شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 08-04-2010, 16:28   #1
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض حکیم زنجانی

نام هاي ديگر: حکیم زنجانی هیدجی،مفتی،حکیم هیدجی،
موطن: زنجان
تاريخ وفات: 1349قمری

زندگینامه ها:

منبع :

هر که با پک دلان صبح و مسایی دارد

دلش از پرتو ایاّم صفایی دارد

( پروین اعتصامی)

گرامیداشت فرزانگان و سنگرداران جبهه ستیز با جهالت و رذالت به گردهمایی، و هم اندیشی منحصر نمی گردد و پاسداشت واقعی، حق این گوهرهای گرانبها با تأسی بر اخلاق و رفتار و شیوه های دانش پژوهش و تداوم راه و دمیدن معنویت آنان در کالبد نسل های بشر عملی است و تنها از این راه دین آنان ادا می گردد.

حکیم « هیدجی» در زمره دانشورانی است که با وجود کسب کمالات گوناگون علمی هیچ گاه خود را بی نیاز از عبادات و بجای آوردن فرائض و نوافل ندید و توانمندی در عرصه دانشوری را با فضیلتی که با اخلاق و تقوا به خود اختصاص داد، توأم ساخت و در واقع علم و ایمان را مکمل و متمم هم نمود و به همین دلیل به جای آنکه در درة خودیت به بام غرور برود، دامنه های دیانت را پیمود و خویشتن را به قله کرامت انسانی رسانید و در

صفحه 26

اقیانوس پژوهش به غواصی پرداخت و مرواریدهای معرفت را بدست آورد و جان خود را از تعلقات دنیایی و پیوستگی های فناپذیر پیراست.
زادگاه

استان زنجان از جمله نقاط باستانی ایران است که در سال 24هجری توسط لشکر اسلام به فرماندهی براءبن غارب از اصحاب رسول کرم (ص)فتح گردید. این ناحیه و توابعش در طول تاریخ دارای سوابق علمی و فرهنگی درخشانی بوده است و رادمرانی خردمند و وارسته از آن و پیرامونش برخاسته اند.(1)

یکی از شهرستانهای مهم این استان ابهر است. این شهر در منطقه معتدل کوهستانی در دره وسیعی در جنوب غربی زنجان و بر سر راه تهران به تبریز قرار گرفته و 3275کیلومتر مربع مساحت دارد.

از ویژگی های مهم ابهر این است که در قرن چهارم هجری جزو قلمرو علویان قرار گرفت.(2) اثیرالدین مفضل بن عمر ابهری ( متوفی 663ه.ق) از دانشمندان ریاضی قرن هفتم که در رصد خانه مراغه با خواجه نصیر طوسی همکاری می کرد، از اهالی این دیار است.

در چهارده کیلومتری شمال غربی ابهر به جانب زنجان شهر « هیدج» واقع شده که اهالی آن شیعه هستند و به زبان ترکی سخن می گویند.(3)

در هر حال حکیم الهی و فیلسوف جهان تشیع حاج ملا محمد فرزند حاج معصوم علی به سال 1270ه. ق مطابق 1233ه. ش در این آبادی دیده به جهان گشود و موجب شهرت آن گشت.

حکیم هیدجی دوران طفولیت را در خانواده ای متدیّن و نیکوسرشت

صفحه 27

سپری کرد و از همان اوان نوجوانی استعداد خود را در زمینه های علمی و ادبی بروز داد. او بخشی از تحصیل مقدماتی را در موطن خویش از آخوند ملا محمد فرا گرفت.(4)
اقامت در تهران

ملا محمد در سال 1297و به هنگامی که 27بهار را پشت سر نهاده بود زادگاهش را به قصد اقامت در قزوین ترک نمود و در این شهر ادامه تحصیل را پی گرفت و از خرمن اندیشه سید علی خوئینی قزوینی صاحب حاشیه بر قوانین میرزای قمی توشه ها برچید، او که در هیدج زندگی ساده و عاری از تکلّف داشت، در قزوین و در مدرسه حسن خان روزگار را با عسرت و تنگدستی می گذرانید، اینکه در برخی منابع ادعا شده که نامبرده مقدمات علوم دینی و حکمت را در زنجان آموخته به استناد منابع متعدد واقعیت ندارد.(5) وی پس از هشت سال اقامت در قزوین و تکمیل معلومات نزد استادان برجسته این شهر، به سال 1305ه. ق و در حالی که 35ساله بود به تهران عزیمت نمود، در شرح حالی که خودش نوشته چنین می خوانیم:

« ... باری من بنده، حاجی ملا محمد آغاز شباب در مدرسه واقع در قریه مزبور ( هیدج) چند گاهی در قزوین به آموختن علوم رسمیه مانند نحو و صرف، منطق و معانی و بیان اشتغال داشته از آن پس در دارالخلافه تهران از بهشتی روان آقامیرزا حسین سبزواری که سرآمد شاگردان دانشور یگانه و آموزگار فرزانه حاج ملا هادی سبزواری علیه الرحمة الباری بود، بحری از علوم کلامیه و رسوم ریاضیه استفاضه نموده...»(6)

صفحه 28

سبزواری استاد هیدجی در مدرسه عبدالله خان واقع در بازار بزّازان تهران ادبیات فقه و اصول تدریس می کرد و شهرت بیشتر او به مهارت وی در ریاضی، نجوم و هیئت است و آقامیرزا ابراهیم زنجانی از تلامیذ این دانشور است.(7) موقعی که حکیم هیدجی به تهران رحل اقامت افکند حکیم میرزا ابوالحسن جلوه زواره ای ( 1314 - 1238ه. ق) آخرین دهه تدریس حکمت و فلسفه را در مدرسه دارالشفای تهران طی می کرد و نیز انسانی سالخورده به نظر می رسید، حکیم هیدجی موقعیت این حوزه درسی پر فیض را مغتنم شمرد و چنین محفلی را درک کرد و مدتی در این مدرسه به تحصیل و تکمیل معارف تشیع و فنون فلسفی و عرفانی پرداخت، خودش به این موضوع اشاره ای روشن دارد:

« در محضر حکیم بارع و متأله شامخ آقا میرزا ابوالحسن متخلص به جلوه قدس سره اخذ معارف حقه و تحصیل فنون حکمیه کرده سایر علوم را از فقه و اصول و حدیث از هر کدام به لیاقت و مراتب استعداد خود استفاده نموده...»(8)

از مختصات روحی این حکیم حالت شهامت در بررسی افکار قدمای حکمت و فلسفه است و گویی این صفت را از استادش جلوه آموخته بود و همچون وی برخی آثار معروف چون اسفار را به دید انتقاد مورد بحث قرار می داد.(9)

برخی تراجم نویسان خاطر نشان ساخته اند که حکیم هیدجی برای تقویت آموخته های خود به عتبات عالیات رفته، از محضر اساتید عراق مستفیض شده است.(10) مهدی مجتهدی نوشته است:

صفحه 29

« به عتبات عالیات مشرف گشته، فقه و اصول خوانده، در فرا گرفتن معقول رنج ها کشیده است.»(11)

شیخ آقا بزرگ تهرانی نیز از نجف رفتن وی سخن گفته است.(12) و معلم حبیب آبادی اظهار داشته است: حکیم هیدجی پس از 20سال به تهران بازگشت (13) و شهید مطهری می نویسد:

« ملا محمد هیدجی زنجانی... سفری به عتبات برای تکمیل معلومات رفت و در آنجا نیز ضمن تحصیل علوم نقلی به تکمیل علوم عقلی پرداخت، پس از مراجعت به تهران خود حوزه درس داشت. طالبان حکمت از محضرش استفاده می کردند...»(14)

جواد محقق ذیل تذکره علمای شاعر و شعرای عالم از آیة الله حاج ملامحمد حکیم هیدجی سخن به میان آورده و ادعا کرده است:

« این حکیم زاهد و فقیه مجاهد و عالم عامل و عارف کامل پس از مقدمات علوم اسلامی در محل تولدش برای تکمیل تحصیلات راهی عتبات شد و در آنجا ضمن تحصیل فقه و اصول و تفسیر حدیث در فرا گرفتن فلسفه و علوم عقلی نیز رنج فراوان برد و تا چهل سالگی در همانجا اقامت گزید، وقتی به ایران بازگشت در تهران سکن شد»(15)

که در این نوشتار حتی اشاره ای به تحصیلات حکیم هیدجی در قزوین و تهران هم نشده است، هیدجی شرح حال خویش را نگاشته ولی به مسافرت به عتبات برای تحصیلات اشاره نکرده است و چنین مستفاد می گردد تا آخر عمر در تهران سکن بوده و حظّ آفاقی کمتر داشته است وی می گوید:

صفحه 30

« جز حج بیت الله الحرام و زیازت مشاهد مشرف ائمه (ع) به جایی مسافرت نکرده ام»(16)

و قطعا اگر چنین موضوعی واقعیت داشت، آن هم تحصیل چندین ساله در نجف و مانند آن امکان نداشت از آن بگذرد زیرا در همین زندگی نامه خود نوشت به پاره ای مسایل جزیی هم اشاره دارد.
بر کرسی تدریس

حکیم هیدجی پس از بهره مندی از محضر بزرگان حکمت و فلسفه و فقه و حدیث در مدرسه منیریه این شهر اقامت گزید، این مکان که چندین دهه در آن تدریس می نمود از بناهای امیر نظام حکم تهران بود که خواهرش منیرالسلطنه - همسر ناصرالدین شاه - آن را تکمیل کرد و از این جهت آن را منیریه نامیده اند. جنب مدرسه مزبور امامزاده سید ناصرالدین از اولاد حضرت امام زین العابدین (ع)جد سادات طالقان واقع شده است که حکیم هیدجی ضمن تبیین معارف عمیق در قلمرو حکمت از فضای معنوی این مکان مسکین نیز نصیبی داشت.(17) گفته شده وی مدت سی سال در این مدرسه، معقول تدریس نمود و خود پنج سال قبل از رحلت خویش نوشته است.

« مدت بیست و پنج سال است در مدرسه منیریه واقع در جنب سید ناصرالدین به عنوان تدریس معقول به درس و بحث با طلاب مشغولیم».(18)

منوچهر صدوقی شها چنین نگاشته است:

صفحه 31

« شیخ العلماء العاملین مرحوم مغفور آخوند ملاعلی الهمدانی را شنیدم قدس سره به عصر 12خرداد 1354ه. ش که آن بزرگوار (حکیم هیدجی) صاحب روحانیتی بود عظیم، مدام روی به قبله جلوس می فرمودی و نافله شب ترک نگفتی و (کتاب) کافی (در حدیث) و امثال آن بر زیر مغنی و امثال (آن) نهادی...»(19)

حکیم هیدجی تا آخر عمر به تدریس مشغول بود و هر کس از طلاب علوم دینی هر درس می خواست، او می گفت، شرح منظومه سبزواری، اسفار ملاصدرا، شفا، اشارات ابو علی سینا و حتی دروس مقدماتی همچون صرف و نحو را بیان می کرد و از این برنامه هیچ دریغ نداشت و همه را می پذیرفت.(20)
شاگردان

برخی از تربیت شدگان حوزه درسی این حکیم والا مقام عبارتند از: آقا میرزا احمد آشتیانی(21) آقا شیخ محمد تقی آملی، میرزا ابوالحسن شعرانی، آقا جمال نوری، شریعت سنگلجی، آقا میرزا محمد همدانی، آقا نورالدین شریعتمدار رفیع، آقا شیخ جعفر لنکرانی،آقا سید جعفر مرتضوی، حاج ملا نظر علی هیدجی،(22) آخوند ملا علی

همدانی(23) مرحوم خرّمشاهی.(24)
تراوش اندیشه

حکیم هیدجی عمر با برکت خویش را به تحقیق، تألیف و مطالعه آثار فلسفی و روایی صرف نمود و به کتاب اشتیاق شگرفی داشت، در

صفحه 32

سروده ای زیبا این علاقه را به طرز جالبی در شیوایی وصف کرده است:

من مونسی گزیده ام از بهر خود مرا

یک لحظه در مفارقتش صبر و تاب نیست

خوش رو و نغز گو ادب آموز و نکته دان

هرگز نیاورد سخنی کان صواب نیست

گویند بی زبان سراینده بی صدا

رأیش به مثل و قال و سؤال و جواب نیست(25)

حکیم هیدجی ضمن بررسی منابع تالیف شده توسط علمای سلف بر آنها حواشی و تعلیقات آموزنده و ارزنده می نگاشت و خود نیز رسالاتی در موضوعات فلسفی، عرفانی، کلامی و ادبی به رشته تحریر در آورد. از آثار وی که مرغوب اهل علم و مطلوب دانشوران عرصه حکمت واقع شده، تعلیقه ای است بر منظومه سبزواری در منطق و حکمت.(26) رساله دخانیه و کتاب کشکول که به طبع نرسیده، ولی سروده هایش چاپ شده است.
طبع لطیف

حکیم هیدجی از دوران طفولیت ذوق شعری داشت و در نوجوانی به سرودن اشعار فارسی و ترکی پرداخت. او در سنین بالاتر که دانسته های فلسفی و اعتقادی خود را غنی نمود، شعر را به خدمت حکمت علمی و مواعظ و اندرزهای ارزنده گرفت، او شعر و شاعری را نه تنها به عنوان حرفه ادبی بلکه همچون تلاشی ذوقی می دانست و در کنار سایر اشتغالات علمی و اجتماعی بدان می پرداخت؛ بیشتر اشعارش از استحکام موضوع و مضمون حکایت دارد و به دلیل پرداختن به این مورد اهتمام به جنبه

صفحه 33

محتوایی کمتر به آرایش های هنری و شعری و جنبه های تخیّلی مبادرت ورزیده است.

نخست در اشعار « مغنی» تخلص می نمود، چنانچه در این شعر می گوید:

مغنیادل، به توبه و پند

ز مطرب و می می توان کند

به گوشه غم، خموش تا کی

به کنج محنت، ملول تا چند(27)
خلق و خوی

حکیم هیدجی بعد از رحلت والدش علایق ارثی را از ملک و مواشی پدر به برادران خود واگذار نمود و به حالت قناعت در تهران زیست و جز سفر حج و زیارت مشهد ائمه هدی (ع) مسافرت دیگری ننمود.(28) او به آنچه عمل می کرد، دیگران را توصیه می نمود و به هر چه می گفت، عامل بود:

حکیم جلوه، استاد حکیم هیدجی موت اختیاری را به عنوان دلیل بارز تجرد نفس قبول داشت و یک بار هم موت ارادی در خویش پدید آورد.(29) ولی مرحوم هیدجی منکر مرگ اختیاری بود و خلع و لبس اختیاری را محال می دانسته، در بحث با شاگردان انکار و رد می کرد، شبی در حجره خود پس از به جا آوردن فریضه عشا رو به قبله مشغول تعقیبات نماز بود که مردی روشن ضمیر وارد شد، سلام کرد آنگاه عصایش را در گوشه ای نهاد و گفت: جناب آخوند تو چه کار داری به این کارها؟ آن مرد که صفای نفس و نورانیت دل داشت، گفت: موت اختیاری، هیدجی گفت این وظیفه ماست بحث و نقد و تحلیل کارمان است، بی دلیل و برهان نمی گوییم، آن مرد بار دیگر گفت راستی قبول نداری، حکیم زنجانی پاسخ

صفحه 34

منفی داد، او هم درنگ ننمود در برابر دیدگانش پای خود را رو به قبله کشید و به پشت خوابید و گفت انا لله و انا الیه راجعون و گویی که مرده است، حکیم هیدجی نگران شد در حال اضطراب و تشویش دوید و طلاب را خبر نمود، آنها نیز از دیدن این وضع آشفته شدند، سرانجام بنا گردید خادم مدرسه تابوتی بیاورد و شبانه او را به فضای شبستان مدرسه ببرند تا فردایش برای استشهادات و تجهیزات آماده شوند، ناگاه آن مرد از جا برخاست و گفت بسم الله الرحمن الرحیم و رو به هیدجی نمود، لبخندی زد و اظهار داشت: حالا باور کردی، وی گفت: به خدا باور کردم ولی امشب جانم را از هراس گرفتی! پیر مرد در خاتمه گفت: آقا جان معرفت تنها از طریق درس خواندن به دست نمی آید، عبادت نیمه شب، تعبّد، راز و نیاز و مانند اینها هم لازم است، اینکه تنها بخوانید و بنویسید و بگویید کفایت نمی کند، از همان شب هیدجی روش گذشته را عوض نمود، نیمی از اوقات را برای مطالعه و تدریس و تحقیق قرار داد و نیم دیگر را برای تفکر در قدرت و آفرینش الهی، ذکر و عبادت خداوند عزوجل، او شبها توجه و اقامه نماز شب را جدی تر انجام می دهد و به جایی می رسد که دلش به نور خداوند منور و سرّش از غیر او منزه و در هر حال انس و الفت با خدای خود داشته و از سروده هایش این حالات زاهدانه و عابدانه هویداست.(30)

شهید مطهری از تهذیب نفس و صفای نفس او سخن گفته است.(31) اهل مزاح و خوشرویی هم بود و با آخوند ملا قربانعلی زنجانی فقیه حامی مشروطه مشروعه مراوده داشت.(32)

صفحه 35
از دامگاه تا آرامگاه

حکیم هیدجی از آن دسته انسانهایی بود که به دنیا به عنوان دار عبرت و مزرعه آخرت می نگریست و کوشید تا در ایام کوتاهی زندگی دنیوی توشه هایی برای جایگاه ابدی و خانه جاویدان تدارک ببیند، آن چنان خود را در چشمه معرفت شستشو داد که دیگر به امور فناپذیر هیچ گونه تعلّقی نداشت و حتی تن خویش را قفسی می دید که روان او را در بند کرده بود.

در فرازهایی از وصیّت نامه خود خاطر نشان نموده است: اختیار جنازه ام با آقای حاج سید حسن لاجوردی است، تتمه وصایا از دوستان و رفیقان خواهش دارم که هنگام حرکت جنازه ام عمامه ام را بالای عماری قرار ندهند و در حمل آن به اختصار کوشند، هیاهو لازم نیست، برای برقراری مجلس ختم برای کسی اسباب زحمت پدید نیاورند و دوستان مسرور و خندان باشند چرا که از زندان محنت و بلا رهایی جستم و از دار غرور به سرای سرور پیوستم و به جانب مطلوب خویش شتافتم، حیات جاویدان یافتم اگر جهت مفارقت از یکدیگر محزون و افسرده می باشید، به زودی تشریف آورده انشاء الله خدمتان می رسیم، هر گاه وجهی می داشتم وصیت می کردم شب دفن که لیله وصالم است، دوستان انجمنی فراهم آورده شاد باشند و به یاد ایشان من نیز خوشحال شوم، باری با این همه اظهار دلیری نهایت هول و هراس دارم ولی به فضل پروردگار و شفاعت اولیاء حق امیدوارم، به همه دوستان سلام و التماس دعای خیر از همگان دارم همه گونه حق در ذمه من دارند، مرا حلال نمایند.(33)

طلاب مدرسه منیریه نقل کرده اند: مرحوم هیدجی هنگام شب همه

صفحه 36

طلاب را جمع کرد و نصیحت و اندرز می داد و به اخلاق اسلامی فرا می خواند و بسیار شوخی و خنده می نمود و ما در شگفت بودیم مردی که شبها پیوسته در عبادت و تهجد بود، چرا این مزاح می کند و ما را به عبارات نصیحت مشغول می نماید و از حقیقت امر خبر نداشتیم، هیدجی نماز صبح خود را در اوّل فجر صادق خواند و سپس در حجره خود آرمید پس از ساعتی که در حجره را گشودند، دیدند رو به قبله خوابیده، رحلت نموده است.(34)

زمان ارتحال این عالم جامع در معقول و منقول را آخر ماه ربیع الاول سال 1349ه. ق مطابق تابستان 1314ه. ش نوشته اند.(35) ، شهید مطهری سال فوتش را 1339ه. ق ( 1314ه. ش) می داند، جنازه اش را بر حسب وصیت او به قم حمل نمودند و بعد از اقامه نماز میت توسط آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری در قبرستان بابلان واقع در شمال شرقی بارگاه حضرت معصومه دفن نمودند و بر مرقدش گنبدی نیز ساخته اند و مادر او در جوار قاضی سعید قمی دفن شده است. (36)
پی نوشت ها:

1 - در این باره بنگرید به تاریخ زنجان، هوشنگ ثبوتی، ادره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی زنجان .

2 - ابهر(گذری و نظری) ، محمد آقامحمدی، ص 98.

3 - همان مأخذ، ص 146.

4 - علماء نامدار زنجان در قرن چهاردهم، آیةالله زین العابدین احمدی زنجانی، ص 33.

5 - از جمله منابع «رجال آذربایجان در عصر مشروطیت» به قلم مهدی مجتهدی (ص )183می باشد .

6 - ابهر، ص 184.

7 - البته آقا میرزا حسن سبزواری(متوفی 1317هق) مقیم تهران غیر از حاجی میرزا حسین سبزواری از شاگردان حکیم سبزواری و میرزای شیرازی و صاحب ارجوزه حکمیه می باشد .

8 - میرزا ابوالحسن جلوه حکیم فروتن، از نگارنده، ص 91به نقل از اواخر تعلیقه حکیم .

هیدجی به شرح منظومه سبزواری(طبع تهران) .

9 - تاریخ حکماء و عرفا متأخرین صدرالمتألمین، ص 26.

10 - ریحانة الادب، مدرس تبریزی، ج 6ص 381.

11 - رجال آذربایجان در عصر مشروطیت، مهدی مجتهدی، ص 183.

12 - الذریعه، ج (9بخش چهارم) شیخ آقا بزرگ تهرانی، ص 1304.

13 - مکارم الاثار، ج 6ص 196.

14 - خدمات متقابل اسلام و ایران، شهید مطهری .

15 - تذکره علمای شاعر و شعرای عالم (آیةالله حکیم هیدجی) قسمت اول، جواد محقق، نشریه صحیفه(محراب اندیشه و هنر اسلامی) شماره مسلسل 24ص 22.

16 - ابهر، ص 185.

17 - مکارم الآثار، ج 6ص 1966الذریعه، ج 6ص 137.

18 - تاریخ حکما و عرفا، ص 170.

19 - تاریخ حکما و عرفا، ص 170.

20 - معادشناسی، علامه سید محمد حسین حسینی تهرانی، ج اول، ص 99.

21 - درباره وی بنگرید به مقاله نگارنده در مجله پاسدار اسلام، سال چهاردهم، شماره 366تحت عنوان حکایت معرفت .

22 - تاریخ زنجان، زنجانی، ص (88طبع تهران، 1352هش).

23 - تکبیر وحدت - شهید مفتح، از نگارنده .

24 - یاد یاد آن روزگاران یاد باد، بهاءالدین خرمشاهی، مجله کلچرخ، شماره مسلسل 17آذر 376.

25 - ابهر، ص 186 - 185.

26 - الذریعه، ج 6ص 137و نیز تاریخ زنجان، ص 88این اثر به سال 1346هق در 432صفحه در تهران طبع شد و که در خاتمه اش شرح احوال حکیم سبزواری و زندگینامه حکیم هیدجی آمده است .

27 - رایحةالادب، ج 6ص 382.

28 - مکارم الاثار، ج 6ص 1965.

29 - میرزا ابوالحسن جلوه حکیم فروتن، ص 170.

30 - معادشناسی، ج 1ص 101.

31 - خدمات متقابل اسلام و ایران، شهید مطهری، ص 683.

32 - رجال آذربایجان در عصر مشروطیت، ص 184و در مورد ملاقربانعلی بنگرید به کتاب خط سوم در انقلاب مشروطه، ابوالفضل شکوری و نیز سلطنت فقر دولت علم، علی ابوالحسنی (مندر) .

33 - تاریخ زنجان، ص 96مشروح وصیت نامه در آخر دیوانش درج شده است .

34 - معادشناسی، ج اول، ص 103 - 102مشروح وصیت .

35 - الذریعه، ج 6ص 137مکارم الاثار، ج 6ص 196علما نامدار زنجان، ص 33.

36 - ماده تاریخ فوت او توسط سید محمد ریاضی:.

از مشرب مهر هیدجی را .

جامی ز زلال وصل دادند.

نویسنده : غلامرضا گلی زواره



آثار:

1. تعلیقه ای بر منظومه سبزواری در منطق و حکمت
2. رساله دخانیه
3. کتاب کشکول
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
حکیم, زنجانی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 23:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1