ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 0 راي - 0 ميانگين
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
انالحق یعنی چه؟
02-07-2010, 01:43 PM
شماره : #11
RE: انالحق یعنی چه؟
حسین بن منصور حلاج از جمله شخصیتهایی است که پیرامون وی سخنان بسیاری در طول تاریخ مطرح بوده است.
بعضی او را عارفی بزرگ و سالکی واصل و بعضی او را شیادی مکار و مدعی نیابت امام زمان (عج ) و حتی دیوانه می دانند !
راسخون در آستانه ی سالروز اعدام این شخصیت جنجالی تاریخ اقدام به انتشار ویژه نامه ای درباره ی او نموده است.
سعی ما براین بوده که بدون هیچگونه پیشداوری ، نظرات موافقان و مخالفان را در این مجموعه پیش روی شما قرار دهیم.
مقاله ای که پیش رو دارید یکی از مقالات این مجموعه است. در نهایت این شمائید که انتخاب می کنید.

در اين زمينه علاوه بر حلاج‏ عرفاى ديگرى نيز مشابه او سخن گفته‏اند؛
مانند:
"هر آنكو خالى از خود چون خلأ شد / اناالحق اندر او صوت و صدا شد"
"همچو كليم تا كه بطور دل آمديم / ‏«انى اناالله» از همه عالم شنيده‏ايم"
"ديديم جهان وادى ايمن شده هر چيز / نخلى و زهر نخل اناالله شنيديم"
"فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم / ‏همچو منصور خريدار سر دار شدم"
در تفسير اين كلام، سه توجيه وجود دارد:


يكم.

اين قبيل كلمات از برخى عرفا در حال بى‏خودى و به هنگامى كه آنان مست از شراب محبّت حق مى‏شدند، سر مى‏زده و در اوقاتى كه آن حالات را نداشتند، تفوّه به اين سخنان نمى‏كردند. مرحوم لاهيجى در شرح ابياتى از شيخ محمود شبسترى مى‏گويد:
«اناالحق كشف الاسرار است مطلق‏ به جز حق كيست تا گويد اناالحق»
«اشاره به آن است كه افشاى اين سرّ به جز در حالت مستى و بى خودى مطلق يا در مرتبه مخمورى - كه در تمام بى خودى است و از مقام فنا و سكر تنزل نموده از غايت خمار آن مستى خود را نگاه نمى‏تواند داشت - جايز نيست و در شريعت و طريقت ممنوع است».

در واقع برخى اين كلام حلاج و امثال او را «شطح» دانسته‏اند. «شطح» در زبان عربى به معناى حركت است و در اصطلاح به سخنانى مى‏گويند كه عارف در هنگام وجد و غليان باطن خويش، بر زبان مى‏راند و چه بسا مخالف عقل، عرف، يا شرع مى‏نمايد.


دوم.

چنين كلماتى در شعر عارفان، حاصل بيان تجربه ‏هايى است كه به بيان در نمى‏آيد و ذاتاً متناقض نما است (يعنى حلاج در عين اينكه مخلوق است، داد خالقيت نيز سر مى‏دهد و اناالحق مى‏گويد)! اين تجربه‏ها وقتى در قالب كلام بيان مى‏شود، متناقض نما جلوه مى‏كند. عارف در باطن خويش تجربه‏هايى دارد كه تجربه همه انسان‏ها نيست؛ بلكه تجربه‏هاى افراد خاصى است، آن هم در حالات بسيار نادر. زبانى كه ما بدان سخن مى‏گوييم، براى بيان تجربه‏هاى عموم انسان‏ها ساخته شده است؛ نه براى بيان تجربه‏هاى خاص عارفان، در نتيجه آنان همواره شكوه مى‏كنند كه اين زبان، براى بيان احوال ايشان ناقص و نارسا است.
عطار مى‏سرايد:
اسرار تو در زبان نمى‏گنجداوصاف تو در بيان نمى‏گنجد
اسرار صفات جوهر عشقت‏مى‏دانم و در بيان نمى‏گنجد
تجربه «فنا»، يكى از تجربه‏هاى عرفانى است كه در بيان عارفان، متناقض نما است و حلاج تجربه فنا را در قالب اين جمله مطرح كرده است. حقيقت «فنا» آن است كه سالك به علم يقينى دريابد كه حق تعالى، عين وجود است و جز خدا هر چه باشد، عدمِ مطلق است؛ چنان كه مولانا در فيه ما فيه مى‏گويد: در پيش او دو «انا» نمى‏گنجد. تو «انا» مى‏گويى و او «انا».


سوم.

اين كلام بر اساس اصول عرفان نظرى و عملى صحيح است؛ زيرا سالك راسخ در مقام سير به حق - بعد از طى مراحل و منازل و پشت سرگذاشتن حجاب‏هاى ظلمانى و نورانى - كم كم جز وحدت چيزى را شهود نمى‏كند، تا به مقام محو در وحدت مى‏رسد و ذاتش در ذات حق محو مى‏شود. و اين سبب مى‏شود كه وجودش، حقانى گردد و غير از حق، چيزى نبيند. سالك در اين مرتبه و مقام، چون ذات، صفات و آثار و افعال خود را فانى در حق نموده و مغلوب حكم وحدت است؛ سخنانى مى‏گويد كه نشانگر فناى او در توحيد و فناى ذات خود، در وجود حق است. اين سخنان ناشى از تجلى ذاتى حق در سالك است كه به كلى ذات او را محو و نابود كرده است. نتيجه تجلى، ظهور چنين سخنانى از سالك است؛ نظير: «اناالحق»، «ليس فى جبتى الاالله» و «سبحانى ما اعظم شأنى».

به بيان ديگر، هر آن كس كه از خودى و تعين خود، مانند خلأ - كه لا شى‏ء محض است - خالى شود و خود را از هستى و خودى محو گرداند؛ در وى صوت و صداى «اناالحق» پيدا مى‏شود. «صدا» عبارت از انعكاس صوت از جسم است كه در برابر آواز دهنده مى‏باشد؛ يعنى، آن «اناالحق» - كه از زبان عارفانى چون حلاج و ديگران شنيده مى‏شد - صوت و نطق حق بود و به طريق انعكاس به صورت صلايى از منصور و ديگران شنيده مى‏شد و مردم مى‏پنداشتند كه او گفته است! مانند شخصى كه در ميان كوه آوازى سر مى‏دهد و آن آواز به سبب انعكاس از كوه، به گوش ديگران مى‏رسد و نادان مى‏پندارد كه آن آواز كوه است.
اين مطلب غريبى نيست؛ چنان كه روايت شده كه حضرت صادق«عليه السلام» در بعضى روزها، مشغول نماز بود. پس ناگهان در اثناى نماز بيهوش افتاد. بعد سبب بيهوشى را از حضرتش پرسيدند، امام فرمود: «من آيه را تكرار مى‏كردم تا آن را از گوينده‏اش شنيدم». شيخ‏بهائى در ذيل اين روايت مى‏گويد: برخى از عرفا گفته‏اند: «زبان مبارك حضرت‏صادق«عليه السلام» در آن هنگام، مانند درخت طور بود كه گفت: «انى اناالله».
روا باشد اناالله از درختى‏چرا نبود روا از نيك بختى‏
قرآن مى‏فرمايد: «وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ»؛ فتح (48)، آيه 4. و «إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدِيرٌ»؛ بقره (2)، آيه 20.. «همه ذرات عالم ملك خدا و در اختيار خدا است. جسم و جان و زبان ما، ملك خدا و از جنود او است و خدا بر هر امرى قادر است. حال كه چنين است، آيا استبعادى دارد كه خداوند قادر و مهربان، زبان بنده شايسته‏اى را در بعضى از حالات مخصوص، مورد و محل صوت خويش قرار دهد؟!
البته براى كسى كه از نظر «قرب الى الله» و سير مدارج عاليه عبوديت و طى مقامات علمى و ورود در «عرفان حقيقى» در حد عارفان راستين و بزرگ نباشد، جايز و روا نيست كه چنين جملاتى را در اشعار و نثر خويش بياورد.
لذا صحيح‏تر آن است كه بگوييم: اين امور در اختيار كسى نيست كه براى خود پيش بياورد؛ بلكه پيش مى‏آيد. به عبارت ديگر كسى نمى‏گويد؛ بلكه مى‏گويند. پس اگر كسى بخواهد بدون اين شرايط و به تصنّع، كلماتى از اين قبيل بگويد، جز ظلمت باطن و دورى از خدا چيزى عايداش نخواهد شد. افرادى مانند مرحوم حاج ملااحمد نراقى - كه از بزرگان فقهاى اماميه است - مى‏توانند چنين بگويند. وى در جايى مى‏گويد: من مدتى را به حال سلوك و رياضت و اعراض از خلق گذراندم؛ بعد از مدتى حالتى به من دست داد كه اين اشعار را حاكى از زبان حالم قرار دادم:
عمريست كه اندر طلب دوست دويديم / ‏هم ميكده هم مدرسه هم صومعه ديديم‏
با هيچ كس از دوست نديديم نشانى / ‏از هيچ كسى هم خبر او نشنيديم‏
پس كنج خرابى، ز عالم بگزيديم / ‏تنها دل و افسرده و نوميد خزيديم‏
سر بر سر زانو بنهاديم و نشستيم / ‏هم بر سر خود خرقه صد پاره كشيديم‏
گر تشنه شديم آب ز جوى مژه خورديم‏ / ور گرسنه سخت جگر خويش مكيديم‏
تا آنكه در آخر اشعار خود بعد از مژده بشارت «وصال دوست» مى‏سرايد:
چندى كه چنين ما ره مقصود سپرديم / ‏المنة للَّه كه به مقصود رسيديم‏
ديديم نه پيدا اثر از كون و مكان بود / جز پرتو يك مهر دگر چيز نديديم‏
ديديم جهان وادى ايمن شده هر چيز / نخلى و ز هر نخل اناالله شنيديم‏



منبع : http://rss.nahad.ir به نقل از: شرح مقدمه قيصرى، ص‏390 - 391.
منبع

الهی و ربی من لی غیرک

اللهم صل علي سيدنا و نبينا محمد و آله و مختلف الملوان و تعاقب العصران وكر الجديدان و استبقل فرقدان و بلغ روحه و ارواح اهل بيت من التحيته و السلام

خدايا درود فرست بر مولاي ما و پيامبر ما محمد و خاندانش تا آنگاه كه روز و شب مي آيد و مي رود و بامدادو شامگاه ها به هم تبديل مي شوند و روز ها و شب ها به دنبال هم مي رسند و آن دو ستارهي قطبي بزرگ و كوچك روي مي آورند و روان او و خاندانش از سوي من درود و سلام برسان
يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
 تشکر شده توسط : Seyedmahdi , safaeei , vorojax
02-07-2010, 01:48 PM
شماره : #12
RE: انالحق یعنی چه؟
فکر کنم توضیحات کافی باشه

فقط ان شاءالله روزی برسه که ما هم فنا در ذات احدیت بشیم و جز او نبینیم...

الهی و ربی من لی غیرک

اللهم صل علي سيدنا و نبينا محمد و آله و مختلف الملوان و تعاقب العصران وكر الجديدان و استبقل فرقدان و بلغ روحه و ارواح اهل بيت من التحيته و السلام

خدايا درود فرست بر مولاي ما و پيامبر ما محمد و خاندانش تا آنگاه كه روز و شب مي آيد و مي رود و بامدادو شامگاه ها به هم تبديل مي شوند و روز ها و شب ها به دنبال هم مي رسند و آن دو ستارهي قطبي بزرگ و كوچك روي مي آورند و روان او و خاندانش از سوي من درود و سلام برسان
يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
 تشکر شده توسط : safaeei
02-08-2010, 03:51 PM
شماره : #13
RE: انالحق یعنی چه؟
سلام ، تشکر از بچه های نورآسمان مطلب را متوجه شدم و تشکر از fardaa پاسخ های خوب و جامعی قرار دادند .

[تصوير: 1252548395.jpg]
سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد ***ان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد
RoseRoseRose
هر آنچه که برای خود می پسندی برای دیگران بپسند و هر آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران نپسند. امام علی (ع)

يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
 تشکر شده توسط : fardaa
02-11-2010, 01:37 PM
شماره : #14
RE: انالحق یعنی چه؟
ا سلام یعنی علی (ع)
يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
02-11-2010, 06:20 PM
شماره : #15
RE: انالحق یعنی چه؟
سلام دوستان
آنطور که بنده شنیده...
عده ای ایشون رو شیاد و عده ای ایشون رو عارف می دانستند
ولیکن تا آنجا که اطلاع دارم
از نظر دکتر قزوینی(اگر اشتباه نکم!) ایشون شیاد هستند!
از نظر ایت الله بهجت و ایت الله خمینی ، علامه حسن زاده آملی ایشون عارف هستند.
که البته امام خیمینی در اشعارش به ایشون اشاره کرد.
و شاید کامل ترین بیت شعر و گویا ترین بیت شعر در بار ایشان
این بیت شعر حافظ باشد

گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند
جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد


یا علی

[تصوير: emza.jpg]
{مظلومیت رهبر(کلیپ ویژه موبایل سخنرانی دانشمند)}
{اثبات برتري مذهب شيعه بر مذهب سني در يك دقيقه با استفاده از قرآن توسط حجت الاسلام قرائتي(وي‍ژه موبايل)}
مجموعه 69 کتاب و نرم افزار مذهبی برای موبایل(جاوا)
{کلیپی جالب از مصاحبه با دختران بد حجاب و جواب انها توسط کارشناسان(ویژه موبایل)}
{پرسش و پاسخ مذهبی}
راهنمای گام به گام استفاده از تالار گفتمان برای کاربران تازه کار
عضویت در تالار گفتمان

شاید این جمعه بیاید..شاید..
مشاهده وب سايت اين کاربر يافتن تمام ارسال‌هاي اين کاربر
نقل اين ارسال در يك پاسخ
ارسال پاسخ 


موضوعات مشابه ...
موضوع: نويسنده پاسخ: مشاهده: آخرين ارسال
  شیعه بهتر یا اهل سنت KARAVAN 73 3,471 03-16-2010 12:53 AM
آخرين ارسال: hossein moradi
  نظر شما در باره دوست بودن با جنس مخالف KARAVAN 53 2,733 03-14-2010 10:06 AM
آخرين ارسال: SuNny
  آيا اهميت دادن به نوروز بدعت نيست ؟! SuNny 0 26 03-14-2010 09:50 AM
آخرين ارسال: SuNny
  حروف ابجد چیست؟ safaeei 12 5,089 03-07-2010 03:22 PM
آخرين ارسال: Mustafa Kamal
  معامله با خدا کاظم سبزواری 3 489 03-06-2010 09:57 PM
آخرين ارسال: entezar

پرش به انجمن:

تماس با ماwww.nooreaseman.comبازگشت به بالابازگشت به مطلبآرشيو انجمنپيوند RSS