|
سراب(متن ادبی)
|
|
01-26-2010, 09:31 PM
شماره : #1
|
|||
|
|||
|
سراب(متن ادبی)
پرده های سیاه و سفید از جلوی چشمانم کنار می روند ، و من در انتهایی ترین فصل غمنامه زندگی ایستاده ام .
صدای هیاهوی تماشاچیان بلند می شود ، بعضی از ذوق زبانشان را گاز می گیرند ، بعضی میگریند و بعضی فقط نگاه می کنند ... چه هجمه سنگینی ! درون سینه ام صدایش را می شنوم ، دانگ ...دانگ ! چه سنگین قدم بر میدارد ، به ذهنم خطور کرده و رگهای ذهنم را در هم شکسته است ، خون سرخ را با خون سیاه بهم آمیخته و این فواران تسلیم است که از قلبم برمیخیزد و تا انتهای ذهنم رسوخ میکند . هجمه ای سنگین ولی کوتاه ، پرحجم ولی غلیظ ! همانند شیره گیاه که قلب گیاه آنرا میان پوست و گوشت گیاه می چرخاند ، انتهای سرخی رگ هایم را میان ریشه و برگم می دواند ، شاید تا بفهماند زندگی جاری است .... سرم درد گرفته ، شاید اینهمه زندگی را بر نمی تابد ! سنگینی اش را در آوندهای چوبی ام بالا می کشم ، و بعد همه را یکجا رها میکنم تا تمام روزنه های وجودم را بشکافد و راه خود را پیدا کند ... با سرعت می دود ، اشتیاقش برای فراگیری بند بند وجودم بیش از آن است که در گنجه تاریکم می گنجد . " صبور باش و بزرگ ، و دیگر هیچ ! " صبوری و بزرگی ، همان بادکنک همیشه ، همان ابرهای دود اندود زندگی ام ، همان که از فرط خستگی بادش میکردم و گاه خوشی سوارش میشدم . صدای ترکیدنش را به گوش می شنوم ، چه آرام ترک بر میدارد ، شاید میخواهد تمام حواس مرا به خود جلب کند تا مگر زندگی یابد ...چه خیال کوری ... سهم من از این همه تاریکی جای دنجی است در عمق سکوت و آرامش ، اما کجا ؟؟ میان هیاهوی رنگ پریده بادکنک یا صدای تماشاچیان ؟ البته همیشه نمیتوان اینچنین قضاوت کرد ...گاه می شد تا انتهای ابرهای پایداری گذشته ام و در آخر ، آرامش عجیبی مرا فرا گرفته است .
چه درد است این که در فصل اقاقی ... به روی عاشقان در بسته ساقی
در میخانه را گیرم که بستند ... کلیدش را چرا یا رب شکستند ؟! ![]() |
|||
|
|
| موضوعات مشابه ... | |||||
| موضوع: | نويسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرين ارسال | |
| بهار،فصل زندگي (متن ادبي) | SuNny | 0 | 97 |
03-14-2010 12:49 PM آخرين ارسال: SuNny |
|
| گزيده طنز عبيد زاكاني | SuNny | 0 | 128 |
03-13-2010 10:35 PM آخرين ارسال: SuNny |
|
| جملات زیبا و دلنشین | کاظم سبزواری | 62 | 7,575 |
03-12-2010 11:03 PM آخرين ارسال: hohod |
|
| خيام و اشعار ... | KARAVAN | 0 | 60 |
03-01-2010 09:12 PM آخرين ارسال: KARAVAN |
|
| آيا مي دانيد که... ؟ | vatan | 0 | 111 |
02-18-2010 04:03 PM آخرين ارسال: vatan |
|


![[تصوير: sms-arefaneh.jpg]](http://dl.lxl.ir/mojtaba./picture/sms-arefaneh.jpg)

