شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 01-06-2010, 22:59   #1
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض آیت الله مرتضی مطهری

نام هاي ديگر: آیت الله مرتضی مطهری ،استاد مطهری،
موطن: فریمان
نام پدر : محمد حسین
تاريخ وفات: 1358 شمسی

زندگینامه ها:

منبع :

مرزبان بیدار
محمدخردمند
بهاران
در روز13بهمن 1298 شمسی، خدای کریم به عالم ربانی حاج شیخ محمد حسین مطهری و همسر مؤمنش - سکینه - فرزندی هدیه کرد[1] که مرتضی نامیده شدو برای آن خانواده پاک، بهاران را به ارمغان آورد.
مرتضی کم کم دوران کودکی راپشت سر گذاشت . او که علاقه عجیبی به حقیقت و معنویت داشت با شور و شوق فراوان، نزد پدر شروع به آموزش ‍ کرد و عاقبت این اشتیاق، وی را به مکتب کشاند و به دیدارگلهای آن بوستان رساند.
بوی خوش گلستان
او در دوازده سالگی عطر روح بخش گلستان بزرگ حوزه علمیهمشهد را احساس کرد و عاشقانه به آنجا روی کرد[2] و چنان پرتلاش و منظم به تحصیل مشغول شد که باعثشگفتی اهل بصیرت گردید.
رفته رفته افکاری بلند و سؤ الهایی سرنوشت ساز برایشآشکار شد جهان آفریده کیست ؟ خدا چگونه صفاتی دارد؟ انسان برای چه آفریده شده است؟ و... این پرسشها همه فکر او را به خود مشغول ساخته بود. در آن زمان مرتضی آرزو میکرد که روزی بتواند در درس میرزا مهدی شهیدی رضوی - مدرس فلسفه الهی - حاضر شود،اما این آرزو برآورده نشد و آن استاد در سال 1355 قمری درگذشت.[3]
سرانجام مرتضی در سال 1316 شمسی در زمانی کهحکومت سیاه رضاخان بیداد می کرد. ظلمت همه جا را فراگرفته بود، به دنبال نور وفضیلت، همه جا را فراگرفته بود، به دنبال نور و فضیلت راهی حوزه علمیه قم شد تاروح تشنه اش را از کوثر قرآن و زمزم عترت سیراب کند[4]
مطهری به دنبال یافتن گنج علم و فضیلت، باشور و علاقه ای وصف نشدنی، به تلاش و فعالیت پرداخت . پشتکار و کثرت مطالعه او همهاهل علم را در مدرسه فیضیه شگفت زده کرد.[5]
او آرام و قرارنداشت، منتظر و تشنه به دنبال گمشده ای بود در این هنگام ستاره ای بدرخشید و او رابه مقصود رساند. حضرت امام خمینی - الگوی علم و تقوا - درس اخلاق تشکیل داد و بهنور افشانی و انسان سازی پرداخت.
مطهری به زیارت آن استاد بزرگ نایل آمد و ازسرچشمه زلال او سیراب شد.[6] این درس در حقیقتدرس معارف و سیر و سلوک بود، نه اخلاق به مفهوم علمی آن . درس«یافتن» و«رسیدن»بود نه فقط«دانستن»و«آموختن».
مرتضی از سویی، غرق درمطالعه و تحصیل و تدریس و از سویی دیگر یکی از مهم ترین کارهایش و بلکه عالی ترین ومهم ترین کارهایش و بلکه عالی ترین و مهم ترین فعالیتش، راز و نیاز و مناجات نیمهشب و اشک سحری بود. او شیرینی و لذتی از این کار مبارک و سعادت آفرین، احساس ‍ میکرد که شب تیره زندگیش را تبدیل به روز روشن می نمود.
دانشاندوزی
مطهری با دقت، سرعت، نظم و تلاشی ستودنی بهآموختن علوم اسلامی مشغول شد او نزد آیة الله صدوقی، کتاب«مطول»را فراگرفت و در محضر آیة الله مرعشینجفی،«شرح لمعه»را بیاموخت . اوهمچنین از استادانی بزرگ مانند آیات سید صدرالدین صدر، سید محمد رضا گلپایگانی،سید احمد خوانساری، سید محمد تقی خوانساری، سید محمد حجت، سید محمد محقق یزدی -معروف به داماد- انگجی و میرزا مهدی آشتیانی -که سلام خدا بر همگی آنان - در علومگوناگون بهره مند شد.
دیدار با عالم ربانی حاج میرزا علی آقا شیرازی اصفهانی،مرتضی را وارد دنیایی جدید و شگفت انگیز کرد. حاج میرزا علی آقا با نهج البلاغه میزیست، با آن تنفس می کرد و روحش با این کتاب همدم و جمله های گرانقدر آن، وردزبانش بود. و مهم تر آنکه به هر آنچه می دانست عمل می کرد. راستی که مرد حقیقت ومعنویت بود.[7]
مطهری، تحصیل رسمی علوم عقلی و فلسفی را درسال 1323 شمسی آغاز کرد.[8]اوبحث حکمت از«شرح منظومه»حکیم سبزواری و مبحث نفساز«اسفار اربعه»صدرالمتاءلهین شیرازیرا در محضر حضرت امام خمینی آموخت.[9]
وی بعد از ورودآیة الله بروجردی به قم، در درس فقه و اصول ایشان شرکت کرد[10] و از بحثهای مجتهد پرور آن عالم ربانی بهره مندشد. او پیش از رسیدن به مرحله اجتهاد، از آیة الله بروجردی تقلید می کرد.[11]
مطهری، درس اصول فقه را از«مباحث عقلیه»به طور خصوصی از حضرت امامخمینی فرا گرفت[12] و راز و رمز اجتهاد را از آن حکیم الهی و فقیهوارسته بیاموخت.
در سال 1329 ش . استاد مطهری در محضر درس استاد علامه سید محمدحسین طباطبایی حاضر شد و مبحث«الهیات»از کتاب («شفا»تألیف ابوعلی سینا) رااز آن حکیم بزرگ بیاموخت.[13]
علامهطباطبایی، درس دیگری - غیر از الهیات شفا - در فلسفه شروع کرده بود که در شبهایپنجشنبه و جمعه تشکیل می شد. این درس خصوصی بود و در آن جمعی از فاضلان حوزه علمیهقم، از جمله آیة الله دکتر بهشتی، امام موسی صدر، استاد مطهری، دکتر احمد احمدیو... شرکت می کردند[14] ثمره مبارک این مجمع علمی بزرگ، شاهکاری جهانیدر کلام و فلسفه است به نام کتاب«اصول فلسفه و روش رئالیسم». هم مطهری در آفرینش این اثر پربار و ماندگار، اگر بیشتراز علامه طباطبایی نباشد، بدون شک، کمتر نیست.
استاد مطهری، همچنین در دورهتحصیل همفکر و یار و یاور سازمان انقلابی و اسلامی«فدائیان اسلام». بود[15] این حزب سیاسیاسلامی که در سال 1324 شمسی، از سوی روحانی مبارز سید مجتبی نواب صفوی تشکیل شدنقش مؤثری در مبارزه با ستمگران و استبداد داشت.
مطهری، علاوه بر مباحثه دروساصولی، فقهی و فلسفی، خود حوزه تدریس داشت . او از جمله کتابهای ذیل را تدریسکرد:
«مطول»(در علم معانی، بیان وبدیع)،
«شرح مطالع»(در علم منطق)،
کشف المراد (در علم منطق)،

«رسائلو کفایه» (در علماصول فقه)،
«مکاسب»(در فقه)
«شرح منظومه»و«اسفار»(در فلسفه).[16]

هجرت به تهران
استاد مطهری در سال 1331 هجری شمسی با دختر آیة اللهروحانی (ره) ازدواج کرد[17] و در همان سال - درحالی که به مدرسی مشهور بود - به تهران هجرت کرد[18] علت این هجرت رابرخی تنگدستی شمرده اند،[19] اما سببش هر چهبود، باید آن را لطف خفی الهی شمرد زیرا حضور مطهری در تهران و در جمع دانشگاهیان وروشنفکران، سراسر خیر و برکت و مایه تربیت و هدایت شد.
استاد مطهری از ابتدایورود به تهران، به سازندگی و نور افشانی پرداخت. او در مدرسه مروی، آموزش فلسفهاسلامی را به شکل تطبیقی و مقایسه ای برای جویندگان حکمت و حقیقت، آغاز کرد.[20]
سخنرانیهای روشنگر و مفید استاد، همزمان باتدریس در مدرسه مروی، در تهران آغاز شد. او توجه بسیاری به حل شبهات و پاسخگویی بهسؤ الهای موجود درباره معارف اسلامی داشت و با مطالعه، تحقیق، دقت، تلاش و اخلاص، در این راه موفق شد.
در سال 1333 استاد مطهری تدریس در دانشگاه تهران را شروعکرد. استاد در دانشکده معقول و منقول (الهیات و معارف اسلامی) آن دانشگاه بیش ازبیست سال به مبارزه عالمانه با جهل، مادیگری و غربزدگی پرداخت.
رفتار ایشان بادانشجو به قدری صمیمی بود که دانشجو به استاد عشق می ورزید و مرید او بود.
استادمطهری در آن دانشکده، دوره های لیسانس و دکترا، کلیات علوم اسلامی (منطق، فلسفه، کلام، عرفان، اصول فقه، فقه و حکمت عملی)، فلسفه (شرح منظومه، الهیات شفا،مقاصد الفلاسفه غزالی و...)، تاریخ فلسفه، تاریخ مجادلات اسلامی و روابط فلسفه وعرفان را تدریس ‍ می کرد.[21]

مرزبان اسلام
الف . سلاح قلم:
استاد مطهری بعد از حدود سی سال که از زمزم قرآن و کوثر عترت سیراب شد و دممسیحایی تقوا به او زندگی جدیدی بخشید، قدم در سنگر نویسندگی گذارد و سلاح قلم رابه دست گرفت و مرزبان حماسه جاوید شد.
این مرزبان قهرمان، فقط به حل مشکلات وپاسخگویی و سؤ الهای موجود درباره مسائل اسلامی می اندیشید و هدف نوشته هایش همانبود.[22]
او معتقد بود دین مقدس اسلام یک دین ناشناختهاست . حقایق این دین به طور تدریجی در نظر مردم واژگونه شده است و علت اساسی گریزگروهی از مردم، آموزشهای غلطی است که به نام اسلام داده می شود. این دین مقدس ‍بیش از هر چیز، از طرف برخی از کسانی که مدعی حمایت از آن هستند ضربه صدمه میبیند.[23]
ب . مجله مکتب تشیع
در سال 1336 به همتجمعی از دانشمندان حوزه علمیه قم، نشریه مکتب تشیع شروع به فعالیت کرد. استادمطهری هم با این مجله، همکاری علمی و ارشادی داشت . مقالاتی از استاد مطهری درنشریه مکتب تشیع منتشر شد، از جمله ؛«اصالت روح»،«قرآن و مسأله ای از حیات»،«توحید و تکامل»و«حق عقل دراجتهاد».[24]
ج . چراغ انجمن
بعد از تأسیس انجمناسلامی پزشکان (1337 - 1338 ش .)، استاد مطهری، چراغ آن انجمن شد و در زمانی کهسردی و تاریکی جامعه را فراگرفته بود به دلهای سرد، گرمی بخشید و نور و روشناییداد.
استاد یکی از مهم ترین سخنرانان جلسات این انجمن بود. ایشان در سخنرانیهایش، موضوعات حساس و سرنوشت سازی مانند توحید، نبوت، معاد، مساله حجاب، بردگی درنگاه اسلام، صلح امام حسن علیه السلام، امام صادق علیه السلام و مساله خلافت، مساله ولایت عهدی امام رضا علیه السلام، تربیت اسلامی، فطرت، ربا، بانک، بیمهو... را مورد بررسی عالمانه قرار داد و آثاری ارزشمند به یادگار نهاد.
د. داستانراستان
طرح تدوین«داستان راستان»از سوی یکی از مؤ سسات علمی به آیة الله مطهری پیشنهاد شد. استادچون این کار را پسندیده و مفید یافت تعهد کرد که آن را انجام دهد. او در زمانی شروعبه داستان نویسی کرد که استادی مشهور در دانشگاه بود و از شخصیتها و عالمان مهممذهبی در کشور شمرده می شد.
جلد اول داستان راستان در سال 1339 و جلد دوم در سال 1343 چاپ و منتشر شد و با توجه و استقبال کم نظیر مردم مواجه گشت.
ه‍ طرحینو
استاد مطهری سالها بود که آرزوی تأسیس مؤسسه ای علمی - فرهنگی را داشت تابتواند جوابگوی نیازهای فکری جامعه باشد و به نشر و تبلیغ معارف عالی اسلامیبپردازد. سرانجام در سال 1346 به کمک چند تن از دوستانش، از جمله آقای محمد همایون، حجة السلام سید علی شاهچراغی، مؤسسه حسینیه ارشاد را تأسیس کرد.[25]
بعد از تأسیس حسینیه ارشاد، به کار این مؤسسه دل بست و با شور و حرارت و آگاهی و درایت به همکاری و برنامه ریزی پرداخت . اودانشمندان بسیاری را به آنجا دعوت می کرد تا سخنرانی کنند و خود نیز یکی از موفقترین سخنرانان آن بود.
و. علل گرایش به مادیگری
کتاب علل گرایش به مادیگری -که تکمیل شده دو سخنرانی استاد مطهری در سالهای 48و 49 در دانشسرای عالی است - درسال 1350 منتشر شد. استاد این اثر کارآمد را در زمانی تألیف کرد که در میان نسلجوان، گرایشی به مکاتب مادی - و از جمله مارکسیسم - مشاهده می شد. سران سازمانمنافقین هم در حال گرایش به مارکسیسم بودند که سرانجام مارکسیست شدند و به طور رسمیاین تغییر ایدئولوژی را اعلام کردند.
استاد مطهری در این کتاب به بررسی نقشکلیسا، مفاهیم فلسفی، اجتماعی و سیاسی و... در گرایش به مادیگری می پردازد و علللغزشها و انحرافها را در این زمینه روشن می سازد.
ز. فلسفه تاریخ
یکی ازدرسهایی که استاد مطهری در منزل خودشان برقرار کرد درباره فلسفه تاریخ بود که ازسال 1355 تا 1357 با جمع برخی از شاگردان برگزار می شد.
استاد در این دروس، آراء فلاسفه غرب و اسلام را در مورد مباحثی مانند«عوامل محرکتاریخ»،«ارزش تاریخ»، «جامعه و فرد»، «ارتباط تاریخ با علم، مذهب و اخلاق»، «علیت در تاریخ»، «تکامل تاریخ»، «پیشبینی آینده»و... عالمانه نقد و بررسی می کرد.
ج . مقدمهای برجهان بینی اسلامی
آخرین اثر قلمی استاد مطهری، کتاب«مقدمه ای بر جهان بینی اسلامی»است این کتابدر سالهای 56 و 57 به رشته تحریر در آمد.
آن استاد عالیقدر انحرافات فراوانی درنشریات برخی گروههای به ظاهر اسلامی و آثار بعضی روشنفکران مسلمان درباره جهان بینیاسلامی مشاهده می کرد. بدین علت و برای جلوگیری از التقاط، و از همه مهم تر برایروشن کردن نظر اسلام، این اثر پر برگ وبار را نوشت و در آن بسیاری از اشتباهاتفکری روشنفکران را آشکار ساخت.
در این کتاب نفیس، مواضع و جهان بینی بعضی ازگروهکها مانند«منافقین»مورد نقد وبررسی قرار گرفتهاست.
ط. ماتریالیسم در ایران
کتاب علل گرایش به مادیگری کهدر سال 1350 منتشر شده بود مورد استقبال شایان مردم حقیقت جو قرار گرفت، به طوریکه در سال 1357 به چاپ هشتم رسید و استاد مقدمه ای تحت عنوان«ماتریالیسم در ایران»بر آن افزود.
استادمطهری در این مقدمه بسیار پربار به افشا و نقد شیوه های جدید تبلیغ ماتریالیسم درایران می پردازد و این بحث را در دو بخش ارائه می کند: 1 - تحریف شخصیتها 2 - تحریفآیات قرآن.
در این مقدمه سودمند بود که آراء برخی از گروهکها، از جمله«فرقان»مورد نقد و بررسی عالمانه و منصفانهقرار گرفت و پوچی و سستی آن آشکار شد.
بعد از انتشار این مقدمه، گروهک فرقاناطلاعیه ای منتشر کرد به این مضمون : هر کس که در مسیر افکار ما قرار گیرد، به طریقانقلابی پاسخ او را می دهیم . اما استاد مطهری فرمود: اگر قرار باشد که انسان ازدنیا برود، چه بهتر که در راه اصلاح عقاید و دفاع از اسلام باشد، و من در این راهکوچکترین تردیدی ندارم.[26]
تدریس در قم
استاد مطهری بنا به توصیهحضرت امام خمینی از سال 1351 تا 1357، هفته ای دو روز به قم می رفتند و در حوزه علمیه، دروس مهمی مانند شناخت، اصل غائیت، فلسفه هگل، معارف قرآن، مارکس ومارکسیسم، «منظومه»، «نجات» و «اسفار» تدریس می کردند.[27]
استاد به حکموظیفه شرعی از تهران به قم می رفتند تا تدریس کنند در حالی که در تهران، استادانبا سابقه دانشگاه، با تقاضای بسیار در کلاس درس ایشان شرکت می کردند.[28]
گلستان جاودان
یادگارهای استاد مطهری، بحق گلستانی جاودان است کهبوی خوش آن، عقل و جان هر حقیقت جویی را زنده می کند.
آثار منتشر شده استاد بیشاز 50 کتاب است که برخی از مهم ترین آن عبارتند از:
مقدمه ای بر جهان بینیاسلامی، آشنایی با قرآن، اسلام و مقتضیات زمان، انسان کامل، پیرامون انقلاباسلامی، پیرامون جمهوری اسلامی، تعلیم و تربیت در اسلام، توحید، نبوت، معادحماسه حسینی، خدمات متقابل اسلام و ایران، عدل الهی، داستان و راستان، سیری درنهج البلاغه، سیری در سیره نبوی، سیر در سیره ائمه اطهار علیه السلام، شرح مبسوطمنظومه، علل گرایش به مادیگری، فطرت، فلسفه اخلاق، فلسفه تاریخ، گفتارهایمعنوی، مساله حجاب، نظام حقوق زن در اسلام و قیام و انقلاب مهدی (عج).
برخیاز آثار منتشر نشده استاد عبارتند از:
شرح منظومه (به زبان عربی به قلم حجةالسلام شیخ محمد تقی شریعتمداری)، آشنایی با قرآن (جلدهای 5 تا 15)، فلسفه تاریخ (جلد 2 تا 4)، مسأله بردگی در اسلام، پانزده گفتار، توکل و رضا، انسان شناسی، حاشیه بر تفسیر المیزان و...
پیشتاز نهضت
یکی از عالمانی که در هدایت و راهنمایی مردم در قیام 15 خرداد نقشی اساسی و سازنده داشت، استاد مطهری بود. او در سخنرانی آتشین وانقلابی خود در شب عاشورا خطاب به روحانیت گفت: «باید واقعیترا بگویید و در مقابل همه نوع حادثه و گرفتاری بایستید». بعدخطبه امام حسین علیه السلام (... من رای سلطانا جائرا...) را مطرح کرد و به طورصریح و قاطع به محمد رضا پهلوی حمله کرد.[29]
به دنبال اینسخنرانی حسینی بود که استاد مطهری دستگیر و زندانی شد.[30] این حبس، حدود دو ماه به طول انجامید[31]
استاد مطهری یکی از اعضای شورای رهبری حزبسیاسی اسلامی و نظامی «هیئتهای مؤتلفه اسلامی» بود. او در جمع آنان، مباحث سودمندی ایراد کرد، از جمله مساله «انسان و سرنوشت».
بعد از تبعیدامام خمینی، مهم ترین عکس العمل اسلامی در برابر این ظلم بزرگ، ترور حسنعلی منصور - نخست وزیر وقت - بود که به دست قهرمانان هیئتهای مؤتلفه اسلامی انجام شد. وارشاد و تأیید استاد مطهری بود که این اقدام خداپسندانه را به ثمر رساند.[32]
آیة الله مطهری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، برای تثبیت حکومت اسلامی، فعالیتهای بسیار ارزنده و سرنوشت سازی انجام داد. ازآن جمله، ایشان مهم ترین و مورد اعتمادترین مشاور حضرت امام خمینی بود و نظرشاندرباره معرفی افراد برای مسئولیتهای مختلف، پذیرفته می شد.[33]


در مسلخ عشق

استاد مطهری که آرزویششهادت در راه خدا بود و در کتابها و گفتارهایش، مقام بلند و ارزش والای شهید را باعبارتی نغز و حکیمانه، نوشته و گفته بود، سرانجام به آرزویش رسید.
در شبچهارشنبه 12 اردیبهشت 1358، ساعت بیست و دو و بیست دقیقه، استاد مطهری به وسیلهجوانی فریب خورده از اعضای گروهک سیاسی و منافق «فرقان» به شهادت رسید.[34]

[1]لمعاتی از شیخ شهید، ص 8.

[2]مجموعه آثار استاد شهید مطهری ، ج 1، ص 9.

[3]علل گرایش به مادیگرای ، ص 8-10.

[4]مجموعه آثار استاد شهید مطهری ، ج 1، ص 9.

[5]مطهری ، مطهر اندیشه ها، ج 1، ص 138.

[6]علل گرایش به مادیگرای ، ص 10- 11.

[7]ر. ک : سیری در نهج البلاغه ، ص 10 - 12.

[8]علل گرایش به مادیگرای ، ص 11.

[9]یادنامه استاد شهید مطهری ، ج 1، ص 172.

[10]مجموعه آثار استاد شهید مطهری ، ج 1 - ص 9.

[11]مطهری ، مطهر اندیشه ، ج 1، ص 32.

[12]یادنامه استاد شهید مطهری ، ج 1، ص 172.

[13]علل گرایش ، به مادیگری ، ص 11.

[14]ر. ک : یادواره استاد شهید مطهری ، ص 31؛ یادنامه استاد شهیدمرتضی مطهری ، ج 1، ص ‍ 172.

[15]یادنامه استاد شهید مرتضی مطهری، ج 1، ص 339 و 340.

[16]یادواره استاد شهید مرتضی مطهری، ص 32.

[17]مطهری ، مطهر اندیشه ها، ج 2، ص667.

[18]مجموعه آثار شهید مطهری ، ج 1،ص 56.

[19]سیری در زندگانی استاد مطهری ،ص 11.

[20]مجموعه آثار شهید مطهری ، ج 1،ص 65.

[21]مطهری ، مطهر اندیشه ها، ج 1، ص303و 304 ج 2 ص 834، 840، 868، 882 و 884.

[22]ر. ک : عدل الهی ، ص 8 - 10.

[23]همان.

[24]یادنامه استاد شهید مطهری ، ج1، ص 541.

[25]مجموعه آثار استاد شهید مطهری ،ج 1، ص 10 و سیری در زندگانی استاد مطهری ، ص 98 و 114.

[26]سرگذشت ویژه ...، ج 1، ص 131 و 132.

[27]مجموعه آثار استاد شهید مطهری ، ج 1، ص یازده و یاد نامه استادمطهری ، ج 1 ص 542 - 552.

[28]جلوه های معلمی استاد، ص101.

[29]مطهری ، مطهر اندیشه ها، ج 2، ص656.

[30]همان.

[31]سیری در زندگانی استاد مطهری ، ص 22 و 23.

[32]مطهری ، مطهر اندیشه ها، ج 2، ص 656.



[33]جلوه های معلمی استاد، ص 183 و 184.

[34]مطهری ، مطهر اندیشه ها، ج 2، ص 67.

آثار:

1. مجموعه آثاردرچندین جلد
2. مقدمه ای برجهان بینی اسلامی
3. علل گرایش به مادیگری
4. داستان راستان
5. مقاله اصالت روح
6. فلسفه تاریخ
7. ماتریالیسم در ایران
8. مقاله قرآن و مساءله ای از حیات
9. مقاله توحید و تکامل
10. مقاله حق عقل در اجتهاد
11. ...
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 07-06-2010, 00:29   #2
کاربر آشنا
 
ehsan-1373 آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 100
Thanks: 7
Thanked 50 Times in 27 Posts
پیش فرض RE: آیت الله مرتضی مطهری(شرح مختصر زندگاني شهيد مطهري)

شرح مختصر زندگاني مولف شهيد
استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي

مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند.
در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از

اميدهاي آينده حوزه به شمار مي رود به تهران مهاجرت مي کند. در تهران به تدريس در مدرسه مروي و تأليف و سخنرانيهاي تحقيقي مي پردازد. در سال 1334 اولين جلسه تفسير انجمن اسلامي دانشجويان توسط استاد مطهري تشکيل مي گردد. در همان سال تدريس خود در دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران را آغاز مي کند. در سالهاي 1337 و 1338 که انجمن اسلامي پزشکان تشکيل مي شود .استاد مطهري از سخنرانان اصلي اين انجمن است و در طول سالهاي 1340 تا 1350 سخنران منحصر به فرد اين انجمن مي باشد که بحثهاي مهمي از ايشان به يادگار مانده است.
کنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود.
پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. سنگينتر مي شود. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، انجمن اسلامي

کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.
در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت.
اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.

گرچه ارتباط استاد مطهري با امام خميني پس از تبعيد ايشان از ايران به وسيله نامه و غيره استمرار داشته است ولي در سال 1355 موفق گرديد مسافرتي به نجف اشرف نموده و ضمن ديدار با امام خميني درباره مسائل مهم نهضت و حوزه هاي علميه با ايشان مشورت نمايد. پس از شهادت آيت الله سيد مصطفي خميني و آغاز دوره جديد نهضت اسلامي، استاد مطهري به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار مي گيرد و در تمام مراحل آن نقشي اساسي ايفا مي نمايد. در دوران اقامت حضرت امام در پاريس، سفري به آن ديار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ايشان گفتگو مي کند و در همين سفر امام خميني ايشان را مسؤول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي نمايد. هنگام بازگشت امام خميني به ايران مسؤوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامي و مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت بيست و دو و بيست دقيقه سه شنبه يازدهم ارديبهشت ماه سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود يا گلوله گروه نادان و جنايتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت مي رسد و امام و امت اسلام در حالي که اميدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمي عظيم فرو مي روند.
سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.
ehsan-1373 آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to ehsan-1373 For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
مرتضی, مطهری, آیت, الله


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 11:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1