ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 راي - 5 ميانگين
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
««مــســابـــــــقـــــه خاطره نویســی مــذهـــبـــی.با جایزه»»
01-30-2009, 04:24 PM (آخرين ويرايش ارسال در: 02-17-2009 12:26 AM توسط vorojax.)
شماره : #1
««مــســابـــــــقـــــه خاطره نویســی مــذهـــبـــی.با جایزه»»
سلام دوستان عزیز Rose
اگر خاطره جالب و زیبایی در مورد موضوع مذهبی دارید از خودتان یا یکی از دوستانتان مهم نیست اصلا که خاطر از چه شخصی است باشد...مهم نوشتن آن است مثلا در مورد هدایت شدن شخصی یا دست دادن خالت جالبی و یا..........


و اما جایزه آن


######## دو جلد نهج البلاغه و اکانت های رایگان اینترنت برای دیال اپی ها عزیز ######

منتظر هدایا و خاطرتتان هستیم Khande
(یک جلد کاظم جان تقبل کرده)

می دانم شاید از لحاظ مادی چشم گیر نباشه اما 100% از لحاظ معنوی ارزشمند خواهد بود
و اما زمان اتمام ان بعدا تایین می شود!!(مثلا عید اسلامی یا عید نوروز!!)

و منتظر خاطرات زیبایتان هستم......Rose

یا علی Rose
(02-12-2009 10:23 PM)Danial نوشته :  سلام!
از الان هر کس خاطره ثبت کرد 4 ساعت اکانت رایگان هدیه میگیره!

اگه صلاح میدونید جمله بالا رو بزارید تو topic . استقبالی نشده آخه! این رو بزاریم تا موجب دلگرمی طرف بشه. دلیل دوم این که بابا اکانت ها رو دست باد کرده انقضاش داره تموم میشه!

[تصوير: emza.jpg]
{مظلومیت رهبر(کلیپ ویژه موبایل سخنرانی دانشمند)}
{اثبات برتري مذهب شيعه بر مذهب سني در يك دقيقه با استفاده از قرآن توسط حجت الاسلام قرائتي(وي‍ژه موبايل)}
مجموعه 69 کتاب و نرم افزار مذهبی برای موبایل(جاوا)
{کلیپی جالب از مصاحبه با دختران بد حجاب و جواب انها توسط کارشناسان(ویژه موبایل)}
{پرسش و پاسخ مذهبی}
راهنمای گام به گام استفاده از تالار گفتمان برای کاربران تازه کار
عضویت در تالار گفتمان

شاید این جمعه بیاید..شاید..
مشاهده وب سايت اين کاربر يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
 تشکر شده توسط : کاظم سبزواری , Al-tair , امیر حسین
02-08-2009, 10:32 PM (آخرين ويرايش ارسال در: 02-08-2009 10:32 PM توسط Ali TiTan.)
شماره : #2
RE: ««مــســابـــــــقـــــه خاطره نویســی مــذهـــبـــی.با جایزه»»
آقا من برات يه نماز جانانه خوندم ... البته اگه خدا قبول كنه و امام رضا (ع) مارا لايق بدونن!
خاطره هم كه زياد دارم...
الان وقتم كمه... يكيش كه تو همين مشهد برام اتفاق افتاد را بذارم... كوتاه هم هست!
آقا من خيلي مي خواستم كه تو خود حرم نماز بخونم ..البته نماز صبح به جماعت! شانس بد ما اون روزي كه رفتيم هوا بد جوري سرد و برف شديدي شروع به باريدن كرد... صبح زود تك و تنها ساعت 4 بلند شديم كه به سوي حرم به قصد نماز جماعت بريم و از اونجايي كه راه تا حرم كمي دور بود و زمين يخ زده بود به فكرم رسيد كه با تاكسي تلفني برم... اقا از شانس بد ما تاكسي تلفني هم گير نميومد!!!! بالاخره يه ربع مونده به اذون تاكسي تلفني رسيد من هم كه نا اميد بود!
رفتيم تو حرم! با خودم گفتم كه ديگه به نماز جماعت توي خود حرم و نزديك ضريح كه نميرسم... ولي تلاشم رو كردم و تا ضريح دويدم ( با اون زمين هاي لغزنده ... نزديك بود بوخورم زمين!) ... تو دلم به امام رضا با چشم خيس گفتم: يا امام رضا حتما لياقت نداشتم كه نخواستي زير كنبدت نماز بخونم! و رفتم و لي وقتي رسيدم به ضريح در باز بود هنوز و من آخرين نفري بودم كه در پشت سرم بسته شد!!!! يكي از خادما به ما چند نفر آخري گفت: كجا مياين جا نيست ديگه ...
باز هم تو دلم به امام رضا گفتم : يا امام رضا تا اينجا كه آورديمون بذار نماز هم بخونيم يه بار! همين كه گفتم يه جاي خيلي بزرگ برام پيدا شد من هم كه از خدا خواسته زودي نشستم!!! نمي دونيد چه كيفي داد! موذن گفت: نمازگزاران عزيز ...آماده براي اقامه نماز جماعت صبح به امامت حجت الاسلام راشد يزدي!
يه دونه ديگه خاطره هم از همين مشهد دارم براتون!
تا بعد!

Cry
يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
 تشکر شده توسط : Al-tair , peyman , vorojax , امین , abo83khan83 , fardaa , Saintly , امیر حسین
02-14-2009, 05:30 PM
شماره : #3
RE: ««مــســابـــــــقـــــه خاطره نویســی مــذهـــبـــی.با جایزه»»
سلام دوستان
نقل قول :يه دونه ديگه خاطره هم از همين مشهد دارم براتون!
ما منتظر دومیش هستیم هیچ جا نمیریم همین جا هستیم!Khande
---------------------------------------------------------------------------
با تشکر از حاج علی بابت خاطره زیباشون یک خاطره از یکی از دوستان برایتان اینجا می گزارم ولی کوتاه...........
---------------------------------------------------------------------------
نمی دانم کتاب شیخ را خوندید یا نه اما چیزهای جالبی ازش دیدم و هر کی خونده من می خواستم بیام به تک تکتون پی ام بدم اگر نخواندید حتمی بخوانید!!ولی وقت نشده فعلا!!
خلاصه روزی یکی از دوستان به دوستی دیگر که مدتی از رفیق رفقا زده شده بود و به مسجد پناه برده این کتاب رو معرفی کرد ما هم ناظر بودیم عجب کتاب گیرایی دوست دومی که از دوست رفیق زده شده بود کتابی درخواست کرد گفت باحال باشه حالو حوصله خوندن ندارم می خوام جذبم کنه خلاصه دوست اولی هم کتاب شیخ رو بهش داد و خلاصه دوست دومی رفت و خوند و عجب اثارش از دو سه روز بعد نمایان بود در سلام علیک و تواضع ان شخص که عوض شده بود!!
اما جایی که حائز اهمیت است و قبطه خوردیم این بود :
یک شب رفتیم مسجد و مسجید اینجا هم که شلوغ و موقع قران خوندن که هر شب هست خردسالان پا می شود و قران پخش می کنند دیر رسیدیم ما ان شب دیدم که....دوست ما با چهره ای باز و نورانی در حال پخش قران است و دمش گرم تا ته وایساد و داشت قران پخش می کرد تریپشم عوض شده بود شروالی لی را کنار و شروالی ساده و پیرهنی ساده بر تن کرده بود......

یا علی(ع)

[تصوير: emza.jpg]
{مظلومیت رهبر(کلیپ ویژه موبایل سخنرانی دانشمند)}
{اثبات برتري مذهب شيعه بر مذهب سني در يك دقيقه با استفاده از قرآن توسط حجت الاسلام قرائتي(وي‍ژه موبايل)}
مجموعه 69 کتاب و نرم افزار مذهبی برای موبایل(جاوا)
{کلیپی جالب از مصاحبه با دختران بد حجاب و جواب انها توسط کارشناسان(ویژه موبایل)}
{پرسش و پاسخ مذهبی}
راهنمای گام به گام استفاده از تالار گفتمان برای کاربران تازه کار
عضویت در تالار گفتمان

شاید این جمعه بیاید..شاید..
مشاهده وب سايت اين کاربر يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
 تشکر شده توسط : Ali TiTan , Al-tair , امین , abo83khan83 , امیر حسین
02-15-2009, 11:57 AM
شماره : #4
RE: ««مــســابـــــــقـــــه خاطره نویســی مــذهـــبـــی.با جایزه»»
درواقع خدا به ما الطاف زيادي داره، ولي حيف كه ما از درك اونها عاجز هستيم و تنها مواردي كه خيلي آشكار است رو ميبينيم!
اون دوميش زياد نيست . خيلي كوتاهه. ولي به نظرم مهم اينه كه ما همه چيزو از خدا بخوايم..حتي چيزاي كوچيكو... و من اينو بهش رسيدم... مثل اين ماجرا:
تو همون مشهد وقتي با دوستان براي دعاي كميل رفتيم، اينقدر شلوغ بود كه ديگه كتاب دعا گير نميومد! ديگه داشت دعا شروع ميشد ولي ما سه نفر كتاب دعا نداشتيم ! رفتم پهلوي يه نفر كه حدود 5 تا از اين كتاباي سبز حرمو انباشته كرده بود گفتم آقا اين كتابا را همشو شما كاريش دارين؟ اون هم با كمي غلدري گفت : بله آقا كاريش داريم!
ما هم گفتيم باشه آقا ! شما راحت باشين! (آخرش هم هيش كاريش نداشت! :دی)
بعد برگشتم سر جامو تو دلم گفتم خدايا ما مي خوايم دعا كميل بخونيم ، زير بارگاه امام رضا هم هستيم، خودت درستش كن! اينو گفتمو نشستم! به 1 دقيقه نكشيد يهو يه نفر كه دوتا با من فاصله داشت(و خيلي خوش رو بود!) برگشت و سه تا كتاب دعا آورد داد دست ما!
گفتم از كجا آوردين؟ گفت :من ميدونستم جاش كجا بود رفتم براتون آوردم...!!!

Cry
يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
 تشکر شده توسط : vorojax , Al-tair , امین , فردا , Saintly , BLACK_NINJA , امیر حسین
02-16-2009, 06:04 PM
شماره : #5
RE: ««مــســابـــــــقـــــه خاطره نویســی مــذهـــبـــی.با جایزه»»
بسم تعالی

در زمانهای دور ....خیلی خیلی دور ( حالا خیلی هم که نه ولی خوب برای اینکه پیاز داغش رو زیاد کنیم و برنده یک جلد - چه بسا دو جلد - نهج البلاغه بشیم این جور بازار گرمی ها لازمه !)
وقتی که کوچولو بودم ( البته از نظر نوشتاری کمی ایراد دارد , بدین وسیله اصلاح میشود : در اثنان نوجوانی )
یه سری خوابهای جالبی میدیدم .
جالبی خوابها , اصلا به چیزی که میدیدم نبود , بلکه به مدل خواب دیدنم بود .

البته قابل ذکر است که در آن موقع ما آدم تشریف داشتیم .نماز شبی و گریه و استغفار شبانه و .....
یادش بخیر بچه + بودیم برا خودمون . الان که اینا رو گفتم می بینیم عجب سقوطی داشتم من به اسفل السافلین , کجاست جناب نیوتون که سقوط منو اندازه بگیره اون وقت دیگه بیخیال سیب و جاذبه زمین میشه, میره تو کاره نفس اماره من که به مراتب کارش رو بهتر از جاذبه زمین انجام داده !

بگذریم
داشتم از خوابهام براتون میگفتم .
فکر میکنم اون وقتا روحم سبک شده بود , وقتی میخوابیدم ( البته نه همیشه بعضی اوقات اینطور میشد) برعکس ِ وقتی که میخوابیم دیگه در اختیار خودمون نیستیم , من خودم رو توی خواب احساس میکردم .

(حالا هر کی از جمله بالا چیزی فهمید شخصا بهش 4جلد نهج البلاغه میدمKhande )

یعنی خیلی جالب میدونستم که الان خوابم و میتونستم خودم رو بیدار کنم .Ajab
خیلی راحت ( البته در اینجا کمی تا قسمتی غلو کردم ...چون خیلی هم راحت نبود یکمی سخت بود اینکه دوباره بیدار بشم - البته آقا حامد باید این صداقت من رو هم جزو امتیازات بنده حقیر حساب کنه ان شاء الله تا برنده نهایی در کمال عدالت انتخاب بشه !- ) تا 3 میشمردم ....1 ....2 ....سیب ! ( دیگه ایندفعه کاری به نیوتون نداشتا ...اشتباه نکنید ) و بیدار میشدم .
خلاصه دوران جالبی بود برا خودش .

مثلا یک شب نشسته بودم داشتم قرآن میخوندم نفهمیدم چی شد خوابم برد ( حالا بعدش انتظار دارید بگم امام زمان رو دیدم ......نه بابا , از این خبرا نبود , وصل خورشید به شب پره اعمی نرسد ! )
خوابم برد از اون مدل خوابها , نمیتونستم جسمم رو تکون بدم ( به عبارت ادبی تر : نمیتوانستم حرکت کنم ) اما با چشمهام داشتم میدیدم , مبل رو به روم داشت سرفه میکرد .....

( البته چند وقتی میشد که تمییز نشده بود , این هم دلیل علمی برای عقلایی که احتمالا مزخرفات بنده رو مطالعه میکنند , که نگند این یارو همش از ماوراء حرف میزنه و هیچ از منطق و دلیل سرش نمیشه !!!!)
خلاصه چند بار سرفید ( این هم فعل جدیده که به دایره لغاتتون باید اضافه کنید ) و برای من جالب اینجا بود که این حالاتم به قدری به واقعیت نزدیک بود که وقتی بیدار میشدم ( توضیح واضحات : از حالت خواب و بیداری, بیدار شدن هم برای خودش عالمی داره ) تازه میفهمیدم که اینها رو توی اون حالت داشتم میدیدم .



راستش قصد نداشتم این ها رو بگم , نه از روی تواضع و فروتنی به خاطره اینکه این مسایل دیگه برام تموم شده , دیگه هیچ وقت اون قدر پاک و صادقانه برای خدا گریه نکردم در حالیکه گناهانم بسیار بسیار بزرگ تر از قبل شده بود, دیگه هیچ وقت اون دوران طلایی برام تکرار نشد .. ......

چه درد است این که در فصل اقاقی ... به روی عاشقان در بسته ساقی

در میخانه را گیرم که بستند ... کلیدش را چرا یا رب شکستند ؟!

[تصوير: sms-arefaneh.jpg]
يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
 تشکر شده توسط : Seyedmahdi , Al-tair , vorojax , BLACK_NINJA , امیر حسین
02-16-2009, 09:02 PM
شماره : #6
RE: ««مــســابـــــــقـــــه خاطره نویســی مــذهـــبـــی.با جایزه»»
سلام به همه دوستان
آقا استقبال کننده ها زیاد شدن جوایز رو آپدیت می کنیم به هر نفر یک اکانت ۲ ساعته! :D
به مدیران هم نمیدیم فقط کاربران :D (شوخی)
همه dial-upی هستید دیگه؟
در هر حال من برای همه شرکت کننده ها می فرستم
یاعلی

[تصوير: 2635b795f3.jpg]
مشاهده وب سايت اين کاربر يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
 تشکر شده توسط : امین
02-17-2009, 12:14 AM
شماره : #7
RE: ««مــســابـــــــقـــــه خاطره نویســی مــذهـــبـــی.با جایزه»»
موافقم امین جان.
تا ببینیم بقیه دوستان نظرشون چیه.
مشاهده وب سايت اين کاربر يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
 تشکر شده توسط : امین , امیر حسین
02-17-2009, 01:31 PM
شماره : #8
RE: ««مــســابـــــــقـــــه خاطره نویســی مــذهـــبـــی.با جایزه»»
چند سال پيش يه مسجدي که اسمش رو نگم بهتره نماز ميرفتم يا به قول معروف امام جماعت اون مسجد بودم يه شب موقع دعاي کميل (ريا نشه) ما هم يه گوشه اي نشسته بوديم که يه دفعه ديدم سرو صدا مياد بلند شدم ببينم چه خبره که ديدم دعواي شديدي بين يکي از هيات امناي محترم و مسئول هيات فرهنگي مسجد افتاده حالا سر چي بود خنده داره اين يه چيزي مي گفت اون يه چيز ديگه من هم که امام جماعت بودم فوري رفتم جلو و گفتم چه خبره آقا کجاييد ؟بازار که نيستيد ميدون بار هم که نيست مسجده اينجا مسئول هيات فرهنگي گفت آخه حاج آقا ما ده سال تو اين مسجد با اين اقا مشکل داريم ، مسجد نمياد هر وقتي هم مياد يه دعوايي راه ميندازه ده سال که ما هي موقع دعاي کميل لامپها رو خاموش مي کنيم و اين اقا مياد لامپها رو روشن ميکنه شما يه چيزي بهش بگيد آخه ما دوست داريم تو تاريکي دعا بخونيم چه فشاري به ايشون مياد هيات امناي محترم مسجد هم تا منو ديد انگار يه مدافع بزرگ گيرش اومده صداش رو بلند تر کرد و گفت طبق نصّ صريح قرآن بايد لامپهاي مسجد روشن باشه چون شايد يکي بخواد نماز بخونه و اون وقت تو تاريکي نمازش باطل ميشه( همچين هم نص صريح ميگفت انگار مجتهد جامع الشرايط بود که داشت فتوا مي داد )گفتم آقا مگه چيه؟ خوب تو تاريکي نمازش رو بخونه، گفت نه حاج آقا نمازش باطله!!!!!، نص صريح داريم!!! روايت داريم!!! و مي خواست که من هم حرفش رو تاييد کنم . گفتم آقا چه روايتي داريم؟ کجا نوشته؟ چي نوشته؟ بگو ما هم بدونيم. گفت حاجي مگه نشنفتي تاريک الصلاة جاش تو جهنمه؟ روايت از پيامبره!! ديگه اقا نفهميدم چي شد فقط خودم رو به زور نگه داشتم چون داشتم از خنده مي مردم ...

ديگه خودتون باقيشو حدس بزنيد ... که اين آقا تارک الصلاة يعني ترک کننده نماز رو با تاريک الصلاة يعني نماز در تاريکي اشتباه گرفته و حتي با خودش فکر هم نکرده که تاريک فارسيه و تو عربي چيکار ميکنه؟؟؟

بعداً از بچه هاي مسجد شنيدم اين آقا سر همين لامپ خاموش کردنها باعث شده بود عده اي از جوونهاي اون منطقه ديگه مسجد نيان و بعدش هم که نزد يک مسجد يه حسينيه درست کرده بودند تا اونجا راحت بتونن عبادت کنند و کسي هم سر به سرشون نزاره...

نتيجه اينکه يه آدم بي سواد مثل همين هيات امناي ما به خاطر جهالتش ميتونه کلي از جوونها رو از مسجد فراري کنه هر چقدر هم که آدم مومني باشه...
يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
 تشکر شده توسط : امین , vorojax , Al-tair , SuNny , کاظم سبزواری , Saintly , امیر حسین , fardaa
02-20-2009, 12:32 AM
شماره : #9
RE: ««مــســابـــــــقـــــه خاطره نویســی مــذهـــبـــی.با جایزه»»
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام

همیشه مثل جمعه شب ها باز به سوی هیئت میشتابیدیم که ارباب ما رو دعوت کرد تا باری دیگر بتوانیم در مجلسش شرکت کنیم. معمولا هئیت جای برای پیدا کردن خود و شناخت خود و خدا میباشد .

شبی که پای سماور بودم دیدم پسرکی وارد آبدارخانه شد سنش هم 6 سال بود پسر بانمک و بازیگوشی بود
با هم استکان ها رو داخل سینی میچیدیم .
بهش گفتم .ابولفضل جان کو نمازت رو بخون ببینیم چطوری میخونی
اونم شروع کرد به خوندن در حد و اندازه خودش
بعد به من گفت: عمو خدا کیه !!!
من هم بهش گفتم خدا کسی است که آسمان و زمین ها رو آفریده است !!!
دوباره پرسید یعنی چی ؟؟؟
خدا کیه ؟؟؟

منم از خجالت آب شدم
گفتم کاظم تو هنوز نفهمیدی خدا کیست ؟؟؟
هنوز نمیتونی خدا رو به این پسرک معرفی کنی !!!

از اون قفضیه 2 ماه گذشت و من که از شهرستان دور بودم و نمیتونستم به هیئت بروم
تا اینکه جمعه شبی توفیق پیدا شد و به هیئت رفتیم
دوباره دیدم ابولفضل اومد
سریع گفت : عمو بیا تا سوره ام رو برایت بخونم
دیدم شروع کرد به خوندنش

اون موقع من به سرم زد گفتم کاظم خجالت نمیکشی !!!
ابولفضل رفت سوره اش رو یاد گرفت ولی تو هنوز نرفتی خدایت رو بشناسی !!!
آه ، افسوس
خداحافظ عمو کاظم

مادر RoseRose
مشاهده وب سايت اين کاربر يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
 تشکر شده توسط : امین , Seyedmahdi , Ali TiTan , SuNny , vorojax , Al-tair , امیر حسین
02-26-2009, 12:24 AM
شماره : #10
RE: ««مــســابـــــــقـــــه خاطره نویســی مــذهـــبـــی.با جایزه»»
دوست عزیزی که تازه عضو شدن(دو پست بالاتر!) پیغام خصوصی ایشون فعال نیست... چرا ؟؟

[تصوير: 2635b795f3.jpg]
مشاهده وب سايت اين کاربر يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
ارسال پاسخ 


موضوعات مشابه ...
موضوع: نويسنده پاسخ: مشاهده: آخرين ارسال
  حمايت از ولايت فقيه زمينه‌ساز ظهور امام عصر(عج) است maste66 0 18 03-12-2010 12:02 PM
آخرين ارسال: maste66
  مندا(صابئین ) afrodit 0 88 03-11-2010 01:35 AM
آخرين ارسال: afrodit
  مقاله : در دین اسلام شادی بیشتر است یا غم؟ vorojax 1 184 02-25-2010 02:12 PM
آخرين ارسال: Al-tair
  تاریخ «آل سعود» و روابط آن با «آل یهود» vorojax 1 111 02-24-2010 10:30 PM
آخرين ارسال: ERMIYA
  مرجع تقلید شما کیست ، به چه دلیل؟ safaeei 7 245 02-20-2010 01:19 AM
آخرين ارسال: dampayi

پرش به انجمن:

تماس با ماwww.nooreaseman.comبازگشت به بالابازگشت به مطلبآرشيو انجمنپيوند RSS