شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 03-06-2010, 08:20   #1
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض محمد بن الحسن بن فروخ صفار

نام هاي ديگر: ممولة،
نام پدر : حسن
تاريخ وفات: 290 قمری

زندگینامه ها:

منبع : ستارگان حرم شماره 2

از روزی که اسلام به دیار قم پا گذاشت، مردمش مذهبی جز تشیّع را نپذیرفتند. چنان که گویی در طول تاریخ لفظ « قمّی» با « شیعه» همواره قرین بوده است.(1) از دیگر سوی، سرزمین قم طی عصرهای متمادی راویان فراوانی را در خود جای داد. آنان سخنان گهربار ائمه نور را با تلاشی طاقت فرسا برای آیندگان به یادگار گذاشتند. از این روی مطالعه زندگی راویان نور، گوشه هایی از زندگی پر تلاش آنها را آشکار می سازد. علاوه بر این، حفظ یاد و آثار این بزرگان، پاسداری از پیوند دهندگان بین عصر پیامبر (ص)و ائمه (ع) با نسلهای پس از ایشان است.(2)

محمد بن الحسن بن فَرَوخ صفّار، یکی از راویان نور است که خدمات شایسته ای به عالم تشیّع تقدیم داشت. به پاس خدمات فراوان وی، پژوهشی فشرده پیرامون زندگی اش به محضر خوانندگان ماهنامه کوثر ارائه می شود.
ولادت:

در کتاب « معجم رجال الحدیث» به نقل از « رجال شیخ طوسی» ، محمد بن حسن صفار از اصحاب امام حسن عسکری (ع)به شمار آمده است(3) و از آنجا که حضرت در سال 260ه.ق. به شهادت رسیده اند(4) و از طرفی صفّار سؤالاتی به صورت نوشته از امام حسن عسکری (ع)جویا شده است،(5) این کار به طور معمول مستلزم رشد سنّی قابل توجّهی ( در حدود 20یا 30سال) است، می توان حدس زد که محمد در حدود سال 220اوایل قرن سوّم، پا به جهان گذاشته است.
عصر صفّار:

در قرن سوّم که صفّار می زیست آسمان امامت منور به وجود چهار امام همام بود. طبق آنچه مبنای تولّد محمد قرار گرفت، او زمان امام هادی (ع)امام حسن عسکری (ع)و امام زمان ( عج) را درک کرده است.

در مورد ملاقات حضوری او با یکی از این سه امام (ع)مدرکی به دست نیامد، اما با توجّه به بعضی از قرائن می توان گفت چنین ملاقاتی صورت نگرفته است. چون اوّلا: با اینکه صفّار روایات فراوانی را نقل می کند امّا هیچ یک از روایاتش در کتب حدیثی بدون واسطه از

صفحه 11

امام (ع)نقل نشده است مگر آنچه را که امام حسن عسکری (ع)در جواب نامه های او نگاشته اند.

ثانیا؛ از آنجا که امام حسن عسکری (ع)در بازداشتگاه و تحت نظر بود و ارتباط شیعیان با ایشان به راحتی صورت نمی پذیرفت، این موضوع که صفّار امام (ع)را ملاقات نکرده است، تقویت می شود.

در پاسخ به این سؤال که: ملاقات او با امام حسن عسکری (ع)ثابت نشده است، پس چگونه او را از اصحاب آن حضرت می شمارند؟ باید گفت: این، به دلیل سؤالات فراوانی است که او از محضر امام (ع)از طریق نامه پرسیده است و در واقع مصاحبت و معاشرتی مکاتبه ای بین او و حضرت برقرار بوده است.

محمد بن الحسن در زمان حکومت بنی عباس و خلافت متوکل منتصر، مستعین، معتز، معتمد و مکتفی(6) عباسی می زیست. جالب آنکه در زمان صفّار، صفّاریان در برخی از مناطق اسلامی دارای قدرت و حکومت بودند(7) والی اوقاف و صدقات قم در آن زمان احمد بن عبیدالله بن خاقان، از دشمنان اهل بیت(ع)، بود. (8) سی سال از عصر غیبت صغرای امام زمان ( عج) را که همزمان با نیابت عثمان بن سعید عمروی بود، درک کرد (9)و با راویانی از قم مانند محمد بن اورمة القمّی،

صفحه 12

احمد بن محمد بن عیسی قمّی و بسیاری دیگر، معاصر بود.(10)
ویژگیهای فردی

نامش محمد و پدرش حسن بود. بسیاری نام نیای پدری او را فَروخ دانسته اند. لقب اصلی محمد « صفّار» است.(11) امّا به لقب « ممولة» نیز معروف بوده است.(12)

بعضی از عبارات موجب این پندار می شود « سؤالاتی» که صفّار به امام زمانِ خویش،امام یازدهم (ع)نوشته لقب « مموله» گرفته اند هر چند برخی آشکارا به این پندار معتقدند.(13) امّا رجالی شناس بزرگ « کشی» در شرح زندگی یکی از راویان، به نام ابی بکر حضرمی، آنجا که به مناسبت از محمد بن الحسن صفّار سخن می گوید، به وضوح بیانگر این مطلب است که، خود محمد، معروف به این لقب بود(14) نه « مجموعه سؤالات» او. احتمال دارد این نام ابتدا فقط لقبش بوده و سپس مجموعه سؤالات او نیز این نام را به خودگرفته اند و یا بالعکس. چنانکه برخی از اسناد بحارالانوار نشان می دهد احتمال دارد لقب « ابن معافا» نیز یکی از القاب او باشد.(15)

صفحه 13

کنیه محمد را « ابوجعفر الاعرج» گفته اند.(16)

این پسوند نشان می دهد محمد از ناحیه پا دچار کجی بوده است.

با توجه به اینکه لقب او صفّار، رویگرد، بود(17) می توان ادعا کرد که وی به رویگری اشتغال داشته است و یا لااقلّ «رویگرزاده» بوده است.

او هم پیمان و « مولای» عیسی بن ( موسی بن) طلحة الاشعری می باشد(18) و با توجّه به اینکه کلمه مولا در علم رجال به معنای « شخص عجم و غیر عربی که خود یا یکی از پدرانش بنده و غلام یک شخص عرب بوده و سپس آزاد شده است» به کار می رود(19)، محمد خود یا یکی از پدارنش از غلامان عیسی بن موسی اشعری بوده اند. امّا از آنجا که او را از چهره های برجسته و از بزرگان قم معرفی کرده اند، این احتمال در مورد شخص او بعید به نظر می رسد.

وی از اصحاب امام حسن عسکری (ع)بود(20) و سؤالاتی را خدمت امام حسن عسکری (ع)نگاشته است.(21) تا آنجا که نگارنده موفّق شده در بررسی های خود در کتاب وسائل الشیعه و کتب اربعه 34مکاتبه او رابیابد. اگر هر نامه صفّار محتوی یک سؤال باشد، در

صفحه 14

نتیجه حداقل 34بار از امام پاسخ دریافت کرده است.

شیخ صدوق در چند موضع از کتاب پر ارج خود « مَنْ لایَحْضُرُهُ الفقیه» تصریح می کند که: پاسخهای امام(ع) در جواب صفّار که به خطّ خود حضرت (ع)است نزد او موجود است.(22) موضوع این نامه ها دین، خیار حیوان ( حقّ به هم زدن معامله در جایی که کالا حیوان باشد) ، اجاره، وقف، وصیّت، عدّه زن، حنث قسم ( عمل نکردن به سوگند) ، ارث، ضمانتِ امانت، غسل میّت، مسّ میّت و روزه قضاء میّت.
صفّار از دیدگاه بزرگان علم

ابوالعباس نجاشی، درباره وی کلماتی را به کار برده است که دلالت بر عظمت و منزلت رفیع صفّار دارند. نجاشی از وی به عنوان چهره شناخته شده شیعیان قم، مورد اطمینان، بلند مرتبه، صاحب برتری، و دارای خطای کم در نقل روایت، یاد می کند.(23)

علامه مجلسی نیز در آغاز بحارالانوار از او به عنوان، استاد مورد اطمینان و عظیم الشأن، یاد می کند.(24)

برخی دیگر از نویسندگان، روشنفکری و فضلش را مشهورتر از آن

صفحه 15

دانسته اند که احتیاجی به بحث پیرامون شخصیّت او ببینند.(25)
مقام علمی

علمای علم رجال او را فقیهی جامع، محدّثی موثّق و مورد اعتماد دانسته اند. او روایات فراوانی را برای آیندگان بعد از خود در کتابهای شریف حدیث به یادگار گذاشت بگونه ای که فقط به عنوان « محمد بن الحسن الصفّار» در سند 572روایت واقع شده است(26). و این احتمالا غیر از 1881حدیثی است که در کتاب معروف خود بصائر الدرجات به جای گذاشته است(27). بنابراین مجموعا 2453حدیث از وی به یادگار مانده است.

این راوی نامور در فن حدیث صاحب نظر بود به عنوان نمونه در روایت معروف « من جدّه قبرا او مثل مثالا فخرج عن الاسلام» « هر کس قبری را تجدید کند یا تمثالی را( نقاشی یا مجسمه ای را) به وجود آورد در نتیجه ( این عمل)از اسلام خارج شده است» که از امیرالمؤمنین (ع)نقل شده است. در بین علما درباره اینکه آیا روایت مذکور مشتمل بر

کلمه « جدد» است؟ یا « حدد» ؟ یا « جدث» ؟ و یا « خدد» ؟ و در هر صورت معنای آن چیست؟ اختلاف نظر وجود دارد.

در همین رابطه یکی از شاگردان صفّار بعد از نقل اینکه فقها در این مورد اختلاف نظر دارند، می گوید: محمد بن الحسن الصفّار

صفحه 16

می فرمود: عبارت صحیح « جدد» یا جیم می باشد نه غیر آن(28).

علاوه بر این وی فقیهی صاحب نظر بود چنانکه در لابلای کتب حدیث گاهی نظرات فقهی او به چشم می خورد، مثلا شیخ صدوق می فرماید: یکی از فقها نظرش این است که دعا کردن به زبان فارسی در قنوت نماز جایز نیست امّا محمد بن الحسن الصفّار می فرمود: جایز است و فتوای من نیز همین است(29).

صفّار انسانی پر تلاش بود و در زمان خلفای عبّاسی با تمام فشاری که علیه اهل بیت(ع)، دعا، زیارت، اخلاقیات و اعتقادات است.

این کتب عبارتند از:

1 - الصّلاة 2 - الوضوء 3 - الجنائز( احکام اموات) 4 - الصّیام 5 - الحج 6 - النکاح 7 - الطّلاق 8 - العتق( آزاد سازی برده و کنیز) 9 - التّدبیر( نوعی از آزاد کردن غلام و کنیز)10 - المکاتبه( نوعی دیگر از آزاد سازی برده و کنیز) 11- التّجارات 12 - المکاسب ( خرید و فروش) 13 - الصّید و الذّبائح 14 - الحدود ( پاره ای از مجازاتهای اسلامی)

صفحه 17

15 - الدّیات( خونبها) 16 - الفرائض( ارث) 17 - المواریث( ارث) 18 - الدّعاء 19 - المزار(زیارت) -20الرّد علی الغلاة 21 - الاشربة ( نوشیدنی ها) 22 - المروة 23- الزّهد 24- الخمس 25 - الزّکاة 26 - الشّهادات( احکام گواهی دادن) 27 - الملاحم ( جنگنامه، فتنه ها)28- التّقیّه 29- المؤمن 30- الایمان ( و النّذور و الکفّارات) 31- المناقب (فضائل)32- المثالب( کارهای ننگ آور - معایب دشمنان شیعه خصوصا گروه های خاصی از ایشان) 33 - بصائر الدرجات 34 - ماروی فی اولاد الائمه(ع) 35- ما روی فی شعبان ( روایات ماه شعبان) 36 - الجهاد 37- فضل القرآن(30).

معروف ترین کتاب صفّار کتاب مشهور بصائر الدرّجات فی مقامات و فضائل اهل البیت(ع)، است که کتاب طبق تصیح صاحب « وسائل الشیعه» دارای 2نسخه، یکی بصائر الدرجات صغری و دیگری بصائر الدّرجات کبری(31) است. نسخه ای که کنون در دسترس ما قرار دارد همان نسخه کبری است. گویا بصائرالدّرجات، ابتدا کتاب کوچکی بوده و با کتاب موجود تفاوت داشته است و بعد مصنّف به آن مطالبی افزوده و به صورت فعلی در آورده است.(32)

کتاب شامل 10جزء، هر جزء شامل ابواب متعددی و هر باب شامل احادیثی است که یک دوره « امام شناسی در مکتب ائمه(ع)» را ارائه می کند به استثنای مقداری از آغاز کتاب که پیرامون اهمیّت علم

صفحه 18

و شرافت عالم سخن می گوید، مطالب حول محور ائمه(ع) دور می زند(33).
استادان و شاگردان

تعداد اساتید و کسانی که محمد بن حسن صفار از آنان روایت نقل کرده است به 150نفر می رسد و در مقدمه بصائر الدرجات به نام «سردالمقال» اسامی 146نفر از جمله احمد بن محمد بن عیسی قمّی، زعیم قم و احمد بن محمّد بن محمد بن خالد برقی ذکر شده است.

آمار راویان از صفار به 10نفر می رسد که از جمله ایشان ابن بابویه (پدر شیخ صدوق) محمد بن یعقوب کلینی مؤلّف اصول و فروع کافی و محمد بن حسن بن ولید هستند(34).

صفحه 19

البته شیخ صدوق در بعضی از احادیث روایت را مستقیما از صفّار نقل می کند حال آنکه صدوق 21سال بعد از وفات صفّار به دنیا آمد لذا به نظر می رسد راوی بین او و صفّار در استنساخ یا غیر آن ساقط شده است(35).

از قم تا کوفه چند تن از اساتید صفّار مانند حسن بن احمد بن سلمة الکوفی و حسن بن علی الکوفی و محمد بن حمّاد الکوفی، اهل کوفه بودند. کاز این رو احتمال می رود محمّد مسافرت یا مسافرتهایی به این شهر داشته است. چنانکه بسیار اتّفاق می افتاد یک راوی برای شنیدن روایت به شهرهای زیادی سفر می کرد تا حدیثی از احادیث معصومین(ع) را شنیده و ثبت کند.
ستیز با انحراف

محمد با چند جریان انحرافی خطرنک در درون تشیّع روبرو بود، یکی از آنها جریان خطرنک غلّو بود، که تشیّع را در معرض آلودگی به عقاید شرک آلود قرار داده و زمینه ای مناسب برای ضربه زدن دشمنان دیرینه آن پدید می آورد. از نام کتابهای صفّار که یکی از آنان «الرّد علی الغلاة» است و همچنین از باب 9جزء اوّل کتاب بصائر الدرجات، چنین بر می آید که صفّار در این جریانات بی تفاوت نبوده و به نوبه خود به

صفحه 20

مبارزه با تفکر انحرافی برخاسته است.
صفّار در کتب دیگران

علامه مجلسی(ره) در ابتدای کتاب عظیم الشأن بحارالانوار آنجا که مصادر کتابش را بر می شمارد، از محمّد بن الحسن به بزرگی یاد می کند(36). و صاحب وسائل الشیعه او را از مؤلّفین مدارک کتاب خود می داند(37). چه آنکه وی می نویسد: مستقیما از کتب صفّار استفاده کرده و نیز به واسطه نقل دیگران از کتاب «دعا» او سود جسته است(38).

در پایان تعدادی از احادیثی که وی در سند آن قرار دارد، ذکر می شود:

1- قال رسول الله (ص) السکوت ذهب و الکلام فضّة؛(39) سکوت طلا است و سخن نقره» .

2- قال الصادق (ع) شرف المؤمن صلاة اللیل؛(40) شرف و برتری مؤمن ( به) نماز شب است.

3- قال الصادق (ع) اف للرجل المسلم لا یفرغ نفسه فی الاسبوع یوم الجمعه لا مرد دینه فیسأل عنه؛(41) اف بر مرد مسلمانی که در ایّام هفته، روز جمعه، خود را برای امر دینش فارغ و خالی نکند. تا از امر دینش

صفحه 21 پرسش نماید.»

4- قال الصادق (ع) تسبیح الزّهرا فاطمه فی دبر کلّ صلاة احب الیّ من صلاة الف رکعة

فی کلّ یوم؛(42) نزد من خواندن تسبیح حضرت فاطمه زهرا( س) بعد از هر نماز، از هزار رکعت

نماز در هر روز، محبوبتر است» .

5- قال رسول الله (ع) الغیرة من الایمان و البذاء من النّفاق؛(43) غیرت ( نشانه ای) از ایمان است و ناسزا( گویی) و جهالت(نشانه ای) از نفاق.
فصل غروب

بر خلاف بسیاری از راویان و مشاهیر که سال وفاتشان ثبت نشده است، سال وفات محمّد کبن الحسن الصفار را 290هجری قمری(44)، عصر غیبت صغرای حجّت بن الحسن العسکری ثبت و محلّ وفاتش را قم ذکر کرده اند(45). با توجه به قمّی بودن وی و وجود مرقد پک حضرت فاطمه معصومه (س)در قم، احتمال می رود او را در قم و در حرم آن حضرت دفن کرده باشند. رحمت خدا بر روان پکش باد.
پی نوشت ها:

1. مقدمه رجال قم؛ سید محمد مقدس زاده، صفحه پ .

2. رجوع کنید به ماهنامه کوثر، شماره 6ص 9و 10.

3. معجم رجال الحدیث ؛ آیةالله خویی، طبع نجف، ج 15ص 278.

4. منتهی الآمال؛ محدث قمی( ره) ، ص 1037.

5. رجال شیخ طوسی؛ ص 143.

6. تمدن اسلامی در قرن چهارم هجری - آدام متز؛ ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگزلو، ص 21.

7. این حکومت در منطقه زرنگ یعنی زاهدان کنونی و سیستان و بلوچستان بوده است( لغتنامه دهخدا) .

8. منتهی الآمال؛ ص 1032.

9. همان، ص 1148.

10. رجال قم؛ سید محمد مقدس زاده، ص 144و 92.

11. رجال شیخ طوسی ؛ ص 436.

12. معجم رجال الحدیث ؛ ص 278.

13. سردالمقال؛ مقدّمه بصائرالدرجات، میرزا محسن کوچه باغی، ص 12.

14. نقل از معجم رجال الحدیث؛ ص 278.

15. بحارالانوار، ج 42ص ( 50سند روایت) .

16. رجال نجاشی؛ ابوالعباس احمد بن علی النجاشی، ص 274.

17. فرهنگ عمید و منتهی الارب و ترجمه منجد الطلاب .

18. رجال نجاشی؛ ص 274.

19. قاموس الرجال؛ علامه محمد تقی شوشتری، ج 1 ، ص 5، توضیحات آیة الله شبیری زنجانی.

20. بحارالانوار، ج 50 ، ص 310.

21. قاموس الرجال؛ ج 8ص 131.

22. قاموس الرجال؛ ج 8ص 131.

23. رجال نجاشی؛ ص 274.

24. بحارالانوار، ج 1ص 7.

25. مقدمه بحارالانوار، محمدباقر بهبودی، ص 89.

26. معجم رجال الحدیث، ج 15ص 286.

27. بصائرالدرجات، ص 557.

28. تهذیب؛ محمد بن حسن طوسی، ج 1ص 459.

29. من لا یحضره الفقیه؛ محمد بن بابویه صدوق، ج 1ص 316.

30. رجال نجاشی، ص 274.

31. وسائل الشیعه، حر عاملی، چاپ مؤسسه آل البیت ( ع) ، ج 3ص 155.

32. سردالمقال، ص 4.

33. این کتاب در ایران چندین مرتبه به چاپ رسیده است. شاید اولین بار در سال 1285 در تهران همراه با کتاب «نفس الرحمن فی فضائل سیدنا سلمان(رض)» از آثار محدث نوری چاپ گردید. صاحب الذریعه با اینکه می گوید کتاب مورد اشاه، کامل بوده است، ولی می نویسد: مشتمل بر 4 جزء بوده، در حالی که کتاب موجود شامل 10 جزء است. الذریعه، علامه آقا بزرگ طهرانی، ج 3، ص 125.

در هر صورت این چاپ بعد از مدتی نایاب گشت. در حوالی سالهای 1381 قمری میرزا محسن کوچه باغی نسخه ای از بصائر الدرجات را تصحیح و زیرنویسی کرد و سپس به صورت زیبا طبع و در اختیار علاقمندان قرار داد. این کتاب در سال 1404 قمری تجدید چاپ و توسط کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی منتشر شد و اخیرا انتشارات اعلمی تهران به چاپ مجدد آن همت گماشته و در حوالی سال 1371 شمسی به انتشار آن اقدام کرده است. 6 نسخه خطی نفیس از این کتاب در خزانه کتابخانه عمومی آیة الله مرعشی (ره) موجود است که قدیمی ترین آن مربوط به سال 591 قمری است و شخصی به نام «ابی نصر علی بن محمد» به خط «نسخ معرب» نگاشته است. مایه تاسف اینکه این کتاب تا کنون به فارسی ترجمه نشده است.

34. سردالمقال، ص 12و 16.

35. معجم رجال الحدیث؛ ج 15ص 278.

36. بحارالانوار، ج 1ص 7.

37. وسائل الشیعه، ج 30ص 155.

38. همان، ج 30ص 164.

39. بحارالانوار، ج 71باب 78ص 293.

40. همان، ج 87باب 6ص 152.

41. همان، ج 59باب 6ص 38.

42. همان؛ ج 85باب 37ص 331.

43. همان، ج 71باب 84ص 342.

44. رجال نجاشی، ص 274.

45. همان، ص 274.

نویسنده : محمد مهدی حرّزاده

آثار:

1. الصّلاة
2. الوضوء
3. الجنائز( احکام اموات)
4. فضل القرآن
5. المناقب (فضائل)
6. الملاحم ( جنگنامه، فتنه ها)
7. الایمان ( و النّذور و الکفّارات)
8. بصائر الدرجات
9. ماروی فی اولاد الائمه(ع)
10. المزار(زیارت)
11. الصّید و الذّبائح
12. العتق( آزاد سازی برده و کنیز)
13. المروة
14. العتق( آزاد سازی برده و کنیز)
15. الدّیات( خونبها)
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
فروخ, محمد, الحسن, بن, صفار


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 13:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1