شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 03-06-2010, 08:22   #1
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض قاضی سعید قمی

نام هاي ديگر: قاضی سعید قمی،میرزا محمد سعید،ملا سعید،حکیم کوچک،
موطن: قم
نام پدر : محمد مفید
تاريخ وفات: 1103 قمری

زندگینامه ها:

منبع : ستارگان حرم شماره 2

دانشوری پر تلاش

یکی از چهره هایی که در آسمان اندیشه شهر مقدّس قم طلوع نمود و در معرفی و نشر فرهنگ اسلامی و صیانت از دژ استوار قرآن و عترت از خود اهتمامی ارزشمند بروز داد، فاضل فرزانه« قاضی سعید قمی» می باشد. وی در عصر صفویه که شیعیان از اقتدار نسبتا"خوبی برخوردار بودند جرعه هایی از جویبار با طراوت حکمت را به کام تشنگان معنویت ریخت و سرچشمه های فضیلت را به سوی جامعه سرازیر ساخت و از این رهگذر در حد توان به انسانها حیات معنوی اعطا کرد.

حکیم قاضی سعید قمی از تبار متالّه شیعه است. آنهایی که به جمع آوری مجموعه روایات منقول از ائمه (ع) و ضبط آنها در کتابها و تعیین قواعدی که اعتبار سلسله نقل روایاترا تضمین کند، اهتمام ورزیده اند.

اگر بخواهیم این تلاش علمی را به چهار دوره تقسیم کنیم، دوره

صفحه 50

اول به عصر امامان شیعه و اصحاب و پیروان آنان مربوط می شود و دوره دوم از زمان غیبت کبری تا زمان خواجه نصیرالدین طوسی به طول می انجامد و دوره سوم از زمان این دانشمند تا پدید آمدن مکتب اصفهان توسط میرداماد و شاگردانش می باشد. در دوران چهارم ملاصدرا و شاگردانش وی پدیدار گشتند. متفکرانی که قاضی سعید و اساتیدش در تکوین آن دخالت عمده ای داشته اند. این متفکران بر اساس منابع قرآنی و روایی و تعقل فلسفی، معنای باطن را از طریق تعمق در وحی نبوی در گنجینه ضمیر و معرفت و جدایی شیعه ادرک کرده و عرضه نمودند،(1) دانشمندان شیعه در این دوره اساس فلسفه و حکمت را از کلمات معجزه آسا و مضامین بسیار عالی نهج البلاغه اتخاذ کردند و از کلام نخستین امام شیعیان حکمت الهی را استنتاج نمودند.

« منوچهر صدوقی سها» - که از پژوهشگران اندیشه های فلسفی است - سیر تاریخی حکمت اسلامی را به هشت دوره تقسیم نموده، دوران هشتم را روزگار اساتید واسطه میان صدرالمتألهین و آخوند ملاعلی نوری می داند،(2) سید جلال الدین آشتیانی در وصف خردمندان این عصر از شاگردان ملاصدرا سخن گفته که یکی از آنان استاد قاضی سعید قمی بوده است. در طبقه بعد از این حکیمان از

صفحه 51

« قاضی سعید قمی» نام می برد.(3)

استاد شهید مرتضی مطهری برای روشن شدن سیر فلسفه در جهان اسلام از نظر زمانی، رابطه شاگرد و استادی حکیمان مسلمان را در طبقاتی قرار داده، ذیل معرفی فیلسوفان در طبقه بیست و چهارم نخست از قاضی سعید قمی نام می برد و اجمالا" نامبرده را استناد کتب تراجم معرفی می کند.(4)
نام و نسب خانواده

در آثاری که توسط این دانشمندان به رشته نگارش در آمده عموما نامی از پدرش دیده نمی شود و تنها در مجلد اول کتاب گرانسنگ « شرح توحید صدوق» خود را « محمد» فرزند «محمد مفید» دانسته و در مجلد دوم مصنف، خویش را محمد فرزند مفید معرفی کرده است. از برخی کتب تراجم بر می آید که مفید لقب پدرش بوده و نام والد وی محمد باقر است، صاحب کتاب « طرائق الحقایق» نام پدر قاضی سعید را محمد نوشته(5) و نصرآبادی و به تبع وی صاحب سفینه خوشگو، پدر وی را محمد باقر معرفی کرده اند.(6)

محمد باقر در زهد و وارستگی مشهور بود و در شهر مقدس قم به شغل طبابت اشتغال داشت و با نهایت دلسوزی و رعایت موازین علمی

صفحه 52

و شرعی از این طریق روزگار می گذرانید.

قاضی سعید قمی در چنین بوستان معطری در ذیعقده سال 1049ه.ق دیده به جهان گشود(7) و خانواده خویش را سرشار از شادی و شعف نمود، البته هانری کربن تاریخ تولد وی را به سال 1043ه.ق در شهر قم درج نموده است.(8)

این عالم شیعی در برخی نوشته ها خود را محمد معروف به « سعید» معرفی کرده است(9) و شرح حال نویسان از وی تحت عناوین « قاضی سعید قمی» ، « میرزا محمد سعید» ، ملا سعید» و « حکیم کوچک» نام برده اند.(10)

برادر بزرگتر وی میرزا محمد حسین نام دارد که از شاگردان ملا رجب علی تبریزی است و نزد شاه عباس دوم صفوی ( 1077 - 1052ه.ق) در ردیف طبیبان حاذق بود.

می گویند محمد حسین ریاست اطبای آن روزگار را عهده دار بود و نزد حکمان صفوی از اهمیت و اعتبار ویژه ای برخوردار بوده است، وی بعد از مرگ شاه عباس از سرپرستی طبیبان معزول گشت و موظف گردید در قم زندگی کند؛ بعد از آن بار دیگر به اصفهان

صفحه 53

فراخوانده شد و پس از گذشت چند سال اعتباری کسب کرد و به سمت طبیب دربار شاه سلیمان صفوی منصوب گردید و بدان سمت باقی بود تا آن که رخ در نقاب خک کشید و در اصفهان رحلت نمود.(11)

حکیم محمد حسین بن محمد مفید قمی همچون اساتیدش به حکمت و عرفان گرایش داشت و در این راستا به پژوهشهایی دست زد. دیگر تلاشهای این فرزانه اندیشمند تفسیری است بر قرآن کریم به زبان فارسی که نزدیک به چهل هزار سطر می باشد.(12) مدرس تبریزی نامبرده را از کابر علمای امامیه معرفی کرده است.(13)

قاضی سعید قمی را نباید با ملامحمد سعید کاشانی متخلص به سرمد(14) و نیز محمد سعید مازندرانی و همچنین با محمد سعید بن قاسم بن محمد طباطبایی(15) یکی گرفت.
دوران شکوفایی

قاضی سعید قمی پس از فراگیری علوم مقدماتی و طب نزد پدر و برادر بزرگترش به حکمت و عرفان روی آورد و به حوزه درسی ملا محسن فیض کاشانی وارد گردید.(16) فیض کاشانی در تکوین اندیشه های این دانشور تأثیر فراوانی داشت، وی از مشاهیر عرفان و

صفحه 54

حکمت الهی و حدیث است و در فلسفه شاگرد ملاصدرا و در فقه شاگرد سید ماجد بحرینی بوده است، صاحب کتاب روضات الجنات از وی به شدت دفاع کرده، تمامی اتهاماتی را که به نامبرده نسبت داده اند، رد کرده، بخشی از اظهاراتش را در مذمت صوفیان نقل نموده است. ملا محسن فیض از رجال برجسته در علوم اسلامی است و تمام عمر خود را در راه علم و معرفت صرف کرده، تألیفات متعددی دارد که به هشتاد جلد بالغ می گردد و بعضی از آنها در چند جلد تدوین شده است.(17)

فیض کاشانی در سرودن شعر توانایی داشت و در سروده های خود، به « فیض» تخلص می کرد، عده ای وی را صوفی می نامیدند اما او در کتابی تحت عنوان « الکلمات الطرایفه فی ذکر منشأ اختلاف الامه المرحومه» این نسبت را نفی و انکار نمود.(18) مخفی نماند در مدتی که فیض کاشانی در شهر مقدس قم به سر می برد، قاضی سعید از محضرت بهره مند گشته، نزد وی اندیشه های عرفانی خود را غنا بخشیده و شکوفایی او در قلمرو شعر و سروده های عرفانی ماحصل ارتباط وی با فیض کاشانی بوده است.

قاضی سعید به عربی و فارسی شعر می گفت و تخلص وی « تنها» می باشد و دیوان شعر پارسی او معروف است.

میرزا صائب ( متوفی به سال 1081ه.ق) تقریظی به صورت یک

صفحه 55

رباعی بر دیوان وی نوشته که بیت آخرش این است:

هر نسخه مناسبت به دردی دارد

این نسخه هزار درد را درمانست

از دیوانش اطلاعی در دست نیست، اما از اشعارش چند بیت در آتشکده آذر، نُه بیت درتذکره نصرآبادی، بیست و هفت بیت در سفینه خوشگوی هندی و متجاوز از سیصد بیت در تذکره محمد نصیر نصرت مسطور است.(19)

در شعری، از صوفیان مردم فریب انتقاد کرده و می گوید:

مخور فریب کرامات این تهی مغزان

که گر بر آب روند از هواست همچو حباب

در مذمت افراد مغرور گفته است:

مرد رفعت جوی را ناراست بودن لازم است

خم شود هر کس که از پستی به بالا می رود

و در شعری افراد پک سرشت را چنین ستوده است:

پک طینت را کمالی نیست دانشور شدن

هیچ حاجت نیست خک کربلا را زر شدن

شیشه نه چرخ را بر طاق نیسان چیده ام

این چنین آذین کنند آزادمردان خانه ر

در گرایش های عرفانی می گوید:

عندلیبان چون طواف گلشن آن کو کنند

دست گلچین تو را چون دسته گل بو کنند

صفحه 56

نرگسی پنداشتم می چینم از گلزار غیب

از تماشان جهان چشمی که بر می داشتم(20)

مؤلفانی چون میرزا عبدالله افندی(21)، محدث قمی(22)، خوانساری(23) و شهید مطهری(24) اظهار داشته اند: قاضی سعید قمی حکمت و عرفان را نزد ملا عبدالرزاق لاهیجی آموخته است.

چنین ادعایی بعید می نماید زیرا اگر تولد قاضی سعید در سال 1049ه.ق اتفاق افتاده باشد همانها که وی را شاگرد ملا عبدالرزاق لاهیجی دانسته اند، بخصوص صاحب طرائق الحقایق و خوانساری مؤلف روضات الجنات و حاج شیخ عباس قمی در هدیة الاحباب، زمان رحلت لاهیجی را در شهر قم به سال 1051ه.ق نوشته اند، پس در این صورت قاضی سعید هنگام فوت نامبرده طفلی دو ساله بوده است و بدین لحاظ امکان ندارد که درس فیاض را در این سن درک کرده، از او مستفید شده باشد. قاضی سعید را رسم بود که همچون دیگر دانشوران به رسم تشکر نامی از اساتید خویش در تألیفات خود بیاورد. امّا از مطاوی تصانیف قاضی سعید قرینه صحت این مطلب بدست نیامد، چنانکه به نام دیگر اساتیدش اشاراتی آشکار دارد و ما نمونه هایی را خواهیم آورد.

صفحه 57
در مکتب اصفهان

قاضی سعید قمی برای استفاده از اندیشه های عرفانی حکیمان اصفهان، شهر مقدس قم را به قصد آن دیار ترک نمود. در این زمان اصفهان یکی از مهمترین کانونهای فرهنگی و علوم اسلامی محسوب می شد. اقتدار تشیع و روی کار آمدن دولت شیعی صفوی زمینه را برای شکوفایی تفکرات علمای شیعه فراهم ساخت و نوشته ها و آثاری پدید آمدکه در آنها اندیشه های حکیمانه از بوستان خاندان عصمت بهره می گرفت و از میوه های باغ احادیث و روایات سود می جست.

در زمانی که این جوان تشنه دانش به مکتب حکیمان اصفهان پا نهاد، رجبعلی تبریزی حوزه درسی تشکیل داده مشغول تربیت شاگرد وی همین قاضی سعید قمی بود(25) که از افکار استاد خویش ملهم گردید و نامبرده برخی آثار خود را به این استاد تقدیم کرده و یک یا دو اثرش را ترجمه نموده است.

رجبعلی تبریزی، معاصر شاه عباس دوم بود که وی طی ملاقاتی با این دانشمند چندین بار او را نواخت، او به افکار قدما و متأخران احاطه داشت و از آثارش این معنا هویداست.

وی پس از تحصیل در علوم دینی، در شهر بغداد مدتی گوشه عزلت برگزیده و به تزکیه نفس سرکش پرداخت، وی در میدان فضیلت، گوی دانش را به زور بازوی معرفت و چوگان همت از اقران و

صفحه 58

امثال ربود و شهره آفاق گردید و سپس به اصفهان انتقال یافت و به مقتضای خواهش طبع بلند همت خویش، کثر اوقات بعد از عبادت حضرت باری تعالی و ذکر و دعا و تهجّد به افاده نکات حکمت پرداخته، گروهی از شیفتگان معرفت را از معقولات خویش بهره مند می نمود.(26)

ملا رجبعلی در منطق، علوم طبیعی و الهیات تبحر داشت و در این زمینه ها صاحب نظر بود و البته به برخی اندیشه های ملاصدرا انتقاد می نمود.

محمد رفیع پیرزاده که سال تولد و وفاتش به دست نیامده همراه با قاضی سعید قمی از نزدیکان این استاد بوده است که به توصیه ملا رجبعلی اثری مفصّل با عنوان « معارف الالهیّه» نگاشت که در آن تعلیمات استاد خود را بیان کرده و بسط می دهد.(27)

میرزا عبدالله افندی اصفهانی که تقریبا با وی و شاگردش قاضی سعید معاصر بوده می گوید: رجبعلی تبریزی انسانی زادهد، فاضلی حکیم و عارفی ماهر بوده و نزدیک به روزگار ما در گذشته است. ( فوت رجبعلی در سال 1080ه.ق اتفاق افتاده است) از آثار ملا رجبعلی رساله ای به زبان فارسی تحت عنوان « اشترک لفظی وجود میان ذات و صفت باری» (28) و رساله « اثبات واجب» وی که با مقدمه ای در شرح

صفحه 59

حال و ذکر آثار او به اهتمام عبدالله نورانی چاپ شده است.(29)
قضاوت و طبابت

ملا رجبعلی تبریزی در تکوین شخصیت علمی و فکری شاگرد خود قاضی سعید قمی دخالت عمده ای داشت و پس از رحلت استاد، قاضی سعید اندیشه های وی را پی گرفت و مانند مربّی و معلم خود، نزد شاه عباس دوم اعتباری کسب کرد و در حدود سال 1068ه.ق که تکیه فیض را در شهر اصفهان بنا می نمودند، بنا بر مأموریتی که از سوی شاه عباس دوم به وی واگذار شد؛ از وجوهی که به طریق حلال تهیه شده بود املک و مزارعی حاصلخیز و مرغوب خریداری کرده بر تکیه مزبور وقف نمود.(30)

بنا به قول مورّخان حکیم قاضی سعید از سوی شاه به قضاوت در قم منصوب گردید و از آن تاریخ به قاضی سعید عروف شد وی در برخی آثار خویش به لقب قاضی اشاره دارد و این سمت تسلط وی را بر منابع فقهی و شرعی نشان می دهد زیرا در عصری که علمای زیادی در شهر قم بودند ریاست امور شرعی و قضایی به وی محول گردید و این مسأله از توان علمی و نفوذ اجتماعی قاضی سعید حکایت می کند. منابع دیگر خاطر نشان نموده اند که وی تا آخر عمر به طبابت هم اشتغال داشته و به درمان بیماران در زمان شاه سلیمان صفوی

صفحه 60

مبادرت ورزیده است.

روشن است که او منصب قضاوت را تنها بدین خاطر پذیرفت که حقوق تضییع شده را بازستاند و در اجرای عدالت و گسترش امنیت اجتماعی بکوشد، بلکه او لازم دید که برای تحصیل قدرتی دینی ضامن اجرای احکام حق و عدل باشد تا از این رهگذر بتواند وظیفه دینی و شرعی خود را انجام دهد.

همانطور که در سخنرانی معروف حضرت امام حسین (ع)آمده است:

« مجاری الامور و الاحکام علی ایدی العلماء بالله،(31) علمای ربانی کارگزاران و حکمرانان جامعه هستند.»

قاضی سعید ریاست امور شرعی و قضاوت را پذیرفت تا با این مقام به محرومان مدد برساند و آنان را از ناداری و استضعاف نجات داده و حقشان را از چنگ تکاثر طلبان و مرفهین بی درد بیرون آورد و نقش کاذب سرمایه داران و زورگویان را بی اثر نموده، مردم را به رهنمودهای قرآن و عترت علاقه مند نماید.

روش قاضی سعید در اجرای احکام شرعی و تلاشهای علمی وی در قلمرو حکمت و عرفان بر برخی تنگ نظران و کوتاه فکران، ناپسند آمد و این نامدار عرصه اندیشه محسود اقران قرار گرفت و هنگام روی کار آمدن شاه سلیمان صفوی ( سال 1077ه.ق) حاسدان نزد وی و درباریان، زبان به مذمت گشوده و مفسدین سعایت آن عالم سعید را

صفحه 61

پیشه خود نمودند و نظر حکمان وقت را نسبت به او مکدّر ساختند و با امواج بدبینی و توفان تهمت زمینه های تعطیل فعالیت های او را فراهم کردند. سرانجام قاضی سعید از خدمت در شغل قضاوت و تصدی امور شرعی اخراج و از شهر قم تبعید و در قلعه الموت محبوس گردید؛ اما چون صداقت، صفای نفس و درستی وی بر آنان معلوم شد مورد عفو قرار گرفت و قبل از سال 1084ه.ق. به شهر مقدس قم رفت و تا سال 1088ه.ق به پژوهشهای علمی در زمینه قرآن، حدیث و علوم دینی مشغول بود تا اینکه در سال 1089به اصفهان آمد و تا سال 1102در این شهر به تحقیق در حکمت و عرفان مبادرت نمود.

مورخان می گویند: قاضی سعید تا سن سی سالگی مشغول بحث و بررسی در احادیث و روایت نبود و ظاهرا در این سن پس از رؤیای صادقه ای، در صدد برآمد که در اخبار اهل بیت تفحص کند و او در کتاب « الاربعینیات» به این خواب راستین و روی آوردن به پژوهشهای کلامی - اعتقادی، اشاره نموده است.

از برخی نوشته های وی چنین بر می آید که در هنگام تألیف آنها در مشقت بوده و در دوران تبعید روزگار را به سختی سپری می کرده است و از شر اعدا به رشته الهی تمسّک می جسته و از خداوند رهایی خود را می خواهد.

صفحه 62
از دیگران

میرزا عبدالله افندی که از معاصرین قاضی سعید به شمار می آید وی را به عنوان حکیمی عارف و شاعری منشی و نیکوگفتار معرفی کرده و از موقعیت ویژه وی نزد حکمان صفوی سخن گفته است.(32)

نصرآبادی در تذکره اش می نویسد:

« نیکو اخلاق و پسندیده صفاتند، طبعش در کثر علوم خصوصا حکمت نظری متین و خامه تقریرش در ترتیب نظم نمکین، رجوعش به خلوت تقدس ذاتی و طلوعش از مشرق تنزه طبیعی از حرکت نبض به اندیشه قلبی مطّلع و به مجرد پرسش، امراض مهلک را دفع می کند.» (33)

حاج شیخ عباس قمی از قاضی سعید به عنوان عالم فاضل، حکیم متشرع، محقق صمدانی و عارف ربانی نام می برد و می افزاید وی در مراتب عرفانی وسعت نظر داشته، اهل معرفت، ادب و حدیث است.(34)

حضرت امام خمینی ( قدس سره) در کتاب « مصباح الهدایه» از وی به عنوان عارف کامل قاضی سعید شریف قمی سخن می گویند و در ادامه می افزایند:

« قاضی سعید در عرفان مقام والایی دارد و در راه سلوک قدمی استوار و کتاب شرح توحیدصدوق این فاضل فرزانه زائری عزیز و نفیس معرفی می کنند و در موضوع خود بی نظیر است»(35).

صفحه 63

در کتاب « اسرار الصلوة» ضمن آنکه امام خمینی ( قدس سره) قاضی سعید را یکی از اهل معرفت معرفی می فرماید در جای جای کتاب از « اسرار العبادات و حقیقة الصلوة» وی مطالبی را نقل می فرمایند.(36)

سید محمد مشکوة - استاد فقید دانشگاه تهران - که کتاب « کلید بهشت» قاضی سعید را پس از تصحیح و مقدمه نویسی به چاپ رسانیده است درباره این دانشمند جهان تشیع می گوید:

« ... تصانیف وی با سلیقه و ذوق و روح تصوف در قالب فلسفی مدون گردیده و شاید به همین جهت همه وقت نسخ آنها کمیاب و عزیزالوجود بوده و کمتر از حدود قم و اصفهان تجاوز می کرده است، غالبا مورخین از غالب تصانیف وی بی اطلاع مانده اند و حتی سید اعجاز حسین کنتوری در کتاب خود - کشف الحجب و الاستار -(37) که جامعترین فهرست تصانیف شیعه است به هیچ اسم و رسمی از قاضی سعید و تصانیف او نامی به میان نیاورده و گویا از وی اطلاعی نداشته است...» (38)

هانری کربن - پروفسور اهل فرانسه - که در بین مذاهب مختلف به عقاید شیعه، علاقه کامل پیدا نموده و این تمایل وی از تتبع و بررسی در مبانی تشیع حاصل شده(39)، می گوید:

صفحه 64

« ... این اندیشمند و حکیم معنوی ( قاضی سعید) دارای چنان اهمیتی است که باید فصلی ویژه به وی اختصاص داد... قاضی سعید از برجسته ترین نمایندگان عرفان شیعی امامی است...» (40)

و نیز محمد شریف رازی درباره اش می نویسد:

« عصر شاه صفی صفوی ریاست روحانیت و علمیت شهرستان قم با وی بوده و در بین مردم قضاوت و داوری می نموده و در شرعیات نهایت تسلط را داشته است...» .(41)
تراوش اندیشه

در نسخه ای خطی از کتاب « کلید بهشت» که کاتب، آن را در تاریخ ذیحجه سال 1085ه.ق در زمان حیات مؤلف به پایان برده، از قاضی سعید به عنوان جالینوس زمان یاد کرده است. این عبارت محکم ترین و قدیمی ترین مأخذی است که از طبابت و رشته تخصصی قاضی سعید در طب سخن گفته و عباراتی با این صراحت جز بر قاضی سعید در آن عصر منطبق نمی گردد.

اما علاوه بر طبابت، وی در توضیح، تفسیر و تبیین احادیث و روایات و استخراج حکمت و عرفان از منابع روایی نیز تبحر داشت و در آثارش چنین تسلط و مهارتی کاملا مشهود است.

قبل از دوران شیخ صدوق، شیعه نه تنها از لحاظ سیاسی مظلوم بود بلکه از لحاظ عقاید نیز برای مردم ناشناخته بود. علمای دربار

صفحه 65

خلفای عباسی، بسیاری از اندیشه های موهوم را به شیعیان نسبت می دادند که در واقع از تفکرات شیعی نبود. به دلیل همین اتهامات شیخ صدوق با تألیف کتاب « اعتقادات» و « التوحید» حقیقت تشیع را آشکار کرد و عقیده شیعه را درباره خداوند سبحان و صفات جمال و جلال او بر اساس روایات اهل بیت(ع) بیان نمود و قاضی سعید نیز به بسط و شرح این احادیث پرداخت.
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 03-06-2010, 08:22   #2
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض RE: قاضی سعید قمی

این دانشمند شیعه بر طبق آیات قرآن و روایات گوناگون که لفظ عرش الهی در آنها بکار رفته است، مصادیق مختلف را ذکر کرده و بر این باور است که نفس انسان بر اثر تابش نور حق بیدار شده، رفته رفته نور معنوی بر قوای حیوانی غلبه می کند و بر اثر آن حالت اطمینانی به نفس دست می دهد و به دلیل اعراض از آثار قوای حیوانی، مطمئنه می گردد، استعدادش به کمالات لایق کامل می شود و چنین صفایی موجب ظهور انوار الهی و تجلی کمالات ربانی شده، حق در قلب، منزل می نماید. به همین گفته شده است: « قلب المؤمن عرش الله الاعظم» .

همه حرکات و ظهورات منبعث از تجلی حق به اسماء جلال و جمال در قلب کامل، حقیقت کلیه انسان است لذا امام به حق را، قلب عالم امکان و موجب آرامش جهان دانسته اند» .

عرش است محیط و مرکزش دل

گر دل نبود ز گِل چه حاصل

گر دیدن عرش و جمله افلک

گرد دل ماست نه بر این خک

عرش از پی دل بر روان است

خک است بهانه، اصل آن است

کمالات رحمانی و ظهور حق در دل مؤمن به اعتبار آن که برزخ، بین

صفحه 66

غیب و شهادت است از ظهور حق در عرش عالم آفاق، تنوع افزونتری دارد.

قاضی سعید از ساختار کعبه، اساس امامت دوازده امام را استخراج می کند؛ کعبه سنگی به رمز حیات انسانی و قبله حجی تبدیل می شود که با مراحل حیات تطابق دارد. حدیث مربوط به دوازده حجاب نورانی با توصیف رمزی، مراتب نور محمدی در عالم و سپس نزول آن از عالمی به عالم دیگر از مجرای هفتاد هزار حجاب تا جهان ناسوت، اما مشناسی را با نظریه مربوط به تکوین عالم و حکمت تاریخ را با فراتاریخ پیوند می دهد.(42)

حضرت امام رضا (ع)پس از مناظره با رؤسای ادیان و سران فرقه ها در اثبات خداوند و مقام نبوت پیامبران رو به حاضران نمود و فرمود هر کدام پرسشی دارید مطرح کنید؛ همه به دلیل ارائه براهین محکم و مستدل از سوی امام سکوت اختیار نمودند. در این میان عمران صابی که از بزرگترین متکلمان زمان خود بود از چگونگی اثبات خداوند سؤال کرد. دامنه گفتگو میان فروغ هشتم امامت و عُمران در این باره به باریکترین و پیچیده ترین مسایل مربوط کشید و امام با روشی ساده و جالب و با استدلال به حقایق روش علمی که در عیون اخبار الرضا و احتجاج طبرسی درج شده به او پاسخ داد.

این احتجاج از مشکلات کلمات ائمه(ع) است که بر آن شرحی نوشته اند و عارف محقق قاضی سعید قمی به تشریح و تبیین آن

صفحه 67

پرداخته است و از این شرح احاطه وی بر منابع روایی و حکمت و عرفان هویداست.(43)

قاضی سعید محبت به ساحت قدس اهل بیت را از طریق معرفت به دست آورد و در این راه به پژوهشهای گسترده ای دست زد. او عقیده داشت امامان قلب مؤمنان را بر می افروزند و آنان که از این نور محرومند، قلب تیره ای دارند. ائمه(ع) حکمت لدنی دارند و مهبط وحی، موضع رسالت، معدن عرفان و شجره نبوتند و اسم اعظم خداوند نزد این وجودهای مطهر است و منظور از حدیث شریف « من عرف نفسه فقد عرف ربه» این است که مؤمن باید وجه الله را بشناسد و این وجه الهی امام می باشد. تفسیر مزبور را قاضی سعید از سخن منسوب به حضرت علی (ع)که به نام خطبةالبیان مشهور است استخراج نموده است، زیرا در این کلام حضرت می فرماید: من آیت قادر مطلق هستم، عرفان اسرارم، محرم انوار جلال خداوندم و صاحب سر رسول خدایم و به نحوی پر صلابت هفتاد مورد را به همین نحو فوق العاده بیان می فرماید. قاضی سعید قمی بنا به شرحی که بر این خطبه نوشته، آن را مستفیض دانسته است. برخی مؤلفان، انتساب این کلام را به حضرت علی (ع)ضعیف شمرده اند ولی شیخ حافظ رجب بُرسی(44)

دانشمند معروف شیعه در قرن هشتم این بیان را در کتاب مشارق الانوار ذکر نموده است.

صفحه 68

از نوشته های شرح حال نگاران چنین بر می آید که قاضی سعید قمی در دست یافتن به استنباط دقایق و نکات پیچیده حکمت اسلامی مورد حمایت غیبی بوده، از لطف الهی و تفضلاتی ائمه(ع) برخوردار گشته است. وی چنین فضیلتی را از طریق اخلاص، عبادت و مقید بودن به شب زنده داری کسب کرده است.(45)

قاضی سعید ضمن تحقیق در آثار روایی و حکمت شیعی از مطالعه در آثار علمای دیگر غافل نبود و به تفکرات فلاسفه یونانی نیز توجه داشت؛ کتابی است به نام « اثولوجیا» که توسط افلاطون نوشته شده و عالمان اسلامی از آن به عنوان « الربوبیّه» و « الهیات» سخن گفته اند که ده مبحث را در بر می گیرد و قاضی سعید بر چهار فصل آن تعلیقاتی نگاشته است. علت توجه وی به این اثر غیر از علاقه درونی رواج و ارزشی است که کتاب مزبور در حوزه عقلی استادانش داشت. زیرا آنان بارها « اثولوجیا» را مطالعه کرده، در معانی آن اندیشه نموده و به تشریح مطالب آن پرداخته اند.(46)

قاضی سعید از اندیشه های میرابوالقاسم فندرسکی - دانشمند عصر صفوی ( متوفی 1050ه.ق)در تألیفات خویش استفاده کرده و خود بدین نکته اشاره دارد. کتاب اسرار الصنایع او الهام گرفته از رساله صناعیه میرفندرسکی(47) می باشد. وی در آثار خود غالبا به آنچه از دیگر دانشوران نقل کرده به دیده نقد نگاه کرده و با استقلال اندیشه

صفحه 69

و وسعت آگاهی و توان علمی به بررسی آراء و افکار دیگران پرداخته است.
میوه های معرفت

قاضی سعید قمی به لطف خداوند و بر اثر اهتمامی که از خویش بروز داد توانست آثاری ارزشمند را به رشته تحریردر آورد که به آنها اشاره می گردد:

1- شرح توحید صدوق که قاضی سعید در کتاب شرح اربعین - چهار مورد - و در شرح حدیث الغمامه - دو مورد - و در اسرار عبادات - دو مورد - و در کتاب اربعینیات بدان اشاره کرده و خواننده را به این کتاب ارجاع داده است. این کتاب مفصل ترین تصنیف قاضی سعید و در چند مجلد است و در سال 1079ه.ق تألیف آن آغاز گشته و تا چندین سال بعد تحریر آن به درازا کشیده است.(48)

2- شرح الاربعین، قاضی سعید در این اثر برخی احادیث مشکل را تدوین کرده و به شرح آنان پرداخته است. وی در رساله شرح حدیث الغمامة به عنوان این کتاب اشاره دارد و مدرس تبریزی از آن به عنوان « الاربعون حدیثا» نام برده و می افزاید مؤلف، آن را در سن سی سالگی نوشته است و شرح چهل حدیث در معارف می باشد که مشحون از تحقیقات علمی است. شیخ آقا بزرگ تهرانی سه نسخه از

صفحه 70

آن را ملاحظه کرده است.(49) ناگفته نماند که اثر مزبور در ده هزار سطر تدوین شده، با مقدمه سید نصرالله تقوی در سال 1355ه.ق در تهران به چاپ رسیده است. چون در این کتاب قاضی سعید در شش مورد از کتاب « وافی» نقل کلام نموده؛ مؤلف آن را که استادش بوده و فیض کاشانی نام داشت با جمله « ادام الله فیضه» دعا کرده و در زمان تصنیف آن، فیض کاشانی در قید حیات بوده است.(50)

3- الاربعینیات للکشف انوار القدسیات» ، این اثر از مصنفات ممتاز قاضی سعید است. وی می خواست چهل رساله از خلاصه مطالعات خویش در اسرار حکمت را به رشته نگارش در آورد که تنها به تدوین ده رساله توفیق یافته که در این مجموعه قرار گرفته و تحت عناوین زیر تنظیم شده اند:

الف: « رساله روح الصلوة» که در آن درباره اسرار اوضاع و حقیقت اذکار و تفسیر آنچه در نماز خوانده می شود بحث کرده است. او این اثر را به استاد خود فیض کاشانی اهدا نموده است.(51)

ب: « الکشف عن القراآت السبع» تصنیف آن در قم دو شب گذشته از جمادی الثانی سال 1089ه.ق شروع شده و دو شب به آخر همان ماه

صفحه 71

خاتمه یافته است، وی در اثر مذکور موضوع اختلاف در خواندن قرآن را با بحث های فلسفی و اشراقی حل کرده است.

ج: « الفواید الرضویه» که تفسیری است با دید فلسفی در خصوص حدیث رأس الجالوت یعنی احتجاج حضرت امام رضا (ع)با رهبران یهودی. در مقدمه گفته است: حکمت آن می باشد که در قرآن، سنت و علمی که از مدینة العلم حضرت علی (ع)برخاسته، مندرج باشد و در خبرهای امامان حقایق بسیاری برای عابدان و عالمان نهفته است.(52) البته این رساله غیر از شرح حدیث دوازدهم اربعین اوست که مفصل می باشد. گر چه در آن هم به نام رأس الجالوت اشاره شده است( تاریخ تدوین 1084ه.ق)

د: « مرقاة الاسرار» ، این رساله را قاضی سعید در سن سی و پنج سالگی و در دهم ذی القعده سال 1084ه.ق در شهر قم نوشته است.(53) در این وجیزه، مؤلف به موضوع ربط حادث به قدیم و حدوث زمانی عالم و بحث ماهیت و وجود پرداخته و به موضوع اصالت وجود انتقاد کرده است.(54)

ه: « النفحات الالهیه و الخواطر الالهامیه» ، وی این رساله را در اصفهان و در سال1084ه.ق نوشته و در آغاز خداوند را به خاطر آنکه به وی عقل و علم عطا نموده شکر کرده است.

و: « المقصد الاسنی» ، در تحقیق ماهیت و وجود و حرکت که این کتاب

صفحه 72

را قاضی سعید در سال 1088در قم تحریر نموده و آن را با حمد پروردگار جهانیان آغاز کرده و با درود بر رسول کرم (ص)و آل او به پایان برده است.

ز: « الانوار القدسیه» در تحقیق هیولی، نفس و فوائد دیگر که به سال 1058در قم نوشته است، وی می گوید: انوار قدسی شامل سه نور است که هیولی، صورت و نفس از عناصر آن می باشد و در مقدمه از منتقدین به مباحث عرفانی و فلسفی مذمت کرده و تهمت زدن آنان بر اهل دانش را محکوم نموده است.(55)

ح: « الحدیقة الوردیة فی السوانح المراجیه» ، در رساله مذکور نگارنده موضوع معراج را مورد تأویل فلسفی و عرفانی قرار داده است.

ط: « البرهان القاطع» ، که ترجمه رساله فارسی برهان قاطع و نور ساطع استادش حکیم الهی رجبعلی تبریزی است.

ی: « الطلایع و البوارق» یا « البوارق الملکوتیه» رساله ای مفصل در یک مقدمه و شش طلیعه و هر طلیعه چندین بارقه دارد و در آن، مباحث حکمی و فلسفی و دیدگاههای عرفانی مطرح شده است.(56)

به تصریح مؤلف، مقدمه این نوشتار در سال 1095ه.ق آغاز شده و به سال 1102به مجموعه اربعینیات منتقل شده است.(57)

یادآوری می شود هر یک از این رساله ها عموما دارای مقدمه و

صفحه 73

خاتمه است و غالبا دوتاریخ دارد، زمان به پایان رسیدن تصنیف و دیگری تاریخ الحاق به کل مجموعه اربعینیات؛ این کتاب آخرین و مفیدترین آثار قاضی سعید است.

4- حاشیه بر اثولوژیا» یا حکمت ارسطو؛ اثو به معنای ماوراء الطبیعه و لوژی به معنای دانش می باشد. قاضی سعید بر چهار بخش این اثر حاشیه نوشته است.(58) وی در سال 1077ه.ق از تحریر این رساله فارغ شده است.

5- کلید بهشت» که رساله ای است در اشترک لفظی اسماء الله؛ این نوشتار که به زبان فارسی می باشد به تصحیح سید محمد مشکوة در تهران چاپ شده است.(59)

6- اسرار الصنایع در صناعات خمسه منطق، برهان، جدل، شعر، مغالطه و خطابه.(60)

7- شرح حدیث بساط که قاضی سعید در سال 1099در اصفهان از آن فارغ گردیده است.(61)

8- شرح حدیث غمام که به سال 1099در اصفهان نوشته است.(62)

9- قیقة الصلوة یا مقاله توحید در بیان این که حقیقت و روح

صفحه 74

نماز عبارت است از توحید ذات، توحید اسماء و صفات و توحید افعالی، این رساله در 150سطر نوشته شده است.(63)

10- اسرار عبادات، که ده هزار سطر است و استاد سید محمد مشکوة نسخه ای از آن را به خط مرحوم شیخ محمد علی( از طلاب سابق مدرسه سپه سالار) در اختیار داشته است.

11- حاشیه بر شرح الاشارات خواجه نصیرالدین طوسی، که صاحب ریاض العلماء از آن نام برده است.
به سوی دار سرور

سرانجام این عارف شیفته اهل بیت عصمت و طهارت(ع) پس از جهدی وافر و به یادگار نهادتن آثار علمی فراوان و تربیت شاگردانی دانشور، به سال 1103ه.ق دار فانی را وداع گفت(64) و به سرای باقی شتافت، پیکر مطهرش در شهر مقدس قم نزدیک مقبره شیخ ابوالحسن علی بن بابویه، در کنار خیابان ارم مدفون گردید.(65)

از قاضی سعید فرزند فاضل متکلمی باقی ماند که راه پدر را در طریق کاوشهای علمی ادامه داد، نامش مولی صدرالدین می باشد که در حرم حضرت معصومه (س)اصول کافی درس می داد، بعدها همچون

صفحه 75

والدش به منصب قضاوت در آذربایجان منصوب گردید.(66)

کاظم بن آقا صادق که از شاعران و نجبای قم بوده و ابیاتی از او در آتشکده آذر مسطور است از شاگردان قاضی سعید می باشد. مهدی نامی شرح توحید صدوق را بر استادش ( قاضی سعید) قرائت کرده است.(67) محمد کریم از دیگر شاگردان وی است که قاضی سعید به او اجازه داده در اول کتاب اربعون حدیث نام استاد خود را تحت عنوان محمد المدعو به سعید شریف ذکر کند.(68) قاضی سعید فرزند خواهری به نام نورالدین داشت که چون پیراهن وی در حکمت بود و حافظ اسرار او در نهان و آشکار به شمار می رفت.(69)
پی نوشت ها:

1. در این مورد بنگرید به تاریخ فلسفه اسلامی، هانری کربن، ترجمه اسدالله مبشری، ص 55 - 54.

2. تاریخ حکماء و عرفاء متأخرین صدرالمتألهین، منوچهر صدوقی سها، ص 26.

3. نک’: شرح مشاعر لنگرودی، مقدمه، ص 26 - 25.

4. خدمات متقابل اسلام و ایران، استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری، ص 591.

5. طرائق الحقایق، ج 3ص 72.

6. تذکره نصرآبادی، ص 167.

7. الذریعه، الی تصانیف الشیعه، ج 4ص 479و نیز روضات الجنات، ج 4ص 10 - 9.

8. تاریخ فلسفه اسلامی، هانری کربن، ترجمه جواد طباطبایی، ص 488.

9. گنجینه دانشمندان، محمدشریف رازی، ج 1ص 119.

10. فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، آذر تفضلی، مهین فضائلی جوان، ص 511.

11. ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، میرزا عبدالله افندی اصفهانی، ج 2ص 318.

12. الکنی و الالقاب، ج 3ص 53فوائد الرضویه، ص 627.

13. ریحانة الادب، مدرس تبریزی، ج 4ص 413.

14. درباره وی بنگرید به کتاب قصص الخاقانی، ولی قلی بن داود قلی شاملو، ج 2ص 178.

15. بنگرید به فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص 511و نیز تذکره پیمانه، ص 91تا 93.

16. کلید بهشت، میرزا محمد سعید قمی، مقدمه سیدمحمد مشکوة، ص 8.

17. فلاسفه شیعه، عبدالله نعمه، ترجمه سید جعفر غضبان، ص 499 - 498.

18. ریحانة الادب، ج 4ص 369تاریخ ادبیات ایران، ادوارد براون، ج 4ص 282.

19. کلید بهشت، مقدمه صحیح، ص 11.

20. تذکره نصرآبادی، ص 168.

21. ریاض العلماء، ج 2ص 319و در مورد دیگر سروده هایش بنگرید به کتاب در محفل روحانیان، محمد علی مجاهدی، ص 153.

22 . روضات الجنات، ج 4ص 10.

23. نک: الکنی و الالقاب، ج 3ص 52فوائد الرضویه، ص 627.

24 .خدمات متقابل اسلام و ایران، ص 591.

25. تاریخ فلسفه اسلامی، هانری کربن، ص 487.

26. قصص الخاقانی، ولی قلی بن داوود قلی شاملو، ج 2ص 48 - 47.

27. تاریخ فلسفه اسلامی، کربن، ص 487.

28. ریاض العلماء، ج 2ص 317.

29. نامه آستان قدس، شماره 6سال 1334.

30. نک’: روضة الصفای ناصری، ج 8ص 100.

31. تحف العقول، ص 171.

32. ریاض العلماء، ج 2ص 319 - 318.

33. تذکره نصرآبادی، ص 168.

34. هدیةالاحباب، ص 236الکنی و الالقاب، ج 3ص 52فوائد الهنویه، ص 2627.

35. مصباح الهدایه، امام خمینی (ره)ترجمه سید احمد فهری، ص 198 153 76 45 43 40 - 38.

36. اسرار الصلوة، امام خمینی (ره)ترجمه سید احمد فهری، ج 1ص 165 147 146و 240ج 2ص 27.

37. این کتاب در کلکته چاپ شده است .

38. کلید بهشت، مقدمه مصحح، ص 12.

39. درباره وی بنگرید به شرح مقدمه قیصری، سید جلال الدین آشتیانی، ص 84و 85و نیز مجموعه مقالات انجمن واره بررسی مسائل ایران شناسی، به کوشش علی موسوی گرمارودی، مقاله نگاهی به ایران شناسی و شیعه شناسی هانری کربن و نیز مقاله ملاحظاتی درباره نقادی هانری کربن از ایران شناسی .

40. تاریخ فلسفه اسلامی، ص 488 - 487.

41. گنجینه دانشمندان، محمدشریف رازی - ج 1ص 119.

42. تاریخ فلسفه اسلامی، ص 489.

43. این شرح نفیس به همت مرحوم آقامیرزا عیسی خان علی آبادی به مقدمه ای از مرحوم میرزا علی بامداد به خط آقا میرزا محمدعلی عبرت نائینی به چاپ سنگی رسیده است .

44. آرامگاه وی در دوازده کیلومتری شمال شهر زواره می باشد .

45. فوائد الرضویه، ص 627.

46. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، ج 5ص 339.

47. الذریعه، ج 1ص 417.

48. استاد سید محمد مشکوة در نسخه خطی دو مجلد از این اثر را نزد سید فاضل حاج سید نصرالله تقوی دیده است که شرح 26باب از توحید صدوق را شامل می شود .

49. الذریعه، ج 1ص 417ضمنا نجفقلی حبیبی دامن همت بر کمر ارادت زده تا مجموعه آثار این عارف بزرگ را با چاپی منقح و تصحیح شده در اختیار علاقمندان بگذارد که جلد اول شرح توحید صدوق با این مشخصات و به اهتمام وی چاپ شده است( آینه پژوهش، سال دوم، شماره مسلسل 8ص ) 41.

50. کلید بهشت، مقدمه مصحح، ص 18 - 17.

51. این رساله در حاشیه شرح هدایة ملاصدرا چاپ شده است( ریحانة الادب، ج 4ص ) 412.

52. تاریخ ادبیات ایران، ج 5ص 340.

53. کلید بهشت، مقدمه مصحح، ص 27.

54. تاریخ ادبیات ایران، همان مجلد، ص 340.

55. همان مأخذ .

56. این رساله در فهرست کتابخانه دانشگاه تهران، ج 3ص 2125 - 2124معرفی شده است .

57. کلید بهشت، مقدمه سید محمد مشکوة، ص 29.

58. الذریعه، ج 6ص 12.

59. نخستین بار در سال 1315هش و برای بار دوم در سال 1362توسط انتشارات الزهرا به طبع رسیده است .

60. الذریعه، ج 2ص 51.

61. الذریعه، ج 2ص 51.

62. نسخه ای از آن به صورت مخطوط به شماره 1849در کتابخانه شهید مطهری نگاهداری می شود .

63. کلید بهشت، مقدمه مصحح الذریعه، ج 4ص 479.

64. بنا به نقل شرح حال نگاران تا سال 1102هق در اصفهان در قید حیات بوده و شیخ آقا بزرگ تهرانی در جایی ( الذریعه، ج 6ص ) 12فوت وی را در سال 1103هق نوشته ولی در جای دیگر اظهار داشته وفات قاضی سعید بعد از سال 1103هق بوده است ( ج 4ص ) 479.

65. گنجینه دانشمندان، ج 1ص 119.

66. الکنی و الالقاب، ج 3ص 53روضات الجنات، ج 4ص 11فواید الرضویه، ص 628.

67. کلید بهشت، مقدمه صحیح .

68. الذریعه، ج 1ص 417.

69. روضات الجنات، ج 4ص 9.

نویسنده : غلامرضا گلی زواره

آثار:

1. شرح توحید
2. شرح الاربعین
3. الاربعینیات للکشف انوار القدسیات
4. حاشیه بر اثولوژیا
5. کلید بهشت
6. اسرار الصنایع
7. شرح حدیث بساط
8. شرح حدیث غمام
9. قیقة الصلوة یا مقاله توحید
10. اسرار عبادات
11. حاشیه بر شرح الاشارات خواجه نصیرالدین طوسی
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
قمی, قاضی, سعید


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 10:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1