شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 12-04-2010, 08:36   #1
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض منتجب الدین قمی

موطن: قم
نام پدر : عبیداللّه
تاريخ وفات: 585قمری

زندگینامه ها:

منبع :
8

آیت تحقیق

ابوالحسن ربّانی صالح آبادی

پیشگفتار

از هنگامه ای که خورشید تابناک اسلام در سرزمین جزیرة العرب نمایان شد، به اندک زمانی گستره جهان آن روز را درنوردید و پیام رسای خویش را که بر چهار محور توحید، آزادی، آگاهی و قدرت استوار بود، در ژرفای عقل و جان مردمان نشانید؛ و اسلام در این فرآیند مبارک همچون رودی خروشان، در بستر تاریخ جاری شد و اندیشه ها و دل ها را به سوی خود جذب کرد. در این رویکرد، صاحبان قلم و اندیشه و ارباب فرهنگ و ادب، در جای جای سرزمین وسیع اسلامی، با تألیف کتاب های گرانسنگ و نوشته های سودمند، این آئین آسمانی را هر چه بیشتر به جهانیان شناساندند. از این رو موقعیت دانشمندان و فرهیختگان مسلمان به نحوی بارز و شایسته تر جلوه نمود.

یکی از مهم ترین خیزشگاههای دنیای اسلام، شهر مقدس قم است، که دانشوران برجسته ای در حوزه های حدیث، کلام، حکمت و تاریخ در دامن خود پرورانده است، و نام نیک آنان را در دفتر تاریخ جاودانه ساخت. یکی از رسالت های نسل کنونی ما، شناخت این چهره های فداکار در تاریخ درخشان شیعی است، ما نیز بدین هدف پرده از رخسار یکی از این ستارگان گیتی فروز بر می گیریم، تا شاید فروغ معرفتش دلهای کورمان را روشنی بخشد.

سیمای منتجب الدین

در اوائل سده ششم هجری قمری در خاندانی رفیع و بلند مرتبه، کودکی چشم به جهان گشود، که هیچ کس نمی دانست دست سرنوشت برای او چه رقم خواهد زد. نوباوه ای که آینده ای درخشان در انتظارش بود؛ آینده ای که او را در شمار یکی از استوانه های حدیثی و تاریخی قرار می داد.

برای نام او، علی را برگزیدند. کینه اش نیز ابوالحسن شد، معروف به منتجب الدین؛ و منسوب به قم؛ و هم از این رو قمی نامیده می شد. نام پدرش عبیداللّه بود، که یکی از عالمان عصر خود به حساب می آمد. چون این پدر و فرزند در ری زندگی می کردند، به آنان «رازی» هم می گویند.

تاریخ طلوع این ستاره تابناک شیعی را تمام مورخان در سال 505 ه . ق نوشته اند.(1)

خاندان

علی بن عبیداللّه بن بابویه قمی، در یکی از معتبرترین خاندان علم و دانش پا به عرصه وجود نهاد. اهمیت خدمات و کوشش های شایسته خاندان برجسته ابن بابویه قمی، در بسط و گسترش تشیّع علوی و اسلام ناب و ترویج فرهنگ و آموزه های دینی، از منظر محقّقان اسلامی پوشیده نیست. خاندانی که ده ها محدث و دانشور بزرگ در دامان خود پرورش داد: شیخ صدوق (ره) ؛ ابن بابویه (ره) پدر بزرگوار شیخ صدوق؛ حسین بن بابویه (ره) برادر او و... منتجب الدین هم از دیگر افراد برجسته و معروف این خاندان شیعی است. او یکی از نوادگان علی بن بابویه (ره) ، پدر شیخ صدوق (ره) ، می باشد، که با پنج واسطه به ترتیب زیر به ایشان می رسد: «علی بن عبیداللّه بن حسن بن حسین بن حسن بن حسین بن علی بن بابویه»(2)
شیخ حسکا

یکی دیگر از مردان برجسته و فرهیخته خاندان ابن بابویه قمی حسن بن حسین بن بابویه مشهور به «شیخ حَسْکا»(3) است، که جدّ بزرگوار شیخ منتجب الدین می باشد.

کنیه اش ابومحمد لقبش «شمس الاسلام» است.

شیخ منتجب الدین صاحب الفهرست درباره جد خود می گوید:

«جدّ بزرگوارم حسن بن حسین معروف به حسکا، یکی از فقیهان و بزرگانِ عصر، دانشمندی نام آور و موثّق و چهره ای برجسته بود. او از شاگردان شیخ طوسی است. در نجف همه کتاب های شیخ طوسی را بر او قرائت کرد. جدّم در ری زندگی می کرد.»(4)

بنابراین همان طور که خود منتجب الدین می گوید حسکا لقب جدّ اوست نه لقب خودش آن طور که برخی پنداشته اند.

معنای حسکا

بهترین نظر در این زمینه آن معنائی است، که صاحب ریاض العلماء یکی از نقادان دانش تراجم، مطرح می کند؛ وی می گوید:

«حسکا واژه ای است که از حسن و کیا ترکیب یافته و به تخفیف حسکا خوانده می شود. کا، مخفف کیا است که در گویش گیلکی و مازندرانی به معنای بزرگ و سرور است. مانند: کیابزرگ امید، گویشهای مزبور هر کس را که بخواهند احترام کنند و نام او را به نیکی ببرند «کیا» را که به معنای حاکم و کدخدا است، بر نامِ او می افزایند. به دلیل تجلیل و احترام از این دانشمند فرزانه و پرمایه، که از بزرگان شیعی در سده پنجم هجری بود، او را حسکا می گفتند.»(5)
استادان

منتجب الدین، بنا به گفته شاگرد برجسته اش امام رافعی از دانشمندان اهل سنّت:

«تشنه معارف و روایات اهل بیت (ع) بود. هر نکته دقیقی را که می یافت، می نوشت ؛ و هر سخن عمیقی را که می شنید، می نگاشت؛ به همین جهت این اندیشمند فرزانه هر جا که دانشمندی می دید، به سراغش می رفت، تا از علم و دانش او سود جوید، و کسب فیض کند؛ لذا از لحاظ استاد فراوان داشتن، در میان عالمان هم عصر خود کم نظیر بوده است. استادان او را از شیعه و سنی، بیش از صد نفر نام برده اند.»(6)

برای روشن شدنِ هر چه بیشترِ زوایای علمی و روحی این شخصیت توانای جهان اسلام، به ذکر چند تن از اساتید وی بسنده می شود.

1 - ابوالفتوح رازی؛ که یکی از دانشوران و مفسران معروف شیعی است، شاگردش، منتجب الدین، در جای جای «الفهرست»، از این استاد فرزانه نام می برد و از او با احترام و بزرگی یاد می کند. ابوالفتوح اهل نیشابور خراسان بود. اما از آن دیار هجرت کرد، و در شهر ری اقامت گزید، تإ؛ّّ اینکه کم کم به رازی معروف شد. نامش حسین و کنیه اش ابوالفتوح است، و صاحب تفسیر روض الجنان، که از منظر اهل نظر، در زمره بهترین تفسیرهائی است که بر قرآن نوشته اند. نسبت خاندان وی به قبیله خُزاعه می رسد که در ابراز عشق و ارادت خالصانه به امامان شیعی، بسیار معروفند. این قبیله به بدیل بن ورقاء خزاعی، که یکی از یاران و صحابه بزرگوار رسول اکرم (ص) می باشد، منسوب است.(7)

منتجب الدین درباره او می گوید:

«استادم ابوالفتوح رازی دانشور برجسته، واعظ توانا و مفسر قرآن، که مردی دین دار و دین باور می باشد، صاحب تألیفات فراوان است. از جمله: روض الجنان فی تفسیر القرآن؛ و روح الالباب فی شرح الشهاب، من این هر دو کتاب را بر او خواندم.»(8)

صاحب المناقب، ابن شهر آشوب مازندرانی که او نیز شاگرد ابوالفتوح است، می نویسد:

«استادم ابوالفتوح گرچه تفسیر روض الجنان را به زبان فارسی نوشت؛ امّا تفسیر بسیار شگفتی است.»(9)

و بعضی گفته اند این تفسیر در دقّت نظر بی نظیر است.(10)

او که از دانشمندان سده پنجم است، بنا به مشهور تربتش در جوار حضرت عبدالعظیم در ری می باشد.(11)

2 - امین الاسلام طبرسی (ره) ؛ صاحب تفسیر مجمع البیان: او که یکی از نامدارترین عالمان و فقیهان شیعی است، فضل نام دارد و کنیه اش ابوعلی است؛ ملقب به «امین الاسلام»؛ و مشهور به طبرسی. او دانشوری بزرگ، مفسری سترگ، فقیهی برجسته، نامور و موثّق می باشد، که بیشتر برای تألیف تفسیر مجمع البیان مشهور است. کتابی که شخصیتی همانند شهید اول (ره) درباره اش می گوید:

«در تفسیر، هیچ کتابی مانند این کتاب، تا عصر ما نوشته نشده است.»(12)

شاید بهتر باشد سخن شاگردش را بنگریم، که می فرماید:

«عالمی است فاضل، متدین، موجّه و محل اطمینان. کتاب هائی تألیف کرد، که از جمله آنها مجمع البیان است. من او را دیدم و کتابهایش را بر او خواندم.»(13)

این مفسّر فرزانه، اوان زندگی اش را در مشهد سپری می کرد، تا اینکه در سال 523 ه . ق از آن شهر کوچ کرده و به سبزوار رفت و باقیمانده عمر را در آن دیار زندگی کرد. به ظاهر این تفسیر را هم در این شهر نوشت. او درسال 534 ه . ق از نوشتن کتاب مجمع البیان فراغت یافت و 25 سالِ آخر عمر خود را در این شهر بسر برد، تا اینکه در سال 548 ه . ق در همین شهر که از پایگاههای مهم شیعه محسوب می شد، زندگی را بدرود گفته، و مرغ روحش به بوستان بهشت پر کشید. بدن او را از سبزوار به مشهد رضوی بردند و در محلی معروف به جایگاه غُسلِ پیکر پاک حضرت امام رضا (ع) به خاک سپردند. در روزگار ما آن مرقد پاک، مورد توجه و عنایت اصحاب دل است.(14)

3 - سید فضل اللّه راوندی کاشانی؛ معروف به «ضیاء الدین». او از شاخص ترین و ژرف اندیش ترین دانشوران شیعی است. آن علامه روزگار، دریای مواج دانش و قله سر به فلک کشیده فضل و اخلاق بود.(15)

منتجب الدین که افتخار شاگردی اش را دارد، درباره او چنین می گوید:

«او علامه عصر و استاد دانشمندان زمان خود بود. او با سیادتی که از مختصات ذریه پیغمبر (ص) است، در کمال فضل و دانش، شخصیت برجسته عصر خویش به حساب می آمد. او را ملاقات کردم، و بعضی از کتابهایش را بر او خوانده و قرائت کردم.

دانشمند معروف اهل سنّت، سمعانی، حکایت دل انگیزی را نقل می کند، که شخصیت بی کرانه سید فضل اللّه را می نمایاند؛ او می گوید: «من به کاشان رفتم. می خواستم سید ابوالرضا کاشانی را از نزدیک ملاقات کنم. سراغ خانه اش را گرفتم. وقتی نزدیک خانه او رسیدم، کنار درِ ورودی چند لحظه ای ایستادم و منتظر شدم تا سید بیاید و در را به رویم بگشاید؛ در این هنگام نگاهم به در خانه افتاد، دیدم گرداگرد آن، آیه «انما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً»(16) حک و نوشته شده است.

وقتی او را دیدم، همدم او شدم، او را فراتر از آنچه در دل و ذهن من بود، یافتم. اخبار و روایاتی از او شنیدم ؛ او نیز چند شعری از اشعار خود را به من داد و من همه آنها را نوشتم.»(17)

4 - استاد دیگر منتجب الدین، پدر بزرگوارش، عبیداللّه بود که در جای جای کتاب الفهرست نام او را می برد و مطالب ارزنده ای را درباره تراجم دانشمندان از پدرش نقل می کند. او پدر خویش را چنین معرفی می کند:

«پدر بزرگوارم، دانشمند و فقیه برجسته و موجه شیعی است، و در ری زندگی می کند.»(18)
شاگردان

طبیعی است چنین شخصیت عالیقدر و بلند مرتبه ای که در حوزه دانشِ حدیث و تاریخ، رنجهای فراوانی کشیده و گنجهای پربهای اخبار و روایات را جمع آوری کرده است، شاگردانی صاحب نام داشته باشد؛ اما در کتاب های تراجم کمتر نامی از شاگردان او به میان آمده است؛ ولی آنچه مسلم و قطعی می نماید، بهره فراوانِ عبدالکریم رافعی - که خود عالمی برجسته از علمای اهل سنت است. - از منتجب الدین قمی بهره فراوانی برده است. رافعی از سرچشمه زلال دانش او استفاده کرده، خود، مؤلف کتاب التدوین است، که در تراجم و شرح حال دانشمندان قزوین نوشته ؛ او می گوید:

«از خرمن دانش این مرد بزرگ استفاده و بهره فراوانی برده ام، آنقدر که نمی توانم حق او را در این نوشتار به جای آورم.»(19)
منتجب الدین در حدیث دیگران

علی بن عبیداللّه قمی بی تردید از برگزیدگان و نخبگان دانشمندان شیعی است. سترگی ابعاد وجودی و فکر و دانش او را می توان در آینه سخنان بزرگان و مورخان، مشاهده کرد.

رجال شناس و فقیه درجه اول شیعه، شهید ثانی (ره) می فرماید:

«شیخ منتجب الدین، محدثی است که روایات فراوانی را نقل می کند و حدیث را با راهها [ و سلسله سندها ] ی مختلفی عرضه می دارد. او که از پدران و اجداد خود هم روایت دارد، مردی است دارای حافظه قوی و ضبط دقیق.»(20)

صاحب وسائل الشیعه می گوید:

«منتجب الدین، مردی بود اهل فضل و کمال؛ دانشمندی موجّه، راستگو، محدث، حافظ و علامه زمان.»(21)

علامه مجلسی می فرماید:

«منتجب الدین از بزرگان موثقین و محدثین شیعه است، که کتاب فهرست او بسیار مشهور و معروف می باشد.»(22)

عبداللّه افندی، مؤلف ریاض العلماء نیز آورده است:

«او دریای بی کران دانش است. مردی است سعادتمند و دانشوری فقیه. محدث توانایی که سرآمد دانشمندان روزگار خویش است.»(23) محدث قمی (ره) می نویسد:

«علی بن عبیداللّه قمی، قطب و محور محدّثین شیعه است.»(24)

مؤلّف ریحانة الادب هم می گوید:

«منتجب الدین از بزرگان و محدثان شیعی است؛ عالمی است فرزانه؛ فقیهی است کامل و جلیل القدر. وی از نوادگان شیخ حسین (ره) برادر شیخ صدوق (ره) و نیز از هم عصران ابن ادریس حلی می باشد.»(25)

این بود نمونه ای از سخن دانشوران اسلام، درباره چهره برجسته این فقیه، محدث و تاریخ نگار توانا.
تألیف و اثر

از آنجا که منتجب الدین از دانشمندان پرمایه و نویسندگان بلند پایه بود، آثار گرانبهائی خلق کرده و از خود به یادگار گذاشت. برخی از آثار منسوب به او عبارتند از:

کتاب الفهرست؛ الاربعین؛ رساله فی اداء الفرائض لمن علیه القضاء ؛ کتاب التحفه و تاریخ شهر ری.(26)

از این آثار دو کتاب اول او مورد عنایت ویژه دانش پژوهان و عالمان دینی قرار گرفته است. کتاب الفهرست از هنگام تألیف تا عصر حاضر، یکی از دقیق ترین کتابهائی است که در تراجم نگارش یافته و تمام دانشمندان شیعه و سنی به آن اهمیت شگفتی داده اند. مؤلف آن درباره علّت تألیف این کتاب می گوید:

«روزی در مجلس عزّالدین یحیی ابن ابی الفضل که خود عالمی بزرگ بود و ریاست و مهتری علویین را در قم، به عهده داشت، حضور داشتم. سخن از کتاب اربعین نوشته ابوسعید محمد بن احمد نیشابوری به میان آمد. او از خوبی این کتاب اظهار تعجب و شگفتی می کرد؛ باز رشته سخنانمان به کتاب الفهرست شیخ طوسی، که نامهای روایتگران و دانشمندان شیعی را تا روزگار خویش گردآوری کرده است، پیوند خود. عزالدین گفت: «بعد از شیخ طوسی در این زمینه دیگر کتابی نوشته نشده است.» به او گفتم: «اگر خداوند به من عمری عطا کند، کتاب هایی را در این مورد تألیف خواهم کرد؛ بر همین اساس نوشتن کتاب اربعین و الفهرست در ترجمه و شرح حال دانشمندانی که بعد از شیخ طوسی زندگی می کردند را آغاز کردم.»(27)
اهمیت کتاب الفهرست

همان گونه که گفتیم، کتاب الفهرست منتجب الدین از معتبرترین کتاب هائی است که از روزگار مؤلف تا زمان ما مورد عنایت دانشوران شیعی و سنی قرار گرفته است. عالمان بلند پایه ای همانند شهید اول، شهید ثانی، شیخ بهاء الدین عاملی و دیگران، این کتاب را به خط خود استنساخ کرده اند؛ حتی صاحب وسائل الشیعه کتاب امل الامل را که می نوشت، نسخه ای از الفهرست را به خط شهید ثانی (ره) در نزد خود حاضر داشت. وی در 257 مورد مطالب امل الامل را از الفهرست منتجب الدین نقل می کند و این نشان از اعتماد بزرگان اسلام بر این کتاب دارد.(28)

از جمع دانشمندان سنی نیز ابن حجر عسقلانی بارها در کتاب های خود از آن استفاده کرده و نام الفهرست را به صراحت ذکر نموده است.(29)

علامه اُرموی در مقدمه کتاب الفهرست می نویسد: «آیت اللّه بروجردی (ره) به من گفت: «چندین سال از عمر خویش را در تنظیم و مرتب کردن کتاب الفهرست صرف کردم.»(30) به هر حال یکی از منابع اصیل و قابل اعتماد در معرفت و شناخت دانشمندان شیعی در سده ششم، این کتاب است. او با ذکر نام 44 دانشور شیعی احیاناً ترجمه و شرح حالی را هم از آنان به اجمال ارائه می دهد. این کتاب برای یک پژوهشگر در حوزه رجال شناسی غنیمتی بسیار باارزش است.

الاربعین

این اثر نیز در نهایت اشتهار و اعتبار است، مولف دانشمندش چهل روایت را به نقل از چهل نفر از استادان خود، از چهل تن از صحابه رسول اکرم (ص) در فضائل علی بن ابیطالب (ع) نقل می کند و در پایان کتاب چهارده داستان شگفت را در معجزات امیرالمؤمنین به کتاب می افزاید.(31)
گلچینی از روایات
در حساب علی (ع)

در کتاب الاربعین، با واسطه به نقل از ابراهیم بن مهران، آمده است:

«در همسایگی ما در شهر کوفه تاجری بود، با کنیه ابوجعفر؛ او خوش معامله بود و هر گاه یکی از علویین یا ساداتِ بدهکار نزد وی می رفت و فرصتی می خواست، سخت نمی گرفت؛ اگر پول داشت، از او می گرفت و گرنه به شاگردش می گفت: «این مبلغ را به حساب علی (ع) بنویس.» روزگار او چنین می گذشت تا اینکه ورق برگشت، و پریشانی و فقر به او روی آورد.

درب دکان را بست و خانه نشین شد. گاهی به دفتر حساب های خود نگاه می کرد، اگر می دانست بدهکارش زنده است، کسی را نزد او می فرستاد تا آن مبلغ طلبکاری را از او بگیرد؛ و اگر می دید از دنیا رفته، یا چیزی ندارد، روی اسم او در دفتر خط می کشید. در همین روزگار سخت، روزی کنار در خانه نشسته بود و به دفترش نگاه می کرد، ناگهان مردی ناصبی از دشمنان علی (ع) و فرزندان حضرت از آنجا می گذشت؛ از روی تمسخر و طعنه به او گفت: «بدهکار بزرگت علی بن ابیطالب با تو چه کرد؟» آن مرد غمگین و دل شکسته از این سخن از جایش بلند شد و به درون خانه رفت؛ چون شب شد خوابید و در عالم خواب دید حضرت رسول (ص) با امام حسن (ع) و امام حسین (ع) که در جلو آن حضرت حرکت می کردند، راه می رفتند. حضرت رسول (ص) به آنان فرمود: «پدرتان کجاست؟» علی (ع) جواب داد: «یا رسول اللّه! در محضر شما هستم.» حضرت علی (ع) پشت سر پیغمبر (ص) بود. رسول اکرم (ص) به علی فرمود: «یا علی! چرا حق این مرد را نمی دهی؟» عرض کرد: «یا رسول اللّه! حق او را با خود آورده ام.» فرمود: «به او بده.» سپس حضرت علی (ع) کیسه ای سفید به او داد، و فرمود: «این هم حق و طلب تو.» رسول اکرم (ص) به آن مرد فرمود: «آن را بگیر و هر کدام از فرزندان من از تو چیزی خواست او را رد مکن. از این پس فقری برای تو نیست.» آن مرد می گوید: از خواب بیدار شدم و کیسه درهم در دستم بود.به همسرم گفتم: «خوابی یا بیدار؟» گفت: «بیدارم.» گفتم: «چراغ را روشن کن.» چون نگاه کردم، دیدم در آن کیسه هزار دینار است. دفتر حساب را خواستم، معلوم شد آنچه را به حساب علی (ع) نوشته ام بی کم و زیاد هزار دینار می شود. زن گفت: «ای مرد! از خدا بترس! مبادا فقر و بیچارگی تو را واداشته که بعضی از تجار را فریب داده و مال او را گرفته باشی!» آن مرد گفت: «به خدا قسم چنین نیست.» پس شرح ماجرا را برای همسرش نقل می کند.»(32)
شأن و مقام علی (ع)

منتجب الدین در جای دیگر، با واسطه از سعید بن جبیر نقل می کند که گفت:

«ابن عباس که در آخر عمر از چشم نابینا شده بود، پسرش او را با عصا راه می برد، روزی بر جمعی از قریش می گذشت، چون صدای آنان را شنید، ایستاد و سلام کرد. آنها نیز به احترامش از جای برخاستند و سلام او را جواب دادند؛ ابن عباس هم به راه خویش ادامه داد. پسرش در راه به او گفت: «شنیدی چه گفتند؟» گفت: «نه.» گفت: «به علی بد می گفتند.» ابن عباس گفت: «مرا پیش آنان برگردان.» پس به آنان رو کرد و گفت: «کدام یک از شما بودید که به خدا ناسزا گفتید؟» گفتند: «ابن عباس! کسی که به خدا ناسزا گوید، کافر است و از دین خارج.» گفت: «کدام یک از شما بودید که به رسول خدا (ص) ناسزا گفتید؟» باز گفتند: «کسی که به رسول خدا (ص) بد بگوید، مشرک است.» گفت: «چه کسی به علی (ع) ناسزا گفت؟» گفتند: «آری، ما به علی بد گفتیم.» ابن عباس گفت: «خدا را گواه می گیرم از رسول خدا (ص) شنیدم که می فرمود: «هر کس به علی ناسزا گوید، مرا ناسزا گفته و کسی که به من ناسزا گوید، خدا را ناسزا گفته است.» شما همه کافر شدید!»(33)
کمک علی (ع) به یتیمان

مؤلف اربعین از زبان عبدالواحد می گوید که:

«در بیت الحرام به طواف خانه خدا مشغول بودم، که ناگهان چشمم به دو دختر که نزدیک رکن یمانی ایستاده بودند، افتاد. یکی از آنان به خواهرش گفت: «نه، به حق آن برگزیده به خلافت و آن حاکم عدل سیرت پاک نیّت، شوهر فاطمه مرضیه (س) که این چنین نیست.» عبدالواحد می گوید که وقتی سخنان او را شنیدم، جلو رفتم. گفتم: «خانم! این مردی که با این اوصاف است و به او سوگند خوردید، کیست؟» در پاسخ گفت: «بزرگ بزرگان، آموزگارِ احکام دین، تقسیم کننده بهشت و جهنم، جهاد کننده با کفار و گنهکاران و ستمگران، استاد اخلاق، رهبر امت، امیرمؤمنین، امام مسلمین و شیر ظفرمند میدان های جنگ و حماسه، علی بن ابیطالب (ع) است.»

گفتم: «چگونه او را می شناسید؟» گفت: «چگونه او را نشناسیم در حالی که پدرمان در نبرد صفین در کنار علی (ع) به شهادت رسید؟! روزی علی (ع) به خانه مادرمان آمد و فرمود: «حال شما چطور است ای مادر یتیمان؟» مادر گفت: «خوبیم، ای امیر مؤمنان!» سپس علی به من و خواهرم رو کرد. من نوعی بیماری در صورت داشتم که نزدیک بود، چشمان خود را برای آن از دست بدهم. وقتی حضرت مرا با آن حالت دید، آهی برآورد و دست خود را به صورت من کشید و چشمانم باز شد. - الان هم به برکت دست امیرالمؤمنین (ع) خیلی چیزها را می توانم از دور ببینم.- سپس حضرت با کمک کردن به ما از بیت المال، ما را خوشحال کرده و تشریف بردند.»

عبدالواحد ادامه می دهد: خواستم به آنان مقداری کمک کنم ؛ اما گفتند: «هرگز! ما کمک تو را قبول نمی کنیم، چون اکنون درسایه عنایت امام حسن مجتبی (ع) زندگی می کنیم و کمک های آن حضرت (ع) به ما می رسد، از کمک تو بی نیاز هستیم.»(34)

هجرت از پی تحقیق

از تتبع و بررسی در کتاب الفهرست به دست می آید که منتجب الدین، این دانشمند فرزانه و شیفته دانش و حدیث، برای گردآوری اخبار و روایات و شناخت دقیق دانشمندان جهان اسلام، گام در راه سفر نهاده و به شهرهای مختلفی همانند اصفهان(35) خراسان(36)، کاشان(37)، خوارزم(38)، و حله عراق(39)، رفته است.

نتیجه این رنج ها و زحمات توان فرسا، تألیف چنین اثر گران قیمت و ارزشمندی است که از مدارک معتبر و موثق شناخت دانشمندان سده ششم به شمار می آید. منتجب الدین این مرد سترگ سفر به کوی دوست بعد از اینکه قریب به یک قرن عمر خویش را در مسیر دانش طلبی، تألیف کتاب، نشر و گسترش فضائل امامان شیعه، بویژه حضرت امیرالمؤمنین (ع) صرف کرد، به گفته مشهور دانشوران اسلامی سرانجام درسال 585 ه . ق روح مقدسش از عالم خاک به افلاک پر کشید؛(40) و قلب پاک او که با عشق به خاندان علی (ع) می طپید، از کالبد جان به آشیان جانان شتافت.

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
پی نوشت ها:

1 - امل الامل، از شیخ حر عاملی، متوفای 1104، ج 2، ص 167 و ص 194؛ معجم رجال الحدیث، آیت اللّه خوئی(ره)، ج 12، ص 87؛ ریحانه الادب، ج 6، ص 9، از محمد علی مدرس تبریزی، الکنی و الالقاب، شیخ عباس قمی، متوفای 1359 ه . ق، ج 3، ص 174؛ روضات الجنات از میرزا محمد باقر خوانساری، متوفای 1313، ج 4، ص 314؛ تنقیح المقال، شیخ عبداللّه ممقانی، ج 2، ص 29.

2 - الکنی و الالقاب، ج 3، ص 174؛ مستدرک الوسائل، میرزا حسین نوری، متوفای 1320 ه . ق، ج 3، ص 365؛ مقدمه الفهرست، محدث ارموی، ص 7؛ و چند منبع دیگر.

3 - الفهرست، منتجب الدین، ص 46؛ الکنی و الالقاب، ج 3، ص 174؛ روضات الجنات، ج 4، ص 316.

4 - ریاض العلماء از میرزا عبداللّه افندی اصفهانی، متوفای 1130 ه . ق، ج 4، ص 145؛ الفهرست، ص 46؛ تنقیح المقال، ج 1، ص 273؛ و جامع الروات از محقق اردبیلی، ج 1، ص 193.

5 - ریاض العلماء، ج 4، ص 146؛ فرهنگ معین، ج 3، مادّه کیا و غیره.

6 - الکنی و الالقاب، ج 3، ص 174؛ روضات الجنات؛ ج 4، ص 316؛ و مقدمه الفهرست، محدث ارموی، ص 8.

7 - الکنی و الالقاب، ج 3، ص 130؛ روضات الجنات، ج 2، ص 314؛ فوائد الرضویه، ص 146؛ و مجالس المؤمنین، ج 1، ص 489.

8 - الفهرست، ضمیمه بحار الانوار، ج 102، ص 222، چاپ بیروت؛ روضات الجنات، ج 2، ص 314؛ فوائد الرضویه، ص 146.

9 - روضات الجنات، ج 2، ص 316.

10 - مجالس المؤمنین، ج 1، ص 410.

11 - روضات الجنات، ج 4، ص 316؛ الکنی و الالقاب، ج 3، ص 174؛ قول دیگر این است که در اصفهان مدفون است. مجالس المؤمنین، ج 1، ص 410.

12 - روضات الجنات، ج 5، ص 357؛ الکنی و الالقاب، ج 2، ص 414؛ فوائد الرضویه، ص 350.

13 - الفهرست، محدث ارموی، ص 59.

14 - روضات الجنات، ج 5، ص 351؛ الکنی و الالقاب، ج 2، ص 406؛ فوائد الرضویه، ص 550.

15 - روضات الجنات، ج 5، ص 365؛ الکنی و الالقاب، ج 2، ص 395؛ روضات الجنات، ج 5، ص 365؛ الفهرست، همراه بحار، ج 102، ص 215؛ الفهرست، تصحیح ارموی، ص 59.

16 - سوره احزاب، آیه 33، این آیه شریفه در شأن اهل بیت عصمت نازل شده است.

17 - روضات الجنات، ج 5، ص 365؛ الکنی و الالقاب، ج 2، ص 395؛ الفهرست، همراه بحار، ج 102، ص 215 و الفهرست، ارموی، ص 59.

18 - الکنی و الالقاب، ج 2، ص 396؛ الفهرست، محدث ارموی، ص 77.

19 - مقدمه کتاب الفهرست، تصحیح ارموی، ص 7؛ روضات الجنات، ج 4، ص 316.

20 - درایة الحدیث، ص 125.

21 - امل الامل، ج 2، ص 194.

22 - بحار الانوار، ج 1، ص 35.

23 - روضات الجنات، ج 4، ص 316، به نقل از ریاض العلماء، ج 4، ص 144.

24 - فوائد الرضویه، ص 310.

25 - ریحانه الادب، ج 6، ص 9؛ ریاض العلماء، ج 4، ص 146.

26 - بحار الانوار، ج 1، ص 35؛ روضات الجنات، ج 4، ص 318؛ ریحانه الادب ج 6، ص 9؛ و مقدمه الفهرست از محدث ارموی، ص 8.

27 - مقدمه کتاب الفهرست.

28 - امل الامل، ج 1 و .2

29 - الفهرست، تحقیق محدث ارموی، ص 8 و 9؛ الذریعه، ج 16، ص 395.

30 - مقدمه کتاب الفهرست، محدث ارموی.

31 - روضات الجنات، ج 4، ص 318.

32 - فوائد الرضویه، ص 146؛ ریحانه الادب، ج 6، ص 10، به نقل از بحار الانوار.

33 - فوائد الرضویه، ص 312؛ به نقل از اربعین منتجب الدین.

34 - فوائد الرضویه، ص 314.

35 - ریاض العلماء، ج 4، ص 147.

36 - الفهرست، ص .97

37 - همان، ص 96.

38 و 39 - همان، ص 99.

40 - روضات الجنات، ج 4، ص 327؛ الذریعه، ج 16، ص 496؛ ریحانه الادب، ج 6، ص 9؛ الکنی و الالقاب، ج 3، ص 174؛ ریاض العلماء، ج 4، ص 141، و مرحوم علامه ارموی آن را در الفهرست، ص 399 بعد از سال 585 نوشته اند.

آثار:

1. الفهرست
2. الاربعین
3. رساله فی اداء الفرائض لمن علیه القضاء
4. کتاب التحفه
5. تاریخ شهر ری
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
قمی, منتجب, الدین


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 00:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1