شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 10-04-2010, 11:06   #1
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض حاج شیخ مهدی امامی امیری

موطن: امیر کلای بابل
تاريخ وفات: 1378قمری

زندگینامه ها:

منبع :

شهر بابل از دیر باز ملجأ و مأوای جویندگان و طالبان علم و معرفت از سراسر مازندران و خاستگاه علما نام آور بوده است.

در قرون اخیر، خصوصا در قرن گذشته مدارس علمی در بابل از رونق فراوانی برخوردار بود، و به خاطر حضور اساتید برجسته، مجتهدین و فرهیختگانی والا مقام از حوزه های علمی بابل برخاسته و چون ستارگانی فروزان در جهان علم و فقاهت درخشیدند.

سعید العلماأ بار فروشی ؛ ( 187 -1270ق) ، شیخ زین العابدین بن مسلم بارفروشی؛ ( 1227 -1309ق) ، شیخ عبدالله مازندرانی؛( 1256 -1330ق) ، از رهبران مشروطیت، سید عبدالغفار مازندرانی؛( متوفی 1365ق) ملا محمد اشرفی؛( 1219 -1315ق) ، شیخ کبیر مازندرانی؛( 1240 -1345ق) ، علامه کبیر شیخ محمد صالح علامه مازندرانی ( 1297 -1391ق) تنها چند تن از بزرگان این دیار هستند.

از دیگر ستاره های پر فروغ این شهر می توان از حضرت آیة الله حاج شیخ مهدی امامی امیری ( ره) نام برد که مقاله حاضر نگاهی گذرا به زندگی و شخصیّت ممتاز آن عالم فرزانه دارد.

صفحه 230
ولادت

آیة الله حاج شیخ مهدی امامی امیری ( ره) در سال 1302قمری در امیر کلای بابل(1) و در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. از همان دوران کودکی به خاطر روح پک و علاقه سرشار با قرآن آشنا شد و سنین نوجوانی به حوزه علمیه بابل راه یافت و به تحصیل علوم مقدس دینی پرداخت.
تحصیلات و اساتید

وی پس از ورود به مدرسه آستانه بابل و اقامت در آن، علوم مقدماتی و سطوح عالی را از محضر اساتید گرانقدر فرا گرفت، برخی از استادان او عبارتند از:

1- آیة الله شیخ علی اصغر مجتهد مازندرانی ( 1245 -1330ق) ؛ او از فقهای بزرگ و از شاگردان میرزا حبیب الله رشتی ( ره) ، میرزا حسین میرزا خلیل تهرانی و مرحوم آخوند خراسانی ( ره) بود.

یکی از علمای بابل برای نگارنده اظهار داشت؛ استفتائاتی از مازندران به نجف اشرف می رفت، ولی مراجع بزرگ نجف آن را برگردانده و می فرمودند:« از شیخ علی اصغر مجتهد استفتاء کنید» .

2- شیخ اسماعیل بن حداد، متوفی 1327قمری، وی از بزرگان و شاگردان مرحوم سعید العلماء و مرحوم ملا محمد حمزه شریعتمدار بابلی ( ره) و هم عصر با ملا محمد مقدس اشرفی ( ره) بود. بنا بر نقل

صفحه 231

بزرگان معاصر، مرحوم اشرفی برای مقام والای علمی و فقهی ایشان احترام زیادی قائل بود.

3- آیة الله شیخ محمد حسین شریعتمدار ( ره) ( 1240 -1320ق) ؛ از علماء بزرگ بابل بود و در نقباء البشر(2) از وی تمجید شده است.

4- آیة الله سید احمد استاد ( ره) ( 1280 -1365ق) ؛ از شاگردان مرحوم آخوند خراسانی ( ره) ، آقا سید محمد کاظم یزدی ( ره) و ملا فتح الله شیخ الشریعه اصفهانی ( ره) و از علمای با نفوذ بابل بود.

مرحوم حاج شیخ مهدی امامی ( ره) با آنکه از این اساتید استفاده فراوان برد، اما روح بلندش همچنان از عطش علم در التهاب بود و در پی چشمه های دیگر می گشت، لذا راهی تهران شد و از محفل علمی استادان مختلف بهره های وافری در سطوح عالی و دروس استدلالی برد و در زمره زبده ترین شاگردان آن بزرگواران در آمد. استادان والا گهر او در تهران عبارتند از:

1- شهید حاج شیخ فضل الله نوری( ره) .

2- آقا سید علی کبر لاهیجانی ( ره) .

3- آخوند ملا محمد ( ره) ؛ صاحب حواشی بر شرح شمسیّة. (3)

معظّم له پس از چند سال اقامت در تهران، عازم عتبات عالیات گشته و در نجف اشرف از خرمن پر فیض بزرگان فقاهت استفاده کرد و از اساتید بزرگ، به اخذ اجازه اجتهاد مفتخر گشت. اساتید وی در

صفحه 232

عراق عبارتند از:

1-حضرت آیة الله شیخ عبدالله مازندرانی ( 1256 -1330ق) ؛ از رهبران مشروطه که در کتابهای رجال از ایشان به عنوان « علامه محقق، فقیه اصولی و یکی از اعاظم و کابر علماء امامیه» یاد شده است.

2- آخوند خراسانی( 1255 -1329ق) ؛ صاحب کفایه.

3- آقا سید محمد کاظم یزدی، صاحب عروه.

4- شیخ الشریعه اصفهانی.(4)

مدت اقامت ایشان در حوزه علمی نجف اشرف از پر بارترین دوران زندگی این عالم فرزانه به شمار می رود. شخصیّت علمی و معنوی وی در این دوره شکل گرفت، روح تشنه اش سیراب گردید و به قلّه رفیع اجتهاد دست یافت،ه و با کوله باری از علم و معنویت رانی بابل گشت، شیخ مهدی در امیرکلا سکن گشت و به ارشاد مردم و ترویج شریعت مقدس نبوی پرداخت. او با هوشیاری و تحمّل سختی های مردم منطقه را در امور دینی و اجتماعی رهبری می کرد، به این ترتیب قلوب زیادی به سوی او جذب شدند و او توانست ضمن پراختن به امور علمی و اشتغال به تدریس، سرآمد رجال علمی منطقه گردد.

صفحه 233
هجرتی دیگر

شیخ مهدی پس از چند سال اقامت در وطن، یک بار دیگر در سال 1348قمری، عازم شهر مقدس قم (5) گردید و به بهره گیری از ذخایر سرشار علمی خود، به تدریس دروس عالی در فقه و اصول و همچنین تفسیر قرآن و فلسفه و علوم معقول پرداخت.(6)

مدت چندانی از اقامت آن مجتهد عالی مقدار در قم نگذشت، که به خاطر جذابیّت بیان و بهره مندی از قدرت ممتاز علمی، مورد توجه علما، فضلا و طلاب قرار گرفته و شاگردان فراوانی در محفل علمی او گرد آمدند.

شیخ در قم از مدرسین عظام حوزه علمیه قم به حساب می آمد، چنانچه در نجف اشرف نیز بر کرسی تدریس می درخشید و شاگردان ورزیده ای از محضرش بهره مند گشتند.

حضرت آیة الله محفوظی از علمای معاصر قم برای نگارنده نقل فرمود:

« چند جلسیه ای از دروس ایشان را درک کردم، واقعا جامعیّت داشتند و مخصوصا در تراجم و رجال خیلی مهارت داشت، درس تفسیر و اسفار ایشان، آمیزه ای از تفسیر و حدیث و رجال و فلسفه و حتی روضه بود. معظم له ارادت شدیدی به شیخ فضل الله شیهید داشت و معمولا از ایشان یادآوری می کرد و خود اشک می ریخت.»

صفت بر جسته آن استاد فرزانه، جدیّت و خستگی ناپذیری وی در

صفحه 234

امر تدریس و همت بلندشان در راه تربیت شاگردانی وارسته و ممتاز بوده است. بطوری که طبق نقل بعضی از تلامیذ معظم له که در حکمت و علوم معقول افتخار شاگردیشان را داشتند، وی از صبح تا ظهر در مسجد سلماسی بر کرسی تدریس تکیه زده و شاگردان را از مباحث مختلف بهره مند می ساختند.

به هر حال مقام بلند علمی و معنوی آن رادمرد، مورد قبول و عنایت همه علما و مجتهدین بود.

مرحوم حضرت آیة الله حاج سید ابوالحسن حسینی ( ره) ، متوفی 1376ش؛ برای نگارنده حکایت کرد:

« پس از ارتحال مرجع عالیقدر حضرت آیة الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری( ره) ، آن بزرگوار به خاطر برخورداری از امتیازات لازم، کانون توجه علماء اعلام برای احراز مقام مرجعیّت و زعامت حوزه علمیه قم گردید. اعاظم حوزه علمیّه چون مرحوم آیة الله سید صدر الدین صدر( ره) و مرحوم آیة الله حجت ( ره) و دیگران از ایشان دعوت کردند تا زعامت حوزه را ره عهده بگیرند، ولی معظم له از قبول مسؤولیت امتناع کرده و بر تکیه بر کرسی تدریس را ترجیح دادند و از همین راه دانشوران برجسته ای را تربیت نمودند» .

ارادت علما

مرحوم حاج شیخ مهدی ( ره) با وجود امتناع از زعامت و مرجعیت عامه، به خاطر مقام و منزلت علمی و معنوی، همواره مورد احترام علمای طراز اول قم و مراجع عظام تقلید بود، چنانکه بین ایشان و آیة الله العظمی بروجردی ( ره) صمیمیّت فراوانی وجود داشت. طبق

صفحه 235

فرموده حاج شیخ مهدی ( ره) ، آقای بروجردی ( ره) هر ماه به منزل ایشان می آمد.

مرحوم حضرت آیة الله میرزا هاشم آملی نیز می فرمود:

« آیة الله بروجردی ( ره) که از درس تا منزل و از منزل تا حرم مطهر با درشکه رفت و آمد می کرد، هر وقت از چندین متری آقا شیخ مهدی امیری ( ره) را می دید، از درشکه پیاده شده و از جلوی ایشان سواره ردّ نمی شد، آنها با هم دوست صمیمی و وصیّ یکدیگر بودند...»

مرحوم آیة الله حسینی ( ره) بابلی متوفی 1376ش هم برای نگارنده نقل کرد:

« زمانی مرحوم آقای بروجردی ( ره) جلوی حرم مطهر حضرت معصومه ( س) ، مرحوم آقای شیخ مهدی را دید که عبا به سر کشیده و طیّ مسیر می کردند، آقای بروجردی ( ره) جلوتر آمد و به ایشان سلام کرد، ولی آقا شیخ مهدی متوجه نشد. پس از توجه، ضمن عذر خواهی از آقای بروجردی، فرمود ببخشید که متوجه نشدم، چون ما از اموات هستیم.

آقای بروجردی ( ره) فرمود: نه شما از احیاء هستید و ما از اموات هستیم» .

البته روشن است که مراد هر دو بزرگوار حیات معنوی و روحانی است و داستان نشان دهنده عمق تواضع و فروتنی آن بزرگان است.

نمونه دیگر از ارادت علماء قم، مخصوصا حضرت امام خمینی قدس سره به ایشان داستانی است که یکی از روحانیون بزرگوار برای راقم این سطور نقل کرد:

« زمانی مرحوم حاج شیخ مهدی از سفر مشهد مقدّس برگشته بود. علماء زیادی به دیدار ایشان آمده بودند. در منزل ساده شیخ مهدی، از خادم و کارگر

صفحه 236

خبری نبود، کسی هم نبود که از علماء پذیرایی کند، حضرت امام خمینی که در آن زمان شهرت فراوانی نیز پیدا کرده بود و در جمع علماء دیدار کننده حضور داشت، وقتی وضع را چنین دید، شخصا بلند شده و به آشپزخانه رفت و چای آماده کرد و از علماء حاضر پذیرایی کرد» .

این امر از طرفی گویای بزرگواری و تواضع حضرت امام خمینی قدس سره و از طرف دیگر بیانگر مقام والای مرحوم حاج شیخ مهدی و ارادت علماء قم به ایشان است.
ویژگیها

بیان ویژگیهای عالی فرهیخته، چون مرحوم حاج شیخ مهدی ( ره) کاری بس مشکل است از این روی تنها به بعضی از آن ویژگیها به طور گذرا مرور می کنیم.
صراحت و قاطعیت

در بیان حقایق ابائی نداشت و علماء و مردم کهنسال منطقه خاطره های فراوانی از این ویژگی شیخ مهدی به یاد دارند. دوران زندگی ایشان مصادف با حکومت رضاخان بود که به فرمان اربابان خارجی خود، کیان اسلام را هدف گرفته بود و به رواج فساد و بی بند و باری دامن می زد. از این رو، عالمان شجاع و دانشمندان بزرگ به مبارزه با طاغوت و پاسداری از حریم ارزشهای اسلامی و دین و عفاف پرداختند. در این میان مرحوم حاج شیخ مهدی نیز سکت ننشست. در سخنرانیها، با قاطعیت و صراحت لهجه، اقدامات رضاخان از جمله،

صفحه 237

بی حجابی و طرح متحدّ الشکل کردن لباس را محکوم و در منابر علنا از گناهان رایجی چون، رباخواری و ریش تراشی به شدّت انتقاد می کرد.

وقتی در منازل افراد برای افطار، شرکت می کرد و مجلس را خالی از فقراء و مسکین و محلّ اجتماع اغنیاء می یافت،به میزبان اعتراض می کرد و می فرمود:

« چرا فقرا و مسکین را دعوت نکرده ای؟ این مهمانها که همه شان از اغنیاء و تأمین شده هستند. باید افرادی را دعوت کنید که محتاج حضور بر سراین سفره ها هستند» .

هر گاه گناهگاری را می دید هر چند شخص مهمّی باشد، بی پرده به او تذکر می داد، یکی از علماء بابل در این رابطه داستان زیر را برای نگارنده نقل فرمود:

« در یک مجلس مهمانی، در تهران که مرحوم حاج شیخ مهدی حضور داشتند، یکی از صاحب منصبان ارتش در حالی که انگشتری از طلا به دست داشت، حاضر بود، آن بزرگوار به او رو کرده و فرمود: مگر نمی دانید انگشتر طلا حرام است؟! چرا به دست گذاشتید؟!.

او هم وقتی این قاطعیت را دید، بدون درنگ انگشتر را بیرون آورده و در جیب خود گذاشت. بعد از صرف غذا و رفتن مهمانان، صاحب منزل رو به آقا کرد و گفت: « آقا ایشان از صاحب منصبان - مقامات عالی رتبه - ارتش بود، چرا این حرف را زدید؟! آبروی ما را بردید.

معظم له فرمود: اگر قبل از ناهار این حرف را می زدی، در منزل شما غذا نمی خوردم، چرا که از « نهی از منکر» جلوگیری می کنید» .

صفحه 238

داستاتی دیگر از قاطعیت ایشان را یکی از ملازمین شیخ مهدی برای نگارنده نقل فرمود:

در زمان حاج شیخ مهدی( ره) ، دو تن از روحانیون مبارز را دستیگیر و به کلانتری بردند. او شخصا به کلانتری رفته و با عصا به فرمانده پاسگاه اشاره کرد و فرمود: «اینها را آزاد کنید و با من بفرستید و گرنه هر چه دیدید از چشم خودتان دیدید» فرمانده پاسگاه هم در مقابل این قاطعیت، بدون مقاومت در همان وقت آنها را آزاد کرد.

تبعید

در نتیجه مبارزه با رضاشاه، به کاشان تبعید شد. ماجرا از این قرار بود که؛ پس از ماجرای ننگین کشف حجاب و سایر اقدامات رژیم طاغوتی، مرحوم آیة الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری( ره) ، پیامی اعتراض آمیز خطاب به شاه نوشتند، و مراتب انزجار خود را از این اقدامات ضد دین اعلام داشت. رضاخان با بی ادبی تمام پاسخ داد « حجة الاسلام حاج شیخ عبدالکریم؛ این حرف از اراجف است و کسانی که شما را محرّک بوده اند، تعقیبشان می کنیم» .

پس از آن چند نفر به کاشان تبعید شدند، که یکی از آنها مرحوم حاج شیخ مهدی مازندرانی ( ره) بود. یکی از نویسندگان معاصر، ضمن معرفی معظم له به عنوان یکی از « مشروطه خواهان اصیل» به تبعید وی اشاره کرده می نویسد:

« تعدادی از رجال سرشناس مشروطه خواه اصیل، بعد از آنکه پرده ها از روی واقعه مشروطه به کنار رفت... جمعی از مشروطه خواهان اصیل مانند... حاج

صفحه 239

میرزا مهدی مازندرانی ( ره) یکی از شاگردان بنام مرحوم حاج شیخ فضل الله نوری( ره) شهید،که در ماجرای کشف حجاب نیز به اتّهام تحریک آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حائری ( ره) در ارسال تلگراف اعتراض به رضاشاه توسط او از قم به کاشان تبعید شد و... از همه جریانات سیاسی سخیف آن روزگار زده شدند و به نحوی خود را به جریان فکری و فرهنگی مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری در قم منسوب ساختند...» .(7)

مرحوم آیة الله العظمی ارکی ( ره) در خاطرات خود، ضمن بیان این مطلب می فرماید:

« نتیجه آن ( نامه شیخ عبدالکریم حائری) این بود که ؛ رضاخان گفته بود: این حرف اراجف است، محرّکین شما تعقیب خواهند شد، عده ای از جمله شیخ مهدی مازندرانی را که در قم سکن بود و از بزرگان و اساتید محسوب می شد و آدم موقّری بود و از خصّیصین مرحوم شیخ فضل الله نوری بوده است که به دارش ردند، او نیز به کاشان تبعید شد...» .(8)
سخنوری

از دیگر ویژگیهای معظّم له جذابیّت کلام و اقتدار و توانمندی در سخنرانی بود. سخنان وی در اعماق جان مستمع نفوذ می کرد و افراد را به شدّت منقلب می کرد. علت این نفوذ کلام، قاطعیّت و صراحت در گفتار و طهارت نفس و قداست روح بود، چرا که وی مجسمه تقوا و صداقت و پکی و پای بندی به فضایل انسانی بود و در تهذیب نفس و

صفحه 240

سیر در میادین عشق و معرفت بی نظیر و الگوی بزرگی برای سالکان و پویندگان طریق هدایت محسوب می گشت. به خاطر عظمت معنوی، سخنانی که از اعماق جانش تراوش کرده و از انفاس قدسی و مسیحایی اش بیرون می آمد، تا اعماق جان شنوندگان نفوذ می کرد. البته قبول مسؤولیت سخنرانی و منبر برای عامّه مردم با وجود آن مقام شامخ علمی و شهرت عظیم، خود حکی از روح متواضع و فروتنی آن بزرگوار و قبول رنج و مشقّت فراوان، برای ترویج شریعت و تهذیب نفوس مردم بود. شیخ موعظه مردم را به عنوان دستور و وظیفه شرعی تلقّی می کرد و به آن اهمیت زیاد می داد.

طبق نقل مرحوم آیة الله حاج سید ابوالحسن حسینی، پس از فوت مرحوم سید محمد باقر( ره) ، معروف به امام جمعه ( در سال 1326شمسی) ، که فردی نافذ و منصوب از طرف حکومت بود و در مسجد کاظم بیک نماز جمعه و جماعت اقامه می کرد، مردم بابل از مرحوم حاج شیخ مهدی دعوت کردند تا بار دیگر به بابل مراجعت کرده، در مسجد کاظم بیک به اقامه جماعت و رتق و فتق امور بپردازند.

پس از این دعوت، هر چند ایشان از مراجعت دائمی امتناع کرد اما در ماه مبارک رمضان به بابل آمد و در مسجد کاظم بیک به اقامه جماعت و تبلیغ احکام و ترویج معارف دین پرداخت. البته پس از چند سال به اصرار مردم امیرکلا، ماه مبارک رمضان را در مسجد جامع امیرکلا به اقامه جماعت و احیاء شعائر دینی پرداخت. قدرت خطابه ایشان که با صفای درون همراه بود زبانزد خاص و عام بود و

صفحه 241

اهل معرفت پای سخنانش به شدّت می گریستند.

شیفتگان معارف دین برای درک حضور ایشان و استفاده از بیانات شیوا و جذّاب وی، از روستاهای دور و نزدیک، خود را به مسجد جامع « امیر کلا» می رساندند تا از انفاس قدسی ایشان بهره مند گردند.

آری، نفس قدسی آن مرد خدا در تبلیغ و ترویج شعائر دین و ایجاد روحیه دینی و مذهبی در آن منطقه نقش بسزایی داشته و با وجود سپری شدن حدود چهل سال از رحلت ایشان، هنوز هم یاد و سخنان دلنشین وی در بین مردم آن سامان زنده است.
زهد و اقامه سنتها

بارزترین ویژگی مرحوم حاج شیخ مهدی امامی زهد بی مانندش بود.

وی از مناعت طبع بالایی برخوردار بود. با آنکه در موقعیتی بود که می توانست از زندگی خوبی بهره مند باشد، ولی هرگز زندگی خود را به مظاهر مادّی نیاراست. او همواره فقیرانه می زیست و در تنگی معیشت بسر می برد، آنچنان که همیشه زهدش بین علماء و بزرگان مشهور بود.

در رابطه با زندگی سخت و عنایت ویژه حق تعالی به ایشان، یکی از ملازمین موثق آن بزرگوار برای نگارنده نقل کرد: شخصی هر چند وقت، مقداری از ما یحتاج عمومی آنها را به منزلشان می آورد، تا آنکه روزی تقاضای ناروایی از معظم له کرد که ایشان هم از قبول آن امتناع

صفحه 242

کرد. همسر مکرمه ایشان، ضمن اعتراض گفت: چرا تقاضای ایشان را برآورده نکردی؟ چرا که دیگر همین مقدار ما یحتاج را نخواهد آورد.

ایشان فرمود: این آقا نیست که اینها را می آورد، اینها از جای دیگر می رسد.

چندی نگذشت که از آن شخص خبری نشد و اتّفاقا کس دیگری می آمد و چیزهایی برای آنها می آورد.

او به سنتهای اسلامی، ادعیه، اذکار و توسلات به محضر اقدس خاندان عصمت و طهارت (ع) و بر پایی و شرکت در مجالس سوگواری اهل بیت (ع) سخت پای بند بود و دیگران را نیز به این امور سفارش می فرمود. در ایام مخصوص عزاداری، در بیت شریف خویش محافلی برگزار کرده و به سوگ می نشست.

یکی از نزدیکان موثّق وی می گوید: هر وقت معظم له در ماه مبارک رمضان برای امور تبلبغی وارد بابل می شد، مقیّد بود که به منزل بستگان نزدیک و حتی وابستگان دور و درجه دوم و سوم رفته و صله رحم کند و این امر نیز از بزرگواری و فروتنی آن شخصیت ممتاز عالم اسلام حکایت دارد.
تألیفات

از آن استوانه فقه و فضیلت، آثار ارزشمندی نزد بازماندگان وی باقی مانده است. تا آنجا که نگارنده اطلاع دارد هنوز تألیفات گرانسنگ آن فقیه فرزانه به چاپ نرسیده و آن همه میراث ذی قیمت فرهنگی

صفحه 243

به جامعه علمی عرضه نگشته است، غیر از رساله علمیه معظّم له که در زمان حیات ایشان برای عمل مقلّدین به چاپ رسید.

حاج شیخ مهدی امامی ( ره) در اواخر عمر شریف خود، به بیماری سختی مبتلا گشته، و در یکی از بیمارستانهای تهران بستری شد و سرانجام پس از عمری سرشار از همت و تلاش، در دهم جمادی الثانی سال 1378ق1قمری، دیده از جهان فرو بست. خبر ارتحال وی به سرعت در بابل پیچید و هاله ای از غم و اندوه سراسر منطقه را فرا گرفت، عدّه زیادی از مؤمنین و مریدان معظم له برای مراسم تشیع راهی قم شدند.

پیکر پک وی با احترام به قم منتقل شد و پس از تجلیل فراوان و باشکوه خاص تا حرم حضرت معصومه ( س) تشییع شد.

در این مراسم با شکوه علماء و بزرگان زیادی چون حضرت آیة الله العظمی بروجردی( ره) و حضرت آیة الله العظمی گلپایگانی ( ره) حضور داشتند و مرحوم آقای بروجردی آنچنان از این مصیبت تحت تأثیر قرار گرفتند که طبق گفته شاهدان عینی، آن بزرگوار پابرهنه در تشییع حاضر شد و بر پیکر مطهر آن بزرگوار نماز خواند. پیکر پک آن مرحوم پس از انجام تشریفات مذهبی در قبرستان شیخان ( جنب در ورودی غربی شیخان) به خک سپرده شد. والسلام علیه یوم ولد و یوم مات.
پی نوشت ها:

1 - رازی، محمد، آثار الحجة، ج 2ص 77.

2 - ج 1ص 297.

3 - رازی، محمد، آثار الحجة، ج 2ص 77.

4 - همان، مدرک .

5 -همان، مدرک .

6 - همان، مدرک .

7 - شکوری، ابوالفضل، سیره صالحان، ص 329.

8 - همان، ص 334.

نویسنده : عبدالرحمن باقرزاده آملی

آثار:

1. رساله علمیه
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
مهدی, امیری, امامی, حاج, شیخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 05:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1