدرا، حاشیه شوارق ملا عبدالرزاق لاهیجی ، حاشیه مشاعر ملاصدرا و شرح عرشیه ملاصدرا از جمله تالیفات این عالم فرزانه است .(1128)
شاگردان
حکیم سبزواری علاوه بر حوزه علمیه کرمان نزدیک چهل سال در حوزه علمیه مشهد به تدریس پرداخته و حاصل این تلاش پرورش شاگردان بسیاری بوده است . در اینجا تنها به اسامی تنی چند از آنان اشاره می شود:
1. آخوند ملا محمد فرزند ارشد حکیم
2. آخوند ملا محمد کاظم خراسانی مولف ((کفایه الاصول ))
3. ملا محمد کاظم سبزواری
4. آقا شیخ علی فاضل تبتی
5. شاهزاده جناب
6. آیه الله حاج میرزا حسین مجتهد سبزواری
7. ملا علی سمنانی
8. آقا سید احمد رضوی پیشاوری هندی
9. ملا عبدالکریم قوچانی
10. شیخ ابراهیم طهرانی معروف به شیخ معلم
11. ملا محمد صادق حکیم
12. شیخ محمد حسین معروف به جرجیس
13. آقا حسن ابن ملا زین العابدین
14. میرزا اسماعیل ملقب به افتخار الحکماء طالقانی
15. میرزا علینقی ملقب به صدر العلماء سبزواری
16. سید عبدالغفور جهرمی
17. میرزا حسین امام جمعه کرمانی
18. آیه الله حاج میرزا ابوطالب زنجانی
19. حاج شیخ ملا اسماعیل عارف بجنوردی
20. حاج میرزا حسن حکیم داماد حاج ملا هادی
21. وثوق الحکماء سبزواری
22. حاج ملا اسماعیل ابن حاج علی اصغر سبزواری
23. میرزا اسدالله سبزواری
24. شیخ عبدالاعلی سبزواری
25. شیخ علی اصغر سبزواری
26. فاضل صدخرومی سبزواری
27. میرزا ابراهیم شریعتمدار سبزواری
28. فاضل مغیثه ای سبزواری
29. سید عبدالرحیم سبزواری
30. ملا محمد رضا سبزواری متخلص به روغنی
31. ملا محمد صادق صباغ کاشانی
32. شیخ محمود ابن ملا اسماعیل کاشانی
33. میرزا آقا حکیم دارابی
34. آقا میرزا محمد یزدی معروف به فاضل یزدی
35. ملا غلام حسین شیخ الاسلام
36. میرزا عباس حکیم (1129)
تالیفات حکیم
عظمت تالیفات حکیم سبزواری بر اهل دانش و حکمت پوشیده نیست و ما در اینجا با بررسی آثار ارزشمند وی گوشه ای از افق فکری و وسعت علمی ایشان را معرفی می کنیم :
1. منظومه و شرح منظومه سبزواری : این اثر نفیس و کم نظیر حاصل تلاش ‍ بیش از بیست سال از عمر با برکت حکیم در سنین جوانی است . (1130)
مولف خود در آخر کتاب تاریخ شروع را سال 1240 ق و زمان ختم آن را سال 1261 ق یاد کرده است .
حاج ملا هادی پس از فراغت از تالیف منظومه و شرح آن ابتدا خود به تدریس آن پرداخته و پس از پایان دوره اول آن فرزند بزرگ حکیم ، آخوند ملا محمد تدریس مجدد آن را برای شیفتگان حکمت به عهده گرفته است .(1131) در اهمیت این کتاب شریف همین بس که از زمان تالیف تاکنون همواره در حوزه های علمیه و حتی در عصر حکیم در مرکز علوم عقلی تهران جزو کتابهای درسی بوده است . (1132)
شرح منظومه که اکنون چون ستاره ای پرفروغ در محافل علمی و فکری می درخشد حاوی دو علم منطق و حکمت می باشد. حکیم در بخش ‍ حکمت که نام آن را ((غرر الفرائد)) گذاشته است با طبع روان خویش بیش ‍ از هزار بیت شعر پیرامون حکمت سروده و در آن به بررسی مسائل مهم فلسفه پرداخته است و چون این بخش دارای مفاهیم بسیار دقیق فلسفی بوده پس از فراغت از نظم آن خود به شرحش پرداخته است .
بخش دیگر کتاب مربوط به مباحث منطق است . (1133) نام این بخش ((لثانی المنتظمه )) و بحق مخزن لولوو مرجان است . وی در اینجا با سرودن اشعاری بالغ بر سیصد بیت دقیق ترین مباحث منطق را به نظم در آورده و با زبان فصیح عرب معضلات این علم را بیان کرده است و چون این اشعار نیز بسیار پیچیده و دقیق است خود پس از فراغت از نظم به شرح ابیات پرداخته که اکنون آن شرح در ذیل منظومه وی به چاپ رسیده و به نام ((شرح اللثانی المنتظمه )) موسوم است .
مجموع مباحث منطق و فلسفه امروزه به نام شرح منظومه سبزواری کانون با صفای حوزه ها را گرم نگه داشته و علاوه بر اینکه نشان می دهد حاج ملا هادی عالمی منطقی و فیلسوفی بزرگ بوده شاعری زبر دست و توانا بوده است .
2. دیوان حاج ملا هادی : این کتاب که اشعارش بالغ بر هزار بیت است غزلیات و رباعیات و... بسیار زیبایی عرفانی را در برگرفته است و نشان می دهد که این عالم بزرگوار در فن شعر و ادب نیز توانایی کامل داشته است . در قسمتی از اشعارش که نکات عرفانی در برداشته ، می خوانیم :
شورش عشق تو در هیچ سری نیست که نیست
منظر روی تو زیب نظری نیست که نیست
زفغانم ز فراق رخ و زلفت به فغان
سگ کویت همه شب تا سحری نیست که نیست
نه همین از غم او سینه ما صد چاک است
داغ او لاله صفت بر جگری نیست که نیست
موسی نیست که دعوی اناالحق شنود
ور نه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست
گوش ((اسرار)) شنو نیست و گرنه اسرار
برش از عالم معنی خبری نیست (1134) که نیست
3. اسرار الحکمه فی المفتتح و المغتنم : حکیم بزرگوار این اثر نفیس را در دو بخش تنظیم کرده است . در بخش اول آن که مربوط به حکمت نظری است حکمت را پس از مقدمه در اثبات واجب الوجود و مباحث توحید آغاز و به دنبال آن مباحث معاد و نبوت و امامت را به طور استدلالی دنبال کرده است و با آوردن ادله ای در اثبات امامت حضرت مهدی (عج ) این بخش را به پایان برده است . در بخش دوم کتاب که در حکمت عملی است پس از مقدمه ، فلسفه تفاوت بلوغ زن و مرد را مطرح ساخته و بر آن بحث طهارت و اسرار نجاست را بیان فرموده و با طرح مباحث نماز و زکات و روزه این بخش را نیز به پایان برده است .
حکیم در این کتاب از سایر ابواب فقه سخنی به میان نیاورده و در آخر کتاب اشاره کرده که چون مادر کتاب نبراس سایر ابواب را به نظم در آورده ایم از طرح آن در اینجا خودداری نمودیم .
این کتاب نشان می دهد که حکیم علاوه بر فلسفه در علوم مختلف از جمله فقه تبحر داشته است .
4. شرح فارسی بر برخی از ابیات مشکل مثنوی مولانا
5. مفتاح الفلاح و مصباح النجاح : شرح دعای شریف صباح منسوب به مولی الموحدین امیر المومنین است .
6. شرح الاسماء: شرح دعای جوشن کبیر است
7. النبراس فی اسرار الاساس : یک دوره فقه به طور خلاصه در قالب نظم ریخته شده و با اسرار و حکمت بیان شده است .
8. راح قراح و کتاب رحیق در علم بدیع
9. حاشیه بر الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه اثر نفیس مرحوم صدرالحکماء المتالهین ملاصدرا الدین شیرازی
10. حاشیه بر اسفار اربعه ملاصدر الدین شیرازی
11. حواشی بر کتاب مفاتیح الغیب ملاصدر الدین شیرازی
12. حاشیه بر مبدا و معاد صدرالدین شیرازی : البته نسبت به سه حاشیه قبل مختصرتر می باشد.
13. حاشیه بر شرح سیوطی لابن مالک (در علم نحو)
14. حاشیه بر کتاب ((شوارق )) اثر ملا عبدالرزاق لاهیجی (در حکمت )
15. هدایه الطالبین فی معرفه الانبیاء و الائمه المعصومین
شخصیت حکیم در فراسوی مرزها
در حال حاضر شعاع فکری و عظمت علمی حکیم سرزمینهای بسیار دور را نیز درنوردیده است آراء و عقاید او در حکمت در میان دانشمندان جهان مطرح بوده و از طرف آنان مورد توجه قرار گرفته است . امروز کمتر دانشگاهی پیدا می شود که در آنجا علوم عقلی و فلسفه شرق مورد توجه قرار نگیرد و نامی از ملا هادی سبزواری در آنجا نباشد. برای نمونه در آثار اقبال لاهوری ، اندیشمند مسلمان پاکستان ، می خوانیم : ((پس از ملاصدرا، فلسفه ایرانی با ترک آیین نو افلاطونی ، به فلسفه اصیل افلاطون روی آورد نماینده بزرگ این گرایش جدید ملا هادی سبزواری است . او بزرگترین متفکر عصر اخیر ایران است . بنابراین بررسی فلسفه او برای شناخت نحوه تفکر اخیر ایران لازم است . فلسفه سبزواری مانند فلسفه های اسلاف او سخت با دین آمیخته است . سبزواری با اسناد فعلیت به حق ، جهان بینی ایستای افلاطون را دگرگون کرد و به پیروی از ارسطو حق را مبدا ثابت و موضوع همه حرکات شمرد. از دیدگاه او همه موجودات عالم به کمال عشق می ورزند و به سوی غایت نهایی خود سیر می کنند. جمادی به سوی انسانی ، و بدان که انسان در زهدان مادر از همه این مراحل می گذرد.)) (1135)
همچنین پرفسور توشی هیکو ایزوتسو، دانشمند ژاپنی و استاد فلسفه دانشگاه مک گیل کانادا و استاد ممتاز دانشگاه توکیو، پیرامون شخصیت فلسفی و عرفانی حاج ملا هادی می گوید: ((حاج ملا هادی سبزواری متفکری است که اثر معروف ((منظومه و شرح آن )) از اوست و به اتفاق همگان بزرگترین فیلسوف ایرانی در قرن نوزدهم بود. در عین حال وی در میان استادان و بزرگان عارف آن عصر مقام اول را داشت .
سبزواری به عنوان یک عارف از طریق کاملترین نوع تجربه شخصی قادر بود که به ژرفای اقیانوس هستی و به دیدار اسرار وجود با چشم روحانی خویش راه یابد. وی به عنوان یک فیلسوف مجهز با قدرت تحلیلی دقیق ، قادر به تحلیل و تجزیه ما بعد الطبیعی اساسی به مفاهیم به صورت نظام مدرسی بود.)) (1136)
زاهد فقیرنواز
حکیم با همه بزرگوار شخصیت علمی خویش روح بلندی داشت و زندگی را تنها از دریچه حکمت و فلسفه نمی گریست ، به گونه ای که گاهی هم صحبتی با فقرا و همنشینی با طبقات دیگر جامعه را مغتنم می شمرد. زاهدانه می ریست و به اشراف و حتی شخص شاه نیز بی توجه بود. نقل می کنند که روزی ناصرالدین شاه در سبزوار به خانه وی آمد و او با غذای ساده خود از شاه پذیرایی کرد و در مقابل اصرار شاه هیچ چیز از وی قبول ننمود.
وی باغ انگوری داشت که با دسترنج خود از آن محصول برمی داشت و همه ساله به هنگام فصل برداشت ابتدا سهمی را بین نیازمندان تقسیم می کرد و سپس دوستان خویش را به همراه طلاب علوم دینی به آنجا دعوت می نمود تا حاصل دسترنج خود را با دیگران مصرف کند.(1137) حکیم خود در دوران زندگی کار می کرد و بسیار اشتیاق داشت که از دسترنج خود استفاده کند. وی از بیت المال هیچ ارتزاق نمی کرد. (1138) او در تمام مدت عمر در یک خانه بسیار ساده زیست . دارایی حکیم منحصر به یک جفت گاو و یک باغچه بود. او هر آن چه را که مورد نیاز بود، با دسترنج خود به دست می آورد و نان سالیانه خود را با زراعتی که خود آن را به عهده داشت مهیا می کرد گفته اند: حاج ملا هادی یک روز از قنات عمیدآباد و یک شبانه روز از قنات قصبه را مالک بود و خودش با استفاده از این دو آب به کشت گندم و پنبه و سایر مایحتاج زندگی اقدام می کرد و سالانه سی خروار غله و ده بار پنبه از زمین خویش برداشت می کرد و از باغی که در بیرون شهر واقع بود سالانه چهل تومان سود به دست می آورد، قسمتی از مجموع این درآمدها را برای امرار معاش خویش و باقیمانده را بین فقرا و نیازمندان تقسیم می نمود. (1139)
وفات حکیم
حکیم سبزواری پس از هفتاد و چند سال طلوع بر عالم اندیشه در عصر روز بیست و هشتم ذی الحجه سال 1289 ق ، دار فانی را وداع گفت و جامعه مسلمانان و حوزه های علمی را در ماتم فرو برد. پیکر پاک و مطهر آن عالم فرزانه با شرکت اقشار مختلف مردم سبزوار و در حالی که دوستان و شاگردان آن بزرگوار از شدت حزن و اندوه اشک می ریختند تشییع شد و در بیرون دروازه سبزوار به نام دروازه نیشابور (1140)(معروف به فلکه زند) دفن گردید.
مرحوم میرزا یوسف فرزند میرزا حسن مستوفی الممالک وزیر اعظم ایران در سال 1300 ق آرامگاهی در آنجا احداث نمود. این آرامگاه که در مساحت حدود 110 و عرض 50 قدم ساخته شد در اطراف صحن آن حجره های متعددی برای سکونت زوار ساخته بودند که اکنون هم با همان بقعه و صحن با کیفیت سابق موجود است .


آثار:

1. جواهر الکلام
2. نجاه العباد فی المعاد
3. هدایه الناسکین
4. رساله ای در احکام خمس و زکات
5. رساله ای در احکام روزه
6. رساله ای در احکام ارث
7. مقالاتی پیرامون اصول فقه
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to hossein moradi For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
جواهر, صاحب


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 00:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1