شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 27-10-2012, 21:52   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,016
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض زندگی من طلبگی است

خاطراتی خواندنی از زندگی فردی و اجتماعی شهید بهشتی
زندگی من طلبگی است


نقل قول:
خانم خانه رفته بود با ارث پدری خودش فرش خریده بود. رو كرده بود به خانم كه شما آزادید، این حق شما است ولی زندگی من طلبگی است. خانم طاقت ناراحتی او را نداشت، حتی یك لحظه. خودش رفت فرش را فروخت.



ماجرای روزنامه فروش منافق و شهید بهشتی(ره)



"خیانت های بهشتی! خیانت های بهشتی! " كار هر روزش بود؛ روزنامه مجاهد می گرفت روی دستش و سر چهار راه داد می زد. بهشتی می گفت "چه نوجوان با همتی. چقدر در مسیر خودش جدی است. " از جدیت نوجوان خوشش آمده بود. چهارراه، مسیر هر روزش شده بود.

اول من را بشناسید بعد دعوتم كنید


دعوتش كردند برایشان سخنرانی كند. گفت: اول من را بشناسید بعد دعوتم كنید. گفتند می شناسیم. گفت: من روحانی ای هستم كه نعلین نمی پوشم، تنها هم با افراد مذهبی در تماس نیستم، با افراد غیرمذهبی هم سرو كار دارم.

اگر فردا دیدید عده ای بدون ریش و با كراوات به خانه و محل كارم می آیند تعجب نكنید. حالا اگر خواستید می آیم.

ماجرای طلبه ای كه به حرف بهشتی گوش نكرد و منافق شد


آدرس یك فروشگاه را داد و گفت "كت و شلوارهای خوبی دارند، برو یك دست برای خودت بخر. " طلبه جوان ناراحت شد كه "من آمده ام تبلیغ كنم، شما می گویی برو كت و شلوار بخر؟ " بهشتی گفت "هر وقت زمانش رسید می گویم.
ولی فعلا لباس نپوش. " به حرف بهشتی توجهی نكرد. كم كم هم رفت توی منافقین.

خدا خودش حل می كند


"اگر احساس وظیفه كنم به هر كس هر چه داده ام پس می گیرم " منظور امام از این جمله بنی صدر بود كه كرده بودش فرمانده كل قوا. اما تبلیغ می كردند كه امام بهشتی را گفته. گفته بودند: "به امام بگو، منظور خودش را واضح بگوید تا اتهام از شما رفع شود. " بهشتی گفته بود "خدا خودش حل می كند. "

وقتی شهید بهشتی "اشهد انّ علیا ولی الله " نگفت


با جدیت می گفت "بهشتی سنیه. اشهد انّ علیا ولی الله نمی گه. " یكی بهش گفته بود "شب بیا پشت سرش نماز بخون تا بفهمی اشتباه می‏كنی." به بهشتی هم سپرده بود "امشب كه فلانی می آد این جمله رو بلند بگو.

" اذان و اقامه گفت ولی اشهد انّ علیا ولی الله نگفت. به بهشتی اعتراض كردند "تو كه هر شب می گفتی، حالا امشب چرا؟ " گفت "اگر امشب می گفتم به خاطر اون آقا بود. من كه همه وجودم محبت علی است چرا باید برای یك نفر دیگر بگویم؟ "

او مخالف شما است


اسم جوان را داده بود كه برود عضو شورای صدا و سیما شود. گفته بودند این كه مخالف شما است، كلی علیه شما دنبال سند می گردد. گفته بود او جویا است و كنج كاو. چه اشكالی دارد كه سندی پیدا كند و مردم را آگاه كند.

منزل یا هتل


رفته بود خوزستان؛ جلسه تا ساعت یك نیمه شب طول كشیده بود. گفته بودند برویم منزل یا هتل؟ همان جا در فرمانداری، عمامه را گذاشته بود زیر سرش و عبا را انداخته بود رویش و خوابیده بود.

زندگی من طلبگی است


خانم خانه رفته بود با ارث پدری خودش فرش خریده بود. رو كرده بود به خانم كه شما آزادید، این حق شما است ولی زندگی من طلبگی است. خانم طاقت ناراحتی او را نداشت، حتی یك لحظه. خودش رفت فرش را فروخت.

لامپ تعاونی را پس داد


لامپ خانه سوخت. رفتند از تعاونی دادگستری لامپ خریدند. بهشتی ناراحت شد. گفت من اینجا كار شخصی می كنم، باید لامپ را از مغازه معمولی با قیمت خودش بخرید. پس داد. لامپ خریدند از یك مغازه معمولی، با یك قیمت معمولی.

برای كمك به فلسطین از مخارجشان می زدند


همه رو قانع كرده بود كه مسأله فلسطین، مسأله اسلام است. همه از مخارجشان می زدند به فلسطین كمك می كردند. انجمن اسلامی اروپا و آمریكا شده بود پایگاه كمك به فلسطین.

نظر شهید بهشتی راجع به رجوی


رو كرد به جمع و گفت: قدرت اجرایی و مدیریتی رجوی به درد نخست‌وزیری می‌خوره. حیف كه التقاط و نفاق داره، اگر نداشت مناسب بود.تو بدترین حالت هم، انگشت می‌گذاشت روی نكات مثبت.

با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع كنید؟!


الآن بهترین موقعیته، برای كمك به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم كه نداریم. آمار شهدای 15خرداد رو بالا می‌گیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم می‌چسبه! بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع كنید؟ اسلام با صداقت رشد می‌كنه نه دروغ!

جمعه متعلق به خانواده است


همه جمع شده بودند برای جلسه. باهنر رو فرستاده بودند كه بهشتی رو بیاره. اومده بود كه آماده شید بریم؛ همه منتظر شمایند. بهشتی عذر خواسته بود.
گفته بود جمعه متعلق به خانواده است، قرار است برویم گردش. اخم باهنر رو كه دید گفت: بچه‌ها منتظرند، سلام برسونید، بگید فردا در خدمتم.

این نشانه تكبر است


به قاضی دادگاه نامه زده بود كه: «شنیدم وقتی به مأموریت می‌روی ساك خود را به همراهت می‌دهی. این نشانه تكبر است كه حاضری دیگران را خفیف كنی.» قاضی رو توبیخ كرده بود. حساس بود، مخصوصاً به رفتار قضات...

از پلكان حرام نمی‌شود به بام سعادت رسید


گفتند حالا كه «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده‌بود. گفت: رضاخان ازدواج كرده، این شعار حرام است. از پلكان حرام كه نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.

بگذارید چند «مرگ بر بهشتی»در حضور من بگویند


رفته بودند سخنرانی، منافقین هم آدم آورده‌بودند. جا نبود. بیرون شعار می‌دادند. آخر سر گفتند، حاج آقا از در پشتی بفرمایید كه به خلقیها نخورید.

گفت: این همه راه آمده‌اند علیه من شعار بدهند. بگذارید چند «مرگ بر بهشتی» هم در حضور من بگویند. از همان در اصلی رفت...

حق نداری راجع به یك مسلمان اینطور حرف بزنی


با بی‌ادبی بلند شد به توهین كردن به شریعتی. بهشتی سرخ شد و گفت: حق نداری راجع به یك مسلمان اینطور حرف بزنی. هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند كه یعنی بگذریم. گفت: شریعتی كه جای خود! غیر مسلمان را هم نباید با بی‌ادبی مورد انتقاد قرار بدیم.

قرار است به فرزندم دیكته بگویم


اومده بودند در خانه بهشتی كه یك مقام سیاسی خارجی می‌خواهد شما را ببیند. گفت: قراره به فرزندم دیكته بگویم. جمعه‌ام متعلق به خانواده است.
نرفته بود. «بابا آب داد». بنویس پسر بابا!

آخرش یا پیروزی است یا شهادت


غمگین رفته بود پیش بهشتی كه اوضاع چنین و چنان است. بهشتی خندیده بود و گفته بود: برادر! انقلاب با چهره ها و دل های افسرده تضمین نمی شود.

دل های پرشور و نشاط و چهره-های شاداب می خواهد. این چیزی است كه از شما می خواهم؛ چون آخرش یا پیروزی است یا شهادت.



منابع:
كتاب صد دقیقه تا بهشت - مجید تولایی
خبرگزاری فارس
تهیه و تنظیم: عبداله فربود

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 3 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
شهید بهشتی(ره)


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
بسته پیشنهادی برای نان خوردن از سبک زندگی! محبّ الزهراء طنز 0 25-10-2012 12:12
رازهـایی برای یک ازدواج هميـشه پايـدار olive ازدواج 0 20-08-2012 22:34
روایت حسن عباسی از یک دین جدید! محبّ الزهراء زندگی ، خانواده و اجتماع 0 12-08-2011 13:25
هدف نهایی از زندگی در دنیا از دیدگاه قرآن vorojax مباحث قرآنی 0 31-05-2011 15:17
زندگی مجردی دختران؛ تمرین زندگی مستقل یا ارمغان مدرنیزم محبّ الزهراء مباحث مرتبط با حجاب ، عفاف و امور بانوان 0 07-03-2011 20:05

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 12:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1