شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > فاطمة الزهراء (س)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 13-04-2013, 10:20   #1
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,010
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض «ماه» این بار نه پشت ابر ، که پشت «در» قرار گرفت...

«ماه» این بار نه پشت ابر ، که پشت «در» قرار گرفت...




تمام عشقمان این است که «مادر» صدایش کنیم.لیاقتی نیست از سوی من ، اما کرامتی هست از سوی او و اجازه ای ، که «مادر» خطابش کنم...
اصلاً مگر نه اینکه در زیارت ایشان آمده "السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا أُمّ الْمُؤْمِنِینَ" ؟! پس اجازه دارم بگویمش ؛ "مادر"...
میگویم مادر.اما وظیفه فرزندی را چه کنم ؟! غیرت و تعصب پسر به مادر را ؟!
مگر میشود پسری بشنود که به مادرش بی احترامی شده و بی تفاوت باشد ؟! مگر می شود ساکت نشست در مقابل ظلمی که به «مادر» شده ؟! پس چه کنم ؟!
من بی گناهم ! روضه خوان می خواند.می خواند از «مادر» از «در»...از غربت! از نامردی!از غربت در شهر نامردی ! شهر نامردان ! شهر و کوچه ی غریبی و نامردی ! کوچه و مادری غریب و مردی نامرد و ...!!!
روضه خوان می گوید «مادر» را ، مادرم را ، جلوی چشم همسرش ، پدرم ، همان که پیامبر فرمود "انأ و علی أبوا هذه الامة" ، همان که علی اعلی بود ، همان که فاتح خیبر بود ، همان که پهلوان عرب بود ، همان که اسدالله بود ، همان که یدالله بود ، همان که دستش بسته بود، کتک زده اند...
می گوید ظلم کرده اند و تازه این آغاز ظلم بوده ، آغاز مصایب بوده... راست می گوید. از در شکستن و خانه آتش زدن بود که به خیمه آتش زدن رسید.سیلی زدن ها را تازه آغاز کرده اند.ظلم ها شروع شده...تنهایی علی ، گریه هایش بر چاه ، تنهایی حسن ، لخته های جگرش در طشت ، تنهایی حسین ، پاره های جگرش در صحرا ، در کربلا ، اِرباً اِربا... همه از اینجا شروع شد...

چه مصیبت هایی !

مصائب و ظلم های روا شده بر پدران و مادرم را چگونه تحمل کنم؟!چگونه شاکی نشوم؟! مگر می شود؟!

به خودم می گویم تو چه پسری هستی ؟! غیرتی شو ! مادرت است ، پدرت است...

غیرتی میشوم ، به هم میریزم ، شاکی میشوم ! از این ظلم ها ، از این نامردی ها ، از این نامرد ها...
اما بعدش چه ؟! وقتی بهم ریختم ، وقتی شاکی شدم از این ظلم های عظیم ، از این همه نامردی در حق مردان خدا ، چه کنم ؟! چه بگویم ؟! چه بخواهم؟! نمیشود که دست روی دست گذاشت و فقط گریه کرد.گریه آرامم می کند اما قانعم نه ! ساکتم می کند اما ساکنم نه ، راضی ام نمیکند.
پس چه بخواهم؟! خدایا کمکم کن.راهی نشانم بده...
خدا میگوید مگر نگفتم به تان که چه کنید ؟! چه بخواهید؟! مگر زیارت نمیخوانید عاشورایی؟! مگر در زیارت عاشورا نگفتم که چه کنید؟!
راست می گوید.خدا را میگویم.یادمان داده که چه کنیم.چه بخواهیم.آنجا که از مصیبت می گوید.از زبان ما می گوید.می گوید که اینطور بگویید. اینطور بخواهید.
دلسوخته ی غم ها و مصیبت ها اینطور میگوید : " یا اَباعَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْل ِالاِْسْلامِ..." چه مصیبت بزرگی...
بعد از آن می گوید "فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ و َاَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها..." خدا لعنت کند باعث و بانی اش را...
حالا موضع گیری میکند دربرابرشان ، در برابر ظالمان " بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِم یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ..."

بعد از ذکر عظمت مصیبت و لعن و اعلام بیزاری از بانیان این ظلم عظیم ، باز فضای غم و اندوه خود را نشان می دهد و سختی و سنگینی بار این غم عظیم را بار دیگر یادآور می شود "بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِکَ" پدر و مادرم به فدایت ، مصیبتت کمرم را شکست...
اما حالا...

اینجا شاه بیت این غزل الهی است.اینجا که از غم و مصیبت و درد و سوز و ناله گفته ، اینجا که بهم ریخته و شاکی شده ، حالا میخواهد واکنش نشان بدهد ، میخواهد بگوید ، بخواهد ، از خدا... "فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَکَ وَ اَکْرَمَنى بِکَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ" خدایا روزی ام کن که بهمراه امام منصور ، امام منتقم ، امام زمان ، من هم باشم و برویم و انتقام بگیریم ، خونخواهی کنیم برای حسین ، برای پدرانمان برای مادرمان.اللهم الرزقنا...
آری جواب این است.واکنش این است."انتقام گیری"...
اصلاً هرجا ظلم ها را شمردی ، نامردی ها را شنیدی باید در آخر به "انتقام" برسی.به امام منتقم برسی.هرجا از حسن و حسین و مظلومیت هایشان گفتی ، باید منتقم بخواهی.مگر نه اینکه در ندبه ی جمعه ها میخوانیم "اَینَ الحسن و الحسین،اَینَ اَبناءَالحسین..." تا میرسیم به "اَینَ الطالبُ بِدَمِ المقتولِ بِکربلا..." ...
آری.«انتقام»...
البته نه آن انتقامی که در ذهن و تعبیر ماست.نه آن انتقامی که ما معنی میکنیم.که عبارت است از خالی کردن حرص و کینه ی خود و انجام ظلم متقابل در برابر ظلم...
نه.العیاذ بالله ، امام معصوم ، انسان کامل که مثل مانیست که بخواهد از روی حرص کینه ی شخصی و جهت التیام نفس عمل کند.
نه.منظور آن انتقامی است که خدا در کتابش از آن حرف زده.آنجا که در چهارمین آیه از سوره ی آل عمران می گوید "من قبلُ هُدَیً للناس و انزل الفرقان،اِنَّ الذین کفروا بآیاتِ الله ، لَهُم عذابٌ شدید،والله عزیزٌ ذوانتقام" یعنی کیفر کافران بعد از آنکه با آمدن فرقان ، حق و باطل مشخص و همه چیز بر همه کس روشن شد.که این انتقام چیزی جز عدالت نیست...
امام منتقم ، انتقام گیرنده و مجازات کننده ی جبهه ی باطل است.جبهه ی بدی ها ، جبهه ی نامردی ها...
آری این چنین است...

خوب راهکاری نشانم داد خدا ... اینکه بعد از شنیدن روضه و اشک و آه ، انتقام گیری بخواهم...
حالا می فهمم که آن نوجوان بسیجی که شب عملیات زیارت عاشورا میخواند و سربند یامهدی می بست ، پشت لباس خاکی اش مینوشت " می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم " و دل را به دریا میزد و عاشقانه پا به میدان میگذاشت ، چه فهمیده بود از زیارت عاشورا...

فهمیده بود که باید انتقام بخواهیم.بخواهیم تا بیاید و ...
اما هنوز نیامده و هنوز محقق نشده آن انتقام.و ما همچنان منتظریم...


همچنان منتظریم...

هنوز منتظر منتقمِ پشت ابرِ آن ماه بانویی هستیم


که نه پشت ابر که در پشت «در» ناله ی مظلومیت سر داد...

ما منتظر منتقم فاطمه هستیم.




و جعلنا من خیر اعوانه و انصاره...


http://mahdiyar85.blog.ir

امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following User Says Thank You to محبّ الزهراء For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
تخمین سال ظهور امام زمان(عج) به بعد از سال 1402 یا در سال 1407 و یا...ظهور نزدیک است؟ vorojax امام زمان عجل الله تعالی فرجه 79 11-08-2018 17:36
چندین سایت رسمی رژیم صهیونیستی هدف حملات سایبری قرار گرفت محب المهدي (عج) صهیونیسم 3 17-06-2013 11:24
خودباختگى و توکل بر خدا از منظر قران کریم ya abasaleh مباحث قرآنی 0 10-03-2013 13:52
غلام غير خدا نباش!|سلسله سخنرانی ها امام خامنه ای پیرامون آزادی mahdishata رهبری 1 23-02-2013 17:05
چقدر خنده داره paradise متفرقه 2 05-08-2011 22:33

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 07:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1