شما در انجمن های ما ثبت نام نکرده اید یا هنوز وارد نشده اید . در صورتی که عضو نیستید همین حالا ثبت نام کنید.    
انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان

Help

فروشگاه طب اسلامی ، سنتی ، موادآرایشی ، بهداشتی و پوستی ارگانیک اسرار الشفاء


بازگشت   انجمن مذهبی ، فرهنگی و سیاسی نورآسمان > اسلام > اهل بيت (عليهم السلام) > فاطمة الزهراء (س)


پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع جستجو در موضوع نحوه نمایش
قدیمی 03-03-2015, 21:28   #1
حرفه ای
 
عمار رهبری آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Mar 2014
نوشته ها: 751
Thanks: 786
Thanked 2,964 Times in 742 Posts
پیش فرض آه....... آه...... از تنهائی علی(ع)......

آه....... آه...... از تنهائی علی(ع)......

همه چیز از آن روز دوشنبه شروع شد؛ یعنی نود و پنج روز قبل از شهادت فاطمه زهرا(س).
روزی که پیامبر(ص) رحلت کردند. امام علی(ع) و بنی هاشم در خانه پیامبر(ص) مشغول غسل و کفن پیامبر(ص) بودند.کوچه های مدینه خلوت بود و همه در سقیفه جمع شده بودند.

هنوز چند ساعتی از رحلت پیامبر(ص) نگذشته بود که بین مهاجرین و انصار و میان اوس و خزرج بر سر جانشینی پیامبر(ص) نزاع سختی در گرفت؛این کار آن قدر مردم را مشغول کرده بود که از بدن شریف حضرت رسول به کلی غافل شده بودند.

خبر بیعت مردم را با خلیفه اول، وقتی به حضرت دادند که با بیل قبر شریف پیامبر(ص) را هموار کرد. علی(ع) پس از شنیدن خبر، ابتدای سوره عنکبوت را تلاوت فرمودند:
«الم،اَحَسَبِ الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنو و هم لا یفتنون...»
و این تازه اول ماجرا بود:

نود و دو روز قبل از شهادت آن بانوی دو جهان؛ وقتی امام(ع) از مسجد خارج شدند قدری در بیابان راه رفتند و به حدود 30 گوسفند برخورد کردند و فرمودند:
اگر به اندازه ی تعداد این گروه یار می داشتم!......

بعد از یک سخنرانی، 360 نفر با علی(ع) بیعت کردند که تا پای جان از او حمایت کنند.حضرت فرمود:
بروید و فردا با سرهای تراشیده شده در محله «احجار الزیت» نزد من بیایید.
حضرت فردای آن روز با سر تراشیده بر سر قرار رفت؛
تنها پنج نفر آمدند؛ اول ابوذر،بعد مقداد و سپس حذیفه ابن یمانی و بعد عمار یاسر و سلمان آمدند.

آه....... آه...... از تنهائی علی(ع)......

منبع: رنجها و فریادهای فاطمه(س) – محمّد محمّدی اشتهاردی. 



امضای عمار رهبری تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ «تبلورت» مهم است....!
اهل کجا بودنت مهم نیست، «اهل و بجا» بودنت مهم است...!
منطقه ی زندگیت مهم نیست، «منطق زندگیت» مهم است...!
و گذشته ی زندگیت مهم نیست،
امروزت مهم است، که از چه گذشته ای و چه چیزی برای فرداهایت می سازی.....!
عمار رهبری آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
The Following 4 Users Say Thank You to عمار رهبری For This Useful Post:
قدیمی 04-03-2015, 19:27   #2
حرفه ای
 
عمار رهبری آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Mar 2014
نوشته ها: 751
Thanks: 786
Thanked 2,964 Times in 742 Posts
پیش فرض

فاطمه.... آتش.... تازیانه.....

او از همراهانش آتش خواست و درب خانه ی فاطمه و علی(ع) را آتش زد.
فاطمه(س) دست های خود را بر در گرفت تا از ورود آنها جلوگیری کند؛ او با تازیانه دست های فاطمه(س) را از در جدا کرد و در را با لگد باز کرد؛ فاطمه(س) در پشت در بود. هنوز در خانه شعله ور بود.

وقتی وارد خانه شد، فاطمه(س) مقابل او ایستاد و فریاد زد: «یا ابتاه یا رسول الله؛ ای پدر جان ای رسول خدا»،او با غلاف شمشیرش بر پهلوی زهرا(س) زد؛ ناله فاطمه(س) بلند شد و فرمود:«یا ابتاه»، او تازیانه اش را بلند کرد و بر بازوی زهرا(س) زد؛ آن حضرت ناله زد: «یا رسول الله بنگر که بعد از تو چقدر با ما بدی کردند».

حضرت علی(ع) او را گرفت و به زمین کوفت و فرمود: «...سوگند به خداوندی که پیامبر را مبعوث کرد...اگر عهد و پیمانم با رسول خدا نبود، قطعاً می دانستی که قدرت وارد شدن بر خانه ی مرا نداشتی». یکباره هواداران او وارد خانه شدند و حضرت امیر را محاصره کردند تا برای بیعت به مسجد ببرند.

فاطمه(س) به حمایت از حضرت امیر به میان آمد. قنفذ تازیانه اش را بلند کرد و به بازوان فاطمه زد، ضربه تازیانه چنان بود که بر اثر آن، حضرت بیمار شد و به شهادت رسید. جای آن تازیانه در موقع شهادت مانند یک دستبند و بازوبند متورم و کبود بود.

حضرت امیر(ع) را به اجبار به مسجد آوردند و دور تا دور حضرت را مردانی با شمشیرهای برهنه محاصره کردند؛ به حضرت گفتند: «...بیعت کن!». حضرت فرمود: «اگر بیعت نکنم چه می شود؟» گفتند: «گردنت را می زنیم». حضرت امیر(ع) سرش را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: «خدایا! من تو را گواهی می گیرم، این قوم آمدند تا مرا به قتل برسانند در حالی که من بنده خدا و برادر رسول خدا هستم».

به حضرت گفتند:«دستت را برای بیعت دراز کن!». حضرت اعتنایی نفرمود. آنها به اجبار دست حضرت امیر(ع) را گرفتند و کشیدند. امیرالمؤمنین(ع) سرانگشتان خود را خم کرد و دست خود را مشت کرد. همه مردان هر چه تلاش کردند تا دست ایشان را باز کنند، نتوانستند؛ سرانجام دست خلیفه شان را پیش کشیدند و به دست مشت شده حضرت امیر(ع) مالیدند. در این حال حضرت امیر(ع) رو به قبر پیامبر(ص) کرده بود و این آیه را تلاوت می فرمود: «ان القوم استضعفونی و کادو یقتلوننی».

منبع: رنجها و فریادهای فاطمه(س) – محمّد محمّدی اشتهاردی. 




امضای عمار رهبری تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ «تبلورت» مهم است....!
اهل کجا بودنت مهم نیست، «اهل و بجا» بودنت مهم است...!
منطقه ی زندگیت مهم نیست، «منطق زندگیت» مهم است...!
و گذشته ی زندگیت مهم نیست،
امروزت مهم است، که از چه گذشته ای و چه چیزی برای فرداهایت می سازی.....!
عمار رهبری آنلاین نیست.  
Digg this Post!Tweet this Post!Share on FacebookShare on google+
پاسخ با نقل قول
لینک ها
The Following 4 Users Say Thank You to عمار رهبری For This Useful Post:
پاسخ

آموزش قرار دادن مطلب ، نظر و فعاليت در نورآسمان

لیست کامل لینک های جالب و مفید لینکدانی نورآسمان



کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
کاربران دعوت شده

ابزارهای موضوع جستجو در موضوع
جستجو در موضوع:

جستجوی پیشرفته
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
جرج جرداق: راه امام خامنه‌ای همان راه امام علی(ع) است javadkhan رهبری 0 02-12-2014 18:46
تدابیر پیامبر برای تثبیت خلافت علی vorojax اميرالمومنين (ع) 0 08-10-2014 22:06
آیا امام علی(ع) درباره فضائل خود سخنی گفته است خادم الزینب اميرالمومنين (ع) 0 04-12-2013 23:19
صورت و سیرت حضرت عباس(ع)|جستاری در زندگی حضرت ابوالفضل العباس(علیه‎السلام) mahdishata حضرت ابوالفضل العباس (ع) 1 12-11-2013 15:58
امام علی(ع) چند بار رجعت می‌کند؟ محبّ الزهراء اميرالمومنين (ع) 0 26-04-2013 20:07

TwitterFacebookGoogle Plushttps://telegram.me/basijtvRSS Feed@basijtv

مسئولیت مطالب و نظرات مندرج در سایت بر عهده شخص ارسال کننده بوده و سایت نورآسمان هیچ گونه مسئولیتی در قبال موضوعات مطرح شده ندارد.
در صورت تمایل با رایانامه سایت به ادرس nooreaseman@chmail.ir تماس حاصل کنید.


اکنون ساعت 05:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by: vBulletin Version 3.8.7
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.5.2

vBFarsi Language Pack Version 4.0 beta1