شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

پایگاه بسیج خودجوش و مردمی تلگرام


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > شخصيت های مرتبط با جهان اسلام


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 01-09-2013, 21:12   #1
مدیر انجمن جنگ نرم و پزشکی
 
منتقمُ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2013
محل سکونت: خـراب آبـاد
نوشته ها: 8,643
Thanks: 18,361
Thanked 20,425 Times in 7,459 Posts
پیش فرض حجت الاسلام و المسلمین قرائتی

زندگينامه حجة الاسلام والمسلمين قرائتي


بسم الله الرحمن الرحيم
اينجانب محسن قرائتى فرزند علينقى، در سال 1324 هجرى در كاشان بدنيا آمدم. مرحوم جدم، در زمان رضاخان كه با تمام قدرت با اسلام و مظاهر آن مبارزه مى‏شد، جلسات قرآن را در خانه‏ هاى مردم كاشان تشكيل مى‏داد و بخشى از عمر خود را در اين راه صرف نمود. لذا فاميل ما قرائتى شد. پس از او، مرحوم پدرم با تشكيل اين جلسات در خانه‏ ها، مساجد و تكايا راه پدرش را ادامه داد و به استاد قرائت قرآن معروف شد. آن مرحوم از بازاريانى بود كه حدود چهل سال با شنيدن صداى اذان، مغازه خود را مى‏بست و به سوى مسجد و نماز اول وقت مى‏شتافت. فردى بود كه با آموزش قرآن و برگزارى مجالس دينى، احياى بعضى از مساجد مخروبه و متروكه، و تلاش در اين راه، براى ديگران الگو شده بود و در عوض خداوند به او روحى مطمئن و حكمت و عرفان جوشيده از درون، عطا فرموده بود. چيزى كه ذهن و فكر او را مشغول مى‏كرد، اين بود كه تا حدود سن چهل سالگى صاحب فرزندى نشده بود، تا اين كه با همه مشكلات موجود در آن زمان، با عنايت و لطف خداوند بزرگ، موفق به زيارت خانه خدا و اعمال حج گرديد. شايد بتوان گفت اين هم در شرايط موجود زندگى‏اش، اجرى از جانب پروردگارش نسبت به تلاش و كوشش‏هاى قرآنى و دينى‏اش بود. او در همان سفر در كنار خانه خدا چنين دعا مى‏كند:
اى خدايى كه فرموده‏ اى: «ادعونى استجب لكم» (بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را»!
اى خالق يكتا! فرزندى به من عطا فرما كه مبلغ قرآن و دين تو باشد.
اين دعا به اجابت رسيد و خداوند او را صاحب فرزندانى نمود كه برخى از آنان به لباس مقدس روحانيت در آمدند.
گفتنى است كه من در سنين نوجوانى كه شناخت و اطلاعات كافى نداشتم با پيشنهاد مرحوم پدرم براى ورود به حوزه، موافق نبودم ولى با اصرار و تشويق او در سن چهارده سالگى وارد حوزه شدم. يك سال در كاشان زير نظر استاد آيت‏ الله صبورى دامت بركاته مشغول درس شدم. هر شب نيز به طور مرتب در جلسه تفسير قرآن مرحوم آيت ‏الله حاج شيخ ‏على آقا نجفى‏قدس سره كه بعد از نماز مغرب و عشا برقرار مى‏شد شركت مى‏كردم. اين جلسه دل مرا به تفسير قرآن جذب نمود.
از آن زمان به بعد با قرآن انس پيدا كردم و تا به حال الحمدلله ادامه دارد. با اطمينان مى‏گويم كه بيشترين مطالعه من درباره قرآن و تفسير بوده و چون قرآن و كلام خدا نور است، تا به حال در راه تبليغ درمانده نشده‏ ام. حتى زمانى هم كه براى ادامه تحصيل وارد حوزه علميه قم شدم، در كنار (لمعه) كتاب درسى رسمى حوزه، تفسير «مجمع البيان» را با برخى از دوستان، مطالعه و مباحثه مى‏كردم. همين كه دروس سطح و مقدارى از درس خارج را در حوزه گذراندم، به فكر افتادم كه خلاصه مطالعات و مباحثات تفسيرى خود را يادداشت كنم و اين كار را تا پايان چند جزء ادامه دادم. در آن ايام شنيدم كه آيت الله مكارم شيرازى - دامت بركاته - با جمعى از فضلا تصميم دارند تفسير بنويسند. من نوشته‏ هاى تفسيرى خود را ارائه دادم و ايشان هم پسنديده و من به جمع آنان پيوستم. حدود پانزده سال طول كشيد تا تفسير نمونه در 27 جلد به اتمام رسيد و تا به حال بارها تجديد چاپ و به چند زبان ترجمه شده است. تقريبا نيمى از تفسير نمونه تمام شده بود كه انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمينى به پيروزى رسيد و من به پيشنهاد علامه شهيد مطهرى‏قدس سره و مؤافقت امام خمينى (ره ) براى اجراى برنامه درس هايى از قرآن، به تلويزيون رفتم. در اين بين به فكر افتادم درس تفسيرى را در سطح فهم عموم شروع كنم. براى اين كار با گرفتن دو همكار، علاوه بر تفسير نمونه، از ده تفسير ديگر يادداشت بردارى كرديم و برنامه تفسير خود را با عنوان «آينه وحى» در راديو آغاز كرده و تاكنون پيش رفته‏ ام. بارها از طرف دوستان و ديگران، پيشنهاد شد كه آنچه را در راديو مى‏گويم، به صورت كتاب منتشر كرده و در دسترس عموم به خصوص عزيزان فرهنگى قرار دهم. با اين تصميم و نيت چند جزء از يادداشت‏هاى تفسيرى خود را در حضور دو نفر از فقهاى قرآن‏ شناس و محقق كه از اساتيد حوزه علميه قم هستند خواندم و با تأييد و اصلاح آن دو بزرگوار، به سبك و برداشت‏هاى تفسيرى خود اطمينان بيشترى پيدا كردم. پس از آن چند نفر از فضلا كار بازنويسى و تدوين آن را انجام دادند و تحت عنوان «تفسير نور» منتشر گرديد. اين تفسير داراى امتيازاتى است، كه در مقدمه جلد اول ذكر شده است.
برگردم به گذشته خود. سال دوم طلبگى به قم آمده، در مدرسه مرحوم آيت‏الله العظمى گلپايگانى‏ قدس سره و مدرسه خان مشغول به تحصيل شدم. سپس براى ادامه تحصيل به نجف اشرف هجرت كرده، رسائل و مكاسب را در آن جا به پايان رساندم و دوباره به قم مراجعت كردم. پس از امتحان كفايه، چند سالى هم در درس خارج شركت كرده و در مجموع شانزده سال در كاشان، قم، مشهد و نجف بودم تا درس‏هاى سطح حوزه را تمام كردم. همواره در اين انديشه بودم كه قرآن و اسلام براى همه اصناف و طبقات مردم است و كودكان و نوجوانان هم از همين مردم‏اند. ما پزشك اطفال داريم ولى روحانى اطفال نداريم، لذا تصميم گرفتم در اين راه به قصد خدمت به نسل جوان و آينده ‏سازان، اسلام و معارف قرآنى را با زبان ساده و روان به آنها منتقل نمايم. از اين رو به كاشان برگشتم و ضمن دعوت نوجوانان، برنامه تبليغى خود را با حضور هفت نفر آغاز كردم و به علت علاقه و استقبال نوجوانان، كلاس‏ها را ادامه دادم، هر هفته از قم به كاشان مى‏رفتم؛ با اين انديشه كه قرآن دهها داستان و قصه دارد و پيامبر اكرم‏ صلى الله عليه وآله با همين داستان‏ها، سلمان و ابوذرها را تربيت فرموده، كلاسم را با تلفيقى از اصول عقايد، احكام و داستان‏هاى قرآنى اداره كردم، و به ارائه مطالب زنده و تازه روى تخته سياه پرداختم. نحوه كلاسدارى و قدرت تشبيه و تمثيل من، به جذابيت جلسات و استقبال از آن‏ها، به شكل چشمگيرى افزود.
جلسات كاشان، چند سال ادامه داشت و بركاتى را نيز به همراه داشت. البته چون اين كار بى‏سابقه بود كه يك روحانى به جاى منبر پاى تخته سياه برود و براى كودكان و نوجوانان جلسه و كلاس داشته باشد؛ گاهى مورد بى‏مهرى برخى افراد قرار مى‏گرفتم، ولى چون به كار خود اعتقاد و ايمان داشتم، در طول اين مدت آنى نسبت به كار خود با شك و ترديد نگاه نكردم، به صورتى كه الان هم پس از گذشت حدود 35 سال از آغاز اين حركت خوب و مثبت، اگر بخواهم آن را از ابتدا شروع كنم، از همان جاى قبلى، آغاز خواهم كرد.
به دنبال جلسات كاشان، در قم نيز كار مشابهى را با جوانان و نوجوانان شروع كردم. در جلسات قم، فرزند آيت‏الله مشكينى دامت بركاته شركت مى‏كرد و يادداشت‏هاى كلاس را به رؤيت و اطلاع ايشان مى‏رسانيد. يك روز آن بزرگوار به كلاس درس آمد و از نزديك اينجانب را مورد عنايت و تفقد قرار داده و فرمود: آقاى قرائتى! حاضر هستى با من يك معامله كنى؟ ثواب جلساتى كه شما براى نسل جوان داريد از من، و ثواب درس‏هايى كه من در حوزه مى‏دهم از شما و بعد هم در جلسه درس خود از كار و نحوه كلاس و روش جديد، تجليل و تعريف نمودند. گفتنى است كه آن روزها ايشان براى حدود هزار طلبه، درس مكاسب و تفسير مى‏فرمودند و من براى بيست نفر جوان جلسه اصول عقايد داشتم. بعد از اين برخورد، به كار و راهى كه انتخاب كرده بودم، عشق و علاقه بيشترى پيدا كردم و بعد از آن هم گروه گروه طلبه‏ ها آمدند تا از نزديك روش كلاسدارى مرا مشاهده كنند. با اين گونه تشويق‏ ها و استقبال‏ ها به ذوق آمده و تصميم گرفتم مطالب را دسته‏ بندى، منظم و ياداشت كنم. البته در زمان طاغوت هم از طرف تلويزيون به پيشنهاد بعضى مرا براى اجراى برنامه و كلاس دعوت كردند، ولى به دليل اين كه نخواستم بازوى دستگاه طاغوت باشم، قبول نكردم. به علت عشق زيادى كه به كار داشتم، تقريبا به تمام شهرهاى ايران مسافرت نموده، كلاسى برقرار مى‏كردم. در اوائل كار به جلسات دبيران تعليمات دينى راه يافتم. در يكى از سمينارها كه مقام معظم رهبرى دامت بركاته و شهيد دكتر بهشتى‏قدس سره تشريف داشتند، در آن جلسه برنامه اجرا كردم و از طرف مقام معظم رهبرى دامت بركاته مورد تفقد قرار گرفتم. ايشان مرا به منزل خود دعوت كردند و بعد از تشويق، مسجد امام حسن‏ عليه السلام را كه در آن اقامه جماعت داشتند و آن روزها از مساجد فعال و موفق و مبارز پرور عليه طاغوت در مشهد بود، براى كلاسدارى در اختيارم گذاشتند. در سفر تبليغى به اهواز هم، با علامه شهيد مطهرى‏قدس سره آشنا شدم. ايشان روش كلاسدارى مرا ديده و بسيار پسنديد. من از اول، معلم قرآن بودم و با اسلوب جديدى كه داشتم، نسل نو را با قرآن آشنا مى‏كرد. در زمانى كه امام خمينى‏قدس سره فرياد الهى - سياسى خود را عليه طاغوت بلند كردند، من دروس مرحله اول حوزه را مى‏خواندم و شرايط سنى لازم براى شركت در بعضى از برنامه‏ ها را نداشتم البته در آن زمان به ديدار بعضى علماى زندانى و تبعيدى در محل زندان و تبعيد مى‏رفتم و در زمينه حمايت‏هاى جانبى، اطلاع‏ رسانى و تشويق مردم به مسائل انقلاب بى‏تأثير نبودم. در همان زمان، عوامل رژيم و ساواك، براى دستگيرى من چندمرتبه شبانه به خانه پدرم در كاشان و منزل خودم در قم حمله‏ ور گشتند، ولى موفق نشدند. چند ماهى هم زندگى مخفى داشتم تا انقلاب اسلامى ايران با امدادهاى الهى و رهبرى حضرت امام خمينى‏قدس سره و پشتيبانى ملت مؤمن و غيور و شجاع به پيروزى رسيد و دوران جديدى از فعاليت‏هاى فرهنگى با احساس مسؤوليت بيشترى آغاز شد.
بعد از پيروزى انقلاب، با پيشنهاد علامه شهيد مطهرى‏ قدس سره و مؤافقت امام خمينى‏قدس سره براى اجراى برنامه، به تلويزيون معرفى شدم، روزى كه به آن تشكيلات وارد شدم، بيشتر كاركنان نمى‏دانستند، قبله كدام طرف است و... در آن جا با بهانه‏ گيرى و وسواس زياد مرا آزمايش كردند و زمانى كه در اين جهت موفق يافتند، پيشنهاد كردند كه بدون لباس روحانيت برنامه اجرا كنم و به طور علنى گفتند: ما به جز دو روحانى (حضرت امام و آية الله طالقانى) به ديگران اجازه حضور در اين تشكيلات را نمى‏دهيم. من هم با اين پيشنهاد موافقت نكرده و اعلام داشتم: برخورد شما را به اطلاع حضرت امام‏ قدس سره خواهم رساند. بعد از اين اخطار، آنان قبول كردند كه با لباس روحانى اجراى برنامه كنم. به هر حال سالهاست است كه اين برنامه تلويزيونى - كه از باقيات الصالحات علامه شهيد مطهرى‏قدس سره و حمايت‏هاى امام عزيزقدس سره است - برگزار مى‏شود و بر اساس نظر سنجى‏هاى خود صدا و سيما از برنامه‏ هاى مؤفق بوده است. امام خمينى‏قدس سره به واسطه‏ ى همان برنامه تلويزيونى، به اينجانب لطف و عنايت خاصى داشت و هر بار كه خدمت ايشان مى‏رسيدم مورد لطف و محبت ايشان قرار مى‏گرفتم. برنامه درس‏هايى از قرآن، كه بنا بود از طرف مديريت آن زمان تلويزيون تعطيل شود، ايشان به وسيله يكى از اعضاى دفتر خود، به رئيس صدا و سيما اعلام فرمودند كه اين برنامه‏ ها مفيد بوده و بايد باشد و چون من بابت اجراى برنامه‏ ها حق‏ الزحمه‏ اى دريافت نمى‏كردم، آن امام بزرگوار چند بار مبلغ قابل‏ توجهى برايم فرستاد كه بخدمتشان شرفياب شده و اعلام كردم من فعلاً نياز ندارم ولى ايشان مى‏فرمود: اين از بيت‏ المال نيست و نزد شما باشد و بعد از اين آشنايى بود كه آن رهبر فرزانه حكم نمايندگى خود را در سازمان نهضت سوادآموزى به من اعطا فرمود.

حكم نمايندگى امام خمينى (ره)، در سازمان نهضت سوادآموزى:
بسم الله الرحمن الرحيم‏

جناب حجةالاسلام آقاى حاج شيخ محسن قرائتى دامت افاضاته‏:
نظر به اهميت امر سوادآموزى و گسترش فرهنگ و معارف اسلامى و با توجه به تجربياتى كه در اين باب داريد، جنابعالى را به سمت نماينده خود در سازمان نهضت سوادآموزى تعيين مى‏نمايم. اميد است با هماهنگى هر چه بيشتر با مسؤولان محترم اين سازمان و وزارت آموزش و پرورش مسؤوليت سنگين خويش را بهتر انجام دهيد. بديهى است كه كمك و مساعدت دست‏اندركاران امر نهضت و وزارت آموزش و پرورش و استفاده از تمامى امكانات موجود پيروزى شما را بر عفريت بى‏سوادى كه يكى از ميراث‏ هاى شوم نظام طاغوتى است سريع‏تر مى‏نمايد. از خداى تعالى موفقيت شما را در اين راه مسئلت دارم.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته ‏
روح الله الموسوى الخمينى
ارديبهشت ماه 1361

امضای منتقمُ الزهراء
عشق عاشق را به بیماری می کشاند، بیمار زرد روی است و خواب و خور ندارد و از درد می نالد و می گرید.
سلامت دنیا بیماری است و بیماری اش شفا و سلامت، چراکه بنیان دنیا در عادات است و سلامت حقیقی، هرچه هست در ترک عادات است و عتق از ملکات ...

(التماس دعا)

منتقمُ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 8 Users Say Thank You to منتقمُ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 01-09-2013, 21:13   #2
مدیر انجمن جنگ نرم و پزشکی
 
منتقمُ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2013
محل سکونت: خـراب آبـاد
نوشته ها: 8,643
Thanks: 18,361
Thanked 20,425 Times in 7,459 Posts
پیش فرض

12تکنیک از قرائتی برای صحبت کردن


افرادی هستند که چند ساعت حرف می زنند ولی انسان هدف آنها را متوجه نمی شود.هدف باید مشخص باشد.



هنر چگونه حرف زدن در آیات و روایات امری است که به تناوب از آن یاد شده است. سخن گفتنی که مبنای آن زبان است و با زبان می توان زمینه های مثبت و منفی را برای رشد یا سقوط انسان فراهم نمود.
حجت الاسلام و المسلمین قرائتی که جمع بندی و خلاصه گویی هایش در ترویج قرآن زبانزد خاص و عام است ویژگیهای سخن خوب را بر اساس آیات قرآن اینگونه طبقه بندی می نمایند:




1-باید آگاهانه باشد ( لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ‏) پشت سر کلمه ای نروید که علم ندارد.چیزی که نمیداند رهایش کنید.
2- نرم باشد (قَوْلاً لَّیِّناً) ، زبانش تیغ نداشته باشد.
3- حرفی که میزند خودش هم عمل کند (لِمَ تَقُولُونَ مِالا تَفْعَلُونَ) عمل کردن به این معنا نیست که تمام حرف ها را عمل کند، حداقل موردی عمل کندمثلا اگر شخصی میخواهد نماز شب خوان باشد حتما نباید هر شب نماز شب بخواند ولی گاهی نمازشب بخواند.
4- منصفانه باشد ( وَإِذَا قُلْتُمْفَاعْدِلُوا) با انصاف حرف زند. اگر انتقادی انجام می شود آن شخص را له نکنیم و یا اگر تعریفی انجام میدهیم تا خدا بالایش نبریم.
افراط و تفریط نکنیم. اعتدال داشته باشیم.
5- حرفمان مستند باشد (قَوْلًا سَدِیدًا) منطقی حرف بزنیم.
6- ساده حرف بزنیم (قَوْلاً مَّیْسُورًا) پیچیده حرف زدن هنر نیست.روان حرف بزنیم.
7- کلام رسا باشد (قَوْلاً بَلِیغًا) حرف را همه بفهمند و مطلب مبهم نباشد.
8- زیبا باشد (قولوللناس حسنا) باهمه خوب صحبت کند و فرق قائل نباشد.
9- بهترین کلمات را انتخاب کنیم (یَقُولُ الَّتی هِیَ اَحْسَن) هر چیزی در جای خودش خوب است، زهرمار در دهان مار خوب است ولی در بیرون زهر است .آب دهان انسان در دهان انسان خوب است ولی در بیرون از دهان، توهین بحساب می آید. هر انگشتی در جای خودش، کارش عالی است. پس بهترین حرف را بزنید.
10-اصطلاح جدید از خودتان بکار نبرید (قولا معروفا) هنگام حرف زدن حرف های جدید از خودتان درست نکنید.و از کلمات عرفی استفاده کنید.
11- همدیگر را با لقب خوب صدا بزنیم (قولاً کریماً) برای همدیگر احترام قائل باشیم مخصوصا بین فرزند و پدر بسیار مهم است که فرزند پدر را با نام نیک صدا کند و پدر هم همینگونه باشد.
12-حرف زدن در جامعه خوب باشد تا بهشتی شویم (هدو الی الطیب من القول)اگر در جامعه حرف زدن خوب باشد ، ان جامعه بهشتی است .در جامعه بهشتی (الا قیلا سلاما سلاما) رواج دارد.ولی اگر در جامعه ای فحش باشد آن جامعه وارد جهنم می شود.


امضای منتقمُ الزهراء
عشق عاشق را به بیماری می کشاند، بیمار زرد روی است و خواب و خور ندارد و از درد می نالد و می گرید.
سلامت دنیا بیماری است و بیماری اش شفا و سلامت، چراکه بنیان دنیا در عادات است و سلامت حقیقی، هرچه هست در ترک عادات است و عتق از ملکات ...

(التماس دعا)

منتقمُ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to منتقمُ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 01-09-2013, 21:15   #3
مدیر انجمن جنگ نرم و پزشکی
 
منتقمُ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2013
محل سکونت: خـراب آبـاد
نوشته ها: 8,643
Thanks: 18,361
Thanked 20,425 Times in 7,459 Posts
پیش فرض

نماز و ازدواج را رونق بدهید فساد كم می شود


رئیس ستاد اقامه نماز با اشاره به اینكه غفلت و شهوت دو روزنه گزش جوانان است و اگر فیتیله نماز و ازدواج را بالا بكشیم فساد كم می شود، گفت: اگر بودجه های كشور صرف اموری چون نماز و ازدواج شود،هزینه كم می شود.


حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در جمع معاونین اجتماعی ناجا سراسر كشور، با تاكید بر نوع رفتار مسئولان با زیر مجموعه خود، گفت: سعی كنید در این مجموعه با سربازان خود مشورت كنید، با آنان بصورت خصوصی صحبت كرده و نظرات آنان را در مورد امور مختلف جویا شوید.

ادب سربازان را نشانه محبوبیت خودتان تلقی نكنید
وی ادامه داد: آنگونه رفتار كنید تا در دلها نفوذ كنید نه اینكه سربازی از روی ترس "بله قربان گو"ی شما باشد، تا حتی فرائضی چون نماز را هم از روی همین حس اقامه كند. رئیس ستاد اقامه نماز با بیان اینكه گاهی اوقات برخوردهای عاطفی با زیر مجموعه خود بهتر است، اظهار داشت: هنر ما و شما باید این باشد كه سربازان و اطرافیان خود را پخته و نه داغ كنیم چرا كه هیچ پخته ای خام نمی شود اما هر داغی بلااستثنا سرد شده و در نهایت اثری از آن باقی نمی ماند. وی تاكید كرد: ادب سربازان خود را نشانه محبوبیت خودتان تلقی نكنید، شاید این احترام ها همگی از روی ترس باشد.

فیتیله نماز و ازدواج را بالا بكشیم فساد كم می شود
رئیس ستاد اقامه نماز در ادامه سخنان خود خطاب به معاونین اجتماعی در خصوص توجه هرچه بیشتر به خانواده و فرزندان خود، گفت: مواظب فرزندان خود نیز باشید، مانند كسانی عمل نكنید كه برای شناخت اطرافیان خود از زمین و آسمان شروع می كنند اما در نهایت در شناخت و درك خانواده و فرزندان خود عاجز می مانند.
حجت الاسلام قرائتی بر ازدواج زود هنگام دختران و پسران نیز تاكید كرد و اظهار داشت: در حال حاضر درس خواندن و لیسانس گرفتن كه یك فضیلت است بر ضرورت ازدواج پیشی گرفته و همین امر باعث بروز فسادهای اجتماعی می شود.
وی افزود: اگر بودجه های كشور صرف اموری چون نماز و ازدواج شود، هزینه های نیروی انتظامی و قوه قضائیه كمتر می شود.
رئیس ستاد اقامه نماز با اشاره به اینكه جوانان همواره از دو روزنه غفلت و شهوت گزیده می شوند، ادامه داد: داروی غفلت خواندن نماز و داروی شهوت ازدواج است. وی با بیان اینكه فیتیله نماز و ازدواج را بالا بكشیم فساد كم می شود، اذعان داشت: ریشه مفاسد اجتماعی غفلت و شهوت است.
وی تصریح كرد: اتاق محل كار شما در مقایسه با نمازخانه تفاوت زیادی می كند و حتی نوع تزئین آن نیز كاملا متفاوت است، اتاق شما لوكس و شیك است كه اگر كسی برای مذاكره با شما در این اتاق حضور یافت احساس خوشایندی كند اما نمازخانه ها معمولا شبیه دخمه هستند؛ این به معنای این است كه مذاكره با دیگران برای شما مهم تر از مذاكره با خداوند است و این یعنی استخفاف نماز، كه در آن صورت بر اساس فرمایش امام صادق (ع) كسی كه نماز را سبك بشمارد مورد شفاعت قرار نمی گیرد.
حجت الاسلام والمسلمین قرائتی تصریح كرد: تمام كمالات در نماز جمع شده و آرامش و سكینه واقعی در سایه نماز وجود دارد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود بر كاهش تشریفات نیز اشاره كرد و اظهار داشت: ما باید سعی كنیم برخی از تشریفات دست و پا گیر را در اخلاق‏، منش و ارتباط با یكدیگر از بین ببریم.

امضای منتقمُ الزهراء
عشق عاشق را به بیماری می کشاند، بیمار زرد روی است و خواب و خور ندارد و از درد می نالد و می گرید.
سلامت دنیا بیماری است و بیماری اش شفا و سلامت، چراکه بنیان دنیا در عادات است و سلامت حقیقی، هرچه هست در ترک عادات است و عتق از ملکات ...

(التماس دعا)

منتقمُ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to منتقمُ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 01-09-2013, 21:16   #4
مدیر انجمن جنگ نرم و پزشکی
 
منتقمُ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2013
محل سکونت: خـراب آبـاد
نوشته ها: 8,643
Thanks: 18,361
Thanked 20,425 Times in 7,459 Posts
پیش فرض

نامه حجت الاسلام والمسلمين قرائتي به اهل سياست


بسم الله الرحمن الرحیم
«الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»

در بهار قرآن سال 92 ، کتاب "سیمای سیاست در قرآن" برگرفته از تفسیر نور از چاپ خارج شد. به نظرم آمد، بعد از 40 سال معلمی و تبلیغ که نامه های متعددی برای گروه های خاص نوشته ام، در آستانه شب قدر و شب نزول قرآن، یک نامه برای عموم فرهیختگان به ویژه سیاسیون بنویسم.
هدفم این است که با خواندن چند صفحه، عزیزان را به وجود صدها آیه سیاسی در قرآن راهنمایی کنم و اگر کسانی فرصت خواندن آن کتاب را ندارند، از خواندن این چند آیه محروم نشوند.
این نامه پاسخی است به طرفداران فکر سکولار که می گویند: دین مربوط به مسائل شخصی، عبادی و معنوی است.
پاسخی است به کسانی که می گویند: دین از سیاست جداست.
پاسخی است به مقدسین متحجر که به عبادات شخصی دلخوشند.
امید است این چند سطر برای خواننده عزیز یک پیام و الهام الهی برای متن قرار دادن قرآن و نهج البلاغه در مسائل سیاسی باشد تا از خودباختگی و تقلید کورکورانه از سیاست های غیر الهی و غیر اولیائی دوری کنیم و
و در جهان امروز با نگاه عقلانی و وحیانی، الگوی دیگران باشیم؛ چنانکه که قرآن یکی از دعاهای "عباد الرحمن" را این می داند که از خدا می خواهند الگوی صالحان باشند: " و اجعلنا للمتقین اماماً"(فرقان/74).
ما با دیدن امام خمینی (ره) به این باور رسیدیم که می شود با فکر آسمانی، در زمین حکومت کرد و ازسیاستی که همراه با دروغ، تزویر، توطئه، ارعاب، باج دادن به قوی و باج گرفتن از ضعیف، بر جهان امروز حکومت می کند، دوری نماییم.
اینک وارد متن نامه می شوم که در مقدمه کتاب «سیمای سیاست در قرآن» آورده ام:

قرآن که از هرگونه کژی و انحراف و تحریف مصونیت دارد، کتاب جامعی است که به تمام ابعاد زندگی بشر از جمله مسائل سیاسی نظر دارد. در قرآن صدها آیه مربوط به مسائل سیاسی است و در روایات، پیامبر اكرم و اهل بیت معصومش علیهم السلام با لقب «ساسة العباد» معرفی شده اند. ناگفته پیداست كه سیاست در قرآن برای به پاداشتن عدالت در سایه حاکمیت خداوند و انبیای الهی، با توکل بر او و حمایت‌های غیبی اوست.
اگر دین از سیاست جدا بود، آن¬گونه که سکولارها می‌گویند، نباید انبیا و یارانشان کشته یا تبعید یا شکنجه می‌شدند. «وَ یقْتُلُونَ النَّبِیینَ بِغَیرِ الْحَقِّ» (بقره،61)
اگر دین فقط مربوط به مسائل معنوی و اخروی بود، مردم به حضرت شعیب اعتراض نمی‌كردند که چرا مانع آزادی آنان در هرگونه تصرف مالی می‌شود. «قالُوا یا شُعَیبُ أَصَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما یعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فی‏ أَمْوالِنا ما نَشاء» (هود، 87)
اگر دین مربوط به مسائل معنوی و اخروی بود، حضرت یوسف خودش را برای خزانه‌داری مصر کاندیدا نمی‌کرد. «قالَ اجْعَلْنی‏ عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفیظٌ عَلیمٌ» (یوسف، 55)
اگر دین فقط مربوط به مسائل معنوی و اخروی بود، مردم از حضرت موسی آب نمی‌خواستند. «وَ إِذِ اسْتَسْقى‏ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَیناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ» (بقره، 60)
اگر دین فقط مربوط به مسائل معنوی و اخروی بود، مردم از حضرت عیسی، غذا نمی‌خواستند. «إِذْ قالَ الْحَوارِیونَ یا عیسَى ابْنَ مَرْیمَ هَلْ یسْتَطیعُ رَبُّكَ أَنْ ینَزِّلَ عَلَینا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ» (مائده، 112)
اگر دین فقط مربوط به مسائل معنوی و اخروی بود، مردم از ذوالقرنین امنیت نمی‌خواستند. «قالُوا یا ذَا الْقَرْنَینِ إِنَّ یأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجاً عَلى‏ أَنْ تَجْعَلَ بَینَنا وَ بَینَهُمْ سَدًّا» (کهف، 94)
اگر دین فقط مربوط به مسائل معنوی و اخروی بود، انبیا به دنبال تأمین مسكن مردم نبودند. «وَ أَوْحَینا إِلى‏ مُوسى‏ وَ أَخیهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بُیوتاً وَ اجْعَلُوا بُیوتَكُمْ قِبْلَةً» (یونس، 87)
اگر دین فقط مربوط به مسائل معنوی و اخروی بود، مردم از انبیا تعیین فرمانده نظامی را نمی‌خواستند. «إِذْ قالُوا لِنَبِی لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ» (بقره، 246)
اگر دین فقط مربوط به مسائل معنوی و اخروی بود، خداوند به حضرت داود زره¬سازی نمی‌آموخت. «وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ» (انبیاء،80)
در قرآن، نفی طاغوت مقدمه¬ی ایمان است. یعنی تا طاغوت‌ها را زیر پا نگذاریم به ایمان نمی‌رسیم. «فَمَنْ یكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یؤْمِنْ بِاللَّهِ» (بقره، 256)
چگونه اسلام از سیاست جداست، در حالی که بزرگ‌ترین نامه‌های حضرت علی7 در نهج البلاغه نامه سیاسی است.
چگونه اسلام از سیاست جداست، در حالی که اولین ماموریت حضرت موسی مبارزه با فرعون «اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى»‏ (طه،24) و آزاد سازی مردم از اسارت بود. «أَنْ أَرْسِلْ مَعَنا بَنی‏ إِسْرائیلَ» (شعراء،17)
در آیات قرآن، کلمات «لا تُطِعِ» (احزاب،1)، «لا تُطیعُوا»( شعراء، 151)، «لا تَتَّبِع» (مائده، 49)‏ و «لا تَتَّبِعُوا» (بقره، 168) بسیار به چشم می‌خورد که فرمان عدم پیروی از طاغوت‌هاست.
برای بهتر شناختن سیاست در قرآن و سیاست در دنیای امروز، باید دو تابلو ترسیم کنیم و با تعیین مشخصات، تفاوت‌ها را مقایسه نماییم:
همان¬گونه که در مهندسی یک خانه و شهرک، نباید تنها به درون خانه و مصالح ساختمانی نگاه کرد، بلکه باید به اموری از قبیل جغرافیای منطقه، هوای منطقه، مجاری سیل و زلزله، دسترسی به آب و گاز و برق و تلفن، امنیت و اقتصاد منطقه، فاصله آن با کارخانه‌ها و جاده‌های اطراف، راه‌های ورود و خروج، دوری از ازدحام و ترافیک، تجاری یا مسکونی بودن شهرك و مانند آن توجه شود، در پایه¬ریزی سیاست نیز، باید شناخت ما نسبت به هستی و جهان روشن باشد، که آیا این خانه (کره زمین):
1- صاحب و حسابی دارد (مبدا و معاد) یا نه؟
2- نظارت و مسئولیتی هست یا نه؟
3- هدفی در کار هست یا نه؟
4- ساكنان خانه (انسان‌ها) چه نیازهایی دارند؟
5- نیازهایشان جسمی است یا جسمی و روحی؟
6- زندگی ساكنان خانه با مرگ خاتمه می‌یابد یا ابدی است؟
اگر این هستی صاحب و حساب و هدف و نظارتی ندارد و پرونده ما با مرگ تمام می‌شود، سیاست‌گذاری‌ها باید به سمت تأمین خوراک و پوشاک و مسکن و همسر و رفاه و لذت باشد و اگر غیر از این باشد، خسارت کرده‌ایم. و اگر ایمان داشتیم که این خانه صاحب و حساب و هدف و نظارتی دارد، باید تمام برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌ها در راستای رضای صاحب‌خانه (آفریدگار) و براساس اهدافی که برای آن آفریده شده‌ایم، قرار گیرد.
بنابراین نگاه مادی و الهی در برنامه¬ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌ها تأثیرگذار است. در نگاه الهی، هر برنامه و سیاستی که برخلاف هدف و گفتار خالق باشد از اعتبار خارج است، ولی در نگاه مادی، سیاست‌ها براساس آن است که ما انسان‌ها چه دوست داریم. اصل، رفاه است، از هر راهی و به هر قیمتی که شد.
نگاه مادی، برهنگی را تمدن، اسراف و تجمل را نشانه شخصیت، استعمار را نشانه قدرت، و دروغ و ریا را نشانه سیاست می‌داند.
قرآن می‌فرماید: افرادی که زندگی را فقط زندگی دنیوی می‌دانند و به آخرت ایمان ندارند، کارهای خلافشان را زیبا می‌پندارند و در دنیای خیال سرگردانند. «إِنَّ الَّذینَ لا یؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَینَّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ فَهُمْ یعْمَهُونَ» (نمل،4)
کسانی که به مبدا و معاد ایمان ندارند، پیشرفت خود را به خاطر علم و تخصص خود می‌دانند، همان‌گونه که قارون می‌گفت: ثروت من به خاطر تخصصی است که دارم. «قالَ إِنَّما أُوتیتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدی» (قصص، 78)
اما کسانی‌که ایمان به خدا دارند، در کنار تحصیل علم و تلاش و برنامه¬ریزی، دست خدا را فوق همه دست‌ها می‌دانند. «یدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیدیهِمْ» (فتح،10) آنان معتقدند که:
تمام تدبیرها دست خداست. «فَلِلَّهِ الْمَكْرُ جَمیعاً» (رعد، 42)
تمام عزت‌ها از اوست. «فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمیعاً» (فاطر،10)
تمام قدرت ها از اوست. «أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً» (بقره، 165)
مثال افراد با ایمان، مثال کسی است که در حال آموزش رانندگی است. گرچه فرمان و گاز و ترمز ماشین به دست اوست، ولی او از نقش مربی غافل نیست که هر لحظه می‌تواند جلوی حرکت او را بگیرد. خدا نیز به انسان قدرت و اراده و انتخاب داده است، ولی ممکن است جلوی اعمال آن را بگیرد. همانگونه که اختیار روشن کردن برق منزل بدست ماست، ولی ممکن است اداره برق به دلیلی برق را قطع کند. آری انسان اراده دارد ولی اراده خدا فوق همه اراده هاست.
اگر یک نگاه به دستورات حضرت علی و رفتار طاغوت¬های امروز بکنیم، دو تابلویی که در نظر داشتیم روشن می‌شود؛ حضرت امیر به رزمندگان دستور می‌دهد به هنگام جنگ، درختان دشمن را قطع نکنید، آبشان را مسموم نکنید، به سالمندان و زنان آسیبی نرسانید و به فراریان کاری نداشته باشید، ولی سیاست¬مداران امروز حاضرند برای پیروزی خود از همه نوع بمب‌های شیمیایی و هسته‌ای استفاده کنند.
از امتیازات اسلام آن است که سیاست اسلام از دیانت آن جدا نیست.
در نمازجمعه، عبادت عین سیاست و سیاست عین عبادت است. نمازجمعه به جای نماز ظهر است، ولی دو رکعت خوانده می‌شود، زیرا دو خطبه جایگزین دو رکعت نماز می‌شود و امام¬جمعه در خطبه دوم مسایل جامعه و جهان را برای مردم بازگو و تحلیل می¬کند. «وَ یخْبِرُهُمْ‏ بِمَا وَرَدَ عَلَیهِمْ مِنَ الْآفَاقِ» (وسائل الشیعه، ج 7، ص 344.) و مردم باید با وضو و رو به قبله اخبار جهان را بشنوند، گویا در حال نمازند.
نه تنها در مسئله سیاست، بلکه در حقوق، اقتصاد، مدیریت و سایر رشته های علوم انسانی، باید اول نگاه ما به هستی و انسان و هدف‌ها و آینده روشن شود، تا ببینیم چگونه برنامه¬ریزی و مدیریت کنیم.
سیاست قرآن، با توجه به حکمت الهی، نظارت الهی، عدل الهی، تکلیف الهی، پیروی از انبیای الهی، امداد های الهی، معجزات الهی، مهلت‌های الهی، آزمایش های الهی و سنت¬های الهی است.
اگر امروز سیاسیون بر اساس سلطه¬گری، تهدید، ارعاب، استثمار و درآمد بیشتر برنامه‌ریزی می‌کنند، سیاست در قرآن، به معنای برپایی عدالت است. قرآن یک جا می‌فرماید: «أَقیمُوا الدِّینَ» (شوری، 13)، در جای دیگر می‌فرماید: «أَقیمُوا الصَّلاةَ» (روم، 31) و در جای دیگر می‌فرماید: «أَقیمُوا الْوَزْنَ» (الرّحمن، 9) یعنی دین‌داری و عبادت و عدالت هر سه با یک تعبیر مطرح شده است.
قرآن، عدالت واقعی را در سایه پیروی از انبیا و قانون آسمانی می‌داند. «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمیزانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید، 25)
اسلام، عدالت را در امام جماعت، قاضی، شاهد، مرجع تقلید و رهبر شرط دانسته و به عدالت میان فرزندان، در وصیت و حتی با دشمن سفارش کرده است. «وَ لا یجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا» (مائده، 8) و می‌فرماید: شما با کسانی که به خاطر دین با شما نجنگیده‌اند و از خانه‌هایتان بیرونتان نکرده‌اند، نیکی کنید. «لا ینْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یقاتِلُوكُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یخْرِجُوكُمْ مِنْ دِیارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیهِمْ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُقْسِطینَ» (ممتحنه، 8)
در سیاست قرآن، تأمین امنیت برای همه مردم حتی کفاری که در بلاد اسلامی زندگی می‌کنند مورد عنایت است، آن هم امنیت مالی، اقتصادی، روانی، جانی، اجتماعی، امنیت ملی، تا آنجا که اگر کسی دیگری را با اسلحه تهدید کند، گرچه از آن استفاده نکند، لقب «مفسد فی الارض» به او داده شده و با سخت‌ترین کیفر، قصاص می‌شود.
در سیاست اسلام آزادی وجود دارد، ولی در چارچوب دستورات دین. قرآن می‌فرماید: آنجا که خدا و رسول امری را مقرر کنند، هیچ زن و مرد با ایمانی حق انتخاب راه دیگری ندارند. «وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یكُونَ لَهُمُ الْخِیرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ» (احزاب، 36) یعنی آزادی انسان در چهارچوب قوانین الهی است.
در سیاست قرآن، حکومت و قدرت مخصوص خدا، پیامبران و افراد معصوم است و در زمان غیبت و دسترسی نداشتن به معصوم، علمای ربانی باید براساس کتاب آسمانی حکومت کنند. البته این شیوه مخصوص اسلام نیست؛ بلكه در زمان حضرت موسی نیز این گونه بوده است. چنانکه قرآن می‌فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فیها هُدىً وَ نُورٌ یحْكُمُ بِهَا النَّبِیونَ الَّذینَ أَسْلَمُوا لِلَّذینَ هادُوا وَ الرَّبَّانِیونَ وَ الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّهِ» (مائده، 44) یعنی پس از انبیا، علما باید براساس کتب آسمانی حکومت کنند، که این همان ولایت فقیه است.
امروزه سیاسیون دنیا، برای رسیدن به اهداف خود، از تهدید و تطمیع و فریب فروگذار نمی‌کنند، ولی سیاست قرآن اجازه نمی‌دهد که برای رسیدن به هدف ذره‌ای از راه حق منحرف شد. «وَ احْذَرْهُمْ أَنْ یفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیكَ» (مائده، 49)
در سیاست قرآن، انسان دارای کرامت است و مال و جان و آبروی او محترم است، و هیچ گونه تبعیض میان آدمیان روا نیست. برخورد نیکو، مدارا، تواضع، دلسوزی، سادگی، عیب¬پوشی، نیکوکاری و انصاف، هدف سیاست دینی است.
در سیاست دینی، حرکت و رشد انسان باید آن‌گونه باشد که عقل و وحی می‌گوید، نه آن‌گونه که تمایلات شخصی یا جامعه می‌خواهد.
در سیاست دینی، نگاه به ابدیت است نه زندگی مادی.
در سیاست دینی، هدف از بدست آوردن قدرت، اقامه نماز و زکات و احیای امر به معروف و نهی از منکر است. «الَّذینَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ» (حج، 41)
در سیاست دینی، هدف از بدست آوردن قدرت، برداشتن غل و زنجیرهایی است که آداب و رسوم غلط به گردن مردم انداخته است. «وَ یضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ كانَتْ عَلَیهِمْ» (اعراف، 157)
قرآن نمونه هایی از حاکمان و سیاستمداران دینی را این گونه معرفی می‌کند:
الف) ما به ذوالقرنین قدرت دادیم و او در طی سفرهایی به شرق و غرب با کمک مردم و ساختن سدی بزرگ، ایجاد امنیت کرد.
ب) ما به یوسف تدبیری دادیم و او کشور را از قحطی نجات داد.
ج) ما به طالوت توان جسمی و علمی دادیم و او لشکر متجاوز را تار و مار کرد.
سیاسیون دینی، اطاعت مردم را بر اساس فرمان خدا می‌خواهند، برای وطن دوستی ارزش قائلند، ولی نه به قیمت وطن پرستی.
این سیاست قارونی است که برای رفت و آمد خود در جامعه، انواع تشریفات را ایجاد می‌کند. «فَخَرَجَ عَلى‏ قَوْمِهِ فی‏ زینَتِهِ» (قصص، 79)
این سیاست فرعونی است که خودش را خدای مردم می‌داند و می‌گوید: «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى»‏ (نازعات، 24)
این سیاست نمرودی است که خود را مالک حیات و مرگ مردم می‌داند و می‌گوید: «قالَ أَنَا أُحْیی‏ وَ أُمیتُ» (بقره، 258)
سیاسیون غیر الهی، پا به هر منطقه¬ای بگذارند فساد می‌کنند. «إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْیةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ كَذلِكَ یفْعَلُونَ» (نمل،34)
در سیاست الهی، مقام‌ها بر اساس لیاقت‌ است. خداوند حضرت ابراهیم را با چند حادثه سخت امتحان کرد و بعد فرمود: «إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» (بقره، 124)
در سیاست الهی ملاک عزل و نصب‌ها عبارت است از:
1. ایمان: «أَفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لایسْتَوُونَ» (سجده، 18)
2. تقوا: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ» (حجرات، 13)
3. علم: «قُلْ هَلْ یسْتَوِی الَّذینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لایعْلَمُونَ» (زمر، 9)
4. سابقه: «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُوْلَئكَ الْمُقَرَّبُونَ» (واقعه، 10-11)
5. توانایی بر حفظ بیت المال: «حَفیظٌ عَلیمٌ» (یوسف، 55)
6. امانت داری و توان جسمی: «إِنَّ خَیرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِی الْأَمینُ» (قصص، 26)
7. هجرت و تلاش: «وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلایتِهِمْ مِنْ شَی‏ءٍ حَتَّى یهاجِرُوا» (انفال، 72)
در سیاست الهی، از تمامی نیروها، گرچه از جنس ما نباشند، استفاده می‌شود. «وَ مِنَ الشَّیاطینِ مَنْ یغُوصُونَ لَهُ وَ یعْمَلُونَ عَمَلاً دُونَ ذلِكَ» (انبیاء، 82)
در سیاست الهی از تمامی نیروها تفقد می‌شود. «وَ تَفَقَّدَ الطَّیرَ» (نمل، 20)
در سیاست الهی، برای پیشرفت و توسعه تلاش می‌شود. «هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فیها» (هود، 61) و برای توسعه، از ایمان وتقوا کمک گرفته می‌شود. «وَیا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیكُمْ مِدْراراً وَ یزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِكُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمینَ» (هود، 52)
یكی از ابعاد امامت، سیاست و حكومت است. در حدیث می‌خوانیم: بنای اسلام بر نماز و روزه و زکات و حج و ولایت است، ولی ولایت و سرپرستی امت که امری سیاسی است، در میان آنها برجسته‌ترین است. البته مسئله امامت، محدود به دنیا نیست بلكه تا قیامت ادامه دارد. قرآن می‌فرماید: به یادآور روزی را که هر گروهی از مردم را به همراه امامشان فرا می‌خوانیم.
قرآن، رهبران الهی را چنین معرفی می‌كند:
زندگی آنان مردمی: «رَسُولاً مِنْهُمْ» (بقره، 129)، همراه با اخلاق نیکو: «وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ» (قلم، 4)، رفت و آمد و خوراکشان مثل سایر مردم: «وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلینَ إِلاَّ إِنَّهُمْ لَیأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ یمْشُونَ فِی الْأَسْواقِ» (فرقان، 20) مردم را برادر خود می‌دانند: «وَ إِلى‏ عادٍ أَخاهُمْ هُوداً» (اعراف، 65)، نسبت به مؤمنین رئوف و مهربانند. «بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیم‏» (توبه، 128) خود را شاه نمی‌دانند «وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّی مَلَكٌ» (انعام، 50) در عمل به حرفشان پیشگام و مقاوم، اهل توکل و امید و حامی مظلوم هستند.
در سیاست الهی، غیر خودی هم¬راز گرفته نمی‌شود: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ» (آل عمران، 118)
در سیاست الهی، وحدت جامعه حفظ می‌شود: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» (آل عمران، 103)
در سیاست الهی، نزاع جایی ندارد: «وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُكُمْ» (انفال،46)
در سیاست الهی، جامعه روی پای خود می‌ایستد: «فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ» (فتح، 29)
در سیاست الهی، مکر و فریب و دغل¬بازی جایی ندارد. قرآن می‌گوید: فریب تاکتیک دشمن را نخورید. جمعی از بزرگان یهود برای تهاجم و شبیخون فرهنگی طراحی کردند که صبح مسلمان شوند و غروب به یهودیت برگردند و با این کار هم بین مسلمانان تردید ایجاد کنند که چرا سخنان پیامبر اسلام آنان را جذب نکرد و هم یهودیان را در راه خود مقاوم کند که بگویند سران ما هم که رفتند، غروب برگشتند. «آمِنُوا بِالَّذی أُنْزِلَ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ» (آل عمران، 72)
باید بدانیم که دشمنان برای ما چه آرزوها و برنامه‌هایی دارند :
آرزو می‌کنند که در تنگنا قرار بگیریم: «وَدُّوا ما عَنِتُّمْ» (آل عمران، 118)
آرزو می‌کنند از موضع خود کوتاه بیاییم. «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیدْهِنُونَ» (قلم، 9)
آرزو می‌کنند غافل شویم. «وَدَّ الَّذینَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ» (نساء، 102)
آرزو می‌کنند دست از مکتب خود برداریم. «وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَما كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَواءً» (نساء، 89)
نه تنها آرزو، بلکه تدبیر می‌کنند. «وَ یمْكُرُونَ وَ یمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیرُ الْماكِرینَ» (انفال، 30)
نه تنها تدبیر، بلکه پول و امکاناتی خرج می‌کنند. «إِنَّ الَّذینَ كَفَرُوا ینْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِیصُدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ» (انفال، 36)
ولی خداوند قول داده که همه طرح‌ها را خنثی کند. «إِنهَُّمْ یكِیدُونَ كَیدًا وَ أَكِیدُ كَیدًا» (طارق، 15-16)
قرآن می‌فرماید: علامت دشمن آن است که اگر به شما خیری از قبیل پیشرفت علمی صنعتی نظامی اقتصادی برسد، ناراحت می‌شوند. «إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ» (توبه، 50)
در سیاست قرآنی، نباید در هیچ قرارداد و برنامه‌ای کفار راه نفوذ بر مسلمانان داشته باشند. «وَ لَنْ یجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً» (نساء، 141)
قرآن به پیامبرش می‌فرماید: به فکر راضی کردن مخالفان نباش که آنها هرگز از تو راضی نمی‌شوند، مگر اینکه از آنها پیروی کنی. «وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْكَ الْیهُودُ وَ لاَ النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ» (بقره، 120)
بارها در قرآن می‌خوانیم، اسلام سراسر زمین را فراخواهد گرفت. «لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهیداً» (فتح، 28) و سرانجام بندگان صالح وارث زمین خواهند شد. «وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ» (انبیاء، 105)
در اسلام، استبداد ممنوع است و باید کارهای جامعه با مشورت انجام گیرد. «وَ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَینَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ ینْفِقُونَ» (شوری، 38) و هیچ کس از مشورت بی نیاز نیست. «وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» (آل عمران، 159)
باید از متخصصین گمنام و بی¬نشان استفاده شود، همانگونه که پادشاه مصر از یوسف که در زندان بود، برای تعبیر خوابش و حل مشكل قحطی استفاده کرد.
در سیاست قرآنی؛ رجوع به کارشناسان و خبرگان، اصل است. «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» (نحل، 43) توجه به اهم و مهم اصل است. قاعده لا ضرر اصل است: خواه ضرر به خانواده باشد، «وَ لا تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیقُوا عَلَیهِنَّ» (طلاق، 6) خواه آموزش¬های مضرّ و بی¬فایده باشد. «وَ یتَعَلَّمُونَ ما یضُرُّهُمْ وَ لا ینْفَعُهُمْ» (بقره، 102) خواه ضرر مکتبی باشد. «وَ الَّذینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً» (توبه، 107) خواه ضرر به مردم باشد. وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ (مائده، 2)
در سیاست اسلام، دعوت مردم به دین از طریق حکمت و موعظه و مناظره است. «اُدْعُ إِلى‏ سَبیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی‏ هِی أَحْسَنُ» (نحل، 125)
در سیاست اسلام، حتی در جبهه جنگ اجازه تحقیق برای شناخت دین داده می‌شود. «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكینَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ» (توبه، 6)
در سیاست قرآن، دفاع از مستضعفین واجب و ترک آن مورد توبیخ قرار گرفته است. «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ» (نساء، 75)
این مقدمه با نگاهی گذرا به آیات سیاسی قرآن بود که بدون شک دین از سیاست جدا نیست. انشاءالله با مطالعه این كتاب به شناخت بیشتری در این زمینه خواهید رسید.

محسن قرائتی


دانلود فايل PDF كتاب سياست در قرآن:
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]

امضای منتقمُ الزهراء
عشق عاشق را به بیماری می کشاند، بیمار زرد روی است و خواب و خور ندارد و از درد می نالد و می گرید.
سلامت دنیا بیماری است و بیماری اش شفا و سلامت، چراکه بنیان دنیا در عادات است و سلامت حقیقی، هرچه هست در ترک عادات است و عتق از ملکات ...

(التماس دعا)

منتقمُ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to منتقمُ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 01-09-2013, 21:19   #5
مدیر انجمن جنگ نرم و پزشکی
 
منتقمُ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2013
محل سکونت: خـراب آبـاد
نوشته ها: 8,643
Thanks: 18,361
Thanked 20,425 Times in 7,459 Posts
پیش فرض

[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]


چگونه قبولى تمام كارها، مشروط به قبولى یك عمل همچون نماز مى‏شود؟پلیس راهى را در نظر بگیرید كه از راننده‏اى گواهینامه رانندگى مطالبه مى‏كند. اگر راننده، گواهینامه پزشكى، گذرنامه سیاسى، پروانه ساختمان، كارت بازرگانى و اجازه اجتهاد و یا هر مدرك دیگرى به او نشان دهد، پلیس از او نمى‏پذیرد و تنها اگر گواهینامه رانندگى داشت اجازه عبور مى‏دهد و گرنه مانع او مى‏شود. در قیامت نیز شرط رسیدن به مقصد، گواهینامه نماز است كه اگر نباشد، هیچ عملى مورد قبول و نجات‏بخش نیست.



چرا خداوند دست به آفرینش زده و این همه موجود و از جمله انسان را آفریده است؟
اگر دانشمند خوش بیانى سخن گفت، نباید پرسید چرا سخن گفتى؟! زیرا علم و بیان او اقتضا مى‏كند كه یافته‏هاى علمى خود را ارائه دهد. امّا اگر این دانشمند با آن همه كمالات ساكت شد و یافته‏هاى خود را كتمان كرد، زیر سؤال مى‏رود كه چرا نگفتى؟
خداوندِ قادر حكیم مهربان كه مى‏تواند از خاك، گندم و از گندم، نطفه و از نطفه انسانِ كاملى را بیافریند، اگر نمى‏آفرید جاى سؤال بود كه چرا قدرت خود را به كار نگرفتى و چیزى نیافریدى؟



نقش ایمان به خدا در زندگى انسان چیست؟
شما اگر وارد منزلى شدید كه مى‏دانید این خانه نه صاحبى دارد و نه حسابى، نه دوربینى در كار است و نه كنترلى، هیچ دلیلى براى نظم و دقّت و انضباط در كارهاى شما نیست. در خانه رها، ما هم رها هستیم وهرچه ریخت و پاش نكنیم ونفس خود را كنترل كنیم ضرر كرده‏ایم، ولى اگر بدانیم كه این خانه صاحب و حسابى دارد و تمام رفتار ما زیر نظر اوست، به گونه‏اى دیگر زندگى خواهیم كرد. اگر ایمان بیاوریم كه این هستى، صاحبى دارد به نام خداى حكیم و حسابى در كار است به نام معاد و براى تمام افكار و رفتار و گفتار ما پاداش یا كیفرى هست، ما نیز حساب كار خود را مى‏كنیم و خواسته‏هاى نفس سركش خود را مهار مى‏كنیم. كارهایى را كه صاحب خانه نمى‏پسندد، انجام نمى‏دهیم، زیرا مى‏دانیم به حساب تمام كارهاى خیر یا شرّ ما رسیدگى مى‏شود و خداوند در كمین ماست.



آیا خدا به عبادات ما نیاز دارد كه فرمان داده نماز بخوانیم و رو به كعبه بایستیم؟
اگر همه مردم رو به خورشید خانه بسازند چیزى به خورشید اضافه نمى‏شود و اگر همه مردم پشت به خورشید خانه بسازند، چیزى از خورشید كم نمى‏شود. خورشید نیازى به مردم ندارد كه رو به او كنند، این مردم هستند كه براى دریافت نور و گرما باید خانه‏هاى خود را رو به خورشید بسازند.
خداوند به عباداتِ مردم نیازى ندارد كه فرمان داده نماز بخوانند. این مردم هستند كه با رو كردن به او از الطاف خاص الهى برخوردار مى‏شوند و رشد مى‏كنند.
قرآن مى‏فرماید: اگر همه مردم كافر شوند، ذرّه‏اى در خداوند اثر ندارد، زیرا او از همه انسان‏ها بى‏نیاز است. «اِن تكفروا انتم و مَن فى الارض جیمعاً فانّ اللّه لغنىٌّ حمید»(سوره ابراهیم، آیه 8 .)


چرا صالحان، گرفتار مشكلات هستند و مجرمان و گنهكاران، در رفاه به سر مى‏برند؟
از آنجا كه خداوند اولیاى خود را دوست دارد، لذا اگر خلافى كنند، فوراً آنان را با قهر خود مى‏گیرد تا متذكّر شوند، چنانكه خداوند در قرآن مى‏فرماید: اگر پیامبر سخنى را كه ما نگفته‏ایم به ما نسبت دهد، با قدرت او را به قهر خود مى‏گیریم: «لو تقوَّل علینا بعضَ الاقاویل لأخذنا منه بالیمین»( سوره حاقّه، آیه 44 - 45) و همچنین اگر مؤمنین خلافى كنند، چند روزى نمى‏گذرد مگر آنكه گوشمالى مى‏شوند.
امّا اگر نااهلان خلاف كنند، خداوند به آنان مهلت مى‏دهد و هرگاه مهلت سرآمد، آنان را هلاك مى‏كند: «و جعلنا لمهلكهم مَوعداً»( سوره كهف، آیه 59) و اگر امیدى به اصلاحشان نباشد، خداوند حسابشان را تا قیامت به تأخیر مى‏اندازد و به آنان مهلت مى‏دهد تا پیمانه شان پر شود. «انّما نُملى لهم لیزدادوا اثماً»( سوره آل عمران، آیه 178)
به یك مثال توجه كنید:
اگر قطره‏اى چاى روى شیشه عینك شما بریزد، فوراً آن را پاك مى‏كنید.
امّا اگر قطره‏اى چاى روى لباس سفید شما بچكد، صبر مى‏كنید تا به منزل بروید و لباس خود را عوض كنید.
و اگر قطره‏اى روى قالى زیر پاى شما بچكد، آن را رها مى‏كنید تا مثلاً شب عید به قالى شویى ببرید.
خداوند نیز با هركس به گونه‏اى رفتار مى‏نماید و بر اساس شفّافیّت یا تیرگى روحش، كیفر او را به تاخیر مى‏اندازد.


آنجایى كه امر به معروف و نهى از منكر اثر نمى‏كند، وظیفه چیست؟اولاً اگر شخص دیگرى با بیان بهترى بگوید اثر مى‏كند، از او بخواهید كه این كار را انجام دهد. هنگامى كه خداوند به حضرت موسى دستور داد نزد فرعون برود و او را ارشاد كند، موسى علیه السلام از خداوند خواست كه برادرش هارون كه بیان بهترى دارد را همراه او بفرستد. «و أخى هارون هو أفصحُ منّى لِساناً فَارسله مَعى»(سوره قصص، آیه 34)
ثانیاً گاهى با یكبار اثر نمى‏كند، امّا با تكرار اثر مى‏كند، آن هم با بیان‏هاى گوناگون. چنانكه چوب سخت با یك ضربه تبر شكسته نمى‏شود، تكرار لازم است. قرآن مى‏فرماید: ما مطالب خود را در قالب‏هاى گوناگون بیان كردیم تا شاید اثر كند. «لقد صَرّفنا فى هذا القرآن»( سوره اسراء، آیه 41)
ثالثاً ممكن است شیوه ما صحیح نبوده كه اثر نكرده است. چون امر به معروف و نهى از منكر شرایط و اصولى دارد و با هر منكر باید به گونه‏اى متناسب برخورد كرد؛
گاهى گرد و غبار روى لباس شما مى‏نشیند و گاهى دوده. غبار با ضربه محكمى كه بر لباس مى‏زنید برطرف مى‏شود، امّا اگر همین ضربه را به دوده بزنید، هم دستتان سیاه مى‏شود و هم دوده به لباس فرو مى‏رود. برطرف كردن دوده با فوت است و برطرف كردن غبار با ضربه. پس هر منكرى را باید به گونه‏اى خاص برطرف كرد.
چنانكه قرآن مى‏فرماید: «واتوا البیوت من أبوابها»( سوره بقره، آیه 189) یعنى هر خانه‏اى را باید از راهش وارد شد.
رابعاً براى بازداشتن مردم از فساد باید راه‏هاى حلال را به روى آنان باز كرد. حضرت لوطعلیه السلام هنگامى كه دید مردم به مهمانانش، سوء قصد دارند فرمود: من حاضرم دخترانم را به ازدواج شما در آوردم تا شما دست از مهمانان من بردارید. من راه حلال را براى شما باز مى‏كنم تا شما به گناه گرفتار نشوید. «هؤلاء بَناتى هُنّ أطهرلكم فاتّقوا اللّه و لا تخزونى فى ضَیفى»( سوره هود، آیه 78)



چه كنیم تا در دنیا راحت زندگى كنیم؟قرآن مى‏فرماید: «لِكَیلا تَأسوا على‏ ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم»(سوره حدید، آیه 23) آن گونه باشید كه اگر چیزى را از دست دادید، تأسّف نخورید و اگر چیزى به شما دادند، شاد نشوید. راستى آیا مى‏شود انسان اینگونه متعادل باشد كه دادن‏ها و گرفتن‏ها در او اثرى نگذارد؟
كارمند بانك، یك روز مسئول دریافت پول مردم مى‏شود و روز دیگر مسئول پرداخت پول به مردم مى‏شود. نه آن روزى كه پول مى‏گیرد خوشحال است و نه آن روزى كه مى‏پردازد، ناراحت. زیرا او مى‏داند هر دو روز، امانتدارى بیش نبوده است.
مثالى دیگر:
براى لاستیك تراكتور، حركت در زمین هموار و غیر هموار یكسان است، ولى براى لاستیك دوچرخه، تفاوت دارد.
نشستن و برخاستن یك گنجشك، روى شاخه گل اثر مى‏گذارد ولى روى درخت تنومند، اثر چندانى ندارد.
آرى، انسان‏هاى بزرگ به خاطر سعه صدرى كه دارند، مسایل جزئى در روح آنان اثر چندانى ندارد.
امام حسین‏علیه السلام ظهر عاشورا در برابر دهها تیر كه به سویش رها شد و دهها داغى كه دید، نمازِ با حال و خشوعى خواند، در حالى كه كوچك‏ترین حركت، ما را از نماز یا خشوع باز مى‏دارد.




خداوند در حوادث تلخ و شیرین زندگى انسان، چه مقدار نقش دارد؟در قرآن مى‏خوانیم: «ما أصابك مِن حَسنةٍ فَمِن اللّه و ما أصابك مِن سَیِّئة فَمِن نَفسك»(سوره نساء، آیه 79) هر خوبى به تو رسد از خداوند است ولى هر بدى كه به تو رسد از نفس خودت مى‏باشد.
كره زمین كه به دور خود و خورشید مى‏گردد و همواره بخشى از آن روشن و بخشى دیگر تاریك است، هر كجاى آن روشن باشد از خورشید است و هر كجاى آن تاریك باشد، از خود زمین است.
خداوند انگور را آفرید، ولى بشر از آن شراب مى‏سازد كه مایه بروز هزاران حادثه و بیمارى است.
خداوند به انسان قدرت داد، ولى عدّه‏اى با سوء استفاده از این قدرت، به محرومان ضربه مى‏زنند.
خداوند به انسان عقل داد، ولى عدّه‏اى از این عقل سوء استفاده كرده و به دنبال مكر و حیله براى مردم هستند.
پس آنچه از سوى خداوند است، نیكوست و بدى‏ها از خود ما سرچشمه مى‏گیرد.

امضای منتقمُ الزهراء
عشق عاشق را به بیماری می کشاند، بیمار زرد روی است و خواب و خور ندارد و از درد می نالد و می گرید.
سلامت دنیا بیماری است و بیماری اش شفا و سلامت، چراکه بنیان دنیا در عادات است و سلامت حقیقی، هرچه هست در ترک عادات است و عتق از ملکات ...

(التماس دعا)


ویرایش توسط منتقمُ الزهراء : 01-09-2013 در ساعت 21:22
منتقمُ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to منتقمُ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 01-09-2013, 23:02   #6
مدیر انجمن جنگ نرم و پزشکی
 
منتقمُ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2013
محل سکونت: خـراب آبـاد
نوشته ها: 8,643
Thanks: 18,361
Thanked 20,425 Times in 7,459 Posts
پیش فرض

پ.ن.!: ظاهرا این تاپیک قبلا زده شده بوده اما خب توی بخش حکایات بود و من ندیدمش.
[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]
دوستان اگر صلاح میدونن در این تاپیک (و اگرنه، در همان تاپیک قبل) همکاری کنند
قدر امثال قرائتی ها رو نمیتونم بدونیم حداقل در شناختشون و نشر صحبتهای گهربارشون کوتاهی نکنیم.
یاعلی

امضای منتقمُ الزهراء
عشق عاشق را به بیماری می کشاند، بیمار زرد روی است و خواب و خور ندارد و از درد می نالد و می گرید.
سلامت دنیا بیماری است و بیماری اش شفا و سلامت، چراکه بنیان دنیا در عادات است و سلامت حقیقی، هرچه هست در ترک عادات است و عتق از ملکات ...

(التماس دعا)

منتقمُ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 3 Users Say Thank You to منتقمُ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 01-09-2013, 23:29   #7
مدیر انجمن جنگ نرم و پزشکی
 
منتقمُ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2013
محل سکونت: خـراب آبـاد
نوشته ها: 8,643
Thanks: 18,361
Thanked 20,425 Times in 7,459 Posts
پیش فرض


شما جنس مرغوب را در کادو می پیچید، روی تلویزیون پارچه می اندازید، کتاب قیمتی را جلد می کنید، طلا و جواهرات را ساده در دسترس قرار نمی دهید. بنابر این جلد وحجاب نشانه ارزش است . خداوند برای چشم که ظریف است و خطرات آنرا تهدید می کند، حجاب قرار داده حجاب باعث تمرکز فکر مردان که بخش عمده تولید جامعه به دست آنان است می گردد. در کشورهایی که بی حجاب است نظام خانواده از هم گسسته و آمار طلاق غوغا می کند. اسلام به خاطر حفظ حیا، کرامت و جلال ، جلوگیری از تشتّت و هوسبازی و گسستن نظام خانواده حجاب را واجب فرموده . باید دانست که حجاب مانع تولید نیست ، بزرگترین صادرات ایران بعد از نفت ، قالی است که تولیدش به دست زنان با حجاب است . حجاب مانع تحصیل نیست صدها هزار دانشمند زن در کشور اسلامی ایران شاهد این ادعّاست حجاب آرم جمهوری اسلامی ایران است . دنیا انقلاب اسلامی ایران را باحجاب بانوان می شناسد و ابرقدرتها از این نشانه پرارزش انقلاب آنقدر هراس دارند که چند دختر مسلمان را با پوشش اسلامی بر سر درس تحمل نمی کنند (حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا قرائتی)

امضای منتقمُ الزهراء
عشق عاشق را به بیماری می کشاند، بیمار زرد روی است و خواب و خور ندارد و از درد می نالد و می گرید.
سلامت دنیا بیماری است و بیماری اش شفا و سلامت، چراکه بنیان دنیا در عادات است و سلامت حقیقی، هرچه هست در ترک عادات است و عتق از ملکات ...

(التماس دعا)

منتقمُ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to منتقمُ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 01-09-2013, 23:43   #8
مدیر انجمن جنگ نرم و پزشکی
 
منتقمُ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2013
محل سکونت: خـراب آبـاد
نوشته ها: 8,643
Thanks: 18,361
Thanked 20,425 Times in 7,459 Posts
پیش فرض

[فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده نمایند ]

24 حس پناهجویی، رازگویی، سپاسگزاری، کوچکی، بزرگی، ترس، شوق، ستایشگری و ... باید در نماز همراه ما باشد، بنابراین نباید به نماز با دید سطحی نگاه کرد.
سازمان زنان انقلاب اسلامی از سال 1390 فعالیت خود را در راستای برنامه‌‌های مساجد و با ساماندهی و توسعه بیشتر آغاز کرده است. منیره نوبخت مدیریت این سازمان را برعهده دارد و سیاست این سازمان ترویج فرهنگ ناب محمدی(ص) است.
پیش از ظهر امروز (دوشنبه 4 شهریور) دبیران کانون‌های قرآنی سازمان زنان انقلاب اسلامی گردهم آمدند تا با هماهنگی بیشتر در راستای ترویج فرهنگ قرآنی بکوشند. این مراسم در مسجد موسی‌بن جعفر واقع در بلوار کشاورز، خیابان کبگانیان برگزار شد.

* بی‌نماز در طبقه چهارم جهنم و سبک‌شمارنده نماز در طبقه هفتم آن است
در بخشی از این گردهمایی، حجت‌الاسلام محمد کاظمی کارشناس مرکز تخصصی نماز پیرامون شیوه‌های دعوت به نماز به ویژه نماز جماعت صحبت کرد.
وی با اشاره به کتاب «صلاة الخاشعین» شهید دستغیب گفت: کسی که نماز را سبک بشمرد جایگاهش سَقَر است (طبقه هفتم جهنم درک) اما کسی که نماز نخواند جایگاهش «ویل» است (طبقه چهارم جهنم). این نشان می‌دهد که سبک‌شمردن نماز تا چه اندازه بد است. کسی که خودش اهل نماز باشد اما نسبت به نماز اطرافیان بی‌تفاوت باشد، جزء مستخفین نماز است.
این کارشناس مرکز تخصصی نماز افزود: 24 حس پناهجویی، رازگویی، سپاسگزاری، کوچکی، بزرگی، ترس، شوق، ستایشگری و ... باید در نماز همراه ما باشد، بنابراین نباید به نماز با دید سطحی نگاه کرد.
کاظمی خطاب به مربیان قرآن حاضر در گردهمایی گفت: اولین مهد کودک کنار مسجد را پیامبر اعظم (ص) راه‌اندازی کرد و مربی آن نیز «اسماء» بود. این موضوع زمانی رخ داد که مسجد هنوز سقف و فرش نداشت و نشان‌دهنده اهمیت موضوع است، چون حضور کودک غیر ممیز در مسجد مکروه است، البته پیامبر (ص) کودکان 7 سال به بالا را که قدرت تشخیص دارند، برای حضور در نماز تشویق می‌کردند.



* حضور زن بیرون از خانه چگونه باید باشد؟
به گزارش فارس، در ادامه این گردهمایی، حجت‌الاسلام محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز کشور و معلم پیشکسوت قرآن مطالبی را خطاب به مربیان قرآنی یادآور شد.
وی با اشاره به حد و مرز فعالیت‌های بانوان در اجتماع با اشاره به آیه 33 سوره احزاب گفت: اسلام بین «وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ» و «وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ» جمع کرده است، یعنی اینکه زن تا می‌تواند از خانه بیرون نیاید اما اگر لازم شد بیرون بیاید، کاری نکند که توجه آدم‌های هرزه و هوسران را به خود جلب کند. «وَاذْکُرْنَ مَا یُتْلَى فِی بُیُوتِکُنَّ» یعنی هم باید دانشمند شد، هم از خانه بیرون آمد، هم اگر لازم بود در خانه ماند.
*آیین همسرداری
حجت‌الاسلام قرائتی ضمن استخراج آیین همسرداری با استفاده از مفاهیم قرآنی گفت: «لایحزن» یعنی مرد کاری نکنند که خانم غصه بخورد. «یرضین» یعنی خانم باید راضی باشد. «تقر اعینهن» یعنی چشم او به جمال مردش روش باشد و «عاشروهن بالمعروف»یعنی زندگی‌شان عرفی باشد.
* آیا زن ناقص‌العقل است؟
قرائتی ادامه داد: همه ما شنید‌هایم که می‌گویند زن «ناقص العقل» است، آیا واقعا اینچنین است؟ قرآن می‌فرماید «الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ» (همان کسى که هر چیزى را که آفریده است نیکو آفریده/ آیه 7 سوره سجده)، بنابراین امکان ندارد زن ناقص العقل آفریده شده باشد. پس این جمله حضرت علی(ع) یعنی چه؟ پاسخ این است که «نقص» در اینجا به معنای «تفاوت» است؛ تفاوت یعنی اینکه انگشت شست از اکثر انگشت‌ها کوتاه‌تر است اما وجودش از بقیه ضروری‌تر است.
*چرا دیه زن نصف مرد است؟
معلم درس‌هایی از قرآن افزود: عده‌ای می‌گویند چرا دیه زن نصف مرد است؟ من می‌گویم اتفاقاً این به نفع زن است! اگر کسی مرا بکشد، پول 100 شتر در جیب خانم می‌رود اما اگر کسی خانم را بکشد، پول 50 شتر گیر من می‌آید. مرد برابر با اقتصاد است، برای همین دیه‌اش هم بیشتر است.
* چرا دختران زودتر از پسران مکلف می‌شوند؟
رئیس ستاد اقامه نماز در پاسخ به این پرسش که چرا دختران زودتر به سن تکلیف می‌رسند، گفت: شاید به این دلیل که دخترها چون در طول عمر به دلایل شرعی نمی‌توانند مواقعی را نماز بخوانند، به همین دلیل شش سال زودتر از پسران باید نماز بخوانند، همچنین به طور متوسط حدود چهار سال هم بیشتر از مردان عمر می‌کنند، این 6 به اضافه 4 سال کمبود آن میزان نماز را جبران می‌کند.
* به دلیل روضه‌خواندن بد مرا از روستا بیرون کردند
این معلم قرآن ضمن اشاره مجدد به آیه هفتم سوره سجده گفت: هر چیزی در جای خودش نیکو آفریده شده است، بنابراین نباید گفت خدا «تف» آفریده، بلکه خدا آب دهان آفریده استک. زهر مار در جای خودش نیکوست و اتفاقاً نمره‌اش هم 20 است. هر چیزی در جای خودش خوب است، من قرائتی بلدم بخندانم اما گریاندن بلد نیستم. همه به من می‌گویند معلم موفقی هستی اما یک زمانی رفتم در یک روستا روضه بخوانم، بیرونم کردند! چون خوب می‌خندانم اما بلد نیستم بگریانم.
* در همه کانال‌ها هستم جز کانال کولر!
معلم درس‌هایی از قرآن، توکل و آشنایی با تفسیر را شرط موفقیت معلمان قرآن دانست و گفت: 34 سال است در تلویزیونم، در همه کانال‌ها هم هستم جز کانال کولر! یک هفته هم برنامه‌ام به لطف قرآن تعطیل نشده است. اخیراً هم فهمیدم این رکورد در جهان بی‌نظیر است و برنامه‌ای وجود ندارد که 34 سال بی‌وقفه پخش شده باشد.
وی ادامه داد: معلم قرآن باید دنبال دغدغه‌های خودش باشد و بر اساس آن برنامه‌ریزی کند. من در سال یک ساعت هم روزنامه نمی‌خوانم، 34 سال هم هست فیلم هم ندیده‌ام، مگر فیلم نبینیم چه می‌شود؟!
* جلسات مفید 20 دقیقه است نه بیشتر
رئیس ستاد اقامه نماز خطاب به حاضران گفت: اگر می‌خواهید معلم قرآن خوبی باشید، باید یک دور قرآن را با تفسیر بخوانید و مباحثه کنید. جلساتتان بیشتر از 20 دقیقه طول نکشد. در جلسات خود یک مسئله فقهی بگویید، مسئله‌ای که مورد نیاز است و کمتر از یک دقیقه وقت می‌گیرد. می‌توانید از کتاب احکام نوجوانان حجت‌الاسلام فلاح‌زاده را تهیه کنید.
* طرفدار حزب گربه‌ام!
قرائتی ادامه داد: بازوی سیاسی و حزبی کسی نباشید. یک بار کسی از من پرسید ما آخر نفهمیدیم تو در خط چه کسی هستی؟ گفتم در خط گربه! گفت چطور؟ گفتم به خانه همه سر می‌زنم اما به هیچ کدام وابسته نیستم.
وی افزود: رابطه‌تان با همه مانند رابطه پتو و ملحفه باشد، با یک سنجاق به هم گره می‌خورند هر وقت هم نخواهند از هم جدا می‌شوند. باید جوری باشید که در هر حزبی هم هستید، حزب‌پرست نباشید. ایران‌دوستی درست است اما ایران پرستی غلط!
* با لباس رنگ شاد نماز بخوانید
وی درباره شیوه‌های آموزش نماز گفت: در مستحب مستحب یاد ندهید! با رنگ شاد نماز بخوانید، چادر سیاه برای خیابان خوب است، در کلاسی که نامحرم نیست، باید رنگ شاد ‌تن کنید، البته طبیعی باشد که حواس کسی پرت شود.
وی در پاسخ به پرسش یکی از حاضران گفت: جایی تأکید بر آموزش قرآن قبل از هفت سال ندیدم! اسلام می‌گوید بچه را تا هفت سالگی آزاد بگذارید.
* خاطره‌ای از سفر به کره شمالی
حجت‌الاسلام قرائتی در پایان به خاطره‌ای از سفر خود به کره شمالی در زمان «کیم جونگ ایل» رهبر فقید این کشور اشاره کرد و گفت: رفته بودیم کره شمالی، جالب اینکه آنها هر چه به خدا می‌گوییم آنها به رهبرشان می‌گفتند، کسی که در عمرش سوار هواپیما نشد، چون می‌ترسید. پشت گردنش یک غده داشت، از عمل جراحی می‌ترسید، برای اینکه کسی زشتی غده‌اش را نبیند هیچ وقت پشتش را به مهمانان نمی‌‌کرد و از روبرو می‌آمد و می‌رفت.

امضای منتقمُ الزهراء
عشق عاشق را به بیماری می کشاند، بیمار زرد روی است و خواب و خور ندارد و از درد می نالد و می گرید.
سلامت دنیا بیماری است و بیماری اش شفا و سلامت، چراکه بنیان دنیا در عادات است و سلامت حقیقی، هرچه هست در ترک عادات است و عتق از ملکات ...

(التماس دعا)

منتقمُ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to منتقمُ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 01-09-2013, 23:43   #9
مدیر انجمن جنگ نرم و پزشکی
 
منتقمُ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2013
محل سکونت: خـراب آبـاد
نوشته ها: 8,643
Thanks: 18,361
Thanked 20,425 Times in 7,459 Posts
پیش فرض

قرائتی: آرایش دختران در دانشگاه، ظلم است


محسن قرائتی در مراسم اختتامیه ششمین جشنواره بهار با تأکید بر اینکه سرمایه ملی در درجه اول خودمان هستیم و باید هویت خودمان را کشف کنیم، گفت: تشبه به کفار حرام است چون به معنی خودباختگی است ولی ما حق این مطلب را نفهمیده‌ایم.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی، رئیس ستاد اقامه نماز کشور و مفسر قرآن عصر امروز در آئین اختتامیه ششمین جشنواره بهار در جمع برگزیدگان و مسئولان جهاد دانشگاهی به آیه 29 سوره فتح که می‌فرماید:«اسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ؛ و بر ساقه‏هاى خود بایستد» اشاره و این آیه را آیه‌ای در خصوص خود کفایی تفسیر کرد.

وی در ادامه با اشاره به تغییر قبله مسلمانان گفت: به سوی قبله نمار خواندن ما به این معنی نیست که خدا در آن سو است، بلکه ابتدا پیامبر برای اینکه به سوی بت‌ها نماز نخواند و بت‌پرستان مدعی احترام پیامبر(ص) به بت‌هایشان نشوند، به سوی بیت‌المقدس نماز می‌خواندند، اما پس از هجرت به مدینه چون در مدینه یهودیان حضور داشتند و به پیامبر (ص) می‌گفتند که به سوی قبله ما نماز می‌خوانی و معلوم است که دنباله‌رو ما هستی، خداوند آیه نازل و قبله را تغییر داد.



حجت‌الاسلام قرائتی ادامه داد: یهودیان با مطرح کردن این سؤال که آیا نماز ایشان طی 15 سال گذشته رو به سوی بیت‌المقدس درست بوده یا خیر تلاش کردند پیامبر (ص) را به چالش بکشند اما خداوند با نازل کردن این آیه که مشرق و مغرب عالم از آن خداست به آنها پاسخ داد و اجازه نداد که یهودیان و بت‌پرستان مدعی وابستگی مسلمانان به آنها شوند.

وی دلیل حرام بودن تشبّه به کفار از دیدگاه مراجع را خودباختگی معنی دادن تشبّه به کفار دانست و گفت: تشبه به کفار حرام است چون به معنی خودباختگی است و ما حق این مطلب را نفهمیده‌ایم.

حجت‌الاسلام قرائتی با انتقاد شدید از اینکه حتی برخی از خواص نیز به دلیل خودباختگی در برابر علم بیگانگان جایگاه علمی قرآن را نمی‌دانند، گفت: یکی از اساتید دانشگاه از دانشجویان خود خواسته است که آیات قرآن را در متن پایان‌نامه و تحقیقات خود نیاورند بلکه در پاورقی بیاورند تا ارزش علمی کارشان کم نشود.

وی در ادامه سخنانش به مقایسه علم قرآن و علم بشری پرداخت و گفت: در علم حقوق هنوز مسئله تجاوز به آبرو مطرح نشده است در حالی که بیشترین تجاوز در جوامع به آبروی افراد صورت می‌گیرد و هیچ کس نمی‌تواند به دلیل اینکه فردی از او غیبت و آبروی او را برده شکایت کند، در حالی که حفظ آبرو در اسلام به عنوان یک حق آمده است.

این مفسر قرآن کشورمان آرایش کردن دختران در دانشگاه را از نظر حقوقی ظلم تعبیر کرد و گفت: اگر زمانی من توان این کار را داشته باشم می‌گویم حجاب در خیابان آزاد اما در دانشگاه لازم است. چرا که آرایش دختران موجب سلب تمرکز علمی سایر دانشجویان می‌شود.

وی با تأکید بر اینکه بی‌هویتی ما را به بی‌ریشگی کشانده است، و داریم ملیت خود را از دست می‌دهیم، از عدم توجه به علوم مطرح در مباحث دینی انتقاد کرد و گفت: هنوز در علوم تربیتی دنیا به حدی پیشرفت نکرده است که بتواند تأثیر لقمه حلال و حرام را در تربیت انسان‌ها بررسی کند و علم تربیتی دنیا در این خصوص سکوت کرده است.

قرائتی افزود: به یک رئیس جمهور سردار سازندگی می‌گویند، اما سردار سازندگی ذوالقرنین بود که سدی ساخت که هیچ میخی درون آن فرو نمی‌رفت، به یک رئیس جمهور مبدع گفت‌و‌گوی تمدن‌ها می‌گویند در حالی که در قرآن هر چه «قالو، قل» مطرح شده به معنی گفت‌و‌گوی تمدن‌ها است و به یک دولت دولت عدالت‌محور می‌گویند در حالی که عدالت مطرح را قرآن در حق حیوانات بارکش نیز مطرح کرده است و حتی گفته است اگر ناخنتان بلند بود حق ندارید شیر بدوشید چرا که حیوان را اذیت می‌کند.

وی ضمن بیان اینکه اول باید انسان‌ها را ملی کنیم حمایت از سرمایه ملی پیشکش، در تشریح مطلب خود، گفت: اکنون در جامعه ما علامت روشنفکری کاشتن چمن به جای سبزی است و برخی دانشجویان ما به حدی بی‌فکر شده‌اند که وقتی مطرح می‌شود تقلید، ادعا می‌کنند به دلیل روشنفکری حاضر به تقلید نیستند در حالی که تمام مراجع تقلید ما از اساتید کت‌وشلواری تقلید می‌کنند و هیچ مرجع تقلیدی به بهانه اینکه دلیل تجویز یک دارو را نمی‌داند از دستور پزشک تخطی نمی‌کند.

حجت‌الاسلام قرائتی اعلام کرد: اگر می‌توانید یک حرف تازه بیاورید که در قرآن مطرح نشده باشد. قرآن مطرح کرده است که بهترین غذا شیر مادر است و اکنون بعد از مدت‌ها استفاده از شیر خشک، همایش‌های بین‌المللی شیر مادر برگزار می‌کنند.

وی ادامه داد: اسلام می‌گوید آب انار نخورید بلکه انار را با هسته آن بخورید، چرا که برای معده خوب است، در حالی که اکنون آب انار می‌خورند یقیناً چندین سال بعد نیز همایش‌هایی با محوریت فواید هسته انار برگزار می‌شود.

قرائتی به تشریح نقص‌های علوم جدید ادامه داد و گفت: هنوز هیچ کس نتوانسته است به این سؤال من پاسخ دهد که چرا در هر کشوری دانشگاه بیشتر است، آمار جنایت نیز در آن کشور بالاتر است. روانشناسان ما به پسرهای افسرده به عنوان درمان می‌گویند که با یک دختر دوست شوید و به دخترهای تجویزهای بدتری ارائه می‌کنند؛ ما چون از اسلام دور شده‌ایم سیلی می‌خوریم و نمی‌دانیم از کجا سیلی خورده‌ایم.

وی تصریح کرد: مهم‌ترین سرمایه ملی خودتان هستید، خودتان را باور کنید. اکنون سرطان اخلاقی در دانشگاه‌های ما رواج پیدا کرده است و از نظر اخلاقی در حال سقوط هستیم. پوک شده‌ایم و پوکمان کرده‌اند و حاضر نیستیم مستقل باشیم به نحوی که فکر می‌کنیم چون چند کتاب خوانده‌ایم باید کفش، لباس، رفتار، گفتار و ... متفاوت از سایرین باشد.

حجت‌الاسلام قرائتی در پایان خطاب به دانشجویان حاضر در جلسه گفت: هویت خودتان را کشف کنید، شما خلیفه خدا در زمین هستید، قیمت شما بهشت است و به کمتر از آن راضی نشوید. استعداد ایرانی بالاتر از متوسط جهانی است و ما کشور خوبی داریم.

امضای منتقمُ الزهراء
عشق عاشق را به بیماری می کشاند، بیمار زرد روی است و خواب و خور ندارد و از درد می نالد و می گرید.
سلامت دنیا بیماری است و بیماری اش شفا و سلامت، چراکه بنیان دنیا در عادات است و سلامت حقیقی، هرچه هست در ترک عادات است و عتق از ملکات ...

(التماس دعا)

منتقمُ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to منتقمُ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 01-09-2013, 23:45   #10
مدیر انجمن جنگ نرم و پزشکی
 
منتقمُ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: May 2013
محل سکونت: خـراب آبـاد
نوشته ها: 8,643
Thanks: 18,361
Thanked 20,425 Times in 7,459 Posts
پیش فرض

ماجرای درددل جوانی با قرائتی در مورد لیسانس سگ‌شناسی!

جایی رفتم. اینجا حالا اسم نمی‌برم، چون می‌ترسم لو برود كه كجاست. تا وارد سالن شدم برای سخنرانی، دیدم همه خانم هستند.



من جایی رفتم. اینجا حالا اسم نمی‌برم، چون می‌ترسم لو برود كه كجاست. تا وارد سالن شدم برای سخنرانی، دیدم همه خانم هستند. گفتم: آخر اینجا شما مثلاً می‌خواهید برایش درس بخوانید به درد شما نمی‌خورد. حالا فرض كنید مثلاً حفاری نفت، زن می‌تواند چاه نفت در دریا حفاری كند؟ یكی گفت: آقای قرائتی گیر نده، ما یك مدرك لیسانس می‌خواهیم. شما بگو: لیسانس سگ شناسی، من چه كار دارم به اینكه به درد من می‌خورد یا نمی‌خورد؟ روح من جذب می‌كند یا نمی‌كند؟

حجت الاسلام محسن قرائتی در سلسله مباحث درس‌هایی از قرآن،به بحث تربیت فرزند در خانه پرداخت. در قسمت‌هایی از سخنرانی آمده است:

چطور مهندس یك سالن می‌سازد مهندس است، آنوقت مادر آدم می‌سازد. خوب آدم سازی كه مهمتر از سالن سازی است. چطور مهندسی كه ماشین می‌سازد خیلی پز دارد، خوب آدم سازی كه مهمتر از ماشین سازی است. مهندس فوقش آمده یك سالن ساخته، سالن كه سالن نمی‌سازد، ولی شما اگر آدم تربیت كنی، آدم، آدم می‌سازد. سالن، سالن نمی‌سازد ولی آدم، آدم می‌سازد.

چه كسی گفته كه شغل یعنی استخدام دولتی و بیرون خانه، كه حالا سر و دست می‌شكنند. این تهاجمی كه الان به سمت این دانشگاه‌ها آمده است، كه مثلاً فرض كنید كه شصت تا فوق لیسانس می‌خواهند اینقدر ثبت نام می‌كنند. علم خوب است، اما اینهایی كه می‌روند همه برای علم می‌روند یا برای مدرك می‌روند؟ اگر جای دیگر دو برابر این درس یاد دادند، مدرك نباشد، می‌رود. نه من برای مدرك می‌روم. این مدرك گرایی، فرهنگ غلطی است.

من جایی رفتم.اینجا حالا اسم نمی‌برم، چون می‌ترسم لو برود كه كجاست. تا وارد سالن شدم برای سخنرانی، دیدم همه خانم هستند. گفتم: آخر اینجا شما مثلاً می‌خواهید برایش درس بخوانید به درد شما نمی‌خورد. حالا فرض كنید مثلاً حفاری نفت، زن می‌تواند چاه نفت در دریا حفاری كند؟ یكی گفت: آقای قرائتی گیر نده، ما یك مدرك لیسانس می‌خواهیم. شما بگو: لیسانس سگ شناسی، من چه كار دارم به اینكه به درد من می‌خورد یا نمی‌خورد؟ روح من جذب می‌كند یا نمی‌كند؟

طلبه‌ها هم متأسفانه همینطور هستند. حضرت عباسی ما طلبه داریم كه والله بالله تالله مجتهد شو نیست. الكی می‌رود درس خارج می‌نشیند. ده سال هم هست درس خارج می‌خواند و مجتهد هم نمی‌شود. بابا حالا مگر علم فقط فقه و اصول است؟ نهج‌البلاغه، حضرت علی سواد ندارد؟ خوب آن مقداری كه شما در قم ایستادی درس‌های خارج می‌خوانی، یك دور، دو دور، سه دور نهج‌البلاغه بخوان عوض فلان كتاب!

من خودم روحم درس خارجی نبود. دو، سه سال درس خارج خواندم، اما دیدم روحم پس می‌زند. گرایش روحی من نیست. درس خارج را رها كردم در تفسیر قرآن رفتم. حالا مثلاً خودم را كمتر از اینهایی نمی‌دانم كه سی سال در حوزه هستند، آنهایی كه سی سال است مرتب درس می‌خوانند، من خودم را كمتر از آنها نمی‌دانم. برای اینكه اگر رسائل و مكاسب و كفایه و جواهر سواد است، خوب قرآن و نهج‌البلاغه هم حتماً آن مقداری كه می‌خواهم آن را بفهمم، البته آن هم ارزش هست. منتهی اگر من گرایش به آن ندارم، شعر خوب خوب است. اما اگر شما ذوق شعر نداری، برو سراغ غیر شعر. گیر نده!

یك سوره به نام سوره‌ نوح داریم. آیه‌ اولش این است. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ‏إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا» (نوح/1) یعنی ما حضرت نوح را فرستادیم. یك پیش‌نماز به جای قل هو الله، رفت سوره‌ی نوح را بخواند. گفت: «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّینَ» (فاتحه/7) «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ‏ إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا» یادش رفت. بعدش چیست؟ دوباره گفت: تند بخوانم بلكه یادم بیاید. «إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا»، «إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا»... یعنی ما نوح را فرستادیم. «إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا» یك نفرگفت: آقا نوح نمی‌رود یكی دیگر را بفرست! (خنده حضار)

امضای منتقمُ الزهراء
عشق عاشق را به بیماری می کشاند، بیمار زرد روی است و خواب و خور ندارد و از درد می نالد و می گرید.
سلامت دنیا بیماری است و بیماری اش شفا و سلامت، چراکه بنیان دنیا در عادات است و سلامت حقیقی، هرچه هست در ترک عادات است و عتق از ملکات ...

(التماس دعا)

منتقمُ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 5 Users Say Thank You to منتقمُ الزهراء For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
مبلغ قرآن


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
نامه حجت الاسلام والمسلمین قرائتی به سیاسیون محب المهدي (عج) اخبار سیاست داخلی 0 21-07-2013 10:47
دانلود سخنان مهم انتخاباتی حجت الاسلام قرائتی safaeei مباحث سیاست داخلی 0 16-05-2013 19:23
اصل شادی، احساس آرامش قلبی |حجت الاسلام و المسلمین علی سرلک خادم الزینب فاطمة الزهراء (س) 0 04-04-2013 13:20
نامه حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در آستانه نوروز ya abasaleh مباحث قرآنی 0 17-03-2013 17:27
دانلود پی دی اف (pdf) تفسیر نور،سوره انعام تالیف حجت الاسلام قرائتی محبّ الزهراء مباحث قرآنی 0 25-02-2013 14:47

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/nooreasemanRSS Feed@nooreaseman_com

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 19:58 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1