شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 10-04-2010, 11:49   #1
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض حجت الاسلام حاج شیخ فضل اللّه محلاتی

موطن: محلات
نام پدر : حاج غلامحسین
تاريخ وفات: 1405قمری

زندگینامه ها:

منبع :

عاشق ولایت

« حجت الاسلام حاج شیخ فضل الله محلاتی، شهید عزیزی که من و شما او را می شناسیم، عمر خود را در راه انقلاب صرف کرد و باید گفت یکی از چهره های درخشان انقلاب بود و در این راه که راه خداوند است تحملّ سختی ها نمود و رنج ها کشید و با قامت استوار ایستادگی کرد.»(1)

امام خمینی (ره)سوم اسفندماه 1364
تولد

فضل الله مهدی زاده محلاتی فرزند حاج غلامحسین در 18تیرماه سال 1309ه.ش در خانواده ای کشاورز و مذهبی در محلات به دنیا آمد.(2)

پدر و مادر با ایمان و پرهیزگارش در حالی که از نعمت سواد بی بهره بودند، هرگز چنین حدس نمی زدند که روزی فرزند آنها در سرنوشت ایران اسلامی و امت مسلمان نقش بزرگ ایفا کند، و در ساختن جامعه بزرگ

صفحه 60

اسلام سهیم باشد و تا آنجا پیش رود که اولّین حج ابراهیمی و محمدی (ص)ایران اسلامی در سال 58با مسؤولیت وی و همرزم بزرگوارش؛ حجت الاسلام انواری برگزار شود و توفیق هدایت و نظارت مستقیم بر « سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» نصیبش گردد.

اما تاریخ نشان داد که « فضل خدا» و استعداد و سخت کوشی انسان می تواند چنین معجزه ای را بوجود آورد.(3)
تحصیل

فضل الله را در شش سالگی به مدرسه ای به نام « مدرسه میرزا» که از نوع مکتبخانه های قدیم بود، سپردند.

مدیر مدرسه، مردی باسواد و متدین بود که در تربیت صحیح بچه ها می کوشید و آنها را به شیوه ای اسلامی پرورش می داد.

وی تا کلاس ششم در همین مدرسه درس خواند، اما با همه عشق و علاقه ای که برای تحصیل در وجودش حس می کرد، اجازه نداشت برای ادامه تحصیل به مدارس دولتی برود. پدرش مایل بود که پیشه او را دنبال کند و در کارها مددکارش باشد. شهید محلاتی، خود در این رابطه چنین می گوید:

« در محلات که شهری مذهبی بود، تابستانها عده ای از مراجع تقلید می آمدند. مرحوم آیت الله سید محمد تقی خوانساری ( متوفای 1371ه.ق) سالهای بسیار ؛ تابستانها تشریف می آوردند. مرحوم آیت الله صدر و حضرت امام (ره)چند سال تابستان تشریف می آوردند. طلبه های زیادی هر تابستان به محلات می آمدند.

صفحه 61

در این شرایط، ناگهان عشق و علاقه ای بر من مستولی شد که بروم طلبه شوم. پدرم مخالف بود و من در کتابهای دعا جستجو می کردم که ببینم چه دعایی موجب می شود که انسان حاجتش برآورده شود. یادم هست که در همان سال عمل « امّ داود» را به جا آوردم. سه روز روزه ماه رجب با همان اعمال خاص را انجام دادم و حاجتم این بود که پدرم راضی شود تا من طلبه شوم. بالاخره روی همین عشق به طلبگی یکی دو سال در همانجا پیش اهل علم درس خواندم و در ضمن به پدر و مادرم کمک می کردم.(4)»

در یکی از تابستانها که بر حسب معمول آیت الله سید محمد تقی خوانساری به محلات آمده بودند نزد ایشان رفتم و با گریه و زاری گفتم: می خواهم طلبه شوم، پدرم راضی نمی شود.

آیت الله خوانساری، حاج محمدحسن عموی فضل الله را خواست و به وی گفت: شما، پدر ایشان را راضی کنید من نیز در قم سرپرستی او را به عهده می گیرم.

با اصرار عمویش، پدر راضی می شود و او با دلی پر شور و علاقه ای سرشار در سال 1324ه.ش در سن 15سالگی در حالی به شهر مقدس قم رهسپار می گردد که هنوز چند ماهی از ورود آیت الله بروجردی به قم نگذشته است.

وی در یکی از حجره های مدرسه فیضیه سکونت می گزیند و با جدیّت کامل به ادامه تحصیل مشغول می شود و از محضر اساتید و علمای بزرگوار

صفحه 62

کسب فیض می نماید. کتاب مغنی را از آیت الله شیخ علی پناه اشتهاردی، مطول و لمعه را از آیت الله شهید حاج شیخ محمد صدوقی یزدی اقتصاد اسلامی و منظومه را از آیت الله مرتضی مطهری مکاسب را از حاج شیخ مرتضی حائری یزدی تفسیر و فلسفه را از آیت الله علامه سید محمد حسین طباطبایی و دروس خارج فقه و اصول را از آیت الله حاج حسین طباطبایی بروجردی و بیشتر از محضر آیت الله امام خمینی (ره)استفاده نمود. از اساتید دیگری چون حاج آقا باقر سلطانی، حاج شیخ عبدالجواد اصفهانی، و آیت الله حاج شیخ علی مشکینی نیز بهره مند گردید و در سال 1339به تهران عزیمت نموده، از محضر آیات عظام حاج سید احمد خوانساری، شیخ محمد تقی آملی، سید ابوالحسن رفیعی قزوینی، آشتیانی، و آیت الله شهید مطهری بهره مند شد.(5)

شهید محلاتی در طول ایاّم تحصیل و تهذیب نفس به مسائل اجتماعی و سیاسی اسلام نیز سخت علاقه داشت و خود را در قبال آن مسؤول می دید. مبارزه با مفاسد اجتماعی و طاغوت زمان را از وظایف خود شمرده، در راه احیای این فکر در میان علمای اسلام و همگام سازی آنها تلاشی طاقت فرسا و قابل تحسین داشت.
مبارزات

بزرگترین ویژگی این شهید بزرگوار، روحیه مبارزاتی وی می باشد. سراسر زندگیش پرجوش و خروش است و این درسی است که از اساتید حوزه های علمیه شیعه آموخته است، چه اینکه حوزه های علمی شیعی با سابقه درخشانِ تاریخی اش، پایگاه پیوند سه عنصر، علم، تقوی، جهاد و

صفحه 63

مبارزه است.

او از آغاز ورود به حوزه علمیه قم، یکی از شیفتگان مرحوم آیت الله سید محمد تقی خوانساری بود. مردی که آوازه مبارزه اش در جنگ عراق و انگلستان در منطقه خاورمیانه پیچیده، مقام معنوی او در نماز باران تجلّی یافته بود. در نتیجه روح تقوی و مبارزه را در درجه اول از این اسوه تقوی و مبارزه فرا گرفته، سپس، با رفت و آمد به خانه اش با حجت الاسلام شهید نواب صفوی رهبر فدائیان اسلام آشنا گردید و این روحیه در او تقویت شد. حجت الاسلام عبدخدائی می گوید:

« وقتی به تهران آمدم، از شهید نواب صفوی پرسیدم که آشیخ فضل الله محلاتی از کی با شما آشناست؟ ایشان فرمود: در جریان جنازه پهلوی ایشان جزو چهل نفر روحانی بودند که همراه ما علیه آوردن جنازه رضاخان به قم ( 17اردیبهشت 1392) در تظاهرات شرکت کردند.»(6)

مبارزات سیاسی اسلامی شهید محلاتی با این راهپیمائی شروع شد، و از این پس در بیشتر صحنه های مبارزه حضور فعاّل داشت که بعضی از آنها را با نگاهی گذرا مرور می کنیم.
همگام با آیت الله کاشانی

شیخ فضل الله پس از بازگشت سید ابوالقاسم کاشانی از تبعیدگاه لبنان به تهران، هر هفته پنج شنبه و جمعه به تهران می رفت و در خانه های مخفی با مرحوم نواب یا در منزل مرحوم آیت الله کاشانی بود.

در این ایاّم بارها از طرف آیت الله کاشانی برای تبلیغ به شهرستانها

صفحه 64

اعزام گردید. در جریان 30تیر در سبزوار مورد سوء قصد قرار گرفت که جان سالم به در برد و مخفیانه به مشهد رفت و مدتی در آنجا ماند.

در دوره هفتم انتخابات مجلس شورای ملی که روابط آیت الله کاشانی با مصدق هنوز خوب بود، به عنوان نماینده آیت الله کاشانی چهار ماه در آذربایجان به تبلیغ و ارشاد مردم پرداخته، خود نیز در انتخابات شرکت کرد.(7)
عمری در راه انقلاب

مجاهد نستوه، شهید محلاتی از ابتدای نهضت اسلامی ایران، همگام با امام خمینی (ره)در مبارزات علیه رژیم ستمشاهی شرکت داشت و در گسترش اهداف رهبر انقلاب و پخش سخنان و اعلامیه های آن مرجع عالیقدر، سر از پا نمی شناخت.

بعد از حادثه دلخراش حمله مزدوران رژیم به مدرسه فیضیه، در سالروز شهادت امام صادق (ع)و ضرب و شتم طلاب و رحانیون و مجروح و شهید کردن عده ای از آنها، امام اعلامیه معروف و پرحرارتشان را در جواب به تلگراف تسلیت علمای تهران خطاب به آقای حاج سید علی اصغر خویی صادر نمودند 1342/1/13(8)و شخص شاه را با جمله هایی از قبیل: «شاه دوستی یعنی غارتگری و... شاهدوستی یعنی تجاوز به احکام اسلام...» مورد حمله قرار می دادند. شهید محلاتی می گوید:

«محرم در پیش بود، امام مرا خواستند و فرمودند: بروید وعاظّ تهران و سران هیئت ها را جمع کنید تا در محرم امسال بتوانیم حدکثر بهره برداری را بکنیم، دستورالعملی هم در این زمینه به

صفحه 65

من دادند؛ اعلامیه ای هم دادند که در ماه محرم در دستجات و سینه زنیها جنایات شاه و جریان فیضیه تشریح شود.

ما آمدیم و چند جلسهی با وعاظ گرفتیم و خدا می داند که در تهران از دست روحانیون مخالف با امام چه کشیدم! و چه درگیریهایی با بعضی از این علما داشتم، همان وقت برای اعلامیه انجمنهای ایالتی و ولایتی از صبح تا شب در خنه علما تک تک امضا گرفتم صد و بیست امضا جمع شد و چاپ کردم، در آن موقع عجیب بود که کسی بتواند این همه امضا را جمع کند. من توی خانه تمام اینها رفتم با التماس... و با هر وضعی که بود امضا را از اینها گرفتم.

صبح روز هشتم محرم بود که به قم رفتم. امام به من فرمود: روز هشتم روضه است. منبریها آمدند اینجا و منبر رفتند ولی چیزی نگفتند. بعد فرمودند: شما امروز برو منبر و شروع کن من هم می آیم. من منبر را به حول و قوه الهی آنجا شروع کردم و خیلی شدید، حملات رژیم به مدرسه فیضیه و تجاوزاتشان را برشمردم»(9).

شهید محلاتی از آن روز تا پیروزی انقلاب اسلامی لحظه ای از پا ننشست و در این راه، بارها به زندان افتاد، شکنجه ها دید، تبعیدها کشید، بارها به خانه شان ریختند. تفتیش کردند و اذیت نمودند. همسر گرامی ایشان در این باره می گوید:

« از اول زندگیمان که من یاد دارم، حدود پانزده، شانزده بار ایشان زندان رفتند، از پنج روز شروع شده تا پانزده روز،

صفحه 66

بست روز، دو ماه، چهار ماه...

خاطرم هست ساوکیها معمولا شبها می ریختند توی خانه ما، کم می شد روز بیایند، ساعت ده یا ده و نیم می آمدند.

موقعی که می آمدند، مدام دست می گذاشتند روی زنگ تا در باز شود همین که زنگ پشت هم می زدند، من می فهمیدم ساوک است.

چند تا عکس خصوصی حاج آقا با امام داشتند که قایم می کردم. یا اگر یک وقت اعلامیه ای در خانه داشتم، فوری اینها را در لباسم می گذاشتم، مرا که نمی گشتند»(10).
صدای انقلاب

در آبان ماه 1356سید مصطفی خمینی، فرزند برومند امام به نحو مشکوکی درگذشت. مردم مسلمان ایران چون دست پرخون رژیم پهلوی را در پس این حادثه دلخراش می دیدند، با برگزاری مجالس متوالی در تهران و قم و شهرستانها انزجار خود از رژیم و حمایت از مرجع عالیقدر شیعه، امام خمینی را که در حال تبعید در عراق به سر می برد، ابراز داشتند.

روز 17دی ماه 1356در سالروز کشف حجاب اجباری، مقاله ای تحت عنوان « ایران و استعمار سرخ و سیاه» به نام مستعار « احمد رشیدی مطلق» در روزنامه اطلاعات آن روز منتشر گردید که در آن مقاله به مرجع بزرگوار امت و روحانیت اسلام به طور وقیحانه ای توهین شده بود.

دیگر برای مردم ستمدیده ایران قابل تحمل نبود، حوزه علمیه قم و مردم مؤمن و متهد این شهر اولین فریاد اعتراض را برآوردند.

صفحه 67

روز 19دی ماه 1356دژخیمان رژیم، مردم بی گناه و بی دفاع را به گلوله بستند و در همین رابطه جمعی از فضلای حوزه را دستگیر و تبعید نمودند. عده ای مجروح و شهید

گردیدند.

29بهمن 56اربعین شهدای قم شهر قهرمان پرور تبریز یکپارچه دود و آتش و خون شد.

در اربعین شهدای تبریز، قیام مردم یزد و جهرم و همین طور بسیاری از شهرهای دیگر پدید آمد.

این اربعین ها و هفته ها، همراه با اعتصاب و کم کاری در مرکز اقتصادی و اداری، کمر رژیم را شکست و مردم هر چه بیشتر با جنایات آنان آشنا شدند و هر روز بیشتر و

آگاهانه تر در صحنه های انقلاب حضور پیدا کردند.

در همین سال (1356) بود که روحانیت مبارز تهران شکل نوینی پیدا کرد. روحانیون مبارز که در آغاز بدون نام و عنوان صرفا جلسات مخفیانه ای داشتند و با حضور آیات عظام، آقایان مهدوی کنی، هاشمی رفسنجانی، امامی کاشانی، مروارید، شکری، غیوری و استاد شهید مطهری تشکیل می شد، در این سال با تلاش « شهید محلاتی» و یاران دیگر، تشکیلاتِ گسترده و معظم تری پیدا کرد.

جریانها یکی پس از دیگری با هدایتهای پیامبرگونه رهبر عظیم الشأن انقلاب، امام خمینی (ره)به وقوع می پیوست و انقلاب اسلامی به پیروزیش نزدیک تر می شد.

وقایع سرنوشت ساز و خونبار 17شهریور بعد از راهپیمایی عید فطر 57حوادث 13آبان و حمله وحشیانه نیروهای امنیتی و انتظامی به دانشگاهیان و مردم، راهپیمائیهای روزانه در تمام شهرها و تکبیرهای

صفحه 68

شبانه در پشت بامها، گسترش انقلاب اسلامی در اقصی نقاط ایران حتی در روستاهای دوردست، اعلام انزجار و فاصله گرفتن همه مردم از رژیم و بالاخره فرار شاه در 26دی ماه 57و اعلام بازگشت امام به وطن و تحصّن روحانیون در دانشگاه و باز شدن فرودگاه، تشکیل ستاد استقبال از امام و فعالّیتهای بی وقفه شهید محلاتی در کثر این جریانها، گوشه ای از تلاشهای خالصانه این مرد بزرگ می باشد.(11)

دوازدهم بهمن 57امام وارد ایران شد، تا 22بهمن که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید، باز هم شهید محلاتی در تمام مشکلات و سختی ها چون بازویی توانا برای امام، در خدمت انقلاب و اسلام و مردم بود.

لحظه ای که شاید برای کثر مردم ایران فراموش نشدنی است و شیرینی آن همه تلخی ها و مصیبت ها را به فراموشی سپرد، زمانی است که ایستگاه رادیو، توسط مردم بزرگ به تصرف در آمد و صدای انقلاب از این رسانه جمعی به گوش ملت رسید.

روزنامه اطلاعات در روز دوشنبه 23بهمن اینگونه نوشت:

« با آغاز پخش صدای واقعی ملت ایران از رادیو و در پی پخش سرود ای ایران ای مرز پر گهر صدای گوینده رادیو در فضای انقلابی ایران چنین طنین انداز شد؛ اینجا تهران است، صدای راستین ملت ایران، صدای انقلاب.»(12)

شهید محلاتی که گوینده این جملات بود می گوید:

« بعد از ظهر 21بهمن، تقریبا مرکز نظامی سقوط کرده بود ولی در بالای شهر هنوز تیراندازی بود. تصمیم گرفتیم برویم رادیو را تصرف کنیم چند نفر مسلح با خود برداشتم

و در میان رگبار

صفحه 69

گلوله رفتیم و ایستگاه رادیو را به تصرف در آوردیم. و من اعلام کردم: این صدای انقلاب اسلامی ایران است، و ساعتی را با پیام امام و صحبتهای خود اداره کردم. تا جام جم به دست نیروهای انقلابی افتاد. بدین ترتیب این انقلاب پیروز شد»(13)
عشق به امام خمینی

از ویژگی های این شهید بزرگوار، عشق و علاقه و اطاعت از مقام ولایت و امامت بود.

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای - مدظله - در این رابطه می فرماید:

« به قدری ایشان به امام علاقه داشت و اعتقاد به نظرات امام داشت که هر موقع امام یک چیزی را بیان می کرد، مثل یک امر تعبدی برایش لازم الاجراء بود... و اعتقاد و ارادت ایشان به امام به نظر من، یکی از عوامل تحرک مستمر و خستگی ناپذیر ایشان بود... متقابلا امام هم به ایشان علاقه داشتند.»(14)

همسر شهید محلاتی می گوید:

دو سه روز بعد از شهادت حاج آقا، خانم امام تشریف آوردند منزل ما، و تا مرا دیدند، بوسیدند و گریه کردند و گفتند که امام در دو شهادت خیلی گریستند، و بلند بلند گریه کردند. یکی در شهادت شهید مطهری بود، یکی هم شهادت شهید محلاتی. دوازده روز بعد از شهادت که ما را بردند خدمت امام، ایشان فرمودند:... مثل اینکه من بازویم را از دست داده ام و

صفحه 70

اشکهایشان سرازیر شد. و همه ما با گریه امام گریه کردیم.(15)»
پس از پیروزی انقلاب

شهید محلاتی پس از پیروزی انقلاب نیز علی رغم سن بالا، همچون سرباز پرتلاش در خدمت امام و امت بود و مسؤولیت های خطیری را عهده دار شد او می گوید:

« بعد از پیروزی انقلاب به عنوان اولین دبیر جامعه روحانیت مبارز انتخاب شده و مسؤولیت تشکیل دبیرخانه به بنده واگذار گردید. از طرف حضرت امام در صندوق تعاون صنفی نیز مشغول به کار شدم در سال 1358ه.ش از طرف امام مسؤول برگزاری مراسم حج گردیدم با پیش آمدن انتخابات دوره اول مجلس شورای اسلامی از سوی مردم محلات کاندید شدم و به مجلس راه یافتم و ناچار از امور دبیرخانه استعفا نمودم.

در اوائل مجلس حسب الامر حضرت امام به نمایندگی ایشان به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آمدم .(16) چون به کارهای دیگر نمی رسیدم، از همگی به جز نمایندگی در سپاه و نمایندگی مردم محلات در مجلس شورای اسلامی استعفا دادم (17).»
ویژگیهای اخلاقی

همانگونه که در شرح حال مبارزاتی وی گذشت، او تنها اهل سخن و سخنوری نبود، بلکه اهل عمل بود. گویا این کلام خداوند متعال را همیشه

صفحه 71

در خاطر داشت که: « یا ایّها الّذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون کبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون»(18)

ای کسانی که ایمان آورده اید، چرا آنچه را عمل نمی کنید به زبان می گویید، اینکه سخنی بگویید و در عمل خلاف آن را عمل کنید، خدا را به خشم و غضب در می آورد.

بدین سبب او سعی می کرد اول عمل کند بعد سخن بگوید و با این باور بود که در همه صحنه های سخت مبارزات در زمان طاغوت و هنگام پیروزی و بعد از آن حاضر بود.با این حال، آنگونه نبود که زندگی مبارزاتیش او را از عبادات و شب زنده داری و ارتباط با معبود و راز و نیاز با او باز دارد، بلکه می توان گفت، استقامت و پایداریش در راه انقلاب و تحمل سختی ها و مشکلات نیز در سایه همان راز و نیازها و شب زنده داریها بود.

حجت الاسلام رسولی محلاتی می گوید:

« در سفرهایی که با هم می رفتیم، حالات عجیبی در ایشان دیده بودم، گاهی در نماز شب چنان گریه می کرد که نمی شد جلویش را بگیری، وقتی در قم بودیم، از برنامه های طلبه ها یکی حضور در نماز جماعت بود، شهید محلاتی از طلبه هایی بود که نماز جماعتش ترک نمی شد.»(19)
خوشرفتاری

همسر شهید می گوید:

« متواضع بود و خوش برخورد، گاهی اوقات می گفتم فلان

صفحه 72

شخص مجاهد است ؛ یا منافق است، می گفت: پس من باید احترام بیشتری به او بگذارم تا جذب اسلام شود.»

حاج احمد فرزند شهید می گوید:

« با اتوبوس می رفتیم مشهد، راننده نوار موسیقی گذاشته بود. پدرم از جایش بلند شد، رفت پیش راننده، خیلی آرام و محترمانه خواست که خاموش کند، راننده توجهی نکرد،

بی ادبی هم کرد.

هنگام ظهر، اتوبوس برای ناهار در جایی نگه داشت، همراهمان ناهار داشتیم پدرم رفت و با اصرار راننده را آورد و با هم غدا خوردیم، ادب و متانت پدرم، احترامی که به راننده گذاشته بود، چنان او را تحت تأثیر قرار داد که از بابت کارش پشت سر هم عذرخواهی می کرد. بعدها هم ارتباطش با پدرم برقرار ماند، و پدر کمکهای زیادی به او کرد.(20)»

آیت الله مهدوی کنی می گوید:

« شهید محلاتی هیچ وقت قهر نمی کرد، چون احساس وظیفه می کرد. و می دانست که باید کار کند، بعد از انقلاب حوادث زیادی اتفاق افتاد و در این حوادث، به شهید محلاتی هم بی مهری زیادی شد. اگر او آدمی معمولی بود، خیلی زود کنار می نشست و به اصطلاح قهر می کرد».(21)

صفحه 73
ساده زیستی

حجت الاسلام رازینی می گوید:

« ساده زندگی می کرد، در وضع زندگی اش تغییری ندیدیم، قبل از انقلاب یک خانه از خودش داشت که این اواخر بعد از شهادتش، تعمیر شد، منزلشان تا آخر همان بود.

وسیله نقلیه شان همان بود که از طرف سپاه یا نهادهای دیگر در اختیارشان می گذاشتند. سرمایه ای یا اندوخته شخصی در جایی نداشت.»(22)
شیدای شهادت

شهید محلاتی عاشق شهادت بود، او بارها می گفت:

« کمیته استقبال امام را من و آقای دکتر مفتح و آقای مطهری تشکیل دادیم، آن دو شهید شدند من لیاقت شهادت نداشتم.»(23)

همسرش می گوید:

« بعد از شهادت دکتر بهشتی و باهنر، نیز زیاد می گفت: من سعادت شهادت ندارم، در مواقعی که خانه بود، همیشه راه می رفت و می گفت: خانم شما مرا حلال کنید از سر تقصیرات من بگذرید و دعا کنید من به شهادت برسم.»(24)

آشنایی شهید محلاتی با رزمندگان و جانبازان و شهیدان، این شعله را هر روز در نهاد او افروخته تر می ساخت.

صفحه 74

او گاهی پیکرهای پک و در خون تپیده رزمندگان اسلام را مشاهده می کرد که این چنین برای دفاع از دین و مبارزه با استکبار، از زندان تن رها شده، به سوی حضرت حق می شتابند، در حالی که او راهنمای بعضی از آنها بوده، چگونه در شهادت نیز الگوی آنها نباشد.

عصر روز سه شنبه یک هفته قبل از شهادت در مراسم تشییع جنازه پک گروهی از شهیدان شهر خون و قیام « قم» در صحن مطهر حضرت معصومه (س)با شور و التهاب چنین گفت:

« من رشک می برم به این شهدا که چه آرام و پرطمطراق بسان مرغان بهشتی بال و پر گشوده اند و به سوی معبود محبوب در پروازند.»(25)
آخرین پرواز

شهید فضل الله محلاتی روز پنج شنبه 1/12/1364 قبل از حرکت توسط آقای کرمی به فرودگاه تلفن کردند، هواپیما را نگهدارید، من حتما می آیم حتی به ایشان می گویند ظاهرا یک هواپیمای دیگر یک ساعت بعد پرواز می کند، شما با آن بروید، ایشان می گوید؛ من با همین هواپیما می آیم.

آری شهید محلاتی با این هواپیما پرواز کرد، به سوی کوی دوست و ملکوت اعلی و پرواز به سوی آسمان قدس:

نگینی پر بها از خاتم افتاد

به ابروی فضیلت ها خم افتاد

« محلاتی» به دیدار خدا رفت

ز فقدانش به دل، کوه غم افتاد

شهادت مزد خدمتهای او بود

به سان قطره در کام یم افتاد

خریدار دل و جانش خدا شد

نگاه گرم حق بر شبنم افتاد

صفحه 75

محلاتی به حق « فضل خدا» بود

سپاه از سوگ او در ماتم افتاد(26)

در میان این یاران انقلاب هشت تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به نام های شهید ابوالقاسم رزاقی، شهید مهدی یعقوبی، شهید سیدابوالقاسم موسوی دامغانی، شهید غلامرضا سلطانی، شهید سید نورالدین رحیمی، شهید سید حسن شاهچراغی، شهید علی معرفی زاده، شهید محمد کلانه ای و چند تن از قضات دادگستری وجود داشتند. در حالی که با هواپیمای مسافربری متعلق به شرکت هوایی آسمان عازم اهواز بودند در نزدیکی شهر اهواز از سوی دو فروند از جنگنده های متجاوز عراقی هدف حمله قرار گرفتند و در منطقه ویسی در 25کیلومتری شمال اهواز با سقوط هواپیمایشان به شهادت رسیدند.

از آن جا که این گروه عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل بودند و در جمع آنان تعداد زیادی از علما و روحانیون مبارز به درجه رفیع شهادت نایل آمدند، این روز به « روز روحانیت و دفاع مقدس» نامگذاری گردید. تا بدین وسیله همه ساله از مجاهدات خستگی ناپذیر این پاسداران راستین اسلام و انقلاب قدردانی گردد.(27)
وصیت نامه

شهید محلاتی، مرگ و جهان دیگر را همیشه در نظر داشت. چندین وصیتنامه نوشت، آخرین وصیت نامه اش را در مرداد ماه 64شش ماه قبل از شهادتش به رشته تحریر در آورده است و در آن خطاب به فرزندانش نوشته است: « سه چیز را اگر نداشته باشید، من از شما نمی گذرم، و از شما راضی نخواهم بود، الله، قرآن و امام» (28).

صفحه 76

آری او نیز چون پیامبر گرامی اسلام که بارها و بارها مردم را به امر مهم ولایت سفارش نمود و فرمود:

« من از میان شما می روم و دو چیز گرانبها را باقی می گذارم، کتاب خدا و اهل بیتم» .

فرزندانش را به این دو امر مهم سفارش نموده است.

علاوه بر این، او آرزو داشت با لباس روحانی شهید و با همان لباس هم به خک سپرده شود. بدین جهت در لحظات بحرانی و شرایط سخت هم لباس روحانی اش را به تن داشت و در آخر با همان لباس و قبایی نویی که پوشیده بود، شهید گردید پیکرش طوری بود که نمی شد غسلش داد و با همان لباس دفن شد و به آرزویش رسید.(29)

قبر مطهرش در ایوان شرقی مسجد طباطبایی ورودی مسجد بالاسر حضرت معصومه (س)قرار دارد و بر سنگ مرقدش که به دیوار چسبیده، چنین نوشته است:
هو الحی القیّوم

حجةالاسلام حاج شیخ فضل الله محلاتی شهید عزیز را که من و شما او را می شناختیم عمر خود را در راه انقلاب صرف کرد و باید گفت یکی از چهره های درخشان انقلاب بود و در این راه که راه خداوند است تحمل سختی ها نمود و رنج ها کشید و با قامت استوار ایستادگی کرد( امام خمینی) (ره)

من در این عالم به او ( امام خمینی (ره)عشق می ورزیدم و اوامر ایشان را امر خدا ورسولش می دانستم امید است ایشان هم

صفحه 77

مرا بعد از این عالم در پیشگاه خداوند شفاعت کنند( شهید محلاتی) حاج شیخ فضل الله مهدی زاده محلاتی نماینده محترم امام مدظله العالی، در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در تاریخ 1309متولد و در تاریخ اول اسفند 1364در فاجعه هوایی به دست مزدوران بعثی به شهادت رسید.
پی نوشت ها:

1 - معراج شهادت، یادنامه شهید محلاتی و همراهان شهیدش، در سانحه هوایی، دفتر نمایندگی حضرت امام، از پیام حضرت امام ره به مناسبت شهادت شهید محلاتی و همراهانش .

2 - پرواز در پرواز، خاطراتی از شهید حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ فضل الله محلاتی بازنویس: مسعود انصاری راد ص 19و آشنایی با مجلس شورای اسلامی، به ضمیمه کارنامه سال اول مجلس، روابط عمومی مجلس شورای اسلامی، ص 181محلات با جمعیتی در حدود پنجاه هزار نفر که بیشتر اهالی آن از راه کشاورزی و باغهای سرسبز و پرمیوه تأمین معاش می کنند، از شهرستانهای استان مرکزی است .

3 - معراج شهادت، دفتر نمایندگی سپاه، ص 27و 26و 83و خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص 21.

4 - خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی ص 21 - 22.

5 - همان، ص 323و 61و معراج شهادت، ص 28 - 29.

6 - خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، ص 23و معراج شهادت ص 38و 37پرواز در پرواز، ص 52در معراج شهادت چنین آمده « فدائیان اسلام در سال 1327هش به رهبری روحانی بزرگوار سید مجتبی نواب صفوی و با معاونت و یاری صادقانه سید عبدالحسین واحدی تأسیس شد مرحوم علامه عبدالحسین امینی و آیت الله سید عبدالله شیرازی بر شکل گیری و اقدامات این گروه نظارت داشتند .

7 - خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، ص 26.

8 - صحیفه نور، مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، وزارت ارشاد اسلامی، ص 40.

9 - خاطرات و مبارزات شهید محلاتی، ص 48و 49.

10 - ماهنامه پیام زن، صاحب امتیاز دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، شماره پیاپی 72ص 18.

11 - معراج شهادت، ص 68 - 78.

12 روزنامه اطلاعات، دوشنبه 23بهمن 1357ش 15783ص 2.

13 - معراج شهادت، ص 81.

14 - همان، ص 18.

15 - ماهنامه پیام زن، ش پیاپی / 72ص 20.

16 - فرمان امام خمینی به حجت الاسلام محلاتی در تاریخ 62/9/26صحیفه نور، ج 18ص 188.

17 - معراج شهادت، ص 85و 84و گزارش زمستان 57سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران، ص 229.

18 - سوره الصف، آیات 3و 2.

19 - پرواز در پرواز، ص 80 و 79 و 74 و 71 و 70.

20 - همان .

21 - همان .

22 - همان .

23 - معراج شهادت، ص 117.

24 -ماهنامه پیام زن شماره پیاپی 72 ص 20 .

25 -معراج شهادت ص 118-117

26- همان، ص 26.

27 - روزنامه جمهوری اسلامی، پنج شنبه 1376/11/30ش 54240ص 12.

28 - معراج شهادت، ص 23.

29 - پرواز در پرواز، ص 203از خاطرات رفیق دوست .

نویسنده : احمد محیطی اردکانی
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
فضل, محلاتی, اللّه, الاسلام, حاج, حجت, شیخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 06:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1