شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 03-06-2010, 08:26   #1
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض حجت الاسلام سید حسین فاطمی قمی

موطن: قم
نام پدر : حاج سید اسحاق فاطمی رضوی قمی
تاريخ وفات: 1389قمری

زندگینامه ها:

منبع : ستارگان حرم شماره 4

مقدمه

عالم وارسته، عارف شیعی و زاهد پر سوز و گداز حضرت حجة الاسلام سید حسین فاطمی قمی از جمله آرمیدگان قبرستان با معنویت شیخان و از شاگردان عالم بزرگوار و مؤدب به اخلاق آیت الله حاج میرزا آقا ملکی تبریزی می باشد، وی در شب تاسوعای حسینی یعنی شب نهم محرم الحرام سال در شهر مقدس قم به دنیا آمد.
نسب سیادت

وی از سادات فاطمی قم بودند که اجدادشان همه در قم سکن و مورد احترام اهل قم بوده اند نسبت شریفش به موسی مبرقع فرزند جواد الائمه امام محمد تقی علیه السلام می رسد سلسله نسب ایشان طبق شجره نامه ای که به خط مرجع بزرگ نسابه زبردست آیت الله مرعشی نجفی تنظیم شده چنین است:

الحاج سید حسین الفاطمی الرضوی القمی ابن حجة الاسلام سید اسحاق طاب مضیجعه ابن المرحوم المبرور السید محمد ابن المرحوم السید علی خادم حرم الست فاطمة المعصومه علیهم السلام ابن السیت محمد بن السید علی بن السید ابو محمد بن الحسین بن هاشم بن اسماعیل بن محمد بن احمد بن محمد الرشید ابن موسی نظام الدین ابن عبدالله شرف الدین ابن الحسن نورالدین ابن ابیطالب بن محمد بن محمد الباقر ابن ابی القاسم ابن جعفر ابن کاظم ابن عزالدین حسین بن علی بن ابی المعالی محمد الرضا ابن ابی البرکات موسی بن ابی المعالی اسماعیل بن ابی البرکات محمد تقی ابن جعفر محمد الطاهرین احمد بن ابی جعفر محمد النقیب بقم ابن ابی الحسن موسی النقیب بقم ابن احمد بن ابی

صفحه 248

علی محمد الاعرج ابن احمد الکوفی ابن ابی جعفر موسی المبرقع ابن الامام الهمام جواد آل الرسول سیدنا و مولینا ابی جعفر محمد التقی الجواد سلام الله علیه و علی آبائه و ابنائه المیامین الطاهرین.

درباره سیادت آن بزرگوار دو حکایت نقل شده است که ما در اینجا یکی را ذکر می کنیم. آن بزرگوار فرمودند: مرحوم حاج ملا حاجی که از اخیار و زهاد تهران و مورد عنایت عموم اقشار مردم در صحت عمل بود وی پدر حجة الاسلام آقای حاج شیخ عباس حائری تهرانی و جد پدری حاج اقا مهدی حائری بودند. خانواده ما با خانواده ایشان رفت و آمد داشتند. فرزند بزرگشان به نام حاج شیخ احمد که غالبا حجره پدرش را در بازار اداره می کرد با رجال و اعیان بیشتر تماس داشتند، نقل کردند روزی در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار درب حجره نشسته بودم دکتر فیلسوف الدوله که با من بسیار دوستی داشت با اوقات تلخ و چهره گرفته وارد شده گفت. حاج شیخ احمد می آیی برویم قم؟ گفتم قم برای چه؟ گفت دختر شاه را می برند برای پسر امیر همدانی، در این سن پیری به من هم امر شده تا قم در رکاب عروس باشم فعلا من در کالسکه تنها هستم. بیا برئویم، من مهیا شدم و در خدمت ایشان به قم آمدیم همین که وارد شدیم بر خلاف معمول همیهش که به منزل حاج آقا سید اسحاق فاطمی وارد می شدیم چون مهمان فیلسوف الدوله بودم در خیابان حضرتی منزل کردیم و می دانستیم که حاج سید اسحاق شبهای جمعه روضه دارند اتفاقا آن شب، شب جمعه بود رفتم خدمتشان تعجب کردند و فرمودند: حاج شیخ احمد کجا بودی؟ کی آمدی؟ چرا اینجا نیامدی؟ من نیز قضیه همراهی با دکتر را به عرضشان رساندم چون اسم دکتر را شنیدند فرمودند: حاج شیخ احمد ما یک خانم مریض داریم که از معالجه اطبای اینجا مأیوس

صفحه 249

شدیم ممکن است ایشان را بیاورید تا عیادتی از مریض ما بکند، این خانم مریض دخنری بود به نام ربابه خانم که خواهر حاج آقا حسین فاطمی بودند و در همان مریضی سخت فوت شد.

حاج شیخ احمد با اطمینان می گوید بله ایشان را می آورم اما چون این مطلب را به دکتر اظهار می دارد ایشان با برافروختگی می گویند؟ مگر من برای معالجه و عیادت به قم آمده ام. حاج شیخ احمد نیز برای اطمینانی که به حاج سید اسحاق داده بودند بسیار متأثر می شوند به طوری که شام نمی خورند و علی رغم اصرار دکتر با اظهار بی میلی بدون صرف شام به خواب می روند. دکتر نیز شام خورده و خوابیدند.

پس از مدتی که از شب گذشته بود برخاستم دیدم فیلسوف الدوله لا اله الا الله گویان در حیاط قدم می زند. بعد آمد بالای سر من و مرا صدا زد و گفت: حاج شیخ احمد منزل این اقا که گفتی کجاست؟ گفتم: نمی دانم گفت: برخیز برویم منزل این اقا، گفتم نصف شب درب منزل مردم رفتن صحیح نیست، گفت: فایده ندارد نوکرش را بیدار کرد چراغ را روشن کرد و به اتفاق به طرف منزل آقا روانه شدیم.

در بین راه از ایشان سؤال کردم با آن تشدد و امتناع چه شد که این موقع شب درب منزل مردم را بزنیم؟ گفت: چون خوابیدم در عالم خواب دیدم از دارلشفاء و مدرسه فیضیه داخل صحن قدیم حضرت معصومه شدم تا به حرم مشرف شوم. شخص محترمی لب ایوان طلا ایستاده از من سؤال کرد کجا می روی؟ گفتم: زیارت دختر موسی بن جعفر علیهم السلام گریبان من را گرفت و گفت مگر آن دختر موسی بن جعفر نبود که به عیادتش نرفتی؟! او بعد من را به شدت وسط صحن انداخت و ناگهان از وحشت از خواب بیدار شدم (1).

صفحه 250
حکایت پدر

مرحوم حاج سید اسحاق فاطمی رضوی قمی از مردان نیک سیرت و وارسته از دنیا بود. وی از خواص شاگردان شیخ انصاری الی الله مقامه و به ایشان بسیار نزدیک بود. حاج سید اسحاق از عنایت هایی که خداوند به ایشان داشته، حکایتها نقل کرده است و نیز داستانهای مفید و روشنفکری از حالات استادش شیخ مرتضی انصاری نقل کرده که ما در اینجا به اندکی بسنده می کنیم .

در گذشته چنین بود که موقع تشرف مؤمنین به زیارت و آستا بوسی امام معصوم علیه السلام حیوان داران که مرکب مسافرتی داشتند، حیوان های خود را در شهر می گرداندند و چاووش خوانی می کردند و در سر چهار راه ها و مرکز شلوغ به مردم قیمت مرکب و روز حرکت را اعلان می کردند این کار شور هیجان عجیبی را در مردم و خانواده ها ایجاد می کرد به طوری که از شوق تشرف و زیارت ائمه صدای گریه از خانه ها بلند می شد و حتی بعضی زنها مهرشان را به شوهرهایشان می بخشیدند تا آنها را به زیارت امامان معصموم ببرند.

آقا سید اسحاق فاطمی نقل می کند روزی مرکب در شهر می گرداندند و چاووش می خواندند چون به نزدیکی منزل ما رسید مادرمخ گریه کنان گفت: آقا سید اسحاق من را کربلا نمی بری؟ گفتم: مادر می دانی که توان مالی ندارم. اگر حضرت پول برساند مضایقه نمی کنم. از این حکایت سه روز گذشت یک روز بعد از نماز صبح به دیدن یکی از آقایان تهرانی که تازه همسایه ما شده بود. در آن خانه بودم که خادم آمد و گفت یک درویشی که تن پوش چندانی

صفحه 251

ندارد با یک نفر و دو رس اسب شما را می خواهد.

این شخص درویش بود به نام کریمی لختی که غالبا در کوه بی بی شهر بانو در نزدیکی حضرت عبدالعظیم علیه السلام منزل داشت. در اواخر عمرش به عتبات عالیات رفت و همانجا از دنیا رفت. وی در تابستان و زمستان لباس چندانی نداشت، وقتی از دنیا رفت بسیاری از خانواده های آبرومند فقیر فهمیدند آنکه شبها در خانه آنها پول و غذا می برده، او بوده است. بنده خود او را دیده بودم.

از نزد آن تاجر بیرون آمدم دیدم کریم درویش به طرف ما می اید سلام کرد. جواب گفتم. گفت: میهمان می خواهید؟ گفتم: بسم الله سؤال کرد جای حیوان هم دارید؟ به نوکر گفتم حیوان ها را در طویله ببر. آمد در اطاق نشست و گفت: آقا من کریم درویشم در کوه بی بی شهر بانو بودم مولا به من فرمود برو سید اسحاق قمی را بفرست کربلا.

برخاستم و پیش نائب السلطنه کامران میرزا رفتم و قضیه را به او گفتم و به نوکرش گفت خورجین را بیاور، نوکر آورد و نایب السلطنه یک کیسه که در آن صد اشرفی دو تومانی بود با یک اسب و یک طاقه شال ترمه داد. رفتم منزل مستوفی الممالک تمام قضایا را به مستوفی نیز گفتم او هم این کیسه صد اشرفی با آن قاطر و این جبه خزشال را داد. به مستوفی الممالک گفتم نوکرت را به همراهم بفرست. او هم فرستاد حالا شما به این نوکر یک رسید بدهید، من نیز چنین کردم و او رفت و بعد همراه مادر وعده ای از بستگان با قافله ای بر کربلا رهسپار شدیم.

مرحوم سید اسحاق فاطمی قمی از استاد فرزانه اش چند حکایت ارزشمند نقل کرده که علاوه بر اینکه مقام معنوی شیخ بزرگوار انصاری را آشکارتر می کند از ارتباط و ارادت و نزدیکی این دو فرزانه عارف به همدیگر حکایت

صفحه 252

می کند. آقا سید اسحاق نقل می کند: هنگامی که در نجف اشرف بودم شبی در عالم خواب دیدم مژده دادند که امام زمان عج ظهور کرده اند. با کمال شوق و شعف خدمتشان رسیدم دیدم حضرت سواره و شیخ انصاری پای رکاب ایستاده است و حضرت چیزی به ایشان می فرمایند چون چشم مبارک حضرت به بنده افتاد سه مرتبه فرمود والله شیخ مرتضی نائب ما است بعد به طرف من آمدند و فرمودند: آن آجر و کچ را ببر فلان مسجد را تعمیر کن، از خواب بیدار شدم. موقع زیارتی حضرت سیدالشهداء فرا رسید به کربلا رفتم و پس از نماز صبح به خدمت شیخ انصاری رسیدم و جریان را نقل کردم ایشان گریه کردند و گفتند: حضرت نسبت به من چنین فرمود؟ گفتم بله فرمود نفهمیدی حضرت چه چیزی به من فرمود؟ گفتم خیر. پس سجده شکر کرد (2).
تحصیلات و استادان

حاج آقا حسین فاطمی پس از گذراندن دوران کودکی به تحصیل پرداخت و نردبان کمال و علم و ادب را به سرعت طی کرد و به مدارج عالی علمی رسید. اولین استاد او در این راه پدر بزرگوارش حاج سید اسحاق رضوی فاطمی قمی بود که از محضر شخی انصاری بهره مند بوده اند. از دیگر کسانی که حاج آقا حسین فاطمی به محضرش راه یافته مرحوم ایت الله سید محمد تقی فاطمی عموی ایشان می باشد. پس از گذشت چندین سال مرحوم قدوة الخائفین و شیخ السالکین حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی به قم تشریف آوردند، این افتخار برای حوزه پربرکت قم و فضلای برخاسته از آن بسیار مغتنم بود، علاقمندانی که در این فرصت ارزشند بهره شایان توجهی بردند و حاج آقا حسین از این خیل فرزانان ادب آموخته است.

صفحه 253

وی به راستی از محضر پر فیض حاج میرزا جواد ملکی بهره ها برد و این استاد به خصوص در تعیین مسیر زندگی ایشان هم بسزائی داشت و شعاع وجودی که مرد شریف را گسترش داده چهره ای ملکوتی و جذاب داشت و جلسات اخلاقی وی از فروغی خدایی برخوردار بود. در آن زمان یکی از جلسات با حالی که طلاب جوان و نیکو سیرت قم از آن بهره می بردند، منبر وعظ اخلاقی وی بود.

حضرت استاد حسن زاده آملی از دیدار خویش با آن فرزانه عارف جنین یاد می کند. چون خدمتش رسیدم دیدم پیرمردی است در حدود صد سال و از کار افتاده بود، پس از ادای آداب ورود از مرحوم آقا میرزا جواد آقا سخن به میان آوردم، تشویق کردند و فرمودند: «آقا کسی که در این اوضاع از من در این گوشه خبر بگیرد و دنبال احوال و آداب اقا میرزا جواد آقا ملکی (رحمةالله علیه) باشد معلم است که در او چیزی است.)

عرض کردم از مرحوم آقای ملکی دستو رالعلمی به ما مرحمت فرمایید گفت: او خودش دستور العمل بود، شب که می شد دیوانه می شد و در صحن خانه دیوان وار قدم می زد و زبانش به این شعر مترنم بود که :

گر بشکافند سراپای من

جز تو نیابند در اعضای من

آخرین حرفش این بود که گفت: الله کبر و جان تسلیم حق کرد. آن جناب اجازه نمی فرمودند که از او عکس بگیرند و بعضی از دوستان و ارادتمندانش این نقشه را طرح کردند که در حال نماز از او عکس بگیرند که نتواند مانع شود و در حالی که از عکس گرفتنش بی خبر بود از او در حال قنوت نماز عکس گرفتند (3).

حضرت حجة الاسلام و المسلمین یعسوبی نیز یکی از کسانی است که

صفحه 254

ارتباط زیادی با ایشان داشته است و درباره حالات آن سالک پرهیزگار نکات ارزشمندی بیان داشته اند که در اینجا می آوریم.

خدا رحمت کند حاج آقا حسین فاطمی را، ما با ایشان زیاد ارتباط داشتیم. خصوصی خدمتشان می رفتیم در حالی که زیر کرسی نشسته بودند موعظه می فرمودند. چهره اش به راستی ملکوتی بود. واقعا انسان نگاه به چهره این سید می کرد در انسان اثر می گذاشت. ایشان مرد معروفی بود و شب های جمعه دعای توسلی داشتند. اهل توسل و یکی از شاگردان خوب مرحوم حاج میرزا جواد آقای ملکی بریزی بودند. کتابی هم نوشته اند به نام «جامع الدرر» دارای نکات ارزشمندی است. حاج آقا حسین فاطمی شب های جمعه کتاب «منیة المرید» شهید ثانی را می بردند و سپس مداحی و روضه خوانی می شد. مجلس وعظ ایشان مجمع فضلاء و اهل کمال حوزه بود (4)

استاد محمد علی مجاهدی که خود مجالس موعظه ایشان را دیده اند می فرمودند: ایشان خیلی پیر بودند و قادر نبودند به خوبی راه بروند زیر بغل ایشان را می گرفتند و روی منبر کوچکی می نشاندند و حضرتش موعظه می فرمودند. خیلی به خودشان عتاب می کردد و گریه می کردند به خودشان می گفتند: وای بر من، خک بر سر من و با دست بر سر و پیشانی خودشان می زدند و گریه می کردند واقعا مجلس منقلب می شد. سپس مداحی و روضه خوانی می شد (5).

صفحه 255
شاگردان

محفل درس اخلاق حاج آقا حسین فاطمی شاگردان زیادی را از حوزه علمیه قم گرد می آورد. کثر فضلای معاصر و زبدگان حوزه قم به درس اخلاق حاضر می شدند و از انفاص ملکوتی آن فرزانه عارف که به حق عطر دل انگیز استادش حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی را داشت بهره مند می شدند در اینجا به یاد کرد نام عده ای که خدمت آن جناب را درک کرده اند می پردایم:

1 - حضرت استاد حاج شیخ رضا استاد.

2 - حضرت استاد سید محسن خرازی.

3 - حضرت استاد حاج شیخ علی عراقچی همدانی.

4 - حضرت استاد حاج شیخ روح الله شاه آبادی.

5 - حضرت استاد سید ضیاء الدین اشکوری.

6 - حضرت استاد حاج شیخ علی پهلوانی.

7 - حضرت حجة الاسلام حاج شیخ محمد عمانی.

8 - حضرت حجة الاسلام حاج شیخ علی ثابتی.

9 - حضرت حجة الاسلام حاج شیخ رضا معینی.

10 - حضرت حجة الاسلام حاج شیخ حسین جاویدی کرمانی.

11 - حضرت حجة الاسلام حاج شیخ رضا مؤیدی.

12 - حضرت حجة الاسلام حاج شیخ ابوالحسن مصلحی فرزند حضرت آیت الله العظمی ارکی.

13 - حضرت حجة الاسلام حاج شیخ علی رضا الهی داماد آیت الله ارکی.

صفحه 256

14 - حضرت حجة الاسلام حاج شیخ علی اصغر باقری.

15 - حضرت حجة الاسلام حاج شیخ سید صادق شمس.
پشتیبان امام خمینی (قدس سره)

در سال 1340 قمری در عید نوروز دژخیمان رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه حمل کردند و طلاب را دند و از بام مدرسه به زیر انداختند. عده ای را شهید و مجروح کردد و عده ای را نیز دستگیر کردند. در همان ایام بود که جرقه انقلاب زده شد. شروع حرکت حضرت امام و ایجاد جو رعب و وحشت در قم باعث شد که مسافرت ها به قم بسیار کم شود و عید آن سال قم بسیار خلوت شد.

یکی از کسانی که مرید حاج آقا حسین فاطمی بود و مسافرخانه داشت و از جو حکم بر قم ضرر مالی دیده بود به خدمت حاج آقا حسین فاطمی آمد و از امام گلایه کرد که: کار آقا خمینی خوب نیست و ابراز ناراحتی کرده بود که تخت های من با شبی دویست تومان کرایه خالی مانده است. خلاصه حاج آقا حسین فاطمی نیز از گفته های ایشان متأثر شده بود و در سخنرانی شب جمعه در منبر از امام انتقاد تندی کرده و گفتند: معلوم نیست کار شما درست باشد؟ چه کار دارید به این مردم؟ چه کار دارید به این دولت؟

نزدیک محرم بود و حاج آقا حسین فاطمی به مشهد مقدس رفتند پس از بازگشت به قم عده ای از دوستان به خدمتش رفتند. ایشان فرمودند شب اول که وارد مشهد شدیم در خواب دیدم که حضرت رضا نشته اند و طرف راست ایشان آقای خمینی نشسته و طرف دیگر هم من نشسته بودم حضرت امام رضا در عالم خواب رو کردند به من و به امام اشاره کردند و فرمودند : ((این مجاهد

صفحه 257

فی سبیل الله)) و این جمله را دو سه بار تکرار کردند و ما از خواب بیدار شدیم.

پس از آن رؤیای صادق حاج آقا حسین فاطمی در قم فرستادند منزل امام که به دیدارشان بیایند چون خودشان پیر بودند و نمی توانستند به خدمت ایشان بروند. حضرت امام نیز با حاج اقا مصطفی خمینی به منزل ایشان رفتند و ایشان خیلی به امام ابراز محبت کردند و از آن روز به بعد یکی از پشتیبانان حضرت امام بودند و درباره حرکت امام تشویق و ترغیب می کردند (6).

تألیفات

از آن مرد پارسا تألیفات زیادی باقی نمانده است بلکه می توان گفت به راستی از فکر تألیف و پرداختن نوشته و اثر علمی فارغ بوده است آنچه از ایشان باقی است کتابی ارزشمند در دو جلد به نام (جامع الدرر) است که گوهرهای فراوانی شامل حکایت خوبان و کلمات نورانی اهل بیت عصمت و طهارت علیه السصلام را در خود جای داده است. این کتاب به همت برخی از ارادتمندان ایشان از میان یادداشتهایشان در زمان حیات آن بزرگ فراهم آمده و خود آن بزرگوار در تنظیم آن زحمت کشیده است.

در مقدمه این کتاب آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی نور صدور العارفین بانوار الکشف و الشهوده و ثبت اقدام السالکین فی طریق الوصول الی المقصود، و وفق المطیعین لاقامة مرضاته من اطهارة الی الحدود، وزین لسان الشکرین بالثناء علی الملک المعبود و الصلوة و السلام

صفحه 258

علی جامع الصفات المحمود و محور ارادة الوجود و علی اولاده و خلفانه معدن الکمال و الجود الی قیام یوم الورود.

و بعد شکر بیحد و ثناء خداوندی را سزا است که توفیق را شامل حال این فقیر سراپا تقصیر فرمود و توجه اجداد طاهرینم یاریم نمود، با حال ضعف و ناتوانی و همکاری بعضی از اخیار و احباء دینی، جلد اول کتاب جامع الدرر، از طبع خارج و در دسترس اخوان ایمانی گذاشته شد و مجدد؟ شکر گزارم که نعمت حیات برایم باقی ماند، بلکه موفق شوم متفرقاتی را که به خواهش و تقاضای بعضی از دوستان جمع آوری نموده و به عنوان جلد دوم طبع و بان ضمیمه شود امیدوارم این موفقیت نصیبم شده و یادگاری از این ناچیز بماند.

غرض نقشی است کز ما باز ماند

که هستی را نمی بینم بقائی

ضمنا از مطالعه کنندگان و ناظرین، تمنا دارم نواقص و معایبی که در این مجموعه به نظرشان می رسد غمض عین فرموده و بر این شکسته از کار افتاده، خورده نگیرند و از دعای خیر فراموشم نفرمایندا

در این کتاب پریشان ببینی از ترتیب

عجب مدار که چون حال من پریشان است

و چون اغلب مطالب این کتاب، از لسان، اهل بیت طهارت علیهم السلام اخذ شده، لذا تیمنا مصدر نمدم به ذکر

صفحه 259

مختصری از فضائل و مناقب ابی الائمه و سراج الائمه ابی الحسنین علی بن ابیطالب و مقدمه برای اداء وظیفه، به برادران عزیزم عرضه می دارم که برای علاقه و محبت به خودتان گوش به عرایض این پیر سالخورده گناهکار بدهید و فکر کنید خدا به ما نعمت وجوه بخشیده، در حالی که در سابق از ما نام و نشانی نبوده چنانچه اول سوره مبارکه هل اتی أن اشاره فرموده انهم از نطفه پست نجس که دارای شعور و ادرک نبده، به ما گوش شنوا و چشم بینا و دل حافظ مرحمت فرموده: «و الله اخرجکمگ من بطون امهاتکم لا تعلمون شیئا و جعل لکم السمع و الابصار و الافئده لعلکم تشکرون»(7).

و بدیهی است این چشم و گوش و دلی که به انسان ارزانی داشته، غیز از چشم و گوشی است که به سایر مخلوقات داده چرا که انسان می تواند به وسیله آن سیر در عوالم خلقت نموده و خالق و موجد خود را بشناسد و او را به یگانگی پرسش نماید، چنانچه امام هفتم علیه السلام به هشام فرمود: ان الله علی الناس حجتین، حجة ظاهرة که وجو مقدس انبیاء می باشند و خجة باطنه همان چشم و گوش باطنند و یا قوه عاقله انسانیة که راهنمای بنده است به خودشناسی اولا و خداشناسی ثانیا. فرمودند: من عرف نفسه فقد عرف ربه بالنتیجه می فهمد که انسان عنصر یست که تمام مخلوقات از جمادات و نباتات و حیوانات، بلکه نترس و بگو ملائکه، از

صفحه 260

پرتو وجود انسان برای او خلق شده! تا بتواند در دار دنیا، بدون مشقت، دوران عمر خود را به سر برده و فکر خود را در میدان خداشناسی جولان دهد و بفهمد که چگونه ذات مقدسش هر یک از مخلوقات را به قدر حاجت، ادرک مرحمت فرموده و هر کدام را برای چه خلق نموده؟ و هر یک چه اثر و خاصیتی قرار داده؟ باید دانست که تفکر در هر موجودی، خود دفتری است از توحید.

برگ درختان سبز در نظر هوشیار

هر ورقش دفتریست معرفت کردگار

چنانچه سیر در آیات قرآنی و اخبار اهل بیت وحی، نظیر فرمایش امیر المؤمنین علیه السلام در خطبه 266 نهج البلاغة در عجایب خلقت اصناف حیوان، کاملا راه خداشناسی را برای انسان باز و مشق کمال انسانیت را تعلیم می نماید، و انسان در ضمن این سیر، بخواص موجودات جمادی و نباتی پی می برد که چگونه این خالق مهربان وسایل تعیش انسان را از انواع تغذیه و لباس های زمستانی و تابستانی و داروهای روحی و جسمی و خواب و استراحت، برای او در دنیا فراهم نموده و در اختیار و دسترس او قرار داده که در دنیا فراهم نموده و در اختیار و دسترس او قرار داده که در زندگی دنیا، هیچ گونه معطلی نداشته باشد و در این تجارتخانه به کسب سعادت ابدیه، عمر خود را به راحتی بگذراند و فرموده: عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی وجه خوش گفته سعدی:

صفحه 261

«ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند الخ»

کنون بیاری خالق مهربان و مساعدت جدم امیر المؤمنین (صلوات الله علیه و علی اولاده الطاهرین)، ابتدا میکنم به ذرک پاره ای از فضائل مولی الموالی امیر مؤمنان و با این شعر زبانم و قلبم مترنم است (8)

از تو مدد می طلبم یا علی

جز تو مرا نیست مدد یا علی
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 03-06-2010, 08:26   #2
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض RE: حجت الاسلام سید حسین فاطمی قمی

شعر

عارف فاطمی علاوه بر دم مؤثر و پندآموز از قریحه شعری نیز برخوردار بود و گهگاهی ذوق و حال خویش را در غالب شعر نیز بیان نموده است.

متأسفانه نه آن بزرگوار در قید جمع آوری مکتوبات خویش داشتند و نه اطرافیان بیش از آنچه هست توفیق یافته اند، به هر حال ابعاد شعر او و اندیشه او نیز از این زاویه قابل تحقیق است و ممکن محصول مبارکی را به ارمغان گذارد ما در اینجا به یک شعر از ایشان که به همراه موعظه مختصر آمده است، نقل می کنیم:

ای برادر دل از ما سوی ببر یک جهت به سوی حق نما اینها از تو خواهی نخواهی جدا خواهند شد آن کسی که با تو است و در حال محتاج اوئی و از رفاقت و صالح با او چاره ای نداری، خداست حدیث قدسی لابد شنیده ای انا بدکم فرمود من بد شمایم چاره ای از من ندارید، در ورقات لابد خواهی دید حضرت صادق علیه السلام به یکی از تلامذه خود چه فرمود چه از من آموختی؟ عرض نمود هشت چیز فرمود بگو ببینم عرض کرد دیدم هر کس از محبوبش به مرگ

صفحه 262

جدا می شود اهتمام نمودم دوستی بگیرم از من جدا نشود. وقت مرگ قبر و برزخ با من باشد و او عمل صالح است فرمود احسنت والله خوق فهمیدی.

هر صورت دلکش که تو را روی نمود

آخر فلکش ز دور چشم تو ربود

رو دل به کسی ده که در اطوار وجود

با تست همیشه با تو هم خواهد بود

این چند شعر از خود این غافل است با قریحه خامده گفته ام بامیدی

گفت پیغمبر آن فخر عرب

اصدق شعر قالبته العرب

قول آن مردی لبیدش بود نام

غیر حق باطل بود بی اسم و نام

کل شی ما خلا الله باطلند

مفلس و لا شی ء با حق قائمند

غیر او چیزی نبینی روز و شب

هستی او مدرک آید بی سبب

با وجود او سببها شد پدید

جملگی اعدام با هستی پدید

چشم بگشا جلوه حق را ببین

مینماید خویش در هر مه جبین

بارالها برطرف کن این غرور

ده شفا از فضلت این چشمان کور

جز تو در عالم نبیند چشممان

جز تو گردد محو از انظارمان
مواعظ

از مرحوم آیت الله حاج آقا حسین فاطمی قمی اندرزها و نصیحت های دلکش و پر فروغی آمده است اندیشه هایی که روزی با نورانیت خود شمع قلوب سحر خیزان نیمه شب بوده است، ما گزیده ای سودمند و زیبا از آن را برگزیده ایم و به آستان خداجویان تقدیم می کنیم.

صفحه 263
توصیه به تقوی

ای آقایان تأملی بفرمائید و مفاد این دو حدیث شریف را از نظر نیندازید و نصب العین خود سازید بپرهیزید از صعودی که نزولش طاقت فرسا است با این همه خطیئات و جرائم بی شمار، شما ملاحظه کنید در مقابل عطایای بی شمار پروردگار مهربان او سر خجلت بزیر افکنده به خود آئید، مهربان خدائی که با این همه تجری شما در معاصی، او عجله در عقاب و مجازات نمی فرماید این هم از فرط رحمت اوست تا بلکه بیدار شویم و بازگشت به او نمائیم و گرنه خوف و عجزی در قادر متعال راه ندارد. شما خود همه روز در وقت برخاستن از زمین بین رکعات نماز اقرار می کنید و می گوئید بحول و قوه تو می ایستم و می نشسنم و لا حول و لا قوة الا بالله می گوئید و در دعای افتتاح در ماه مبارک رمضان ان شاء الله با تأمل و تدبر و تفکر عرض می کنید (الحمدلله قاصم الجبارین مبیر الظامین و الحمدلله الذی یؤمن الخائفین و ینجی الصالحین و یرفع المستضعفین و یضع المستکبرین و یهلک ملوکا و یستخلف آخرین، جناب امیر المؤمنین علیه السلام به پیشگاه رب العزة عرض می کند بیدک ناصیة کل دابة و الیک مصیر کل نسمة، چنین وجود مقدس و منزهی که غالب بر همه ماسوی و همه مغلوب اویند، نباید علم مخالف بر افراشت، مادر طرفیت با هر اولا میزان ضعف و قوت او را در نظر می گیریم، ولی نسبت به حق جل ذکره ابدأ این اندیشه را نداریم، امروز روز بالا رفتن ماست، پائین آمدنی هم در عقب داریم، فکر پائین آمدن خود باش این دعا را در نظر داشته باش:

«و استولت علی المظالم و طالت شکایة الخصوم و اتسلت دعوة المظلوم صل علی محمد و آل محمد و ارض خصومی عنی مظلمتها»

صفحه 264

یعنی بر من مستولی شد شکایت خصمان من و طولانی شد شکایت آن ها و نفرین کسانی که بر آنها ظلم کردم پیاپی در عقب من است (صلوات بر محمد و آل محمد پروردگار من خصمان مرا از من راضی کن و احسان خود یکی از خصمان ما اطفال بی گناه ما هستند، هر گاه در مقام شکایت بر آیند و عرض کنند خدایا حکم کن بین ما و پدر و مادر ما، که به ما غذاهای حرام خورانیدند ما را بی پرده و بی حیا بار آوردند، از اینکه اسباب ساز و رقص برای ما، در خانه مهیا کردند و ما را فرستاددن دنبال تحصیل علومی که به درد دیانت ما نمی خورد، لذاست که معصوم علیه السلام می فرماید «ویل لاطفال آخر الزمان من ابائهم» و ای به حال بچه های آخر الزمان از پدران آنها، عرض کردند پدران کافر آنها فرمودند نه بلکه پدران مسلمان آنها، دقت کنید بالاتر مصیبت ما این است که فرزندانیکه برای رشد و پرورش آنها دقت کنید بالاتر مصیبت ما این است که فرزانی که برای رشد و پرورش آنها از همه چیز خود صرف نظر کردیم و دنیا و آخرت خود را فدای آنها نمودیم، فردا بزرگترین خصم ما همین فرزندان ما هستند، اگر خوب اندیشه کنیم خواهیم فهیمد که ما دنیا هم نداریم تا چه رسد به آخ رت برای اینکه قانون مقدس پیغمبر محترم اسلام را زیر پا گذاشتیم و قانون لامذهبی را بر آن ترجیح می دهیم، بی جهت نبود که صدیقه کبری مادرم فاطمه زهرا در جواب زن های مهاجر و انصار که پس از صدقات وارده به پاره تن پیغمبر، به عیادت او آمدند و سؤال می کنند ای دختر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) چگونه شب را بروز آوردی؟ شکایت از بی وفائی مردان آنها فرمود؛ زیرا می دانست با آن کثرت آرائی که حق ثابت پسر عمش را غصب کردند این قانون بی عدالتی و حق کشی، برای همیشه تا ظهور فرزندش مهدی در میان امتان پدرش حکیم فرماست، لذاست که بزنها فرمود چرا علی را نخواستند به خدا از تیزی شمشیر او و بیم و هراس نداشتن او از مرگ و پایمال نمودن شجاعان و صدمه حملات

صفحه 265

او در معرکه های حرب و غضب او را در راه خدا دیده بودند که به خک مذلت مالیده باد دماغها جماعتی که گمان می کنند نیکوکارند و حال آنکه مفسد و بدکارند و لکن نمی دانند آیا کسیکه دیگر آن را به سوی حق هدایت کند سزاوارتر است است که پیروی شود یا آن کس که خود راه هدایت نیافته. جز آن که دیگری او را به راه ندارد، چه شده است شما را به جان خودم سوگند امروز این کردار شما آبستن است، پس صبر کنید آن مقدار که زمان حل منقضی شود و هنگام نتایج فرا رسد، آن گاه بدوشید به مقداریکه ظرفها بزرگ و عمیق مملو از خون تازه شود، و زهر مهلک و کشنده در آن در آن وقت زیان کاران اهل ضلالت و بطالت را خواهند دانست، آنان که بعد از این به عرصه وجود آیند عاقبت آن چه را پیشینیان تأسیس کردند، پس از آن با طیب خاطر از دنیای خود، دست طمع بردارید و با اطمینان دل آماده فتنه و بلا باشید، مسرور و فرحنک شوید به مژده شمشیر برنده و سطوت جابرین ظلم کننده، و هر جی عام و فرو گیرنده و غلبه استیلائی از ستم ستمکاران که باقی نگذارد از فیؤ و غنیمت شما مگر اندکی و بدروند جمع شما را و باقی نمانید مگر قلیلی، چه بسیار حسرت و ندامت که خواهید خورد و چه خواهید کرد و حال آن که از طریقه حقه کور نابینا گردیده اید.

حال برادر نیک تأمل کن در امر دنیا و اهل آن، کنون که راحتی موقت و خیالی را هم از دست ما گرفته اید کسی که اهل آخرت باشد دلخوش است که در آن عالم راحت و لذت جاوید دارد، من و تو جه دلخوشی داشته باشمی که نه دنیا داریم و نه آخرت.

از جناب ابی ذر پرسیدند که «ماسلنا نکره الموت؟» چه شده ما را که از مرگ کراهت داریم؟ فرمود زیرا شما دنیا و آخرت را خراب کردید، شخص

صفحه 266

کراهت دارد از جای اباد به محل خراب برود ما که هم دنیامان خراب و هم آخرتمان، گدای ارمنی شده ایم چاره نیست اگر در پی چاره جوئی هستیم جز این که توجه پیدا کنیم به آن کسی که از مادر بلکه از خود ما به ما مهربان تر است و الحاج و التماس نمائیم تا هر دو را اصلاح فرماید که «من یتق الله یجعل له مخرج؟ و یرزقه من حیث لا یحتسب» علی علیه السلام می فرماید: «و اعلمو انه من یتق الله یجعل له مخر؟ من الفتن و نورا من الظلم و یرزقه من حیث لا یحتسب،» تقوی سرمایه راحتی دو دنیا است سرمایه رزق از جائیکه گمان ندارد سرمایه بیرون آمدن از ظلمت به عالم نور است، بیا تجربه کن اگر به مقصد نرسیدی. اسباب کجی و بی دیانتی همه وقت موجود است، دوباره برگرد، فرمود: من انقطع الی کفیته و ان دعانی اجبته و ان استکفانی کفیته؛ خالق من با تو وعده فرموده کسی که از غیر برید و به من پیوند کرد او را کفایت کنمن و اگر از من برید و به غیر پیوند کرد او را واگذار به آن غیر کنم، و ای به حال آن کسی که خدا او را به غیر واگذار نماید «ان الله لا یخلف المیعاد» خداوند خلف وعده نمی کند امتحان خود را داده ما کور و کر هستیم مولی علیه السلام می فرماید حب الدنیا یعمی و یصم و یبکم و یذل الرقاب. یعنی دنیا شخص را کور و کر و گنگ و گردنها را ذلیل نموده.

این است تأثیر علاقه مندی به دنیا و گرنه خداوند بنده نواز و کریم چاره ساز از عبادات و حسنات ما بی نیاز است و برگناه، بنده را به زودی نمی گیرد (9).
همت بلند

مؤلف گوید: به برادران خود برای تذکر خدمتشان عرض می کنم که قیمت هر کس به قدر همت اوست اگر همت مرد دنیا است او را هیچ قیمیت نیست، زیرا

صفحه 267

که لقب دنیا لا شی ء است و کسیرا که همتش ناچیز باشد، قیمتش نیز مثل آن باشد و هر که را همت عقبی است. قیمت او نعیم عقبی است، عارفی گوید حق تعالی دنیا را بیافرید و فرمود: بر قومی بیاراستند و ندا در داد که این جای بلاست و بهشت و آخرت را بیاراست و فرمود: این نشان عطا است آن گاه فرمود: هر دو گیتی از ان ما است بلی «الدنیا حرام علی اهل الاخرة و الاخرة حرام علی اهل الدنیا و هما حرامان علی اهل الله (10)»
توبه واجب فوری

برادران عزیز اگر شخصی تریک بخورد باید او را فوری بمریضخانه برساند که طبیب به وسیله دواجات عملی نماید که سم را استفراغ کند و اگر از مریض مسمم قدری غفلت نمایند یا دیرتر برسانند او را به طبیب، قطعا تلف خواهد شد.

ای عزیزان نفس ها مسموم شده، زیرا از قلوب خالی از ایمان بیرون می آید و عموم مردم، خاصه جوانان را مسموم می کند بر شما باد بعدم معاشرت و مخالطه با امثال این مردم که ایمان و عقیده را فاسد می نماید.
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
قدیمی 03-06-2010, 08:27   #3
مدیرکل بازنشسته
 
hossein moradi آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: شهر ری
نوشته ها: 4,055
Thanks: 1,255
Thanked 3,836 Times in 1,443 Posts
پیش فرض RE: حجت الاسلام سید حسین فاطمی قمی

حق سبحانه برای بندگان خود دو حجت قرار داده، حجت ظاهر که انبیا و رسل و ائمه طاهرین باشند که فرمایشات آنها را به گوش مبارکتان رساندیم در باب ریش تراشی و گرفتن شارب، و حجت باطن که عقل باشد جلالت و شرافت آن را نیز ذکر نمودم، حال اگر دارای ملکه عقل هستید که فرمودند عقل شرافت آن را نیز ذکر نمودم، حال اگر دارای ملکه عقل هستید که فرمودند عقل چیزی است که با او تمیز داده می شود بین قبیح و حسن ببینید عقلتان چه حکم می کند در این گفته ها، البته خطاب این ناچیز به آن دسته اشخاص می باشد که

صفحه 268

ساختمان عالم و ساختمان خود را از دیگری می دانند او را بنائی ساخته و نقشه معماریست عالم و حکیم و قادر، می بیند تمام اجزاء و ساختمان مرد و زن از جهت مو یکیست ؛ در سراپای مرد، هر چه مو باشد در سراپای زن هم می باشد، الا صورت مرد که حسن او را در ریش قرار داده و حسن زن را در بی موئی و صافی قرار داده. اگر حب دنیا فکرتان را خراب ننموده و از بین نبرد که فرمود : مولی امیرالمؤمنین (ع) حب الدنیا یعمی و یصم و یبکم و یذل الرقاب، یعنی حب دنیا شخص را کور می گرداند و گردنها را ذلیل می کند، با اندکی تأمل و تفکر خواهید یافت که این مخالفت و سرکشی یا از جهت آن است که خود را مستقل در این بناء و این بناء را از خود می دانید، یا از جهت عناد و لجاج با آن معمار از لیست که آن را ساخته، و یا شعور و ادرک خود را بهتر آن می دانید، خوب است مثالی ذکر شود اگر اول معما، رنقشه بکشد و بر طبق آن، خانه و ساختمانی بنا نماید شاگرد بنائی، تیشه بردارد. قطعه از بنا را خراب نماید آیا مورد غضب آن معمار نخواهد شد؟ ای جامعه که خود را بنده می دانید و آن معمار ازلی را رب خود می دانید، عالم و قادر و حکیم و شفیق و مهربان حتی از مادر به تو مهربان تر، بلکه خودت به تو مهربان تر است این چه جسارت و بی حیائی است ؟ تیشه بر دست گرفته، این قطعه از بنا که حسن و عزت و وقارو زینت تو قرار داده، از بین ببری ؟ این چه جنگی است با خالق خود ؟ مردم جامعه از هر طبقه که باید این را مشاهده نمایند و زیر سبیل بگذارند برای نفع خسیس دنیا با آنها مداهنه نمایند کأن لم یکن شیئا بلکه برای نفع پست دنیا بر عزت و احترامشان بیافزایند. آیا فرمایش : الراضی الراضی بفعل المحسن؛ شریک فی احسانه و الراضی بفعل المسی ء شریک فی اسائته را قبول ندارند؟ و مورد توجه در نزد موالیانشان نمی دانند؟ نظر نما در عظمت

صفحه 269

این گناه بزرگ، که امروز در نظر ما بی وقع شده و کار ما به جایی رسده که علمای ما و اخیار، دیگر این منکر بزرگ را کمتر نهی می کنند ولی علماء گدشته، چون مردم را علاقمند بدین می دیدند، این عمل را جدا نهی می نمودند، از جمله به ذکر یکی از آنها می پردازیم؛ عالم جلیل زاهد جناب آقای سید محمد علی، معروف به آقا مجتهد که نادره عصر خود بوده، و از تلامذه او شیخ الطائفه، علامه انصاری و سید صاحب «روضات» بوده و این سید جلیل بکاء و کثیر المناجات بوده، شبی از شب های ماه مبارک رمضان در حرم مطهر پشت سر مقدس حضرت امیر المؤمنین علیه السلام به خواندن دعای ابو حمزه شروعو کرد در کلهم اول: الهی لا تؤدبنی بعقوبتک گریه او را گرفت، و پیوسته این کلام را مکرر می کرد تا غش کرد او را از حرم مطهر بیرون آوردند.

روزی در مجلسی که بر پا شده بود برای اقامه عزای حضرت سید الشهداء (ارواحناء فداه) حاضر شد در آن مجلس، جماعتی از اعیان و اشراف بودند، ناگاه وارد شد آن مجلس، یکی از شاهزادگان که ریشش را تراشیده بود؛ سید چون نظرش به صورت او افتا؛ فرمود: حلق اللحیة من شعائر المجوس و صار من عمل اهل الخلاف.

تراشیدن ریش از شعار گبران بوده و حال عمل اهل خلاف است و این مرد ریش خود را تراشیده و آم ده است برای عزاداری سید الشهداء علیه السلام و می ترسم که هر گاه روضه خوان بالای منبر رود و این مرد، در اینجا باشد، سقف فرود آید پس از آن مجلس برخاست و بیرون رفت، و حق هم همین است آن طور که بین ما رسم است که در مجالس، نوعا اهل معاصی خصوصا جوان های ریش تراش. برای پذیرائی، در مجالسی که مخلوط از زن و مرد

صفحه 270

است خدمت می کنند؛ وا اسفا بر این اوضاع وا خجلتا بر این خدمت ها ؛ درست مصداق آیه شریفه «قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا الذین صل سعیهم فی الحیوة الدنیا و هم یحسبون انهم یحسبون صنعا (11)

هستیم و ای بر ما (یوم تبلی السرائر) که این اعمال صالحه و حسنات خود را در کفه سیئات مشاهده می کنیم، زیرا مجالسی که محل تردد و آمد و رفت ملائکه و حضور ائمه معصومین علیهم السلام می باشد، باید به وسیله افرادی پکیزه و منزه و ظاهر الصلاح و خوش سیرت، و بالأخره به بهترین وجهی که مورد رضای خداوند تبارک و تعالی و حضرات ائمه هدی (سلام الله علیهم) است باید باشد.

و برای اینکه پس به عظمت این گونه محافل برده شود «رجوع شود به این قسمت از کتاب «کبریت احمر» مرحوم بیرجندی (رضوان الله تعالی علیه) که می فرماید: باید دانست که حضور در این مجالس؛ ثواب عظیم دارد، بلکه عناوین عدیده دارد که به هر کدام می شود قصد قربت کرد مثلا مجالس مذکره علم است، مجالس لقاء اخوان و زیارت ایشان است، مجالس کسب برادر صالح فی الله است، مجالس تعیت و سلام بر مؤمنین است، مجالس قضاء حاجت است، مجالس احسان بعباد است، مجالس زیارت علماء است، و مجالس نظر به صورت علماء و ذریه طاهره است، مجالس فضائل و مناقب آل الله است، و فضایح و مثالب اعداء الله است. و مجالس زیارت و سلام بر ائمه طاهرین است، و مجالس تعزیه است؛ و مجالس صله حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت زهرا علیهم السلام است، و مجالس اداء حقوق است؛ و مجالس دعا از برای برادران دینی است؛ مجالس احیاء ائمه است، مجالس احتراز از فسق و فجور و خلاصی از غیبت و تهمت و سایر معاصی است.

صفحه 271

شاذان بن جبرئیل، در کتاب «فضائل» ازام السلمه روایت کرده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: جمع نمی شود جماعتی که ذکر کنند فضائل علی ابن ابی طالب را، مگر آنکه ملائکه نازل می شوند، و اطراف آن جماعت را می گیرند، تا آنکه متفرق شوند، آن گاه به آسمن عروج می کنند، پس ملائکه اسمان می گویند: از شما بوئی استشمام می کنیم که بهترین بوها است جواب می گویند: ما در نزد قومی نشستیم که ذکر می کردند، محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت او را و از بوی آن ها معظر شدیم، ملائکه آسمان می گویند ما را ببرید تا ما نیز با ایشان بنشینیم، آن ملائکه می گویند آنها متفرق شدند و هر یک به منزل خود رفتند می گویند: ما را ببرید تا از آن مکان معظر شویم.

و مثل این را در منتخب طریحی در مجالس ذکر و مراثی اهل بیت آورده. مخفی نباد که بوی بهشت آن قدر معطر است که اگر حور العین از گیسوی خود؛ چیزی باین عالم بگشایند؛ اهل این عالم طاقت نیاورند، و از بوی خوش آن هلک شوند اما بوی مجالس ذکر فضائل و مصائل اهل بیت بر آن غلبه دارد.

بگو به خادم جنت که خک این مجلس

به تحفه بر، سوی فردوس و عود مجمر کن

و بعد می فرماید: در نهایت ادب و کمال؛ خضوع و خشوع بنشیند و خود را از محرومات و هزلیات، مثل نظر بنا محرم و عیب جوئی قاری و غضب کردن مکان مستمعین، تنگ کردن مکان برایشان، و خنده و غیر ذلک محافظت کند، بر خلاف مجالس زمان که مشتمل بر کثیری از محرمات است کما ذکر بعضها

این برادر ایمانی و ای منتظر ظهور موعود السرور آن نور الهی قضیه دجال

صفحه 272

و آن نان و آب نغمات دل ربای آن دشمن و رباییرا شنیدی که ههم را به صداهای دلفریب خود ار طرف آن مصلح عالم و ذخیره خداوند یگانه می رباید، کنون مایه و استعدا ایمان خود را تا وقت نگذشته ملاحظه نما تا آن روز را مشاهده نمودی، ای بیچاره تو که از این طربهای بی ثبات که مشحون به جمیع آلام و اسقام است صرف نظر نکنی، چگونه امیدواری که آن روز تو ثابت بمانی؟ و از طرف ولی عصر عج نگردی بطرف آن آوازها که همه را از خود بی خود می نماید؟ نمی ماند مگر به قدر نمک طعام و سرمه چشم، حلاوة الدنیا و مرارة الاخرة حدیث معصوم را شنیدی که جمع بین دو شیرینی نمی شود و دو تلخی هم نمی شود و نیز شنیدی دنیا و آخرت ضرتان هر کدام از آن دو هوو را اراضی نمائی دیگری دلتنگ می شود.

در «سفینة البحار» در لغت غنا مرقوم فرموده اند در جلد اول «جامع الدرر» ذکر شد اینجا هم به مناسبت مقام تذکر داده می شود، شاید در قلوب قاسیه نرمی پیدا شود. عن عاصم بن حمید عن ابی عدالله علیه السلام فی حدیث قال قلت: جعلت فدک انی اردت ان اسئلک عن شی ء استحیی منه قلب أفی الجنة غناء قال علیه السلام ان فی الجنة شجرا یأمرالله ریاحها فتهب فتضرب تلک الشجرة باصواب لم یسمع الخلاقیق بمثلها، ثم قال هذا عوض لمن ترک السماع فی الدنیا من مخافة الله.

و فی حدیث النبوی ما من عبد دخل الجنة الا و یجلس عند رأسه و عند رجلیه ثنتان من الحور العین تغنیانه بأحسن صوت.

در تفسیر در ذیل آیه «فی روضه یحبرون» در وصف تغنی و آواز در بهشت در خب است روزی رسول کرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وصف بهشت را می فرمود مردی

صفحه 273

برپا خاست عرض کرد یا رسول اله در بهشت آواز خوش هست؟ من آن را دوست دارم، فرمود. بخدائی که جانم در ید قدرت اوست که در بهشت درختی است که چون آوازهای خوش خود را دور داشتند، آن درخت به آواز درآید به تسبیح و تهلیل، چنان آوازی که خلایق مانند آن را نشنیده باشند.

در «اسرار الصلوة» مرحوم حاج میرزا جواد آقا (طاب ثراه) مرقوم است؛ در روایت مهمانی اهل بهشت خبری وارد شده که بعد از قرآن استدعای استماع مدت مدیدی بیهوش می شوند، بعد که به هوش می آیند استدعای زیارت جمال جمیل تعالی را می نمایند نوری تجلی می نماید که از تجلی آن نور بیهوش میافتند، احتمال صدق این فرمایشات کافی است که شخص عاقل را شوق آورد، و برای تحصیل ان ترک نماید، آنچه را منافی به رسیدن به این مقام است که فرمود سعد غیور است من که رسولم غیرتم از سعد زیادتر است و پروردگار من از من غیرتش زیادتر است و غیرت حق سبحانه فرمودند ترک فواحش است در این عالم، این مستبها و این حرکات منافی رضای اوست فواره چون بلند شود سرنگون مشود؛ رسوائی را که از حد گذراندی، غیرت او سبحانه در تلاطم آید، یا جزاء عالم امر (کن» می رسد فرو بر و بگیر او را «فیکون» عقب او حاضر است.
رحلت

باری آن بزرگمرد عمری در خدمت به دین با پکی و معنویت زیست و در 27 شوال سال 1389 مطابق با 16 دی ماه 1348 این سرای خکی را بدرود

صفحه 274

گفت و در جایگاه صدق و صفا نزد سلطان مقتدر هستی جای گرفت و در قبرستان نورانی شیخان و محل قبور بسیاری از اولیاء خدا به خک سپرده شد. اینک تربت آن سید عارفان محل زیارت بزرگان و معرفت کیشان قم است. بر لوح قبر مبارکش چنین آمده است.

انما الدنیا فناء

قد ارتحل العالم الناسک العابد السالک العارف المتأله حجة الاسلام و المسلمین الحاج اقا حسین الفاطمی نجل افقه السعید آیت الله الحاج سید اسحاق الرضوی القمی قدس سرهما لیلة 27 شوال 16/1389.

دی ماه 1348 - هی الدنیا یقول بلا فیها.
«پی نوشتها»

1 - جامع الدرر، حاج آقا حسین فاطمی قمی، ج 1، مقدمه کتاب، با اندکی دخل و تصرف در عبارت.

2 - جامع الدرر، ج 2، ص 400 - 410.

3 - در آسمان معرفت استاد حسن زاده، ص 113 - 114، چاپ اول.

4 - در مصاحبه با جة الاسلام یعسوبی امام جمعه محترم ایلام.

5 - در گفتگو با استاد محمد علی مجاهدی در تاریخ .1374/8/26

6 - مصاحبه با حضرت حجة الاسلام و المسلمین یعسوبی امام جمعه محترم ایلام؛ یادداشتهای آقا شیخ محمد تعمیرکاری از ارادتمندان حاج آقا حسین فاطمی.

7 - سوره نحل آیه 77.

8 - جامع الدرر، حاج اقا حسین فاطمی قمی، ج 2، ص 6 - 4، چاپخانه علمیه قم.

9 - همان.

10 - همان.

11 - سوره کهف، آیه 103.

نویسنده : جواد نور محمد، محمدرضائی

آثار:

1. جامع الدرر
hossein moradi آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
فاطمی, قمی, الاسلام, حجت, حسین, سید


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 18:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1