شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 01-06-2010, 22:36   #1
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض آیت اللّه ربانی املشی

موطن: قم
نام پدر : شیخ ابوالمکارم
تاريخ وفات: 1405قمری

زندگینامه ها:

منبع : ستارگان حرم شماره 3


تولد

آیت الله ربانی املشی در نیمه شعبان سال 1313ه.ش در خانواده ای روحانی و متدین در قم دیده به جهان گشود. پدر به مناسبت تولد در نیمه شعبان، نام « محمد مهدی» را برای او انتخاب نمود.(1)
تحصیلات ابتدایی

آن مرحوم پنج سال از عمر شریفش می گذشت که به مکتب راه یافت و بعد از گذشت دو سال پا به دبستان دولتی نهاد و تحصیلات ابتدایی را تا آخر یعنی ششم ابتدایی با موفقیت چشمگیری سپری کرد. وی در مصاحبه ای از همکلاسان ابتدایی خود چنین یاد می کند:

« در دوران ابتدایی با بچه ها دوست بودیم. اما وقتی من به حوزه آمدم، دیگر برای مدتهای طولانی از آنها دور شدم. با این حال روزگار بارها مرا با آن بچه ها روبرو کرد. این اتفاقات گاهی شیرین بودند و گاهی تلخ. یکی از خاطرات شرینی که از دوستان و همکلاسیهای دوران کودکی خود دارم این است که

صفحه 224

یک دفعه همسرم مریض شد و جهت معالجه به دکتری مراجعه کردیم. وقتی از اسم ما پرسید و من گفتم: فلانی هستم، بعد از لحظاتی مکث و تفکر رو به من کرد و گفت: « مرا به جا نمی آوری؟ من از دوستان دوران ابتدایی هستم.» به صورتش که نگاه کردم همه خاطرات شیرین کودکی در ذهنم زنده شد. اما سخت توانستم قیافه این دکتر را با آن پسربچه ای که در دبستان با هم بودیم، تطبیق کنم.

یک بار هم وقتی مرا دستگیر کردند و به ساوک قم بردند، آنجا کسی به بازجویی من آمد. من فوری او را شناختم و گفتم: فلانی یادت هست با هم همکلاس بودیم؟ و او یادش نیفتاد که نیفتاد.» (2)
وضع مالی خانواده

پدر آن مرحوم، شیخ ابوالمکارم ربانی املشی از روحانیون صاحب نام و باتقوای املش بود. ایشان هیچ گونه درآمد شخصی نداشت و از درآمدهای شرعی هم که روحانیون دیگر استفاده می کردند بهره ای نداشت. بسیار عفیف النفس بود با شهریه کم و نماز استیجاری زندگی را می گذراند. حتی مرحوم ربانی املشی در زمان طفولیت خجالت می کشید و شرم می کرد که کسی بداند پدر او نماز استیجاری می خواند.(3)

آن مرحوم در مورد وضع زندگی خانواده اشان در دوران کودکی می فرماید:

« در قم ما در محلی زندگی می کردیم که هر کسی به منزل ما

صفحه 225

می آمد، از دوری منزل و کوچه پس کوچه های آن منزل شکایت می کرد و از پدرم سوال می کرد: شما چگونه اینجا را پیدا کردید؟ پدرم جواب می داد: اینجا اقصی المدینه است. و عقب افتاده ترین محلّه قم بود... در زمستان، در آن کوچه های تنگ، در تمام کوچه پس کوچه ها که باران می آمد، غوغا بود. به یاد دارم حتی در همین گِل و باران من با یک گیوه ای که گیوه « دوره کرده» می گفتند رفت و آمد می کردم. وقتی که به مدرسه می رسیدیم تمام پاهایم پر از گِل بود و وقتی که به منزل برمی گشتیم مجبور بودم قبلا پاهایم را بشویم تا بتوانم به اطاق بروم.(4)
تحصیل در حوزه علمیه قم

مرحوم آیت الله ربانی املشی پس از پایان دوره ابتدایی بنا به علاقه خود و تشویقهای پدر که از ادامه تحصیلات جدید نگرانی داشت، وارد حوزه علمیه قم شد. آن مرحوم درباره

دوستان و همدرسان چنین می گوید:

« در دوران طلبگی دوستان زیادی داشتیم و نزدیکترین دوست من آقای هاشمی رفسنجانی بود. حدود دو سال از دوران تحصیلمان گذشته بود که همدیگر را پیدا کردیم و تا موقعی که ایشان در قم بودند، با هم بودیم و همیشه مباحثه و درسهایمان با هم بود. البته دیگران هم بودند: با جناب آقای سید علی خامنه ای هم مدتی که در قم بودند، مقداری با هم مباحثه داشتیم. برادر عزیزمان مؤمن و همچنین جناب آقای سید حسن

صفحه 226

طاهری خرم آبادی اینها کسانی بودند که با هم مباحثه داشتیم.» (5)

آقای هاشمی رفسنجانی در مورد دوستی و همدرسی با آقای املش می گوید:

« با آقای ربانی املشی به عنوان هم مباحثه آشنا شدیم، که تا آخر دوران تحصیل همچنان هم مباحثه بودیم. با آقای ربّانی املشی در ماههای اول ورود به قم آشنا شدیم و در دوستی و همکاری و معاشرت به حد اعلا رسیدیم و سرانجام عقد اخوّت خواندیم. در تمام این مدت آشنایی و برادری در همه سطوح تحصیلی، از مقدمات تا خارج همیشه هم مباحثه بودیم. دو بار به خاطر دوستی با ایشان، سفر تبلیغی به املش داشتم و در آنجا در منزل پدر بزرگوار آن مرحوم بودم، مرحوم حاج شیخ ابوالمکارم ربانی عالمی وارسته و دوست داشتنی بودند و نفس توقف در منزل ایشان و معاشرت با آن بزرگوار برایم سازنده و مغتنم بود.» (6)

مرحوم آیت الله ربانی املشی چگونگی تحصیلات خویش را چنین بیان می کند:

« در ایاّم تحصیل خیلی استاد عوض نمی کردم، بلکه هم مباحثه هایم نیز محدود بودند. بعضی از طلاب هستند که هم مباحثه خیلی عوض می کنند، ولی بنده این طور نبودم و یک سلیقه خاصی داشتم. تا اینکه فردی را برای مباحثه بپسندم خیلی طول می کشید، اما وقتی کسی را می پسندیدم، او

صفحه 227

هم مباحثه دائمی بنده می شد. درست به خاطر ندارم که تا قبل از سیوطی و مغنی، چه کسی هم مباحثه بنده بود، اما از آن به بعد با آقای هاشمی رفسنجانی آشنا شدم و با ایشان شروع به مباحثه کردم و طلبه دیگری به نام تربتی هم با ما مباحثه می کرد و ایشان تا شرح لمعه خواند و بعد وارد تحصیل جدید شده و در نهایت پزشک شد... تحصیلاتم را تا سطح، پیش اساتید معروف سطح می خواندم. به درس خارج که رسیدم، مدت محدودی برای انتخاب استاد درس خارج، در درس اساتید مختلف حوزه علمیه قم شرکت می کردم تا دریابم درس کدام یک از آنها برایم مفیدتر و مطلوبتر است، در درس مرحوم آیت الله العظمی بروجردی تا وقتی که حیات داشتند، حدود دو الی سه سال شرکت نمودم، در همان موقعی که در درس ایشان رفتم، درس اساسی ام مثل اغلب طلاب، درس حضرت امام خمینی (ره)بود که درسی مرتب و با محتوا و با پیشرفت به حساب می آمد و قریب به یک دوره اصول را خدمت ایشان تلمذ کردم و در تمام مدتی که اصول می خواندم در درس فقه ایشان هم شرکت نمودم... نهایتا درس مرحوم آیت الله محقق داماد را انتخاب کردم و بعدها مقداری در درس آیت الله حائری شرکت نموده، دو الی سه سالی که بدین نحو گذشت. از آن پس دیگر در درس شرکت نمی کردم و فقط مباحثه ای با آقای مؤمن و طاهری خرم آبادی و حسینی و تهرانی داشتم.»(7)

صفحه 228
امام خمینی (ره)از منظر آن مرحوم

مرحوم آیت الله ربانی املشی از رهبر و مراد و استاد عزیز خویش حضرت امام خمینی (ره)این گونه یاد می نماید:

« برای ما همه چیز امام آموزنده بود. امام همه خوبیها را دارا بود. شهامت، شجاعت و صراحت لازم رهبری را داشت و ما همه اینها را از امام می دانستیم. ولی مسأله مهمی که برای من خیلی مهم بود و بیش از همه چیز جلب توجه می کرد، تقوی و ترک هوا داشتن امام بود... امام در ایاّم طلبگی ما، برای ما تنها یک مدرس فقه و اصول نبود، بلکه معلم اخلاق هم بود و ما بارها از بیانات اخلاقی ایشان استفاده می کردیم... امام تأثیر نفس عجیبی داشت، وقتی مباحث اخلاقی را به میان می کشیدند اغلب شاگردان ایشان منقلب می شدند و اشکهایشان جاری می شد، گاه بعضی با صدای بلند گریه می کردند.» (8)
ازدواج

مرحوم حضرت آیت الله محمدمهدی ربانی املشی در سال 1331ه.ش در هیجده سالگی با دختر دایی خود ازدواج نمود. دلیل ازدواج زودهنگام ایشان این بود که چون وی مادر نداشت و پدر هم به ایشان علاقه شدیدی داشت، پدر می خواست وی کمتر رنج زندگی را تحمل کند و زودتر زندگی مستقلی تشکیل دهد.(9)

حاصل ازدواج ایشان چهار دختر و یک پسر است.(10)

صفحه 229
مبارزات

آیت الله املشی با آغاز حرکت تاریخ ساز حضرت امام خمینی (ره)در سال 1342و شکوفایی نهضت مقدسی که به پیروزی انقلاب در 22بهمن 57انجامید، تلاشی پیگیر داشت و هر مأموریتی که به عهده می گرفت، با دقت و پشتکار در انجام آن همت می گماشت. وی در مبارزات خونین روحانیت در دوران خفقان و استبداد رژیم شاه بارها توسط مزدوران ساوک دستگیر و روانه زندان شد ولی هیچ گاه این زندان ها و تبعیدها روحیه مقاوم و استوار او را نشکست. او از جمله کسانی بود که در مخالفت و مبارزه با رژیم شاه زندان و تبعید و رنج و شکنجه بسیار تحمل نمود و با مقاومت و بردباری همچنان تا پیروزی در نهضت حضور فعال داشت. سال 1354در اثر فعالیتهای چشمگیری که در حوزه علمیه قم بوقوع می پیوست، ساوک یکباره 25تن از اساتید حوزه قم را دستگیر و تبعید می نماید که مرحوم آیةالله ربانی املشی نیز از این 25تن بود.(11)

آن مرحوم سه سال در تبعید به سر برد که یازده ماه آن در فردوس سپری گشت. با آغاز مرحله دوم انقلاب اسلامی در سال 1356یکی از عناصر فعال و مبارز این دوره به حساب می آمد و تلاشهای او در این مسیر هرگز فراموش نخواهد شد.(12)

حجةالاسلام محتشمی خاطره زیر را که نمونه ای از مبارزات آیةالله ربانی است نقل می کند:

« چهارم آبان ماه سال 1343مصادف با بیستم جمادی الثانی سالروز میلاد مسعود حضرت صدیقه کبری، فاطمه زهرا - علیها

صفحه 230

سلام - و فرزند برومندش آیت الله العظمی امام خمینی بود... اولین برنامه در منزل مرحوم آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی بود. از همان طلوع آفتاب در شهر قم و به ویژه در مدرسه دارالشفاء و فیضیه و کوچه و خیابان اطراف صحن حضرت معصومه (س)التهاب و جنب و جوش عجیب و غریبی دیده می شد. طبق برنامه به طرف منزل آیت الله نجفی رفتیم. در آنجا ابتدا آیت الله ربانی املشی - رحمةالله علیه - سخنرانی پرشور و حماسی کرد. ایشان در حالی که به شدّت برافروخته و نگران و عصبانی بودند مطالبی را ایراد کردند:

قانون کاپیتولاسیون سند بردگی یک ملت است که امروزه به وسیله دولت و نمایندگان فرمایشی مجلس شورای ملی به تصویب رسیده است و ما از مراجع عظام می خواهیم که تکلیف مسلمانان و ملت شریف ایران را مشخص بفرمایند.»
مبارزات از زبان خود

ما از شاگردان امام بودیم و علت اینکه در بین همه مدرسین هم امام را انتخاب کرده بودیم یک مقدار در کنار فضل و کمال و فضیلت امام، روحیات شخص امام بود. آن مبارزات و افکار انقلابی امام بود که ما را به امام جذب کرده بود... اوایل نوجوانی ما زمان مصدق بود، آن زمان خیلی فعالیت نداشتیم ؛ اما در عین حال به یاد دارم که در مبارزات انتخاباتی دخالت می کردم. در قم یک نفری به نام آقای رضوی کاندیدای انتخاباتی شده بود

صفحه 231

که جزو آزادی خواهها بود. از کسانی بود که طرفدار مرحوم آیت الله کاشانی بود. من شخصا از ایشان طرفداری می کردم... موقعی که امام در سال 41به میدان مبارزه قدم گذاشت، ما هم از کسانی بودیم که به ایشان خیلی نزدیک بودیم و جزء یاران ایشان حساب می شدیم. از آن وقت به بعد همیشه به عنوان یک مبارزه در حوزه شناخته شدم و این کار ادامه داشت تا پیروزی انقلاب... مبارزات ما بیشتر افشاگری بود. گاه بی گاه در بعضی از کارهای مبارزات مسلحانه هم دخالتهایی داشتیم، دستوری بدهیم؛ تجویزی کنیم؛ وسایلی فراهم کنیم؛ حمایت پولی داشته باشیم؛ حمایت تسلیحاتی داشته باشیم؛ حمایت تبلیغاتی داشته باشیم؛...» (13)
مسؤولیتها

این مجاهد نستوه و عنصر فعال نظام پس از پیروزی انقلاب همچنان در تلاش و فعالیت به سر می برد و در راه حفظ دست آوردهای انقلاب شکوهمند اسلامی در بذل آنچه در توان داشت هرگز دریغ نکرد و در سنگرهای مختلف خدمات ارزنده ای را تقدیم اسلام و انقلاب نمود. برخی از سمتهای ایشان پس از پیروزی انقلاب به قرار زیر می باشد:

نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی از گیلان

ریاست شعبه اول دادگاه عالی

عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی

عضویت در شورای عالی قضایی

صفحه 232

دادستان کل کشور

عضویت در شورای نگهبان

عضویت در مجلس خبرگان رهبری از استان خراسان و عضویت در هیأت رئیسه این مجلس.

نماینده حضرت امام در منطقه گیلان در تاریخ 58/9/6 (14)

فرمان امام به ایشان در مورد عضویت در شورای نگهبان

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب حجةالاسلام آقای حاج شیخ محمدمهدی ربانی املشی دامت افاضاته.

با تقدیر و تشکر از زحمات بسیار شما در مقام دادستانی کل کشور و همچنین در شورای عالی قضایی و از آنجا که جناب عالی مورد وثوق و اطمینان می باشید، طبق اصل 91قانون اساسی جمهوری اسلامی که به منظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با آنها شورایی تشکیل می شود و انتخاب اعضای فقهای آن شورا بر طبق شرایط تعیین شده به عهده اینجانب می باشد، بدین وسیله جنابعالی را به عنوان یکی از فقهای شورای نگهبان منصوب می نمایم و از خداوند تعالی توفیق بیشتر شما را امیدوارم.

روح الله الموسوی الخمینی(15)

صفحه 233

فرمان امام به آن مرحوم جهت اعزام به گیلان:

بسمه تعالی

جناب مستطاب حجةالاسلام آقای حاج شیخ مهدی ربانی املشی دامت افاضاته.

با توجه به مشکلاتی که در منطقه گیلان پیش آمده، مقتضی است جنابعالی که در منطقه هستید، مسافرتی به نقاط مختلف استان کرده و از نزدیک مشکلات را بررسی کرده و با مشورت علمای اعلام محل، جناب حجةالاسلام آقای احسانبخش و آقایان محترم دیگر - ایدهم الله تعالی - در رفع آنها سعی کافی را مبذول دارید، اهالی محترم منطقه را با اتحاد کلمه و پرهیز از اختلاف و تفرقه در این موقعیت حساس دعوت نمائید. بدیهی است که سازمانهای مختلف دیگر مانند سپاه پاسداران و ستاد جهاد سازندگی و گروههای دیگر نیز همکاریهای لازمه را در این مورد با جنابعالی خواهند داشت و از ارشاد و راهنمائیهای آن جناب بهره مند خواهند شد از خدای تعالی موفقیت همگان را خواستارم.

و السلام علیکم و رحمةالله و برکاته

روح الله الموسوی الخمینی(16)

صفحه 234
شهادت

حضرت آیت الله ربانی املشی سرانجام پس از سالها فعالیت و تلاش خالصانه در راه اسلام، در بامداد روز دوشنبه (17) تیرماه سال 1364در اثر یک بیماری رنج آور که زمینه آن را دشمنان اسلام و انقلاب در او به وجو آورده بودند، در سن 51سالگی به شهادت رسید و در جوار رحمت حق آرمید.17 مهدی هاشمی معدوم در بخشی از اعترافات خود، توطته علیه آن مجاهد نستوه و یار و یاور امام را چنین تشریح می کند:

« در رابطه با قتل مرحوم ربانی قضیه بدین ترتیب بود که بعد از قضیه مجلس خبرگان و آمدن آقای ربانی املشی خدمت منتظری در رابطه با جریانات آینده رهبری، چند ماه بعد از خبرگان - که دقیقا یادم نیست چه زمانی بود - روزی با آقای... در تهران در منزل قبلی ایشان گویا اختیاریه بود صحبت کردیم که چگونه یک ضربه به ایشان بزنیم. گفت: ما وسایل و امکانات سمی و داروهای مسموم کننده و سرطان زا در اختیار داریم که می توان به صورت نامرئی فرا را مسموم نمود که در اثر این مسمومیت به سرطان کشنده مبتلا خواهد شد. پس از بحث و بررسی این شیوه به نظرمان مطلوب افتاد برای اجرای قضیه، او گفت: یکی از افراد ما - که شک دارم منظورش فلانی یا فلانی بود - به تازگی با آقای... ارتباط یافته بودند، البته رفاقت قبلی داشتند. وی از نظر کار با نهضت ها به تازگی در اختیار آقای... قرار گرفته بودند، می گفت: می توانند با آقای ربانی در تماس و

صفحه 235

ارتباط قرار گیرند. من دقیقا سؤال نکردم شیوه ارتباطی آنان چگونه است ولی آقای... با ضرس قاطع مدعی بود که رابطه گرفتن برای او آسان است. در مورد شیوه عمل مدعی بود پس از 15یا 20روز پس از استعمال و استشمام مواد مزبور طرف تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. مدتی بعد که به قم آمده بود، گفت: « عمل انجام گرفته است.»

ما تا مدتی در انتظار تأثیرات آن بودیم ولی خبری نشد. تا اینکه نمی دانم چه سالی بود که اعلام شد یعنی دوستان خبر دادند که ایشان مبتلا به سرطان شده و به خارج از کشور اعزام شده است. احتمال قوی دادیم که تأثیر همان حرکت باشد...

مواد مزبور را در رابطه با نفوذ در ضد انقلاب تهیه کرده بود و در منزل خود نگهداری می کرد. من از نام و نوع مواد و از نظر علمی و فنی چیزی نمی دانم ولی خاصیتی که برای آنها می گفت این بود که مواد شیمیایی و سمی است و تا مدتی بعد اثرش ظاهر می شود...» (18)
محل دفن

پیکر مطهر آن مرحوم پس از تشییع در تهران و قم به حرم حضرت معصومه (س)انتقال یافت و در کنار شهیدان بزرگواری چون شهید محلاتی، شهید عباس شیرازی، شهید محمد منتظری و دیگر شهدا به خک سپرده شد. بر روی سنگ مزار ایشان چنین نگاشته شده است:

( فضّل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما)

صفحه 236

مرقد عالم متقی و محب خاندان رسالت و ولایت، شهید حاج شیخ محمدمهدی ربانی املشی فرزند مرحوم آیت اللله ابوالمکارم - قدس سرهما - که به دست گروه توطئه گر و منحرف، مسموم و در 17تیرماه 1364به جوار رحمت حق شتافت.
وصیت نامه آن مرحوم

بسم الله الرحمن الرحیم

« انّا لله و انّا الیه راجعون»

این وصیت بنده روسیاه محمدمهدی ربانی املشی که با نهایت شرمندگی خدا را ملاقات می کند و در سراسر زندگی اش عمل خالص و مقبول سراغ ندارد. از همه بندگان خوب خدا مخصوصا مراد و عشقش، معلم و مربیّش امام خمینی عزیز - روحی له الفداء - استدعا دارد از خدا بخواهند که با لطف عمیقش با این بنده مقصر عمل نماید و مرا در زمره مؤمنین به خدا و پیامبر و ائمه اثنی عشر و پیرو خط ولایت قرار دهد.

فرزندان عزیزم! همه شما را به خدا می سپارم، امیدوارم خداوند مهربان یک آن شما را به خودتان وامگذارد. وصیت می کنم شما را به تقوا و عمل خالص و عشق به حق. بکوشید تا از سبیل الله منحرف نشوید و در هر حال خدا را فراموش ننمایید. زندگی مادی، ما را فریب ندهد و از فضیلت و پکی باز ندارد که این سفارش همه انبیاء و اولیاء است و

صفحه 237

عصاره مکتب آنهاست.

عزیزانم! پدر را هرگز فراموش نکنید و برای او باقی الصالحات باشید.

در خاتمه با تمام تواضع و شرمندگی به همه مسؤولین سفارش می کنم که خدای نکرده از پیشرفت کارها، از فرامین الهی و تقوی و فضیلت و درستی منحرف نشوند و تصور نکنند که به این طریق می توانیم. پیروز شویم. بدانند که تنها سلاح پیشرفت ما اتکاء به خدا و اطاعت از فرمان اوست و اگر در کارها رضای او را نادیده بگیریم این بهترین سلاح خویشتن را کند ساخته ایم و به همان اندازه به ثبات نظام جمهوری اسلامی لطمه وارد نموده ایم. تنها با اسلام و تمسک به حبل الله پیروز می شویم و با تمسک به غیر آن هر چه باشد شکست می خوریم؛ چون که دیگران در تمسک به مسائل غیر خدایی از ما قویتر و ما را یارای رقابت با آنان نیست. والسلام علی من اتبع علی الهدی و علی المؤمنین و علی اولادی و اخوانی و اقربائی و جیرانی و اثقائی و جمیع ذوی حقوقی.(19)

25شوال 4/6/1360 - 1401
پی نوشت ها:

1 - روادیدها، دبیرخانه مرکزی ائمه جمعه، ص 305.

2 - یاران امام، ص 56 - 48و مجله شاهد، آذر سال 1361ص 18.

3 - مجله شاهد، آذر سال 1361ص 17.

4 - همان .

5 - همان .

6 - هاشمی رفسنجانی - دوران مبارزه، ج 1ص 67و ص 94.

7 - رویدادها، ص 305.

8 - همان، ص 306و 307.

9 - مجله شاهد، آذر 1361ص 19.

10 - همان، ص 17.

11 - رویدادها، ص 307.

12 - همان، ص 308.

13 - مجله شاهد، آذر سال 61ص 17و 18.

14 - رویدادها، ص 307.

15 - صحیفه نور، چاپ اول، ص 156.

16 - همان، ج 10ص 241.

17 - رویدادها، ص 307.

18 - خاطرات سیاسی محمد محمدی ری شهری، چاپ دوم، تیرماه 1361ص 242 - 241.

19 - روزنامه رسالت، 18/4/1367.

نویسنده : مجید محبوبی
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
آیت, اللّه, املشی, ربانی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 05:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1