شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > فاطمة الزهراء (س)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 07-09-2014, 10:59   #1
حرفه ای
 
اشاره آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2012
محل سکونت: بهشت
نوشته ها: 739
Thanks: 1,122
Thanked 1,603 Times in 557 Posts
پیش فرض شاهزاده‌ای در صف فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها

شاهزاده‌ای در صف فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها



فضه از کسانی بود که بر بالین حضرت زهرا سلام الله علیها در روز شهادتشان حضور داشت و همان کار او باعث شد تا در صف فرزندان ایشان قرار گیرد.


به گزارش فرهنگ نیوز، فضه از کسانی بود که بر بالین حضرت زهرا سلام الله علیها در روز شهادتش حضور داشتند و همان کار او باعث شد تا در صف فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها قرار گیرد.
فضه کنیز و خادمه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و از زنان شایسته و با فضیلت اسلام؛ پدرش از شاهان (بزرگان) هندوستان و خودش اشراف زاده و به نقلی (شاهزاده) بود و در زمان رسول خدا (ص) در یکی از جنگها به عنوان غنیمت جنگی، خدمت پیامبر اسلام (ص) آورده شد.

نحوه ورود فضه به خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها

حضرت فاطمه سلام الله علیها همراه علی (ع) خدمت پیامبر بودند، رسول اکرم (ص) متوجه شدند که دخترش، برای حاجتی به پدر، مراجعه داشته، فرمودند: آیا حاجتی دارید؟ آنها عرض کردند: ما تقاضای خادمه ای از خدمتشان داریم.

پس جاریه ای (کنیزی) برای دختر گرامیش فرستاد و نام او را فضه گذاشت. فضه را به فاطمه زهرا هدیه کرده و خودشان کارها را تقسیم نمودند، یک روز فضه کار کند و روز دیگر استراحت نماید.

در مقام و شخصیت فضه همین بس که در جریان وفات و رنج آخرین روزهای زندگی حضرت فاطمه سلام الله علیها جزو معدود زنان و مردان حاضر است که وقتی عمر بن خطاب به درب خانه آمد تا علی (ع) را به مسجد برای بیعت ببرد و خودش به معاویه چنین می گوید: که زمانی که به در خانه علی (ع) رسیدم، اول فضه، کنیزشان بیرون آمد و با من مدتی بحث و گفتگو کرد آنگاه حضرت زهرا سلام الله علیها به پشت در رسید و امر را جویا شد که آنچنان در را به پهلوی او زدم و او چنان نالید که من گمان کردم که مدینه زیر و رو شد:فاطمه زهرا سلام الله علیها فضه را صدا زدند و فرمودند: یا فضه مخذینی. ای فضه مرا بگیر و بر سینه ات تکیه ده. به خدا سوگند که فرزندی که در شکم داشتند، کشتند.

فضه سراسیمه خود را رساند، آن حضرت را در بغل گرفت تا به اطاق برساند. (هرچند که آن چنین با همان فشار درب، سقط شده بود) حضرت از حال رفته و بعد از مدتی که چشم بازکردند از فضه سراغ شوهر را گرفتند و فضه ماجرای بردن علی (ع) به مسجد را برای ایشان بازگفت.

الحاق فضه به آل پیامبر (ص)

فضه همیشه به عنوان یکی از اعضاء آن خانواده مورد احترام و تکریم بوده و هیچگاه به چشم خدمتکاری به او دیده نمی شد. وقتی که حسنین مریض شده و پدر و مادر برای سلامتی آنها نذکر کردند که ۳ روز، روزه بگیرند فضه هم همین نذر را کرد در آن سه روز موقع افطار، مسکین، یتیم و اسیری آمده و آنها غذای خود را به آنها دادند و فضه خادمه، به پیروی از سروران خود، چنین کرد و غذایش را به مستمندان داد.

از امام صادق علیه السلام آورده که: امیرالمومنین علی (ع) برای او دعا نمود و فرمود:

اللهم بارک لنا فی فضتنا، یعنی خداوندا، به فضه ما برکت عنایت فرما. «به نقل از خصائص از کتاب ثاقب المناقب»

علم کیمیا می دانست زمانی که در خانه حضرت علی (ع) وارد شد، تهی دستی و فقر آن خانواده، او را مکدر و ناراحت می کرد. زیرا چنانکه گفتیم او از خانواده بزرگ زاده (شاهزاده) و سرشناس بود و دارویی نزد خود داشت که از آن مس را طلا می کرد.

روزی برای خوش خدمتی و ارائه این صنعتش، قطعه ای از مس را برداشت و با آن دوا، طلایش کرد و بر مولای خود، عرضه نمود. حضرت علی (ع)، تبسمی نمود و نگران شد و فرمود: ای فضه نیکو عملی است ولی اگر این فلز را چنین وچنان می کردی، آنطور می شد. فضه متوجه شد که حضرت، از این علم بهره مند است عرض کرد مگر شما علم کیمیا می دانید؟ امام علی فرمود: آری، و بعد به امام حسین (ع) که آنجا بود، اشاره کرد و گفت: این فرزند من هم می داند.

سپس مدتی برای او در بی اعتباری دنیای فانی و اعتبارات سرای باقی سخن گفت.این زن با فضیلت تا آخر دقائق زندگی و موقع احتضار و شهادت سرورش حضرت زهرا سلام الله علیها حاضر بود و زمانی فاطمه سلام الله علیها از دنیا رفت و علی(ع) او را کفن نمود، همین که خواست بندهای کفن را ببندد، صدا زد، ای زینب و ام کلثوم و حسن و حسین و فضه، بیایید و یکبار دیگر از مادرتان توشه بردارید که این آخرین ملاقات است.

این نکته بسیار مهم است که در این خطاب، در صف فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها قرار می گیرد. سپس در خدمت گذاری حضرت زینب کبری، و همراهی آن بزرگوار بود تا اینکه با کاروان آنها به سرزمین کربلا آمد و شاهد بر تمام مصیبت های اهل بیت پیامبر (ص) بود.

منبع: خبرگزاری دانشجو

امضای اشاره بخوان قران بی شیرازه ایات عجیبت را....


أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً.....
اشاره آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 2 Users Say Thank You to اشاره For This Useful Post:
قدیمی 07-09-2014, 13:50   #2
مدیر ارشد انجمنهای نور آسمان
 
محبّ الزهراء آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: ماه
نوشته ها: 17,016
Thanks: 31,941
Thanked 50,449 Times in 14,794 Posts
پیش فرض

سلام
قضیه ی شیر و فضه در کربلا این همه نقل میشه ( کافی، بحار الانوار) و حتی در کربلا هم یک جایگاهی دارد.
اما بعضی بزرگان اون رو رد میکنند و میگن اصلا فضه در کربلا حضور نداشته!

نقل قول:
آیا قضیه شیر فضه در تعزیه امام حسین(ع) و کاروانها صحت و سقم و ریشه تاریخی مذهبی دارد ؟
پاسخ:
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

نقدي بر سند و محتواي اين ماجرا در تبيان نت يافتيم آن را خدمتتان ارائه مي دهيم.
قديمي ترين سندي كه براي اين داستان موجود است، نقلي است كه مرحوم شيخ كليني در كتاب شريف كافي آورده است. تذكر اين نكته لازم است كه ما از اين داستان به «نقل» تعبير كرديم نه «حديث» زيرا حديث آن است كه به معصوم منتسب است و اين داستان را مرحوم كليني به معصوم نسبت نمي دهد. متن اين است:

الْحُسَيْنُ بْنُ محمد قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو كُرَيْبٍ وَ أَبُو سَعِيدٍ الْأَشَجُّ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَبِيهِ إِدْرِيسَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَوْدِيِّ قَالَ: لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ (ع) أَرَادَ الْقَوْمُ أَنْ يُوطِئُوهُ الْخَيْلَ فَقَالَتْ فِضَّةُ لِزَيْنَبَ: يَا سَيِّدَتِي إِنَّ سَفِينَةَ كُسِرَ بِهِ فِي الْبَحْرِ فَخَرَجَ إِلَى جَزِيرَةٍ فَإِذَا هُوَ بِأَسَدٍ فَقَال:َ يَا أَبَا الْحَارِثِ أَنَا مَوْلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَهَمْهَمَ بَيْنَ يَدَيْهِ حَتَّى وَقَفَهُ عَلَى الطَّرِيقِ وَ الْأَسَدُ رَابِضٌ فِي نَاحِيَةٍ فَدَعِينِي أَمْضِي إِلَيْهِ وَ أُعْلِمُهُ مَا هُمْ صَانِعُونَ غَداً قَالَ: فَمَضَتْ إِلَيْهِ فَقَالَتْ: يَا أَبَا الْحَارِثِ فَرَفَعَ رَأْسَهُ ثُمَّ قَالَتْ: أَ تَدْرِي مَا يُرِيدُونَ أَنْ يَعْمَلُوا غَداً بِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) يُرِيدُونَ أَنْ يُوطِئُوا الْخَيْلَ ظَهْرَهُ قَالَ: فَمَشَى حَتَّى وَضَعَ يَدَيْهِ عَلَى جَسَدِ الْحُسَيْنِ (ع) فَأَقْبَلَتِ الْخَيْلُ فَلَمَّا نَظَرُوا إِلَيْهِ قَالَ لَهُمْ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ (لَعَنَهُ اللَّهُ): فِتْنَةٌ لَا تُثِيرُوهَا انْصَرِفُوا فَانْصَرَفُوا.(1)
ادريس بن عبد الله اودى گويد: چون حسين (ع) شهيد شد و آن لشكر خواستند اسب بر بدنش بتازند، فضه به زينب گفت: اى بانوى من سفينه، كشتي اش در دريا شكست و به جزيره‏اى افتاد و به شيرى برخورد، به آن شير گفت: اى ابا الحارث(2)من آزاد كرده رسول خدايم، آن شير در برابرش همهمه اي(3) كرد تا او را به راه آورد، در اين گوشه هم شيرى خوابيده است، بگذار من بروم‏ و به او آگاهى دهم كه اين مردم فردا چه خواهند كرد.
گويد: فضه نزد آن شير رفت و گفت: اى ابا الحارث، آن شير سر بلند كرد و فضه به او گفت: مى‏دانى فردا مى‏خواهند با امام حسين(ع) چه كار كنند، مى‏خواهند اسب بر پشتش بتازند.
گويد: آن شير آمد تا دو دست خود را روى جسد حسين(ع)نهاد، لشكر پيش آمدند و چون آن شير را ديدند عمر بن سعد به آنها گفت: اين فتنه‏اى است مبادا آن را برانگيزيد، برگرديد، آنها هم برگشتند.



بررسي سندي:
حسين بن محمد صحيح نيست و صحيح آن حسين بن احمد است به نظر مي رسد وي شيعه نباشد.(4)
ابوكُرَيب نامش محمد بن علاء بن كريب‏ از قبيله هَمْدان و كوفي است. وي سني مذهب و از نظر اهل سنت حديثش مقبول است. وي در سال 248 هجري وفات كرده است.(5)
ابو سعيد الاشج: وي عبد اللّه بن سعيد بن حصين كوفي است كه در سال 257هجري وفات كرد. نسايي و ابوحاتم وي را توثيق كرده اند.(6)
عبد الله بن إدريس: وي عبد اللّه بن إدريس بن يزيد بن عبد الرحمن است كوفي است و با امير المومنين دشمني مي كرده است او سال 192 هجري از دنيا رفت.(7)
إدريس بن عبد اللّه الأَوْدِي: نام صحيح وي ادريس بن يزيد بن عبد الرحمان الأودي است. شيخ طوسي وي را در زمره اصحاب امام صادق(ع) آورده است.(8) وي از ابان بن تغلب هم روايت مي كند(9) از اين رو وفات وي حدود نيمه قرن دوم هجري است.
نتيجه: اين نقل از نظر علم رجال ضعيف شمرده مي شود نيز از وفات آخرين راوي يعني عبدالله تا واقعه كربلا حدود يك قرن فاصله است و حداقل دو واسطه در اين ميان از قلم افتاده است. پس اين نقل مرسل است و سند تا زمان اين واقعه متصل نيست. ذكر اين نكته لازم است كه صرف ضعف سند نمي تواند به متن خدشه وارد كند. بلكه ممكن است متني سالم با سندي مخدوش يا به عكس متني مشكل دار با سندي صحيح باشد كه شواهد اين دو مورد بسيار است.

اما بررسي متن اين نقل:
در آغاز لازم است توضيحي درباره سفينه داده تا معناي متن روشن تر شود.
سفينه مولاي رسول الله(ص). سفينه لقب وي بوده است و 21 اسم براي وي برشمرده اند كه «قيس» يكي از آن نامهاست.(10)
در زندگي سفينه همه از مواجهه وي با شيري سخن گفته اند. عبدالرزاق نوشته است كه وي در روم سپاه را گم كرد يا اسير شد ولي فرار كرد. به دنبال لشگر مي گشت كه به شيري برخورد و با شير چنين سخن گفت:
اي شير من مولاي رسول الله هستم و چنين و چنان شده ام... شير رام شد و تا زماني كه سفينه به لشگر رسيد، همراه او بود.(11) در برخي نقلها شبيه آنچه در كافي آمده است نوشته اند كه كشتي اي كه سفينه در آن بود شكست و به سبب پاره تخته اي خود را به ساحل رساند و به شيري برخورد(12) ... .(13)
اكنون به اشكالات اين متن مي پردازيم:
1. فضه در اين نقل كسي است كه به سراغ شير رفته و از او خواسته تا مانع تاختن دشمنان بر بدن امام شود.
اشكال اين است كه در هيچ تاريخي بودن فضه در كربلا نقل نشده است. جز همين نقل. حال اين فضه كيست. آيا همان خادم حضرت زهرا (سلام الله عليها) است يا كس ديگري است، معلوم نيست، هرچند در تاريخ اهل بيت، نام فضه ديگري نيامده است به هرحال بعيد است كه چنين شخصي در كربلا باشد و كتابهاي تاريخي از بودن وي هيچ خبري نقل نكنند.
2. آيا شير در كربلا همان شيري است با سفينه برخورد كرده است؟ از ترجمه مرحوم كمره اي كه در ذيل نقل كافي آورديم معلوم مي شود ايشان شير در كربلا را غير از آن شير سفينه دانسته است؛ اما از ظاهر عبارت پيداست كه اين شير همان شير سفينه است. در اينجا سؤالي مطرح است كه آن شيرِ در سرزمين روم كه ساليان متمادي از آن زمان گذشته، چگونه به كربلا رسيده است و فضه از كجا فهميده است كه شير سفينه به كربلا آمده است؟
3. فضه به شير مي گويد كه آيا مي داني فردا با ابوعبدالله (ع) چه خواهند كرد.
در نقلهايي كه بحث از تاختن دشمن بر بدن امام آمده است هيچ يك صحبت از فردا ( روز بعد از عاشورا) نيست؛ بلكه ظاهر يا صريح عبارات آن است كه بلافاصله پس از شهادت امام تصميم گرفتند و همان وقت هم اين تصميم را عملي كردند.(14)
4. بنابر نقل مورد بحث شير مانع تاختن اسبان بر بدن امام شد و تصميم دشمنان عملي نشد؛ اما در همه نقلهاي تاريخي از عملي شدن اين تصميم سخن گفته اند.(15)اما علامه مجلسي نقل كليني را پذيرفته و نقلهاي ديگر را قبول ندارد. دليل ايشان اين است كه دشمنان مي خواستند اين معجزه(16) پنهان بماند از اين رو اسب تاختن را مطرح كرده اند. و شايد به دليل همين دروغشان بود كه ابن زياد جايزۀ كمي به آنان داد.(17)
ولي ظاهراً نمي توان به سخن علامه مجلسي ملتزم شد؛ چرا كه نقلهاي مخالف نقل مرحوم كليني بسي بيشتر است از اين رو نمي توان بر اين نقل منحصر اكتفا كرد، تاختن بر بدن امام به گونه اي مشهور بوده است كه در قرن پنجم هجري كراجكي در كتاب التعجب از كساني با عنوان « بنو السَرْج‏» ياد مي كند و مي نويسد اينان فرزندان كساني هستند كه اسبانشان را براي پايمال كردن بدن امام حسين(ع) زين بستند و برخي از اين اسبان به مصر رسيدند و نعلهايشان را از سم اسبان كندند و براى تبرك به در خانه‏ها كوبيدند و اين كار ناهنجار شيوه آنها گرديد تا اينكه مانند آن نعلها را ساختند و بر در بيشتر خانه‏ها كوبيدند.(18) دليل ديگر براي نقد كلام مرحوم علامه مجلسي اين است كه سخن ايشان صرف يك احتمال است و در تاريخ نمي توان به صرف احتمال، واقعه اي را انكار كرد با وجود اينكه نقلهاي مخالف اين احتمال از شيعه و سني است. نيز بايد افزود كه اگر اين معجزه را دشمنان پنهان كردند. چرا برخي از دشمنان در سند اين روايت حضور دارند. گذشت كه عبد اللّه بن إدريس از دشمنان امير المؤمنين است و راوي همين واقعه. و ديگر اينكه بسياري از اتفاقات عجيب مانند سخن گفتن سر امام و و و را همين دشمنان نقل كرده اند و در كتابها آمده است. عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد. علامه مجلسي كم بودن جايزه ابن زياد را به همين اسب سواران شاهدي بر مدعاي خود گرفته اند. ولي بايد گفت كه اين شاهد نمي توان با آن همه دلايل روشن معارضه كند و ممكن است ابن زياد به دليل ديگري كه ما از آن بي اطلاعيم جايزۀ كمي به آنان داد نه به دليل دروغگويي آنان.
در پايان يادآوري اين نكته بجاست كه اتفاق افتادن چنين چيزي ( منظور ما نقل مرحوم كليني است) امكان دارد و ما مدعي مجعول بودن چنين اتفاقي نيستيم؛ اما شواهدِ خلافِ اين نقل، آن را تضعيف مي كند. ضعيف بودن لزوماً به معناي جعلي بودن نيست.

بر گرفته از شیر در کربلا
پي نوشت ها :
1. كليني،الكافي،اسلاميه‏، تهران‏، سال چاپ: 1362 ش‏، چاپ: دوم،‏ ج‏1، ص465 .
2. كنيه شير كه در زبان عربي رايج است.
3. صداي ضعيفي كه حييوان در سينه اش مي چرخاند.
4. رك: تاريخ بغداد، ج‏8، ص 4.
5. رك:تاريخ مدينة دمشق، ج‏55، ص52 - ص59.
6. تيسير المطالب في أمالي أبي طالب، ص611 .
7. تيسير المطالب في أمالي أبي طالب، ص629 ؛ و رك: تاريخ بغداد، ج‏9، ص422- ص427.
8. رجال شيخ، ص 162.
9. تهذيب الكمال، ج2، ص 300.
10. الإصابة، ج‏3، ص111.
11. المصنف عبدالرزاق، ج11، ص281 قسمتي از ترجمه نقل به مضمون است.
12. تا آخر داستان.
13. أسدالغابة، ج‏2، ص259.
14. رك: أسدالغابة، ج‏1، ص499؛ و اللهوف، ص 134.
15. رك: أسدالغابة، ج‏1، ص499؛ و اللهوف، ص 134.
16. آمدن شير.
17. مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج‏5، ص371.
18. التعجب، ص116. بعيد نيست استفاده از نعل اسب براي رفع چشم زخم از همين جا نشأت گرفته باشد.
موفق باشید.




امضای محبّ الزهراء




طاعـــــــت از دست نیاید ، گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد


!






بعداز اين لطفي ندارد حکـمراني بر دلم
شهر ويـران گشته فرماندار مي خواهد چه کار . . .
محبّ الزهراء آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
پاسخ به سوالات مربوط به لعن و نتيجه گيري از آيات و روايات محبّ الزهراء پرسش‎ و‎ پاسخ‎ 3 28-04-2014 12:34
حضرت فاطمه زهرا (س) از نگاه حضرت امام خمینی (ره) محب المهدي (عج) فاطمة الزهراء (س) 0 06-08-2013 09:42
داستاني كه در تاريخ مرتب تكرار ميشود golenarges حكايات و داستان ها 0 04-07-2013 19:26
ماجرای قبض روح پیامبر گرامی اسلام (ص) توسط عزرائیل paradise پیامبر اکرم(ص) 0 27-04-2013 10:57
پاسخ آیت الله جوادی آملی به وهابیت درباره حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) خادم الزینب فاطمة الزهراء (س) 0 14-04-2013 13:47

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 19:11 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1