شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > فاطمة الزهراء (س)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 27-05-2012, 14:37   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض ریــــــــزواره های کوچه...

ریــــــــزواره های کوچه
******
{مادر}
مادر، مادر است دیگر ... خودش مقابل علی زمین می خورد ما قیامت مقابل امام زمین نخوریم.
{تفسیر}
می گفت ما نیاز به کسی نداریم. قرآن برایمان کافی است. خودمان تفسیرش می کنیم! ... قرآن را باز کردند، اولین آیه خطاب به پیامبر بود "وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ " ... با چند مرد جنگی رفتند، که حق فاطمه را بپردازند.
{تشیع}
وصیتش را که شنید، اشک در چشمهایش حلقه زد با خودش فکر کرد امشب چطور به تنهایی دو نفر را باید تا بقیع تشیع کند ... خودش و فاطمه اش را!
{خجالت}
با خودش گفت : " احتمالا مرا پشت در ندیده اند
"... دست به دیوار گرفت و با کمک فضه ایستاد، فکر کرد : "الان که ببینند دختر پیامبر پشت در بوده، حتما خجالت می کشند! حیا می کنند و می روند" رفت مقابل در ... یک نفر آمد جلو، همه را از خجالت در آورد.
{فاطمه ی دل}
"
تَجَرَّاتُ بجَهلی" پیدا کرده بودم ... رفته بودم کنار خانه ی دلم و می گفتم: " یا تسلیم نفسم شوید یا این خانه را با هر که در آن است به آتش می کشم!" ... -گفتند:"در این خانه فاطمه هست!" ... -گفتم: "ولو اینکه فاطمه باشد!" ... امروز، "مُنکَسِرا مُستَقیلا" شده ام. خدا کند فاطمه ی دلم زنده بماند.
{ریحانه}
فقط علی فهمید "المرآة الریحانه لیست بقهرمانة" یعنی چه
... وقتی دستش به بازوها رسید.
{9 دی}
خواب باطل دیده بودند ... با خودشان فکر کردند کار را همین جا تمام می کنیم، بعد علی را به اکراه برای بیعت می بریم! ... آمدند که علی را برای بیعت ببرند، همه ی کشور سر بند یا فاطمه بستند، گفتند: "اول ما را بزنید بعد علی امان را ببرید".
{گریه ی مرد}
مردها که گریه نمی کنند ... مردها وقتی بغضی تمام گلویشان را می فشارد، در چاه فریاد می زنند: "فاطمهههههه..."
{خنده ی مادر}
امشب فاطمه خندید ... علی خوشحال شد، حسن دل در دلش نماند، حسین اشک شوق ریخت ... زینب اما، اشک هایش را فورا پاک کرد و با صداقت کودکانه اش گفت : "نگفتم مادرمان زنده می ماند
"
{این الفاطمیون }
علامه امینی در الغدیر نقل می کند که صدیقه الطاهره پشت دیوار و در فقط یک نام را صدا زد ... شاید فقط فریاد زد: آه! مهـــــــــــــــدے

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 5 Users Say Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
قدیمی 07-04-2013, 12:03   #2
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

زخمي است دوباره خاطر هر كوچه
دلگير ترين خاطره ها در كوچه
مانند تو شعرم از نفس افتاده
چادر خاكي، دوشنبه، مادر، كوچه


امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان


برچسب ها
مادر


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
زندگینامه و اشعار احمد شاملو psp2004 شعر 15 21-12-2012 12:38
گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه .... soreh فاطمة الزهراء (س) 0 20-04-2012 14:55
بار اول که کوچه را آزمودند.... خادم الزینب فاطمة الزهراء (س) 0 04-04-2012 09:31
کاش راه کوچه بنی هاشم را گم می کردند . . . خادم الزینب فاطمة الزهراء (س) 0 23-03-2012 15:33
شعر زیبای کوچه از فریدون مشیری vorojax شعر 0 10-03-2009 00:12

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 04:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1