شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 22-07-2013, 10:16   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,468
Thanks: 7,301
Thanked 27,121 Times in 7,240 Posts
پیش فرض در محضر مرحوم آیت الله بهجت/خدا ناظر بر تمام اعمال ماست

برش هایی کوتاه از گفته های اخلاقی مرحوم آیت الله بهجت:



در محضر مرحوم آیت الله بهجت

باید احتیاط کنیم آب را توی شیر ما نریزند!



مقصود، همین که انسان بداند که خدا می داند، کار تمام شد، دیگر معطل نباشد، همه چیز را تا به آخر می فهمد [که] چه باید بکند و چه باید نکند، از چه منتفع می شود و از چه متضرر می شود، [خداوند] ما را می بیند.








آیت الله بهجت(ره) در رهنمودهایی به نوجوانان و جوانان، از آنان می خواهند که ملتفت باشند که خدا ناظر بر تمام اعمال ماست:



«شما مدرسه می روید، معلم خودتان را ملتفت باشید در صراط مستقیم باشد. اگر معلم را با رشوه و غیر رشوه، منحرف کردند دیگر کار بچه ها زار است، چرا؟
به جهت اینکه او، از راه مستقیم یا غیر مستقیم، باطل خودش را به بچه ها می فروشد، به این بچه ها می خوراند.

ملتفت باشید! خیلی احتیاط بکنید! احتیاط شما هم فقط در همین است که از یقین، تجاوز نکنید، بلکه امروز بزرگها هم همین جورند، باید خیلی سعی بکنید که غیر یقین را، داخل یقینیات ما نکنند، آب را توی شیر ما نریزند!

اگر یک نفر، هزار کلمه حقیّ گفت، این هزار کلمه را خوب تأمل بکنیم، و از او بگیریم، بعد[ تأمل کنیم که] هزار و یکم هم درست است؟ [یا] نه آن ظنّ است، یقین نیست.
هر کلمه ای از هر کسی شنیدید، دنبال این بروید که « آیا این صحیح است، تام است، مطابق با عقل و دین هست، یا نه؟ » [و بدانید که] در وقتی [که] ما خلوت کردیم [ خداوند] مطلع است، وقتی جلوی مردم هستیم مطلع است، حرف می زنیم مطلع است، ساکتیم مطلع است.

همین که شخص مطلع شد: [که] « صاحب این خانه، صاحب این عالم، از هر فرد فرد، به تمام افعال و تروک، به تمام نوایا، مطلع شد، آنچه که نیت کرده و می کند، آنها را هم مطلع است؛ بلکه نیّت خیر را می نویسد؛ نیت شّر را نمی نویسد تا شّر محقق نشده؛ شر هم که محقق شد، یک مقدار صبر می کند تا ببیند، توبه می کند یا نه، برمی گردد یا نه »؟ کار تمام است.

مقصود، همین که انسان بداند که خدا می داند، کار تمام شد، دیگر معطل نباشد، همه چیز را تا به آخر می فهمد [که] چه باید بکند و چه باید نکند، از چه منتفع می شود و از چه متضرر می شود، [خداوند] ما را می بیند.

[آیا] میتوانیم [با اینکه] سر سفره او نشسته ایم، با همدیگر نزاع بکنیم؟ [مثلاً] آن غذا را من جلوتر دیدم، من باید بخورم؛ او می گوید من اول این را برداشتم، من باید این غذا را بخورم، سر این دعوا بکنیم و مقاتله بکنیم؟!

تمام این جنگهایی که حکومتها دارند، از همین قبیل است؛ سر سفره کریم نشسته اند، او هم می بیند.

دستور هم معلوم است که چیست، [خداوند] از چه خوشش می آید، از چه بدش می آید. از آزار به غیر حقّ، بدش می آید؛ از احسان به حق در جایش، خوشش می آید، همه اینها را می داند و ما هم می دانیم که او این دستور را داده و اینها را می داند و می بیند، آیا این کار[ها] را می کنیم؟

آدم جلوی یک نفر آدم عادی هر گونه معصیت نمی کند، با اینکه شخص عادی است، شاید قدرت من از قدرت او بیشتر باشد نتواند به من[ کاری کند]، اما همین قدر به من بدبین می شود، با من بد می شود، یک وقتی اگر فرصت پیدا کرد کار ما را تصفیه می کند. اما خدا که این جور نیست، خدا قادر است و عالم است و دستور هم داده و می داند « چه کسی می داند و چه کسی نمی داند »، همه اینها را می داند.

[آیا] جلوی او می توانیم مخفی بکنیم، یا نه آشکار کنیم طوری نمی شود، نمی تواند کاری بکند، آیا این جور است؟ [آیا] هیچ فایده برای ما دارد، [آیا] می توانیم مخفی کنیم؟

انسان، یا غیر انسان- مکلّف- به جایی شقاوتش می رسد که اصلاً این مطالب کأنه به گوشش نخورده که خدایی داریم بیناست، شنواست، داناست، قادرست، رحیم و کریم است. قادرست یک سر سوزنی اگر در راه او صرف بشود، مزدش را بدهد، یک همچنین [خدایی است].
...»



امضای خادم الزینب
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری...


چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 29-07-2013, 11:45   #2
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,468
Thanks: 7,301
Thanked 27,121 Times in 7,240 Posts
پیش فرض


برش هایی از سخانان مرحوم آیت الله بهجت:



در محضر مرحوم آیت الله بهجت


من اشتباه کردم؛تو ببخش!




[ خداوند] فرمود: « بله، من حاضرم ببخشم، بیاید بگوید: من گناه کردم، اشتباه کردم، ببخش، همین؛ بیاید بگوید: « اخطأت فارحمنی »، بیاید این دو کلمه را بگوید. »








« در انجیل برنابا- که اقرب اناجیل به صحّت است- نوشته شده که حضرت عیسی علیه السلام برای ابلیس شفاعت کرد: « خدایا این مدتها عبادت تو را می کرد، تعلیمات می کرد، فلان می کرد، بیا از گناهانش بگذر »! با اینکه از زمان آدم تا زمان عیسی علیه السلام چه کارها، چه فسادها کرده بود. این چه نوری است که حتی به این هم ترحّم کرد [که گفت]: خدایا از تقصیراتش بگذر!
[ خداوند] فرمود: « بله، من حاضرم ببخشم، بیاید بگوید: من گناه کردم، اشتباه کردم، ببخش، همین؛ بیاید بگوید: « اخطأت فارحمنی »، بیاید این دو کلمه را بگوید. »
حضرت عیسی علیه السلام خیلی خوشحال شد که کاری در عالم انجام داد، یک کاری که دیگر مثل ندارد. از زمان آدم تا به حال پر از فساد و افساد، حالا واسطه می شود و وساطتش اثر کرد، قبول شد.
از همان راهی که داشت، شیطان را صدا زد، گفت: بیا، من برای تو بشارت آوردم!

گفت: از این حرفها زیاد است. [ حضرت عیسی (ع)] گفت: « تو خبر نداری، اگر بدانی، سعی می کنی، حریص می شوی کار را بفهمی. »
گفت:« من به تو می گویم اعتنا به این حرفها نداشته باش، از این حرفها زیاد است».
گفت: « تو خبر نداری[ خداوند] می خواهد تمام این مفاسد با دو کلمه خلاص شود. »
گفت: « بگو ببینم چه بوده است. »
گفت: « اینکه تو بیایی و در محضر الهی بگویی:
« خدایا! أخطأت فارحمنی؛ من اشتباه کردم، تو ببخش. »


ببینید چقدر ما به خودمان ظلم می کنیم که به سوی خدا نمی رویم، به سوی چه کسی می رویم؟ آخرش افتادن میان چاه است، آخرش پشیمانی است؛ خوب چیزی که می دانی آخرش پشیمانی است، حالا دیگر نرو.
[شیطان] گفت: « نه، او باید بیاید و بگوید من اشتباه کردم! تو ببخش!، چرا؟! به جهت اینکه لشکر من از او زیادتر است! آن ملائکه ایی که با من سجود نکردند و تابع من شدند، آنها لشکر من هستند! شیاطین هم لشکر من هستند، آن اجنّه ای هم که ایمان به خدا نیاوردند، لشکر من هستند، تمام بت پرستهای بشر، لشکر من هستند! »

این، به زیادتی لشکر در روز قیامت می خواهد مغرور شود! آنجا جای زیادتی و کمی نیست. هر چقدر زیاد باشد جهنّم می گوید: ( هل من مزید؟ سوره ق/30 ). آن وقت تو می خواهی با زیادتی لشکر کار بکنی! بله، لشکر تو زیاد است؛ [اما] جهنم جایشان می شود؛ جهنم نمی گوید: «اتاق نداریم» جهنم می گوید:

« هرچقدر هست بیاورید، هل من مزید؟ » یعنی اینکه بیاورید، هرچه زیادتر بیاورید. جا داریم!

[حضرت عیسی (ع)] گفت: « برو ملعون! نتوانستم برای تو هم کاری بکنم. تو می گویی: خدا باید بیاید من او را ببخشم!؟ »

مقصود، حلّ این مطالب به علم و جهل است، دانستن و ندانستن، عالم بودن و جاهل بودن، دور می زند. اصل مطلب، از جهل این بدبخت است. تو ای جاهل! می گویی: « چیزی که آتش شد دیگر ممکن نیست برای خاک خضوع بکند؟ » آدم خاکِ به تنهایی است؟ یا مجموع خاک و یک پاک دیگری است. تو هم که فقط آتش نیستی، مثل آتش های جامد، روح داری، مکلفی، یک آتش مکلف هستی. [خداوند] به تو فرمود: «اسجدوا»، سجده نکردی؛ قهراً مجموع روح و جسم، انسان یا جنّ یا شیطان یا ملک می شود.
این بدبخت خیال کرد که همین بدن او با بدن این، این ظلمانی و آن نورانی است؛ دیگر محال است نورانی برای ظلمانی سجده و خضوع کند؛ دیگر نمی داند که این، نورانی است.

ای جاهل! آیا نمی دانستی آن وقتی که مجلس امتحان، درس امتحان شد، تمام ملائکه، عاجز بودند و عاجز ماندند از اسامی آنهایی را که خداوند اشاره کرد اسمهای اینها را بگویید، یا خودشان، یا سایر ملائکه، یا سایر اشیاء، همه عاجز بودند. [گفتند]: ما خودمان از خودمان چیزی نداریم؛ هر چیزی که به ما یاد دادی بلد هستیم و هر چیزی را که یاد ندادی بلد نیستیم. [خداوند] به آدم فرمود: « تو بگو! »، [آدم] تمام اسامی را بیان کرد.
حالا که فهمیدی آدم بر تمام ملائکه- با آن همه عظمت ها و اختلاف مراتب در ملائکه- تفوّق پیدا کرد و مقدم شد و حال که فهمیدی که آدم بر تو و همه ملائکه مقدم است، باز هم، خجالت نکشیدی، باز هم گفتی: ( خلقتنی من نار و خلقته من طین. سوره ص/76 ) ؟ باز هم جای این [حرف] است؟ باز هم نفهمیدی؟

ببینید: میزان، علم و جهل است.

خوب، اگر [تا به حال] نفهمیدی که آدم باید [به] آنچه معلوماتش است عمل کند، از حالا توبه بکن، اقلاً حالا بپرس: « آیا توبه من قبول می شود یا نه؟ »
و علی هذا، ببینید چقدر ما غافلیم! چقدر ما به خودمان ظالمیم که واضحات را زیر پا می گذاریم! مطلب همین است، دائر مدار این است که اگر معلومات ما زیر پا نباشد، مجهولات ما عملی نشود، کار تمام است. »


امضای خادم الزینب
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری...


چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 10-08-2013, 14:31   #3
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,468
Thanks: 7,301
Thanked 27,121 Times in 7,240 Posts
پیش فرض



اهل دعا





کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی






مرحوم آیت الله العظمی بهجت(ره) می فرمودند: سلف ما اهل دعا بودند، ولی ما اهل دعا نیستیم، پیش از زمان ما، در نجف اشرف معروف بود که در شب های ماه رمضان در حرم مطهر حدود هفتاد نفر در قنوت نماز وتر دعای ابوحمزه می خواندند.(1)

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی

پی نوشت:
1_(روزنه هایی از عالم غیب، ص 298)

امضای خادم الزینب
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری...


چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 10-08-2013, 15:08   #4
مدیر انجمن جنگ نرم و پزشکی
 
منتقمُ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2013
محل سکونت: خـراب آبـاد
نوشته ها: 8,643
Thanks: 18,365
Thanked 20,428 Times in 7,459 Posts
پیش فرض

در محضر مرحوم آیت الله بهجت
بدترین نوع معصیت در نظر آیت الله بهجت





حضرت آیت الله بهجت رحمه الله علیه می‌فرمایند: "خدا نکند انسان معصیت کند و اگر کرد، خدا نکند معصیت اجتماعی بکند و اگر کرد خدا رحم بکند که اضلال مردم در آن باشد."


و نیز فرمودند:

"در قیامت که نامه عمل را به دست انسان می‌دهند، در نامه بعضی‌ها نوشته شده که فلان فرد را تو کشته‌ای. می‌گوید: خدایا، من کی او را کشتم؟ من کجا قاتل بودم؟ من اصلا خبر ندارم که قاتلش چه کسی است. در جواب می‌گویند: در فلان مجلس فلان کلمه را گفتی، این کلمه نقل شد به مجلس دیگری و از آن‌جا دوباره به مجلس دیگر که قاتل در آن مجلس بود، رسید و او این را شنید و رفت او را کشت و تو سبب این قتل شدی. این جور سببیت است که انسان باید احتیاط کند و حواسش را جمع کند. آیا کسی می‌تواند متوجه باشد که این کلمه‌اش به ده واسطه خرابکاری نکند؟ قهرا باید هر کاری که بالفعل برای خودش جایز می‌داند با طلب توفیق از خدا و طلب نجات از خدا آن را انجام دهد تا عواقبش چیزی نشود که برایش مسئولیت بیاورد."

امضای منتقمُ الزهراء
عشق عاشق را به بیماری می کشاند، بیمار زرد روی است و خواب و خور ندارد و از درد می نالد و می گرید.
سلامت دنیا بیماری است و بیماری اش شفا و سلامت، چراکه بنیان دنیا در عادات است و سلامت حقیقی، هرچه هست در ترک عادات است و عتق از ملکات ...

(التماس دعا)

منتقمُ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to منتقمُ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 11-08-2013, 09:15   #5
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,468
Thanks: 7,301
Thanked 27,121 Times in 7,240 Posts
پیش فرض

بهترین برنامه در عصر غیبت از منظر مرحوم آیت‌الله بهجت



مرحوم آیت‌الله بهجت می‌گفت: انسان‌های متدین و عاقل از اهل مذهب حق حاضر نیستند که دور هم بنشینند و براساس وجدانیات و احکام عقلیه که همه بدان معترفند، با هم صلح کنند، بنابراین ما چه انتظار از سازمان بین‌الملل داریم؟








*چرا برای تفاهم‌ و صلح دور هم نمی‌نشینیم؟

مسلمانان بلکه شیعه‌ها که خِیارٍ من خیار هستند، بلکه انسان‌های متدین و عاقل از اهل مذهب حق حاضر نیستند که دور هم بنشینند و براساس وجدانیات و احکام عقلیه که همه بدان معترفند، با هم صلح کنند، بنابراین ما چه انتظار از سازمان بین‌الملل و سازمان حقوق بشر داریم؟
در زمان جاهلیت حاکم اصفهان مال‌التجاره‌ عمر و ابوطالب و ... را می‌گیرد و مصادره می‌کند، آن‌ها نزد انوشیروان می‌روند، انوشیروان از وزیر خود سؤال می‌کند: اینها چه می‌خواهند؟ می‌گوید: پول می‌خواهند، زیرا صلاح ندید که بگوید: از حاکم اصفهان شکایت دارند، به سخن آن‌ها توجهی نشد، لذا بار دیگر- گویا با فاصله زمانی - نزد انوشیروان رفتند، انوشیروان دستور داد که مترجم را عوض کردند!
آری، اگر حرف همدیگر را نمی‌فهمیم باید مترجم را عوض کنیم تا حرف یکدیگر را خوب بفهمیم تا به صلح برسیم.
چنان که در مورد دیگر شاه ناشنوایی دستور داده بود که وقتی شخص مظلوم یا متظلم خواست نزد او بیاید، لباس سرخ بپوشد!
در جنگ بین دو طایفه یا باید هر دو فاسد باشند، یا یکی از آن‌ها؛ زیرا اگر هر دو صالح و اهل صلاح باشند، با هم جنگ نخواهند داشت، بلکه سلاح را زمین می‌گذارند و می‌نشینند و با هم تفاهم‌ و مصالحه می‌کنند.
سازمان ملل هم در حل اختلافات تابع دولتی است که از همه، اقوی و قدرتمندتر باشد و اگر جنگ به ضرر آن‌ها باشد و نخواهند ادامه یابد؛ از آن جلوگیری می‌کنند و گرنه، نه.
نظیر اینکه اگر فعل حرامی به صلاح ما نباشد و میل نداشته باشیم، آن را انجام دهیم، زهد می‌کنیم و از آن اجتناب می‌کنیم و از نفس خود جلوگیری می‌کنیم!
چنان که آقایی می‌گفت: پسر من مریض است، و از هر چه اشتها ندارد و یا دستش نمی‌رسد پرهیز می‌کند!
شما انسان‌های متخاصم که اشرف مخلوقات هستید، چرا نمی‌نشینید تا برای رفع خصومت‌ها، فکر و در نتیجه راه‌حل پیدا کنید؟!
متمدن‌ترین دولت‌ها، آمریکاست، چون متمول‌ترین کشورها است، ولی همین دولت از اداره‌ کشور خودش عاجز است، لذا چند بار ملت و مردم خود جنگیده است!
بیست سال قبل در تهران، از خیابانی عبور می‌کردیم، دیدیم یک طرف خیابان سفارت آمریکا است و طرف دیگر روبروی آن را هم که ساختمان دیگری بود، بدون اینکه نیازی به آن داشته باشند، تنها به این دلیل که به سفارت آن‌ها مشرف است، اجاره کرده‌اند؛ تا به دست دیگران نیفتد و برای دیگران معلوم نشود که چه کسانی به سفارت آن‌ها آمد و شد می‌کنند و با استراق سمع و جاسوسی از اسرار آن‌ها اطلاع پیدا نکنند، ملاحظه می‌فرمایید که انسان، بلکه متمدن‌ترین انسان‌ها با این همه ادعاها که در پیشرفت دانش و علم دارند، از دست هم آرامش و آسایش ندارند!
آقایی می‌گفت: در بادکوبه در کاروانسرایی تجارت خانه داشتیم، از سوی یک مأمور ایرانی از طرف شاه وقت ما را برای بازجویی خواستند و مقصودشان از تحقیقات این بود که بفهمند آیا روسی‌هایی که در قفقاز هستند، از دست شاه و دستگاه او راضی‌اند، یا نه.
من هم گفتم: بله راضی هستیم، و از اقدامات شاه تعریف و تمجید کردم، ولی به این اکتفا نکردند. بلکه قرآن آوردند و مرا قسم دادند که آیا هر چه می‌گویی راست است، یا نه؟! هم چنین پرسیدند: روسی‌هایی که در اطراف شما هستند، چه طور؟ گفتم: آن‌ها هم راضی هستند و همین سؤال‌ها را از تجار دیگر هم کردند.
*برنامه اصلاح فرد و جامعه در زمان غیبت
همه می‌دانیم زعیم ما در این زمان غیبت، دست بسته و زندانی است و حق ندارد در میان جمعیت، خود را معرفی کند و نشان دهد.
آقایی گفته بود: در خواب دیدم گروهی آمدند از شهر عبور کنند، مخفیانه با هم وعده گذاشتند که خود و جای خود را پنهان کنند و پس از خرید از بازار و انجام کارهایشان، یکی یکی در محل و یا قهوه‌خانه‌ای خاص همدیگر را ببینند - نغوذ‌بالله- مثل قاچاقچی‌ها و دزدها که از شهر و اهل آن در وحشتند، جدا جدا و یکی یکی در فلان محل یا قهوه‌خانه یکدیگر را ملاقات کنند. تا اینکه در خواب دیدم دور هم جمع شدند، همه آدم‌های نورانی بودند، به حدی که نمی‌شناختم رئیس آن‌ها کدام است و معمم نبودند جز یکی از آن‌ها ولی از بس نورانی بودند تشخیص نمی‌دادم که او رئیس است. یکی از آن‌ها درباره‌ من چیزی می‌گفت، خبرهایی می‌داد. یک مرتبه یکی از آن‌ها به او اشاره کرد که دیگر نگو و او ساکت شد، از این جا فهمیدم که رئیس همان شخص است و متوجه شدم که معمم در میان آن‌ها فقط او بود.

بله، کار صاحب ما نغوذ بالله به جایی رسیده که یقین داریم بسیاری از حکومت‌ها، او و یارانش را مفسد و جانی و اخلالگر می‌دانند و اگر به آن‌ها دسترسی پیدا کنند، اعدام می‌کنند! اگر ما او را نمی‌شناسیم، او همه‌ ما را می‌شناسد و می‌داند و می‌بیند.
بالاخره، در این عصر بین ما و زعیم ما فاصله افتاده و او گرفتار است، خدا می‌داند اگر نواب اربعه زیادتر بودند چه بلاهایی بر سر آن‌ها می‌آوردند! اگر چه علمای بزرگی هم چون شیخ مفید بوده‌اند، ولی نواب اربعه از جهاتی راجع‌ بوده‌اند.
برای نمونه در مجلسی در بغداد یکی از علمای عامه از حسین بن روح سؤال کرد: خلیفه‌ بعد از پیغمبر(ص) کیست؟
او گفت: صحیح پیش ما این است که خلیفه‌ بعد از رسول‌الله(ص) عبارت‌اند از: ابوبکر و عمر و عثمان و علی!
بعد گفتند: چه نسبت‌ها و تهمت‌ها به این آقا می‌زدند که رافضی است، در صورتی که خود صریحاً اعلام می‌کند که مذهبش مثل ماست! اگر این تقیه‌ها نبود، آن‌ها هم نبودند؛ ولی ما تقیه آن 4 نواب چهار صد تا شدند! عامه خیلی از تقیه‌ ما ناراحتند و فحش‌ها نثار ما می‌کنند.
آیا با وجود این می‌شود در این زمان غیب کار کرد؟! آیا مقاتله و جهاد، بر ضرر مسلمانان تمام نمی‌شود؟! حال اگر مقاتله نشد و یا نکردیم، آیا راهی برای اصلاح خود و اصلاح دیگران و جامعه داریم یا نه؟ آیا راهی جهت حفظ خود از فساد و اصلاح فاسدهای قابل اصلاح در جامعه وجود دارد یا خیر؟
به گمان بنده این یک راهی است که هیچ کس نمی‌تواند انکار کند که نشدنی است و یا اینکه پیش نمی‌رود و بی‌نتیجه و بی‌فایده است و در عین حال، اشکالاتی و معذوراتی را که راه‌های دیگر دارند، ندارد.

آن راه این است که هر شخصی باید برنامه اصلاحیه‌ای برای خود تهیه کند، به این صورت که مشخص کند این‌ها اصول اعتقاداتی است که من به آن‌ها یقین دارم، در زمینه‌ توحید و نبوت و امامت و ... و این‌ها معتقدات بنده است و از روی دلیل بدان عقیده دارم، خواه اظهار بکنم یا نکنم و خواه چیزی اتفاق بیفتد، یا نیفتد، حتی اگر حکومت، دست سفیانی بیفتد و من مجبور شدم که از روی تقیه به او بگویم: «الحق معک» (حق با توست) چون اگر نگویم کشته می‌شوم، و یا نزدیکان و دوستانم کشته می‌شوند - اشکالی نداشته باشد.
پس از آنکه انسان برنامه‌ خود را درست کرد، باید اول خودش به آن التزام عملی داشته و به آن متعهد شود تا از ناحیه آخرتی خاطر جمع شود و پس از آنکه خود را با این برنامه‌ اصلاحی اصلاح کرد، می‌تواند دیگران را هر چند افراد منصف را با خود هم عقیده کند، و تدریجاً به افراد بگوید که این عقیده من است و این هم دلیل من.
به این ترتیب، هر کس می‌تواند کم و بیش دیگران را در برنامه صحیح خود داخل کند، آن افرادی که به این برنامه عمل می‌کنند اول خود را اصلاح می‌کنند و بعد به نوبه‌ خود با فرد سومی مطرح می‌کنند و مانند شخص اول او را به طریقه صحیح خود دعوت می‌کنند.
بدین ترتیب، هر طالب اصلاحی از روی برنامه و ادله‌ صحیحه وقتی خود را اصلاح کرد، دومی و سومی و چهارمی و ... را اصلاح می‌کند و کار به جایی می‌رسد که محیط و افراد جامعه همه صالح می‌شوند. آیا این مطلب قابل تشکیک است؟!

با این راه، اهل ایمان و عقلا و اهل انصاف صالح می‌شوند و لازم نیست شمشیر به دست بگیریم و با اهل باطل محاربه کنیم و یا با اهل حق محاربه کنیم، زیرا در جنگ شروط محاربه لازم است که برای همه و همیشه میسر نیست، ولی ما با این راه می‌توانیم شرایطی را فراهم کنیم که گروه‌های بسیار و جامعه را اصلاح کنیم و شرط آن چیزی جز اصلاح خود و اصلاح غیر نیست.
اگر کسی در این کار جدی باشد، گمان نمی‌کنم پشیمان شود و اگر این برنامه به دست افراد منصف افتاد، دیگری را اصلاح می‌کند و آن دیگری هم همین طور، و در نتیجه، بر خلاف امراض مسری، اصلاحات مسری، تحقق پیدا می‌کند. خداوند متعال می‌فرماید: «ومن احیاها فکانما احیاء الناس جمیعا»، هر کس یکی را احیا کند، گویا همه‌ مردم را احیا کرده است.

منظور از حیات در این آیه شریفه، نجات دادن از ضلالت و گمراهی در دین است، این راه اصلاح را نباید کالعدم و نشدنی حساب کنیم و گرنه پشیمان می‌شویم از اینکه می‌توانستیم عادل و صالح فراهم کنیم و نکردیم و در وسع ما بود و قدرت داشتیم که دنیا را به امن و امان و عدالت وادار کنیم و نکردیم.


به گزارش 598 به نقل از خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس

امضای خادم الزینب
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری...


چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 29-08-2013, 13:32   #6
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,468
Thanks: 7,301
Thanked 27,121 Times in 7,240 Posts
پیش فرض

پای درس اخلاق حاج آقا مجتهدی؛
نمازشب‌خوان‌ها بدون حساب به بهشت می‌روند





روز قیامت خداوند تمامی مردم را در یک جا جمع می‌کند، منادی ندا سرمی‌دهد که ای کسانی که در دنیا سحرها برمی‌خاستید و تهجد می‌کردید و نماز شب ...



ملا محمدعلی مجتهد، معروف به مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی از علمای بنام تهران بود که سال 86 بدرود حیات گفت، اما سخنرانی‌ها و پندهای عرفانی و اخلاقی وی به یادگار مانده است و می‌توانیم هر چند به صورت مجازی هم که شده پای درس این استاد اخلاق تلمذ کنیم.
آیت‌الله مجتهدی رابطه خوبی با طلاب داشت، طوری که فضای گرم و صمیمی بر حوزه علمیه‌شان حاکم بود. این استاد برجسته اخلاقی، مباحث را چنان رسا ارائه می‌‌داد که بر دل می‌‌نشست؛ به طوری که حتی هم ‌اکنون نیز نشستن پای صحبت و کلاس اخلاق ایشان خالی از لطف نیست.
ما جزو کدام دسته هستیم
قال الصادق (ع) : (إن اَلْعُبادُ ثَلاَثَةُ) عُباد یعنی بنده ها سه قسم اند.

عبادت از ترس عذاب


«قَوْمٌ عَبَدُوا اللٌّهَ عَزَّ وَجَلَّ خَوْفاً»؛ عبادت از ترس عذاب مثل ما، از ترس جهنم صبح بیدار می شویم نماز صبح می خوانیم. می گوییم اگر نماز نخوانیم جهنم می رویم. اگر جهنم نبود نمی‌خواندیم. مخصوصا شب هایی که کوتاه است و خسته‌ایم از ترس جهنم بیدار می شویم. این یک دسته (فَتِلْکَ عِبَادَةُ الْعَبِیدِ) این عبادت عبید است همانطور که عبد از ترس مولا اطاعت مولا می‌کند که کتک نخورد.


عبادت به امید بهشت


«وَقَوْمٌ عَبَدُوا اللٌّهَ تَبَارَکَ وَتَعَالـى طَلَبَ الثَّوَابِ» دسته دیگر عبادت برای بهشت و ثواب. می‌گوید دعا کنم که ثواب دارد. یک دسته هم برای ثواب می خوانند «فَتِلْکَ عِبَادَةُ الأُجَرَاءِ» این هم عبادت اُجَراست، عمله کار می‌کند و مزد می‌گیرد. این هم عبادت می کند که گلابی بهشت بخورد و چلوکباب بهشت بخورد و حوری بهشت به او بدهند. این هم یک دسته. این هم عبادت اُجَرا. یعنی برای مزد.


عبادت به خاطر دوستی با او


«وَقَوْمٌ عَبَدُوا اللٌّهَ عَزَّ وَجَلَّ حُبًّا لَهُ» عبادت می‌کند؛ چون خدا را دوست دارد مثل امیرالمومنین(ع) خدایا من عبادت می کنم نه از ترس جهنم نه طمع به بهشت. خودت را می خواهم. یک نفر گفته بود خدایا اگر می خواهی مثل علی (ع) بنده گیرت بیاید، حسرت را به دل ببر همان یک نفر بود که این حرف را زد.

این کلام امیرالمومنین (ع) بود که: «الهی ما عبدتک خوفاً من نارک ولا طمعاً فی جنتک و لکن وجدتک مستحقا للعباده فعبدتک». که خدایا من ترس از جهنم ندارم و طمع به بهشت هم ندارم خودت را می‌خواهم. مستحق عبادت دیدم، حب به تو دارم که عبادت می‌کنم. «فَتِلْکَ عِبَادَةُ الأَحْرَارِ»؛ یعنی عبادت آزاد مردان. احرار، آزاد مرد است «وَهِیَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةَ» این افضل عبادت است که حُبًّا لَهُ عبادت کند. اگر بگویند بهشت و جهنم بگوید نه من کاری ندارم.


نماز شب
از امام صادق (ع) روایت شده است که حضرت فرمودند: «ما مِن عَمَلٍ حَسَنٍ یَعمَلُهُ العَبدُ اِلا وَ‌ لَهُ ثَوابُ فِی القُرانِ، اِلا صَلاةَ اللَیلِ»؛ «تمامی حسنات و کارهای نیک ثوابشان در قرآن بیان گردیده به جز نماز شب.»
یعنی ثواب و پاداش نماز شب در قرآن نوشته نشده، چرا؟ برای اینکه ثواب نماز شب بسیار زیاد و بسیار مهم است و چون مهم است نوشته نشده، «فَاِنَ اللهَ لَم یُبَیِّن ثَوابَها لِعَظیم خِطَرِهِ عِندَهُ»؛ «خداوند به دلیل عظمت و بزرگی نماز شب، پاداش آن را مشخص نکرده است.» مثل اینکه در مجلسی که عوام نشسته‌اند، کسی بیاید از «شیخ انصاری» تعریف کند،‌ خب مشخص است که عوام بی‌سواد نمی‌فهمند که شیخ انصاری کیست. از شیخ انصاری باید در مجلس علما و در جمع طلاب صحبت کرد. چرا؟ چون شأن و مقام شیخ انصاری بالاتر از این است که در مجلس عوام از او صحبت شود حالا نماز شب هم همین گونه است. از آن جایی که شأن بسیار والایی دارد، خداوند از پاداش آن سخنی نگفته، بلکه فرموده:
«فَقالَ: تَتَجافی جُنُوبُهُم عَنِ المَصاجِعِ یَدعُونَ رَبَّهُم خَوفاً وَ طَمَعاً وَ مِما رَزَقناهُم یُنفِقُون فَلا تَعلَمُ نَفسُ ما اُخفِیَ لَهُم مِن قُرَةِ اَعیُنٍ جَزاءُ بِما کانُوا یَعمَلوُنَ»؛ پهلوهایشان را از بستر خواب (در دل شب) حرکت می‌دهند، با بیم و امید خدای خود را می‌خوانند و از آنچه که روزی آنها کردیم انفاق می‌کنند. هیچ کس نمی‌داند پاداش نیکوکاری او را که چه نعمت‌ها و لذته‌های بی‌نهایت که روشنی بخش دیده است و در عالم غیب برای او ذخیره شده است.

جایگاه نماز شب خوان‌ها در روز قیامت

چه قدر ثواب دارد نماز شب! در روایت آمده است که:‌ »خداوند نماز شب خوان‌ها را در بهشت خود می‌برد.»
بهشت چند قسم است: بهشت عدن، جنت فردوس،‌ ... اما یک بهشت هم فقط ‌ مال خود خداست. همان بهشتی که در قرآن خداوند خطاب به نفس مطمئنه می فرماید که در آن وارد شو: «فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی»؛ تو در بین بندگان من بیا، تو را وارد بهشت خود می نمایم.
این بهشت مهم است. لذا در بهشت های معمولی انسان، دوستان و رفقایش را نمی بیند، به همین خاطر از خداوند می پرسد: «خدایا، رفقا و دوستان من کجا هستند؟» خطاب می رسد که: «فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر»؛ آنها به حضور رفته اند و در بهشت خدا جای دارند. بنابراین، بهشت خدا، غیر از این بهشتی است که ما شنیده ایم. بهشت خدا خیلی عالی است. آنجا خوب است.
پس خداوند افراد نماز شب خوان را در بهشت خودش و در جوار خودش جای می دهد و آنان را «آمنهم من خوفه»؛ از ترس ایمن می کند و «و انه اذا کان یوم القیامه جمع الله خلائق فی موقف»؛ و روز قیامت که می شود، خداوند تمامی مردم را در یک جا جمع می کند «ینادی منادی ایها المتهجدون فی الدنیا قوموا، فادخلوا الجنه بغیر حساب»؛ منادی ندا سر می دهد که ای کسانی که در دنیا سحرها بر می خواستید و تهجد می کردید و نماز شب می خواندید، از جای برخیزید و بلند شوید و بدون حساب به بهشت بروید.
در این وقت کسانی که اهل نماز شب بودند، از بین جمعیت بلند می شوند و به سمت بهشت می روند، در حالی که خداوند هنوز به حساب خلائق نرسیده و بعد از رفتن آنها به بهشت، «ثم یشغل بحساب الخلائق»؛ خداوند مشغول رسیدگی به حساب و کتاب مردم می شود.
«و ان رکعتین منها احب الی الرسول من الدنیا و ما فیها»؛ دو رکعت نماز شب نزد پیامبر خدا(ص) محبوب تر از دنیا و آنچه که دردنیاست.
«و انها من باقیات الصالحات» نماز شب از باقیات صالحات است، یعنی باقیات الصالحاتی که در قرآن آمده که «والباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر املا» منظور نماز شب است.

«و ان البیوت التی تصلی فیها باللیل و بتلاوه القرآن تضیء لاهل السماء کما تضیء النجوم السماء لاهل الارض»؛ و آن خانه هایی که در آنها نماز شب خوانده می شود و قرآن تلاوت می گردد، به اهل آسمان ها روشنایی می دهند و می درخشند، همانگونه که ستارگان به اهل زمین نور می دهند و برای آنها می درخشند.
چه طور ما ستاره ها را می بینیم که نور دارند و در حال درخشش هستند، خانه هایی هم که در آنها نماز شب خوانده می شود، برای اهل آسمان درخشش دارند. حضرت ابراهیم به خاطر خواندن نماز شب به مقام خلیل اللهی رسید « و ان ابراهیم بها و باطعام الطعام صار خلیل الرحمان»؛ همانا حضرت ابراهیم به خاطر خواندن نماز شب و دادن اطعام به مقام خلیل الرحمانی رسید. حضرت ابراهیم (ص) به خاطر اینکه به فقرا و تنگدستان غذا می داد و نماز شب می خواند به مقام خلیل اللهی رسید.


پی نوشت :
(حدیث از کتاب اصول کافی ، جلد دوم ، باب عبادت ، حدیث پنج ، صفحه ی 84)
منبع:دانشجو
عقیق

امضای خادم الزینب
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری...


چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 29-08-2013, 14:58   #7
حق آب و گل داره
 
خادم اهلبیت آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2011
محل سکونت: خوزستان آوردگاه سرخ دلیران
نوشته ها: 1,795
Thanks: 5,983
Thanked 4,241 Times in 1,531 Posts
پیش فرض

سئوالی از یکی از روحانیون پرسیدم اما پاسخ درست دریافت نکردم و آن این بود :
اگر نماز شب را برای یکی از انگیزه های اول و دوم (از ترس عذاب یا به امید بهشت) بخوانی آیا اجر آن نصیب خواهد شد ؟
من دیده ام کسانی که در این اقدام هم ریا می کنند و نماز شب خواندنشان را به رُخ می کشند .

امضای خادم اهلبیت
حسین جان :
انّی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم الی یوم القیامه .

****************
مهدیا
آنچنان در انتظارت لحظه ها را میشمارم
در شمار روز و شب با قلب خونین در حسابم

وبلاگ من :

www.khadem43.blogfa.com
بفرمایید
خادم اهلبیت آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to خادم اهلبیت For This Useful Post:
قدیمی 31-08-2013, 21:29   #8
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
خادم الزینب آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Oct 2010
محل سکونت: مازندران
نوشته ها: 13,468
Thanks: 7,301
Thanked 27,121 Times in 7,240 Posts
پیش فرض

چگونه لذت نماز را بچشیم





توصیه‌های آیت الله بهجت برای آن‌هایی که می‌خواهند لذت نماز را بچشند.



توصیه‌های آیت الله بهجت برای آن‌هایی که می‌خواهند لذت نماز را بچشند: "این احساس لذت در نماز یک سری مقدمات خارج از نماز دارد و یک سری مقدمات در خود نماز. آن‌چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند.

معصیت روح را مکدر می‌کند و نورانیت دل را می‌برد. در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود. یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند و توجهش به غیر خدا مشغول نشود و اگر به طور غیر اختیاری توجهش به جایی منصرف شد به محض التفات پیدا کردن باید قلبش را از غیر خدا منصرف کند.


وقتی وارد نماز می‌شوید هنگام خواندن حمد و سوره به معنای آن توجه کنید تا ارتباط حفظ شود."



منبع:جام نیوز

امضای خادم الزینب
بكوش عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری...


چیزی و نفهمیدی منکرش نباش...
خادم الزینب آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following User Says Thank You to خادم الزینب For This Useful Post:
قدیمی 01-09-2013, 19:02   #9
مدیر انجمن جنگ نرم و پزشکی
 
منتقمُ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2013
محل سکونت: خـراب آبـاد
نوشته ها: 8,643
Thanks: 18,365
Thanked 20,428 Times in 7,459 Posts
پیش فرض

در محضر مرحوم آیت الله بهجت


دانشجویی از آیت الله بهجت ره پرسید:« دانشجو هستم و می خواهم دعایی به حقیر تعلیم نمایید تا حافظه ام قوی شود زیرا بسیار فراموش کار هستم؟»
ایشان در پاسخ به این دانشجو فرمود:« برای پیشرفت در تحصیلات، ملتزم به دعای “سُبْحانَ مَنْ لا" یَعْتَدی عَلی اَهلَ مَمْلَکَتِةِ سُبْحانَ مَنْ لا یَاْخُذُ اَهْلَ الْاَرضِ بِاَلْوانِ الْعَذابِ سُبْحانَ الرَّؤُفِ الرَّحیمِ اللهُمَّ اجْعَلْ لی فی قَلبیْ نُوراً و بَصَرَاً و فَهْماً و عِلْماً اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْئٍ قَدیرٌ ” بعد از هر فریضه[نمازهای واجب] باشید.

امضای منتقمُ الزهراء
عشق عاشق را به بیماری می کشاند، بیمار زرد روی است و خواب و خور ندارد و از درد می نالد و می گرید.
سلامت دنیا بیماری است و بیماری اش شفا و سلامت، چراکه بنیان دنیا در عادات است و سلامت حقیقی، هرچه هست در ترک عادات است و عتق از ملکات ...

(التماس دعا)

منتقمُ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to منتقمُ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 01-09-2013, 19:42   #10
مدیر انجمن جنگ نرم و پزشکی
 
منتقمُ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2013
محل سکونت: خـراب آبـاد
نوشته ها: 8,643
Thanks: 18,365
Thanked 20,428 Times in 7,459 Posts
پیش فرض

آیت الله بهجت در لحظات آخر عمر چه گفتند؟



روز یکشنبه حوالی صبح حالشان به وخامت رفت به حدی که نماز صبح شان را با تیمم خواندند و این حالت سابقه نداشت اما لحظات آخر جمله ای را گفتند که من حداقل چند بار شنیدم.



پسر حضرت آیت الله بهجت ره حاج علی، درباره چگونگی رحلت آیت الله بهجت گفتند: آقا شب شنبه مثل همیشه برای تهجد بیدار شدند.

اما از روز یکشنبه حوالی صبح حالشان به وخامت رفت به حدی که نماز صبح شان را با تیمم خواندند و این حالت سابقه نداشت و بعد از نماز خودشان به طور غیر عادی به طرف قبله دراز کشیدند و مشغول ذکر شده و می گفتند: « السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

تا حوالی ساعت ۱۰:۳۰ صبح من وقتی به اتاق ایشان آمده بودم دیدم خودشان بدون کمک کسی لباسشان را پوشیده و آماده رفتن به درس هستند به ایشان عرض کردم آقا نیم ساعت زود آماده شدید.

در پاسخم فرمود:« می دانم خواستم زودتر آماده باشم.»

اتاق را ترک کردم و دقایقی که به ساعت ۱۱ مانده بود خبر دادند که معظم له از رفتن درس و نماز منصرف شدند با تعجب و سرعت خودم را به ایشان رساندم جویای علت شدم. دستشان را روی شکمشان گذاشتند و فرمودند: « درد می کند! با خودمان فکر کردیم ایشان مثل همیشه دچار کسالت مختصر شده اند وباز هم خوب و بهبودی می یابند. من لیوان آبی برای ایشان آوردم و چند جرعه نوشیدند.»

اما متاسفانه حوالی ساعت ۲ عصر بود که وقتی وارد اتاقشان شدم و ایشان را صدا زدم جواب ندادند و ظاهرا از دنیا رفته بودند.

ساعاتی قبل از وفاتشان بلند فرمودند:« السلام علیکم و رحمة الله و برکاته » حقیر پنج بار را شنیدم.

یک هفته قبل از وفاتشان زیاد از مرگ صحبت می کردند و روز پنجشنبه یعنی سه روز قبل از وفاتشان در جمع خانواده شعری خواندند که معنایش این بود، کاروان رفت و ما هم داریم می رویم! و ما تعجب کردیم چرا ایشان این اشعار را خواندند.

امضای منتقمُ الزهراء
عشق عاشق را به بیماری می کشاند، بیمار زرد روی است و خواب و خور ندارد و از درد می نالد و می گرید.
سلامت دنیا بیماری است و بیماری اش شفا و سلامت، چراکه بنیان دنیا در عادات است و سلامت حقیقی، هرچه هست در ترک عادات است و عتق از ملکات ...

(التماس دعا)

منتقمُ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 2 Users Say Thank You to منتقمُ الزهراء For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده
محب المهدي (عج)

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
استاد حسين انصاريان golenarges شخصيت های مرتبط با جهان اسلام 1 03-07-2013 17:34
رنج‏ هاى پيامبر (ص) در مسير تبليغ golenarges اهل بيت (عليهم السلام) 0 26-06-2013 18:04
ماجرای غم انگیز فدک safaeei فاطمة الزهراء (س) 0 09-06-2013 16:28
آيا حجت بودن امام زمان (ع) مخالف آيه 165 سوره نساء نيست؟ اشاره اعتقادي 0 24-03-2013 19:22
گلوله ای كه سیر تاریخ ایران را عوض كرد محبّ الزهراء شخصيت های مرتبط با جهان اسلام 0 06-03-2013 08:22

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 09:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1