شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 03-06-2010, 08:15   #1
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض آیت الله شیخ فاضل لنکرانی

موطن: قم
نام پدر : مرحوم آیة الله حاج شیخ فاضل لنکرانى
تاريخ وفات: 26/3/1386

زندگینامه ها:

منبع :

[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]

نگاهى گذرا به زندگى مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیة الله العظمى فاضل لنکرانى

عالم ربانى و مرجع بزرگ تقلید شیعیان حضرت آیة الله العظمى حاج شیخ محمد فاضل لنکرانى در سال 1310 هجرى شمسى در شهر مقدس قم و در خانواده علم و فضیلت و عمل چشم به جهان گشودند. والد معظم ایشان، مرحوم آیة الله حاج شیخ فاضل لنکرانى از علماى صاحب نام و از اساتید بزرگ حوزه علمیه و از معتمدان و مصاحبان آیة الله العظمى بروجردى مرجع بزرگ شیعیان جهان و از اصحاب استفتاء ایشان، و والده مکرمه شان از فرزندان سادات معروف مبرقع از طوایف اصیل و پاک و خدوم قم بودند.

موقعیت خاص خانوادگى و آشنائى و رابطه نزدیک این خانواده اصیل علمى و معنوى با بزرگان حوزه علمیه قم همانند حضرت امام خمینى، ایجاب میکرد کودک با استعدادى که در این خانواده چشم به جهان گشوده بود، عرصه علوم دینى و سیراب شدن از زلال معنویت و فضائل اخلاقى و عملى را بر هر صحنه و عرصه دیگرى ترجیح دهد و خود را به سرچشمه علوم اهل بیت که حوزه علمیه قم در آن زمان به برکت وجود مرحوم آیة الله العظمى حاج شیخ عبدالکریم حائرى یزدى مؤسس حوزه و مرحوم آیة الله العظمى حاج سید حسین طباطبائى بروجردى احیاگر این حوزه، اعلى الله مقامهما الشریف، رونق چشمگیرى داشت بسپارد و از این گنجینه سرشار از علم و فضیلت و معنویت بهره بردارى نماید. به همین جهت بود که، همانطور که در مبحث زندگى علمى ایشان خواهید خواند، ایشان بعد از پایان تحصیلات ابتدائى و دبستانى، ورود به حوزه علمیه را بر هر چیز دیگرى ترجیح داده و مشتاقانه براى برآوردن خواست درونى خود که بهره مند شدن از علوم دینى و معنویت بود، به تلاش بى امان و درخشانى در زمینه درس و بحث و مصاحبت بزرگان حوزه پرداختند.

در سایه همین اشتیاق وافر و تلاش و پشتکار بود که ایشان در عنفوان جوانى به مقامات عالیه علم و کمالات رسیدند بطوریکه از مرحوم آیة ا لله محسنى ملایرى که روابط نزدیکى با مرحوم آیة الله العظمى بروجردى داشت نقل است که میگفتند مرحوم آیة العظمى بروجردى در زمانى که آیة الله فاضل در سن جوانى بودند بارها تصریح به اجتهاد ایشان داشتند. در سالهاى دهه 40 که آیة الله فاضل لنکرانى دوران جوانى را به کمال میرساندند و فاصله بین سى تا چهل سالگى را سپرى مى کردند، از مدرسان معروف، برجسته و کاملا شناخته شده اى بودند که فضلاى آن روز حوزه علمیه قم سطوح عالیه را در محضر ایشان میخواندند و حوزه هاى درس مکاسب و کفایه ایشان بسیار پرجاذبه و مجمع اهل فضل بود. در همین سالهاى دهه 40 بود که ایشان به درخواست جمعى از شاگردان کفایه خود، درس خارج اصول را آغاز کردند و در جمع علماى والامقام حوزه علمیه قم که در صراط هدایت حوزه در عرصه علم و عمل و فضیلت و معنویت حرکت مى کردند، درخششى فوق العاده داشتند.

قدرت بیان، تسلط بر مبانى علمى علماى علم اصول و فقهاى نامدار شیعه، آگاهى از آراء اهل سنت، فحص کامل و جامع، همراهى با شاگردان براى درک صحیح و کامل مطالب و ارائه پاسخ هاى همراه با اتقان و شکیبائى به اشکالات مستشکلین، از ویژگیهاى این مدرس پرکار و جامع نگر حوزه بود. به همین جهت، فضلاى آن روز حوزه علمیه قم که سطح عالى را به پایان برده بودند، به سرعت جذب حوزه درسى ایشان شدند و بعد از مدت کوتاهى که علاوه بر اصول، تدریس خارج فقه را نیز به تقاضاى فضلا پذیرفتند، حوزه هاى درسى فقه و اصول ایشان از پررونق ترین حوزه هاى درسى قم بود. از برکات این خرمن پرفیض علم و معنویت، وجود فضلا و علماى برجسته ایست که تعدادى از آنها از مدرسین صاحب نام حوزه هاى علمیه هستند، تعدادى از ممتحنین برجسته حوزه علمیه قم در عالیترین سطوح فعالیت مى کنند و تعدادى نیز در نقاط مختلف کشور به اداره حوزه هاى علمیه و ارائه خدمات علمى و فرهنگى و اجتماعى به مردم اشتغال دارند.

ساده زیستى، تقوا، تواضع، حسن سلوک با مردم و بویژه با شاگردان خود، از ویژگیهاى اخلاقى و زندگى عملى حضرت آیة الله العظمى فاضل لنکرانى است که از همان دوران کودکى در سرشت ایشان بود و در جوانى با برخوردارى از امتیازات معنوى حوزه تکامل یافت و از وجود این عالم نورسته، شخصیت با فضیلتى ساخت که زمینه هاى معنوى مرجعیت را در کنار برجستگى هاى علمى شکل داد. بدین ترتیب، این عالم عامل متقى در سالهاى دهه 50 در ردیف بزرگان علم و فضیلت و معنویت مورد توجه علما، فضلا و مؤمنین به عنوان یکى از برجسته ترین افرادى که داراى صلاحیت مرجعیت مى باشند قرار گرفت بطوریکه مراجعات زیادى براى انتشار رساله عملیه به ایشان میشد و بسیارى از علماى صاحبنظر حوزه و شهرستانها ایشان را به عنوان مرجع تقلید بعد از مراجع موجود در آن زمان معرفى میکردند. سوابق درخشان مبارزاتى علیه رژیم طاغوت و حمایت هاى مستمر از نهضت امام خمینى و توجه خاصى که حضرت امام به ایشان داشتند، بطوریکه در پاسخ تسلیت شهادت آیة الله حاج سید مصطفى خمینى در سال 1356 با عبارت «انشاالله تعالى موفق به خدمت به حوزه هاى اسلامى باشید و افاضل از برکات شما بهره مند شوند» اعتماد علمى خود و در سالهاى بعد از پیروزى انقلاب اسلامى با محول نمودن اداره امور حوزه علمیه قم به ایشان به عنوان شخصیتى که در رأس جامعه مدرسین حوزه علمیه در آن زمان قرار داشت، مراتب اعتماد عملى خود را به ایشان ابراز نمودند، جایگاه ویژه اجتماعى آیة الله العظمى فاضل را نشان میداد که مکمل جنبه هاى علمى و معنوى ایشان بود.

صفاى باطن و ارادت خالصانه به معصومین علیهم السلام که گوشه اى از آن در حضور مستمر آیة الله العظمى فاضل لنکرانى در مراسم بزرگداشت رسول گرامى اسلام و ائمه طاهرین و ام الائمة المعصومین حضرت فاطمه زهرا صلوات الله علیهم اجمعین، اعم از عزادارى ها و جشن ها و اهتمام به برپائى این مراسم متجلى است، از جلوه هاى معنوى این عالم عامل و مرجع بزرگ است. نکته بسیار ارزنده اینکه توجه به این امور هرگز ایشان را از تلاش براى پالایش عزادارى ها و جشن ها از خرافات و زیاده روى ها غافل ننموده بطوریکه در بیانات و پاسخ به استفتائات، بر رعایت نوع برگزارى و بر اتقان مطالبى که در مجالس مربوط به معصومین علیهم السلام مطرح میشود تاکید دارند. همچنین توجه به امور معنوى هرگز ایشان را از تلاش هاى علمى مستمر و تحقیق و تالیف باز نداشته بطوریکه اکنون ده ها جلد از تحقیقات علمى ایشان انتشار یافته و دردسترس فضلا و محققین مى باشد.

توجه به مشکلات مردم و تلاش براى حل مشکلات و رفع گرفتاریهاى آنان و توصیه به مسئولین امر براى رسیدگى به مردم نیز از امورى است که هرگز مورد غفلت آیة الله العظمى فاضل لنکرانى قرار نگرفته است. در سطح جهان اسلام نیز ایشان به مصائب مسلمین توجه خاص مى نمایند و با شناخت دقیقى که از مسائل سیاسى جهان دارند، همواره مواضع روشنى علیه دشمنان اسلام و دشمنان بشریت اتخاذ نموده اند که موضعگیریهاى ایشان در حمایت از مردم مظلوم فلسطین و عراق و افغانستان و حمایت قاطع ایشان از حکم امام خمینى به ارتداد سلمان رشدى و برخورد با توطئه هائى که علیه این حکم صورت گرفت از نمونه هاى این موضعگیریهاست.

مجموعه این ویژگیهاى علمى، عملى و معنوى که گوشه اى از آنها را برشمردیم موجب شد بعد از رحلت مراجع تقلید طبقه قبل یعنى حضرت امام خمینى و حضرات آیات خوئى، گلپایگانى و اراکى، زمانى که مسئولیت خطیر مرجعیت برعهده بزرگان دیگرى قرار میگرفت، حضرت آیة الله العظمى فاضل لنکرانى به عنوان مرجع تقلید مورد توجه علما و مردم قرار گرفتند و اکنون از مراجع طراز اول تقلید مى باشند.

اخلاص در عمل، شرط همه موفقیت هاست. این ویژگى براى عالمان دینى و بخصوص مراجع تقلید بالاترین ضرورت است که با برخوردارى از آن، خداى متعال نفوذ معنوى بالائى در اختیار آنان قرار میدهد و ابواب متعددى را براى خدمت به دین و بندگان خود در برابرشان میگشاید. این، واقعیتى است که در طول تاریخ مرجعیت شیعه کاملا مشهود بوده و نمونه هاى زیادى در تاریخ پرافتخار مرجعیت شیعه ثبت است.

برخوردارى حضرت آیة الله العظمى فاضل لنکرانى از همین ویژگى موجب شد ایشان با عنایت خداى متعال خدمات ارزنده اى به حوزه هاى علمیه در ایران و خارج از ایران ارائه نمایند. پرداخت شهریه قابل توجه به روحانیون حوزه علمیه قم که اکنون داراى 43000 روحانى است، حوزه علمیه مشهد با 10000 روحانى، حوزه علمیه اصفهان با 6000 روحانى و حدود 200 حوزه علمیه داخل کشور و تعدادى از حوزه هاى علمیه خارج از کشور از قبیل جمهورى آذربایجان از الطاف الهى است که شامل حال ایشان شده است. اهمیت این خدمت بزرگ به حوزه هاى علمیه زمانى روشن مى گردد که به این نکته توجه شود که حضرت آیة الله العظمى فاضل لنکرانى اجازه نمیدهند از غیر وجوه شرعیه، شهریه پرداخت شود و شهریه هائى که ایشان به طلاب و فضلا و علماى حوزه هاى علمیه پرداخت مى کنند، تماما از وجوه شرعیه است که توسط مؤمنین و مقلدین ایشان تامین مى شود.

شایستگى هاى اخلاقى و فضائل معنوى حضرت آیة الله العظمى فاضل لنکرانى ودیعه اى است که با خانواده پرفضیلت فاضل لنکرانى از دیرباز همراه بوده است. والد معظم ایشان مرحوم آیة الله حاج شیخ فاضل لنکرانى به دلیل برخوردارى از فضایل معنوى آنچنان مورد توجه و اعتماد مرجع بزرگ جهان تشیّع مرحوم آیة الله العظمى بروجردى بودند که ایشان در وصیت نامه خویش تصریح نمودند سهم امامى که در اختیارشان بود بعد از رحلت ایشان توسط فرزند بزرگشان و نیز آیة الله حاج شیخ فاضل لنکرانى به مصرف حوزه علمیه برسد. نمونه همین اعتماد کامل را حضرت امام خمینى رضوان الله تعالى علیه نسبت به حضرت آیة الله العظمى فاضل لنکرانى دامت برکاته ابراز داشتند بطوریکه دستور فرمودند وجوه شرعیه اى که در اختیارشان بود بعد از رحلت ایشان توسط حضرت آیة الله العظمى فاضل لنکرانى و شوراى مدیریت حوزه علمیه قم به مصرف حوزه برسد. بعد از رحلت حضرت امام، با اقدام فرزند برومند ایشان حجت الاسلام والمسلمین حاج سید احمد آقا خمینى رحمة الله علیه شهریه حضرت امام توسط حضرت آیة الله العظمى فاضل لنکرانى تا 27 ماه پرداخت شد.

با اینکه سالهاست این وجود پربرکت از بیمارى رنج مى برند و دچار مشکلات زیادى هستند، اما از خدمات علمى، تحقیقى، معنوى و اجتماعى لحظه اى غفلت نمینمایند. حمایت از نظام مقدس جمهورى اسلامى و رهبرى آن، تقویت حوزه هاى علمیه، توجه ویژه به مجامع علمى و دانشگاهى، اهتمام به حل مشکلات مردم، رسیدگى به اقشار ضعیف جامعه و تلاش براى حفظ وحدت مسلمین، ارتقاء معنویت و تقویت ارزشها و آرمانهاى اصیل اسلامى و انقلابى همواره وجهه همت این مرجع بزرگ تقلید است. بى تردید، نهاد اصیل مرجعیت شیعه که از ارکان مهم جهان اسلام است، با استمرار خدمات گرانبهاى چنین شخصیت هاى برجسته اى که تجلى علم، فضیلت و معنویت هستند، تقویت خواهد شد، انشاالله.
مرورى بر زندگى علمى آیة الله العظمى فاضل لنکرانى

آیة الله العظمى حاج شیخ محمد فاضل موحدى لنکرانى در سال. 1310 ش مطابق با سال. 1350 ق دیده به جهان گشود.

پدر بزرگوارشان حضرت آیة الله فاضل لنکرانى یکى از روحانیون جلیل القدر و از محترم ترین بزرگان و اساتید حوزه علمیه قم به شمار مى رفت و ارتباط نزدیکى با آیة الله بروجردى داشت و یکى از اصحاب استفتاء ایشان و مورد اعتماد وى بود، همچنین از دوستان امام خمینى بود.

آن بزرگ مرد که از مهاجران قفقاز بود و سال ها در مشهد مقدس و حوزه علمیه زنجان به تحصیل وتدریس اشتغال داشت، یک سال بعد از آن که حوزه علمیه قم به دست تواناى حضرت آیة الله حاج شیخ عبدالکریم حایرى یزدى رحمة الله علیه، تأسیس شد، وارد حوزه علمیه مقدسه قم گردید.

در همان اوان با یکى از خاندان هاى اصیل وصلت کرده و از این ازدواج فرزندان نیکوتبار به دنیا آمدند و آیة الله حاج شیخ محمد فاضل موحدى لنکرانى، چهارمین فرزند آن خاندان و تنها فرزند روحانى پدر به شمار مى رود که در خانواده علم و تقوى و روحانیت تولد یافت ایشان از همان سالهاى کودکى، سخت تحت تأثیر جاذبه معنویت پدر قرار گرفته و دلباخته راه او شد و در آن عوالم پاک و بى آلایش کودکى تصمیم گرفت راه و روش زندگى پدر را سرمشق خود قرار دهد و به عالم روحانیت بپیوندد.
دوران تحصیل

ایشان پس از پایان شش سالگى به مدرسه ابتدایى وارد شد و به محض آنکه دوره شش ساله تحصیل ابتدایى را به پایان برد، با آنکه در تحصیلات جدید، رشد و توفیق زیادى بدست آورد و هوش و استعداد فراوان از خود بروز داده بود، از ادامه تحصیل در مدارس جدید صرفنظر کرد و باتوجه به علاقه شدیدش به تحصیل علوم دینى به جمع طلاب پیوست.

آیة الله فاضل در این رابطه نقل مى کند: «پس از پایان تحصیلات ابتدائى که در آن زمان شش سال بود، بلافاصله شروع به تحصیل رشته علوم دینى کردم، زیرا از همان دوران کودکى علاقه شدیدى نسبت به این رشته در خود احساس مى کردم. در آن زمان که سالهاى حاکمیت طاغوت به شمار مى رفت، خفقان شدیدى در کشور حکمفرما بود، با این حال هر وقت موضوع انشائى به دانش آموزان داده و ضمن آن از ما سؤال مى شد: «پس از پایان دوره ابتدایى در چه رشته اى ادامه تحصیل خواهید داد» با اینکه استعداد فوق العاده اى در علوم جدید از خود نشان مى دادم و حتى در امتحانات نهایى پایان دوره ابتدایى، عنوان رتبه اول در شهرستان قم را احراز کردم و به همین مناسبت کتابهایى که با دست خط رئیس آموزش و پرورش وقت توشیح شده بود از طرف اداره فرهنگ به من داده شد که هنوز هم پیش من موجود است - تمایل شدید خود را به ادامه تحصیل در رشته علوم دینى پس از پایان دوره ابتدایى پنهان نکرده و آن را با آب و تاب تمام در ورقه انشاء شرح مى دادم.» شروع دروس حوزوى ایشان زمانى بود که 13 سال از عمرشان مى گذشت که از یک سو شور و علاقه وافر ایشان به طلبگى و از سوى دیگر آشنایى و رفاقت ایشان با مرحوم آیة الله حاج سید مصطفى خمینى فرزند بزرگ امام راحل، زمینه اى را به وجود آورد تا سختى هاى این راه را به خوبى پشت سرگذارد و به موفقیت دست یابد.

ایشان مى گویند: «وجود این دوست عزیز - حاج آقا مصطفى - در شدت علاقه ما به راهى که در پیش گرفته بودیم، نقش مهمى داشت و از همان اوان به کمک یکدیگر و به عنوان دو هم مباحثه مشغول تحصیل شدیم.» ایشان پس از گذراندن دروس ادبیات و سطح، قسمتى از کتاب رسائل و مکاسب را نزد والد خود و بخشى را نیز نزد آیة الله سلطانى و همچنین حضرات آیات شیخ عبدالجواد جبل عاملى و آیة الله شیخ مرتضى حائرى آموخته و اهمیت زیادى به مباحثه درسها مى داده و بیشتر درسها را با آیة الله مصطفى خمینى مباحثه مى نمودند. ایشان در این زمینه مى فرمایند: «درسهاى هر روز را شبانه با دقت کامل مطالعه کرده و روز بعد، آن را با هم مباحثه مان که قبلاً براى خود انتخاب کرده بودیم، به بحث و بررسى بگذاریم بدین ترتیب بود که از هر نقطه ابهامى که ممکن بود در جلسه درس براى ما باقى بماند رفع ابهام مى شد. از وقتى که مطول مى خواندم هم مباحثه اى براى خود انتخاب کردم که تا پایان دوره سطح و حتى قسمتى از خارج، کلیه دروس را با ایشان، بحث و بررسى مى کردیم. در آن زمان روزهاى سرد زمستانى، صبح زود هنوز آفتاب بالا نیامده مجبور بودیم بحث هاى مان را در همین ایوانهاى بقعه هاى صحن در آن شرایط سخت و آزار دهنده دنبال کنیم و غیر از این هم چاره اى نداشتیم.» شور و علاقه بى حد ایشان نسبت به درسها موجب شد که دوره هاى ادبیات و سطح را در مدت 6سال سپرى نماید.

بدین ترتیب در حالى که فقط 19 سال از عمر خود را پشت سر گذاشته بود وارد آخرین مرحله تحصیلات حوزه یعنى درس خارج گردید.

براى اولین بار در درس خارج فقه آیة الله بروجردى شرکت کرد و با شوق و علاقه تمام درس را از استاد مى گرفت و به منظور عدم فراموشى مطالب درس، و حفظ آنها، درس هر روز را در پایان روز به زبان عربى مى نوشت و این نشان مى داد که نه تنها درس را درک کرده است بلکه به مفاهیم آن نیز احاطه هم پیدا کرده است.

این امرموجب تعجب استادشان آیة الله بروجردى شده و مورد تشویق ایشان قرار مى گیرند. ایشان این جریان را چنین نقل مى نمایند: «مرحوم والد به مناسبت ایام فاطمیه مجلس روضه اى در منزل ترتیب داده بودند که مرحوم آیة الله بروجردى روزى به عنوان شرکت در روضه به آنجا تشریف آوردند، من مشغول پذیرایى از میهمانان بودم همین که مرحوم آیة الله بروجردى مرا دیدند لبخندى زده و خطاب به مرحوم والد فرمودند: فلانى هم در درس شرکت مى کند، تصور مى کنم کمى سن من باعث تعجب ایشان شده بود، پدرم که متوجه این نکته شده بود، به عرض رساندند که نه تنها در درس شرکت مى کند بلکه درسهاى شما را به عربى مى نویسد و شنیدن این مطلب تعجب معظم له را بیشتر برانگیخته و فرمود: امکان دارد این نوشته ها را ببینم؟ پدرم به من دستور داد تا آنها را آورده و به خدمت ایشان دادم، معظم له نسبت به مسائل علمى و به طلابى که علاقمند به تحصیل بودند توجه خاصى از خود نشان مى دادند، بطورى که این کار از خصایص وجودى وى به شمار مى آمد، نوشته مرا حدود نیم ساعت بدون آنکه با کسى حرف بزند و یا به حرف کسى گوش بدهد ملاحظه فرمود و تنها در سند روایتى که من از صاحب وسائل نقل کرده بودم، اشکال فرموده و گفتند این روایت طى سند دیگرى غیر از این سند وارد شده که این اشکال در واقع متوجه صاحب وسایل مى شد. پس از آن هم، همواره مرا مشمول عنایت خود قرار داده و با کلمات اعجاب انگیزى تشویق مى فرمودند و هر چند وقت یک بار نوشته مرا خواسته و پس از مرورى در آن به من پس مى دادند و پس از آن که به چهار صد یا پانصد صفحه رسید دستوردادند که آن را چاپ کنم.» تقریرات درس آیة الله بروجردى در دو جلد بنام «نهایة التقریر» آماده و با ملاحظه و اجازه وى چاپ و منتشر شد. و این زمانى بود که فقط 26 سال از عمر وى سپرى شده بود.

مدت حضور ایشان در درس آیة الله بروجردى پانزده سال به طول انجامید که قسمت عمده آن بحث «صلاة» بود، همچنین بحث «خمس» نیز در این مدت تدریس شد.

در همین زمان بود که آیة الله فاضل در جلسات درس خارج اصول امام خمینى شرکت کرد، و یک دوره کامل اصول را از ابتدا تا پایان از محضر امام فرا گرفتند که این دوره حدود 7سال به طول انجامید.

ایشان در بیان چگونگى حضور خود در درس خارج اصول امام مى گویند: «چون حضرت آیة الله بروجردى مخصوصاً در هفت هشت سال آخر عمرشان تنها به یک درس در روز اکتفا مى کردند و یک درس خوب در روز براى یک طلبه کافى نیست لذا من در فکر پیدا کردن و شرکت در درسهاى دیگرى بودم که شنیدم امام بزرگوارمان تازه شروع به تدریس اصول فرموده اند من بدون کوچکترین سابقه اى از درس، و طرز بیان و کیفیت القاء مطالب ایشان، در درس معظم له شرکت کردم و پس از چند روز احساس کردم که گمشده اى را که مدتها به دنبال آن به هر درى مى زدم پیدا کرده ام، ایشان با بیان جالب و فکر صائب خود، بدون هیچگونه اعوجاج و هیچگونه انحرافى از اصل مطلب آن هم با تسلط کاملى که در فنون مختلف مخصوصاً در فلسفه و عرفان و مسائل دیگر داشتند و باتوجه به وجود ارتباط کامل میان بعضى از مسائل اصول و فلسفه، مطالب را طورى القا مى فرمودند که چون آفتاب براى انسان روشن مى شد.»

ایشان مباحث خارج اصول امام را به صورت تقریرات نوشته اند و آنها را منتشر کرده اند. همچنین در یک دوره درس خارج فقه امام که از کتاب طهارت آغاز شده بود، از همان روزهاى نخستین شرکت نموده و با دقت و هوشیارى ضبط و ثبت نموده اند.

آیة الله فاضل ایامى را که در درس امام خمینى شرکت مى کردند از شیرین ترین روزهاى زندگى خود یاد مى کنند و آن را افتخارى براى خود مى دانند و مى گویند: «روزهایى که در محضر امام بودم و از جهات علمى ایشان استفاده مى کردم براى من به عنوان یک طلبه، از شیرین ترین روزهاى زندگانى محسوب مى شد، براى اینکه امام بزرگوار در آن اوان و آن ایام، هیچ مشغله اى غیر از مساله مطالعه و تدریس و نوشتن نداشتند و تمام وقت خود را در این رابطه صرف مى کردند. گاهى درس ایشان مخصوصا درس فقهشان، به یک ساعت و نیم مى رسید، بدون اینکه خودشان احساس خستگى بکنند و یا شاگردان احساس خستگى داشته باشند. دقت ها و تحقیقات و نکاتى را که ذهن مستقیم و صاف ایشان آنها را اقتضا کرده بود و توجه کرده بود بقدرى شیرین و قابل قبول بود که شاید براى ایشان هیچ نقطه ابهامى باقى نمى ماند.... من هنوز شیرینى جلسات بحث ایشان و آن خاطره از ذهنم بیرون نمى رود.

باتوجه به آن، یک حالت نشاط و التذاذى براى من پیدا مى شود. چه روزهاى بسیار با ارزش و شیرینى بود او یکى از افتخاراتى بود که خداوند نصیب من کرد که بتوانم از محضر این امام بزرگوار، استفاده کنم.»

ایشان بسیارى از مباحث درس خارج فقه امام را به صورت تقریرات نوشته اند که بخشى از آنها چاپ و منتشر شده است.

بدین ترتیب آیة الله فاضل در سال هاى جوانى خود حدود 11 سال در درس مرحوم آیة الله بروجردى و مجموعا حدود 9 سال نیز در درس هاى فقه و اصول امام خمینى شرکت نمود و از محضر آن دو بزرگوار بهره بردند.

ایشان علاوه بر درس هاى فقه و اصول، چند سال از عمر خود را در درس حکمت و فلسفه گذرانید و با حضور در درس مرحوم علامه طباطبایى، مباحث منظومه سبزوارى و کتاب اسفار ملاصدرا را استفاده کردند.

البته در کنار این دروس در مباحث دیگرى همچون مسائل عقیدتى و نیز درس اخلاق شرکت مى کرده و از استادان دیگر هم به طور پراکنده کسب فیض مى نمودند.

ایشان با هوش و استعداد سرشارى که داشتند بسیار زود به درجه اجتهاد رسیده و در حالیکه جوانى 30 ساله بودند، دیگر نیاز به تقلید نداشتند و پس از وفات آیة الله بروجردى، به استنباط خود متکى شده و غوامض امور و رموز مسائل دینى و مذهبى را به اجتهاد خویش از پیش پاى برداشت.
تدریس

آیة الله فاضل لنکرانى از نخستین سالهاى بعد از ورود به حوزه علمیه قم، همواره در کنار تحصیل به تدریس پرداخته و به این امر اهتمام خاصى داشتند.

ایشان در حالیکه هنوز بیش از 16 سال نداشتند و با شور خاصى مشغول تحصیل علم از محضر اساتید بودند، خود نیز شاگردانى را پرورش میدادند و تعلیم و تعلم را همزمان پى میگرفتند. بعد از سالها تدریس کتابهاى ادبیات، منطق و اصول و تربیت صدها نفر از فضلا، ایشان در ردیف اساتید سطح عالى حوزه قرار گرفته و به تدریس رسائل و مکاسب پرداختند. این مدرس عالى مقام حوزه، پس از آنکه 5دوره مکاسب را تدریس کردند به عنوان یکى از شناخته شده ترین اساتید کفایة الاصول مورد مراجعه فضلاى حوزه علمیه قم بودند. حوزه درس کفایه آیة الله فاضل لنکرانى دربرگیرنده صدها طلبه فاضل و جوان بود که تعداد آنها را تا 700 نفر نیز گفته اند.

در اواخر دهه 1340 آیة الله فاضل لنکرانى به خواهش جمعى از شاگردان سطح عالى خود، درس خارج فقه را آغاز کردند و از آن پس تاکنون یعنى به مدت 3دهه به تدریس خارج فقه و اصول اشتغال دارند و شاگردان زیادى را که بسیارى از آنها به درجه اجتهاد نائل شده اند تربیت کرده اند.
فضائل و ویژگى هاى آیة الله العظمى فاضل لنکرانى
گفتگو با آیة الله استادى

اشاره: علم و تقوى دو گوهرى هستند که علاوه بر تعالى بخشیدن به واجدان خود، صاحبان فطرت سالم را نیز به سوى خود جذب مى کنند. آیة الله العظمى فاضل لنکرانى در زمره برجستگان متصف به فضیلت دانائى و پاکى مى باشند. ایشان هم از سرمایه علمى بهره مندند و هم از نزاهت و وارستگى اخلاقى. در مصاحبه اى که پیش رو دارید، آیة الله استادى با اشاره اى به مقامات علمى به فضائل اخلاقى ایشان پرداختند که خود قدمى است در شناساندن فقهاى وارسته و مسؤولیت شناس.
سابقه آشنایى

آشنایى من با ایشان سه مرحله داشته است مرحله اول هنگامى که به حوزه علمیه قم وارد شدم مانند سائر طلاب با شخصیت ایشان به عنوان یک مدرس حوزه علمیه و چهره شناخته شده میان اهل فضل آشنا شدم در آن زمان شاید بنده شرح لمعه یا رسائل و مکاسب مى خواندم و ایشان این قبیل کتابها را تدریس مى کردند. مرحله دوم هنگامى بود که بنده جزوه اى درباره حضرت سیدالشهدا علیه السلام نوشته و منتشر کرده بودم و آگاه شدم که آیة الله فاضل با همکارى مرحوم آیة الله آقاشهاب الدین اشراقى دو کتاب ارزنده درباره اهل بیت علیهم السلام و حضرت حسین علیه السلام نگاشته و منتشر ساخته اند از این رو از آن تاریخ گاهى از نزدیک خدمت ایشان بودم. مرحله سوم از آغاز پیروزى انقلاب بود که به مناسبت اینکه از بنده هم دعوت شد در جلسات جامعه مدرسین شرکت کنم، از این تاریخ با ایشان حشر و انس و ارتباط صمیمى بیشترى پیدا کردم.
نقش آیة الله العظمى فاضل در نهضت اسلامى

از آغاز نهضت امام رضوان الله تعالى علیه وجهه غالب بر حوزه علمیه، از طلاب گرفته تا فضلا و اساتید و بزرگان حوزه وجهه ارادت به امام و حمایت از او بود اما این طور نبود که همه در این راه خطر و زحمت را هم تحمل کنند بلکه کسانى که بخصوص هنگامى که طاغوتیان فشار را زیاد کرده بودند به استقبال خطر هم مى رفتند، معدود و محدود بودند و بیشترین آنها از طلاب و افراد بى اسم و رسم بودند و در این میان آنچه هم مبارزان را تقویت مى کرد و هم به طاغوت مى فهماند که حامیان امام فقط طلاب مبتدى نیستند اقدام افرادى از مدرسان معروف حوزه مانند آیة الله فاضل بود و طاغوت هم به این افراد خیلى بیشتر حساس بود و ضمنا شخصى مانند آیة الله فاضل، در طرز فکر طلاب و اینکه آنها هم اهل مبارزه و حمایت از امام و نهضت باشند بسیار موثر بود.
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 03-06-2010, 08:16   #2
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض RE: آیت الله شیخ فاضل لنکرانی

از روزى که امام امت رضوان الله تعالى علیه نهضت خود را شروع کرد آیة الله فاضل وظیفه خود مى دانست که در راه امام و خواسته هاى او تلاش و اقدام کند. مى دانید هر مدرسى حاضر نبود درس عمومى آنچنانى را فداى نهضت امام کند، بودند افرادى که این طور فکر مى کردند که در پیروى از امام نباید تا آنجا پیش رفت که برایشان ایجاد زحمت کند وا ز درس و بحث محروم شوند.

اما آیة الله فاضل زحمات و مشکلات، تبعیدهاى بسیار سخت را تحمل کرد. و با اینکه با خطر مواجه شد دست از امام و همراهى با امام برنداشت و در آن دوران که باید بگویم امام غریب بود و فداکارى افرادى مانند آیة الله فاضل بسیار موثر بود بنده یادم هست که برخى از علما در آغاز با امام امت همراهى کردند اما ادامه پیدا نکرد، و آیة الله فاضل از مدرسان و چهره هاى علمى شناخته شده اى بود که در این راه تا پیروزى انقلاب به خدمات و فداکارى هاى خود ادامه داد.

انقلاب پیروز شد از نهادهاى بسیار موثر در مسائل مربوط به انقلاب جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود. آیة الله فاضل از مؤسسان این نهاد و از شخصیتهاى طراز اول این نهاد بود و سالها نیز در رأس جامعه مدرسین و به اصطلاح دبیر جامعه بود جهت عمده این وجاهت، همان جنبه هاى علمى و اخلاقى و نیز سوابق مبارزاتى ایشان بود که بطور طبیعى در رأس جامعه قرار مى گرفت. از آغاز تأسیس جامعه و بخصوص پس از پیروزى انقلاب تا زمان مرجعیت از افراد بسیار فعال و مؤثر جامعه مدرسین بودند و از زمان مرجعیت هم همواره جامعه مدرسین را مورد لطف خود قرار داده اند.
فضایل و ویژگى ها

بسیارى از امتیازات ممکن است در تعداد فراوانى از فضلا و مدرسان و مجتهدان و مراجع تقلید باشد اما گاهى به زندگى افرادى بر مى خوریم که داراى مجموعه اى از ویژگى ها هستند که این مجموعه در کمتر کسى جمع مى شود به نظر من آیة الله العظمى فاضل از همین افراد است یعنى فضایل و ویژگى هایى است که انصافا این مجموعه در یک فرد بسیار کم اتفاق مى افتد.

1 ـ ایشان در سایه پدرى مجتهد و مادرى از بیت صالحان پرورش یافت که هرگز نباید از تأثیر این بیوت و برکت آنها نسبت به فرزندى که در این خانه به دنیا مى آید و پرورش مى یابد غافل بود والد آیة الله فاضل از مجتهدان عالى مقدار و مورد توجه خاص آیة الله العظمى بروجردى بود و صداقت و علاقه به اسلام و روحانیت در زندگى او نمایان بود فراموش نمى کنم هنگامى که رئیس شهربانى وقت به برخى از طلاب اهانت کرده بود، این بزرگوار عکس العمل بسیار مناسبى نشان داد که هر که آگاه شد تحسین کرد و آفرین گفت بله غیرت دینى و حساس بودن نسبت به مسائل دین و روحانیت یکى از امتیازات این پدر بود که بحمدالله بأَبه اقتدى عدی فى الکرم.

2 ـ آیة الله فاضل در سایه استعدادى خدادادى به حدى بودند که بتوانند از درس استادى مانند آیة الله العظمى بروجردى استفاده و درس ایشان را تقریر کند و آیة الله بروجردى با اینکه بسیار مشکل پسند بود تقریر ایشان را تایید کرد.

3 ـ درس سطح آیة الله فاضل از آغاز تا انجام مورد توجه و استقبال طلاب و فضلا بود چرا؟ براى اینکه عوامل یک تدریس خوب و قابل قبول در ایشان جمع بود یعنى تسلط بر محتواى کتاب، بیان بسیار واضح و منظم، با طمأنینه و آرامش تدریس کردن، بطورى که شاگرد پس از تمام شدن درس احساس کند گرفتار سردرگمى و ابهام نشده است اینها خصوصیات درس ایشان بود.

شما اگر پیاده شده درس کفایه الاصول راکه توسط یکى از فضلا تنظیم و چاپ شده ملاحظه کنید تصدیق خواهید کرد که این سبک تدریس باید با استقبال طلاب و فضلا روبرو شود.

4 ـ معظم له با شرکت چندین ساله در درس سه استاد که هر سه از امتیازات فراوان علمى و اخلاقى برخوردار بودند (آیة الله العظمى بروجردى، آیة الله العظمى امام خمینى و حضرت علامه طباطبائى) کمال استفاده را بردند و استعداد درونى خود را شکوفا ساختند و براى هر سه استاد خود افتخار آفریدند زیرا همانطور که استاد خوب براى شاگرد موجب افتخار است شاگرد خوب هم که بتواند مراتب علمى اساتید خود را تلقى و به دیگران منتقل کند موجب افتخار استاد است

5 ـ تدریس خارج فقه و اصول ایشان تدریسى است به سبک استادشان آیة الله العظمى بروجردى، و حتما مى دانید امام امت هم سبک تدریس آیة الله العظمى بروجردى را پسندیده و همان سبک را دنبال مى کردند و اصولاً باید گفت آیة الله العظمى بروجردى از جهت سبک استنباط تدریس خارج فقه و اصول در حوزه قم و حتى حوزه نجف تحولى ایجاد کرد و این را هم باید تذکر بدهم که آیة الله فاضل شاگردان خوبى هم داشته و دارند که از افتخارات حوزه مى باشند.

6 ـ مى دانید خوب درس خواندن و حتى درس سودمند داشتن ملازم با خوب تقریر کردن نیست آیة الله فاضل با نگاشتن تقریرات بحث صلاة آیة الله العظمى بروجردى و برخى تقریرهاى دیگر، این امتیاز را یعنى خوش تقریر بودن را نیز به خوانندگان ارائه داد و تقریرات بحث صلاة آیة الله العظمى بروجردى که مورد تحسین آن بزرگوار هم قرار گرفت و آن را ذخیره علمى خود در حوزه ها دانست از کتابهایى است که همواره در حوزه مورد استفاده خواهد بود.

7 ـ بنده مدرس خوب و حتى مقرر خوب دیده ام که توان تألیف نداشته و از این حیث راجل بوده است زیرا ملازمه بین تدریس و تقریر و تألیف نیست اما تالیف موسوعه تفصیل الشریعه که بیش از بیست جلد آن منتشر شده، و نیز تألیفات دیگر مانند کتابى که در قواعد فقهیه و نیز کتابى که در مقدمات تفسیر و علوم قرآن نگاشته اند نشان مى دهد که معظم له علاوه بر دو امتیاز گذشته یعنى بیان خوب، تقریر خوب در بعد تالیف هم از مؤلفان ممتاز بشمار مى آیند ایشان از حدود بیست سالگى تا امروز یعنى در حدود پنجاه سال به نوشتن مباحث علمى اشتغال دارند و این نگارش و تالیف از مشاغل عادى ایشان بحساب مى آید زیرا بدون هیچ زحمت و تکلف و با نظم و ترتیب خاص مطالب خود را مى نویسند.

لازم است این جمله را هم عرض کنم که علاقه و ارادت آیة الله فاضل به امام امت (رحمه الله) موجب شد که براى موسوعه فقه خود تحریر الوسیله امام را متن قرار دهندو دیگران هم شاید به پیروى از ایشان این کار خوب را انجام دادند تا بدینوسیله هم د ر طول سالیان دراز تدریس همواره نام امام را به زبان داشته باشند و هم عاملى باشد براى اینکه امام و کتاب امام در حوزه ها بیشتر یاد شود.

8 ـ کنار این امتیازات علمى حوزوى، تواضع ایشان، با طلاب و فضلا و دوستان حتى غیرروحانى خود جاذبه خاصى را در ایشان ایجاد کرده بود تواضع و خاکى بودن یکى از عوامل محبوبیت است اما اگر این تواضع از عالم و مدرس و مجتهدى دیده شود اثرش چندین برابر است مجلس و محفل ایشان با دوستانش بسیار شیرین و با نشاط و خالى از هرگونه تکبر و تکلف و خود بزرگ بینى بود و همین خصلت خوب باعث شده که معظم له اکنون هم که از مراجع تقلید شیعه هستند با دوستان و ارادتمندان قدیمى خود گر چه اهل علم و روحانى هم نباشند همان برخورد آن دوره ها را دارند.

9 ـ کسانى که با مسائل علمى سر و کار پیدا کنند و به اصطلاح مستغرق در مباحث علمى و درس و بحث مى شوند کمتر حاضر مى شوند به کارهاى شبه اجرایى تن دهند.

اما آیة الله فاضل به خاطر علاقه به حوزه و حوزویان و ترقى و تعالى آنان سالهاى متمادى در رأس مدیریت حوزه علمیه قم بودند و براى این خدمت وقت مى گذاردند و در برنامه ریزى ها و اصلاحاتى که پس از انقلاب تا امروز در حوزه انجام شده سهم بسزایى داشته اند.

مجموعه این ویژگیها باعث شده که معظم له از مقبولیتى خاص نزد مراجع، مدرسان و فضلا و طلاب و نیز نزد همه جناح هاى سیاسى علاقمند به نظام اسلامى پیدا کنند و حتى کسانى که در پیروزى انقلاب براى خود سهم موثرى قائلند و به این زودى ها هر کسى را نمى پذیرند در مقابل آیة الله فاضل کمال خضوع را دارند و نسبت به ایشان اظهار ارادت مى کنند.

براینها که گفتم بیفزایید که ایشان هم اکنون هم با همه اشتغالاتى که دارند گهگاه از راه دلسوزى براى حوزویان از افت تحصیلى طلاب نگرانند و براى جبران این نقیصه با برنامه هاى خوبى تا آنجا که شرائط به ایشان اجازه مى دهد در صددند که در دروس سطح، طلاب مستعد و کوشا را تشویق وتعدادى از فضلا را به جدیت در راه اجتهاد و فقیه شدن سوق دهند.

و این قبیل تشویق ها را ایشان از سالها قبل که هنوز مراجع گذشته رحمه الله در حال حیات بودند به طرق دیگر مانند کمک مالى به تعدادى از فضلا انجام مى داد.

کسانى که سرگرم درس و بحث و مسائل علمى مى شوند گاهى از حوادث جهان و آنچه در جهان اسلام و شیعه مى گذرد غفلت ورزیده و در موارد لازم احساس وظیفه نکرده و موضع گیرى لازم را ندارند اما آیة الله فاضل از معدود و محدود مجتهدانى است که از آغاز تا امروز و بخصوص امروز که از مراجع بزرگ شیعه هستند به مسائل جهان اسلام و تشیع و نیز انقلاب و نظام اسلامى و مصالح آن توجه لازم را دارند و در مواقع حساس با موضع گیرى هاى به موقع خود هم مردم را روشن و هم نظام اسلامى را تقویت مى کنند.

همه این مطالبى که گفتم و آنچه نگفتم یک طرف، و این جمله اى که الآن عرض مى کنم یک طرف، آنچه بنده را بیش از همه این بزرگوارى ها، امتیازات، ویژگیهاى اخلاقى و علمى و غیره که در ایشان است جلب مى کند علاقه خاص ایشان به اهل بیت و حضرت سیدالشهدا است آرى اشک جارى بر گونه هاى ایشان در مجالس مربوط به حضرت امام حسین شاهد و گواه است که با ارتباط با آن رحمت واسعه و سفینه نجات و مصباح هدى به این همه خیرات و برکات دست یافته است هنیئاًلأر باب النعیم نعیمهم.
دو استاد برجسته در خاطره آیة الله فاضل لنکرانى

اشاره: حضرت آیة الله فاضل لنکرانى به مناسبت هاى مختلف خاطرات و نظرات زیادى را در باره اساتید خود بیان داشته است.در اینجا نمونه هایى از خاطرات و نظرات ایشان در باره اساتیدشان را مى آوریم.

***
اولین دیدار با آیة الله بروجردى

مرحوم حضرت آیة الله بروجردى تازه به قم تشریف آورده بودند که روزى به وسیله یکى از آشنایان به یکى از آبادیهاى اطراف قم دعوت شدند در این سفر من هم به همراه مرحوم والد که از نزدیکان ایشان بودند، حضور داشتم. در آن روزها من مطول مى خواندم حضرت آیة الله، شعرى از مطول عنوان فرموده و سئوالاتى در رابطه با نکات ادبى آن نمودند و من بلافاصله جواب دادم وایشان مبلغ پنجاه تومان که در آن زمان مبلغ معتنابهى به حساب مى آمد به من جایزه دادند واین پیش آمد و تشویق آن مرجع بزرگ در روحیه وعلاقه من نسبت به درس واعمال دقت هرچه بیشتر در آن، تأثیر شگفت انگیزى بجاى گذاشت.
حافظه قوى آیة الله بروجردى

روزهاى پنجشنبه و جمعه، اول آفتاب، بنده به همراه مرحوم آقا میرزاحسن نورى، آقا سید جعفر احمدى - داماد آیة الله بروجردى -، آقا سید محمد حسن - پسر آیة الله بروجردى -، و مرحوم آقا میرزا مهدى صادقى، به خدمت ایشان مى رفتیم. آیة الله بروجردى در باره رجال واسانید، مطالبى را به صورت رمز نوشته بودند; ایشان این رمزها را توضیح مى دادند و این گروه، به صورت تفصیلى، آنها را در فیش هائى یادداشت مى کردند.

یکى از روزها در باره یک راوى، داستان مفصلى نقل کردند. این داستان، با تمام جزئیات، حدود نیم ساعت طول کشید. طبع نقل به گونه اى بود که به ذهن من آمد، حتماً دیشب در باره این راوى، تصادفا، مطالعه اى داشته اند، ولى داستان که به پایان رسید، فرمودند: من، این جریان را چهل و دو سال قبل، در فلان کتاب، مطالعه کرده ام. همه تعجب کردیم از این حافظه قوى. معمولاً افرادى که حافظه قوى دارند، استعدادشان قوى نیست، ولى ایشان از کسانى بود که بین استعداد و حافظه قوى جمع کرده بود.
رعایت ادب

معمول این بود که وقتى خدمت آیة الله بروجردى مى رسیدیم، دست ایشان را مى بوسیدیم، ولى گاهى اوقات، مانع مى شدند که دستشان را ببوسیم. هر چند هم اصرار مى کردیم فایده اى نداشت. گاهى اوقات، نه تنها مانع نمى شدند که دستشان را جلو هم مى آوردند.

این مسأله براى من تا مدتى، سئوال انگیز شده بود که سرِّ این کار چیست؟ تا این که به خاطر تکرار، سرِّ قضیه را فهمیدم و معلوم شد: آن گاه که ما خودمان، به اختیار، خدمت ایشان مى رسیم، مانع از دست بوسیدن ما نمى شوند، ولى آن گاه که ایشان ما را به خاطر کارى که دارند احضار مى کنند، به هیچ وجه اجازه نمى دهند دستشان را ببوسیم، زیرا این را بر خلاف ادب مى دانستند که فردى را احضار کنند وبعد به او اجازه بدهند دستشان را هم ببوسد. این دقت ایشان در رعایت ادب براى من بسیار اعجاب آور بود.
آشنایى و ارتباط با امام خمینى

ما از دو طریق با حضرت امام ارتباط و آشنایى داشتیم. از همان دوران کودکى در دوره دبستان بنده با شهید بزرگوار حضرت آیة الله حاج آقا مصطفى همدرس بودم و پدرم با حضرت امام رفاقت بسیار نزدیکى داشتند وبه علت همین رفاقت و ارتباطى که پدرم با حضرت امام داشتند، ایشان مکرر به منزل ما تشریف مى آوردند و متقابلا پدرم به منزل ایشان مى رفتند من از دوران بچگى تشخیص داده بودم که حضرت امام با سایر دوستان پدرم تفاوت خاص دارند چون که در ایشان جاذبه مخصوصى وجود داشت و ما را جذب کرده بود و با دیده احترام فوق العاده که منحصراً این معنا در ایشان وجود داشت به ایشان نگاه مى کردم.

کم کم دوران دبستان را پشت سر گذاشتیم با شادروان حاج آقا مصطفى وارد حوزه شدیم. به واسطه درس و بحثى که با یکدیگر داشتیم ارتباط ما با امام خیلى نزدیک بود، به طورى که گاهى اوقات حضرت ایشان وضعیت درسى حاج آقا مصطفى را از من مى پرسیدند مثلاً سئوال مى کردند: درس مى خواند؟ نزد چه کسى درس مى خواند؟
امام، جامع علوم

امام بزرگوار، در مقام علمى یک فرد جامع به تمام معنا بود. فقیه کامل، اصولى متبحر، فیلسوف بى نظیر، عارف به تمام معنى الکلمه، متخصص در علم اخلاق و تربیتهاى علمى اخلاقى و همینطور جهات مختلف دیگر و حتى در شعر هم داراى یک سهم بسیار چشم گیرى بودند.
تقیّد امام به مسائل اخلاقى

یک خاطره اى که تقید امام را به مسائل اخلاقى روشن مى کند مربوط به دوران طلبگى ما مى شود. امام آن موقع در مدرسه فیضیه تدریس داشتند، طلبه ها به درس ایشان مى آمدند، یک روزى هنگام درس امام بود مشاهده کردیم که ایشان وارد مدرس شدند و بلافاصله برگشتند. ما تعجب کردیم که چرا ایشان درس نگفتند، بعداً معلوم شد که ایشان وقتى وارد مدرس شدند دیدند چند تا طلبه در آنجا در حال درس و بحث هستند وقتى که از حضرت امام سئوال کردیم که چرا درس نگفتید وبرگشتید فرمودند ما با آنها چه فرقى داریم ! همه ما طلبه ایم ما مى خواستیم درس بگوییم آنها زودتر از ما آمدند، حق آنهاست که امروز در آنجا مشغول درس و بحث باشند. فردا ما مى آییم اگر آنها باز هم بودند درس نخواهیم گفت.
از بستر خواب بیرون آمدم براى دیدن شما

در سال شهادت مرحوم حاج آقا مصطفى، در ماه رجب همان سال من توفیق زیارت عتبات عالیات را پیدا کردم. شب نیمه رجب بود واین معنا روشن است که شب نیمه رجب یکى از ایام ولیالى زیارت مخصوص امام حسین (علیه السلام) است. حدود 2 ساعت از شب مى گذشت که من وارد کربلا شدم.

البته همان سفرهاى 8 روزه که از طریق اوقاف ترتیب داده مى شد به یک مناسبتى ما هم راه پیدا کردیم و خواستیم ضمن زیارت عتبات عالیات، خدمت امام مشرف شده و دیدارى با مرحوم آقاى حاج آقا مصطفى داشته باشیم، که تصادفاً این همان آخرین دیدار ما بود و پس از چند ماه مرحوم حاج آقا مصطفى به شهادت رسید.

بر طبق برنامه اى که براى مسافرین ترتیب داده شده بود، ما را به یک هتلى هدایت کرده و ما وارد آن هتل شدیم. به علت اینکه یک مقدار وقت دیر شده بود، صاحب هتل گفت: قبل از اینکه به اتاقهایتان بروید، در سالن غذاخورى اجتماع پیدا کنید، غذا را بخورید، بعد به اتاقهایتان بروید.

ما به سالن غذاخورى رفته ومشغول خوردن غذا شدیم، اواسط خوردن غذا بود که من دیدم مدیر هتل با صداى بلند گفت که آقاى فاضل کیست؟ گفتم: من هستم. گفت : کسى دم در ایستاده و منتظر شماست. من فورى شام را تمام کردم و به عجله آمدم. دیدم آقاى دعایى که الآن مسئول روزنامه اطلاعات و وکیل مجلس شوراى اسلامى هستند، دم در هتل ایستاده اند.

پس از مصافحه و سلام و علیک واحوال پرسى فرمودند: من از طرف حاج آقا مصطفى آمده ام و پیغامى براى شما دارم. - معمولا امام در مواقع زیارتى از نجف به کربلا مى آمدند ودر آنجا منزلى در اختیار ایشان گذاشته شده بود ودر آن منزل، یکى دو روز مى ماندند - حاج آقا مصطفى پیغام دادند که همین الآن شما باید پیش ایشان بروید. من تعجب کردم اولاً از اینکه ایشان از ورود ما به کربلا از چه راهى اطلاع پیدا کرده و ثانیاً وقت گذشته بود. شب دیر شده بود، گفتم در این موقعیت شاید مناسب نباشد. گفتند: ایشان اصرار کردند که با هم به آنجا برویم. رفتیم آنجا. چند لحظه اى بعد امام بزرگوار وارد شدند، فرمودند: «من براى خواب مهیا شده بودم وبه رختخواب رفته بودم، ولى چون به من اطلاع دادند که شما آمدید فکر کردم که اگر تا صبح بخواهم صبر بکنم و شما را ببینم دیر است، لذا از بستر خواب بیرون آمدم براى دیدن شما.» امام در باره مسائل ایران سئوالاتى کردند، توضیحاتى دادم. امام شدیداً اظهار تأثر و ناراحتى کردند. بعد از چند دقیقه حاج آقا مصطفى تشریف آوردند و ما از امام خواهش کردیم که تشریف ببرند به اندرون... فرداى آن روز بر حسب دعوتى که امام توسط مرحوم آقاى اشراقى از من کردند، ناهار را آنجا رفتیم و تا ساعت 5 یا 6 بعدازظهر خدمت ایشان و خدمت حاج آقا مصطفى بودیم، و مسائل مختلفى آنجا مطرح شد.
شما را به منزله مصطفى مى دانم

ارتباط ما - با امام خمینى - مثل ارتباط یک خانواده بود، ویک عواطف خاصى نسبت به من داشتند و من نسبت به ایشان، حتى یادم هست در یک جریانى که من خدمت امام رسیدم و راجع به یک موضوعى که خود من ناراحت شده بودم وبعد هم معلوم شد که بى جهت ناراحت شده ام، امام بزرگوار به من فرمود: فلانى من تو را به منزله مصطفى مى دانم، رفتارى که با مصطفى داشتم با تو دارم، و تعبیر ایشان این بود که من تو را از کوچکى بزرگ کرده ام و همینطور هم بود.
تعبد و تقدس امام

یکى از ویژگیهاى امام بزرگوار که تا این حد در کمتر کسى تحقق داشته و دارد، تعبد و تقیّد ایشان به تمام احکام الهى است، حتى آنهایى که از نظر ما پیش پا افتاده است و خیلى مورد اهمیت نیست. اما امام بزرگوار عملاً به این معنا خیلى مقیّد و معتقد بودند. مسأله نماز شب را که عمرى موفق بودند، حتى در همان ایّام کسالت آن طورى که سیماى جمهورى اسلامى حالات امام را در آن شبهاى آخر نشان مى داد، کسى که در آن درجه از فشار درد و ناراحتى بود، به طوریکه من شنیدم در همان روزها کسى از ایشان سئوال کرد که مثلا کجاى شما درد مى کند، ایشان جواب داده بودند: سر تا پاى بدنم ; مع ذلک (آن حالت نماز شب که تصویرش بدون توجه ایشان گرفته شده بود) در همان حال ایشان مقید بود که عمامه به سر داشته باشد، «تحت الحنک» انداخته باشد، مستحبات را رعایت کند ، قرائت قرآن کند، اینها سطحى نیست، ولو اینکه انسان مى بیند که خیلى شاید به عمقش توجه نکنند، انسان یک مختصر سر درد پیدا مى کند، نه تنها دیگر حال مطالعه ندارد، حال یک آیة قرآن خواندن را هم ندارد، انسان حوصله ندارد بنشیند در حال کسالت قرآن بخواند، اما کسى که در آن درجه از فشار، ناراحتى، درد و ضعف است، مع ذلک مى بینیم دست مى برد و قرآن را بر مى دارد و آن مقدارى که مى بایست قرآن بخواند مى خواند.
سه بار قرائت قرآن در روز

در همین رابطه یکى از برادران که اکثراً در خدمت امام بود ، به من گفت و من تعجب کردم، گفت: فلانى شما مى دانید امام در شبانه روز چند نوبت قرآن مى خواند، گفتم: نه، خوب معمولاً در شبانه روز انسان یک نوبت قرآن مى خواند، اگر اهل قرائت قرآن باشد. ایشان خنده اى کرد گفت: نه، در شبانه روز حداقل سه نوبت ایشان مقید به خواندن قرآن است. حالا چه موقع ودر چه شرائطى؟ کسى که در حقیقت، نظام اسلامى به او قوام دارد، کسى که قدرتها این مقدار مشکلات براى کشور او و براى اسلام به وجود آورده اند، کسى که تمام قدرتها علیه کوبیدن او و کوبیدن نظامى که او به وجود آورده بود، تجهیز شده بود که الآن هم این تجهیز به قوت خودش باقى است، مع ذلک این قدر مقید به مستحبات است، اینقدر در رابطه با خدا خودش را موظف مى بیند که در شبانه روز سه نوبت کتاب خدا را قرائت مى کند. اینها براى من و شما درس است، اینها سبب مى شود که ما بیشتر نسبت به رعایت احکام خدا اهتمام داشته باشیم.
تحول عظیم به دست امام

تحولى را که امام بزرگوار در جامعه ایران به وجود آورد شبیه همان تحولى است که رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) در مردم جاهلیت به وجود آورد. ما قبل از پیروزى انقلاب، در دوران رژیم طاغوت، به راهى مى رفتیم که عاقبت آن راه، ختم اسلام واز بین رفتن اسلام در جمیع ابعاد و حتى نسبت به ظواهر اسلام بود.

کارهائى که رژیم طاغوت انجام مى داد حاکى از این معنا بود که یک برنامه تنظیم شده براى از بین بردن حتى تمام ظواهر اسلام در کار بود. مسأله تغییر تاریخ اسلام، با این که تاریخ یک مسأله اى نیست که کسى بگوید: منافات با استکبار داشت، منافاتى با رژیم داشت، اما رژیم با تاریخ هم به مبارزه برخاسته بود.

هدف رژیم وابسته این بود که اثرى از اسلام باقى نماند، لذا با تاریخ اسلام به مبارزه برخاسته بود و سالها تاریخ اسلام را به تاریخ شاهنشاهى مبدل کرده بود. نقش امام، در رهبرى امت این بود که به اسلام یک حیات مجددى بخشید، اسلامى که مى رفت به طور کلى از جامعه ایران و حتى جوامع مختلف جهان رخت بربندد. امام با پیروزى انقلاب خود، واز بین بردن رژیم طاغوت و برقرار کردن نظام جمهورى اسلامى، مهمترین اثر رهبرى خویش را نشان داد. این اثر رهبرى آن بزرگ مرد و شخصیت کم نظیر، بلکه بى نظیر در تاریخ اسلام و بلکه در تاریخ جهان بود. امام در سایه اسلام، نه تنها قوانین اسلام را پیاده کرده، بلکه به مردم ایران و جهان بینش داد و به مردم ایران به تمام معنى آزادى و استقلال داد.

آثار:

1. نهایة التقریر فی مباحث الصلاة «المجلد الاول»
2. نهایة التقریر فی مباحث الصلاة «المجلد الثانی»
3. نهایة التقریر فی مباحث الصلاة «المجلد الثالث»
4. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،کتاب الحج «الجزء الأول»
5. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،کتاب الحج «الجزء الثانى»
6. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،کتاب الحج «الجزء الثالث»
7. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،کتاب الحج «الجزء الرابع»
8. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،کتاب الحج «الجزء الخامس»
9. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة الاجتهاد والتقلید
10. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة کتاب الطهارة فصل فی المیاه
11. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة أحکام التخلّی والوضوء
12. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، کتاب الصلاة
13. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، النجاسات و أحکامها
14. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة،کتاب غسل الجنابة ,التیمم ,المطهرات
15. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، الاجارة
16. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، کتاب الوقف
17. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، کتاب الخمس
18. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، کتاب النکاح
19. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، الطلاق والمواریث
20. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، القضاء و الشهادات
21. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، کتاب الحدود
22. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، کتاب القصاص
23. تفصیل الشریعة فی شرح تحریر الوسیلة، کتاب المضاربة
24. الاحکام الواضحة
25. معتمد الأصول المجلد الأول
26. معتمد الأصول المجلد الثانی
27. رساله توضیح المسائل (فارسى)
28. احکام جوانان (فارسى)
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
فاضل, لنکرانی, آیت, الله, شیخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 10:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1